خرید انترنتی مجموعه فیلم های تاریخی و مذهبی - باستانی و ایران باستان خرید اینترنتی پستی مجموعه 3.300 کتاب تاریخی، مذهبی، فلسفی، عرفانی و سیاسی خرید انترنتی مجموعه فیلم های تاریخی و مذهبی - باستانی و ایران باستان
۴۳۷
این نگاره توسط انی کاظمی در تاریخ ۵م بهمن، ۱۳۸۸ و در دسته "اهل سنت (تسنن) + دانلود + کتاب های الکترونیکی مذهبی + کتاب های تاریخ اسلام + کتابهای دین و آیین اسلام" ارسال شده است.

نویسنده :

نام

ابوبکر (جهت دریافت کلیک کنید)

نویسنده

محمد عبدالرحمن قاسم ترجمه:اسحاق دبیرى

موضوع

اسلام + ابوبکر + خلفا راشدین + اهل سنت

پسورد یا رمز

www.tarikhema.ir

جلد

۱

حجم

۲۸۷۴کیلو بایت

قالب

PDF

۴۳۷ دیدگاه »

  1. مهدی گفته است :

    برای شناخت بیشتر ابوبکر می توانید به لینک های زیر مراجعه کنید :

    http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=147

    http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=141

    http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=sokhan&id=139

    http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=449

    http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1475

    http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=8440

    [پاسخ]

    Mikal پاسخ در تاريخ اسفند ۱۳م, ۱۳۹۰ ۳:۳۶ ق.ظ:

    @مهدی, مهدی جان ما برای شناخت ابوبکر صدیق (رض) به کلام الله تعالی استناد می کنیم:

    إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ ٱللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ ٱلَّذِینَ کَفَرُوا۟ ثَانِىَ ٱثْنَیْنِ إِذْ هُمَا فِى ٱلْغَارِ إِذْ یَقُولُ لِصَـٰحِبِهِۦ لَا تَحْزَنْ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَنَا ۖ فَأَنزَلَ ٱللَّهُ سَکِینَتَهُۥ عَلَیْهِ وَأَیَّدَهُۥ بِجُنُودٍۢ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ کَلِمَةَ ٱلَّذِینَ کَفَرُوا۟ ٱلسُّفْلَىٰ ۗ وَکَلِمَةُ ٱللَّهِ هِىَ ٱلْعُلْیَا ۗ وَٱللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ [التوبة:۴٠]
    اگر پیغمبر را یاری نکنید (خدا او را یاری می‌کند، همان گونه که قبلاً) خدا او را یاری کرد، بدان گاه که کافران او را (از مکّه) بیرون کردند، در حالی که (دو نفر بیشتر نبودند و) او دومین نفر بود (و تنها یک نفر به همراه داشت که رفیق دلسوزش ابوبکر بود). هنگامی که آن دو در غار (ثور جای گزیدند و در آن سه روز ماندگار) شدند (ابوبکر نگران شد که از سوی قریشیان به جان پیغمبر گزندی رسد،) در این هنگام پیغمبر خطاب به رفیقش گفت: غم مخور که خدا با ما است (و ما را حفظ می‌نماید و کمک می‌کند و از دست قریشیان می‌رهاند و به عزّت و شوکت می‌رساند. در این وقت بود که) خداوند آرامش خود را بهره‌ی او ساخت (و ابوبکر از این پرتو الطاف، آرام گرفت) و پیغمبر را با سپاهیانی (از فرشتگان در همان زمان و همچنین بعدها در جنگ بدر و حُنَین) یاری داد که شما آنان را نمی‌دیدید، و سرانجام سخن کافران را فروکشید (و شوکت و آئین آنان را از هم گسیخت) و سخن الهی پیوسته بالا بوده است (و نور توحید بر ظلمت کفر چیره شده است و مکتب آسمانی، مکتبهای زمینی را از میان برده است) و خدا باعزّت است (و هرکاری را می‌تواند بکند و) حکیم است (و کارها را بجا و از روی حکمت انجام می‌دهد). [[«ثَانِیَ اثْنَیْنِ»: یکی از دو نفر. حال ضمیر (هُ) است. «الْغَار»: مراد غار کوه ثور است که در جنوب مکّه قرار دارد و راه یک ساعته پیاده از آن دور است. «إِذْهُمَا فِی الْغَارِ»: بدل بعض از (إِذْ أَخْرَجَهُ)، و (إِذْ یَقُولُ) بدل دوم آن است. «عَلَیْهِ»: ضمیر (ه) به پیغمبر و یا به ابوبکر صِدّیق برمی‌گردد. «کَلِمَةَ الَّذِینَ کَفَرُوا»: مراد سخنی است مبنی بر قتل پیغمبر که همگی بر آن متّفق شدند (نگا: انفال / ۳۰). شرک. دعوت به کفر. مراد معتقدات ایشان است. «کَلِمَةُاللهِ»: مراد وعده پیروزی خدا به پیغمبران و مؤمنان است (غافر / ۵۱). توحید. دعوت به اسلام. آئین اسلام. واژه (کَلِمَةُ) مبتدا است و جمله (هِیَ‌الْعُلْیَا) خبر آن است. ذکر جمله اسمیّه برای دوام است و بیانگر همیشگی و جاودانگی (کَلِمَةُ اللهِ) است.]]
    جالب اینه که ابوبکر منافق و کافر به جای اینکه محمد رو تحویل کفار بده نگران میشه که نکنه رسول الله رو ببینند و او را بکشند.
    خوب در جواب می گید او بعد از وفات رسول الله (ص) مرتد شد. خوب مهدی جان ما باز به کلام رب العالمین استناد می کنیم:

    وَٱلسَّـٰبِقُونَ ٱلْأَوَّلُونَ مِنَ ٱلْمُهَـٰجِرِینَ وَٱلْأَنصَارِ وَٱلَّذِینَ ٱتَّبَعُوهُم بِإِحْسَـٰنٍۢ رَّضِىَ ٱللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا۟ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّـٰتٍۢ تَجْرِى تَحْتَهَا ٱلْأَنْهَـٰرُ خَـٰلِدِینَ فِیهَآ أَبَدًۭا ۚ ذَ‌ٰلِکَ ٱلْفَوْزُ ٱلْعَظِیمُ [التوبة:١٠٠]
    پیشگامان نخستین مهاجران و انصار، و کسانی که به نیکی روش آنان را در پیش گرفتند و راه ایشان را به خوبی پیمودند، خداوند از آنان خوشنود است و ایشان هم از خدا خوشنودند، و خداوند برای آنان بهشت را آماده ساخته است که در زیر (درختان و کاخهای) آن رودخانه‌ها جاری است و جاودانه در آنجا می‌مانند. این است پیروزی بزرگ و رستگاری سترگ. [[«السَّابِقُونَ»: پیشگامان. سبقت‌گیرندگان بر دیگران در ایمان و هجرت و نصرت. مراد مهاجرانی است که پیش از صلح حُدَیْبِیّه هجرت کردند و با جان و مال در راه خدا کوشیدند، و نیز انصاری است که در عقبه اوّل و دوم با پیغمبر بیعت کردند و یا این که هنگام قدوم پیغمبر به مدینه ایمان آوردند. «وَ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ ...»: مراد کسانی است که به دنبال این پیشگامان مهاجر و انصار ایمان آوردند و در اقوال و افعال، صادقانه از چنین پیشوایان پیش‌تاز پیروی کردند. تابعین و همه مؤمنانی که از کردار نیک و رفتار پسندیده مهاجران و انصار بزرگوار در تمام امکنه و اعصار تا آخر روزگار پیروی می‌کنند.]]
    مهدی جان خداوند وعده ی پیروزی بزرگ که بهشت باشه رو به چه کسانی داده؟ پیشگامان مهاجر و انصار. درسته؟ خوب مهدی عزیز این ابوبکر که با پیامبر همسفر بوده پیشگام در هجرت نیست؟ غیر منطقی حرف می زنم؟؟؟ خوب حالا برای مهر اثبات نهایی یک کلام دیگه از الله تعالی می آریم و شما رو با تفکر و تعقل آزادانه خود رها می کنیم:

    لَّقَدْ رَضِىَ ٱللَّهُ عَنِ ٱلْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبَایِعُونَکَ تَحْتَ ٱلشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِى قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ ٱلسَّکِینَةَ عَلَیْهِمْ وَأَثَـٰبَهُمْ فَتْحًۭا قَرِیبًۭا [الفتح:١٨]
    خداوند از مؤمنان راضی گردید همان دم که در زیر درخت با تو بیعت کردند. خدا می‌دانست آنچه را که در درون دلهایشان (از صداقت و ایمان و اخلاص و وفاداری به اسلام) نهفته بود، لذا اطمینان خاطری به دلهایشان داد، و فتح نزدیکی را (گذشته از نعمت سرمدی آخرت) پاداششان کرد. [[«إِذْ»: آن دم. بدانگاه. «الشَّجَرَةِ»: مراد درخت بزرگ و گشنی است که در حدیبیه بود و مؤمنان در زیر سایه آن با پیغمبر تجدید بیعت کردند و این پیمان به سبب خوشنودی خدا از آن مؤمنان «بَیْعَةُالرِّضْوان» نام گرفت. «السَّکِینَةَ»: (نگا: آیه ۴). «أَثَابَهُمْ»: (نگا: آل‌عمران / ۱۵۳، مائده / ۸۵). «فَتْحاً قَرِیباً»: مراد صلح حدیبیه است که منشأ آزادی دعوت اسلام و فتوحات بیشمار گردید. برخی هم آن را فتح خیبر، و گروهی نیز فتح مکه می‌دانند.]]
    مهدی جان این آیه در مورد صلح حدیبیه نازل شده که خداوند رضایت خود را از کسانی که با پیامبر تا آخرین قطره خون خود بیعت کردند اعلان نموده (که یکی از آنها حضرت ابوبکر رضى الله عنه هست) مهدی جان می دونیم که علم الهی محدود به زمان و مکان نیست، او عالم به ما کان و ما یکون است ، گذشته حال و آینده برای ذات الله تعالی یکسان است یعنی از آینده ی ابوبکر با خبر بوده و به آن عالم است و با توجه به علم خویش در قرآن رضایت خود را از آنها تا قیامت ثبت کرده است و رضایت از آنها رو تا ابد با آیات خود مهر کرده است…

    دوست من بیا از قرآن حرف بزنیم و گرد قرآن جمع بشیم چون فقط قرآن هست که هر دو اطمینان داریم که ۱۰۰% درسته. غیر این هر چیزی باشه احتمال تحریف اون هست که اگه اون حرف ها خلاف کلام الله باشه ۱۰۰% دروغ هست (که الله دوستی ابوبکر با پیامبر، رستگاری بزرگ، بهشت، و رضایت خود از ابوبکر رو ثابت کرده). حالا مهدی عزیز شما بفرمایید کلام رب العالمین رو باور کنیم یا سایت ولی عصر؟

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۷م, ۱۳۹۱ (3 weeks ago) ۹:۴۶ ق.ظ:

    @Mikal, دوست عزیز و خوانندگان محترم لطفا به این موارد دقت کنید:
    ۱- پیامبر گرامی فرموده است:« من مات و لم یکن فی عنقه بیعه امام فقد مات میته جاهلیه»
    «هر کس بمیرد در حالی که با امامی بیعت نکرده باشد، مرگ او مرگ جاهلیت است».
    ۲- پیامبر در حق دختر خود فرموده است: «فاطمه سیده نساء أهل الجنه».
    و نیز فرموده است: «یا فاطمه إنّ الله یغضب لغضبک و یرضی لرضاک».
    ۳- ابن حجر در شرح صحیح بخاری نقل می کند «فاطمه بر ابی بکر خشم گرفت، و از او دوری جست تا آن که پس از شش روز از دنیا رفت، همسرش علی بر او نماز گزارد، و به ابی بکر خبر نداد.

    اکنون سؤال می شود دخت گرامی پیامبر که به حکم روایت بخاری بهترین زنان جهان بود، چرا با ابی بکر بیعت نکرد؟
    در پاسخ باید گفت:‌او طاهره مطهره است و هرگز بر خلاف فرمان رسول خدا عمل نکرده است.
    آن کس که با او بیعت نکرد، امام واقعی نبوده و چون زهرا بدون بیعت از جهان رفته است، قهراً بیعت امامی بر گردن او بود و او جز علی بن ابی طالب وصی رسول خدا کسی نیست

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۹۱ (3 weeks ago) ۱۱:۳۸ ق.ظ:

    اول اینکه ابومکر قبل از اسلام در جهالت به سر می برد و بت پرست بود. چگونه او را صدیق می نامید.
    ثانیا حضرت علی (ع) اولین کسی بود که اسلام آورد و ابوبکر جزو نفرات آخر بود.
    در شان حضرت علی (ع) همین بس که مولود کعبه بوده و در خانه حضرت پیامبر (ص) تعلیم و تربیت شده و مثل برادر آن حضرت می باشد.مثل حضرت هارون (ع) به حضرت موسی(ع)می باشد و بس.

    [پاسخ]

    فاطمه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹م, ۱۳۹۱ (2 weeks ago) ۱۰:۵۵ ب.ظ:

    من میخواستم به جناب mikalومهدی پیشنهاد خوندن کتاب فریاد سکوت رو بدم تو این کتاب یه شیعه اومده فقط بر اساس منابع اهل تسنن ثابت کرده که حضرت فاطمه چقدر از جناب ابوبکر ناراحت بودن و با همین ناراحتی هم از دنیا رفتن برادران محترم شما اول برید علمای خودتونو قانع کنین بعد به فکر اقنای شیعیان باشید راستی کتاب فریاد سکوت از محمد ساجدی نیا هس

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۹۱ (5 days ago) ۱۰:۲۶ ب.ظ:

    @فاطمه,
    میدونی اینا حرفشون چیه؟
    اینا فقط میخوان تاریخ رو زیر سوال ببرن. فقط میخوان بگن تمام این وقایع دروغه. اون وقت برای خودشون دلیل می تراشن. هدفشون چیه نمی دونم. ولی هرچی از ابو بکر و عمر میگی اونا از دولت و ولی فقیه و آزادی بیان و … میگن . فقط می پیچونن.

    محسن پاسخ در تاريخ Yesterday ۶:۳۶ ق.ظ:

    اولا که قبل از اسلام کافر و جاهل بودن هیچ عیبی نیست و همه اعمال گناه ادم قبل از اسلام آوردنش پاک میشن و فرد نو مسلمان مثل نوزاد از گناه پاک میشه. دوما اطلاعات نداری برو دریافت کن و بدان که ابوبکر قبل از اسلام آوردن هم رفیق شفیق پیامبر و اولین فرد بوده که پیامبر خدا نبوتش را با او در میان گذاشته و ابوبکر نیز ایمان آورده. و ایمان حضرت علی هرچند که بسار محترم هست ولی به نظرم به اندازه یک انسان بالغ و سرد و گرم چشیده و موثر و قدرتمند مثل حضرت ابوبکر برابری نمیکنه و قابل قیاس نیست. سوما مولود کعبه بودن در اون زمان هیچ شرفی نبوده چون کعبه در زمان تولد حضرت علی بتخانه بود و حضرت علی فضایل کم نداشتند که شما بخواید از بتخانه هم فضیلت درست کنید! اگر حضرت علی به منزله هارون و موسی دلیلی بر جانشینی بود پس بدان که حضرت هارون قبل از حضرت موسی (ع) از دنیا رفتند که در مورد حضرت علی و پیامبر(ص) صدق نمیکنه!

    [پاسخ]

    navid پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۹۱ (5 days ago) ۱:۲۷ ب.ظ:

    @مجید, اقا مجید
    لطفا سند دقیق بده اینکه بگی تو فلان کتاب اومده دلیل خوبی نیست

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۹۱ (5 days ago) ۱۰:۲۲ ب.ظ:

    @navid, آدرس
    صحیح البخاری، ج ۳،‌ ص ۱۱۲۶، ح۲۹۲۶، باب فَرْضِ الْخُمُسِ

    [پاسخ]

    فاطمه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۹۱ (5 days ago) ۱۰:۳۱ ب.ظ:

    @navid, ابن قتییبه در کتاب الامامه و السیاسه مینویسد (پس از مجروح شدن حضرت زهرا علیه السلام) عمر به ابوبکر گفت بیا با هم به پیش فاطمه برویم زیرا ما او را غضبناک کردیم پس به راه افتادند و از فاطمه اذن ورود خواستند ولی او اجازه نداد به نزد علی رفته و با او سخن گفتند ( و او را واسطه قرار دادند) او انها را به داخل خانه اورد و چون نزد فاطمه نشستند ان حضرت صورتش را به طرف دیوار برگرداند و جواب سلام انان را نداد پس ابوبکر ای محبوب رسول خدا (صلی اله علیه و اله)! به خدا سوگند خویشاوندی رسول خدا نزد من دوست داشتنی تر از خویشاوندی خودم میباشد و من تو را از دخترم عایشه بیشتر دوست دارم روزی که پدرت وفات کرد دوست داشتم من هم میمردم تا بعد از او باقی نمانم ایا گمان میکنی من با اینکه تو را میشناسم و فضل و شرف تو را میدانم تو را از حق ومیراثت محروم میکنم؟ اما از پدرت رسول خدا صلی اله علیه و اله شنیدم که میگفت (ما ارث بجا نمیگذاریم و هر چه از ما باقی بماند صدقه است) در این هنگام فاطمه علیه السلام فرمود اگر حدیثی از رسول خدا برای شما نقل کنم ایا ان را تایید نموده و به ان عمل میکنید؟ گفتند اری! فرمود شما را به خدا سوگند میدهم ایا شما دو نفر از رسول خدا صلی اله علیه و اله نشنیدید که فرمود خشنودی فاطمه خشنودی من و ناراحتی او ناراحتی من است هرکس دخترم فاطمه را دوست بدارد و احترام کند مرا دوست داشته و احترام کرده است و هرکس فاطمه را به خشم اورد مرا به خشم اورده است؟ ان دو گفتند اری این حدیث را از پیامبر صلی اله علیه و اله شنیده ایم. حضرت صدیقه علیه السلام فرمود خدا و فرشتگان را شاهد میگیرم که شما دو نفر مرا اذیت و ناراحت کرده اید و در ملاقات با پدرم از شما دو نفر شکایت خواهم کرد به خدا قسم پس از هر نماز بر شما نفرین خواهم کرد

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ Yesterday ۶:۴۴ ق.ظ:

    این حرف شما خود دلیلی بر ایمان محکم آنهاست چون از ناراحت کردن فاطمه ناراحت بودند و نمیخواستند خللی در ایمانشان وجد داشته باشد و امکان ندارد که اگر با این ایمان نزد فاطمه رفته باشند و راضیش نکرده و برگردند! و یا حضرت فاطمه انقدر سنگدل باشند که نبخشندشان و یا انقدر حریص به مال دنیا که بخواهند بخاطرش انقدر لعنت و نفرین بکنند. اگر فاطمه با این اوصاف بوده پس فضائلش از رأفت و مهربانی کجاست؟!!!

    فاطمه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۹۱ (5 days ago) ۱۰:۳۵ ب.ظ:

    @navid, ابن قتییبه در کتاب الامامه و السیاسه مینویسد (پس از مجروح شدن حضرت زهرا علیه السلام) عمر به ابوبکر گفت بیا با هم به پیش فاطمه برویم زیرا ما او را غضبناک کردیم پس به راه افتادند و از فاطمه اذن ورود خواستند ولی او اجازه نداد به نزد علی رفته و با او سخن گفتند ( و او را واسطه قرار دادند) او انها را به داخل خانه اورد و چون نزد فاطمه نشستند ان حضرت صورتش را به طرف دیوار برگرداند و جواب سلام انان را نداد پس ابوبکر ای محبوب رسول خدا (صلی اله علیه و اله)! به خدا سوگند خویشاوندی رسول خدا نزد من دوست داشتنی تر از خویشاوندی خودم میباشد و من تو را از دخترم عایشه بیشتر دوست دارم روزی که پدرت وفات کرد دوست داشتم من هم میمردم تا بعد از او باقی نمانم ایا گمان میکنی من با اینکه تو را میشناسم و فضل و شرف تو را میدانم تو را از حق ومیراثت محروم میکنم؟ اما از پدرت رسول خدا صلی اله علیه و اله شنیدم که میگفت (ما ارث بجا نمیگذاریم و هر چه از ما باقی بماند صدقه است) در این هنگام فاطمه علیه السلام فرمود اگر حدیثی از رسول خدا برای شما نقل کنم ایا ان را تایید نموده و به ان عمل میکنید؟ گفتند اری! فرمود شما را به خدا سوگند میدهم ایا شما دو نفر از رسول خدا صلی اله علیه و اله نشنیدید که فرمود خشنودی فاطمه خشنودی من و ناراحتی او ناراحتی من است هرکس دخترم فاطمه را دوست بدارد و احترام کند مرا دوست داشته و احترام کرده است و هرکس فاطمه را به خشم اورد مرا به خشم اورده است؟ ان دو گفتند اری این حدیث را از پیامبر صلی اله علیه و اله شنیده ایم. حضرت صدیقه علیه السلام فرمود خدا و فرشتگان را شاهد میگیرم که شما دو نفر مرا اذیت و ناراحت کرده اید و در ملاقات با پدرم از شما دو نفر شکایت خواهم کرد به خدا قسم پس از هر نماز بر شما نفرین خواهم کرد . من نمیدونم ذیگه چطوری ادرس بدم که دقیق باشه فریاد سکوت از محمد ساجدی نیا.

    [پاسخ]

    فاطمه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۹۱ (5 days ago) ۱۱:۳۵ ب.ظ:

    @navid, یا مثلا صفدی در الوافی بالوفیات ج ۲ ص ۲۲۷ گفته عمر در روز بیعت به شکم فاطمه علیه السلام زد که منجر به سقط شدن محسن از شکمش شد. یا ابن حجر عسقلانی مینویسد عمر به فاطمه علیه السلام لگد زد که سبب سقط محسن گردید(منبع:ابن تیمیه حرانی در منهاج السنه النبویه ج ۸ ص ۲۹۱ یا ابوبکر خود در اخرین روزهای عمرش اعتراف میکند که دستور هجوم به خانه صدیقه طاهره علیه السلام را صادرکرده است تعدادی از علمای اهل سنت از جمله شمس الدین ذهبی محمد بن جریر طبری ابن قتیبه دینوری ابن عساکر و… مینویسند: عبد الرحمن بن عوف در بیماری ابوبکر بر او وارد شد و بر وی سلام کرد پس از گفت وگویی ابوبکر به او چنین گفت:من به چیزی تاسف نمیخورم مگر بر ۳ چیز که انجام دادم و۳ چیزی که انجام ندادم و ۳ چیزی که ای کاش از رسول خدا میپرسیدم… اما ان ۳ که دوست داشتم ترک میکردم یکی ان که دوست داشتم خانه فاطمه علیه السلام را هتک حرمت نمیکردم هر چند برای جنگ بسته شده شود… . این اعتراف حاکی از ان است که هتک حرمت به ساحت مقدس حضرت زهرا علیه السلام فراتر از حد تهدید بوده و هجوم به خانه حضرت عملی شده است (منابع:ذهبی ٰتاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر والاعلام ج ۱ ص ۳۸۵ وتاریخ طبری ج ۲ ص۳۵۳ و ابن قتیبه الامامه و السیاسه ج ۱ ص۳۱ و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه ج۲ ص۴۷ و متقی الهندی در کنز العمال ج ۵ص ۸۵۲) یا مثلا اینجا که مسعودی شافعی مینویسد:به سوی منزل (امیرالمومنین)رفته به او هجوم اورده و درب خانه او را اتش زدند و او را به زور از ان بیرون اوردند و سرور زنان را با در چنان فشار دادند که سبب سقط محسن گردید(منبع: مسعودی اثبات الوصیه) یا مثلا شهرستانی مینویسد: نظام گفته است که عمر در روز بیعت به شکم فاطمه علیه السلام ضربه زد که منجر به سقط شدن نوزاد وی از شکمش شد. و فریاد میزد این خانه را با هرکه در ان است به اتش بکشید. و در خانه به جز علی علیه السلام و فاطمه علیه السلام و حسن علیه السلام و حسین علیه السلام کسی نبود(عبدالکریم شهرستانی الملل و النحل ج۱ ص۱۵)

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۹۱ (4 days ago) ۹:۵۷ ب.ظ:

    @مجید, آقا مجید شما چرا خود اهل سنتو نمی گید. الان امام زمان اهل سنت کیه.آیا امامشونو شناختن یا بر دین جاهلیت فوت شدن.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ (3 days ago) ۱۰:۰۴ ق.ظ:

    @حامد, داداشی اینا این حدیث رو ردش می کنن لابد
    و گرنه همه چیز روشنه
    انگشتت طلا

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ Yesterday ۶:۵۰ ق.ظ:

    امام زمان اهل سنت قرآن. امامیست که مرگ نداره و همیشه حی و حاظر هست و هر وقت که خواستی میتونی بهش مراجعه کنی! نه میمیره و نه از ترس تو چاه میخوابه

    [پاسخ]

    احمد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۹۱ (5 days ago) ۷:۴۲ ب.ظ:

    فضائل ابوبکر در قرآن؟!!

