کریو برای آیفون kerio خرید اکانت خريد vpn پرسرعت فیلتر شکن کریو
دانلود کتاب زندگی ابوبكر صدیق خلفا راشدین صحابى خلافت | تاریخ ما » کتابهای رایگان الکترونیکی
۶۵۳
این نگاره توسط انی کاظمی در تاریخ ۵ام بهمن، ۱۳۸۸ و در دسته "اهل سنت (تسنن) + دانلود + کتاب های الکترونیکی مذهبی + کتاب های تاریخ اسلام + کتابهای دین و آیین اسلام" ارسال شده است.

نویسنده :

نام کتاب

ابوبکر (جهت دریافت کلیک کنید)

نویسنده

محمد عبدالرحمن قاسم ترجمه:اسحاق دبیرى

موضوع

اسلام + ابوبکر + خلفا راشدین + اهل سنت

پسورد یا رمز

www.tarikhema.ir

جلد

۱

حجم

۲۸۷۴کیلو بایت

قالب

PDF

لینک تصحیح شد
مسعود اکبری


کلمات کلیدی : " " + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + ""

۶۵۳ دیدگاه »

  1. مهدی گفته است :

    برای شناخت بیشتر ابوبکر می توانید به لینک های زیر مراجعه کنید :

    http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=147

    http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=141

    http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=sokhan&id=139

    http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=449

    http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1475

    http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=8440

    [پاسخ]

    Mikal پاسخ در تاريخ اسفند ۱۳ام, ۱۳۹۰ ۳:۳۶ ق.ظ:

    @مهدی, مهدی جان ما برای شناخت ابوبکر صدیق (رض) به کلام الله تعالی استناد می کنیم:

    إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ ٱللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ ٱلَّذِینَ کَفَرُوا۟ ثَانِىَ ٱثْنَیْنِ إِذْ هُمَا فِى ٱلْغَارِ إِذْ یَقُولُ لِصَـٰحِبِهِۦ لَا تَحْزَنْ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَنَا ۖ فَأَنزَلَ ٱللَّهُ سَکِینَتَهُۥ عَلَیْهِ وَأَیَّدَهُۥ بِجُنُودٍۢ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ کَلِمَهَ ٱلَّذِینَ کَفَرُوا۟ ٱلسُّفْلَىٰ ۗ وَکَلِمَهُ ٱللَّهِ هِىَ ٱلْعُلْیَا ۗ وَٱللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ [التوبه:۴٠]
    اگر پیغمبر را یاری نکنید (خدا او را یاری می‌کند، همان گونه که قبلاً) خدا او را یاری کرد، بدان گاه که کافران او را (از مکّه) بیرون کردند، در حالی که (دو نفر بیشتر نبودند و) او دومین نفر بود (و تنها یک نفر به همراه داشت که رفیق دلسوزش ابوبکر بود). هنگامی که آن دو در غار (ثور جای گزیدند و در آن سه روز ماندگار) شدند (ابوبکر نگران شد که از سوی قریشیان به جان پیغمبر گزندی رسد،) در این هنگام پیغمبر خطاب به رفیقش گفت: غم مخور که خدا با ما است (و ما را حفظ می‌نماید و کمک می‌کند و از دست قریشیان می‌رهاند و به عزّت و شوکت می‌رساند. در این وقت بود که) خداوند آرامش خود را بهره‌ی او ساخت (و ابوبکر از این پرتو الطاف، آرام گرفت) و پیغمبر را با سپاهیانی (از فرشتگان در همان زمان و همچنین بعدها در جنگ بدر و حُنَین) یاری داد که شما آنان را نمی‌دیدید، و سرانجام سخن کافران را فروکشید (و شوکت و آئین آنان را از هم گسیخت) و سخن الهی پیوسته بالا بوده است (و نور توحید بر ظلمت کفر چیره شده است و مکتب آسمانی، مکتبهای زمینی را از میان برده است) و خدا باعزّت است (و هرکاری را می‌تواند بکند و) حکیم است (و کارها را بجا و از روی حکمت انجام می‌دهد). [[«ثَانِیَ اثْنَیْنِ»: یکی از دو نفر. حال ضمیر (هُ) است. «الْغَار»: مراد غار کوه ثور است که در جنوب مکّه قرار دارد و راه یک ساعته پیاده از آن دور است. «إِذْهُمَا فِی الْغَارِ»: بدل بعض از (إِذْ أَخْرَجَهُ)، و (إِذْ یَقُولُ) بدل دوم آن است. «عَلَیْهِ»: ضمیر (ه) به پیغمبر و یا به ابوبکر صِدّیق برمی‌گردد. «کَلِمَهَ الَّذِینَ کَفَرُوا»: مراد سخنی است مبنی بر قتل پیغمبر که همگی بر آن متّفق شدند (نگا: انفال / ۳۰). شرک. دعوت به کفر. مراد معتقدات ایشان است. «کَلِمَهُاللهِ»: مراد وعده پیروزی خدا به پیغمبران و مؤمنان است (غافر / ۵۱). توحید. دعوت به اسلام. آئین اسلام. واژه (کَلِمَهُ) مبتدا است و جمله (هِیَ‌الْعُلْیَا) خبر آن است. ذکر جمله اسمیّه برای دوام است و بیانگر همیشگی و جاودانگی (کَلِمَهُ اللهِ) است.]]
    جالب اینه که ابوبکر منافق و کافر به جای اینکه محمد رو تحویل کفار بده نگران میشه که نکنه رسول الله رو ببینند و او را بکشند.
    خوب در جواب می گید او بعد از وفات رسول الله (ص) مرتد شد. خوب مهدی جان ما باز به کلام رب العالمین استناد می کنیم:

    وَٱلسَّـٰبِقُونَ ٱلْأَوَّلُونَ مِنَ ٱلْمُهَـٰجِرِینَ وَٱلْأَنصَارِ وَٱلَّذِینَ ٱتَّبَعُوهُم بِإِحْسَـٰنٍۢ رَّضِىَ ٱللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا۟ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّـٰتٍۢ تَجْرِى تَحْتَهَا ٱلْأَنْهَـٰرُ خَـٰلِدِینَ فِیهَآ أَبَدًۭا ۚ ذَ‌ٰلِکَ ٱلْفَوْزُ ٱلْعَظِیمُ [التوبه:١٠٠]
    پیشگامان نخستین مهاجران و انصار، و کسانی که به نیکی روش آنان را در پیش گرفتند و راه ایشان را به خوبی پیمودند، خداوند از آنان خوشنود است و ایشان هم از خدا خوشنودند، و خداوند برای آنان بهشت را آماده ساخته است که در زیر (درختان و کاخهای) آن رودخانه‌ها جاری است و جاودانه در آنجا می‌مانند. این است پیروزی بزرگ و رستگاری سترگ. [[«السَّابِقُونَ»: پیشگامان. سبقت‌گیرندگان بر دیگران در ایمان و هجرت و نصرت. مراد مهاجرانی است که پیش از صلح حُدَیْبِیّه هجرت کردند و با جان و مال در راه خدا کوشیدند، و نیز انصاری است که در عقبه اوّل و دوم با پیغمبر بیعت کردند و یا این که هنگام قدوم پیغمبر به مدینه ایمان آوردند. «وَ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ ...»: مراد کسانی است که به دنبال این پیشگامان مهاجر و انصار ایمان آوردند و در اقوال و افعال، صادقانه از چنین پیشوایان پیش‌تاز پیروی کردند. تابعین و همه مؤمنانی که از کردار نیک و رفتار پسندیده مهاجران و انصار بزرگوار در تمام امکنه و اعصار تا آخر روزگار پیروی می‌کنند.]]
    مهدی جان خداوند وعده ی پیروزی بزرگ که بهشت باشه رو به چه کسانی داده؟ پیشگامان مهاجر و انصار. درسته؟ خوب مهدی عزیز این ابوبکر که با پیامبر همسفر بوده پیشگام در هجرت نیست؟ غیر منطقی حرف می زنم؟؟؟ خوب حالا برای مهر اثبات نهایی یک کلام دیگه از الله تعالی می آریم و شما رو با تفکر و تعقل آزادانه خود رها می کنیم:

    لَّقَدْ رَضِىَ ٱللَّهُ عَنِ ٱلْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبَایِعُونَکَ تَحْتَ ٱلشَّجَرَهِ فَعَلِمَ مَا فِى قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ ٱلسَّکِینَهَ عَلَیْهِمْ وَأَثَـٰبَهُمْ فَتْحًۭا قَرِیبًۭا [الفتح:١٨]
    خداوند از مؤمنان راضی گردید همان دم که در زیر درخت با تو بیعت کردند. خدا می‌دانست آنچه را که در درون دلهایشان (از صداقت و ایمان و اخلاص و وفاداری به اسلام) نهفته بود، لذا اطمینان خاطری به دلهایشان داد، و فتح نزدیکی را (گذشته از نعمت سرمدی آخرت) پاداششان کرد. [[«إِذْ»: آن دم. بدانگاه. «الشَّجَرَهِ»: مراد درخت بزرگ و گشنی است که در حدیبیه بود و مؤمنان در زیر سایه آن با پیغمبر تجدید بیعت کردند و این پیمان به سبب خوشنودی خدا از آن مؤمنان «بَیْعَهُالرِّضْوان» نام گرفت. «السَّکِینَهَ»: (نگا: آیه ۴). «أَثَابَهُمْ»: (نگا: آل‌عمران / ۱۵۳، مائده / ۸۵). «فَتْحاً قَرِیباً»: مراد صلح حدیبیه است که منشأ آزادی دعوت اسلام و فتوحات بیشمار گردید. برخی هم آن را فتح خیبر، و گروهی نیز فتح مکه می‌دانند.]]
    مهدی جان این آیه در مورد صلح حدیبیه نازل شده که خداوند رضایت خود را از کسانی که با پیامبر تا آخرین قطره خون خود بیعت کردند اعلان نموده (که یکی از آنها حضرت ابوبکر رضى الله عنه هست) مهدی جان می دونیم که علم الهی محدود به زمان و مکان نیست، او عالم به ما کان و ما یکون است ، گذشته حال و آینده برای ذات الله تعالی یکسان است یعنی از آینده ی ابوبکر با خبر بوده و به آن عالم است و با توجه به علم خویش در قرآن رضایت خود را از آنها تا قیامت ثبت کرده است و رضایت از آنها رو تا ابد با آیات خود مهر کرده است…

    دوست من بیا از قرآن حرف بزنیم و گرد قرآن جمع بشیم چون فقط قرآن هست که هر دو اطمینان داریم که ۱۰۰% درسته. غیر این هر چیزی باشه احتمال تحریف اون هست که اگه اون حرف ها خلاف کلام الله باشه ۱۰۰% دروغ هست (که الله دوستی ابوبکر با پیامبر، رستگاری بزرگ، بهشت، و رضایت خود از ابوبکر رو ثابت کرده). حالا مهدی عزیز شما بفرمایید کلام رب العالمین رو باور کنیم یا سایت ولی عصر؟

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۷ام, ۱۳۹۱ ۹:۴۶ ق.ظ:

    @Mikal, دوست عزیز و خوانندگان محترم لطفا به این موارد دقت کنید:
    ۱- پیامبر گرامی فرموده است:« من مات و لم یکن فی عنقه بیعه امام فقد مات میته جاهلیه»
    «هر کس بمیرد در حالی که با امامی بیعت نکرده باشد، مرگ او مرگ جاهلیت است».
    ۲- پیامبر در حق دختر خود فرموده است: «فاطمه سیده نساء أهل الجنه».
    و نیز فرموده است: «یا فاطمه إنّ الله یغضب لغضبک و یرضی لرضاک».
    ۳- ابن حجر در شرح صحیح بخاری نقل می کند «فاطمه بر ابی بکر خشم گرفت، و از او دوری جست تا آن که پس از شش روز از دنیا رفت، همسرش علی بر او نماز گزارد، و به ابی بکر خبر نداد.