    در قرآن در آیه ۴۰، سورة توبه می‌خوانیم:

    الاّ تَنْصُروُهُ فَقَدْ نَصَرهُ اللّهُ اِذْ اَخْرَجَهُ الَّذینَ کَفَروُا ثانِیَ اثْنَیْنِ اْذْ هُما فی الْغارِ اِذْ یَقُولُ لِصاحِبِهِ لاتَحْزَنْ اِنَّ اللّهَ مَعَنا فَاَنْزَلَ اللّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ وَ اَیَّدَهُ بِجُنُود لَمْ تَرَوْها …:
    اگر پیامبر‌ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ را یاری نکنید، خداوند او را یاری خواهد کرد (همان گونه که در سخت‌ترین ساعات، او را تنها نگذارد) آن هنگام که (در جریان هجرت) کافران او را (از مکّه) بیرون کردند، در حالی که دوّمین نفر بود (و یک نفر همراه او بیش نبود) درآن هنگام که آن دو، در غار بودند، و او به همسفر خود می‌گفت: غم مخور، خدا با ما است، در این موقع خداوند آرامش خود را بر او (پیامبر) فرستاد، و با لشگرهائی که آن‌ها را نمی‌دیدند او را تقویت نمود.
    علمای اهل تسنّن،‌این آیه را که از دلائل معروف فضائل ابوبکر می‌دانند،‌و ابوبکر را به عنوان یار غار خوانده، و برای تأیید خلافت او به آن تکیه می‌نمایند،‌ و شعرای آن‌ها با یادآوری همین عنوان، او را می‌ستایند، مثلاً سعدی می‌گوید:
    ای یار غار سیّد و صدّیق و راه‌بر
    مجموعة فضائل و گنجینة صفا
    مردان قدم به صحبت یاران نهاده‌اند
    لیکن نه هم‌چنان که تو در کام اژدها[۱]
    اکنون با توجّه به مطلب فوق به مناظرة زیر که از شیخ مفید (ره) نقل شده توجّه کنید:
    علّامة طبرسی در کتاب احتجاج و کراجکی در کنزالفوائد، از شیخ ابوعلی‌ حسن‌بن‌محمّدرِقّی،نقل می‌کنند که شیخ مفید (ره) فرمود: شبی در خواب دیدم گویا به راهی می‌روم، ناگاه چشمم به جمعیّتی افتاد که به گرد مردی حلقه زده بودند، و آن مرد برای آن‌ها قصّه می‌گفت، پرسیدم آن مرد کیست؟، گفتند: عمربن خطّاب است.
    من نزد عمر رفتم دیدم مردی با او سخن می‌گوید، ولی من سخن آن‌ها را نمی‌فهمیدم، سخنانش را قطع کرده و به عمر گفتم: بگو دلیل بر برتری ابوبکر، در آیة غار (ثانی اثنین اذهما فی الغار …) چیست؟
    عمر گفت: شش نکته‌ای که در این آیه وجود دارد بیانگر فضیلت ابوبکر است.
    آنگاه آن شش نکته را چنین برشمرد:
    ۱ـ خداوند در قرآن (آیه ۴۰ توبه) از پیامبر ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ یاد کرده، و ابوبکر را دوّمین نفر قرار داده است (ثانِیَ اثْنَیْن(
    ۲ـ خداوند در آیة فوق، آن دو (پیامبر و ابوبکر) را در کنار هم، در یک مکان یاد کرده‌،‌ و این بیانگر پیوند آن دو است (اِذْ هُما فِی الْغارِ(
    ۳ـ خداوند در آیة مذکور، ابوبکر را به عنوان صاحب (رفیق) پیامبر ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ یاد نموده که حاکی از درجه بالای ابوبکر است (اِذْ یقول لِصاحِبِهِ(
    ۴ـ خداوند از مهربانی پیامبر ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ به ابوبکر خبر داده، آن‌جا که طبق آیه مذکور،‌ پیامبر به ابوبکر می‌گوید وَ لا تَحْزَنْ: غمگین نباش.
    ۵ـ پیامبرـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ به ابوبکر خبر داده که خداوند یاور هر دو ما به طور مساوی،‌ و مدافع ما است (اِنَّ اللّهَ مَعَنا (
    ۶ـ خداوند در این آیه از نازل شدن سکینه و آرامش به ابوبکر خبر داده‌است، زیرا پیامبرـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ همیشه دارای آرامش بود و نیازی به فرود آمدن آرامش نداشت (فَاَنْزَلَ اللّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ(
    این شش نکته از آیة مذکور، بیانگر برتری ابوبکر است، که برای تو و دیگران قدرت بر ردّ آن نیست.
    شیخ مفید (ره) می‌گوید: من به او گفتم: براستی حقّ رفاقت با ابوبکر را ادا کردی،‌ ولی من به یاری خدا به همة آن شش نکته پاسخ می‌دهم، مانند باد تندی که در روز طوفانی، خاکستری را می‌پراکند، و آن این است:
    ۱ـ‌‌‌‌‌‌‌ دومّین نفر قراردادن ابوبکر دلیل فضیلت او نیست زیرا مؤمن با مؤمن، و همچنین مؤمن با کافر، در یک‌جا قرار می‌گیرند، وقتی که انسان بخواهد یکی از آن‌ها را ذکر کند می‌‌گوید دوّمین آن دو (ثانی اثنین)
    ۲ـ ذکر پیامبر‌ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ و ابوبکر در کنار هم، نیز دلالتی بر فضیلت ابوبکر ندارد، زیراـ چنان‌که در دلیل نخست گفتیم ـ در یک‌جا جمع شدن، دلیل بر خوبی نیست، چه بسا مؤمن و کافر در یک‌جا‌ جمع می‌شوند، چنان‌که در مسجد پیامبر‌ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ که شرافتش از غار ثور بیشتر است، مؤمن و منافق و …می‌آمدند و در آن‌جا کنار هم اجتماع می‌کردند، از این رو در قرآن (آیه ۳۶ و ۳۷ معارج) می‌خوانیم:
    فَمالِ الَّذِینَّ کَفَروُا قِبَلَکَ مُهْطِعِینَ ـ عَنِ الْیَمِینِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِینَ:
    این کافران را چه می‌شود که با سرعت نزد تو می‌آیند، ‌از راست و چپ، گروه گروه.
    و هم‌چنین در کشتی نوح‌ـ علیه السّلام ـ،‌ هم پیغمبر بود و هم شیطان و حیوانات، پس اجتماع در یک مکان،‌ دلیل فضیلت نیست.
    ۳ـ امّا در مورد مصاحبت، این نیز دلیل فضیلت نیست، زیرا مصاحب به معنی همراه است، و چه بسا کافر با مؤمنی همراه باشد، چنان‌که خداوند در قرآن می‌فرماید:
    قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ یُحاوِرُهُ اَکَفَرْتَ بِالَّذِی خَلَقَکَ مِنْ تُرابٍ …:
    دوست (باایمان) او (ثروتمند مغرور و بی‌ایمان) که با او به گفتگو پرداخته بود، گفت: آیا به خدائی که تو را از خاک آفریده کافر شدی (کهف ـ ۳۷(
    ۴ـ امّا این‌‌که پیامبرـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ فرمود: لاتَحْزَنْ (محزون مباش) این دلیل خطای ابوبکر است نه دلیل فضیلت او،‌ زیرا حزن ابوبکر، یا اطاعت بود یا گناه، اگر اطاعت بود، پیامبرـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ از آن نهی نمی‌کرد، پس گناه، بود که پیامبر‌ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ فرمود: اِنَّ اللّه مَعَنا (خدا با ماست) دلیل آن نیست که منظور هر دو باشند، بلکه منظور شخص پیامبر‌ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ به تنهائی می‌باشد، و پیامبر از خودش تعبیر به جمع می‌کند،‌ چنان‌که خداوند در قرآن از خود با لفظ جمع یاد کرده و می‌فرماید:
    اِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ اِنّا لَهُ لَحافِظُونَ: ما ذکر (قرآن) را فروفرستادیم، و ما قطعاً آن را نگهبانیم (حجرـ۹)
    ۶ـ امّا این‌که گفتی سکینه و آرامش بر ابوبکر نازل شده، با ظاهر سیاق آیه،‌ مخالف است، زیرا سکینه بر آن کس نازل شد که طبق قسمت آخر آیه، لشکر نامرئی خدا به یاری او شتافت، که پیامبر‌ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ باشد، اگر بخواهی بگوئی هر دو (سکینه و یاری لشکر نامرئی) برای ابوبکر بود، باید پیامبر‌ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ را در این‌جا از نبوّت خارج سازی، پس سکینه بر پیامبرـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ فرود آمد، زیرا او در این مورد (در غار) تنها کسی بود که شایستگی آرامش داشت، ولی در قرآن در مورد دیگر که هر دو آمده است،‌چنان‌که در قرآن (آیه ۲۶ فتح) می‌خوانیم:
    فَاَنْزَل اللّهُ سَکِینَتَهُ عَلَی رَسُولِهِ وَ عَلَی الْمُؤمِنِینَ: خداوند آرامش خود را بر رسولش و بر مؤمنان فرو فرستاد. بنابراین اگر به این جمله (آیة غار) برای رفیقت استدلال نکنی بهتر است.
    شیخ مفید گوید: او (عمر) دیگر نتوانست، پاسخ مرا بدهد، و مردم از دورش پراکنده شدند، و من از خواب بیدار شدم.[۲]

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ (3 days ago) ۳:۱۴ ب.ظ:

    @احمد, در مورد سوره توبه و آیه غار گفتی.
    از آنجایی که ابوبکر یکی از مشرکین می باشد و از او در سوره توبه یاد شده به همین خاطر در قرائت سوره توبه بسم الله الرحمن الرحیم گفتن حرام است.
    نباید در سوره توبه بسم الله گفت یکی از علت ها وجود ابوبکر در آیه غار می باشد چون ایمانی در کار نیست که با بسم الله شروع شود.
    این هم یک فضیلت ابوبکر

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ Yesterday ۶:۵۷ ق.ظ:

    توهین کردن و فحاشی خودش دلیل بی دلیلیه. اگه چیزی تو چنته داشتین کار شبانه روزیتون این نبود که به مرده ها و کسایی که دستشون از دنیا کوتاه است فحش بدین. بعضی مرده ها رو فحششون میدین، بعضیارو خدا میکنید و ازشون حاجت میطلبید و شفا میخواهید! معلوم هست چه تونه شما؟!!!

    [پاسخ]

    احمد پاسخ در تاريخ Yesterday ۴:۴۳ ب.ظ:

    یکی از مسائلی که جماعت مخالفین بر شیعیان حیدر صفدر سلام الله علیها وارد می کنند این است که چرا شیعیان صحابه و عایشه را تکفیر می کنند ، و می گویند که در قرآن آیات زیادی در شأن صحابه نازل شده است مثلا آیه ۱۰۰ سوره توبه و ۶ احزاب که آیه ۱۰۰ توبه درباره انصاری می باشد که زیر درخت حدیبیه با رسول خدا بیعت کردند و پیمان شکنی نکردند و ۶ احزاب که می گوید همسران پیامبر مادران مومنان هستند. در این جا از معتبرترین کتب خود جماعت اهل تسنن برای شما ثابت کنیم که به اعتراف خود عایشه هیچ آیه ای در قرآن در شأن او و پدرش ابوبکر و خاندان آنها نازل نشده است جز آیه ی عذر عایشه یا همان آیه ی افک.

    این مطلب در کتاب صحیح بخاری – چاپ المطبعة الامیریة – جلد ۶ – کتاب التفسیر – باب تفسیر سوره احقاف – صفحه ۱۳۳ موجود می باشد.

    ترجمه حدیث : از یوسف بن ماهک نقل شده است که معاویه بن أبى سفیان، مروان را به حکومت حجاز منصوب کرده بود، مروان خطبه خواند و در آن از یزید بن معاویه نام برد تا براى حکومت بعد از پدرش از مردم بیعت بگیرد. عبد الرّحمن بن أبى بکر چیزى گفت، مروان گفت: او را بگیرید. عبد الرّحمن وارد خانه ی عایشه شد و آن‌ها نتوانستند او را دستگیر کنند. مروان گفت: او کسى است که خداوند این آیه را درباره او نازل کرده است: و آن کس که به پدر و مادر خود گوید:اف بر شما، آیا به من وعده مى‏دهید که زنده خواهم شد تا اخر ایه. عایشه از پشت پرده گفت: هیچ چیزى از قرآن را خداوند درباره ی ما خاندان نازل نکرده است؛ مگر این که خداوند،عذر مرا نازل کرده است. ( اشاره به آیه ی افک )

    نتیجه : ۱ ـ با این اعتراف عایشه ثابت شد که هیچ آیه ای در شأن او و خاندان آنها در قرآن موجود نیست.

    ۲ ـ با این اعتراف ثابت شد که عایشه ام المومنین نمی باشد و ابوبکر نیز از آیه ۱۰۰ سوره توبه مجزا می شود.

    ۳ ـ به اعتراف خود عایشه خداوند آیه عذر او ( افک ) را در قرآن نازل کرده است که به ماریه ی قبطیه یکی از همسران پیامبر تهمت زنا زده بود.

    ۴ ـ آیا با این اعتراف ، جماعت اهل تسنن باز هم می گویند در قرآن در شأن ابوبکر و عایشه و خاندانش آیه وجود دارد؟

    جماعت اهل تسنن لطفا عادلانه و عاقلانه قضاوت کنید

    [پاسخ]

    احمد پاسخ در تاريخ Yesterday ۴:۵۱ ب.ظ:

    از بزرگترین مشکلات اساسی اهل سنت و وهابیون این است که هیچگاه نخواسته اند بپندارند که تحریفات واقعی و عظیمی در مکتبشان رخ داده است. یکی از این مشکلات و معضلات دروغی است که در مورد یار غار پیامبر به خورد اهل سنت داده اند، تا جاییکه اهل تشیع نیز آن را باور کرده اند.
    اعتقاد اهل تسنن در این است که در زمان هجرت به همراه پیامبر(ص)، کسی نبود جز ابوبکر.
    اما در کتب خود اهل سنت هم چنین چیزی بیان نشده و آن را رد کرده اند. به همین دلیل نگاهی می اندازیم به کتب اهل سنت در این باره:

    درکتاب البدایه و النهایه جلد ۳ صفحه ۱۷۶ آمده است که ابن بکر یا بطور کاملتر عبدالله بن بکر بن اریقط راهنما و همراه پیامبر بوده که به همراه حضرت رسول(ص) به سمت مدینه در حرکت بودند. شاید برخی بگویند که نفر سوم ابوبکر بوده است. اما باید بدانند که قرآن همان دو نفر را اعلام نموده است. در آیه ۴۰ سوره توبه اشاره شده است که دو تن در غار حاضر بوده اند و پیامبر به همراه خود گفته که نترس که خداوند با ماست. بنابراین نمی توانسته ابوبکر هم به همراه پیامبر باشد.
    از سویی دیگر شما در هیچ کجا نخواهید دید که ابوبکر به این فضیلت اعتراف کند و بگوید که وی همراه پیامبر در غار قرار داشته است. کما اینکه وی در سقیفه به کمتر از این اشاره کرده است و گفته: «نحن عشیرة رسول اللّه و اوسط العرب أنسابا و لیست قبیلة من قبائل العرب الا و لقریش فیها ولادة». شما می توانید این مطلب را به وضوح در کتاب البدایه و النهایه جلد ۶ صفحه ۲۰۵ مشاهده کنید.
    باز هم می توان مدارک و دلایل دیگری را نیز در کتب اهل سنت دید. مثلاً در کتاب لسان المیزان جلد ۵ صفحه ۱۱۵ عسقلانی گفته است که از تابعین کسانی بوده اند که منکر ارتباط داشتن آیه غار با ابوبکر بوده اند. مانند ابوجعفر مؤمن طاق.
    از مهمترین مدارک که می توان به آن اشاره کرد، سخن عائشه دختر ابوبکر است که در کتب صحیح بخاری جلد ۶ صفحه ۴۲ و تاریخ ابن اثیر جلد ۳ صفحه ۱۹۹ و البدایه و النهایه جلد ۸ صفحه ۹۶ و همچنین در الاغانی جلد ۱۶ صفحه ۹۰ به آن اشاره کرد این است که عائشه گفته است که هیچ آیه ای در وصف ما نازل نشده است.
    از سویی دیگر در صحیح بخاری جلد ۱ صفحه ۱۲۸ و کتاب الاذان جلد ۴ صفحه ۲۴۰ و کتاب الاحکام باب إستقضاء الموالی و استعمالهم، سنن البیهق جلد ۳ صفحه ۸۹ و فتح الباری جلد ۱۳ صفحه ۱۷۹ و جلد ۷ صفحات ۲۶۱ و ۳۰۷ اشاره می کند که ابوبکر در هنگام رسیدن پیامبر از سفر مکه به مدینه ـ زمان هجرت ـ در مدینه از وی استقبال کرده و در نماز جماعت گروه اول مهاجرین هم شرکت کرده است. این یعنی اینکه وی نمی توانسته همزمان در دو جا، یعنی هم در سفر همراه پیامبر باشد و هم اینکه در مدینه در نماز جماعت شرکت کرده باشد.
    البته موارد دیگری هم وجود دارد که می توان به این دو مورد نیز اشاره کرد: اول اینکه در کتاب البدایه و النهایه جلد ۶ صفحه ۲۰۵ اظهار شده است که اصلاً پیامبر در غار تنها بوده و نیز در کتاب فتوح البدان جلد ۱ صفحه ۶۴ آمده که قیافه شناسی که همراه مشرکین بوده است، فقط جای پای پیامبر را تشخیص داده که این موضوع از سوی یحیی بن معین در کتاب تهذییب الکمال جلد ۲۹ صفحه ۲۶ قابل قبول دانسته شده است.
    با این تفاسیر متوجه می شویم که حقیقت این است که اصلاً ابوبکر در غار همراه پیامبر نبوده و این دروغی بیش نیست که ابوبکر را در غار گذارده اند و گفته اند که پایش را مار گزیده است و او بخاطر پیامبر فریاد نزده است. باید بدانیم که تمام این دروغها بخاطر این است که برای ابوبکر فضیلت بتراشند و او را با مولای متقیان علی(ع) برابر کنند. در حالیکه کتبشان اعتراف می کند که این فضیلت هم از آن ابوبکر نبوده است.
    به هر حال چه بخواهیم و چه نخواهیم و به هر دیدی نگاه کنیم، ابوبکر یار غار پیامبر نیست!

    [پاسخ]

    احمد پاسخ در تاريخ Yesterday ۴:۵۴ ب.ظ:

    این که ابوبکر در غار همراه با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بوده است ، مطلبی است که اثبات نشده و پذیرفتنی نیست. من از شما هفت سوال می پرسم . اگر پاسخ دادید و مرا قانع کردید می پذیرم که شخصی که همراه با پیامبر بوده ، همان ابوبکر است.

    سوال اول: یک مورد را از تاریخ یا یک حدیث معتبر نقل کنید که در آن پیامبر فرموده باشد که ابوبکر با من درون غار بوده است.

    سوال دوم: یک مورد را از تاریخ یا یک حدیث معتبر نقل کنید که ابی بکر در طول حیاتش گفته باشد که من با پیامبر به غار رفته ام و از خاطرات همراهی با پیامبر در غار گفته باشد.

    سوال سوم : یک مورد را از تاریخ یا یک حدیث معتبر نقل کنید که فرزندان ابی بکر گفته باشند که پدر ما با پیامبر درون غار رفته است.

    سوال چهارم: یک مورد را از تاریخ یا یک حدیث معتبر نقل کنید که کفار و مشرکین مکه به همراهی ابوبکر با پیامبر اعتراف کرده باشند.
    به خصوص آنکه بلاذری در کتاب خودش روایت صحیحی را نقل کرده است که:
    (( ابو کرز قیافه شناس که تعقیب کنندگان را تا غار رسانده است آثار رد پای پیامبر را در جلوی غار مشاهده کرده ولی او و عبدالعزی فرزند ابوبکر اثر قدم ابوبکر را در نزدیکی غار ندیده اند. )) . این روایت را راوندی هم تایید کرده است. ر. ک : فتوح البلدان ج ۱ ص ۶۴٫

    سوال پنجم : بر اساس روایات زیر که در صحیح بخاری آمده است ، ابوبکر با عمر هجرت کرده بود. چگونه می شود هم زمان با پیامبر هم هجرت کرده و یار درون غار پیامبر باشد؟
    (( ابوبکر و عمر و سالم غلام ابی حذیفه وابوسلمه و زید وعامربن ربیعه ازمکه به مدینه مهاجرت کردند و در راه نماز جماعت را به امامت سالم خواندند.))
    متن حدیث اول:
    (( حدثنا عثمان بن صالح: حدثنا عبدالله بن وهب: اخبرنی ابن جریج: ان نافعآ اخبره: ان ابن عمر رضی الله عنهما اخبره قال:
    کان سالم مولی ابی حذیفه یوم المهاجرین الاولین و اصحاب النبی(ص) فی مسجد قبا، فیهم ابوبکروعمر و ابو سلمه و زید و عامر بن ربیعه. ))
    ترجمه: (( سالم غلام ابی حذیفه – روزی که مهاجرین هجرت کردند – و اصحاب پیامبر در مسجد قبا بودند که در میان آن ها ابی بکر و عمر و ابوسلمه و زید و عامر بن ربیعه بود. )) . صحیح بخاری رقم ۷۱۷۵ باب (( استقضائ الموالی و استعمالهم )).

    متن حدیث دوم:
    (( حدثنا: ابراهیم بن المنذر قال: حدثنا انس بن عیاض، عن عبید الله، عن نافع، عن ابن عمر قال: لما قدم المهاجرین الاولون العصبه- موضع بقبا- قبل مقدم رسول الله (ص) کان یومهم سالم مولی ابی حذیفه، وکان اکثرهم قرآنآ ))
    ترجمه: (( هنگامی که اولین مهاجرین رسیدند به عصبه – موضعی در مسجد قبا – قبل از آن که رسول خدا بیایند سالم غلام ابی حذیفه ( بر اصحاب ) امام شد چرا که او از همه بیشتر قرآن را بلد بود. )) . صحیح بخاری رقم ۶۹۲٫

    توضیح:
    حدیث ۶۹۲ و حدیث ۷۱۷۵:
    ۱-هر دو از نافع از ابن عمر هستند.
    ۲-هر دو اشاره به امامت سالم غلام ابی حذیفه دارند.
    ۳-هر دو در یک مسجد و آن هم مسجد قبا هستند.
    ۴-مامومین هم در هر دو حدیث که به سالم اقتدا کرده اند مهاجرین اولین را دارند که ابوبکر هم
    ( طبق حدیث ۷۱۷۵ ) در میان آن هاست.
    نتیجه:
    حدیث ۷۱۷۵ مکمل حدیث ۶۹۲ است. که نام تعداد بیشتری از افراد را ذکرکرده است و هرگز به بعد از هجرت ارتباط ندارد. و به راستی چگونه بعد از هجرت سالم امام مهاجرین و اصحاب در مسجد قبا باشد در حالی که پیامبر آنجاست. از این دو حدیث فهمیده می شود که ابن عمر اولی را زمانی بیان کرده که هنوز مسجد قبا ساخته نشده و در آن لفظ موضع بقبا را بیان کرده است. و حدیث دوم را زمانی بیان کرده که مسجد را ساخته بودند و او هم گفته در همین جا یعنی (( فی مسجد قبا )) آن نماز جماعت اتفاق افتاده است.
    خوب با وجود این با نقد روایات فوق ، اثبات بفرمایید که صحیح بخاری صحیح نگفته و ابوبکر همراه پیامبر به غار رفته بوده است.

    سوال ششم: چرا عایشه که ام المومنین اهل سنت و فرزند ابوبکر است در شان نزول آیه ۴۰ سوره توبه یعنی همین آیه اذ هما فی الغار می گوید‌:
    ((هرگز در مورد ما ( خانواده ) قرآنی نازل نشده است. ))
    ۱-بخاری ج ۶ ص ۴۲ چاپ دارالفکر بیروت.
    ۲- تاریخ ابن اثیر ج ۳ ص ۱۹۹٫
    ۳-البدایه و النهایه ج ۸ ص ۹۶٫
    اگر منظور عایشه از (( ما )) ، او و پیامبر و . . . باشد که حرفش غلط است. زیرا خدا در قرآن پیامبرش را ستوده است. و آیه هایی نازل کرده است.
    اگر منظور عایشه به عنوان یکی از همسران پیامبر گفته باشد که باز غلط است چرا که خدا در قرآن گروه همسران را مورد خطاب قرار داده است. و آیه هایی برای آن ها نازل کرده است. چه به صورت دستوری و یا هر نوع دیگر.
    پس معلوم می شود که منظور عایشه از (( ما )) خانواده اش ( ابوبکر و . . . ) است و آن هم از حالت گفتار پیداست که منظورش این است که در شان و منزلت آن ها آیه ای نازل نشده نه در مورد مطاعنشان. چرا که این عبارت را در مسجد و جلوی همه اصحاب بیان کرده و هیچ کس هم انکار نکرده است.
    با وجود این حدیث آشکار از عایشه چگونه ثابت می کنید که آیه مزبور در مورد ابوبکر است . مستندی معتبر بر آن بیاورید.

    سوال هفتم: پسر ابی بکر جزء تعقیب کنندگان پیامبر بود و در خانه ابی بکر همراه ابی بکر بود:
    عبد الرحمان پسر ابوبکر که عبد العزی هم نامیده می شد یک فرد کافر معاند و محارب اسلام بود. (تاریخ ابن عساکر ج ۱۳ ص ۲۸۰) و در آن روزها که مرد بالغی بود یکی از مشرکین بود که پیامبر خدا را تعقیب می کرد. حتی در جنگ بدر هم در صفوف کافران بود. او هم جزء تعقیب کنندگان پیامبر بود و در خانه ابوبکر هم زندگی می کرد. مختصرتاریخ دمشق ابن منظور ترجمه عبدالرحمان ابن ابی بکر و نیز اسد الغابه شرح حال همین عبدالرحمان.
    سوال: طبق داستان تحریفی غار که اهل سنت می گویند پیامبر آن روز به خانه ابوبکر رفته و با او وعده گذاشته است، چگونه با وجود عبدالرحمان (عبد العزی) که محارب و دشمن پیامبر بود ، چنین قضیه ای امکان دارد؟

    [پاسخ]

    احمد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۹۱ (5 days ago) ۷:۵۵ ب.ظ:

    آیات تبری از اولی و دومی در قرآن کریم (قسمت اول)

    قبل از ورود به بحث توجه شما را به روایتی زیبا جلب می نماییم:

    اصبغ بن نباته از امیرالمومنین علیه السلام نقل میکند که حضرت فرمودند: قرآن در چهار بخش نازل شده است, یک چهارم در رابطه با ماست, یک چهارم در رابطه با دشمنان ما. یک چهارم در رابطه با حلال و حرام و یک چهارم دیگر در واجبات و احکام. (۱)

    ۱) “مغضوب علیهم” و “ضالین” چه کسانی هستند ؟

    غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لا الضَّالِّین‏ (فاتحه/۷) ابن ابی عمیر از ابن اذینه از امام صادق علیه السلام نقل میکند که آن حضرت در مورد آیه شریفه فرمودند: “المغضوب علیهم” ناصبیان و “ضالین” شک کنندگانی هستند که معرفت به امام علیه السلام ندارند (و در گمراهی و ضلالت افتاده اند) (۲)

    ۲) اهل خدعه و نیرنگ با خداوند چه کسانی هستند ؟

    وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِینَ یُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ ما یَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما یَشْعُرُون‏ (بقره/۸ و ۹)

    یعنی: در میان مردم کسانى هستند که مى‏گویند به خدا و روز رستاخیز ایمان آورده‏ایم در حالى که ایمان ندارند. مى‏خواهند خدا و مؤمنان را فریب بدهند (ولى) جز خودشان را فریب نمى‏دهند (اما) نمى‏فهمند.

    الف) حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام در تفسیر آیه فوق فرموده اند:

    روز غدیر پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله به امر خداوند امیرالمومنین علیه السلام را به خلافت نصب نموده به دومی (عمر) گفتند با امیرالمومنین علیه السلام بیعت کن. فلانی و فلانی (عمر و ابابکر) و هفت تن دیگر از منافقین و روسای مهاجر و انصار با آن حضرت بیعت کردند. دومی (عمر) گفت: یا علی! خلافت و ولایت بر تو مبارک باد, صبح کردم در حالیکه می بینم مولای من و مولای تمام مومنین می باشی, و پیامبراکرم صلی الله علیه و اله این بیعت و عهد را بر آنان محکم گردانید. سپس آنها مخفیانه با رفقای خود بنا گذاشتند که بعد از پیغمبر نگذارند امیرالمومنین علیه السلام بر منصب خلافت باقی بماند و حق او را غصب کنند.

    ولی همین که به حضور پیامبر می رسیدند می گفتند: ای رسول خدا ص محبوبترین و نزدیکترین اشخاص نزد خداوند را بر ما ولایت و خلافت بخشیدی. علی علیه السلام برای دفع ستمکاران از لحاظ سیاست و دین از ما شایسته تر و مردی لایق مقام خلافت می باشد.

    و خداوند می دانست که آنها آنچه در دل دارند غیر از آن است که بر زبان می آورند و بر دشمنی خود با امیرالمومنین علیه السلام باقی هستند, از این رو خداوند از عقاید باطنی آنها پیامبرش را با خبر ساخت و فرمود: ای رسول ما! بعضی از مردم میگویند ما به امر خداوند درباره نصب امیرالمومنین علیه السلام به خلافت ایمان داریم اما آنها دروغ می گویند و ایمان ندارند و بر هلاکت شما و هلاکت علی علیه السلام با هم متحد شده اند و اشخاص متمردی هستند و طغیان و فساد زیادی خواهند نمود.

    سپس حضرت فرمودند: پس از آن که خداوند پیامبر را از نفاق و توطئه منافقین با خبر ساخت آنها حضور پیامبر ص شرفیاب شده و قسم دروغ خوردند, و پیامبر ص آنها را سرزنش و ملامت نمود.

    اولی (ابوبکر) گفت: ای رسول خدا! به خدا قسم هیچ چیز در نظرم لذت بخش تر و بهتر از بیعت با علی علیه السلام نبوده و امیدوارم بر اثر این بیعت خداوند درهای بهشت را به رویم بازکند و مرا از ساکنین بهشت گرداند.

    دومی (عمر) گفت: ای رسول خدا ص! من عملی که شایسته بهشت رفتن باشد ندارم جز همین بیعت با علی علیه السلام به خدا قسم هرگز خیال نکرده و خوش ندارم که نقض بیعت نمایم. و اگر جواهراتی به اندازه ما بین زمین و آسمان به من بدهند که این بیعت را بشکنم قبول نخواهم کرد.

    سومی (عثمان) گفت: ای رسول خدا ص ! من از بیعت به حدی مسرور و خوشحالم که تصور آن نشود. و یقین دارم اگر گناه انس و جن را نموده باشم خداوند به سبب این بیعت تمام گناهان مرا آمرزیده است. و رفقای دیگر آنها هم مانند این سخنان راگفتند وقسم خوردند. و اینجا بود که خداوند این آیه (بقره/۹) را نازل فرمود: یُخادِعُونَ اللَّهَ… (۳)

    ب) ابن بابویه در کتاب توحید صدوق به سند خود از سعد بن صدقة بن زیاد روایت کرده: از امام صادق علیه السلام سئوال نمودم که در روز قیامت وسیله نجات از آتش جهنم چیست؟ فرمودند: خدعه نکردن با خدا. زیرا هرکه با خداوند خدعه کند, خدا نیز با او خدعه نموده و ایمان را از دل او ببرد و چنین کسی در حقیقت با خویش خدعه نموده است.

    راوی گوید: به محضر امام علیه السلام عرض کردم: غرض از خدعه کردن با خدا چیست؟

    فرمودند: در ظاهر اوامر خدا را قبول نموده ولی در باطن معتقد نبوده و ایمان نداشته باشد و یا آن که به ظاهر اوامر را اجرا نموده ولکن برای غیر خدا باشد. از ریا کردن بپرهیزید که این عمل شریک قرار دادن برای خداست. در روز قیامت شخص ریاکار را به چهار نام می خوانند و صدا می زنند: ای کافر! ای فاجر! ای حیله گر! و ای زیانکار! اعمال و عباداتت از بین رفت. پاداش خود را از کسی که برایش عبادت نموده ای بخواه. (۴)

    ۳) “فی قلوبهم مرض” چه کسانی هستند ؟

    فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ بِما کانُوا یَکْذِبُون‏

    یعنی: در دلهاى آنها یک نوع بیمارى و مرض است، خداوند بر بیمارى آنها مى‏افزاید و عذاب دردناکى به خاطر دروغهایى که مى‏گویند در انتظار آنهاست. (بقره/۱۰)

    حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند: منافقین بر اثر معجزاتِ مشاده کرده از حضرت رسول صلی الله علیه و اله نه تنها ایمان نیاوردند بلکه بر مرض دلهای مریضشان افزوده شد, و بواسطه نقض عهد خداوند و شکستن بیعت با امیرالمومنین علیه السلام به امراض قلبیشان افزوده شد و درباره ولایت امیرالمومنین علیه السلام به حیرت افتادند و به خاطر تکذیب امر خداوند و آنکه به دروغ مدعی بودند که ما بر بیعت خود استوار و پایدار هستیم بر کیفر شدید و عذابی سخت دچار خواهند شد. (۵)

    ۴) “مفسدین فی الارض” چه کسانی هستند ؟

    وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ * أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لکِنْ لا یَشْعُرُونَ * وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا کَما آمَنَ النَّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ کَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لکِنْ لا یَعْلَمُونَ * وَ إِذا لَقُوا الَّذِینَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى‏ شَیاطِینِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَکُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ * اللَّهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ یَمُدُّهُمْ فِی طُغْیانِهِمْ یَعْمَهُونَ * أُولئِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى‏ فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما کانُوا مُهْتَدِینَ

    یعنی: و هنگامى که به آنها گفته شود، در زمین فساد نکنید مى‏گویند ما فقط اصلاح کننده‏ایم. آگاه باشید اینها همان مفسدانند ولى نمى‏فهمند. و هنگامى که به آنها گفته شود، همانند (سایر) مردم ایمان بیاورید مى‏گویند: آیا همچون سفیهان ایمان بیاوریم؟ بدانید اینها همان سفیهانند ولى نمى‏دانند. و هنگامى که افراد با ایمان را ملاقات مى‏کنند مى‏گویند ما ایمان آورده‏ایم، (ولى) هنگامى که با شیاطین خود خلوت مى‏کنند مى‏گویند با شمائیم ما (آنها) را مسخره مى‏کنیم. خداوند آنها را استهزاء مى‏کند، و آنها را در طغیانشان نگه مى‏دارد تا سرگردان شوند. آنها کسانى هستند که هدایت را با گمراهى معاوضه کرده‏اند و (این) تجارت براى آنها سودى نداده، و هدایت نیافته‏اند. (بقره/۱۱تا۱۶)

    الف) در تفسیر برهان از حضرت امام باقر علیه السلام روایت کرده اند که فرمودند: این آیات در حق فلانی و فلانی و فلانی (ابابکر و عمر و عثمان) نازل شده که در ظاهر ایمان داشته و تسلیم ولایت امیرالمومنین علیه السلام بوده و چون در خلوت به دشمنان آن حضرت می رسیدند می گفتند: با شما همراه و هم مسلک هستیم و علی بن ابیطالب علیه السلام را استهزاء می کنیم. پس خداوند فرمود ما کیفر و سزای این عمل منافقین و استهزاء به امیرالمومنین علیه السلام را در عالم آخرت خواهیم داد.

    ب) حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند: وقتی به منافقین گفته می شد روی زمین فساد نکنید و با اظهار نقض بیعت خود به اشخاص ضعیف و سست عقیده رخنه در دین آنها نکنید جواب می دادند ما از اصلاح طلبان هستیم زیرا به دین و مذهب اعتقاد نداریم و در دین متحیریم و به دین محمد صلی الله علیه و اله و اسلام در ظاهر راضی هستیم و در باطن بر طبق دلخواه خود عمل کرده و از بندگی و فرمانبرداری, خود را رهانده ایم. آنگاه خداوند فرمود: ای منافقین! بدانید و آگاه باشید که شما در حقیقت از مفسدین روی زمین هستید و خداوند شما را به پیامبرش معرفی کرده و به خوبی شناسانده و به مسلمانان حقیقی (شیعیان مرتضی علی ع) امر فرموده که بر شما لعنت نمایند.

    و نیز امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند: هر وقت به منافقین بگویند شما هم مانند سلمان و مقداد و ابوذر و عمار که در نصب خلافت امیرالمومنین علیه السلام و اطاعت از اوامر خدا و رسول, ایمان آورده اند ایمان بیاورید به هم مسلکان خود بگویند: آیا ما هم مانند سلمان و مقداد و ابوذر و عمار سفیهانه ایمان بیاوریم؟ چرا که منافقین از دریچه چشم دل تسلیم شدن مومنین را به اوامر خدا و رسول مشاهده ننموده و به ولایت امیرالمومنین علیه السلام و دوستی ذریه گرامی آن حضرت, تن نداده و آن حضرت را ترک نموده و محبت یهود و نصاری را در دل خود جای دادند که دشمن خدا و رسول بودند و در ظاهر از آنها تبری جسته و در باطن به یهود و نصاری پیوسته اند.

    همچنین امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند: اما مسخره نمودن آنها در دنیا همین است که آنها در دنیا به صورت ظاهری اسلام را پذیرفته اند تا احکام اسلام درباره آنها اجرا شود, اما در مقابل مسخره نمودن خداوند نسبت به آنها در دنیا امر به لعنت کردن آنها است تا تفاوت مسلمانیِ منافق گونه با مسلمانانِ حقیقی و خالص مشخص گردد و استهزاء در آخرت آنها از سوی خداوند به این است که جایگاه مومنین در بهشت به آنها نشان داده شود و جایگاه این گروه نیز به مومنین در بهشت نشان داده می شود. (۶)

    ۵) آنان که غیر خدا را به خدایی گیرند

    وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ

    یعنی: بعضى از مردم معبودهایى غیر از خداوند، براى خود انتخاب مى‏کنند، و آنها را همچون خدا دوست مى‏دارند. (بقره/۱۶۵)

    جابر می گوید: از امام صادق علیه السلام در رابطه با تفسیر این آیه شریفه سوال نمودم حضرت فرمودند: آن گروه, محبین فلان و فلان و فلان (ابابکر و عمر و عثمان) هستند که آنان را پیشوای خود قرار داده اند بدون آنکه پیشوای خود را کسی قرار دهند که خدای متعال او را به عنوان امام برای مردم قرار داده است. (۷)

    ۶) سختی و آسانی (عُسر و یُسر) چیست ؟

    یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَ لا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْر

    یعنی: خداوند برای شما آسانی را میخواهد و برای شما حرج و سختی را اراده نمی کند. (بقره/۱۸۵)

    امام باقر علیه السلام در تفسیر این آیه شریفه فرمودند: الیسر امیرالمومنین علیه السلام و العسر فلان و فلان. یعنی: آسانی امیرالمومنین علیه السلام است وحرج و سختی فلانی و فلانی (عمر و ابابکر) هستند. (۸)

    ۷) گامهای شیطان در ولایت عمر و ابابکر

    یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطان‏

    یعنی: اى کسانى که ایمان آورده‏اید! همگى در صلح و آشتى در آیید! و از گامهاى شیطان، پیروى نکنید. (بقره/۲۰۸)

    ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السلام بعد از قرائت این آیه شریفه فرمودند: آیا می دانی “سلم” چیست؟ عرض کردم: شما داناترید. فرمودند: ولایة علی و الائمة الاوصیاء من بعده. یعنی ولایت امیرالمومنین علیه السلام و امامان جانشین بعد از اوست. سپس فرمودند: و خطوات الشیطان و الله ولایة فلان و فلان. یعنی و گامهای شیطان به خدا قسم ولایت فلانی و فلانی (عمر وابابکر) را قبول کردن است. (۹)

    ۸) خروج از نور به سوی ظلمت و از ظلمت به سوی نور

    اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمات‏ ِ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُون‏

    یعنی: خداوند، ولى و سرپرست کسانى است که ایمان آورده‏اند، آنها را از ظلمتها، به سوى نور بیرون مى‏برد. (اما) کسانى که کافر شدند، اولیاى آنها طاغوتها هستند، که آنها را از نور، به سوى ظلمتها بیرون مى‏برند. آنها اهل آتش‏اند و همیشه در آن خواهند ماند. (بقره/۲۵۷)

    الف) عبدالله بن ابی یعفور گوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم: من با مردمانی همنشینی دارم که جای شگفتی و تعجب است که با وجود آن که موالی و پیرو شما نیستند و پیرو فلانی و فلانی (عمر و ابابکر) هستند اما مردمانی امانتدار و صادق و باوفا هستند و بالعکس (بعضا) اقوامی که پیرو شما هستند دارای امانتداری و صداقت و وفا نیستند.

    ابن ابی یعفور گوید: امام صادق علیه السلام مستقیم نشستند و همانند فرد غضبناک به من روی نموده و فرمودند: کسی که معتقد باشد به ولایت امام جائر و ظالمی که از سوی خدا نیست, دین ندارد و بر کسی که به امامت عادلی که از سوی خداست ایمان آورده ملامتی نیست.

    ابن ابی یعفور گوید: (با تعجب) عرض کردم آنها (مخالفان) دارای دین نیستند و بر اینها (شیعیان) و موالیان هیچ ملامت و شدتی نیست؟ حضرت فرمودند: بله آنها دینی ندارند و بر اینها (شیعیان) ملامتی نیست.

    سپس فرمودند: آیا سخن خداوند را نشنیده ای: “خداوند یار کسانی است که ایمان آوردند و آنها را از تاریکی ها به سوی روشنایی سوق دهد” ؟ در حقیقت آنها را از تاریکی گناهان بیرون آورده و به سوی نورِ توبه و آمرزش هدایت می کند و این بخاطر ولایت شما نسبت به هر یک از امام عادلی است که از سوی خداوند برگزیده شده اند و خداوند فرموده است: “اما کسانی که کافر شدند اولیاء آنها طاغوت می باشد که آنها را از نور به سوی ظلمتها می برند.”

    ابن ابی یعفور می گوید: گفتم: مگر این نیست که خداوند از این آیه کفار را اراده کرده است آنجا که فرموده است: والذین کفروا..؟

    گوید امام علیه السلام فرمودند: چه نوری برای کافر است؟ هنگامی که کفر ورزیده تا اینکه از نور بیرون برده شود به سوی تاریکی ها, و همانا خدای متعال در این آیه کسانی را اراده فرموده که در نور اسلام بوده اند, پس وقتی که پیرو و موالی هر امام جائر و ظالمی شدند که از سوی خدا نبود, به واسطه این ولایت (نسبت به ائمه جور) از نور اسلام به سوی تاریکی های کفر خارج شدند و خدای تبارک و تعالی برای آنها آتش جهنم را همراه با کفار واجب گردانید و سپس این آیه را تلاوت فرمودند: أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُون‏ یعنی آنها اهل آتش‏اند و همیشه در آن خواهند ماند. (۱۰)

    ب) این نکته از آیه مبارکه:

    أَوْ کَظُلُماتٍ فِی بَحْرٍ لُجِّیٍّ یَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْض‏. یعنی: یا همچون ظلماتى است در یک دریاى پهناور، که موج آن را پوشانیده، و بر فراز آن موج دیگرى است، و بر فراز آن ابرى تاریک، ظلمتهایى است یکى بر فراز دیگر. (نور/۴۰)

    استفاده می شود که در مقدمه تفسیر برهان از صالح بن سهل همدانی روایت شده است که امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه شریفه فرمودند: ظلمات, فلانی و فلانی (عمر و ابابکر) است. و ” فِی بَحْرٍ لُجِّیٍّ یَغْشاهُ مَوْجٌ, یک دریاى پهناور، که موج آن را پوشانیده” یعنی سومی (عثمان) و ” مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ, بر فراز آن موج دیگرى است” یعنی طلحه و زبیر و ” ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْض, ظلمتهایى است یکى بر فراز دیگر.” یعنی معاویه و یزید و فتنه های بنی امیه.

    ج) در تفسیر آیه ” یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ, آنها را از ظلمتها، به سوى نور بیرون مى‏برد” در تفسیر عیاشی از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند: نور, آل محمد صلی الله علیه و اله است. و ظلمات, دشمنان آنان می باشند.

    د) در کتاب المناقب از ابن عباس در تفسیر آیه ” وَ ما یَسْتَوِی الْأَعْمى‏ وَ الْبَصِیرُ وَ لا الظُّلُماتُ وَ لا النُّور, نابینا و بینا هرگز مساوى نیستند.و نه ظلمتها و روشنایى!” (فاطر/۱۹) نقل کرده اند که ظلمات, اولی (ابوبکر) است و نور, امیرالمومنین علیه السلام است.

    ه) در مقدمه تفسیر برهان ص۳۱۵ از تفسیر قمی درباره آیه ” ِ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِه‏, و براى شما نورى قرار دهد که با آن راه بروید.” (حدید/۲۸) و آیه ” وَ مَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُور , و کسى که خدا نورى براى او قرار نداده، نورى براى او نیست!” (نور/۴۰) از امام صادق علیه السلام چنین نقل شده: پس نیست برای او امامی در روز قیامت که حرکت کند و از نور آن امام روشنی گیرد.

    و) و درباره آیه ” ِ یَسْعى‏ نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدِیهِم‏ ْ وَ بِأَیْمانِهِم‏, نورشان پیش رو و در سمت راستشان به سرعت حرکت مى‏کند”(حدید/۱۲) فرموده اند: در روز قیامت نور, ائمه معصومین علیهم السلام هستند که نور ایشان پیش روی و سمت راست ایشان بتابد تا اینکه آنها را داخل بهشت کنند.

    ز) و در تفسیر عیاشی درباره آیه ” ْ وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبِینا, و نور واضحى بسوى شما فرستادیم.” (نساء/۱۷۴) امام صادق علیه السلام فرمودند: نور مبین, نورِ امیرالمومنین علی علیه السلام است.

    ۹) جبت و طاغوت چه کسانی هستند ؟

    أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْکِتابِ یُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوت‏

    یعنی: آیا ندیدى کسانى را که بهره‏اى از کتاب دارند (با این حال) به جبت و طاغوت ایمان مى‏آورند. (نساء/۵۲)

    در تفسیر عیاشی ج۱ ص۲۴۶ از امام باقر علیه السلام نقل می کند که منظور از جبت و طاغوت, فلانی و فلانی (عمر و ابابکر) است.

    ۱۰) خداوند می داند آنها چه در دل داشتند

    أُولئِکَ الَّذِینَ یَعْلَمُ اللَّهُ ما فِی قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ عِظْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ فِی أَنْفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِیغا
    یعنی: آنها کسانى هستند که خدا آنچه را در دل دارند مى‏داند. پس (ای رسول) از ایشان روی گردان و آنها را موعظه کن و با گفته ای رسا سیرتشان را گوشزدشان کن.(نساء/۶۳)

    عبدالله نحّاس گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که در مورد این آیه شریفه فرمودند: به خدا قسم مقصود فلانی و فلانی (ابابکر و عمر) هستند.

    [پاسخ]

  2. علیرضا روشنی گفته است :
  3. مستانه گفته است :

    آقا مهدی درود بر تو
    من مثل دانشجوی آزاد فکر ایرانی که با کسی به قول عوام گفتنی وهابی های سنی هم اتاق هستم و با سوالات خودش من را وادار کرد به مطالعه کتاب خدا بدون غرض و در نهایت توانستم به لطف خداوند منان راه راست را بیابم از توی عزیز یک سوال دارم:
    با وجود اینکه خداوند در قرآن خود را و مکان خود را به ما معرفی می کند که در همه جا هست و از رگ گردن به بندگانش نزدیک است و از بندگانش خواسته که فقط او را پرستش کنند و فقط از او یاری جویند و بخوانندش تا اجابت کندمان و و و. چه نیازیست که بندگان را رابط بپنداریم بین خود و خدا در حالی که لزومی ندارد بین خود و ربت که از خودت به تو نزدیکتر است در حالی که نه آنها می توانند به تو نفعی و ضرری برسانند و نه خداوند چنین امری را مجاز دانسته بلکه بلعکس آنرا شرک معرفی نموده است، رابط قرار دهی؟ آیا به حقیقت معنی ایاک نعبد و ایاک نستعین که حداقل در شبانه روز ۱۷ بار در نمازها می خوانی چیست؟ نه این است که خدایا تنها تو را عبادت و بندگی می کنیم و تنها از تو یاری می جوییم؟؟؟؟؟؟؟ اگر چنینی باشد استعانت و کمک خواهی از غیر الله آنهم از مردگان چه اسای دارد؟ نه اینکه اعمال مشرکین ماقبل بعثت رسول گرامی اسلام همانند تعمال امروز امثالکم می باشد؟
    پس از خداوند منان قادر مالک یوم الدین بترس و از شرک به توحید راستین اسلامی بیا و شهادتین راستین را بر زبان جاری کن و اسلام بیاور چون زمان اندک است و عمر گذرا و قیامت سخت و عذاب قبر سخت تر و عذاب جهنم سخت ترین
    ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء.
    همانا خداوند کسانی را که برای غیر خدا شریک قرار دهند نمی بخشد و غیرهم را هرآنکس هرآنچه انجام دهد اگر بخواهد خواهد بخشید.

    [پاسخ]

    ترکمن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۹۱ (3 weeks ago) ۱۱:۲۳ ق.ظ:

    آفرین مستانه خانوم خوشحالم که میبینم آدمای روشن فکر و خدا دوستی هنوزم بین شیعه ها هستن!

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹م, ۱۳۹۱ (2 weeks ago) ۱۲:۰۴ ب.ظ:

    باید خدمت شما عرض شود که خود خلیفه دوم عمر بارها به رسول خدا (ص) متوسل می شدند.
    شما که قرآن رو خوندید لابد اون قسمت رو هم خوندین که خداوند فرموده:
    ای کسانی که ایمان آورده اید از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید و وسیله ای برای تقرب به او بجوئید و در راه او جهاد کنید. باشد که رستگار شوید.
    سوره مائده – آیه ۳۵

    اگه به این آیه قانع نمیشید می تونم بیشتر راهنمایی تون بکنم از همون کتب اهل سنت.

    قضاوتش با خودتون ولی مطالعه خودتونو زیاد کنید در این مورد.چون شوخی بردار نیست. قضیه ی دنیا و آخرته

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹م, ۱۳۹۱ (2 weeks ago) ۲:۲۴ ب.ظ:

    ببخشید مستانه خانوم
    اهل سنت این آیه رو اینجوری تفسیر کردن یا شما خودتون مفسرین:

    ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء.

    همانا خداوند کسانی را که برای غیر خدا شریک قرار دهند نمی بخشد و غیرهم را هرآنکس هرآنچه انجام دهد اگر بخواهد خواهد بخشید.

    واقعا خودتون از این تفسیر چی فهمیدین؟ با این تفسیری که شما نوشتین این مفهومو می رسونه که اگه کسی به غیر خدا شرک بورزد خدا اونو نمی بخشه ولی اگه به خدا شرک بورزد خداوند در حق از مهربان است و اگه بخواد اونو می بخشه.
    تورو خدا یه کمی دقت کنید تو نوشته هاتون. اگه یه مسیحی این تفسیرو ببینه کلا از اسلام زده می شه چه برسه به …

    [پاسخ]

    navid پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۹۱ (5 days ago) ۱:۳۵ ب.ظ:

    @مستانه,
    سلام خواهر خوبم
    خیلی خوشحالم که چشمت رو روی حقیقت باز کردی

    [پاسخ]

  4. دیاکو گفته است :

    سلام من یک سنی هستم چراکتاب زندگی ابوبکر صدیق دانلود نمیشه

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۹۱ (3 weeks ago) ۱۱:۴۱ ق.ظ:

    سلام.
    شما قبل از این که این کتابرو بخونید.
    اول ببینید ابوبکر صدیق بوده یا نه.
    برید تحقیق کنید لطفا

    [پاسخ]

    navid پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۹۱ (5 days ago) ۱:۴۸ ب.ظ:

    @حامد, شک نکن که همینطور بوده و هست

    [پاسخ]

    navid پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۹۱ (4 days ago) ۴:۳۰ ب.ظ:

    @دیاکو, دوست عزیز همه چیز یا فیلتر شده یا دست کاری شده
    با فیلتر شکن برو تو سایتهای اهل سنت تا بتونی کتاب بگیری

    [پاسخ]

  5. محب اهل ابیت گفته است :

    mikalعزیز چی شده که در مورد ابوبکر وقتی مستقیم اسمش در قرآن ذکر نشده صغری و کبری میچینی و این ضمیر رو بآن و ….. میاری و میگی منظور قرآن از اینها مثلا ابوبکره ، ولی وقتی تشیع از آیات مختلف و با استناد به روایت نقل شده در کتب اهل تسنن میگن منظور از فلان آیه مثلا دادن انگشتری در حال رکوع و یا آیه اطیعوالله….و…. منظور قرآن حضرت علی ع میباشد دبه در میارید و میگین چون اسمشون نیامده و یا مثلا اینجا منظور فلان بوده همه چیز رو رد میکنید ولی حالا که به ابوبکر رسید تمام روشهاییکه رد میکردین رو برای ساختن ابوبکر بکار میبرید نه عزیز من با توجه به دیگاه شما برادران اهل تسنن چون مستقیم اسم ایشون در قرآن نیامده است شاید منظور قرآن ایشان نباشند و یا ایشان در زمره مومنین واقعی نباشند چون بفرموده قرآن در اصحاب پیامبر ص منافق هم بودند از کجا معلوم که شامل ایشان نباشند.الله اعلم.

    [پاسخ]

    Mikal پاسخ در تاريخ فروردین ۲۳م, ۱۳۹۱ ۳:۲۲ ق.ظ:

    @محب اهل ابیت, عزیزم تاریخ دوم راهنمایی رو پاس کردی؟ اونجا نوشته بود اونی که تو غار با پیامبر بود ابوبکر بود! عجب منافقی بوده که نگران پیامبر شده! عجب منافقی بوده که پیامبر رو تحویل مشرکان نداده. عزیزم شما مطلب رو خوب متوجه شو بعد اظهار نظر کن! ما که ابوبکر رو جزو اصول دین نمی دونیم ، بلکه شما امامت رو تبدیل کردید به اصول دین ، امامت از طرف خدا. می دونی این حرف یعنی چی؟ یعنی نسبت دادن حرفی به ذات الله در حالی که حتی یک نصف آیه هم در مورد امامت حضرت علی نازل نشده. یعنی دروغ بستن به الله. میدونی دروغ بستن به الله چه گناهی داره؟
    فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ ٱفْتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ کَذِبًا أَوْ کَذَّبَ بِـَٔایَـٰتِهِۦٓ ۚ إِنَّهُۥ لَا یُفْلِحُ ٱلْمُجْرِمُونَ [یونس:١٧]
    چه‌کسی ستمکارتر از کسی است که دروغی را به خدا نسبت دهد، یا آیه‌های او را تکذیب کند؟ (دروغ‌بستن به خدا و تکذیب آیات او، کفر بشمار است و جرم بزرگی دربر دارد و) هرگز مجرمان (کفرپیشه) رستگار نمی‌گردند (و قطعاً از عذاب خدا رهائی نمی‌یابند). [[«لا یُفْلِحُ»: رستگار نمی‌شود. نجات نمی‌یابد.]]
    شما از جانب الله حرف می زنید و می فرمایید امامت حضزت علی(رض) از جانب الله است (یعنی علی امام من عند الله) خدا تعارف داشت با شما؟ خیلی سخت بود که یه دونه ایه نازل می فرمود: علی امام من عند الله.(پناه میبرم به ذات اقدس الله تعالی از این سخن). بیا برای اولین بار هم کهشده یه تحقیق کوچولو در مورد قرآن انجام بدیم.
    برو سایت tanzil.net سایت قرآن آنلاین هست. میتونی در گوشه ی بالا سمت چپ هر کلمه ای رو که دوست داری سرچ کنی. بیا اصول دین مثل نماز و زکات و روزه و حج و جهاد رو سرچ کنیم. بذار کار رو برات ساده کنم:
    اقیموا صلاه (نماز بخوانید):
    ۲۶ results in 12 ayas
    (۱) إِنَّ رَبَّکَ یَعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدْنَىٰ مِن ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَةٌ مِّنَ الَّذِینَ مَعَکَ وَاللَّهُ یُقَدِّرُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ عَلِمَ أَن لَّن تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَیْکُمْ فَاقْرَءُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَن سَیَکُونُ مِنکُم مَّرْضَىٰ وَآخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِن فَضْلِ اللَّهِ وَآخَرُونَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَاقْرَءُوا مَا تَیَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِکُم مِّنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَیْرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿المزمل: ٢٠﴾
    (۲) أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوَاکُمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ فَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاللَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿المجادلة: ١٣﴾
    (۳) مُنِیبِینَ إِلَیْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکِینَ ﴿الروم: ٣١﴾
    (۴) وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ ﴿النور: ۵۶﴾
    (۵) وَجَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاکُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّةَ أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ مِن قَبْلُ وَفِی هَٰذَا لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیدًا عَلَیْکُمْ وَتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاکُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَىٰ وَنِعْمَ النَّصِیرُ ﴿الحج: ٧٨﴾
    (۶) وَأَوْحَیْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ وَأَخِیهِ أَن تَبَوَّآ لِقَوْمِکُمَا بِمِصْرَ بُیُوتًا وَاجْعَلُوا بُیُوتَکُمْ قِبْلَةً وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ ﴿یونس: ٨٧﴾
    (۷) وَأَنْ أَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَاتَّقُوهُ وَهُوَ الَّذِی إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ ﴿الأنعام: ٧٢﴾
    (۸) فَإِذَا قَضَیْتُمُ الصَّلَاةَ فَاذْکُرُوا اللَّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِکُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنتُمْ فَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ کَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ کِتَابًا مَّوْقُوتًا ﴿النساء: ١٠٣﴾
    (۹) أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ قِیلَ لَهُمْ کُفُّوا أَیْدِیَکُمْ وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ فَلَمَّا کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِیقٌ مِّنْهُمْ یَخْشَوْنَ النَّاسَ کَخَشْیَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْیَةً وَقَالُوا رَبَّنَا لِمَ کَتَبْتَ عَلَیْنَا الْقِتَالَ لَوْلَا أَخَّرْتَنَا إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِیبٍ قُلْ مَتَاعُ الدُّنْیَا قَلِیلٌ وَالْآخِرَةُ خَیْرٌ لِّمَنِ اتَّقَىٰ وَلَا تُظْلَمُونَ فَتِیلًا ﴿النساء: ٧٧﴾
    (۱۰) وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِکُم مِّنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ﴿البقرة: ١١٠﴾
    (۱۱) وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَذِی الْقُرْبَىٰ وَالْیَتَامَىٰ وَالْمَسَاکِینِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلَّا قَلِیلًا مِّنکُمْ وَأَنتُم مُّعْرِضُونَ ﴿البقرة: ٨٣﴾
    (۱۲) وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ وَارْکَعُوا مَعَ الرَّاکِعِینَ ﴿البقرة: ۴٣﴾

    آتوا زکاه (زکات بدهید):
    ۲۴ results in 12 ayas
    (۱) إِنَّ رَبَّکَ یَعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدْنَىٰ مِن ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَةٌ مِّنَ الَّذِینَ مَعَکَ وَاللَّهُ یُقَدِّرُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ عَلِمَ أَن لَّن تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَیْکُمْ فَاقْرَءُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَن سَیَکُونُ مِنکُم مَّرْضَىٰ وَآخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِن فَضْلِ اللَّهِ وَآخَرُونَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَاقْرَءُوا مَا تَیَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِکُم مِّنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَیْرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿المزمل: ٢٠﴾
    (۲) أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوَاکُمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ فَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاللَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿المجادلة: ١٣﴾
    (۳) وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ ﴿النور: ۵۶﴾
    (۴) وَجَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاکُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّةَ أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ مِن قَبْلُ وَفِی هَٰذَا لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیدًا عَلَیْکُمْ وَتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاکُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَىٰ وَنِعْمَ النَّصِیرُ ﴿الحج: ٧٨﴾
    (۵) الَّذِینَ إِن مَّکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنکَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ ﴿الحج: ۴١﴾
    (۶) فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ فَإِخْوَانُکُمْ فِی الدِّینِ وَنُفَصِّلُ الْآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ ﴿التوبة: ١١﴾
    (۷) فَإِذَا انسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ فَخَلُّوا سَبِیلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿التوبة: ۵﴾
    (۸) أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ قِیلَ لَهُمْ کُفُّوا أَیْدِیَکُمْ وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ فَلَمَّا کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِیقٌ مِّنْهُمْ یَخْشَوْنَ النَّاسَ کَخَشْیَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْیَةً وَقَالُوا رَبَّنَا لِمَ کَتَبْتَ عَلَیْنَا الْقِتَالَ لَوْلَا أَخَّرْتَنَا إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِیبٍ قُلْ مَتَاعُ الدُّنْیَا قَلِیلٌ وَالْآخِرَةُ خَیْرٌ لِّمَنِ اتَّقَىٰ وَلَا تُظْلَمُونَ فَتِیلًا ﴿النساء: ٧٧﴾
    (۹) إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ ﴿البقرة: ٢٧٧﴾
    (۱۰) وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِکُم مِّنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ﴿البقرة: ١١٠﴾
    (۱۱) وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَذِی الْقُرْبَىٰ وَالْیَتَامَىٰ وَالْمَسَاکِینِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلَّا قَلِیلًا مِّنکُمْ وَأَنتُم مُّعْرِضُونَ ﴿البقرة: ٨٣﴾
    (۱۲) وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ وَارْکَعُوا مَعَ الرَّاکِعِینَ ﴿البقرة: ۴٣﴾