    اکنون سؤال می شود دخت گرامی پیامبر که به حکم روایت بخاری بهترین زنان جهان بود، چرا با ابی بکر بیعت نکرد؟
    در پاسخ باید گفت:‌او طاهره مطهره است و هرگز بر خلاف فرمان رسول خدا عمل نکرده است.
    آن کس که با او بیعت نکرد، امام واقعی نبوده و چون زهرا بدون بیعت از جهان رفته است، قهراً بیعت امامی بر گردن او بود و او جز علی بن ابی طالب وصی رسول خدا کسی نیست

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۸ ق.ظ:

    اول اینکه ابومکر قبل از اسلام در جهالت به سر می برد و بت پرست بود. چگونه او را صدیق می نامید.
    ثانیا حضرت علی (ع) اولین کسی بود که اسلام آورد و ابوبکر جزو نفرات آخر بود.
    در شان حضرت علی (ع) همین بس که مولود کعبه بوده و در خانه حضرت پیامبر (ص) تعلیم و تربیت شده و مثل برادر آن حضرت می باشد.مثل حضرت هارون (ع) به حضرت موسی(ع)می باشد و بس.

    [پاسخ]

    فاطمه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۵۵ ب.ظ:

    من میخواستم به جناب mikalومهدی پیشنهاد خوندن کتاب فریاد سکوت رو بدم تو این کتاب یه شیعه اومده فقط بر اساس منابع اهل تسنن ثابت کرده که حضرت فاطمه چقدر از جناب ابوبکر ناراحت بودن و با همین ناراحتی هم از دنیا رفتن برادران محترم شما اول برید علمای خودتونو قانع کنین بعد به فکر اقنای شیعیان باشید راستی کتاب فریاد سکوت از محمد ساجدی نیا هس

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۲۶ ب.ظ:

    @فاطمه,
    میدونی اینا حرفشون چیه؟
    اینا فقط میخوان تاریخ رو زیر سوال ببرن. فقط میخوان بگن تمام این وقایع دروغه. اون وقت برای خودشون دلیل می تراشن. هدفشون چیه نمی دونم. ولی هرچی از ابو بکر و عمر میگی اونا از دولت و ولی فقیه و آزادی بیان و … میگن . فقط می پیچونن.

    محسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۶:۳۶ ق.ظ:

    اولا که قبل از اسلام کافر و جاهل بودن هیچ عیبی نیست و همه اعمال گناه ادم قبل از اسلام آوردنش پاک میشن و فرد نو مسلمان مثل نوزاد از گناه پاک میشه. دوما اطلاعات نداری برو دریافت کن و بدان که ابوبکر قبل از اسلام آوردن هم رفیق شفیق پیامبر و اولین فرد بوده که پیامبر خدا نبوتش را با او در میان گذاشته و ابوبکر نیز ایمان آورده. و ایمان حضرت علی هرچند که بسار محترم هست ولی به نظرم به اندازه یک انسان بالغ و سرد و گرم چشیده و موثر و قدرتمند مثل حضرت ابوبکر برابری نمیکنه و قابل قیاس نیست. سوما مولود کعبه بودن در اون زمان هیچ شرفی نبوده چون کعبه در زمان تولد حضرت علی بتخانه بود و حضرت علی فضایل کم نداشتند که شما بخواید از بتخانه هم فضیلت درست کنید! اگر حضرت علی به منزله هارون و موسی دلیلی بر جانشینی بود پس بدان که حضرت هارون قبل از حضرت موسی (ع) از دنیا رفتند که در مورد حضرت علی و پیامبر(ص) صدق نمیکنه!

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۹ ق.ظ:

    @محسن, رفیق شفیق حالا نه ولی خوب رفیق بودن شاید
    اگه ایمان ابوبکر اینقدر محکم بود که شما می گی احترام حرف پیامبر رو نگه می داشت در مورد حضرت علی و اهل بیتش
    از بتخانه فضیلت درست نمی کنیم . ما از کعبه خانه خدا صحبت کردیم شما پیچوندیش؛ و این خود شرفی بس بزرگه اگه بفهمی
    هارون جانشین موسی بود حالا عمرش قد نداد پس باید هر کی جانشین می شه اول بمیره؟ آخه وقتی پیغمبر می گه انت منی بمنزله هارون چرا بحث رو به بیراهه می کشونی؟ این یعنی تو جانشین منی والسلام
    حالا هی بیا سفسطه کن

    حامد پاسخ در تاريخ خرداد ۴ام, ۱۳۹۱ ۵:۱۰ ب.ظ:

    @محسن, اگر وجود مقدس امام محمد باقر(ع)و امام صادق (ع) نبود شما اهل سنت از چه کسی مذهب می گرفتین.
    خودتونم می دونید که رئیس مذهب اهل سنت از شاگردان این دو بزرگوار بودن.
    یه کمی به خودتون بیاید.
    امام کجا و شاگردان امام کجا!!!!!!!

    تا کی خودتونو با یه مشت روایت دروغ قانع می کنید.

    خداوند شما رو با عمر محشور کند.

    ای کاش بصیرت داشتیدو می دیدید جایگاه عمر را …

    alireza پاسخ در تاريخ خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۵:۵۸ ب.ظ:

    @محسن, تو هم مثل کسان که معجزات پیامبران را انکار کرده ویاآن راجادو می پنداشتند نباش اگه اونا به خاطر منافع مادی وحفظ ریاستشون این کار رو می کردند ولی به نظر نمی یاد تو دراین زمینه منافعی داشته باشی وازاین نظر خسرالدنیا والآخره خواهی شد(قل هل انبئکم بالاخسرین اعمالا الذین ضل سعیهم فی الحیات الدنیا وهم یحسبون انهم یحسنون صنعا) معجزه ی شکافتن دیوار کعبه و داخل شدن حضرت فاطمه بنت اسد مادر گرامی حضرت امیرالمومنین (ع) اکنون که هزارو چها رصد سال از زمان آن می گذرد در رکن یمانی قابل مشاهده است وطبق شواهد وهابیون هر سال که دیوار شکافته می شود آن را تعمیر میکنندتا کسی از این اعجاز آگاه نشوددلیل آنهم اینکه هر سال سنگهای آن قسمت تغییر می کند.

    alireza پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۷ ب.ظ:

    @محسن, معجزه ی شکافتن رکن یمانی وداخل شدن حضرت فاطمه بنت اسد از راه دیوار کعبه درحالی است که خداوند موقع به دنیا آمدن حضرت عیسی (ع) به حضرت مریم فرمان داد که از بیت المقدس خارج شود ولی حضرت علی (ع) چنان نزد خداوند ارزش دارد که باید در کعبه به دنیا بیاید تا همگان قدر ومنزلت والای او را بدانند وتو عمدا” این معجزه را کتمان می کنی مواظب باش به خاطر تعصب به بیراهه نروی (یریدون ان یطفئو نورالله بافواههم والله متم نوره ولو کره الکافرون)ومراقب باش تا مصداق این آیه ی شریفه قرار نگیری.

    سعید پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۱ ۷:۳۷ ب.ظ:

    @حامد, دوست عزیز سلام
    نه با جناب ابوبکر کاری دارم نه با حضرت امیر، روی سخنم با شماست که چرا به دنبال مسخره کردن و نام گذاری روی اشخاص هستید، مگر شما سوره حجرات را نخوانده اید
    چرا به جای نام جناب ابوبکر (یکی از بزرگترین دوستان و همراهرن حضرت پیامبر)، “ابو مکر” نوشته ای؟

    [پاسخ]

    دلاور پاسخ در تاريخ مهر ۶ام, ۱۳۹۱ ۱:۰۰ ب.ظ:

    @حامد, یکی از بی شرفان درتبصره های فوق گفته است که ابوبکر رض قبل از اسلام کافر بود وچرا به او لقب صدیق را میدهید تو اگر انسان باشی و خداشناس باشی باید بدانی که این لقب بر ابوبکر رض از طرف لسان نبوی ص داده شده وخود پیامبر خدا بریش این لقب را داده است ومسلمان باید ایمان داشته باشد که حرف را کی نبی ص از لسان خود کشیده ان وحی از طرف خداوند متعال است حالا قضاوت بدست شما که وحی خدا دردغ میدانید یا راست ولی ما شکر الحمد لله ایمان داریم که صدیقیت ابوبکر صدیق رض الله تعالی عزوجل عنه این لقب را از لسان نبوی گرفته است نی از لسان ماوشما

    [پاسخ]

    عمر پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۵۱ ق.ظ:

    ازعمر
    دوست عزیز به چه مینازی. به محمد؟به علی؟به فاطمه؟ به ابوبکر؟به عمر؟و……..
    اینان همه زیزسئوال هستندوبه مردم بدهکار چون:
    ۱-محمدبود که مردم بیچاره وبی نوارا به کشتن داد واکنون یارانش مردگان آزمان را تکفیر می کنند حتی حاضرنمی شوند حتی یک صلوات به روحشان بفرستند.اگرآن بیچاره هاپدران شمابودند چه می کردید؟
    ۲-این علی بود که درقبال این همه نامردمی ها ساکت ماند ونتوانست مقابله بکند ودرجنگ جمل وصفین هزاران نفررابه کشتن داد واکنون هیچ یک ازمسلمانان به آن همه کشته حاضرنیستند یک صلوات بفرستند
    ۳-مگراین عمرنبود که زنا زاده است چطورمحمد آمداورادرخدمت اسلام گرفت ویا چرا بازنازادگام دوست شد ودخترش رادر۹سالگی اش بافاصله سنی حداقل ۴۰سال به زنی گرفت آیا این بی انصافی نیست؟
    ۴- چرامحمدابوبکرراکه پرمکربودنشناخت وهمیشه بااوبودودرجنگها ازاو استفاده می کردآیابهره کشی جزوی ازاسلام است؟
    ۵-چرامحمد هیچ کس رانشاخت وچراآشکارا نگفت علی جانشین من است؟فقط یکسری حرف های گنگ زدورفت؟می دانمی چرا چون می ترسید ترسوترازاوکسی نبود.
    ۶-چرامحمد به عثمان بی کفایت دودخترنازش را داد؟می دانی چرا پیامبر علی را دوست می داشت؟بخاطر فاطمه؟نه عزیز بخاطر این که علی ازخانواده محترمش بود و می خواست دین سلطنتی به پا کند وموفق هم بود. زیرا الان هواداران او برهمه لعنت می فرستند بجز محمد وخانواده او؟
    ۷-راستی چرا پیامبر بازنا کاری همچون عایشه ازدواج کرد ؟چون برایش مهم نبود وفقط این مهم است که اونجاش خوب باشه تا کیف کنه.واقعا دوراندیش بود
    ۸-تنها عایشه نیست همه زنان محمدشما زناکارند بجز مادرفاطمه؟اون هم شانسکی کگیرش آمده وگرنه محمدبااین کارها چه کار؟
    ۹-گورپدرتاریخ هرکسی چیزی بگوید که مطابق خواست شما باشد درست است وگرنه اعتبارندارد!!!!!!!!!.حدیث آن درست است که تومی خواهی .!!!!!!تفسیرآن درست است که به مزاق شما خوش باشد!!!!!!
    ۱۰-راستی چرا محمد نتوانسته شگرادان خوبی تربیت کند ؟اگرهرسال ۱۰۰نفررامسلمان می کرد تا دم مرگش حداقل ۳۰۰۰تا میشد.چرا نشد؟
    ۱۱-راستی علی چه می کرد مگراووظیفه نداشت مردم رابه دین بطلبد؟چرا حتی یک نفررامسلمان نکرد .زمانی که عمرولدزنا مامردم ایران رامسلمان میکرد.اوتماشابه تماشا نشسته بود. چرا زمانی که ولد زنایی برزنان ودختران ما ایرانیان تجاوزمی کرد علی ساکت بود. بی انصاف شاید دختران گل ایرانی را به غنیمت می برد.
    ۱۲-درهرصورت نوش جانش علی نبرد کی ببرد.راستی میگن عثمان ولدزنا راعلی بدرک فرستاده وجنگ جمل وصفین به خاطر این بوده؟اگراین کارراکرده خوب کرده که باجناقش را کشته مگه باجناق قوم وخویش میشه؟
    وهزاران اگردیگر بقیه را بعدا می گم
    اما من حیران ازشما مسلمانان محمدیم . حتی به خودتان هم رحم نکردید.

    [پاسخ]

    navid پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱:۲۷ ب.ظ:

    @مجید, اقا مجید
    لطفا سند دقیق بده اینکه بگی تو فلان کتاب اومده دلیل خوبی نیست

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۲۲ ب.ظ:

    @navid, آدرس
    صحیح البخاری، ج ۳،‌ ص ۱۱۲۶، ح۲۹۲۶، باب فَرْضِ الْخُمُسِ

    [پاسخ]

    فاطمه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۳۱ ب.ظ:

    @navid, ابن قتییبه در کتاب الامامه و السیاسه مینویسد (پس از مجروح شدن حضرت زهرا علیه السلام) عمر به ابوبکر گفت بیا با هم به پیش فاطمه برویم زیرا ما او را غضبناک کردیم پس به راه افتادند و از فاطمه اذن ورود خواستند ولی او اجازه نداد به نزد علی رفته و با او سخن گفتند ( و او را واسطه قرار دادند) او انها را به داخل خانه اورد و چون نزد فاطمه نشستند ان حضرت صورتش را به طرف دیوار برگرداند و جواب سلام انان را نداد پس ابوبکر ای محبوب رسول خدا (صلی اله علیه و اله)! به خدا سوگند خویشاوندی رسول خدا نزد من دوست داشتنی تر از خویشاوندی خودم میباشد و من تو را از دخترم عایشه بیشتر دوست دارم روزی که پدرت وفات کرد دوست داشتم من هم میمردم تا بعد از او باقی نمانم ایا گمان میکنی من با اینکه تو را میشناسم و فضل و شرف تو را میدانم تو را از حق ومیراثت محروم میکنم؟ اما از پدرت رسول خدا صلی اله علیه و اله شنیدم که میگفت (ما ارث بجا نمیگذاریم و هر چه از ما باقی بماند صدقه است) در این هنگام فاطمه علیه السلام فرمود اگر حدیثی از رسول خدا برای شما نقل کنم ایا ان را تایید نموده و به ان عمل میکنید؟ گفتند اری! فرمود شما را به خدا سوگند میدهم ایا شما دو نفر از رسول خدا صلی اله علیه و اله نشنیدید که فرمود خشنودی فاطمه خشنودی من و ناراحتی او ناراحتی من است هرکس دخترم فاطمه را دوست بدارد و احترام کند مرا دوست داشته و احترام کرده است و هرکس فاطمه را به خشم اورد مرا به خشم اورده است؟ ان دو گفتند اری این حدیث را از پیامبر صلی اله علیه و اله شنیده ایم. حضرت صدیقه علیه السلام فرمود خدا و فرشتگان را شاهد میگیرم که شما دو نفر مرا اذیت و ناراحت کرده اید و در ملاقات با پدرم از شما دو نفر شکایت خواهم کرد به خدا قسم پس از هر نماز بر شما نفرین خواهم کرد

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۶:۴۴ ق.ظ:

    این حرف شما خود دلیلی بر ایمان محکم آنهاست چون از ناراحت کردن فاطمه ناراحت بودند و نمیخواستند خللی در ایمانشان وجد داشته باشد و امکان ندارد که اگر با این ایمان نزد فاطمه رفته باشند و راضیش نکرده و برگردند! و یا حضرت فاطمه انقدر سنگدل باشند که نبخشندشان و یا انقدر حریص به مال دنیا که بخواهند بخاطرش انقدر لعنت و نفرین بکنند. اگر فاطمه با این اوصاف بوده پس فضائلش از رأفت و مهربانی کجاست؟!!!

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۰ ق.ظ:

    @فاطمه, ببین چه کرده اند با پاره تن رسول الله(ص)
    در درستی عملکرد حضرت فاطمه(س) نمی توان شک کرد.(بر اساس گفته پیامبر و آیه تطهیر) پس اونا خیلی خراب بودن و حتی ارزش بخشش رو ولو ظاهری نداشتن.قرار نیست هرکسی هر کاری بکنه بعدش بره عذر خواهی؛ اون روز که می خواستن قدرت رو بدست بگیرن باید مراعات می کردن بعدش که واسه عوام فریبی نیاز به این کار داشتند. و البته شاید شاید شاید وجدانشون درد گرفته.

    حامد پاسخ در تاريخ خرداد ۴ام, ۱۳۹۱ ۵:۱۹ ب.ظ:

    @فاطمه, بزرگان اهل سنت وجود مقدس حضرت پیامبر(ص)و خاندان پاکشو درک کردن هدایت نشدن.
    شما انتظار نداشته باشید که با این حرفا به خودشون بیان.

    اینا که مذهبشونو هم از خاندان پاک عترت و طهارت گرفتن دیگه با هاشون مناظره به درد نمی خوره.
    اگه بهشون از کتب خودشون هم ثابت کنی باز بر می گردن سر خونه اول.
    حضرت امیرالمومنین علی (ع) محبتشو به یه همچین آدمایی نمیده که هدایت بشن. لیاقت میخواد محب اهل بیت(ع) شدن.

    قرآن میگه اینا اسلام آوردن نه ایمان.

    فاطمه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۳۵ ب.ظ:

    @navid, ابن قتییبه در کتاب الامامه و السیاسه مینویسد (پس از مجروح شدن حضرت زهرا علیه السلام) عمر به ابوبکر گفت بیا با هم به پیش فاطمه برویم زیرا ما او را غضبناک کردیم پس به راه افتادند و از فاطمه اذن ورود خواستند ولی او اجازه نداد به نزد علی رفته و با او سخن گفتند ( و او را واسطه قرار دادند) او انها را به داخل خانه اورد و چون نزد فاطمه نشستند ان حضرت صورتش را به طرف دیوار برگرداند و جواب سلام انان را نداد پس ابوبکر ای محبوب رسول خدا (صلی اله علیه و اله)! به خدا سوگند خویشاوندی رسول خدا نزد من دوست داشتنی تر از خویشاوندی خودم میباشد و من تو را از دخترم عایشه بیشتر دوست دارم روزی که پدرت وفات کرد دوست داشتم من هم میمردم تا بعد از او باقی نمانم ایا گمان میکنی من با اینکه تو را میشناسم و فضل و شرف تو را میدانم تو را از حق ومیراثت محروم میکنم؟ اما از پدرت رسول خدا صلی اله علیه و اله شنیدم که میگفت (ما ارث بجا نمیگذاریم و هر چه از ما باقی بماند صدقه است) در این هنگام فاطمه علیه السلام فرمود اگر حدیثی از رسول خدا برای شما نقل کنم ایا ان را تایید نموده و به ان عمل میکنید؟ گفتند اری! فرمود شما را به خدا سوگند میدهم ایا شما دو نفر از رسول خدا صلی اله علیه و اله نشنیدید که فرمود خشنودی فاطمه خشنودی من و ناراحتی او ناراحتی من است هرکس دخترم فاطمه را دوست بدارد و احترام کند مرا دوست داشته و احترام کرده است و هرکس فاطمه را به خشم اورد مرا به خشم اورده است؟ ان دو گفتند اری این حدیث را از پیامبر صلی اله علیه و اله شنیده ایم. حضرت صدیقه علیه السلام فرمود خدا و فرشتگان را شاهد میگیرم که شما دو نفر مرا اذیت و ناراحت کرده اید و در ملاقات با پدرم از شما دو نفر شکایت خواهم کرد به خدا قسم پس از هر نماز بر شما نفرین خواهم کرد . من نمیدونم ذیگه چطوری ادرس بدم که دقیق باشه فریاد سکوت از محمد ساجدی نیا.