    صیام (روزه):
    ۹ results in 7 ayas
    (۱) فَمَن لَّمْ یَجِدْ فَصِیَامُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ مِن قَبْلِ أَن یَتَمَاسَّا فَمَن لَّمْ یَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّینَ مِسْکِینًا ذَٰلِکَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ وَلِلْکَافِرِینَ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿المجادلة: ۴﴾
    (۲) یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَقْتُلُوا الصَّیْدَ وَأَنتُمْ حُرُمٌ وَمَن قَتَلَهُ مِنکُم مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاءٌ مِّثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ یَحْکُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنکُمْ هَدْیًا بَالِغَ الْکَعْبَةِ أَوْ کَفَّارَةٌ طَعَامُ مَسَاکِینَ أَوْ عَدْلُ ذَٰلِکَ صِیَامًا لِّیَذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِ عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ وَمَنْ عَادَ فَیَنتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ وَاللَّهُ عَزِیزٌ ذُو انتِقَامٍ ﴿المائدة: ٩۵﴾
    (۳) لَا یُؤَاخِذُکُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمَانِکُمْ وَلَٰکِن یُؤَاخِذُکُم بِمَا عَقَّدتُّمُ الْأَیْمَانَ فَکَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاکِینَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَةٍ فَمَن لَّمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ ذَٰلِکَ کَفَّارَةُ أَیْمَانِکُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُوا أَیْمَانَکُمْ کَذَٰلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ﴿المائدة: ٨٩﴾
    (۴) وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ أَن یَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَأً وَمَن قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ وَدِیَةٌ مُّسَلَّمَةٌ إِلَىٰ أَهْلِهِ إِلَّا أَن یَصَّدَّقُوا فَإِن کَانَ مِن قَوْمٍ عَدُوٍّ لَّکُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ وَإِن کَانَ مِن قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُم مِّیثَاقٌ فَدِیَةٌ مُّسَلَّمَةٌ إِلَىٰ أَهْلِهِ وَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ فَمَن لَّمْ یَجِدْ فَصِیَامُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ تَوْبَةً مِّنَ اللَّهِ وَکَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا ﴿النساء: ٩٢﴾
    (۵) وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَکُمْ حَتَّىٰ یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَن کَانَ مِنکُم مَّرِیضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِّن رَّأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِّن صِیَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ فَإِذَا أَمِنتُمْ فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَن لَّمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کَامِلَةٌ ذَٰلِکَ لِمَن لَّمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ﴿البقرة: ١٩۶﴾
    (۶) أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَةَ الصِّیَامِ الرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَائِکُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّکُمْ کُنتُمْ تَخْتَانُونَ أَنفُسَکُمْ فَتَابَ عَلَیْکُمْ وَعَفَا عَنکُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا کَتَبَ اللَّهُ لَکُمْ وَکُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّىٰ یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الْأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّیَامَ إِلَى اللَّیْلِ وَلَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَاکِفُونَ فِی الْمَسَاجِدِ تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا کَذَٰلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ آیَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ ﴿البقرة: ١٨٧﴾
    (۷) یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ ﴿البقرة: ١٨٣﴾

    الحَجّ: که البته یک سوره ی کامل در مورد حج داریم
    ۹ results in 5 ayas
    (۱) وَأَذِّن فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجَالًا وَعَلَىٰ کُلِّ ضَامِرٍ یَأْتِینَ مِن کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ ﴿الحج: ٢٧﴾
    (۲) وَأَذَانٌ مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الْأَکْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِیءٌ مِّنَ الْمُشْرِکِینَ وَرَسُولُهُ فَإِن تُبْتُمْ فَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَإِن تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللَّهِ وَبَشِّرِ الَّذِینَ کَفَرُوا بِعَذَابٍ أَلِیمٍ ﴿التوبة: ٣﴾
    (۳) الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِی الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ یَعْلَمْهُ اللَّهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَىٰ وَاتَّقُونِ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ ﴿البقرة: ١٩٧﴾
    (۴) وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَکُمْ حَتَّىٰ یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَن کَانَ مِنکُم مَّرِیضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِّن رَّأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِّن صِیَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ فَإِذَا أَمِنتُمْ فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَن لَّمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کَامِلَةٌ ذَٰلِکَ لِمَن لَّمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ﴿البقرة: ١٩۶﴾
    (۵) یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِیَ مَوَاقِیتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَیْسَ الْبِرُّ بِأَن تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلَٰکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَىٰ وَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ﴿البقرة: ١٨٩﴾

    جاهدوا (جهاد کنید):
    ۱۷ results in 17 ayas
    (۱) إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولَٰئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ ﴿الحجرات: ١۵﴾
    (۲) وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ ﴿العنکبوت: ۶٩﴾
    (۳) وَجَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاکُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّةَ أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ مِن قَبْلُ وَفِی هَٰذَا لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیدًا عَلَیْکُمْ وَتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاکُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَىٰ وَنِعْمَ النَّصِیرُ ﴿الحج: ٧٨﴾
    (۴) ثُمَّ إِنَّ رَبَّکَ لِلَّذِینَ هَاجَرُوا مِن بَعْدِ مَا فُتِنُوا ثُمَّ جَاهَدُوا وَصَبَرُوا إِنَّ رَبَّکَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿النحل: ١١٠﴾
    (۵) لَٰکِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَأُولَٰئِکَ لَهُمُ الْخَیْرَاتُ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿التوبة: ٨٨﴾
    (۶) وَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُوا بِاللَّهِ وَجَاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَکَ أُولُو الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَقَالُوا ذَرْنَا نَکُن مَّعَ الْقَاعِدِینَ ﴿التوبة: ٨۶﴾
    (۷) فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلَافَ رَسُولِ اللَّهِ وَکَرِهُوا أَن یُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَقَالُوا لَا تَنفِرُوا فِی الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَّوْ کَانُوا یَفْقَهُونَ ﴿التوبة: ٨١﴾
    (۸) لَا یَسْتَأْذِنُکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ أَن یُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِالْمُتَّقِینَ ﴿التوبة: ۴۴﴾
    (۹) انفِرُوا خِفَافًا وَثِقَالًا وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنفُسِکُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ذَٰلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿التوبة: ۴١﴾
    (۱۰) الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللَّهِ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿التوبة: ٢٠﴾
    (۱۱) أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تُتْرَکُوا وَلَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِینَ جَاهَدُوا مِنکُمْ وَلَمْ یَتَّخِذُوا مِن دُونِ اللَّهِ وَلَا رَسُولِهِ وَلَا الْمُؤْمِنِینَ وَلِیجَةً وَاللَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿التوبة: ١۶﴾
    (۱۲) وَالَّذِینَ آمَنُوا مِن بَعْدُ وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا مَعَکُمْ فَأُولَٰئِکَ مِنکُمْ وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَىٰ بِبَعْضٍ فِی کِتَابِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ﴿الأنفال: ٧۵﴾
    (۱۳) وَالَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالَّذِینَ آوَوا وَّنَصَرُوا أُولَٰئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ کَرِیمٌ ﴿الأنفال: ٧۴﴾
    (۱۴) إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالَّذِینَ آوَوا وَّنَصَرُوا أُولَٰئِکَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یُهَاجِرُوا مَا لَکُم مِّن وَلَایَتِهِم مِّن شَیْءٍ حَتَّىٰ یُهَاجِرُوا وَإِنِ اسْتَنصَرُوکُمْ فِی الدِّینِ فَعَلَیْکُمُ النَّصْرُ إِلَّا عَلَىٰ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُم مِّیثَاقٌ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ﴿الأنفال: ٧٢﴾
    (۱۵) یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ وَجَاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ﴿المائدة: ٣۵﴾
    (۱۶) أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِینَ جَاهَدُوا مِنکُمْ وَیَعْلَمَ الصَّابِرِینَ ﴿آل‌عمران: ١۴٢﴾
    (۱۷) إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولَٰئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿البقرة: ٢١٨﴾

    علی امام من عند الله (علی امام از طرف الله):
    ۰ results in 0 ayas

    [پاسخ]

    محب اهل ابیت(ع) پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳م, ۱۳۹۱ (4 weeks ago) ۱۲:۲۶ ب.ظ:

    @Mikal, عزیز من یه سوال کردم ۵۰سطر نوشتی ولی جواب ندادی آخر کار هم حکم به تکفیر من دادی اشکال نداره فقط این سوال را جواب بده آیا آیه مبارکه ۵۵از سوره مائده در مورد علی ابن ابیطالب علیه السلام بوده یا نه ؟فقط یادت باشه که من واقعا از علمای خودتا آدرس دارم که منظور علی (ع)بوده هرچند جواب شما را همین آلان میدانم یا میگویی عالم شیعه شده !!!!!یا میگویی حدیث ضعیف است اگر جوابت این دو باشد آنوقت من در شیعه بودنم راسختر خواهم شد.

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۹۱ (3 weeks ago) ۱۱:۴۷ ق.ظ:

    حضرت پیامبر وقتی از شهر خاج می شد دید از پشت صدایی داره میاد برگشت دید ابوبکر. اگه ابوبکرو با خودش نمی برد ابوبکر جای حضرت رو لو می داد برای هیمن حضرت علی (ع) رو بجای خودش گذاشت تو خونش رفت چون می دونست حضرت علی (ع) شجاع تر از این حرفاست حضرت پیامبر (ع) به حضرت علی(ع) ایمان داشت

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴م, ۱۳۹۱ (2 weeks ago) ۷:۴۲ ق.ظ:

    @حامد, هرچند که اون یار غار بودن ابوبکر هم مورد اتفاق نیست و برخی میگویند شخص دیگری بنام مشابه بوده ولی اینکه شما هم گفتی کاملا درسته .خودشو چسبوند به پیامبر

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ Yesterday ۵:۱۸ ق.ظ:

    شمایی که از منبع دادن صحبت کردی این حرف چرند پشت دیواری رو از کجا آوردی؟ ادرس بده ببینم!

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ Yesterday ۵:۱۹ ق.ظ:

    هرچند که اون یار غار بودن ابوبکر هم مورد اتفاق نیست و برخی میگویند شخص دیگری بنام مشابه بوده ولی اینکه شما هم گفتی کاملا درسته .خودشو چسبوند به پیامبر

    [پاسخ]

    Mikal پاسخ در تاريخ فروردین ۲۳م, ۱۳۹۱ ۳:۵۴ ق.ظ:

    @محب اهل ابیت, یه چیز خیلی مهم یادم رفت دوست عزیزم. به خدا میدونم بدون قصد و غرض بوده اما بدون که غیر مستقیم به الله (ج) رسول الله (ص) و حضرت علی (رض) بی احترامی یا بهتر بگم توهین کردی:
    حرفی رو به الله نسبت میدی که خداوند اون رو نفرموده (امامت علی از جانب الله)
    صمیمی ترین دوست رسول الله رو منافق اعلام کردی
    حضرت علی رو شخصیتی معرفی کردی که در هنگام نماز به جای حضور قلب در پیشگاه الله تعالی حواسش به این طرف و اون طرفه

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ فروردین ۲۹م, ۱۳۹۱ (5 weeks ago) ۱۱:۰۳ ب.ظ:

    @Mikal, سلام برادر آیه ای که در عید غدیر بر پیامبر نازل شد چی بود؟ حتما میدونی الیوم اکملت لکم دینکم … روز غدیر خم پیامبر (ص) چه کاری انجام داد که باعث اکمال دین شد؟ حضرت علی رو بعنوان جانشین خودش معرفی کرد قبلش هم آمده ( یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ ۖ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ) این آیه میتونه تاییدی بر امامت حضرت علی باشه این اولا
    دوم اینکه جناب ابوبکر همراه رسول الله بود ولی فکر نمیکنم به جان حضرت بیمناک بوده باشه اگه بیم جان حضرت رو داشت کاری که حضرت علی کرد رو انجام میداد این صمیمی ترین دوست!!! دوست لااقل جنازه دوستش رو به خاک میسپاره بعد ادعای جانشینی میکنه دوست حرمت حرف دوستش رو چه مرده و چه زنده باشه نگه میداره (فاطمه پاره تن من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده است) سقیفه چه بود و فدک چه بود؟ حالا برادر میخوای منم کل قرآن رو برات کپی کنم تو این صفحه؟ باید توان درک آیات رو داشته باشیم وگرنه کپی کردن و حتی خوندن بدون فهمیدن دردی از ما دوا نمیکنه هرچند مایه تبرک خواهد بود. جنگ احد کجا بود این دوست صمیمی رسول الله؟ این پیشگام در هجرت میگن فرار کرد البته من اونجا نبودم ولی خوندم که فقط علی موند و یک عده از خواص حضرت رسول ولی توی اونا جناب ابوبکر اسمش نبود آها راستی این دوست صمیمی موقع احتضار دوستش بالا سرش بود؟ تفسیر قرآن رو بذاریم بعهده اهل فنش بگو برادر من این آقا کجا بود اون موقع ؟ راستی این دوست صمیمی بعد فوت دوستش هوای خانواده اونو داشت دیگه نه؟ نذاشت تو دلشون آب تکون بخوره فقط فدک بود و سیلی بود دست بسته و سینه شکسته و …. عزیز دلم خودت فکر کن چه کرد با پاره تن دوستش؟
    راستی منظورت از اینکه میگی حواسش به اینطرف و اونطرفه چیه؟ وقتی خدا خودش تحسین میکنه کسی رو که در حال رکوع انفاق میکنه و اونو ولی معرفی میکنه (. إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّـهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ ﴿المائدة: ۵۵)شما چکاره ای که اینو برای حضرت علی نقص میدونی؟ ببین اصلا به عمق آیات توجه نمیکنی فقط کپی میکنی یا زمزمه میکنی بیشتر فکر کن برادر
    ضمنا از این سایت قرآنی بی اطلاع بودم ممنون که معرفی کردی
    امیدوارم هممون هممون با نور قرآن هدایت بشیم

    [پاسخ]

    محب اهل ابیت(ع) پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳م, ۱۳۹۱ (4 weeks ago) ۱۲:۵۱ ب.ظ:

    @ اخوی خودت رو به اون راه نزن وقتی خداوند این عمل (دادن انگشتری درحال رکوع ) را اینقدر ستایش میکند بطوری که در قرآن کریم از آن یاد میکند و هر مسلمانی دوست دارد خداوند اینگونه از اعمالش یاد کند و آنرا عین خلوص وعبادت یاد میکند چگونه است که تو بخود اجازه میدهی و کاری را که خداوند ستوده است مساوی با حواس پرتی میدانی و بعد دم از فهم قرآن میزنی خدارا شکر که یادت نرفت و اوج فهم خودت رو از قرآن اینگونه بیان میکنی .حتی بفرض محال که این آیه در مورد علی (ع)هم نباشد که هست ، نص واضح قرآن است در مورد این عمل ، که کار بسیار پسندیده و مورد قبول حق تعالی میباشد وجالب اینکه شما آنرا مساوی با عدم حضور قلب میدانی ولی خداوند آن را ستایش میکند و بعد مدعی هستی که دیگران خلاف حرف خداوند حرف میزنند و شما عین کلام خدا .راستی تا یادم نرفت اینو به شما عرض کنم که من باندازه همان کتاب تاریخ دوم راهنمایی هم ادعا ندارم ولی گفته های شما من بیسواد رو هم قانع نکرد چه رسد به یک شیعه باسواد و در آخر اینکه سواد یک نعمت الهی است نه تنها راه رستگاری که اگر اینطور بود پیامبر ما در زمان بعثت امی نبود پدر و مادرم بفدای رحت اللعالمین .

    [پاسخ]

  6. ساحل گفته است :

    دست ازاین بازی های حماقت آمیزتان بردارید.
    غرب دارسوارکولتان میشود جوامع مسلمین داردباحیله مکارانه اروپاوغرب ازهم می پاشد.خودمان هم میدانیدکه شیعه حق است وماچیزی برای دفاع ازجنابان عمروابابکروعثمان نداریم

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳م, ۱۳۹۱ (4 weeks ago) ۲:۴۶ ق.ظ:

    @ساحل, جان حق الله است و کتاب الله نه شیعه و نه سنی!
    بعدشم شما که ادعای حضرت علی دارید چقدر مثل ایشام محترمانه رفتار می کنید!
    نزد ما علی که تقیه نداشت!؟ توهین و بد دهنی نمی کرد!؟ قرآن و نماز می خوند!؟ اهل تفکرو تعقل بود(دین رسول الله را با عقل خود و تدبرش پذیزفت)!؟

    آیا دنبال روی وی هستید!؟؟؟
    اهل تسنن به خود افتخار می کند که پیرو سنت رسول الله و اهل بیتش و اصحابش است! پس من منافاتی نمی بینم و عمرگونه علی وار هستم.
    بگذار عقلت با حقیقت حکم کند.

    [پاسخ]

  7. وحید گفته است :

    با سلام
    دوست عزیز مقاله نویس مشکل نعوذ بالله در قرآن و صحت آن نیست بلکه مشکل در تفسیر به رای آیات و قبول بعضی از آیات و رد آیات دیگر در بررسی موضوعات دینی است که هر دو از گناهان کبیره می باشد.
    همانطور که رسول خدا(ص) به امام علی (ع) فرمود: یا علی من برای تنزیل قرآن و تو برای تفسیر آن با اینها می جنگی !
    یعنی خدای نکرده ما بیاییم و آیاتی که در موعد و زمان و در مورد خاصی از عده ای از اصحاب اعلام رضایت کرده را قبول و آیاتی که به آنها عتاب می کند و به آنها هشدار میدهد و حتی به کفر و ارتداد بعضی از اصحاب حتی در زمان حیات و بعد از وفات(شهادت )رسول خدا خبر میدهدرا منکر شویم !!!!!
    اگر شما با تفسیر خودتان ! این آیات را دلیل رضابت دائمی از همگی اصحاب و ورود بی قید و شرط آنان به بهشت بدانید پس باید آیات دیگری از قرآن را مثل “……فمن یعمل مثقال ذرة شرا یره” و دیگر چنین آیات را و آیات عتاب و اعلام کفر و ……..منکر شوید
    بعد هم برادر عزیز شما که انقدر قرآن قرآن میکنی مگر در قرآن سفارش به خواندن تاریخ و گرفتن عبرت از عاقبت اعمال پیشینیان نیامده !؟
    در ثانی تمام علما و بزرگان دین و همه مسلمین عالم معتقدند که سنت مفسر آیات قرآن و احادیث صحیح از رسول اکرم (ص) همان ارزش و صحت آیات قرآن را دارد و منکر سنت کافر است !
    میشه لطف کنید و این دین جدید را که در آن اصل بر انکار سنت! و برداشت شخصی از آیات قرآن و قبول بعضی از آیات و انکار بعضی دیگر است را به ما هم معرفی کنی ؟!
    خدا را چه دیدی شاید ما هم از شما پذیرفتیم !!!!!
    یک مثال دیگر از خطرناکی و پوچی این تفکر که قرآن بی مفسر ملاک است را در همین زمان خودمان و در بین تکفیریها و وهابیها ببین که چگونه با تفسیر به رای آیات جهاد چگونه جان و مال مسلمانان را حلال میشمارند و حتی جدیدا یک شیخ وهابی تکفیری گفته که ترور یکی از راههای رسیدن به خدا در اسلام است !!!!!

    [پاسخ]

  8. حامد گفته است :

    با سلام.
    توصیه می کنم آخرت را به دو روز دنیا مفروش با سنی بودنت.
    قبل از هر چیزی برو کتابهای قدیمی اهل سنت را با کتابهای جدیدی که علمای شما به خوردتون می دن یک نگاه بنداز حتما.ببین چرا کتابهاتون تحریف شده. چرا هر چی در مورد فضیلت و امامت اهل بیت نوشته شده در کتابهای صحیح بخاری و صحیح مسلم و در المنثو و … که از کتابهای معتبر شما هستند خذف شده.
    لزومی نداره به کتابهای شیعه نگاه کنی همه چیز براتون روشن می شه.
    چرا پنهان کاری.چرا چرا چرا

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳م, ۱۳۹۱ (4 weeks ago) ۲:۵۴ ق.ظ:

    @حامد, الله اکبر چند تا از کتابهای به اصطلاح تحریفی ما رو خوندی!
    من که کتابهای به اصطلاح تحریف نشده شیعه ها رو خوندم سال به سال احادیث اهل بیت (رضی الله عنهما) رو به روز می کنند و به پای تجارت جهانی نوسازی می شود!
    اصلا چند تا کتاب اهل سنت رو گیر آوردی که بخونی!
    نکه مقالات انتخابی حوزه قم رو که چکیده فیلتر شده هستن رو خوندید؟؟؟
    البته لطف کنید و آدرس و نویسنده محرفها رو با کتابهای اصلش بدید، شاید که هدایت شدیم!!!!!!
    «فردی که تعصب وارد قلبش و فکرش شود، کور می شود!»:حضرت علی (رضی الله عنه)

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹م, ۱۳۹۱ (2 weeks ago) ۲:۳۳ ب.ظ:

    امیلتو بده برات بفرستم تحریفات کتب اهل سنت رو عزیز

    [پاسخ]

  9. عباس گفته است :

    سلام درمورد جوابی که به مهدی دادی پاسخ اول همین صفحه این تفاسیر که در لابه لایی آیات نوشتی از کیه خوت نوشتی یااز علما های شماست اگر خودت هست پس شما هم باید عالم باشید ومعتقد هستید باید حرف های شمارو قبول کنیم. و حرف علما وبزرگان شیعه درمورد آیاتی مربوط به اخلاقیات، ولایت و امامت و در شأن امام علی دانسته‌اند.باتردید وشک بنگریم با توجه به آزار واذیت های آنها به حضرت زهرا بعد از وفات پیامبر وماجرای سقیفه …..پاسخ دوم (محب اهل البیت )آیا به اسم ابوبکر مستقیم اشاره شده یا هم مانند حضرت علی به اشاره بیان شده است . شما چند آیه بیان می کنید که در مورد خلفا ست حال ، طبق گفته بعضی از علما شیعه وحتی سنی تعداد بیش از ۵۰۰ آیه درمورداخلاقیات، ولایت و امامت حضرت علیست بعضی راهم جهت تفکر بیشتر شما در ذیل بیان می کنم:با اشاره به آیاتی که شیعه و سنی آن را تنها در شأن فضائل خاص امام علی(ع) دانسته اند : یکی از مهمترین مسائل بحث ولایت امیرالمؤمنین(ع)است که در آیه ۵۵ سوره مائده: إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ؛ ولى شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانى که ایمان آورده‏اند همان کسانى که نماز برپا مى‏دارند و در حال رکوع زکات مى‏دهند. که منابع و تفاسیر شیعه روایت کرده اند که این آیه در شأن امام علی است.با استناد به آیه ۲۰۷ سوره بقره تأکید کرد: خداوند در این آیه می فرماید: وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ؛ و از میان مردم کسى است که جان خود را براى طلب خشنودى خدا مى‏فروشد و خدا نسبت به [این] بندگان مهربان است . این آیه مربوط به زمانی است که امام در لیلة المبیت برای نجات پیامبر از دست مشرکان در بستر ایشان خوابید و این آیه در شأن امام علی نازل شد. همچنین آیات سوره “هل اتی” و نیز در آنجا که قرآن می فرماید: اِنَّما نُطعِمُکُم لِوَجهِ اللهِ لا نُریدُ مِنکُم جَزائاً وَلا شَکوراً به فضایل حضرت زهرا و امام علی اشاره دارد که سه شب متوالی افطاری خود را به فقیر مسکین و اسیر عطا کردند.

    وی در پایان : در آیه مباهله حضرت علی(ع) “نفس” پیامبر شمرده شده که بسیار اهمیت دارد یا آیه اکمال در سوره مائده که” الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا” که برخی از اهل سنت و تمام علمای شیعه تأکید دارند که در این آیه منظور ولایت امام علی(ع) است و سوره “عادیات” نیز در فضیلت مبارزات حضرت توصیفاتی دارد.

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳م, ۱۳۹۱ (4 weeks ago) ۳:۰۳ ق.ظ:

    @عباس جان, سلام!
    ببخشید کدام یک از علمای سنی گفته ۵۰۰ آیه در مورد حرضت علی هست!!!؟؟؟
    بعدشم رسول خدا دینشان قرآن است کلام الله نه علی الله!
    برای موحد بودن به درگاه الله کوشیدند نه مولایی علی!
    علی پیرو قرآن بود نه قرآن آور دیگری!
    علی مسلمان بود نه پیامبر دیگری!
    علی با قرآن بود نه بر ضد آیه شورا! علی خود کرار بود نه تقیه کننده!
    حضرت علی حیدر ، کرم الله، فاتح خیبر،دنیا رو ۳ طلاقه کرده بود!
    کمی فکر کن اگر هم مولایی خدایی و ارثی بود، پس الان چرا و به کی رسیده!ولایت فقیه! پس نسل امامان نابود شده! مهدی پستش را غیابی به اینها سپرده!؟
    هرکس مرا دوست میدارد باید علی را نیز دوست بدارد!

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۵م, ۱۳۹۱ (4 weeks ago) ۱۰:۴۷ ب.ظ:

    @شهاب, عزیز دل برادر اینا که نوشتی یعنی چی؟ به ما داری یاد میدی علی کی بود؟ضد آیه شورا یعنی چی؟ تقیه کجا بود؟ مگه هرکی خلافت کنه دنبال دنیا رفته؟ حضرت علی با اینکه خانه نشین بود از هر فرصتی استفاده میکرد تا بفهمونه استحقاق خلافت رو بیشتر از غاصبین اون داره همه میدونستن حضرت با خلافت اونا مخالفه پس این تقیه نبوده بلکه مصلحت اسلام حکم می کرده سکوت کنه
    واقعا کج فهمید شلوغ میکنید ببین ۲*۲=۴

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۶م, ۱۳۹۱ (4 weeks ago) ۱۱:۳۱ ق.ظ:

    @مجید برادر بزرگ، بیا و منطقی و بدون تعصب تجزیه و تحلیل کنیم باشه:
    ۱- حضرت علی (رضی الله عنه) در خانه بوده و حکم الله از محمد(ص) بر علی نازل شد و ایشان حکم بعد از نبوت یعنی امامت را به ارث برد(وظیفه شد و واجب گردید) پس باید مثل پیامبر قسم خورد که اگر وعده خورشید و ماه را در دستان چپ و راستش را هم می دادند سکوت نکند؟ ولی علی سکوت کرد!؟(کسی که در جوانی با خرد خویش مسلمان شد!)
    ۲- در بیعت گیری عمر به در خانه علی زد و در را آتش زد و علی را فش ناموس داد! علی در خانه همچنان سکوت وار نظاره گر است!؟ عمر در را به زور بشکست و باز کرد و فاطمه (رضی الله عنه)در را نگه داشته در حالی که مرد خانه فقط نظاره گرست! به حریم خصوصی بدون اجاز عمر وارد می شود و فاطمه سقظ جنین می شود! علی مظهر غیرت در نظز ما سکوت کرده در حالی که خون محسن بچه اهل بیت رسول الله جاری می شود! حضرت علی می فرماید:«هر کس غیرت ندارد در او خیری نیست!»
    ۳- عمر علی (مردی که گویند در شکم مادر به بتها سجده نکرد!)را طناب پیچ کرده و کشان کشان تا مسجد به خاک مالیدند و به نزد ابوبکر بردندو هیچ نگفت مردی که حیدر الله بود!؟ به زور دستانش را کشیده اند و در دست ابوبکر قرار دادند و بیعت زوری گرفتندو مرد خدا و داماد رسول و مرد فاطمه هیچ نگفت!؟( مردی که گویند یک تای دروازه شکر کفار را به تنهایی به جای سپر قرار داد! که کار ۲۰ جوان تنومند بود)!؟
    ۴- علی آینده نگر بود و سکوت کرد و آن هدیه سکوت و ذلت را برای ما الگو قرار داد تا ما هم مثل او سکوت کرده و حق را لاپوشانی کنیم!؟ مردی که گویند جهان و مادیات را سه طلاقه کرده بود (از نظر شرع ۳ طلاقه را عقد دوباره نیاید!؟)
    پس تارک دنیا و دست پرورده محمد و شوهر فاطمه آخرش با غیرت و حیدر کرار بود! یا (استغفر الله) مردی سکوتگر و بیغیرت که توانایی دفاع از ناموس و شرف و مالش را هم نداشت!؟
    پس ۴=۲*۲ عقلا درسته ولی بنا به سلیقه من یا شما ۵=۲*۲ نمی شود برادرم.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۷م, ۱۳۹۱ (3 weeks ago) ۸:۲۵ ق.ظ:

    @شهاب, سلام دوست من از اینکه توجه کردی و جواب دادی ممنونم من و شما مطالب را از کتب پیشینیان برداشت میکنیم و با توجه به سایر اطلاعات خود از آنها استفاده می کنیم. لطف بفرمایید جواب مرا بدهید تا روشن شوم. آیا منظور شما از طرح این سوالات این است که کلا چنین مواردی پیش نیامده؟ یعنی به خانه حضرت علی(ع) حمله نشده؟ یا اینکه پیامبر اکرم (ص) به دفعات بر جانشینی حضرت علی (ع) تاکید نکرده؟
    اگر چنین است که یک سری از واقعیات تاریخی بدیهی نزد شیعه توسط اهل سنت تکذیب می شود پس ما سر تاریخ مشکل داریم نه سر موضوعات دیگر. برویم مشکل را با مورخین حل کنیم
    اما یک سوال دیگر دارم جنگ صفین چطور تمام شد؟ سکوت البته سکوت نه بلکه رضایت حضرت علی (ع) را در برابر خواسته نیروها مبنی بر قبول حکمیت چگونه ارزیابی میکنید؟ اصلا موضوع را قبول دارید یا نه؟ اگر قبول دارید این رضایت ناشی از ترس بود؟ آنها که در حال پیشرفت بودند و مالک اشتر تا نزدیکی خیمه معاویه پیش رفته بود.
    سکوت یا رضایت حضرت در مواقع مختلف دلایلی دارد که مهمترین آنها حفظ وحدت مسلمین بود. حضرت با سکوت خود به ما یاد داد مسلمانان باید ابتدا پشتیبان هم باشند. اگرچه ایشان در هر جایی که موقعیت اقتضا می کرد گلایه از خلفا و مردم زمانه را نیز در دستور کار قرار میدادند آنچنان که در نهج البلاغه آمده است پس سکوت نشانه رضایت نبوده و رضایت به خلافت خلفا نشانه بیعت نیست و حتی رضایت نیز قلبی نبوده . حالا هم برادر من و همه دوستانی که این مطالب را مطالعه می کنید وظیفه ما حفظ اتحاد و پس از آن حل مشکلات فیمابین به شکلی منصفانه و مودبانه و بدور از تنش می باشد. غیرت و شجاعت و علم حضرت علی (ع) چیزی نیست که من و شما بتوانیم درباره آن قضاوت کنیم. آن هم به همین راحتی و با اطلاعات تاریخی موجود. منتظر جوابت هستم

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۹۱ (2 weeks ago) ۱۲:۱۱ ق.ظ:

    @برادر گرامی مجید, ما که با اهل بیت مشکل نداریم! شما ۱۱تا رو از اهل بیت +۱ غایب قبول دارید، ولی ما همه اهل بیت رو قبول داریم و بیشترشون هم امام ما بودند. مشکل سر بد جلوه دادن خلفا هم نیست! مشکل سوء استفاده از قرآن و دین است برای تحمیل کردن امیال شخصی بر مردم و انحراف در دین!
    این را بدان علی (رضی الله عنه) مردی نبود سکوت پیشه کند، چون دست پرورده رسول الله بود و ایشان در تبعید و حتی در نیت ترورش هم فقط حق را گفت. مشکل خلفای راشدین و خصوصا علی خلافتشان نبود بلکه دورویانی بود که فقط کینه تورزی می کردند تا این دین به ما نرسد! یا اگر رسید تردید و دشمنانه برسد.
    ایمیلتو بذار تا کمی از کتابهای منطقی را برایت میل کنم و آن ها رو بخوان ، ضرر نمی کنی!