    [پاسخ]

    فاطمه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۵ ب.ظ:

    @navid, یا مثلا صفدی در الوافی بالوفیات ج ۲ ص ۲۲۷ گفته عمر در روز بیعت به شکم فاطمه علیه السلام زد که منجر به سقط شدن محسن از شکمش شد. یا ابن حجر عسقلانی مینویسد عمر به فاطمه علیه السلام لگد زد که سبب سقط محسن گردید(منبع:ابن تیمیه حرانی در منهاج السنه النبویه ج ۸ ص ۲۹۱ یا ابوبکر خود در اخرین روزهای عمرش اعتراف میکند که دستور هجوم به خانه صدیقه طاهره علیه السلام را صادرکرده است تعدادی از علمای اهل سنت از جمله شمس الدین ذهبی محمد بن جریر طبری ابن قتیبه دینوری ابن عساکر و… مینویسند: عبد الرحمن بن عوف در بیماری ابوبکر بر او وارد شد و بر وی سلام کرد پس از گفت وگویی ابوبکر به او چنین گفت:من به چیزی تاسف نمیخورم مگر بر ۳ چیز که انجام دادم و۳ چیزی که انجام ندادم و ۳ چیزی که ای کاش از رسول خدا میپرسیدم… اما ان ۳ که دوست داشتم ترک میکردم یکی ان که دوست داشتم خانه فاطمه علیه السلام را هتک حرمت نمیکردم هر چند برای جنگ بسته شده شود… . این اعتراف حاکی از ان است که هتک حرمت به ساحت مقدس حضرت زهرا علیه السلام فراتر از حد تهدید بوده و هجوم به خانه حضرت عملی شده است (منابع:ذهبی ٰتاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر والاعلام ج ۱ ص ۳۸۵ وتاریخ طبری ج ۲ ص۳۵۳ و ابن قتیبه الامامه و السیاسه ج ۱ ص۳۱ و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه ج۲ ص۴۷ و متقی الهندی در کنز العمال ج ۵ص ۸۵۲) یا مثلا اینجا که مسعودی شافعی مینویسد:به سوی منزل (امیرالمومنین)رفته به او هجوم اورده و درب خانه او را اتش زدند و او را به زور از ان بیرون اوردند و سرور زنان را با در چنان فشار دادند که سبب سقط محسن گردید(منبع: مسعودی اثبات الوصیه) یا مثلا شهرستانی مینویسد: نظام گفته است که عمر در روز بیعت به شکم فاطمه علیه السلام ضربه زد که منجر به سقط شدن نوزاد وی از شکمش شد. و فریاد میزد این خانه را با هرکه در ان است به اتش بکشید. و در خانه به جز علی علیه السلام و فاطمه علیه السلام و حسن علیه السلام و حسین علیه السلام کسی نبود(عبدالکریم شهرستانی الملل و النحل ج۱ ص۱۵)

    [پاسخ]

    مهر پاسخ در تاريخ مهر ۵ام, ۱۳۹۱ ۲:۲۹ ب.ظ:

    @فاطمه,
    اگه بقال سر کوچه به یه خانم به هر دینی که میخاد باشه جسارت کنه جلوش می ایستم و من بعد آدم حسابش نمیکنم تا توبه کنه عذر خواهی کنه چه برسه به …
    مذهب توجیهات نباشیم
    پس یا کتابارو باید بسوزونید (اوه اوه چه کتابایی که فوق محکمند برای اهل سنت)
    یا بگید لجبازیه
    مثل طرفدارای قرمز آبی
    ((اینارو واسه تویی گفتم که با یه اشاره دلت روشن میشه نه اونایی که خدا گفته به دلاشون مهر میزنم))
    قوم پیامبر مثل موسی(ع)شد
    پیامبر فریاد کرد علی(ع) هارونه رفتن دنبال سامری
    تورو خدا چند تا آیه تو قرآن در رابطه با بنی اسراییل هست
    قرآن قصه که نمیگه
    همیشه زنده و تازه و به روزه
    تدبر تعقل تعمق میخاد
    موفقید اگه بخاید من با شما فرقی ندارم
    واسه هم دعا کنیم

    alex پاسخ در تاريخ مرداد ۲ام, ۱۳۹۱ ۴:۵۲ ب.ظ:

    ببینید من فقط میگم برای تمام سنی ها متاسفم وبس زیراکه خسره الدنیا وآخرتندخدا به همه رحم کنه

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۹:۵۷ ب.ظ:

    @مجید, آقا مجید شما چرا خود اهل سنتو نمی گید. الان امام زمان اهل سنت کیه.آیا امامشونو شناختن یا بر دین جاهلیت فوت شدن.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۰۴ ق.ظ:

    @حامد, داداشی اینا این حدیث رو ردش می کنن لابد
    و گرنه همه چیز روشنه
    انگشتت طلا

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۶:۵۰ ق.ظ:

    امام زمان اهل سنت قرآن. امامیست که مرگ نداره و همیشه حی و حاظر هست و هر وقت که خواستی میتونی بهش مراجعه کنی! نه میمیره و نه از ترس تو چاه میخوابه

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۴۴ ق.ظ:

    @محسن, پس نیاز به خود پیامبر هم نیست دیگه
    ببین اگه نمیدونی امام یک فرده یک انسان از جنس خود انسانها
    حالا تو قبول نداری مشکلی نیست. ولی مشکل ارتباط در زمان غیبت هم حل شده همون امام فکر اینجاش رو هم کرده شما نگران نباش

    alireza پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۴:۵۳ ب.ظ:

    @محسن, درست مثل این که بگی حالا که کتاب درسی داریم چه نیاز به معلم ؟

    alireza پاسخ در تاريخ خرداد ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۵:۲۱ ب.ظ:

    @محسن, ونه از ذست خائنان وپیمان شکنان زمانه سر در چاه کرده ومانند امیرالمومنین (ع) درددلش را باچاه میگه ولی این را بدان که همین قرآن در روز قیامت از کسانی که اورا مهجور گذاشته وبراساس دل خودشون تاویل کرده اند نزد خدا شکایت خواهد کرد (وقال الرسول یارب ان قومی اتخذوا هذاالقرآن مهجورا”)

    alireza پاسخ در تاريخ تیر ۷ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۷ ق.ظ:

    @محسن, قرآن نمی تونه هم کتاب هدایت باشه هم امام .
    امام الگوی عملی قرآن است رابطه ی امام وقرآن که پیامبر بزرگ اسلام (ص) از آ«ها به عنوان دو میراث گرانبها یاد می کند که از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر به پیامبر برگردند مانند رابطه ی کتاب درسی ومعلم است همان طور که دانش آموز بدون معلم قادر به آموختن کتاب نیست یا آن را کامل نمی آموزد ما هم بدون امام قادر به فهم قرآن نخواهیم بود زیرا قرآن آیات محکم ومتشابه دارد که علم آن نزد امام میباشد اهل سنت که قائل به امام معصوم نمی باشد دچار اشتباهات نابخشودنی در فهم قرآن شده اند برای مثال آن ها برای خداوند قائل به جسمانیت هستند که همین مورد کافی است که جزء مشرکان گردند زیرا اگر برای خداوند که موجودی بی نهایت ازلی وابدی وبی نیاز است وطبق فرموده ی خداوند (لیس کمثله شیء)و (لا یدرکه الابصاروهو یدرک الابصار)میباشد
    اهل سنت ازروی آیات متشابه قرآن که آیاتی مانند (یدالله فوق ایدیهم) می گویند خداوند دست و یا چشم دارد وما در قیامت می توانیم اورا ببینیم واین یعنی محدود کردن خدای بزرگ ومرکب دانستن او که شرک بوده وبه فرموده یخداوند گناه نابخشودنی است البته این به واسطه ی جهل می باشد وبرادران اهل سنت شاید به این مورد دقت نکرده اند اما اهل بیت (ع)که از جانب خدا برای هدایت ما برگزیده شده اند وددارای علم الهی می باشند به ما آموخته اند که منظور از یدالله قدرت خداست واین از آیات متشابه می باشدوهمچنین موارد دیگر.
    سوره ی آل عمران آیه ی ۷(هوالذی انزل علیک الکتاب منه آیات محکمات هن ام الکتاب واخر متشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاءتاویله وما یعلم تاویله الا الله والراسخون فی العلم یقولون ءامنا به کل من عند ربنا وما یذکر الا اولوالا لباب)او کسی است که کتاب را برتو فرو فرستاد ازآن آیات محکم که ام الکتاب است ودیگر آیات متشابه پس کسانی که در قلبهایشان بیماری وزیغ است از آیات متشابه پیروی می کنند آن هم برای این که آنها را تاویل کرده ودنبال فتنه هستند در حالی که تاویل این آیات را جز خدا واستواران در علم دین نمی دانند(همانها)که می گویند همه (محکم ومتشابه) از جانب پروردگار ماست وجز صاحبان خرد متذکر نمی شوند.
    البته علمای اهل سنت این آیه رانیز این طور فهمیده اندکه آیات متشابه را نیز فقط خدا می داند وادامه ی آیه راسخون در علم را ازآن جدا می داند که این دلیل هم قابل قبول نیست زیرا از حکمت خدا دور است که چیزی بگوید که معنای آن را فقط خودش بداند ودیگران را به فتنه بیاندازد وثانیا”بعد از آن راسخون در علم آمده اندکه به این معناست که تاویل متشابهات را فقط خدا می داند وراسخون در علم که آنها هم علم تاویل را از جانب خدا آموخته اندوگرنه باید می گفت مسلمانان که تسلیم امر خدا هستند ولی تاویل رانمی دانند.

    احمد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۷:۴۲ ب.ظ:

    فضائل ابوبکر در قرآن؟!!

    در قرآن در آیه ۴۰، سوره توبه می‌خوانیم:

    الاّ تَنْصُروُهُ فَقَدْ نَصَرهُ اللّهُ اِذْ اَخْرَجَهُ الَّذینَ کَفَروُا ثانِیَ اثْنَیْنِ اْذْ هُما فی الْغارِ اِذْ یَقُولُ لِصاحِبِهِ لاتَحْزَنْ اِنَّ اللّهَ مَعَنا فَاَنْزَلَ اللّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ وَ اَیَّدَهُ بِجُنُود لَمْ تَرَوْها …:
    اگر پیامبر‌ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ را یاری نکنید، خداوند او را یاری خواهد کرد (همان گونه که در سخت‌ترین ساعات، او را تنها نگذارد) آن هنگام که (در جریان هجرت) کافران او را (از مکّه) بیرون کردند، در حالی که دوّمین نفر بود (و یک نفر همراه او بیش نبود) درآن هنگام که آن دو، در غار بودند، و او به همسفر خود می‌گفت: غم مخور، خدا با ما است، در این موقع خداوند آرامش خود را بر او (پیامبر) فرستاد، و با لشگرهائی که آن‌ها را نمی‌دیدند او را تقویت نمود.
    علمای اهل تسنّن،‌این آیه را که از دلائل معروف فضائل ابوبکر می‌دانند،‌و ابوبکر را به عنوان یار غار خوانده، و برای تأیید خلافت او به آن تکیه می‌نمایند،‌ و شعرای آن‌ها با یادآوری همین عنوان، او را می‌ستایند، مثلاً سعدی می‌گوید:
    ای یار غار سیّد و صدّیق و راه‌بر
    مجموعه فضائل و گنجینه صفا
    مردان قدم به صحبت یاران نهاده‌اند
    لیکن نه هم‌چنان که تو در کام اژدها[۱]
    اکنون با توجّه به مطلب فوق به مناظره زیر که از شیخ مفید (ره) نقل شده توجّه کنید:
    علّامه طبرسی در کتاب احتجاج و کراجکی در کنزالفوائد، از شیخ ابوعلی‌ حسن‌بن‌محمّدرِقّی،نقل می‌کنند که شیخ مفید (ره) فرمود: شبی در خواب دیدم گویا به راهی می‌روم، ناگاه چشمم به جمعیّتی افتاد که به گرد مردی حلقه زده بودند، و آن مرد برای آن‌ها قصّه می‌گفت، پرسیدم آن مرد کیست؟، گفتند: عمربن خطّاب است.
    من نزد عمر رفتم دیدم مردی با او سخن می‌گوید، ولی من سخن آن‌ها را نمی‌فهمیدم، سخنانش را قطع کرده و به عمر گفتم: بگو دلیل بر برتری ابوبکر، در آیه غار (ثانی اثنین اذهما فی الغار …) چیست؟
    عمر گفت: شش نکته‌ای که در این آیه وجود دارد بیانگر فضیلت ابوبکر است.
    آنگاه آن شش نکته را چنین برشمرد:
    ۱ـ خداوند در قرآن (آیه ۴۰ توبه) از پیامبر ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ یاد کرده، و ابوبکر را دوّمین نفر قرار داده است (ثانِیَ اثْنَیْن(
    ۲ـ خداوند در آیه فوق، آن دو (پیامبر و ابوبکر) را در کنار هم، در یک مکان یاد کرده‌،‌ و این بیانگر پیوند آن دو است (اِذْ هُما فِی الْغارِ(
    ۳ـ خداوند در آیه مذکور، ابوبکر را به عنوان صاحب (رفیق) پیامبر ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ یاد نموده که حاکی از درجه بالای ابوبکر است (اِذْ یقول لِصاحِبِهِ(
    ۴ـ خداوند از مهربانی پیامبر ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ به ابوبکر خبر داده، آن‌جا که طبق آیه مذکور،‌ پیامبر به ابوبکر می‌گوید وَ لا تَحْزَنْ: غمگین نباش.
    ۵ـ پیامبرـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ به ابوبکر خبر داده که خداوند یاور هر دو ما به طور مساوی،‌ و مدافع ما است (اِنَّ اللّهَ مَعَنا (
    ۶ـ خداوند در این آیه از نازل شدن سکینه و آرامش به ابوبکر خبر داده‌است، زیرا پیامبرـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ همیشه دارای آرامش بود و نیازی به فرود آمدن آرامش نداشت (فَاَنْزَلَ اللّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ(
    این شش نکته از آیه مذکور، بیانگر برتری ابوبکر است، که برای تو و دیگران قدرت بر ردّ آن نیست.
    شیخ مفید (ره) می‌گوید: من به او گفتم: براستی حقّ رفاقت با ابوبکر را ادا کردی،‌ ولی من به یاری خدا به همه آن شش نکته پاسخ می‌دهم، مانند باد تندی که در روز طوفانی، خاکستری را می‌پراکند، و آن این است:
    ۱ـ‌‌‌‌‌‌‌ دومّین نفر قراردادن ابوبکر دلیل فضیلت او نیست زیرا مؤمن با مؤمن، و همچنین مؤمن با کافر، در یک‌جا قرار می‌گیرند، وقتی که انسان بخواهد یکی از آن‌ها را ذکر کند می‌‌گوید دوّمین آن دو (ثانی اثنین)
    ۲ـ ذکر پیامبر‌ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ و ابوبکر در کنار هم، نیز دلالتی بر فضیلت ابوبکر ندارد، زیراـ چنان‌که در دلیل نخست گفتیم ـ در یک‌جا جمع شدن، دلیل بر خوبی نیست، چه بسا مؤمن و کافر در یک‌جا‌ جمع می‌شوند، چنان‌که در مسجد پیامبر‌ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ که شرافتش از غار ثور بیشتر است، مؤمن و منافق و …می‌آمدند و در آن‌جا کنار هم اجتماع می‌کردند، از این رو در قرآن (آیه ۳۶ و ۳۷ معارج) می‌خوانیم:
    فَمالِ الَّذِینَّ کَفَروُا قِبَلَکَ مُهْطِعِینَ ـ عَنِ الْیَمِینِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِینَ:
    این کافران را چه می‌شود که با سرعت نزد تو می‌آیند، ‌از راست و چپ، گروه گروه.
    و هم‌چنین در کشتی نوح‌ـ علیه السّلام ـ،‌ هم پیغمبر بود و هم شیطان و حیوانات، پس اجتماع در یک مکان،‌ دلیل فضیلت نیست.
    ۳ـ امّا در مورد مصاحبت، این نیز دلیل فضیلت نیست، زیرا مصاحب به معنی همراه است، و چه بسا کافر با مؤمنی همراه باشد، چنان‌که خداوند در قرآن می‌فرماید:
    قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ یُحاوِرُهُ اَکَفَرْتَ بِالَّذِی خَلَقَکَ مِنْ تُرابٍ …:
    دوست (باایمان) او (ثروتمند مغرور و بی‌ایمان) که با او به گفتگو پرداخته بود، گفت: آیا به خدائی که تو را از خاک آفریده کافر شدی (کهف ـ ۳۷(
    ۴ـ امّا این‌‌که پیامبرـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ فرمود: لاتَحْزَنْ (محزون مباش) این دلیل خطای ابوبکر است نه دلیل فضیلت او،‌ زیرا حزن ابوبکر، یا اطاعت بود یا گناه، اگر اطاعت بود، پیامبرـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ از آن نهی نمی‌کرد، پس گناه، بود که پیامبر‌ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ فرمود: اِنَّ اللّه مَعَنا (خدا با ماست) دلیل آن نیست که منظور هر دو باشند، بلکه منظور شخص پیامبر‌ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ به تنهائی می‌باشد، و پیامبر از خودش تعبیر به جمع می‌کند،‌ چنان‌که خداوند در قرآن از خود با لفظ جمع یاد کرده و می‌فرماید:
    اِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ اِنّا لَهُ لَحافِظُونَ: ما ذکر (قرآن) را فروفرستادیم، و ما قطعاً آن را نگهبانیم (حجرـ۹)
    ۶ـ امّا این‌که گفتی سکینه و آرامش بر ابوبکر نازل شده، با ظاهر سیاق آیه،‌ مخالف است، زیرا سکینه بر آن کس نازل شد که طبق قسمت آخر آیه، لشکر نامرئی خدا به یاری او شتافت، که پیامبر‌ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ باشد، اگر بخواهی بگوئی هر دو (سکینه و یاری لشکر نامرئی) برای ابوبکر بود، باید پیامبر‌ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ را در این‌جا از نبوّت خارج سازی، پس سکینه بر پیامبرـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ فرود آمد، زیرا او در این مورد (در غار) تنها کسی بود که شایستگی آرامش داشت، ولی در قرآن در مورد دیگر که هر دو آمده است،‌چنان‌که در قرآن (آیه ۲۶ فتح) می‌خوانیم:
    فَاَنْزَل اللّهُ سَکِینَتَهُ عَلَی رَسُولِهِ وَ عَلَی الْمُؤمِنِینَ: خداوند آرامش خود را بر رسولش و بر مؤمنان فرو فرستاد. بنابراین اگر به این جمله (آیه غار) برای رفیقت استدلال نکنی بهتر است.
    شیخ مفید گوید: او (عمر) دیگر نتوانست، پاسخ مرا بدهد، و مردم از دورش پراکنده شدند، و من از خواب بیدار شدم.[۲]

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۳:۱۴ ب.ظ:

    @احمد, در مورد سوره توبه و آیه غار گفتی.
    از آنجایی که ابوبکر یکی از مشرکین می باشد و از او در سوره توبه یاد شده به همین خاطر در قرائت سوره توبه بسم الله الرحمن الرحیم گفتن حرام است.
    نباید در سوره توبه بسم الله گفت یکی از علت ها وجود ابوبکر در آیه غار می باشد چون ایمانی در کار نیست که با بسم الله شروع شود.
    این هم یک فضیلت ابوبکر

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۶:۵۷ ق.ظ:

    توهین کردن و فحاشی خودش دلیل بی دلیلیه. اگه چیزی تو چنته داشتین کار شبانه روزیتون این نبود که به مرده ها و کسایی که دستشون از دنیا کوتاه است فحش بدین. بعضی مرده ها رو فحششون میدین، بعضیارو خدا میکنید و ازشون حاجت میطلبید و شفا میخواهید! معلوم هست چه تونه شما؟!!!

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۹:۵۸ ب.ظ:

    @محسن, ما شیعیان فقط به قرآن عمل می کنیم .
    قرآن در سوره مائده آیه ۳۵ می فرماید:

    ای کسانی که ایمان آورده اید از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید و وسیله ای برای تقرب به او بجوئید و در راه او جهاد کنید باشد که رستگار شوید.

    این شمائید که قرآن رو می خونید ولی ازش فقط یه آیه غار می بینید و بس.

    حامد پاسخ در تاريخ خرداد ۴ام, ۱۳۹۱ ۵:۲۶ ب.ظ:

    @محسن, پس شما خودتون هم اعتراف کردین که خلفای شما مردن.
    و شهادت نصیبشون نشده.
    و دستشون هم از دنیا کوتاهه.

    ولی امامان ما شهید شدند و قرآن می گه به مردهاتون نگید مرده. بلکه آنها زنده هستند و در نزد خداوند روزی می خورند.

    مهر پاسخ در تاريخ مهر ۵ام, ۱۳۹۱ ۲:۱۵ ب.ظ:

    @محسن,
    داداش اولائک احیاهم و یرزقون عندالله(آیه صحیحش یادم نیست)در باره شهدا میگه
    گفتم دلت روشن شه فردا پیش خدا عمرا بلبل زبونی بشه کرد

    احمد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۴:۴۳ ب.ظ:

    یکی از مسائلی که جماعت مخالفین بر شیعیان حیدر صفدر سلام الله علیها وارد می کنند این است که چرا شیعیان صحابه و عایشه را تکفیر می کنند ، و می گویند که در قرآن آیات زیادی در شأن صحابه نازل شده است مثلا آیه ۱۰۰ سوره توبه و ۶ احزاب که آیه ۱۰۰ توبه درباره انصاری می باشد که زیر درخت حدیبیه با رسول خدا بیعت کردند و پیمان شکنی نکردند و ۶ احزاب که می گوید همسران پیامبر مادران مومنان هستند. در این جا از معتبرترین کتب خود جماعت اهل تسنن برای شما ثابت کنیم که به اعتراف خود عایشه هیچ آیه ای در قرآن در شأن او و پدرش ابوبکر و خاندان آنها نازل نشده است جز آیه ی عذر عایشه یا همان آیه ی افک.

    این مطلب در کتاب صحیح بخاری – چاپ المطبعه الامیریه – جلد ۶ – کتاب التفسیر – باب تفسیر سوره احقاف – صفحه ۱۳۳ موجود می باشد.