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۹۱ (2 weeks ago) ۲:۴۱ ب.ظ:

    @شهاب, اول اینکه در زمان حضرت پیامبر (ص)دشمنان جلوی چشم پیامبر مسلمانان را مورد آزار و اذیت و فحاشی و … قرار می دادند و حتی خود حضرت پیامبر (ص) را هم مورد آزار و اذیت قرار می دادند آیا پیامبر توانایی این کارو نداشت که در مقابلشون دفاع کنه؟ کسی که شق القمر می کنه براش از بین بردن مشرکین مثل آب خوردنه ولی پیامبر باید با استفاده از قدرت مردم اینکارو بکنه نه با چیز دیگه. چون خداوند اینو می خواد.
    در رابطه با شهادت حضرت زهرا باید خدمتتون عرض شود که اول اینکه حضرت علی(ع) پس از شهادت حضرت پیامبر (ص) قول داده بود که از خونه بیرون نیاد تا قرآن رو جمع آوری کنه.
    ثانیا حضرت زهرا خودش خواست در برابر ولایت امیرالمومنین از امام عصرش دفاع کنه.
    و اینکه حضرت علی (ع) رو دست بسته بردن.
    اگه حضرت شمشیر می کشیدن اول اینکه خونهای زیادی ریخته می شد دوم ایکه ممکن بود به فرزندان آن حضرت از ناحیه دشمن آسیبی برسه سوم اینکه حضرت جز چند تن از یارانش یاران دیگری نداشتن و این چند نفر رو هم از دست می دادند.
    حتی زبیر که از یاران آن حضرت بود شمشیر کشید حضرت با این کار زبیر مخالفت فرمودند.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۹۱ (1 week ago) ۶:۴۳ ب.ظ:

    @شهاب, سلام برادر؛ ایمیل من saba_5824@yahoo.com
    ضرر نداره ممنون میشم لطف کنی. برای فهمیدن راه درست از هر پتانسیلی باید استفاده کرد.

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹م, ۱۳۹۱ (2 weeks ago) ۲:۳۸ ب.ظ:

    @شهاب, می خوای آدرس کتابارو بدونی ایمیل بده برات بفرستم بخون از کتب معتبر اهل سنت که چقدر آیه در مورد حضرت علی(ع) اومده و همشون تو کتب شما نوشته شده اینارو که ما ننوشتیم ما هم جعل نکردیم. بزرگان اهل سنت نوشتن و جدیدن برای حفظ آبرو داران این احادیثو جمع آوری میکنن.
    اصلا با وجود کتب اهل نست نیازی به جعل احادیث نیست.

    [پاسخ]

  10. مجید گفته است :

    دوستان گرامی و خوانندگان محترم مطالب این صفحه خواهش میکنم برای پاسخ دادن با رعایت ادب و احترام و مطالعه شده کم نگذارید
    برای اطلاع از چگونگی ارتباط حضرت علی (ع) با خلفا و دلیل سکوت ایشان به خطبه ۶۲ نهج البلاغه مراجعه کنید

    [پاسخ]

    احمد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۷م, ۱۳۹۱ (3 weeks ago) ۹:۲۶ ق.ظ:

    @مجید,
    عزیزم نامه ۶۲ نهج البلاغه دوستان دقت کنید ((نامه ۶۲))

    [پاسخ]

  11. مجید گفته است :

    ترجمه نامه ۶۲
    (نامه به مردم مصر، که همراه مالک اشتر در سال ۳۸ هجرى فرستاد)
    ۱ مظلومیّت امام در خلافت
    پس از یاد خدا و درود خداوند سبحان محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را فرستاد تا بیم دهنده جهانیان، و گواه پیامبران پیش از خود باشد. آنگاه که پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم به سوى خدا رفت، مسلمانان پس از وى در کار حکومت با یکدیگر درگیر شدند. سوگند به خدا نه در فکرم مى ‏گذشت، و نه در خاطرم مى ‏آمد که عرب خلافت را پس از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم از اهل بیت او بگرداند، یا مرا پس از وى از عهده دار شدن حکومت باز دارند، تنها چیزى که نگرانم کرد شتافتن مردم به سوى فلان شخص بود که با او بیعت کردند. من دست باز کشیدم، تا آنجا که دیدم گروهى از اسلام باز گشته، مى‏ خواهند دین محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را نابود سازند، پس ترسیدم که اگر اسلام و طرفدارانش را یارى نکنم، رخنه‏ اى در آن بینم یا شاهد نابودى آن باشم، که مصیبت آن بر من سخت‏تر از رها کردن حکومت بر شماست، که کالاى چند روزه دنیاست و به زودى ایّام آن مى‏ گذرد چنانکه سراب ناپدید شود، یا چونان پاره‏ هاى ابر که زود پراکنده مى‏ گردد. پس در میان آن آشوب و غوغا بپا خاستم تا آن که باطل از میان رفت، و دین استقرار یافته، آرام شد.

    [پاسخ]

  12. مجید گفته است :

    آنان که انتظار دارند قهرمانی مثل علی، شمشیری را که بر گردن کافران در بدر و احد و احزاب کشید، پس از رحلت پیامبر، همان شمشیر بر گردن مسلمانان فرود آورد، هرگز تاریخ اسلام را بررسی نکرده و از شرایط آن روز آگاه نیستند، آنان نه اسلام شناسند و نه علی شناس.

    [پاسخ]

  13. حامد گفته است :

    با سلام
    لطفا جواب منو در این مورد بدهید.
    جریان غدیر خم را قبول دارین یا نه؟
    به گفته شما حضرت پیامبر(ص) ابوبکر رو به قار برده در حالی که قرآن میگه آن دو به قار رفتن.
    اگه حضرت پیامبر(ص) ابوبکر رو به قار برده چرا خلیفه دوم و سوم رو با خودش به قار نبرده.چرا حضرت علی(ع) رو به جای خودش تو تخت خوابش خوابونده.
    در ضمن شما که معاویه رو واسه خودتون خلیفه می دونین مگر معاویه و پدرش ابوسفیان از دشمنان درجه یک اسلام نبودن.
    شما که عایشه رو ام المومنین می نامید. مگر قرآن نگفته که ای زنان پیامبر در خانه هایتان بنشینید و با مردم از پشت پرده حرف بزنید.
    نه اینکه سوار بر شتر شده و به جنگ امام عصر خود بشتابید.
    چرا پس از شهادت حضرت پیامبر(ص) ابوبکر و عمر را در کنار آن حضرت دفن کردن؟ با اجازه چه کسی؟به چه حقی؟
    مگر قرآن نگفته بدون اجاره حضرت رسول اکرم وارد خانه اش نشوید.اینها از چه کسی اجازه گرفتن.
    چرا شخصیتی مثل آقای تیجانی پس از سالها سنی بودن با مطالعه و تحقیق شیعه می شه؟
    اگر میشود کتابهای( قدیمی لطفا نه جدید) معتبر اهل سنت رو برای من میل کنید ممنون می شوم.
    اگر بخواهبد با سند از کتب اهل سنت بهتون نشون میدم که حق با کیست.
    در ضمن مناظراتی که در وبلاگ بنده هست رو یک نگاه بندازید لطفا

    [پاسخ]

    م. پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ (3 weeks ago) ۱۱:۳۳ ب.ظ:

    @حامد,
    سلام آقا حامد گل
    ایمیلت رو بنویس

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۹۱ (3 weeks ago) ۹:۲۷ ق.ظ:

    hamedbigdeli66@yahoo.com

    [پاسخ]

    راز پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۹۱ (3 weeks ago) ۱۲:۴۶ ق.ظ:

    @حامد,
    اینکه کسی بیاد از مذهبش دست بکشه و به فرقه دیگه بره که دلیل نمیشه بر صدقش
    اگه این طوریه تا منم برات لیست کنم اسم افرادی که شیعه بودن و سنی شدن اینکه نشد دلیل . من میتونم به جرات بگم که سنی که تو ایران زندگی میکنه بشیتر از یک شیعه تو همردیف خودش در باره مذهب تشیع میدونه چون شب و روز تو تلوزیون یاکتاب های مدرسه درباره این مسایل خونده و شنیده ولی شما به عنوان یک شیعه که حداقل باید یه سری اطلاعات در باره مذهب هم آیینت رو بدونی چیزی از کتاب هاشون رو خوندی؟ نه چون کتابی ندیدی که درباره اینا باشه چرا یه سری چیزا خوندی ولی کجا تو کتابای تشیع پس اگه میخواهیم درباره یه سری چبزا صحبت کنیم که بر میگرده به اسلام و اعتقاد چند نفر حداقل کاری که میتونیم بکنیم اینه که یه چیزی رو درباره طرف مقابلمون بدونیم نه این که بشینیم و هرچی تو ذهنموم اومد بدون یک ذره اندیشه بنویسیم.
    یک سری بحث و جدل تاریخی هست بین دو مذهب که فکر نکنم خلاصی داشته باشه. مثلا امامت که جز اصول مدهب تشیعه و بحث و جدل هایی درباش شده که من خودم کتاب دکتر شریعتی رو خوندم قانع شدم.
    حالا یک سنی بلند شه یک هفته کتاب بنویسیه درباره امامت کاری کرده بس واهی یا شیعه بلندشه در مقابلش تا میتونه ناسزا بگه به عمر و روز مرگش رو عید فاطمه یا نمیدونم چی بذاره که دلش خنک شه.
    من مخالف صد در صد این جور بحثام بعد ۱۴۰۰سال به جایی نرسیده و نخواهد رسید پیامبر میفرماید اگه کسی دست به کارهای بیهوده بزنه باید جواب پس بده.
    اگه بشینیم و صده های نخستین اسلام رو ببینیم و دربارش تحقیق کنیم میبینیم چه شکوه و عزمتی که اسلام داشته توی همون صده های نخسته که امام ابو حنیفه و امام شافعی شاگرد مکتب امام صادق بودن حالا نمیدونم چی شده اون موقع که ابو حنیفه و امام صادق در کنار هم بودن درباره این جور مسایل دعوا نمی کردن و لی ما الان شدیم کاسه از آش داغ تر و کتاب مینویسیم در رد همدیگه اون موقع یک یهود یا مسیح یا لامذهب به خودش جرات نمیداد که نگاه چپ به اسلام بکنه ولی حالا چی چندتا آدم بلند شدند دارن تو اسلام جولان میدن تقصیر کار کیه؟ تویی که اینجا نشستی ۲ کتاب مذهبی خوندی و هی لج همدیگه رو در میاری بخدا هممون بابت این کارامون مسئولیم
    ابن سینا اگه نشسته بود مثل من یا تو این کارا رو کرده بود الان من یا شما نمیگفتیم کتاب یه ایرانی داره تو فرنگ تدریس میشه پس به امید اسلامی بزرگ ان الدین عندالله السلام نه ان الدین عندالله شیعه یا سنی
    اینا همش دسیسه غربه که مسلمونا تو همون مسایل اولیه دینشون بمونن چون یک چشمه از عزمتش رو دیدن.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۹۱ (3 weeks ago) ۱۱:۰۳ ق.ظ:

    @راز, دعوا بده؛ توهین و افترا بده؛ ناسزا بده ؛ با هرکی باشه؛ ولی مباحثه عیبی نداره ؛ حتی شیعه از کتاب خودش و سنی از کتاب خودش ببینیم کدوم کتاب محکم تره ؛
    حالا ببین : شاگردان امام صادق(ع) زمانی که در کنار حضرت بودن توان مناظره و به قول شما دعوا نداشتن ؛ یعنی در این حد نبودن؛ بعد از امام بوده که این جسارت رو پیدا کردن و مذهب واسه خودشون راه انداختن.
    عزیزم اوج عظمت اسلام کجا بود؟ یهود و مسیح و لامذهب جرات نمی کردن نگاه چپ به اسلام و مسلمونا بندازن، ولی بچه های پیامبر اسلام(ص) یکی یکی به دست مدعیان دروغین خلافت مسلمونا به شهادت می رسیدن و اهل سنت دقیقا برای کسانی که به اصل اسلام ضربه زدن احترام قایلند. ما و شما که دوره پیامبر و امامان رو درک نکردیم اگه با شنیدن یک حرف از فردی که عادل میدونیم راه رو انتخاب کنیم اگه به خطا رفته باشیم فقط ساده اندیشی بوده اما اونی که با پیامبر(ص) بوده و زندگی کرده اونی که حرفهای پیامبر رو شنیده اگه خلاف گفته ایشان عمل کنه حتما منافقه ؛ حتما سوء نیت داره
    اصل مطلب اینکه پیامبر(ص) بارها و بارها و به شکلهای مختلف و در زمان و مکانهای مختلف حضرت علی(ع) رو بعنوان جانشین خودش معرفی کرد. پیامبر(ص) معصوم بود و حرفش حرفی بود که از جانب خدا بود. صحابه هم می شنیدند به دفعات. حجت بر آنها تمام شده بود. اما بعد از پیامبر(ص) حرفش روی زمین ماند. کسی از صحابه که این کار رو کرد حتما منافق بوده
    حالا من میگم مطمئنم که علی (ع) بهترین فرد برای خلافت و امامت بوده و باید پیرو اون باشم. اما توی این پیروی چقدر درست عمل کنم خدا می دونه و همیشه از خدا می خوام منو هدایت کنه تا راه علی(ع) رو برم که همون راه پیامبر(ص) و همون چیزیه که خود خدا می خواد.
    فکر میکنم اصل موضوع برای من اینطوری حل شده خواهد بود و نیازی نمی بینم کتاب کسانی رو بخونم که صلاحیت ندارن فتوا بدن یا رهبری افرادی رو بعهده بگیرن؛ فکرکن محضر امام صادق(ع) رو درک کرده باشه و عالم تر از ایشون نشناسه اونوقت واسه خودش مذهبی درست کنه که … حالا اگه واقعا یک منطق اصولی رو بر اون کار برخی از صحابه و این کار شاگردان امام صادق(ع)حاکم می بینی برای من هم بگو ممنون

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۹۱ (2 weeks ago) ۶:۲۵ ب.ظ:

    در ضمن منصور عباسی به خاطر کینه ای که از آل علی (ع) در دل داشت تصمیم گرفت در مقابل مکتب جعفری برای خودش یه مکتب درست کنه که با هزاران حیله و وعید تونست شاگردان امام صادق که الان از آنها به عنوان امام در میان اهل سنت یاد می شود رو فریب بده و چهار مذهب در مقابل مکتب جعفری بوجود بیاره.

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹م, ۱۳۹۱ (2 weeks ago) ۱۱:۳۸ ق.ظ:

    ما شیعیان به کسی ناسزا نمی گوئیم. و اگر هم می گوئیم به خاطر اینکه خود صحابه به هم دیگه ناسزا می گفتن.
    مگه شما تو کتاباتون ندارین که پیامبر (ص) فرمودند: صحابه من مانند ستارگان هستند که به هرکدومشون اقتدا کنید هدایت می شوید.
    ما هم به اونا اقتدا کرده ناسزا می گوییم تا هدایت شویم.
    مثلا عایشه پس از مرگ برادش محمد به دست عثمان همیشه به عثمان می گفت کفتار پیر و …و آرزوی مرگ عثمان رو داشت.
    ما مقصر نیستیم برید مقصر اصلی رو تو کتاباتون پیدا کنید.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۹۱ (3 weeks ago) ۱۱:۰۸ ق.ظ:

    @حامد, سلام
    آدرس وبلاگت رو ننوشتی مهمون نمی خوای؟

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۹۱ (2 weeks ago) ۱۲:۰۱ ق.ظ:

    @حامد جان ترمز, مردم کوفه ایرانیان نیمه مسلمان و به ظاهر اسلام آورده و در فکر انتقام بودند و عده ی مادن عربهای مسلمان و متاثر از ثروت و مقام ایرانیان بودند! بیا و این را در نهج البلاغه بخوان و فتنه ها از آن زمان دست ما ایرانی ها بوده !؟
    نهج البلاغه که نشد قرآن! از قرآن تفسیر من در آوردی می سازن میدن دست مردم عوام بی سواد! چه برسه نامه های علی کرار رو که زنده بود دشمن ایرانی داشت چه برسه الان!؟
    بعدشم ما با علی مشکل نداریم با کسانی مشکل داریم که به ظاهر او را مدح می گویند و در عمل ضد اعمال او هستند!؟
    برام جالبه اینجا حقیقت مساله هست یا منادیش؟؟؟؟
    و اگر منادی هم سهیم باشد بعد پیامبر کم نبودند از این منادیان!

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۹۱ (2 weeks ago) ۱۱:۵۷ ق.ظ:

    @شهاب, این فایلا رو که واسه بنده فرستادیدو تا حدودی نگاه کردم ولی چیزی جز چرت و پرت گیرم نیومد.همش مزخرفه.
    ولی من برات یه فایل می فرستم حتما بخون و برو با سند از کتب اهل سنت پیداشون کن.
    تو رو به اون خدایی که به ظاهر می پرستی. برو کتابای قدیمی اهل سنت رو با کتابای جدیدی که داران به خوردتون می دن ببین. خودت شرم می کنی به ابوبکر بگی صدیق یا به عمر بگی عمر فاروق.
    برو آرزوهای ابوبکر و عمر رو ببین واقعا آدم صدیق یه همچین آرزویی می کنه.
    در ضمن این کتابهایی که برا بنده فرستادین اصلا از احادیث شیعه استفاده نکرده. هر چی هست از روایات اهل سنته.
    ما شیعیان هر چی می گیم با سند از کتب شما اهل سنت می گیم ولی شما اهل سنت فقط از کتابهای خودتون تعریف و تمجید می کنید.

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۹۱ (2 weeks ago) ۱۱:۱۷ ب.ظ:

    @حامد جان با اینکه چندتاشو یه نگاه کردی! فهمیدی چرت و پرته!!! حکم قبل از قضاوت؟ای کاش می تونستی این اجازه رو به خودت بدی و این کتابها رو تا آخر بخونی(لا اقل مث رمان!)
    بعدشم عزیزم این کتابها چاپ همان نسخه های قدیمیایست که میگی امروز جدیدشو به خوردت میدن!
    جاهای لازم کتابای اهل سنت حجتند و در بقیه موارد افکار آخوندهای حوزه قم دستور چرت و پرت بودن میدن!
    یه سوال چرا همه اصحاب بر محمد کافر نشدند!؟ اما بر جانشینش مرتد و کافر و منافق شدند!؟؟؟ بجز سلمان فارسی و مال اشتر و فاطمه ! پس اگر همه مرتد بودند این شیعیان ولایت فقیه طلب از این ۳ تن یادگارند! در حالی که ۲۰۰۰ صحابی مرتد نتوانستند این ۳ را با علی بکشند یا در صحرا به گرگان بسپارند!؟؟؟
    برادرم من ۳ ماه کامل با آخوندها،انواع کتابهای قدیمی و جدیدتان و دوستان دیگر شیعه تغذیه دیدگاهی شما شد ه ام بدون تعصب ولی جواب همین سوالها رو نتونستن با مدرک شیعه و سنی بدند!
    *شخص مفرط در امور کور است*حضرت علی (رضی الله عنه)

    [پاسخ]

  14. حامد گفته است :

    خوشحالم از اینکه خودتون اعتراف کردین که رئیس مذهب اهل سنت از شاکردان مکتب جعفری (محمدی) بوده اند.
    لطفا به مناظرات بین امام صادق و ابو حنیفه یه نگاه بندازید.
    خود ابو حنیفه می گه فقیه تر از امام صادق (ع)من ندیده ام.
    در ضمن چرا فرزند رسول خدا را رها کرده و به اطرافیان می نگرید. مگر پیامبر همیشه نمی گفت اهل بیت من. اهل بیت من.
    همه ما باید جوابگو باشم در مقابل این نعمتها.
    همانطور که ابو حنیفه از امام صادق (ع) پرسید در قرآن آمده است از نعمت هایی که به شما داده ایم بازخواست می شوید منظور چیست.
    امام صادق(ع) فرمودند منظور از نعمت ها ما اهل بیت عترت و طهارتیم.

    [پاسخ]

  15. جواد گفته است :

    « آیات قرآن کریم درباره امام علی (ع) »

    « مقـدّمــه »

    پژوهش گر جویای رابطه میان امام علی(ع) و قرآن کریم ، گاهی نوشتن و جمع آوری قرآن به اهتمام امام علی(ع) را می کاود ، و گاهی به تفسیر امام (ع)

    درباره شأن نزول و تأویل آیات قرآن می پردازد، که آن حضرت ، خود ، فرمودند :

    « سلونی عن کتاب الله فوالله ما من آیه الا انا اعلم ابلیل نزلت ام بنهار، ام فی سهل ام فی جبل » [۱]

    « از من درباره کتاب خدا بپرسید که به خدا سوگند هیچ آیتی نیست
    مگر آنکه می دانم در شب نازل گشته است یا در روز، در دشت فرود آمده یا در کوه. »

    گاهی نیز محقق، موضوع تجسم قرآن در علی (ع) را از بعد عقیده و رفتار بررسی می کند، که پیامبر اکرم(ص) فرمودند :

    « علی مع القرآن و القرآن مع علی لن یفترقا حتی یردا علی الحوض » [۲]

    « علی با قرآن است وقرآن باعلی، هرگز از هم جدا نشوند تا در حوض کوثر نزد من آیند. »

    در بحث حاضر تنها به برخی از آیات نازل شده درباره آن حضرت (ع) ، که ما به آنها دست یافته ایم ، اشاره می کنیم ؛ زیرا خطیب بغدادی در تاریخ خود از ابن عباس

    روایت کرده که سیصد آیه درباره امام علی(ع) نازل شده است. [۳]

    همچنین شبلنجی از ابن عباس نقل می کند که آن مقدار از کتاب خدای متعال که درباره علی(ع) نازل شده ، درباره هیچ کس نازل نشده است. [۴]

    در مجموعه حاضر ، آیاتی را که به گونه ای در ذیل عنوان امام علی (ع) در قرآن قرار می گرفتند ، در دوازده دسته طبقه بندی کرده ایم . در ذیل هر دسته

    به آیاتی اشاره کرده ایم و آن گاه شأن نزول یا ماجرایی را آورده ایم که به امیرمؤمنان(ع) مربوط می شده است. مدارک ما در این بحث، مهم ترین مصادر تفسیری

    و روایی مکتب خلفا و اهل بیت(ع) است.

    ________________________________________

    [۱] . متقی هندی، علی، کنزالعمال، ج ۲، ص ۲۵۸-۲۵۷٫
    [۲] . حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص۱۲۴٫
    [۳] . خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج ۶، ص ۲۲۱٫
    [۴] . شبلنجی حنفی، نورالابصار، ص ۷۳٫

    [پاسخ]

  16. محسن گفته است :

    باسلام خدمت شما برادر گرامی
    متاسفأنه بیشتر این بحث وجدلها که به قول شما تمومی هم نداره منشأش در واقع پایین بودن سطح مطالعات قرآنیمونه.تکیه بیش از اندازه به روایتهای تاریخی که احتمال ضعیف بودنشون هم زیاده برای اثبات گفته هامون در بیشتر مواقع نمیتونه مارو به حقیقت برسونه.این قرآنه که از هر گونه عیبی مبراست وفاصله گرفتن از اونه که باعث میشه همیشه سرگردانو حیران باشیم.قرآن برای این نیست که ما از طریق اون بخوایم مذهبی رو تأیییدیا رد کنیم بلکه باید از آن به عنوان یک وسیله که مارو به سعادت در دنیا وآخرت میرسونه بنگریم.کاری که رسول خدا(ص)واصحاب گرامیشان انجام دادن وماهم باید پیرو این بزرگان باشیم واز هرگونه فتنه افکنی خود داری کنیم.باتشکر

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۹۱ (2 weeks ago) ۶:۲۷ ب.ظ:

    اهل سنت که معتقدن قرآن بدون سنت قابل فهم نیست.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹م, ۱۳۹۱ (2 weeks ago) ۱۰:۴۱ ق.ظ:

    @محسن, من هم همین عقیده رو دارم. کاملا مشخصه از قرآن میشه اصل راه رو پیدا کرد. یک شیعه داریم و یک سنی اون بالاتر علی رو داریم با ابوبکر. انتخابش هم با خودمونه . اگه از قرآن چنین برمیاد که علی بهتره یا ابوبکر باید به همون طرف بریم. حالا اینکه پیروان علی یا ابوبکر در حال حاضر چطور رفتار میکنن حرف دیگه ای هست. اصل مذهب که نباید زیر سوال بره. آدم اگه خیلی جوش میزنه برای دین و مذهبش باید چیزهای نادرست رو سعی کنه درست کنه . « و دیگر هیچ »

    [پاسخ]

  17. حامد گفته است :

    یه جک از یحیی بن اکثم
    جبرئیل نازل شد و به حضرت پیامبر(ص) فرمود:
    یا محمد(ص) خداوند به تو سلام می رساند و می گوید:

    من از ابوبکر راضی هستم. از او بپرس که آیا او هم از من راضی است.

    سیره پیشوایان، ص ۵۴٢ (نویسنده مھدی پیشوائی)

    [پاسخ]

  18. شهاب گفته است :

    سلام هرکی می خواد مطالعه بیشتری درباره اهل سنت داشته باشه ایمیلش رو در جوابم بگذاره تا اطلاعات درستی براش بزارم.

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۹۱ (2 weeks ago) ۲:۰۸ ب.ظ:

    @شهاب, چطور به کسی که بیشتر عمرش رو تو شرک گذرونده می گین صدیق.
    ببین این آرزوی خلیفه اول و خلیقه دومه که به سند معتبر از کتب اهل سنت نوشته شده:
    ابو بکر از جایی می گذشت ، پرنده ای را دید که بر شاخه درختی نشسته است ، گفت : خوشا به حالت ، بر شاخه درخت می نشینی ، از میوه درخت می خوری ، پرواز می کنی و ھیچ حساب و کتابی نداری ، ای کاش من ھم مثل تو بودم ، به خدا سوگند ، دوست داشتم خدا مرا بسان درختی بر کناره راه می آفرید تا شتری از کنار من می گذشت و مرا در دھانش می گرفت و می جوید و می بلعید سپس به صورت پشگل از شکمش خارج می کرد و انسان نبودم !!! .

    عمر نیز گفته است : ای کاش قوچ خاندانم بودم تا در حد توانشان چاقم می کردند و بعضی از بدنم را کباب و بعضی را خشک می کردند و می خوردند ، سپس به صورت عذره دفع می کردند و انسان آفریده نمی شدم .
    ابو الدرداء می گوید : ای کاش ھمانند درختی بودم که قطع می شود و بشر آفریده نمی شدم.
    منابع:
    الزھد ، ھناد بن السری الکوفی ، ج ١ ، ص ٢۵٨ ، ح ۴۴٩ ، باب من قال لیتنی لم أخلق ، ناشر : دار الخلفاء للکتاب الإسلامی – الکویت – ١۴٠۶ ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : عبد الرحمن عبد الجبار الفریوائی و حلیة الأولیاء وطبقات الأصفیاء ، أبو نعیم الأصبھانی ، ج ١ ، ص ۵٢ ، دار النشر : دار الکتاب العربی – بیروت – ١۴٠۵ ، الطبعة : الرابعة و شعب الإیمان ، أبو بکر البیھقی ، ج ١ ، ص ۴٨۵ ، ح ٧٨٧ ، ناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت – ، ١۴١٠ ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : محمد السعید بسیونی زغلول و جامع الاحادیث ، جلال الدین السیوطی ، ج ١٣
    . ص ٣١

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۹۱ (2 weeks ago) ۱۱:۴۱ ب.ظ:

    @حامد عزیز, شما رقابتی سخن می گویید نه منطقی، بحث من با شما فقط برای اثبات واقعیت است مگر نه شما را با هر دیدگاهی باشد محترمید و باید زندگی کنیم و آخرت جواب ما می دهد.بزرگانی هستند نه عمر شندیده اند نه علی و نه دین آنها را لیک ممکن است در بهشت در کنارشان باشند و ما در حصرت آنها!
    خوب مگر علی نبود که فرمود به خدا سوگند که خلافت نزد من مثل آب چرکینیست که از دماغ بز بیرون می آید و چون شما مردم بر من اسرار می ورزید می پذیرم هر چند پشیمان می شوم چون شما بر من می شورید!؟
    پس این کفر عظیم علی را چه کنیم! آن ۳ تن دوست نداشتند انسان باشند چون انسان بودن وظیفه بس سنگینیست!
    اما علی حکم الله را که محمد به وی داده یعنی ولایت مطلق خدا از پیامبری به امامت را آب چرکین بز دانسته! دستور الله را کثیف دانسته!
    جواب این را بیاب و باآن جواب بالایها رو پیدا می کنی!
    جدولی ست سخت پیچشده ولی دروغها معلومند این تویی که دوست نداری ببینی چون ممکن است فکر کنی آرزوهایت و دینت زیر سوال آید و از علی کم شود!!!!
    در حالی که چنین نیست و دینت پربارتر شود.به حاج آقا که در اردبیل به من گفت چرا این همه دنبال دین ما هستی دوست داری گیر بیفتی!
    ولی من به شما می گویم دوست داری دنبال دین ما بیایی یا الله از قرآن شروع کن بیا که آزاد می شوی

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۹۱ (1 week ago) ۶:۲۳ ب.ظ:

    @شهاب, اول اینکه سند این حرفارو که نوشتی به من میل کن دوم این که اگر هم حضرت این حرفو زده باشن به خاطر گندکاری ها و بدعت هایی که از طرف خلفا به دین وارد شده بود.دینی که در آن انحراف وارد بشه که دیگه نمی شه گفت دین خدا.
    خلیفه اول از خودش گفت که پیامبر(ص) فرمودن ما پیامبران از خودمون ارث به جا نمی زاریم.
    خلیفه دوم ازدواج موقت حضرت پیامبر(ص) را که جزو سنت ایشان می باشند رو از بدنه دین حذف کرد.
    و اینکه بیت المال رو بین خودشون تقسیم می کردن. و کارهای عجیب دیگر اینکه از خودشون حدیث می بافتن و می گفتن حضرت پیامبر (ص) فرمودن.
    شما بگید آیا دینی از دین محمدی باقی مونده بود که بهش بگن دین خدا.

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۹۱ (6 days ago) ۱۰:۰۲ ق.ظ:

    حامد جان, سند که هست مال اهل سنت همانی بوده که از علی و عمر از پیامبر بهشون رسیده بعد از ۱۴۰۰ سال همان هست که بوده!
    بعدش این حرفارو از کجا در آوردی از همون دشمنای علی یا دشمنای دین خدا!؟
    من یه سوال دارم شما که میگید که دینی که خدا در قرآن گفته آن را محفوظ می کنم و قرآن را مواظبت! به اصطلاح، توسط خلفا به گند کشیده شده!
    بعد تسخیر ایران توسط اسلام شاهزاده یزگرد ایران را نزد عمر بردند و گفتند تو خلیفه ای و این دختر شاه ایران را به عقد پسرت عبدالله در آور.
    عمر در جواب گفت حسین نسبت به عبدالله پسرم به این شاهزاده لایقتر است و صیغه عقد آن دو را نیز خودش خواند!
    خوب اگه این ها به قول علمای افراطگرای قم کافر و .. بوده پس این ازدواج صحیح نبوده و امامان بعدی یا به عبارتی اهل بیت رسول الله نعوذبالله …!؟؟؟؟
    ببین اینها سفسطه ایست برای بدجلوه دادن بزرگان دین تا دین اسلام حقیر شود، هدف عمر و عثمان نیستند، هدف اهل بیت هستند و دین رسول الله و بد جلوه دادن دین اسلام!
    برو تحقیق کن برادرم
    شیعه بد نیست عده ای ضد دین توانسته اند به زبان اهل بیت(رضی الله عنهما) انحراف ایجاد کنند و جیبشان را پر کنند و دین را نابود!!!
    علی که برای نان جو خریدن نصف روز را در باغ یک یهودی،آب از چاه
    می کشید و آن را هم در راه به فقرا می داد! آیا گنبدی بر قبر پیامبر نهاد تا زر و سیم بیندوزد!
    الان را ببین قبر این بزرگواران مظهر جمع آوری پول برای آخوندهای شکم فربه شده! آ« هم نه با نفت بلکه با پول فقرا و نه برای فقرا برای جیب مبارکشان! حتی برای دین هم نه !
    اگر شما این همه حقیقت را انکار می کنید پس جای بحثی نیست، محترم است دیدگاه و افکارت و با آن زندگی کن و موفق باشی.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۹۱ (6 days ago) ۶:۱۴ ق.ظ:

    @شهاب, برادر من! لطف کن بگو این جمله را از کجا در آوردی؟

    خوب مگر علی نبود که فرمود به خدا سوگند که خلافت نزد من مثل آب چرکینیست که از دماغ بز بیرون می آید و چون شما مردم بر من اسرار می ورزید می پذیرم هر چند پشیمان می شوم چون شما بر من می شورید!؟

    خوب اینکه تو عصر ارتباطات با یک جستجو همه می فهمن که یا نفهمیدی یا داری دروغ می سازی این موضوع خطبه ۳ نهج البلاغه معروف به خطبه شقشقیه اومده به این شکل:

    سوگند به خدایی که دانه را شکافت و جان را آ‏فرید، اگر حضور فراوان بیعت گنندگان نبود، و یاران حجّت را بر من تمام نمی کردند، و اگر خداوند از علما عهد و پیمان نگرفته بود که برا‏بر شکم بارگی ستمگران، و گرسنگی مظلومان، سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن ا‏نداخته، رهایش می ساختم، و آخر خلافت را به کاسه ی ا‏وّل آن سیراب می کردم. آنگاه می دید‏ید که دنیای شما نزد من از آب بینی بزغاله ای بی ارزش تر است.

    حالا از کجای این عبارات میشه استنباط کرد که حضرت
    به قول شما!!! حکم الله را که محمد به وی داده یعنی ولایت مطلق خدا از پیامبری به امامت را آب چرکین بز دانسته! دستور الله را کثیف دانسته!؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    بله عزیزم دروغها معلومند. بعضی سعی دارند با دروغگویی و بازی با برخی الفاظ واقعیت را وارونه نشان دهند که به لطف خدا موفق نخواهند شد

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۹۱ (6 days ago) ۲:۰۰ ب.ظ:

    @مجید, خوب ما که شدیم دروغگو! باشه حرفی نیست
    حالا مثلا اگر حکمیت علی از الله بوده و علی و عمر حکم الله را پایمال کردند! پس این چه حکمیست که الله از انجام آن عاجز مانده! استغفرالله!!!
    بر یونس نبی و موسی و عیسی حکم خدا برگشت ناپذیر بوده و آنها را متوجه حکم خویش کرده که هرچه خدا اراده کند نشود!
    اما حکم الله در مورد علی به دست بشری چون عمر پایمال شد و خدا هیچ نکرد!
    گیریم درست، خوب شما چه چیزی به اسلام برگردانده اید! امامت را که ولایت شده و مردم رو می چاپند! یا تعقل را که حکم الله است و هیچ رعیت و آقایی بر کسی نیست برتری جز به عبادت و تقوا!
    بگو نمی خواهم ببینم آنچه را که خودم می خواهم!

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۹۱ (5 days ago) ۱۱:۱۷ ب.ظ:

    @شهاب, کی می گه الله عاجز مونده از انجام حکمش؟
    خدا در احوال هیچ ملتی تغییری ایجاد نمیکند تا اینکه خودشان بخواهند.
    اگر ابوبکر و عمری بودند که حق علی(ع) را پایمال کردند مردم هم بدنبالشان بودند و از آنها پیروی کردند. وقتی خود مردم نخواهند خلافت ((دقت کن)) خلافت معنی ندارد. پس امامت برای علی(ع) از طرف خدا می ماند. سکوت حضرت باعث می شود تا بهانه ای به دست دشمنان اسلام نیفتد تا تحریک شده ریشه اسلام را بخشکانند. سکوت امری منطقی بوده که برای حفظ همان تعداد مسلمان واقعی لازم بوده. اما رضایت نبوده همانطور که در خطبه های ایشان می توان دید گلایه از مردم و خلفا را.یونس اگر به شکم ماهی افتاد برای این بود که از نبوت خود کناره کشید. انبیا برای دعوت مردم بسوی خدا آمده اند و نیاز به جنگ و اصرار ندارند. مگر برای دین تهدیدی بوجود آید.
    اگر قرار بود خدا عمر را تنبیه و مجازات کند خوب نیاز به پیامبر و امام هم نداشت. عمر و خیلیهای دیگر را که بر خلاف دستوراتش عمل میکردند را عقوبت می کرد.
    و اما ولایت از امامت جدا نیست از اسلام شیعه چیزی گرفته نشده که بخواهد برگردانده شود.توی هر دین و مسلکی و هر جماعت و گروهی افراطی و تفریطی وجود دارد. اگر امروز می گویند اکثر پزشکان زیرمیزی می گیرند می شود نتیجه گرفت که پزشکی شغل کثیفی است؟
    شهب جان برادر من برای من و شاید برای همه دنیا ثابت شده و بدیهی است که به لحاظ علمی و دینی تمام کمالات معنوی انسانی علی (ع) از خلفای شما بالاتر است و اصلا آنها در حدی نیستند که بتوان با آن حضرت مقایسه کرد. به هیچ بحث تاریخی کاری ندارم چون اختلاف تاریخی را نمی توانیم حل کنیم. عللش بماند.
    اینکه شما علی(ع) را و آن سه نفر را در کنار هم قرار می دهید و می گویید خلفا به نظر من توهین است به حضرت. علی(ع) با آنهمه فضایل در کنار که نه بعد از ابوبکر! عمر! عثمان!!!!!! به کجا می روید. حالا من که می گویم شیعه هستم شاید هزار فسق و فجور بکنم مثل خیلی از سنیها که این کار رو می کنند؛ باید گفت شیعیان چنینند و سنیها چنان؟ با سفسطه و پیچاندن بحث و تبدیل بحث تاریخی و مذهبی به بحثهای سیاسی به جایی نمی رسید. برگردید به اسلام اصیل. توی اون دین هر جا بحث از جانشینی پیامبر(ص) بود نام علی(ع) بود. اون سه نفر در حدی نبودند اصلا گزینه جانشینی نبودند که حالا پیروانی داشته باشند.
    من می گم امامت و خلافت علی(ع) بعد از پیغمبر اکرم (ص) محرز و روشن تر از روز بوده است. اول خلاف این رو ثابت کنید بعد برید سر اینکه اگر علی (ع) نه پس چه کسی؟

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۹۱ (4 days ago) ۶:۲۴ ب.ظ:

    @مجید جان در خدمتت هستم. جالبه فرعون با اینکه همه مصر با او بودند و ضد پیامبر یهود و لی خدا رودنیل را باز کرد و فرعون را هلاک کرد چون دین در خطر بود!
    حالا امامت یعنی چه! اگر پیشوا باشد که باید حق را بگوید و نترس باشد و مردم را آگاه کند. در غیر اینصورت تورو خدا کسی امام خدایی است آمده دین اسلام رو نگه داره! سکوت کرده مصلحته! به مردم واقعیت رو نگفته مصلحته! از جونش محافظت کرده مصلحته! پس بگو این امامی که ۳ خلیفه به اصلاح شما دست در دین برده اومده چکار کنه!!! دین رو بازسازی کنه!!!!
    نه حتما منتظر مونده قرآن پنهانی رو دوباره رو کنه روی خلفا رو سیاه کنه! مگه بزرگوار بچه بازی !
    خودت داری به اهل بیت توهین می کنی! یک یهودی هم جرأت چنین جسارتی رو نداره!
    من که گفتم بیا باسازی تاریخ رو بکنیم باشه:
    بعد از رسول خدا ، علی امام شد! خوب پیامبر نیست و علی هم رهبر (امام خلافتی به قول شما!) خوب دین الان ما با اون موقع چه فرقی کرد! آیات قرآن اضافه می شد! به ایران و رم حمله نمی کرد! بخاطر مصلحتت! اگر خلفا ضد دین بودند در برابر امپراطوریهای ایران و روم نمی ایستادند!
    نفری را مامور و علی را ترور می کردند و می گفتند کار روم است! راحت حل می شد و بخاطر استدلالهای بالایت قضیه فیصله داده می شد! راحت!
    فقط برو و سوالهای من را با کج خلقی نه ! مثل مساله ریاضی بررسی کن و همین را در کتابهایتان بگرد! مطمئنا با تناقض زیاد به جواب می رسی.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۹۱ (4 days ago) ۱۱:۰۷ ب.ظ:

    @شهاب, نخست اینکه خدا اگه نیل رو باز کرد و فرعون رو هلاک، در جای دیگه به قوم نوح هزار سال وقت داد.
    بعداینکه علی (ع) حق را گفت و نترسید. بارها گفت ، همه جا گفت، اما مردم نفهمیدند. خودشم کنار نکشید و هرجا که به او نیاز بود در خدمت مردم و دینش بود. اگر علی (ع) نبود عمر هلاک می شد. اون سکوتی که شما چندین باره داری تکرارش میکنی به اون معنی سکوت نبوده. حرف رو گفته، سعی کرده مردم رو آگاه کنه، فقط روی خلافت فقط خلافت اصرار نداشته چون اکثریت طرفدار کس دیگه ای بودن. حالا من میگم مطمئن باش اگه سر خلافت درگیر می شد حتما اون کاری رو که گفتی انجام می دادن. ترس جان نبود غم بی کسی دین بود. علی باید می موند تا خرابکاریها رو جبران کنه ائمه معصومین(ع) باید می بودند تا دین اسلام اصیل بی کس نباشه. قرآن پنهانی چرا؟ علی قرآن ناطقه.
    حالا کجای حرف من توهین به اهل بیته؟ اصلا دوباره متنی که نوشتی بخون خنده داره خودت فهمیدی چی نوشتی از کجا شروع می کنی و از چه راهی میای و به کجا می رسی؟ آخه چرا مثلا رو کلمه سکوت اینقدر کلید می کنید ؟ چرا می خواهید القا کنید که حضرت علی(ع) تو خونه نشسته صم بکم هیچی نمیگه و با همه قهر کرده و فقط به عبادات خودش رسیده؟ حضرت خیلی جاها به داد خلفا(البته به داد دین) رسیده پس سکوت به اون شکلی که شما دارید مطرح می کنید توهین به حضرته و دروغ محض.
    حالا اگه علی(ع) بعد پیامبر(ص) می شد خلیفه و اون سه نفر خودشون رو قاطی نمی کردن لااقل تغییرات زیر رو شاهد بودیم:
    ۱- علی(ع) با اون علمش چند سال بیشتر فرصت داشت تا به مردم خدمت کنه؟ چند تا شاگرد بیشتر می تونست تحویل اسلام بده که به همشون بشه تکیه کرد؟
    ۲- وقتی که بدعتی توسط کس دیگه ای نباشه مردم هم طلبی ندارن همه دنبال اسلام راستین هستن. ولی می بینیم بخش عمده ای از وقت حضرت در زمان خلافت صرف درگیری با کسانی میشه که امتیاز به ناحق از خلفای قبلی گرفتن و علی (ع) میخواد اون امتیاز هارو برگردونه به بیت المال مسلمین.
    ۳- بگذریم که جنگ با ایران و روم دلیلش چی بود فی سبیل الله بود یا نه ولی فکرش رو بکن اگه علی(ع) که بعد پیامبر(ص) شایسته ترین فرد برای هدایت جامعه بود خلیفه می شد و جامعه اسلامی یک دست می شد الان مجید می گفت علی و شهاب هم می گفت علی حامد هم می گفت علی و راز و نوید هم می گفتند علی بعد می دیدی یهودی و مشرک می تونستن نگاه چپ به مملکت مسلمون بندازن؟ وهابی میتونست خودشو به اسلام بچسبونه؟ آمریکا غلط می کرد پروژه اسلام ستیزی راه بندازه تو رو خدا بود یا نبود؟
    شهاب جون! باور کن دنیامون قشنگ تر از این بود که حالا هست.
    میگم علی(ع) می بود چون سفارش پیامبر(ص) بود و بعد از اون اولین حرفی که زمین گذاشته شد همین بود. اگه ملت به حرف پیغمبرشون توجه کرده بودن تفرقه نبود . مساله ریاضی نیست که . تمام تناقض هایی که میگی و مشکلاتی که تو دنیای اسلام بوجود اومده نتیجه همون تفرقه اول راهه که اگه حضرت علی(ع) میخواست با شمشیر حلش کنه همینم برای ما نمونده بود. داداش گلم این فکر عذابم میده چرا تفرقه؟

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ (3 days ago) ۸:۵۲ ب.ظ:

    @مجید, من متقاعد نشدم! خوب علی اگر به خلافت می رسید چه چیزی بیشتر از خلفای قبلی به دین می فزود!؟
    جالبه به گفته خودت توجه کردی ! پیامبر رسول الله بود نتونست استاد خوبی باشه! شاگرداش بعد از ۲۳ سال رسالت (به گقته علماء شیعه مرتدند!) شدند عمر و ابوبکر و … که شما قبول ندارید! حالا جانشینش بیاد مثلا ۱۰ ساله میخواد شاگردای معتمدتر از رسول الله پرورش بده!!!!برو برادر من، کار خدا هیچ عیبی ندارد این بشر است معیوب است و عیب ساز!
    جالبه الان ما اهل سنت که که اکثر اسلام است با مشرکین مشکل داریم در حالی که شما با ما مشکل دارید و علی این یکدستگی رو که میگی، همه می کرد شیعه منظورت اینه! که حسین و علی را قبل الله و قرآن بذارن!
    می گی علی قرآن ناطق بود، خوب کجا ۳ خلیفه اسلامو دستکاری کردن که اون جبران کنه یا اصلاح کنه! مثلا بیاد و بگه گوشت خر حلاله و صیغه نیز حلاله این بدعت عمر بود که من اصلاحش کردم!!!
    عمر اگر صیغه و گوشت خر را به اصطلاح شیعه حرام کرده(خوبه خودش هم به آن عمل کرده)! ولی اصلش که غیر از حکم عمر باشد علی به آن عمل نکرده! یعنی تن به بدعت داده اما تن به حقیقت نداده!!!
    ببخشید در علی بودن قرآن رو باید دید! یعنی به قرآن رسید نه اینکه الان همه ما بگوییم علی!
    پس قرآن باید با علی شروع می شد(مثلا یا محد رسول الله و علی امام الله!) خودت هم می دانی قرآن با کسی شوخی و پرده پوشی ندارد مثل این آیه(امیدواریم که شامل گمراهان نباشیم):
    ************************************سورة البقرة***********************************
    بسم الله الرحمن الرحیم
    الم (از رموز قرآن است*بزرگ است خداوندی که این کتاب عظیم را، از حروف ساده الفبا به وجود آورده*). (۱) این کتاب که هیچ شک در آن نیست، راهنمای پرهیزگاران است. (۲) آن کسانی که به جهان غیب ایمان آرند و نماز به پا دارند و از هر چه روزیشان کردیم به فقیران انفاق کنند. (۳) و آنان که ایمان آرند به آنچه به تو و آنچه به (پیغمبران) پیش از تو فرستاده شده و آنها خود به عالم آخرت یقین دارند. (۴) آنان از لطف پروردگار خویش به راه راستند و آنها به حقیقت، رستگاران عالمند. (۵)(ای رسول ما) کافران را یکسان است که ایشان را بترسانی یا نترسانی، ایمان نخواهند آورد. (۶) خدا مهر نهاد بر دلها و گوشهای ایشان، و بر چشمهای ایشان پرده افتاده، و ایشان را عذابی سخت خواهد بود. (۷) و گروهی از مردم (یعنی منافقان) گویند: ما ایمان آورده‌ایم به خدا و به روز قیامت، و حال آنکه ایمان نیاورده‌اند. (۸) می‌خواهند خدا و اهل ایمان را فریب دهند و حال آنکه فریب ندهند مگر خود را، و این را نمی‌دانند. (۹) در دلهای ایشان بیماری (جهل و عناد) است، خدا بر بیماری آنها بیفزاید، و برای ایشان است عذابی دردناک، به سبب آنکه پیوسته دروغ می‌گفتند. (۱۰) و چون آنان را گویند که فساد در زمین نکنید، گویند: تنها ما کار به صلاح کنیم. (۱۱) آگاه باشید آنها خود مفسدند ولی نمی‌دانند. (۱۲) و چون به ایشان گویند: ایمان آورید چنانکه دیگران ایمان آوردند؛ گویند: چگونه ایمان آوریم مانند بیخردان؟! آگاه باشید که ایشان خود بی‌خردند ولی نمی‌دانند. (۱۳) و چون به اهل ایمان برسند گویند: ما ایمان آوردیم؛ و وقتی با شیاطین خود خلوت کنند گویند: ما با شماییم، جز این نیست که (مؤمنان را) مسخره می‌کنیم. (۱۴) خدا به ایشان استهزا کند و در سرکشی مهلتشان دهد که حیران بمانند. (۱۵) آنانند که گمراهی را به راه راست خریدند، پس تجارت ایشان سود نکرد و راه هدایت نیافتند. (۱۶)

    من تا زمانی که راه علی و اهل بیت و حتی رسول الله و هرکه زیر مجموعه است را با کتاب الله باشد می پذیرم! من اگر قرار باشد اسمی همیشه بر زبانم باشد آن الله خواهد بود، آقا نه علی! علی خود ضد شخص پرستی و جهالیت بود؛ و بت پرستی و دکان قبور را جمع می کرد نه اینکه خودش مروج آن باشد!

    [پاسخ]

  19. راز گفته است :

    کسی از اهل سنت که ادعای این رو نداره که امام صادق از امام ابوحنیفه فقیه تر نبوده چون اگه نبود شاگردیش رو نمیکرد. حالا این دوستمون پریده وسط میگه شما خودتون اعتراف کردید…
    آقای حامد کجا نوشته اهل سنت که معتقدن قرآن بدون سنت قابل فهم نیست. گیرم که نوشته باشه مگه بده؟

    اکه از دوستان کسی هست که به خودش زحمت میده ومطالعه میکنه کتاب شیعه گری از احمد کسروی رو بخونه و بعد نظر بده فقط ۱۰۰ صفحه است من و اهل سنت تمام حرفاش رو قبول نداریم ولی برای جلوگیری از زخم زبون زدنای بعضی دوستان تا حدی جلوگیری میکنه البته اگه طالب حقیقت اند مخصوصا کسایی که فقط پای منبر ۱۰ آخوند نشستنو الان هم ادعای علامه بودن میکنن .
    در ضمن آقای کسروی اول انقلاب به دست مجاهدین کشته شده پس کتاباش هم کم گیر میاد . چون فیلتره اگه کسی می خواد ایملش رو بذاره تا براش بفرستم. در ضممن نگیم چون مخالف بوده پس کتابش رو نمیئخونم نگاه نکنیم کی داره حرف میزنه نگاه کنیم داره چی میگه.
    با سپاس فراوان

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۹۱ (6 days ago) ۶:۲۱ ق.ظ:

    @راز, این ایمیل منه
    saba_5824@yahoo.com
    این کتاب شیعه گری رو برام بفرست ممنون میشم

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۹۱ (6 days ago) ۶:۳۲ ق.ظ:

    @راز,این ایمیل منه saba_5824@yahoo.com
    کتاب رو برام بذار ممنون میشم

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۹۱ (4 days ago) ۱۲:۰۴ ق.ظ:

    @راز, یک نفر رفت کتاب نوشت آیات شیطانی توی اون کتاب به هر چه مسلمونا مقدس می دونستن توهین کرد و تمام مقدسات رو رد کرد. آدمی ممکنه برای پول هرکاری بکنه. این آقای کسروی که مدعیه از وقایع تاریخی بهتر از همه مورخین مطلعه. پس ما و شما بحثی نداریم سر مسایل تاریخی. ایشون همه رو حل کرده . درواقع صورت مساله پاک شده و دیگر مساله ای وجود نداره. اینهمه علمای ما و شما در مورد علم حدیث بحث میکنن چرا؟ واقعا چرا شما به همین آقا اقتدا نمی کنید؟ می دونید که حرفاش قابل قبول و استناد نیست. پس مطالعه کتابش دردی نه از دنیا و نه از آخرت کسی دوا نمی کنه . من که وقتمو بیهوده تلف کردم. خواهش میکنم به کس دیگه توصیه نکن. بجاش بگو یک کتابی بخونن که لااقل خود شما بتونی بهش استناد کنی. خوندن کتاب شیعه گری از احمد کسروی هیچ ارزش دینی نه برای شیعه ها و نه برای سنیها نداره. البته برای سنیها شاید کمی التیام بخش باشه . البته اگه بخواهیم نیمه پر لیوان رو ببینیم باید گفت این کتاب از نظر ادبی لغات قلمبه سلمبه داره که برای عزیزان رشته ادبیات فارسی مفیده همین
    بازم ممنون از زحمتی که کشیدی

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ (3 days ago) ۹:۰۱ ب.ظ:

    @مجید, جالبه شما در مرحله اجتهاد هستید ! یا هرودوت اسلامی که این کتاب را به این سرعت تفسیر بنمودید!
    نکنه رمان شبهای پیشه ور پر است از وقایع تاریخی راست! یا پول فقیر و فقرایی که از قبر سرور جوانان بهشت حسین بن علی جمع می کنند و به جیب میزنند اسلام حسینی است! حسینی که قرآن سرمشقش بود ولی ما قبر حسین!
    علی که در محراب شهید شد، که بگویید فقط الله و ما هم همه می گوییم یا علی! پس خودش الله را صدا می زده یا خودش را!
    مشکلی نیست در پافشاری تفکر خودتان، ولی در تغییر تفکر علی و حسین و حسن و امام صادق مشکل پیش می آید! چون شما خود مفسر آن شدید و ماشا الله علمای قم شدند مغز اهل بیت! حکم حلال و حرام را به نیابت از آنها بدست گرفته اند بسان علمای یهود که خود را وارث حکم شرع می دانستند!