    ترجمه حدیث : از یوسف بن ماهک نقل شده است که معاویه بن أبى سفیان، مروان را به حکومت حجاز منصوب کرده بود، مروان خطبه خواند و در آن از یزید بن معاویه نام برد تا براى حکومت بعد از پدرش از مردم بیعت بگیرد. عبد الرّحمن بن أبى بکر چیزى گفت، مروان گفت: او را بگیرید. عبد الرّحمن وارد خانه ی عایشه شد و آن‌ها نتوانستند او را دستگیر کنند. مروان گفت: او کسى است که خداوند این آیه را درباره او نازل کرده است: و آن کس که به پدر و مادر خود گوید:اف بر شما، آیا به من وعده مى‏دهید که زنده خواهم شد تا اخر ایه. عایشه از پشت پرده گفت: هیچ چیزى از قرآن را خداوند درباره ی ما خاندان نازل نکرده است؛ مگر این که خداوند،عذر مرا نازل کرده است. ( اشاره به آیه ی افک )

    نتیجه : ۱ ـ با این اعتراف عایشه ثابت شد که هیچ آیه ای در شأن او و خاندان آنها در قرآن موجود نیست.

    ۲ ـ با این اعتراف ثابت شد که عایشه ام المومنین نمی باشد و ابوبکر نیز از آیه ۱۰۰ سوره توبه مجزا می شود.

    ۳ ـ به اعتراف خود عایشه خداوند آیه عذر او ( افک ) را در قرآن نازل کرده است که به ماریه ی قبطیه یکی از همسران پیامبر تهمت زنا زده بود.

    ۴ ـ آیا با این اعتراف ، جماعت اهل تسنن باز هم می گویند در قرآن در شأن ابوبکر و عایشه و خاندانش آیه وجود دارد؟

    جماعت اهل تسنن لطفا عادلانه و عاقلانه قضاوت کنید

    [پاسخ]

    احمد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۴:۵۱ ب.ظ:

    از بزرگترین مشکلات اساسی اهل سنت و وهابیون این است که هیچگاه نخواسته اند بپندارند که تحریفات واقعی و عظیمی در مکتبشان رخ داده است. یکی از این مشکلات و معضلات دروغی است که در مورد یار غار پیامبر به خورد اهل سنت داده اند، تا جاییکه اهل تشیع نیز آن را باور کرده اند.
    اعتقاد اهل تسنن در این است که در زمان هجرت به همراه پیامبر(ص)، کسی نبود جز ابوبکر.
    اما در کتب خود اهل سنت هم چنین چیزی بیان نشده و آن را رد کرده اند. به همین دلیل نگاهی می اندازیم به کتب اهل سنت در این باره:

    درکتاب البدایه و النهایه جلد ۳ صفحه ۱۷۶ آمده است که ابن بکر یا بطور کاملتر عبدالله بن بکر بن اریقط راهنما و همراه پیامبر بوده که به همراه حضرت رسول(ص) به سمت مدینه در حرکت بودند. شاید برخی بگویند که نفر سوم ابوبکر بوده است. اما باید بدانند که قرآن همان دو نفر را اعلام نموده است. در آیه ۴۰ سوره توبه اشاره شده است که دو تن در غار حاضر بوده اند و پیامبر به همراه خود گفته که نترس که خداوند با ماست. بنابراین نمی توانسته ابوبکر هم به همراه پیامبر باشد.
    از سویی دیگر شما در هیچ کجا نخواهید دید که ابوبکر به این فضیلت اعتراف کند و بگوید که وی همراه پیامبر در غار قرار داشته است. کما اینکه وی در سقیفه به کمتر از این اشاره کرده است و گفته: «نحن عشیره رسول اللّه و اوسط العرب أنسابا و لیست قبیله من قبائل العرب الا و لقریش فیها ولاده». شما می توانید این مطلب را به وضوح در کتاب البدایه و النهایه جلد ۶ صفحه ۲۰۵ مشاهده کنید.
    باز هم می توان مدارک و دلایل دیگری را نیز در کتب اهل سنت دید. مثلاً در کتاب لسان المیزان جلد ۵ صفحه ۱۱۵ عسقلانی گفته است که از تابعین کسانی بوده اند که منکر ارتباط داشتن آیه غار با ابوبکر بوده اند. مانند ابوجعفر مؤمن طاق.
    از مهمترین مدارک که می توان به آن اشاره کرد، سخن عائشه دختر ابوبکر است که در کتب صحیح بخاری جلد ۶ صفحه ۴۲ و تاریخ ابن اثیر جلد ۳ صفحه ۱۹۹ و البدایه و النهایه جلد ۸ صفحه ۹۶ و همچنین در الاغانی جلد ۱۶ صفحه ۹۰ به آن اشاره کرد این است که عائشه گفته است که هیچ آیه ای در وصف ما نازل نشده است.
    از سویی دیگر در صحیح بخاری جلد ۱ صفحه ۱۲۸ و کتاب الاذان جلد ۴ صفحه ۲۴۰ و کتاب الاحکام باب إستقضاء الموالی و استعمالهم، سنن البیهق جلد ۳ صفحه ۸۹ و فتح الباری جلد ۱۳ صفحه ۱۷۹ و جلد ۷ صفحات ۲۶۱ و ۳۰۷ اشاره می کند که ابوبکر در هنگام رسیدن پیامبر از سفر مکه به مدینه ـ زمان هجرت ـ در مدینه از وی استقبال کرده و در نماز جماعت گروه اول مهاجرین هم شرکت کرده است. این یعنی اینکه وی نمی توانسته همزمان در دو جا، یعنی هم در سفر همراه پیامبر باشد و هم اینکه در مدینه در نماز جماعت شرکت کرده باشد.
    البته موارد دیگری هم وجود دارد که می توان به این دو مورد نیز اشاره کرد: اول اینکه در کتاب البدایه و النهایه جلد ۶ صفحه ۲۰۵ اظهار شده است که اصلاً پیامبر در غار تنها بوده و نیز در کتاب فتوح البدان جلد ۱ صفحه ۶۴ آمده که قیافه شناسی که همراه مشرکین بوده است، فقط جای پای پیامبر را تشخیص داده که این موضوع از سوی یحیی بن معین در کتاب تهذییب الکمال جلد ۲۹ صفحه ۲۶ قابل قبول دانسته شده است.
    با این تفاسیر متوجه می شویم که حقیقت این است که اصلاً ابوبکر در غار همراه پیامبر نبوده و این دروغی بیش نیست که ابوبکر را در غار گذارده اند و گفته اند که پایش را مار گزیده است و او بخاطر پیامبر فریاد نزده است. باید بدانیم که تمام این دروغها بخاطر این است که برای ابوبکر فضیلت بتراشند و او را با مولای متقیان علی(ع) برابر کنند. در حالیکه کتبشان اعتراف می کند که این فضیلت هم از آن ابوبکر نبوده است.
    به هر حال چه بخواهیم و چه نخواهیم و به هر دیدی نگاه کنیم، ابوبکر یار غار پیامبر نیست!

    [پاسخ]

    احمد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۴:۵۴ ب.ظ:

    این که ابوبکر در غار همراه با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بوده است ، مطلبی است که اثبات نشده و پذیرفتنی نیست. من از شما هفت سوال می پرسم . اگر پاسخ دادید و مرا قانع کردید می پذیرم که شخصی که همراه با پیامبر بوده ، همان ابوبکر است.

    سوال اول: یک مورد را از تاریخ یا یک حدیث معتبر نقل کنید که در آن پیامبر فرموده باشد که ابوبکر با من درون غار بوده است.

    سوال دوم: یک مورد را از تاریخ یا یک حدیث معتبر نقل کنید که ابی بکر در طول حیاتش گفته باشد که من با پیامبر به غار رفته ام و از خاطرات همراهی با پیامبر در غار گفته باشد.

    سوال سوم : یک مورد را از تاریخ یا یک حدیث معتبر نقل کنید که فرزندان ابی بکر گفته باشند که پدر ما با پیامبر درون غار رفته است.

    سوال چهارم: یک مورد را از تاریخ یا یک حدیث معتبر نقل کنید که کفار و مشرکین مکه به همراهی ابوبکر با پیامبر اعتراف کرده باشند.
    به خصوص آنکه بلاذری در کتاب خودش روایت صحیحی را نقل کرده است که:
    (( ابو کرز قیافه شناس که تعقیب کنندگان را تا غار رسانده است آثار رد پای پیامبر را در جلوی غار مشاهده کرده ولی او و عبدالعزی فرزند ابوبکر اثر قدم ابوبکر را در نزدیکی غار ندیده اند. )) . این روایت را راوندی هم تایید کرده است. ر. ک : فتوح البلدان ج ۱ ص ۶۴٫

    سوال پنجم : بر اساس روایات زیر که در صحیح بخاری آمده است ، ابوبکر با عمر هجرت کرده بود. چگونه می شود هم زمان با پیامبر هم هجرت کرده و یار درون غار پیامبر باشد؟
    (( ابوبکر و عمر و سالم غلام ابی حذیفه وابوسلمه و زید وعامربن ربیعه ازمکه به مدینه مهاجرت کردند و در راه نماز جماعت را به امامت سالم خواندند.))
    متن حدیث اول:
    (( حدثنا عثمان بن صالح: حدثنا عبدالله بن وهب: اخبرنی ابن جریج: ان نافعآ اخبره: ان ابن عمر رضی الله عنهما اخبره قال:
    کان سالم مولی ابی حذیفه یوم المهاجرین الاولین و اصحاب النبی(ص) فی مسجد قبا، فیهم ابوبکروعمر و ابو سلمه و زید و عامر بن ربیعه. ))
    ترجمه: (( سالم غلام ابی حذیفه – روزی که مهاجرین هجرت کردند – و اصحاب پیامبر در مسجد قبا بودند که در میان آن ها ابی بکر و عمر و ابوسلمه و زید و عامر بن ربیعه بود. )) . صحیح بخاری رقم ۷۱۷۵ باب (( استقضائ الموالی و استعمالهم )).

    متن حدیث دوم:
    (( حدثنا: ابراهیم بن المنذر قال: حدثنا انس بن عیاض، عن عبید الله، عن نافع، عن ابن عمر قال: لما قدم المهاجرین الاولون العصبه- موضع بقبا- قبل مقدم رسول الله (ص) کان یومهم سالم مولی ابی حذیفه، وکان اکثرهم قرآنآ ))
    ترجمه: (( هنگامی که اولین مهاجرین رسیدند به عصبه – موضعی در مسجد قبا – قبل از آن که رسول خدا بیایند سالم غلام ابی حذیفه ( بر اصحاب ) امام شد چرا که او از همه بیشتر قرآن را بلد بود. )) . صحیح بخاری رقم ۶۹۲٫

    توضیح:
    حدیث ۶۹۲ و حدیث ۷۱۷۵:
    ۱-هر دو از نافع از ابن عمر هستند.
    ۲-هر دو اشاره به امامت سالم غلام ابی حذیفه دارند.
    ۳-هر دو در یک مسجد و آن هم مسجد قبا هستند.
    ۴-مامومین هم در هر دو حدیث که به سالم اقتدا کرده اند مهاجرین اولین را دارند که ابوبکر هم
    ( طبق حدیث ۷۱۷۵ ) در میان آن هاست.
    نتیجه:
    حدیث ۷۱۷۵ مکمل حدیث ۶۹۲ است. که نام تعداد بیشتری از افراد را ذکرکرده است و هرگز به بعد از هجرت ارتباط ندارد. و به راستی چگونه بعد از هجرت سالم امام مهاجرین و اصحاب در مسجد قبا باشد در حالی که پیامبر آنجاست. از این دو حدیث فهمیده می شود که ابن عمر اولی را زمانی بیان کرده که هنوز مسجد قبا ساخته نشده و در آن لفظ موضع بقبا را بیان کرده است. و حدیث دوم را زمانی بیان کرده که مسجد را ساخته بودند و او هم گفته در همین جا یعنی (( فی مسجد قبا )) آن نماز جماعت اتفاق افتاده است.
    خوب با وجود این با نقد روایات فوق ، اثبات بفرمایید که صحیح بخاری صحیح نگفته و ابوبکر همراه پیامبر به غار رفته بوده است.

    سوال ششم: چرا عایشه که ام المومنین اهل سنت و فرزند ابوبکر است در شان نزول آیه ۴۰ سوره توبه یعنی همین آیه اذ هما فی الغار می گوید‌:
    ((هرگز در مورد ما ( خانواده ) قرآنی نازل نشده است. ))
    ۱-بخاری ج ۶ ص ۴۲ چاپ دارالفکر بیروت.
    ۲- تاریخ ابن اثیر ج ۳ ص ۱۹۹٫
    ۳-البدایه و النهایه ج ۸ ص ۹۶٫
    اگر منظور عایشه از (( ما )) ، او و پیامبر و . . . باشد که حرفش غلط است. زیرا خدا در قرآن پیامبرش را ستوده است. و آیه هایی نازل کرده است.
    اگر منظور عایشه به عنوان یکی از همسران پیامبر گفته باشد که باز غلط است چرا که خدا در قرآن گروه همسران را مورد خطاب قرار داده است. و آیه هایی برای آن ها نازل کرده است. چه به صورت دستوری و یا هر نوع دیگر.
    پس معلوم می شود که منظور عایشه از (( ما )) خانواده اش ( ابوبکر و . . . ) است و آن هم از حالت گفتار پیداست که منظورش این است که در شان و منزلت آن ها آیه ای نازل نشده نه در مورد مطاعنشان. چرا که این عبارت را در مسجد و جلوی همه اصحاب بیان کرده و هیچ کس هم انکار نکرده است.
    با وجود این حدیث آشکار از عایشه چگونه ثابت می کنید که آیه مزبور در مورد ابوبکر است . مستندی معتبر بر آن بیاورید.

    سوال هفتم: پسر ابی بکر جزء تعقیب کنندگان پیامبر بود و در خانه ابی بکر همراه ابی بکر بود:
    عبد الرحمان پسر ابوبکر که عبد العزی هم نامیده می شد یک فرد کافر معاند و محارب اسلام بود. (تاریخ ابن عساکر ج ۱۳ ص ۲۸۰) و در آن روزها که مرد بالغی بود یکی از مشرکین بود که پیامبر خدا را تعقیب می کرد. حتی در جنگ بدر هم در صفوف کافران بود. او هم جزء تعقیب کنندگان پیامبر بود و در خانه ابوبکر هم زندگی می کرد. مختصرتاریخ دمشق ابن منظور ترجمه عبدالرحمان ابن ابی بکر و نیز اسد الغابه شرح حال همین عبدالرحمان.
    سوال: طبق داستان تحریفی غار که اهل سنت می گویند پیامبر آن روز به خانه ابوبکر رفته و با او وعده گذاشته است، چگونه با وجود عبدالرحمان (عبد العزی) که محارب و دشمن پیامبر بود ، چنین قضیه ای امکان دارد؟

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۰ ب.ظ:

    @احمد ای ول داری،
    همان آیه قران« (آن یار غار)کفایت سوالات و ابهامات شما را می کند.البته اگر طالب حق باشید!

    احمد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۷:۵۵ ب.ظ:

    آیات تبری از اولی و دومی در قرآن کریم (قسمت اول)

    قبل از ورود به بحث توجه شما را به روایتی زیبا جلب می نماییم:

    اصبغ بن نباته از امیرالمومنین علیه السلام نقل میکند که حضرت فرمودند: قرآن در چهار بخش نازل شده است, یک چهارم در رابطه با ماست, یک چهارم در رابطه با دشمنان ما. یک چهارم در رابطه با حلال و حرام و یک چهارم دیگر در واجبات و احکام. (۱)

    ۱) “مغضوب علیهم” و “ضالین” چه کسانی هستند ؟

    غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لا الضَّالِّین‏ (فاتحه/۷) ابن ابی عمیر از ابن اذینه از امام صادق علیه السلام نقل میکند که آن حضرت در مورد آیه شریفه فرمودند: “المغضوب علیهم” ناصبیان و “ضالین” شک کنندگانی هستند که معرفت به امام علیه السلام ندارند (و در گمراهی و ضلالت افتاده اند) (۲)

    ۲) اهل خدعه و نیرنگ با خداوند چه کسانی هستند ؟

    وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِینَ یُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ ما یَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما یَشْعُرُون‏ (بقره/۸ و ۹)

    یعنی: در میان مردم کسانى هستند که مى‏گویند به خدا و روز رستاخیز ایمان آورده‏ایم در حالى که ایمان ندارند. مى‏خواهند خدا و مؤمنان را فریب بدهند (ولى) جز خودشان را فریب نمى‏دهند (اما) نمى‏فهمند.

    الف) حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام در تفسیر آیه فوق فرموده اند:

    روز غدیر پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله به امر خداوند امیرالمومنین علیه السلام را به خلافت نصب نموده به دومی (عمر) گفتند با امیرالمومنین علیه السلام بیعت کن. فلانی و فلانی (عمر و ابابکر) و هفت تن دیگر از منافقین و روسای مهاجر و انصار با آن حضرت بیعت کردند. دومی (عمر) گفت: یا علی! خلافت و ولایت بر تو مبارک باد, صبح کردم در حالیکه می بینم مولای من و مولای تمام مومنین می باشی, و پیامبراکرم صلی الله علیه و اله این بیعت و عهد را بر آنان محکم گردانید. سپس آنها مخفیانه با رفقای خود بنا گذاشتند که بعد از پیغمبر نگذارند امیرالمومنین علیه السلام بر منصب خلافت باقی بماند و حق او را غصب کنند.

    ولی همین که به حضور پیامبر می رسیدند می گفتند: ای رسول خدا ص محبوبترین و نزدیکترین اشخاص نزد خداوند را بر ما ولایت و خلافت بخشیدی. علی علیه السلام برای دفع ستمکاران از لحاظ سیاست و دین از ما شایسته تر و مردی لایق مقام خلافت می باشد.

    و خداوند می دانست که آنها آنچه در دل دارند غیر از آن است که بر زبان می آورند و بر دشمنی خود با امیرالمومنین علیه السلام باقی هستند, از این رو خداوند از عقاید باطنی آنها پیامبرش را با خبر ساخت و فرمود: ای رسول ما! بعضی از مردم میگویند ما به امر خداوند درباره نصب امیرالمومنین علیه السلام به خلافت ایمان داریم اما آنها دروغ می گویند و ایمان ندارند و بر هلاکت شما و هلاکت علی علیه السلام با هم متحد شده اند و اشخاص متمردی هستند و طغیان و فساد زیادی خواهند نمود.

    سپس حضرت فرمودند: پس از آن که خداوند پیامبر را از نفاق و توطئه منافقین با خبر ساخت آنها حضور پیامبر ص شرفیاب شده و قسم دروغ خوردند, و پیامبر ص آنها را سرزنش و ملامت نمود.

    اولی (ابوبکر) گفت: ای رسول خدا! به خدا قسم هیچ چیز در نظرم لذت بخش تر و بهتر از بیعت با علی علیه السلام نبوده و امیدوارم بر اثر این بیعت خداوند درهای بهشت را به رویم بازکند و مرا از ساکنین بهشت گرداند.

    دومی (عمر) گفت: ای رسول خدا ص! من عملی که شایسته بهشت رفتن باشد ندارم جز همین بیعت با علی علیه السلام به خدا قسم هرگز خیال نکرده و خوش ندارم که نقض بیعت نمایم. و اگر جواهراتی به اندازه ما بین زمین و آسمان به من بدهند که این بیعت را بشکنم قبول نخواهم کرد.

    سومی (عثمان) گفت: ای رسول خدا ص ! من از بیعت به حدی مسرور و خوشحالم که تصور آن نشود. و یقین دارم اگر گناه انس و جن را نموده باشم خداوند به سبب این بیعت تمام گناهان مرا آمرزیده است. و رفقای دیگر آنها هم مانند این سخنان راگفتند وقسم خوردند. و اینجا بود که خداوند این آیه (بقره/۹) را نازل فرمود: یُخادِعُونَ اللَّهَ… (۳)

    ب) ابن بابویه در کتاب توحید صدوق به سند خود از سعد بن صدقه بن زیاد روایت کرده: از امام صادق علیه السلام سئوال نمودم که در روز قیامت وسیله نجات از آتش جهنم چیست؟ فرمودند: خدعه نکردن با خدا. زیرا هرکه با خداوند خدعه کند, خدا نیز با او خدعه نموده و ایمان را از دل او ببرد و چنین کسی در حقیقت با خویش خدعه نموده است.