    [پاسخ]

  20. حامد گفته است :

    اهل سنت چه جوابی واسه این متن دارین؟ این هم از صحابی پاک شما:

    در روز رحلت رسول خدا آنگاه که فرمودند: بیایید برایتان نوشته اى بنگارم که ھرگز ، گمراه نشوید، عمر گفت: درد بر پیامبر غلبه کرده است.( منبع: صحیح بخارى، ج ۴ ، ص ٧)
    یا بنا به نقلى دیگر گفت: پیامبر ھذیان مى گوید.( منبع: صحیح بخارى ج ٣ ص ٩١ )
    این ھم یک گناه و بی ادبی بزرگ عمر به پیامبر و رد صریح قران است که میفرماید:
    آیا چنین شخصی که حرف پیامبر « و ما ینطق عن الھوی بل ان ھو وحی یوحی » مخالفت میکند و قران را رد میکند میشه جانشین و خلیفه خدا بر مسلمین باشه؟؟؟؟
    تفصیل این جریان و نیز پاسخ بسیار زیبا و مستدل به اشکا لات اھل سنت در باره این مسئلھ را مى توان در کتاب« المراجعات »ص ٢۴٠ خواند. از دیگر مخالفتھا ی صحابه، ماجراى صلح حدیبیه است که چون پیامبر(ص) صلح نمود، سه بار فرمود: برخیزید و از احرام خارج شوید و سرھا را در ھمین مکان بتراشید؛ ولى ھیچ کس از حاضران در آن جمع اعتنا نکرد و پیامبر(ص) از روى خشم به خیمه ام السلمه رفت.
    این جریان را مورخان اسلامى بیان نموده اند از جمله منابع زیر:
    ابن کثیر در« البدایة والنھایة » ج ۴، ص ١٧٠ و ص ١٧٨ ،؛
    طبرى در« تاریخ الامم والملوک »ج ٢، ص ١٢۴ ؛
    ابن اثیر در ،« الکامل » . ج ٢، ص ٢٠۵ ،

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۹۱ (2 weeks ago) ۱۱:۲۷ ب.ظ:

    @حامد, قوربون کلامت برم در ادامه منبع ها بخون که این ها رو منافقان می گفتند یعنی روایتی از شخصی نه اصل واقعیت! چون در زمان ۲ خلیفه اول این افرادی که روایتها را منتشر کردن مجال نداشتند اما در زمان عثمان میدان باز کردند و توطئه در زمان علی به نهایت رساندند.
    برادر عزیز مساله خلافت این ۴ تن در اینکه دام اول و کدامی آخر باشد نیست، صورت مساله این است این منافقان بیش از عمر از علی کینه داشتند چون آنها هم کیش بودند و مبلغ و حافظ دین بودند.
    پس باید دین را از پای در می آوردند. چه بسیار شهدای مسلمین در راه دین. خوب علی بر حق که رفت پس چرا قضیه همان بود پس چرا حتی بعد از شهادت این ۳ تن خلیفه کار به حسین رسید!؟ چرا بعد از وی به امام جعفر کشید! آن هم در خراسان مشد! او که در جمع ایرانیان بود نه اعراب یا به قول شما عمری ها!!!؟؟؟
    اگر نگاهی داشته باشی به تاریخ بیشتر اهل بیتی که در ایران ماندند ترور شدند در میان ما عجمها!؟؟ نه اعراب نه عمریها نه دیگریها!
    فرک کن و عمق قضیه را ببین به هیاهوها ننگر

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۹۱ (1 week ago) ۶:۳۹ ب.ظ:

    @شهاب, به مساله خوبی اشاره کردی الان هم کسی با شما سنی ها کاری نداره اینا جمع شدن که شیعه رو از بین ببرن.
    برای اینکه یهود بهتر از شما می دونه که حق شیعه هستش نه سنی.
    اگه با سنی کاری داشت که باید کشورهای عربی رو به خون می کشید ولی مرکز شیعه ایران نه جای دیگه و یکیشم لبنانه.
    چرا دنیا جمع شدن که فقط به کشورهای شیعه نشین حمله کنن؟
    اونا شیعه رو بهتر از شما می شناسند.
    دوتا دینی که همیشه با هم تضاد داشتن یکی دین اسلام بوده و یکی هم یهود.
    اما امروزه یهود جای خودشه ولی اسلام شیعه هست نه سنی.
    خودت که می بینی سنی های عرب نشینرو چقدر آزادانه با یهودی ها ارتباط دارن. اصلا با هم مشکلی ندارن.
    و حتی مفتیاشون علیه شیعه فتواهایی مانند: هرکی ۷ تا شیعه بکشه جاش بهشته و خون شیعه حلاله و …

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۹۱ (6 days ago) ۱۰:۱۳ ق.ظ:

    حامد, در دین اهل سنت چنین چیزی نیست و هر کس چنین فتوایی بدهد که جوابش را دادی با کفار است، چون دین این اجازه رو نداده. اینها را با احادیث رسول که باید با قرآن مطابق باشند مقایسه می کنیم و به راحتی منتفی است.چون در مرجعهای اصلی ما چنین چیزی نیست!
    ولی در کتب مرجع شیعه با سندیت از امامان آمده که واجب است سنی را در آب غرق شد بیشتر هل بده! اگر زیر دیواری بود آ« را هل بده تا بر سرش آوار شود و هلاک شود! یا اگر کسی ندیدت از پشت سر خفه کن!؟

    بدشم، راست می گویی نه در مساله توهین به پیامبر ایران زیاد فتوا داد! در کشتار مسلمانان چین اهل شیعه زیاد تحریم کردند چینی ها رو! مثلا آیت الله ها شکر و … را از چین منع کردند! حتی الکی هم …!
    نه بابا شما ها با یهود دشمنی دارید برای همین در ایران بیشترین عدالت از سوی شیعه به اهل سنت می شود و یهودی ها نه!
    راست گفتی اسرائیل در فلسطین با سنیها نمی جنگد و فقط شیعه شکار می کند!
    مگر گروههای مبارز همه شیعه هستندحتی فتح و حماس هم !
    آری یهودیها می گویند شماها سنیها مزاحم و کافرید! ولی من بارها از شیعه ها شنیدم که می گویند شماها ولد زنا هستید چون عم نکاح را غلط کرد! چون ایشان عاقد حسین بن علی بود!

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۹۱ (6 days ago) ۷:۰۰ ق.ظ:

    @شهاب, عزیزم میخوام بدونم این ماجرا رو که رسول اکرم (ص) گفت کاغذ بیارید و عمر گفت این هذیون میگه قبول دارید یا نه؟
    اصل ماجرا رو قبول دارید یا نه؟
    شما یا اصل ماجرا رو تکذیب می کنید حالا با یک سری دلایل و یا اصل رو قبول دارید با یک سری تفاسیر و تعابیر و توجیهات
    می خوام بدونم از نظر شما اهل سنت پیغمبر این حرف رو زده یا نه؟ و عمر این جواب رو داده یا نه؟
    فقط همین لطف کن حاشیه نزن ممنون

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۹۱ (6 days ago) ۱:۵۶ ب.ظ:

    مجید جان سلامی دوباره، ببخشید من یه سوال دارم پیامبری که در هر شرایطی کم نگذارد و هر چه که خدا دستور داد رو گفت و آشکارا هم اعلام کرد ولی در این مورد بر صحابی که همیشه به امر او بود سکوت را ترجیح داد! خیله حرف توشه جانم!
    بعدش شما جواب رو با جواب می دهید!
    پس معلوم شد تعصبی برخورد می کنید!

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۹۱ (6 days ago) ۹:۳۰ ب.ظ:

    @شهاب, علیک سلام
    جواب قاطع ندادی مورد رو قبول دارید یا نه؟
    مغلطه نکن شیطون جواب رو با جواب می دی یعنی چی؟ من یک سوال پرسیدم گفتم ماجرا رو قبول دارید یا نه؟جواب قاطعش یک کلمه خواهد بود.
    اما در مورد توجیه حضرت عالی وقتی پیغمبر(ص) تو بستر بیماری باشه مجبوره سکوت کنه. می خواستی از جاش پاشه بگه اصلا نخواستم؛ منت نمی کشم ؛ خودم میارم؛ الانم از خونه من برو بیرون ؟؟؟؟؟ ها؟؟؟؟
    من این رو قبول ندارم اگه توجیه دیگه ای داری بفرما
    من تعصبی برخورد نمی کنم. ولی جواب باید قانع کننده باشه
    تعصب بین من و شما معنی نداره. من باورهایی دارم و شما باورهایی دیگه. هردومون نظرمون رو میگیم؛ اگه طرف مقابل قبول کرد تفاهمه وگرنه دیگه هیچی. پیغمبرش که پیغمبر بود فقط راه رو نشون داد و تا به دین خدا تهدیدی ایراد نمی شد کاری به کار یهود هم نداشت.
    اگه قرار به فحش و دعوا بود خوب خود حضرت علی(ع) دست به شمشیرش از ماها بهتر بود که . سکوت و تحمل او راه رو به ما هم نشون میده. به هر حال منتظر جواب قانع کننده شما هستم.

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۹۱ (5 days ago) ۲:۴۹ ب.ظ:

    @مجید, جوابت واضحه! ولی سوالهای من رو یا برو و جستجو کن و پیدا کن آن هم از منابع خودتون که قبولش داری نه نظریات خودت!
    بعدش من کتابی دارم ۵ جلدی که در سربازی به من داده شد، اونهارو خوندم جالبه مناظره ای خیالی و بدون منبع و تاریخی و توهمی و در آنجا نیز این جوابهای شما بود!
    دادش من، قرار نبود پیامبر دست در گریبان عمر بگذارد! کافی بود آهسته بفرماید ساکت شو! اگر عمر باز هم مرتدی می کرد یک اشاره انگشت پیامبر، حجت تمام می شد! نفر اول علی و بقیه بعد از او عمر را با اردنگی بیرون می انداختند!
    ببین ما از بزرگانی سخن می رانیم که حرفشان حجت و همان عملشان بود؛ آنها رو با ما مقایسه نکن! در آن واحد فحش و ناسزا می گوییم و شرمنده می شویم!
    قابل توجه شما من علی (رض) را قبول دارم که حرفش یک بود، ترسو نبود! فحش بده نبود! غیرتی بود(ما روایتی داریم که فاطمه (رض) داشت مسواک می زد-ریشه درختی که ما سیواک می گوییم- که علی فرمود اگر این مسواک که لثه تو رو لمس می کند اگر جاندار بود آن را می کشتم!)!
    باز با حرف شما، پس با اینحساب دین پیامبر کامل نشد و هنوز هم ابتر است تا زمان امام غایبی که تمام صفات الله را دارد(ناظر بر زمان است و هر برگی افتد از آن آگاه است!) کامل نمی شود و دینی که رهبرش قرآن کلام الله است دست یهودیهاست! و شیعیان ۸۰ میلیون نفری آن را محفوظ نگه داشته و ۲ میلیارد مسلمان دیگر همه نوکر یهود هستند!!!!!!!!!! با این حال قرآن دست ما با مال شما متفاوت است!!!!!!
    عجب حکایتی! رومئو و ژولیتی شد!
    اسراری بر دنبال کردن مطالب از سوی شما را ندارم! فقط هدف تحقیق است! خوبیها و بدیها رو از زبان ما هم کامل بخوان.

    راز پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۹۱ (2 weeks ago) ۱۱:۲۷ ب.ظ:

    @حامد,حدیث قرطاس(دوات و قلم)
    کاختلافهم عند قول النبی فی مرض موته إئتونی بقرطاس اکتب لکم کتابا لا تضلوا بعدی.
    اختلاف سنگینی که افتاد میان صحابه، آن زمانی بود که نبی مکرم فرمودند: به من کاغذی بدهید که برای شما چیزی بنویسم که راه گمراهی را برای همیشه به روی شما ببندد.
    شما چقدر عربی بلدید متن عربی حدیث بالا رو یه نگاهی بنداز وخودت هم بذارش تا خوانندگان عزیز هم ببینند. و نگن دروغه. البته این حدیث رو از یه سایت معتبر گرفتم ولی متن حدیث اون آخرشه
    ۱٫عربی کامل ترین زبان دنیا است که در اون حتی اگه مخرج حرفی رو اشتباه بگی خواننده برداشت دیگه ای میکنه اگه حدیث رو یه نگاه بندازی میگه کاغذ بیارید تا براتون بنویسم مگه پیامبر نوشتن بلد بوده ؟نه . مگر این نیست که پیامبر عرب بوده و به زبان عربی هم مسلط . خوب اگه شما میگید گفته که کاغذ و قلم بیارید تا بنویسم این جور حرف زدن مثل قران نوشتن بهاءالله که عربی بلد نبود و به مردم میگفت که شما باید دستور زبا نتون رو با من هماهنگ کنید پس پیامبر نعوذبالله بهاالله هم نبوده که نتونه درست صحبت کنه در ضمن مسلمونا ۱۴۳۰سال دارن به مستشرقین جواب میدن که پیامبر حتی یک دفعه ننوشته؛ حالا شما میگید حدیث دوات و قلم این رو میگه. مگه حدیث آیه قرآنه که اشتباه نشه؟ پیامبر با اون زبان فصیحش میتونست بگه کاغذ بیارید تا چیزی بگم شما بنویسد نه جمله رو بپیچونه که ملتی رو گمراه کنه .اینا که نوشتم نه ربط به رجال حدیثی داشت و نه چیز دیگه . و توی مقالاتی که در باره علم الحدیث یا مصطلح الحدیث اومده اینجور احادیث که با متواترات هم خوانی نداره جعلی حالا میخواد تو کتاب سنی باشه یا شیعه.
    ۲٫ اهل سنت هیچ وقت نمیگه کتاب صحیح بخاری یا دیگر کتب حدیثی مبرا از خطا است احادیث ضعیف هم در اون وارد شده حالا به چه طریق کاری نداریم چون دلایل جعل حدیث زیاده و مجال نیست برای توضیح دادن فقط اگه مخمون رو کار بندازیم وبه دور از تعصب فکر کنیم به نتایج خوبی میرسیم.
    باسپاس فراوان از دوستایی که وقتشون رو گذاشتن و این متن رو خوندن.

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۹۱ (1 week ago) ۶:۴۹ ب.ظ:

    @راز, از سایتهای اهل سنت گرفتی خودت هم می دونی حروف عربی با یه حرف اینور اونور شدن کل معنی عوض می شه پس برو از کتاباتون پیدا کن برو به اون آدرستی که گفتم.
    نه سایت.
    چون مطالب سایتارو یکی مثل منو تو نوشته.

    [پاسخ]

  21. راز گفته است :

    حدیث قرطاس(دوات و قلم)
    کاختلافهم عند قول النبی فی مرض موته إئتونی بقرطاس اکتب لکم کتابا لا تضلوا بعدی.
    اختلاف سنگینی که افتاد میان صحابه، آن زمانی بود که نبی مکرم فرمودند: به من کاغذی بدهید که برای شما چیزی بنویسم که راه گمراهی را برای همیشه به روی شما ببندد.
    شما چقدر عربی بلدید متن عربی حدیث بالا رو یه نگاهی بنداز وخودت هم بذارش تا خوانندگان عزیز هم ببینند. و نگن دروغه. البته این حدیث رو از یه سایت معتبر گرفتم ولی متن حدیث اون آخرشه
    ۱٫عربی کامل ترین زبان دنیا است که در اون حتی اگه مخرج حرفی رو اشتباه بگی خواننده برداشت دیگه ای میکنه اگه حدیث رو یه نگاه بندازی میگه کاغذ بیارید تا براتون بنویسم مگه پیامبر نوشتن بلد بوده ؟نه . مگر این نیست که پیامبر عرب بوده و به زبان عربی هم مسلط . خوب اگه شما میگید گفته که کاغذ و قلم بیارید تا بنویسم این جور حرف زدن مثل قران نوشتن بهاءالله که عربی بلد نبود و به مردم میگفت که شما باید دستور زبا نتون رو با من هماهنگ کنید پس پیامبر نعوذبالله بهاالله هم نبوده که نتونه درست صحبت کنه در ضمن مسلمونا ۱۴۳۰سال دارن به مستشرقین جواب میدن که پیامبر حتی یک دفعه ننوشته؛ حالا شما میگید حدیث دوات و قلم این رو میگه. مگه حدیث آیه قرآنه که اشتباه نشه؟ پیامبر با اون زبان فصیحش میتونست بگه کاغذ بیارید تا چیزی بگم شما بنویسد نه جمله رو بپیچونه که ملتی رو گمراه کنه .اینا که نوشتم نه ربط به رجال حدیثی داشت و نه چیز دیگه . و توی مقالاتی که در باره علم الحدیث یا مصطلح الحدیث اومده اینجور احادیث که با متواترات هم خوانی نداره جعلی حالا میخواد تو کتاب سنی باشه یا شیعه.
    ۲٫ اهل سنت هیچ وقت نمیگه کتاب صحیح بخاری یا دیگر کتب حدیثی مبرا از خطا است احادیث ضعیف هم در اون وارد شده حالا به چه طریق کاری نداریم چون دلایل جعل حدیث زیاده و مجال نیست برای توضیح دادن فقط اگه مخمون رو کار بندازیم وبه دور از تعصب فکر کنیم به نتایج خوبی میرسیم.
    باسپاس فراوان از دوستایی که وقتشون رو گذاشتن و این متن رو خوندن.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۹۱ (6 days ago) ۷:۲۳ ق.ظ:

    @راز, این جمله رو شما نوشتی :
    پیامبر با اون زبان فصیحش میتونست بگه کاغذ بیارید تا چیزی بگم شما بنویسید نه جمله رو بپیچونه که ملتی رو گمراه کنه

    حالا از شما یک سوال دارم. مگه پیامبر(ص) چطوری گفت که جمله پیچیده شده؟ غیر از اینه که اهمیت موضوع رو نشون میده؟ پیامبر(ص) برای هدایت مردم آمده بود و برای بعد خودشم باید راهنمایی می کرد. تا وقتی بود گفت و بعد خودش باید می نوشت. نمی فهمم چه ربطی به دستور زبان داره؟
    آخه پیامبر(ص) که فصیح و بلیغ گفت اما شما دارید می پیچونید که چرا چنین نگفت و چرا چنین گفت؟
    آی ملت!!!!!!!! پیامبر(ص)نه اصلا یک آدم گفته قلم و کاغذ بیارید تا براتون یک چیزی بنویسم که بعد من گمراه نشید. از اون طرف یکی جواب داده این داره هذیون میگه. این کجاش به دستور زبان ربط داره؟
    راز شما که بلدی به ما هم بگو کجای این جمله با تغییر مخرج حروف معنیش فرق میکنه؟ شما که میفهمی کلی نگو موردی بگو ما هم بفهمیم . عزیز من پیغمبر(ص) عرب بوده و عربی بلد بوده. مخارج حروف عربی واسه ما غیر عربا باید آموزش داده بشه نه واسه یک نفر که شصت و سه سال عربی حرف زده و خطابه های زیادی خونده. پیغمبر(ص) اعلم بوده با علم خدایی. معصوم بوده از هر گناه و اشتباهی. حرفش حرف خدا بوده.
    اگه مخمون رو بکار بندازیم می بینیم که با آسمون ریسمون بافتن استدلال نمی شه کرد.(دستور زبان عربی و بها الله و علم حدیث و …)
    حالا اگه این ماجرا رو قبول ندارید حرف دیگه ای هست
    ولی قبول داری که اگه این ماجرا واقعیت داشته باشه عمر در حق بشریت خیانت کرده؟

    [پاسخ]

    راز پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۹۱ (6 days ago) ۲:۱۱ ب.ظ:

    @مجید, اگه مطالعه داشته باشی میبنی که اگه یک حدیث با دستور زبان تفاوت داشته باشه پس حدیث غلطه حالا میخواد نو کتاب سنی باشه یا شیعه درباره رجال حدیث هم تحقیق کن تا ببینی مورد ثقه نیست

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۹۱ (6 days ago) ۹:۱۳ ب.ظ:

    @راز, ببخشید من مطالعه ندارم
    شما که اهل مطالعه هستی و دستور زبان رو می دونی لطف کن بگو تناقض حدیث با دستور زبان کجاست؟
    ببین شفاف و بدون حاشیه پردازی و کلی گویی بگو ایرادش چیه
    البته با ذکر سند
    ممنون

    [پاسخ]

    navid پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۹۱ (5 days ago) ۲:۱۴ ب.ظ:

    @مجید, اگه نمیترسی و خیلی دنبال حقیقتی ایملت رو بذار ولی قبلش فکر کن ببین میخواهی حقیقت رو بدونی یا نه چون یکی اومده دذاره مخلف عقیده چند سالت حرف میزنه میخواهی کم نیاری اومدی جئاب میدی

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۹۱ (5 days ago) ۱۰:۰۶ ب.ظ:

    @navid, عزیزم از چی بترسم؟
    مگه من مخالف عقیده چندین ساله شما حرف می زنم شما می ترسی؟
    saba_5824@yahoo.com
    منتظرم

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۹۱ (4 days ago) ۱۱:۱۳ ب.ظ:

    @navid, عزیزم من منتظرم

  22. حامد گفته است :

    خداوند لعنت کند کسانی را که نهج البلاغه حضرت امیرالمومنین علی (ع) رو برعکس ترجمه کرده و به خورد مردم احمق می دهند.

    یه سنی بی شرم و حیا که نه دنیا دارد و نه آخرت برداشته یه چرت و پرتهایی در مورد خلفای خودشون نوشته که اصلا تو نهج البلاغه وجود ندارد.
    عاقبت بی دینی بیشتر از این نمی شه که بیان بست برد به کتابهای معتبر شیعه بزنن و بنویسن حضرت علی(ع) این حرفارو گفته فکر می کنین همه مثل شما ناقص العقلند که بدون سند یه چیزیرو قبول کنند.

    یه بچه شیعه هم می دونه که نهج البلاغه ۱ جلد بیشتر نیست این آقای محمد عمر سربازی نقشبندی در کتاب خلفای راشدین از دیدگاه حضرت علی(ع) همه رو به کیش خودش پنداشته.
    از خودش هزیان نوشته و گفته تو جلد ۲ اینا هست.
    وای بر شما. وای بر شما . وای بر شما
    بدبختا برین کتاب نهج البلاغه رو دانلود کنید ببینید کجای این کتاب از خلفای اهل سنت تعریف و تمجید شده.
    یه آدرسهایی داده که اصلا وجود خارجی نداره.
    وای بر شماها که به اهل بیت حضرت پیامبر(ص) نسبت دروغ می بندید در حالی که قرآن از آنها به پاکی یاد میکند.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۹۱ (6 days ago) ۷:۳۷ ق.ظ:

    @حامد, من یک بار این حرفا رو شنیدم و تحقیق کردم. یک نفر گفت تحقیق نمیخواد خطبه شقشقیه رو بخون . متن عربی و ترجمه فارسی خطبه اینه:
    أَمَا وَ اَللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا فُلاَنٌ وَ إِنَّهُ لَیَعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّی مِنْهَا مَحَلُّ اَلْقُطْبِ مِنَ اَلرَّحَى یَنْحَدِرُ عَنِّی اَلسَّیْلُ وَ لاَ یَرْقَى إِلَیَّ اَلطَّیْرُ فَسَدَلْتُ دُونَهَا ثَوْباً وَ طَوَیْتُ عَنْهَا کَشْحاً وَ طَفِقْتُ أَرْتَئِی بَیْنَ أَنْ أَصُولَ بِیَدٍ جَذَّاءَ أَوْ أَصْبِرَ عَلَى طَخْیَةٍ عَمْیَاءَ یَهْرَمُ فِیهَا اَلْکَبِیرُ وَ یَشِیبُ فِیهَا اَلصَّغِیرُ وَ یَکْدَحُ فِیهَا مُؤْمِنٌ حَتَّى یَلْقَى رَبَّهُ ترجیح الصبر فَرَأَیْتُ أَنَّ اَلصَّبْرَ عَلَى هَاتَا أَحْجَى فَصَبَرْتُ وَ فِی اَلْعَیْنِ قَذًى وَ فِی اَلْحَلْقِ شَجًا أَرَى تُرَاثِی نَهْباً حَتَّى مَضَى اَلْأَوَّلُ لِسَبِیلِهِ فَأَدْلَى بِهَا إِلَى فُلاَنٍ بَعْدَهُ ثُمَّ تَمَثَّلَ بِقَوْلِ اَلْأَعْشَى شَتَّانَ مَا یَوْمِی عَلَى کُورِهَا وَ یَوْمُ حَیَّانَ أَخِی جَابِرِ فَیَا عَجَباً بَیْنَا هُوَ یَسْتَقِیلُهَا فِی حَیَاتِهِ إِذْ عَقَدَهَا لِآخَرَ بَعْدَ وَفَاتِهِ لَشَدَّ مَا تَشَطَّرَا ضَرْعَیْهَا فَصَیَّرَهَا فِی حَوْزَةٍ خَشْنَاءَ یَغْلُظُ کَلْمُهَا وَ یَخْشُنُ مَسُّهَا وَ یَکْثُرُ اَلْعِثَارُ فِیهَا وَ اَلاِعْتِذَارُ مِنْهَا فَصَاحِبُهَا کَرَاکِبِ اَلصَّعْبَةِ إِنْ أَشْنَقَ لَهَا خَرَمَ وَ إِنْ أَسْلَسَ لَهَا تَقَحَّمَ فَمُنِیَ اَلنَّاسُ لَعَمْرُ اَللَّهِ بِخَبْطٍ وَ شِمَاسٍ وَ تَلَوُّنٍ وَ اِعْتِرَاضٍ فَصَبَرْتُ عَلَى طُولِ اَلْمُدَّةِ وَ شِدَّةِ اَلْمِحْنَةِ حَتَّى إِذَا مَضَى لِسَبِیلِهِ جَعَلَهَا فِی جَمَاعَةٍ زَعَمَ أَنِّی أَحَدُهُمْ فَیَا لَلَّهِ وَ لِلشُّورَى مَتَى اِعْتَرَضَ اَلرَّیْبُ فِیَّ مَعَ اَلْأَوَّلِ مِنْهُمْ حَتَّى صِرْتُ أُقْرَنُ إِلَى هَذِهِ اَلنَّظَائِرِ لَکِنِّی أَسْفَفْتُ إِذْ أَسَفُّوا وَ طِرْتُ إِذْ طَارُوا فَصَغَا رَجُلٌ مِنْهُمْ لِضِغْنِهِ وَ مَالَ اَلْآخَرُ لِصِهْرِهِ مَعَ هَنٍ وَ هَنٍ إِلَى أَنْ قَامَ ثَالِثُ اَلْقَوْمِ نَافِجاً حِضْنَیْهِ بَیْنَ نَثِیلِهِ وَ مُعْتَلَفِهِ وَ قَامَ مَعَهُ بَنُو أَبِیهِ یَخْضَمُونَ مَالَ اَللَّهِ خِضْمَةَ اَلْإِبِلِ نِبْتَةَ اَلرَّبِیعِ إِلَى أَنِ اِنْتَکَثَ عَلَیْهِ فَتْلُهُ وَ أَجْهَزَ عَلَیْهِ عَمَلُهُ وَ کَبَتْ بِهِ بِطْنَتُهُ مبایعة علی فَمَا رَاعَنِی إِلاَّ وَ اَلنَّاسُ کَعُرْفِ اَلضَّبُعِ إِلَیَّ یَنْثَالُونَ عَلَیَّ مِنْ کُلِّ جَانِبٍ حَتَّى لَقَدْ وُطِئَ اَلْحَسَنَانِ وَ شُقَّ عِطْفَایَ مُجْتَمِعِینَ حَوْلِی کَرَبِیضَةِ اَلْغَنَمِ فَلَمَّا نَهَضْتُ بِالْأَمْرِ نَکَثَتْ طَائِفَةٌ وَ مَرَقَتْ أُخْرَى وَ قَسَطَ آخَرُونَ کَأَنَّهُمْ لَمْ یَسْمَعُوا اَللَّهَ سُبْحَانَهُ یَقُولُ تِلْکَ اَلدَّارُ اَلْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِینَ لا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی اَلْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ اَلْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ بَلَى وَ اَللَّهِ لَقَدْ سَمِعُوهَا وَ وَعَوْهَا وَ لَکِنَّهُمْ حَلِیَتِ اَلدُّنْیَا فِی أَعْیُنِهِمْ وَ رَاقَهُمْ زِبْرِجُهَا أَمَا وَ اَلَّذِی فَلَقَ اَلْحَبَّةَ وَ بَرَأَ اَلنَّسَمَةَ لَوْ لاَ حُضُورُ اَلْحَاضِرِ وَ قِیَامُ اَلْحُجَّةِ بِوُجُودِ اَلنَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اَللَّهُ عَلَى اَلْعُلَمَاءِ أَلاَّ یُقَارُّوا عَلَى کِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لاَ سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَیْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا وَ لَسَقَیْتُ آخِرَهَا بِکَأْسِ أَوَّلِهَا وَ لَأَلْفَیْتُمْ دُنْیَاکُمْ هَذِهِ أَزْهَدَ عِنْدِی مِنْ عَفْطَةِ

    آگاه باشید به خدا سوگند که « فلان » خلافت را چون جامه‏اى بر تن کرد و نیک مى‏دانست که پایگاه من نسبت به آن چونان محور است به آسیاب . سیلها از من فرو مى‏ریزد و پرنده را یاراى پرواز به قله رفیع من نیست . پس میان خود و خلافت پرده‏اى آویختم و از آن چشم پوشیدم و به دیگر سو گشتم و رخ برتافتم . در اندیشه شدم که با دست شکسته بتازم یا بر آن فضاى ظلمانى شکیبایى ورزم ، فضایى که بزرگسالان در آن سالخورده شوند و خردسالان به پیرى رسند و مؤمن ، همچنان رنج کشد تا به لقاى پروردگارش نایل آید . دیدم ، که شکیبایى در آن حالت خردمندانه‏تر است و من طریق شکیبایى گزیدم ، در حالى که ، همانند کسى بودم که خاشاک به چشمش رفته و استخوان در گلویش مانده باشد . مى‏دیدم ، که میراث من به غارت مى‏رود.
    تا آن « نخستین » به سراى دیگر شتافت و مسند خلافت را به دیگرى واگذاشت .« چه فرق بزرگى است میان زندگى من بر پشت این شتر و زندگى حیان برادر جابر » .
    اى شگفتا . در آن روزها که زمام کار به دست گرفته بود همواره مى‏خواست که مردم معافش دارند ولى در سراشیب عمر ، عقد آن عروس را بعد از خود به دیگرى بست . بنگرید که چسان دو پستانش را ، آن دو ، میان خود تقسیم کردند و شیرش را دوشیدند . پس خلافت را به عرصه‏اى خشن و درشتناک افکند ، عرصه‏اى که درشتى‏اش پاى را مجروح مى‏کرد و ناهموارى‏اش رونده را به رنج مى‏افکند . لغزیدن و به سر درآمدن و پوزش خواستن فراوان شد . صاحب آن مقام ، چونان مردى بود سوار بر اشترى سرکش که هرگاه مهارش را مى‏کشید ، بینى‏اش مجروح مى‏شد و اگر مهارش را سست مى‏کرد ، سوار خود را هلاک مى‏ساخت . به خدا سوگند ، که در آن روزها مردم ، هم گرفتار خطا بودند و هم سرکشى . هم دستخوش بى‏ثباتى بودند و هم اعراض از حق . و من بر این زمان دراز در گرداب محنت ، شکیبایى مى‏ورزیدم تا او نیز به جهان دیگر شتافت و امر خلافت را در میان جماعتى قرار داد که مرا هم یکى از آن قبیل مى‏پنداشت . بار خدایا ، در این شورا از تو مدد مى‏جویم . چسان در منزلت و مرتبت من نسبت به خلیفه نخستین تردید روا داشتند ، که اینک با چنین مردمى همسنگ و همطرازم شمارند . هرگاه چون پرندگان روى در نشیب مى‏نهادند یا بال زده فرا مى‏پریدند ، من راه مخالفت نمى‏پیمودم و با آنان همراهى مى‏نمودم . پس ، یکى از ایشان کینه دیرینه‏اى را که با من داشت فرایاد آورد و آن دیگر نیز از من روى بتافت که به داماد خود گرایش یافت . و کارهاى دیگر کردند که من از گفتنشان کراهت دارم .
    آنگاه « سومى » برخاست ، در حالى که از پرخوارگى باد به پهلوها افکنده بود و چونان ستورى که همّى جز خوردن در اصطبل نداشت . خویشاوندان پدریش با او همدست شدند و مال خدا را چنان با شوق و میل فراوان خوردند که اشتران ، گیاه بهارى را . تا سرانجام ،آنچه را تابیده بود باز شد و کردارش قتلش را در پى داشت . و شکمبارگیش به سر درآوردش . بناگاه ، دیدم که انبوه مردم روى به من نهاده‏اند ، انبوه چون یالهاى کفتاران . گرد مرا از هر طرف گرفتند ، چنان که نزدیک بود استخوانهاى بازو و پهلویم را زیر پاى فرو کوبند و رداى من از دو سو بر درید . چون رمه گوسفندان مرا در بر گرفتند . اما ،هنگامى که ، زمام کار را به دست گرفتم جماعتى از ایشان عهد خود شکستند و گروهى از دین بیرون شدند و قومى همدست ستمکاران گردیدند . گویى ،سخن خداى سبحان را نشنیده بودند که مى‏گوید:
    « سراى آخرت از آن کسانى است که در زمین نه برترى مى‏جویند و نه فساد مى‏کنند و سرانجام نیکو از آن پرهیزگاران است »
    آرى ، به خدا سوگند که شنیده بودند و دریافته بودند ، ولى دنیا در نظرشان آراسته جلوه مى‏کرد و زر و زیورهاى آن فریبشان داده بود.
    بدانید . سوگند به کسى که دانه را شکافته و جانداران را آفریده ، که اگر انبوه آن جماعت نمى‏بود ، یا گرد آمدن یاران حجت را بر من تمام نمى‏کرد و خدا از عالمان پیمان نگرفته بود که در برابر شکمبارگى ستمکاران و گرسنگى ستمکشان خاموشى نگزینند ، افسارش را بر گردنش مى‏افکندم و رهایش مى‏کردم و در پایان با آن همان مى‏کردم که در آغاز کرده بودم . و مى‏دیدید که دنیاى شما در نزد من از عطسه ماده بزى هم کم ارج‏تر است.

    ببخشید طولانی شد ولی باید مینوشتم تا همینجا بخونن اونایی که طالب حقیقتن
    آخه کسی که این حرفا رو زده بعد میاد از اونا تعریف کنه؟؟

    [پاسخ]

    راز پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۹۱ (6 days ago) ۲:۱۵ ب.ظ:

    @مجید, هنوز سند درستی در دست نیست که ببینیم سخن از امامه یا کسی دیگه سند هایی که هست همش میگن رجوغ کنید به شرح محمد عبده که اون هم فقط شرح نوشته نه سند آورده نه کار دیگه کرده ……….

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۹۱ (6 days ago) ۹:۳۴ ب.ظ:

    @راز, سند ها معتبره اگه طالب حقیقت باشی و قصد و غرض نداشته باشی.

    [پاسخ]

    راز پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۹۱ (5 days ago) ۲:۰۸ ب.ظ:

    غرض برا چی مگه می خوام با این حرفام دکان باز کنم و میترسم کسی ازم خرید نکنه؟

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۹۱ (6 days ago) ۱۰:۲۶ ق.ظ:

    @حامد, به به خسته نباشی از فش دادن!
    من با چشم و گوش خودم در شبکه ۳ سیما دیدم که گفت تا الان نهج البلاغع به ۱۰ جلد رسیده و ان شاءالله در امریکا و پرو و .. دنبال بقیه هستیم و به حدود ۱۲ جلد خواهد رسید! برو و آرشیو خبری ۳ سیما خبر ۲۲ شب رو ببین!حال نهج البلاغه که قرآن نیست محفوظ باشد! بعدشم بر و نامه ها رو بخون و ببین آیا علی متناقض گوست یا راویان بعد او! مال سنی ها رو ولش! مال اصل شیعه ها رو بخون!یا علی نعوذبالله عقلش … یا نگهدارندگان کتابش ناقص العقل بوده اند که نبوده اند بلکه ظالم و امانت دار نبودند!
    شما ها که مدعی اسلام واقعی هستید، به گفته شیعه ها عمر گوشت الاغ و صیغه را حرام کرد! بعد از وی علی و امامان حکم عمر را لغو کردند!
    پس با این حساب شیعه ها که صیغه می کنند آیا گوشت الاغ هم می خوردند! مگ حکم عمر گوشت الاغ را حرام نکرده پس چرا پیرو آن هستید!
    دروغ نیست برو و در منابع خوتان بارها با سندیت تایید شده!

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۹۱ (6 days ago) ۳:۱۸ ب.ظ:

    @شهاب, حضرت پیامبر در زمان حیاتشون حیوانات حلال گوشت و حرام گوشت رو به مردم معرفی کرده بودند. لزومی نداشت عمر پا پیش بزاره.
    کسی که بیشتر عمرشو تو شرک و جهالت گزرونده چطور شد یهو مجتهد شد.خلیفه مسلمین شد. خیلی عجیبه.
    من الان دارم روی یه مطلبی کار می کنم که اگه بگم جا می خورین. دارم روش مطالعه انجام میدم که با سند گفته باشم.
    اگه بخواین یه کمی شو می گم:
    قبل از اسلام و حضرت پیامبر(ص) یهود با استفاده از مشخصاتی که در کتب مقدس الهی و بشارت پیامبران پیشین اتفاق افتاده بود می دونستند که پیامبر خاتم (ص) نامش محمد و در شهر مکه خواهد بود.
    برای همین به شهر مکه مهاجرت کردند و نام پسراشونو محمد گذاشتن که اگه یه وقت خدا پیامبر خاتم را برانگخت از میان فرزندان یهود باشد.
    که در میان یهود ی ها شخصی به نام ابوبکر وجود داشت.
    وقتی یهود دیدن که پیامبر خاتم از یهودیها نیست و کسی دیگری است که برای پیامبری مبعوث شده از این بابت خیلی ناراخت و خشمگین شدند و قصد به شهادت رساندن حضرت پیامبر رو داشتن که همه اینو می دونن.
    بعد از اینکه موفق به شهادت رساندن حضرت پیامبر نشدند. شما فکر می کنید نشستن تماشاگر شدند تا دین اسلام رشد کرد.
    پس خیلی ساده اید.
    دیدن که از روی دشمنی نمیشه به پیامبر اسلام ضربه زد.
    اینجا بود که مردانی از میان خود انتخاب کردند و به درون دین اسلام فرستادن تا تونستند خودشونو به پیامبر اسلام نزدیک کردن و بعد از شهادت پیامبر بود که خودشونو نشون دادن.
    جانشین پیامبر (ص) رو کنار زدن به همین آسونی تونستن نقشه چنیدن سالانه خودشونو پیاده کنند.
    و اینجا بود که دین اسلام افتاد دست یهود.
    و چون خاندان پیامبر (ص)در قید حیاط بودن از این رو تصمیم گرفتن که کلا از خاندان پیامبر کسی رو زنده نزارن و این کارو هم کردن. برای همینه که امامان ما همه شهید شدن و امام زمان در غیبت به سرمی برند.
    و ما هر چه داریم از وجود مقدس چهارده معصوم (ع)می باشد که جان و مال و فرزندان و اهل و عیال و همه چیزشان را در راه خدا فدا کردند تا دین اسلام به بدست ما برسه.
    اگر وجود مقدس پیامبر و خاندان پاکش نبود دینی هم نبود.
    همان طور که کشور ایران میلیونها شهید داد تا اسلام دوباره زنده شد.
    و این اسلام واقعی (شیعه) هست که مورد حمله بیگانگان و انسانهای به ظاهر دوست قرار گرفته.

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۹۱ (6 days ago) ۷:۳۹ ب.ظ:

    @حامد, ماشاءالله چه رمانی مثل عبدالله بن سبأ سخن میرانی برادرم! وای برتو دینی که به این آسانی مورد تاراج و هجوم قرار گیرد و نابود شود که دین نشد! آن هم دینی که الله گفته آخرین و کاملترین است و تغییری نمی پذیرید! این شد که گفتی! دینی که قرآن اساس باشد و معصومین آن را نگه داشته اند! حتی الله به پیامبر میفرماید این کلام من ارجح است و تو مبلغ آن باش! مبادا که غیر آن کنی!
    راست تلخ است چه من بخواهم چه نخواهم! شیعه مذهبی است جزو مذاهب اسلام ولی به انحراف کشیده شد!
    ساده است عزیزم از این خیالات رمانی بیاورید، چون دین اسلام فراتر است از اینکه تعدای یهودی بتوانند اسلام را به این راحتی به دست گیرند که کفری ست ناروا! بعدش پس از اسلام هر چه مانده ۱۳ تن + یک غایب به محفوظ کرده اند! پس بقیه اهل بیت چکاره بودند! نکند ولایت فقیه مطلقه ایران شعبه نمایندگی زده و به نیابت از غایب زمانه کار می کند! و ایمیل ایشان همان چاه جمعکران می باشد! و یهودیها از این کفریات خوششان نمی آید!!!!!!
    به خود بیا سرور گرامی
    پس این همه در حسینیه ها چرا خاخامها و کشیشها روزه خوانی می کنند! نکند آنها نیز شوق حسین و علی دارند! اسلام را کنار زده و آن بزرگان را شهید کرده و حالا دلشان به حالشان می سوزد!
    این ماجرا را از خاخام و پدر روحانی ارومیه و تهران جستجو کن! که بسیار دهشتناک است و به مربوط به تاریخ خلفا هم نیست! امروز است!

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۹۱ (5 days ago) ۴:۳۲ ب.ظ:

    @شهاب, به نکته خوبی اشاره کردی.
    بگو ببینم خدا کی به مسلمانان گفت دینتونو براتون کامل کردم و حجت برای شما تمام شد.
    به منم بگو ببینم قضیه غدیر خم رو به شما چطور تفسیر کردن.
    به این دوتا سوال من جواب بدین برادران اهل سنت.
    ۱- نظر شما در مورد غدیر خم چیه؟
    ۲- استغفروالله چی شد که به فکر خدا و رسولش نیفتاد تا یه جانشین واسه حضرت پیامبر(ص) انتخاب کنن. ولی به فکر ابوبکر رسید که عمر رو برای خودش جانشین انتخاب کنه.؟

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۹۱ (4 days ago) ۵:۵۳ ب.ظ:

    @حامد, ماشاءالله که چه با نیت خیرخواهانه سوالها را دنبال می کنید و به جواب میرسید!
    جوابها
    ۱- غدیر خم در پی ماجرای تقسیم غنایم بود که حضرت علی غنایم را از اصحاب گرفتند و دوباره برآنهاتقسیم کردند. در این میان عده ای بشدت آزرذه خاطر شده و از ایشان به رسول خدا شکایت کردند! برای رفع کدورت و شکوایه ها و گلایه ها این ماجرا در غدیر خم که جاییست بس خوش آبو هوا و دارای آب! مساله مختومه گشت.
    ۲- راست گفتی عزیزم خدا ۱۴۰۰ پیامبر فرستاد و همراهشان هزاران مهدی در طول تاریخ تا به بشر یاد بدهد که خود ولی و وصی خود باشد! دموکراسی با عقل و قرآن نه استبدادی ! آن هم با قرآن!!!
    بعدش محقق محترم شما که دوباره به استناد کتابهای حوزه قم عمر را دست نشانده ابوبکر دانستی! غلطه بزرگوار!!!
    پیامبر بیشترین اشاره ها را برای شخصی لایق ابوبکر معرفی کردند! و ابوبکر هم نظر شخصیش بر عمر بود ، مگر نه شورا اصل کار بود! همکان شورایی که بعدها علی را انتخاب کردند!
    نیازی نیست قربان دنبال اذیت کردن خودتان بروید! به مذهب خود بچسبید و خداوند شما و ما را مورد مغفرت خویش قرار دهد.
    چون شما قرآن را هم نخوانده ای که می گویی کجا آمده حجت در دین کامل شد! انگار علی دین اسلام است و قرآن کلام الله اضفه است!!!!
    سبحان الله اول تدبر کن و بعد با غرض صحبت کن لااقل به ما فش بده نه به کلام الله!!!

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۹۱ (4 days ago) ۹:۵۵ ب.ظ:

    @شهاب, ما شا الله به این می گن شستشوی مغزی. احسنت به اهل سنت.
    شما به من بگید ببینم ابوبکر و عمر قبل از اسلام در چه دینی به سر می بردن؟

    دین اسلام مدیون ثروت حضرت خدیجه و شمشیر زدن های حضرت علی (ع) در جنگ ها بود.
    هر جا که علی بود پیروزی بود.

    متاسفم برای اهل سنت که با دیدن این همه فضایل از حضرت علی(ع) باز هم خودشونو به اون راه می زنن.

    شما اهل سنت پس از گذشت یک قرن از شهادت حضرت پیامبر (ص) تازه تونستید واسه خودتون ۴مذهب(مالکی- حنفی-شافعی- حنبلی) پیدا کنید اونم از شیعه الگو گرفتین.

    شما اهل سنت که از خودتون چیزی ندارید و هر چی دارید از خاندان پاک حضررت پیامبر(ص) هستش به چیه این مذهبتون می نازید.

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ Yesterday ۶:۲۲ ق.ظ:

    پیامبر اسلام رو نیاورده که مسلمانا رو مسلمان کنه بلکه برای کفار آورده و هیچ دلیلی بر بد بودن اونا نمیشه! و فکر میکنم اسلام آوردن کسانی که بالغ یا مسن بودند بسیار مهمتر از کسانی باشه که در خردسالی و بدون اختیار آنچنانی و بر اساس تربیت ولی مسلمان مسلمان شدند باشه!

    navid پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۹۱ (5 days ago) ۲:۰۴ ب.ظ:

    @حامد,عجب داستان جالبی از خودت در اوردی

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۹۱ (4 days ago) ۶:۰۵ ب.ظ:

    @navid, باور کنید نوید جان بدون اغراق و دروغ و تعصب سخن می گویم و فقط واقعیتها را مطرح می کنم، ولی آقا حامد بیشتر تعصبی شخن می راند!
    به خداوند که من ۳ ما کامل را در کتابهای آهل تشیع بسر برده ام در تبریز و تهران و اردبیل! متاسفانه این مذهب زیبا توسط عده ای آخوند دشمن اهل بیت به انحرافاتی ناخوشایند رسیده است!
    امیدوارم آنگونه که اهل بیت رسول الله نه فقط همان چندتای مورد نظر شیعه بلکه مثل همه آنها راهمان را با قرآن همرا کنیم و برای دین خدا و آخرتمان و در خدمت بشر در این دنیا بسر ببریم.
    غیرتمند مثل علی کرار، رشید مثل حسن بن علی، آزاده مثل حسین بن علی و پاک دامن مثل عایشه و با حیا مثل فاطمه و با خدا همانند جعفر صادق! یا الله

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ (3 days ago) ۱۰:۲۷ ق.ظ:

    @شهاب, عزیزم داستان غدیر خم شما جالب بود تا حالا نشنیده بودم

    navid پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ (3 days ago) ۶:۴۶ ب.ظ:

    @شهاب,
    این ای دی منه navid.2012
    خوشحال میشم اگه تشریف بیارین با هم صحبت کنیم

    محسن پاسخ در تاريخ Yesterday ۵:۲۳ ق.ظ:

    شماهایی که بر خدا قرآن و خلفای راشدین دروغ میبندید هیچ ترسی از قیامت ندارید ولی ما که از دروغای سید رضی تو نهجالبلاغه بگیم واجب القتل میشیم؟!!!

    [پاسخ]

  23. راز گفته است :

    آقا حامد مرد به حساب محترم کسی غیر از تو نیست که تو داری زبون درازی میکنی انگار داری خیلی تند میری افسار پاره کردی از هر دری سخنی میگی خیال کردی من نمیتونم مثل خودت صحبت کنم میتونم ولی شخصیتم بهم اجازه نمیده که به کسی یا چیزی که عقیده یک ملته توهین کنم.
    بعدش مگه اونایی که نوشتم اشتباهه که میگی از کتاب معتبر بیگیر من که گفتم خودت هم بذار تا نگی دروغه من کاری به سایت نداشتم اینا رو خودم نوشتم و فقط حدیث رو از این سایت که سایت موسسه تحقیقاتی ولی عصر است گرفتمhttp://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=salam&id=25
    بعد از همه تو که کباده علم و ادب میکشی مگه نهج البلاغه چیه دست نویس امام علی که نیست این کار سید رضی اومده جمع آوری مطلب کرده اون سخنای رو که مردم به امام نسبت دادن و از نظر سید رضی خیلی از نظر ادبی بالا بوده و تو رساله ای به نام نهج البلاغه جمع آوری کرده اینا رو حتی خود امام هم نمیدونسته یه روزی به این طریق در میاد که بشه کتاب برای اینکه نگی این حرفا کذب محضه یه سر بزن به کتاب سیری در نهج البلاغه از مطهری البته اگه کتاب میخونی و فقط به حرف این و اون اکتفا نمیکنی حالا گیرم که نهجالبلاغه بشه ۲یا چندجلد مگه به کجای این عالم هستی بر می خوره حالا یکی اومده میخواد سخنای حضرت رو یکجا جمع کنه شما سنگ میندازی من دارم جواب بهش میدم اونم با دلیل یارو میگه از سایت سنی گرفتی خوب از سایت سنی گرفتم مگه چیه اگه جاییش غلطه رو بگو نه بشینی بپری بحث دیگه باز کنی بگی سنی بی شرم و حیا خوب مرد ناحسابی تو اگه معنی این جمله رو می فهمیدی هیچ وقت به خوت اجازه نمیدادی این حرف روبزنی حالا ۲تا کلاس درس خوندی برا من میشینی اراجیف میگی تو میدونی جزء کدوم گروهی مغضوب علیه برو معنی جمله رو از تفسیر مکارم پیدا کن ولی بعد از اینسعی کن جزء این نباشی دفعه دیگه هم خواستی حرف بزنی با دلیل صحبت کن تا یکم برا حرفات احترام قائل بشم سعدی میگه شخصیت هر کس زیر سخنانش نهفته پس بیشتر از این شخصیت خوت رو رو نکن……
    با سپاس فراوان من قصد توهین به هیچ گروهی رو ندارم وبه همه احترام میذارم تا جایی که بدونم دارن احترام میذارن.

    [پاسخ]

  24. شهاب گفته است :

    یهودیان و مسیحیان متاسفانه با آنکه قرآن را برحق می بینند چشم از آن می بندند! چون حقانیت قرآن بی تعارف ثابت است!
    حتی غالیان دین اسلام هم تاب توان شنیدن حق را از قرآن ندارند.
    همانگونه که الله می فرماید چون آنها کلام الله را بشنوند یا آن را مسخره و استهزا کنند یا از آن روی برگرداندد

    [پاسخ]

  25. شهاب گفته است :

    با عرض پوزش منبع کتاب را یادم رفت! ولی برای جبران مافات آوردم:
    حق با کیست؟ مناظره مذاهب خیالی با وهابیت
    تدوین ابوالفضل بهرام پور
    رمان نویس خیال باف معاصر

    [پاسخ]

  26. حامد گفته است :

    این آقای احمد کسروی تنهایی این کتاب (بخوانند و داوری کنند)رو نوشته یا از بچه های مدرسه ابتدایی هم کمک گرفته اخه این کتاب اصلا با عقل سلیم سازگاری نداره.
    خداوند آقای احمد کسروی رو با عقایدشون محشور بفرماید انشاالله.
    دعا کنید یک شب به خوابتون بیاد و از عذابی که خداوند در قرآن کریم از آن یاد کرده است. شما اهل سنت رو آگاه کنه بلکه یه تکونی بخورید.
    واقعا کسی رو که خوابه می شه بیدار کرد ولی کسی که خودشو زده به خوابی نمی شه بیدارش کرد.

    [پاسخ]

    راز پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۹۱ (5 days ago) ۱۰:۲۹ ب.ظ:

    @حامد, گفتم شاید این کتاب به ذد بخوره دیدم نه فقط رو یه دنده ایستادی و حرف خودتو میزنی.
    این آقای کسروی که تو میگی منم آن چنان عقیده هاش رو قبول ندارم ولی چه کنیم خدا بهمون عقل داده که حرفای مردم رو حلاجی کنیم اگه حرفای کسروی به دون دلیله بگو بدون دلیله مثلا فلان سطرش اومده اراجیف گفته ولی تو اومدی کاملا خط بطلان کشیدی رو همش معلومه که یا نخوندی یا از روی غرض خوندی. مثلا خود کسروی در مورد بعضی چیزا زیاده روی کرده چون از شاعرا بدش مییاد سعدی حافظ مولانا ووو رو زیر سوال میبره اونم با دلیل. در ضمن بگم که این آقا جز کسایی بوده که اگه اشتباه نکنم حوزه قم درس خونده ولی بعد اومده بیرون این آقا اصلا معلوم نیست که سنی شده باشه ولی یه چیزای رو داره میگه که بامدرکه یعنی نیومده مثل شما بدون دلیل حرف کسی رو رد کنه. اگه خونه باشی تو مقدمش هم گفته.
    ولی خواهش میکنم یه دفعه فقط یه دفعه کتاب رو بخون اگه اشکال پیدا کردی با سند بیا جلو اونم طوری باشه که عقل قبول کنه یعنی حدیث رو بذار کنار چون تو حدیث میاری من قبول ندارم من حدیث میارم چون به عمر ابوبکر عثمان میرسه تو قبول ندااری پسبا سند اگه سند نداری چیزی ننویس تا بریم به کارمون برسیم و شاید از خواب بیدار شدیم. ok
    کسرویچندین کتاب دیگه هم درباره زبان شناسی و غیره هم داره یکم تو اینترنت سرچ کن خودت بهتر میفهمی

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۹۱ (4 days ago) ۱۰:۵۸ ق.ظ:

    @راز, اونا رو ولش .
    ما شیعه ایم به سه دلیل.
    خودشم دلیل قرآنی
    از آدرس زیر دانلود کنید:

    http://uplod.ir/162l8sibrq37/asbat_shia_gheraati.3gp.htm

    اثبات شیعه در کمتر از یک دقیقه.

    [پاسخ]

  27. هیوا گفته است :

    دوستان وبرادران شیعه با جدیت بر حق بودن مذهبشون اطمینان دارن پس چرا ۹۰درصد سایتهای اهل سنت فیلتره یا کتابهاشون دانلود نمیشه یا در نمایشگاه کتاب نمیذارن کتابهای روشن کننده مذهب ارایه بشه وهمش کتب توهین به تسنن هست پیشنهاد میکنم مدتی ازاد بگذارید این به اصطلاح شما این چرندیاتو ببینید نتیجه چی به ببار میاد شما از تیجانی میگید جرا از برقعی یا قلمداران یا شریعتی یه طالقانی نمیگید ماها تو فرهنگ ایرانیمون به هر کی که فش بده میگیم کم اورده فش میده قابل توجه حامد اقا

    [پاسخ]

  28. navid گفته است :

    و اذا تتلی علیهم ایاتنا بینات تعرف فی وجوه الذین کفرواالمنکر یکادون یسطون بالذین یتلون علیهم ایاتنا قل افانبئکم بشر من ذلکم النار وعدها الله الذین کفروا و بئس المصیر ……………و هر گاه بر انها ایات روشن ما تلاوت شود در چهره انها به حدی اثر مخالفت و انکار مشاهده میکنی که نزدیک است از فرط غضب بر مومنانی که ایات را قرائت میکنند حمله ور شوند بگو به انها شما را به عذابی بدتر از این خبر میدهم و ان اتش دوزخ است که قهر خدا به کافران وعده داد و انجا بد جایگاهی است
    سوره حج – ایه ۷۲
    ذلک بان الله هو الحق و ان ما یدعون من دونه هوالباطل و ان الله هو العلی الکبیر………حقیقت اینست که خدای یکتا حق مطلق است و هر چه جز او بخوانند باطل است و علو مقام و بزرگی مخصوص ذات خداست
    سوره حج – ایه ۶۲
    و یعبدون من دون الله ما لم ینزل به سلطانا و ما لیس لهم به علم و ما للظالمین من نصیر………و خدا را رها کرده و چیزی غیر او را پرستش میکنید که بر پرستش ان نه دلیل و برهانی دارید و نه علم و بصیرتی و هرگز ستمکاران را یار و یاوری نیست

    [پاسخ]

  29. محسن گفته است :

    این بحث ها هیچ فایده ای جز سرگردانی نداره، ببنیم بحث اصلی از کجا نشات گرفته؟ آیا بر سر طرز نماز خواندن یا خمس دادن و وضو گرفتن . مهر گذاشتن یا نذاشتن یا چیزای دیگه؟ مگه پیامبر و علی ی جور نماز میخوندن و بقیه صحابه ی جور دیگه؟! نخیر سر این چیزا هیچ اختلافی نبوده و همه اختلافاتی که بوده یا نبوده و نسبت دادن سیاسی بوده یا سیاسیون از خودشون درست کردن. من فکر میکنم قبل از هر چیز مشخص بشه که آیا این امامتی که از نظر برادران شیعه اصلی از اصول دین و دلیلی بر ورود و خروج از دین مبین! اسلام است، منصوص و از جانب خداوند است یا نه؟!( چون نتیجه همه بحث ها به همینجا بر میگرده) اگه است دلیل از کتابی که اسمش مبین است بیارید!(دلیل باید مثل اسم خود کتاب قرآن بیان مبین باشه حداقل اگه مثل اصول دین نیست مثل فروع باشه: مثل نماز، روزه، زکات، حج و جهاد) اگه دلیل واضح ندارید و نمیتونید بیارید حتما ی جای کار میلنگه( مثلا آیه انگشتر اصلا آیه واضحی برای منصوص و بودن امامت و جانشینی پیامبر(ص) نیست)! چون ما اگه بخواهیم هر چیزی رو به اسلام نسبت بدیم باید از قرآن منبعی داشته باشیم در غیر این صورت رد میشه. حتی در کلام منسوب به خود حضرت علی(نهج البلاغه) هم وجود نداره که بگه من امام منصوص از جانب الله هستم. پس دوست عزیزی لطف کنن آیه ای از جانب الله متعال برای امامت حضرت علی و ۱۱ نفر بعد از خودشان از کلام ابدی قرآن که دلیل و حجت است بیارند. منتظریم

    [پاسخ]

  30. محسن گفته است :

    و به شما برادران شیعه ام توصیه میکنم با احساساتی کاذبی که دارید و پندار اشتباهتون در مورد خلفای راشدین، قلب بقیه مسلمانان رو جریحه دار نکنند و انگ وهابی بودن به خودشون و مقدسات دینیشون نزنید. فکر نکنم هیچ کدوم از ماها بار علمیمون انقد زیاد باشه که ۱۰۰ درصد حرفامونو درست بدونیم پس به نظرم توهین کردن به کسانی که ۱۴۰۰سال پیش از این دنیا رفتندو جواب اعمالشون با خداست و ما علمی بر اعمال و نیات آنها نداریم، کار درستی نباشه، که اگر چنانچه روز قیامت بر خلاف تصورات شما باشه همه این اهانات از شما پرسیده خواهد شد و روز سختی در پیش خواید داشت. ولی اگر توهین به کسی نکنید در قیامت از شما نمیپرسن که چراتوهین نکردی!

    [پاسخ]

اندیشه خود را به یادگار بگذارید

- لطفاً به صورت پارسی بنویسید
- برای تماس با مدیریت به "صفحه تماس" بروید
- برای طرح مباحثی که با نوشتار بالا مرتبط نیستند لطفاً به "انجمن گفتگو" رفته و بگو مگو کنید



کلمات کلیدی : " " + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + ""

ورودی های گوگل:

ابوبکر صدیق + خلفای راشدین + ابوبکرصدیق + زندگی نامه ابوبکر صدیق + زندگینامه ابوبکر + زندگی نامه خلفای راشدین + اصلاح انلاین خلفای راشیدین + زندگینامه ابوبکر صدیق + زندگی نامه حضرت ابوبکر صدیق + زندگی نامه ابوبکر + ابوبكرصديق +
تمامی حقوق این تارنما - محتوا و پوسته - متعلق به "تاریخ ما" می باشد
استفاده از نگاره های "تاریخ ما" تنها با پیوست لینک، ذکر نام نگارنده و عنوان تارنما مجاز است.
All Rights Reserved 2006 - 2011