    راوی گوید: به محضر امام علیه السلام عرض کردم: غرض از خدعه کردن با خدا چیست؟

    فرمودند: در ظاهر اوامر خدا را قبول نموده ولی در باطن معتقد نبوده و ایمان نداشته باشد و یا آن که به ظاهر اوامر را اجرا نموده ولکن برای غیر خدا باشد. از ریا کردن بپرهیزید که این عمل شریک قرار دادن برای خداست. در روز قیامت شخص ریاکار را به چهار نام می خوانند و صدا می زنند: ای کافر! ای فاجر! ای حیله گر! و ای زیانکار! اعمال و عباداتت از بین رفت. پاداش خود را از کسی که برایش عبادت نموده ای بخواه. (۴)

    ۳) “فی قلوبهم مرض” چه کسانی هستند ؟

    فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ بِما کانُوا یَکْذِبُون‏

    یعنی: در دلهاى آنها یک نوع بیمارى و مرض است، خداوند بر بیمارى آنها مى‏افزاید و عذاب دردناکى به خاطر دروغهایى که مى‏گویند در انتظار آنهاست. (بقره/۱۰)

    حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند: منافقین بر اثر معجزاتِ مشاده کرده از حضرت رسول صلی الله علیه و اله نه تنها ایمان نیاوردند بلکه بر مرض دلهای مریضشان افزوده شد, و بواسطه نقض عهد خداوند و شکستن بیعت با امیرالمومنین علیه السلام به امراض قلبیشان افزوده شد و درباره ولایت امیرالمومنین علیه السلام به حیرت افتادند و به خاطر تکذیب امر خداوند و آنکه به دروغ مدعی بودند که ما بر بیعت خود استوار و پایدار هستیم بر کیفر شدید و عذابی سخت دچار خواهند شد. (۵)

    ۴) “مفسدین فی الارض” چه کسانی هستند ؟

    وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ * أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لکِنْ لا یَشْعُرُونَ * وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا کَما آمَنَ النَّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ کَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لکِنْ لا یَعْلَمُونَ * وَ إِذا لَقُوا الَّذِینَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى‏ شَیاطِینِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَکُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ * اللَّهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ یَمُدُّهُمْ فِی طُغْیانِهِمْ یَعْمَهُونَ * أُولئِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوُا الضَّلالَهَ بِالْهُدى‏ فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما کانُوا مُهْتَدِینَ

    یعنی: و هنگامى که به آنها گفته شود، در زمین فساد نکنید مى‏گویند ما فقط اصلاح کننده‏ایم. آگاه باشید اینها همان مفسدانند ولى نمى‏فهمند. و هنگامى که به آنها گفته شود، همانند (سایر) مردم ایمان بیاورید مى‏گویند: آیا همچون سفیهان ایمان بیاوریم؟ بدانید اینها همان سفیهانند ولى نمى‏دانند. و هنگامى که افراد با ایمان را ملاقات مى‏کنند مى‏گویند ما ایمان آورده‏ایم، (ولى) هنگامى که با شیاطین خود خلوت مى‏کنند مى‏گویند با شمائیم ما (آنها) را مسخره مى‏کنیم. خداوند آنها را استهزاء مى‏کند، و آنها را در طغیانشان نگه مى‏دارد تا سرگردان شوند. آنها کسانى هستند که هدایت را با گمراهى معاوضه کرده‏اند و (این) تجارت براى آنها سودى نداده، و هدایت نیافته‏اند. (بقره/۱۱تا۱۶)

    الف) در تفسیر برهان از حضرت امام باقر علیه السلام روایت کرده اند که فرمودند: این آیات در حق فلانی و فلانی و فلانی (ابابکر و عمر و عثمان) نازل شده که در ظاهر ایمان داشته و تسلیم ولایت امیرالمومنین علیه السلام بوده و چون در خلوت به دشمنان آن حضرت می رسیدند می گفتند: با شما همراه و هم مسلک هستیم و علی بن ابیطالب علیه السلام را استهزاء می کنیم. پس خداوند فرمود ما کیفر و سزای این عمل منافقین و استهزاء به امیرالمومنین علیه السلام را در عالم آخرت خواهیم داد.

    ب) حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند: وقتی به منافقین گفته می شد روی زمین فساد نکنید و با اظهار نقض بیعت خود به اشخاص ضعیف و سست عقیده رخنه در دین آنها نکنید جواب می دادند ما از اصلاح طلبان هستیم زیرا به دین و مذهب اعتقاد نداریم و در دین متحیریم و به دین محمد صلی الله علیه و اله و اسلام در ظاهر راضی هستیم و در باطن بر طبق دلخواه خود عمل کرده و از بندگی و فرمانبرداری, خود را رهانده ایم. آنگاه خداوند فرمود: ای منافقین! بدانید و آگاه باشید که شما در حقیقت از مفسدین روی زمین هستید و خداوند شما را به پیامبرش معرفی کرده و به خوبی شناسانده و به مسلمانان حقیقی (شیعیان مرتضی علی ع) امر فرموده که بر شما لعنت نمایند.

    و نیز امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند: هر وقت به منافقین بگویند شما هم مانند سلمان و مقداد و ابوذر و عمار که در نصب خلافت امیرالمومنین علیه السلام و اطاعت از اوامر خدا و رسول, ایمان آورده اند ایمان بیاورید به هم مسلکان خود بگویند: آیا ما هم مانند سلمان و مقداد و ابوذر و عمار سفیهانه ایمان بیاوریم؟ چرا که منافقین از دریچه چشم دل تسلیم شدن مومنین را به اوامر خدا و رسول مشاهده ننموده و به ولایت امیرالمومنین علیه السلام و دوستی ذریه گرامی آن حضرت, تن نداده و آن حضرت را ترک نموده و محبت یهود و نصاری را در دل خود جای دادند که دشمن خدا و رسول بودند و در ظاهر از آنها تبری جسته و در باطن به یهود و نصاری پیوسته اند.

    همچنین امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند: اما مسخره نمودن آنها در دنیا همین است که آنها در دنیا به صورت ظاهری اسلام را پذیرفته اند تا احکام اسلام درباره آنها اجرا شود, اما در مقابل مسخره نمودن خداوند نسبت به آنها در دنیا امر به لعنت کردن آنها است تا تفاوت مسلمانیِ منافق گونه با مسلمانانِ حقیقی و خالص مشخص گردد و استهزاء در آخرت آنها از سوی خداوند به این است که جایگاه مومنین در بهشت به آنها نشان داده شود و جایگاه این گروه نیز به مومنین در بهشت نشان داده می شود. (۶)

    ۵) آنان که غیر خدا را به خدایی گیرند

    وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ

    یعنی: بعضى از مردم معبودهایى غیر از خداوند، براى خود انتخاب مى‏کنند، و آنها را همچون خدا دوست مى‏دارند. (بقره/۱۶۵)

    جابر می گوید: از امام صادق علیه السلام در رابطه با تفسیر این آیه شریفه سوال نمودم حضرت فرمودند: آن گروه, محبین فلان و فلان و فلان (ابابکر و عمر و عثمان) هستند که آنان را پیشوای خود قرار داده اند بدون آنکه پیشوای خود را کسی قرار دهند که خدای متعال او را به عنوان امام برای مردم قرار داده است. (۷)

    ۶) سختی و آسانی (عُسر و یُسر) چیست ؟

    یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَ لا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْر

    یعنی: خداوند برای شما آسانی را میخواهد و برای شما حرج و سختی را اراده نمی کند. (بقره/۱۸۵)

    امام باقر علیه السلام در تفسیر این آیه شریفه فرمودند: الیسر امیرالمومنین علیه السلام و العسر فلان و فلان. یعنی: آسانی امیرالمومنین علیه السلام است وحرج و سختی فلانی و فلانی (عمر و ابابکر) هستند. (۸)

    ۷) گامهای شیطان در ولایت عمر و ابابکر

    یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّهً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطان‏

    یعنی: اى کسانى که ایمان آورده‏اید! همگى در صلح و آشتى در آیید! و از گامهاى شیطان، پیروى نکنید. (بقره/۲۰۸)

    ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السلام بعد از قرائت این آیه شریفه فرمودند: آیا می دانی “سلم” چیست؟ عرض کردم: شما داناترید. فرمودند: ولایه علی و الائمه الاوصیاء من بعده. یعنی ولایت امیرالمومنین علیه السلام و امامان جانشین بعد از اوست. سپس فرمودند: و خطوات الشیطان و الله ولایه فلان و فلان. یعنی و گامهای شیطان به خدا قسم ولایت فلانی و فلانی (عمر وابابکر) را قبول کردن است. (۹)

    ۸) خروج از نور به سوی ظلمت و از ظلمت به سوی نور

    اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمات‏ ِ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُون‏

    یعنی: خداوند، ولى و سرپرست کسانى است که ایمان آورده‏اند، آنها را از ظلمتها، به سوى نور بیرون مى‏برد. (اما) کسانى که کافر شدند، اولیاى آنها طاغوتها هستند، که آنها را از نور، به سوى ظلمتها بیرون مى‏برند. آنها اهل آتش‏اند و همیشه در آن خواهند ماند. (بقره/۲۵۷)

    الف) عبدالله بن ابی یعفور گوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم: من با مردمانی همنشینی دارم که جای شگفتی و تعجب است که با وجود آن که موالی و پیرو شما نیستند و پیرو فلانی و فلانی (عمر و ابابکر) هستند اما مردمانی امانتدار و صادق و باوفا هستند و بالعکس (بعضا) اقوامی که پیرو شما هستند دارای امانتداری و صداقت و وفا نیستند.

    ابن ابی یعفور گوید: امام صادق علیه السلام مستقیم نشستند و همانند فرد غضبناک به من روی نموده و فرمودند: کسی که معتقد باشد به ولایت امام جائر و ظالمی که از سوی خدا نیست, دین ندارد و بر کسی که به امامت عادلی که از سوی خداست ایمان آورده ملامتی نیست.

    ابن ابی یعفور گوید: (با تعجب) عرض کردم آنها (مخالفان) دارای دین نیستند و بر اینها (شیعیان) و موالیان هیچ ملامت و شدتی نیست؟ حضرت فرمودند: بله آنها دینی ندارند و بر اینها (شیعیان) ملامتی نیست.

    سپس فرمودند: آیا سخن خداوند را نشنیده ای: “خداوند یار کسانی است که ایمان آوردند و آنها را از تاریکی ها به سوی روشنایی سوق دهد” ؟ در حقیقت آنها را از تاریکی گناهان بیرون آورده و به سوی نورِ توبه و آمرزش هدایت می کند و این بخاطر ولایت شما نسبت به هر یک از امام عادلی است که از سوی خداوند برگزیده شده اند و خداوند فرموده است: “اما کسانی که کافر شدند اولیاء آنها طاغوت می باشد که آنها را از نور به سوی ظلمتها می برند.”

    ابن ابی یعفور می گوید: گفتم: مگر این نیست که خداوند از این آیه کفار را اراده کرده است آنجا که فرموده است: والذین کفروا..؟

    گوید امام علیه السلام فرمودند: چه نوری برای کافر است؟ هنگامی که کفر ورزیده تا اینکه از نور بیرون برده شود به سوی تاریکی ها, و همانا خدای متعال در این آیه کسانی را اراده فرموده که در نور اسلام بوده اند, پس وقتی که پیرو و موالی هر امام جائر و ظالمی شدند که از سوی خدا نبود, به واسطه این ولایت (نسبت به ائمه جور) از نور اسلام به سوی تاریکی های کفر خارج شدند و خدای تبارک و تعالی برای آنها آتش جهنم را همراه با کفار واجب گردانید و سپس این آیه را تلاوت فرمودند: أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُون‏ یعنی آنها اهل آتش‏اند و همیشه در آن خواهند ماند. (۱۰)

    ب) این نکته از آیه مبارکه:

    أَوْ کَظُلُماتٍ فِی بَحْرٍ لُجِّیٍّ یَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْض‏. یعنی: یا همچون ظلماتى است در یک دریاى پهناور، که موج آن را پوشانیده، و بر فراز آن موج دیگرى است، و بر فراز آن ابرى تاریک، ظلمتهایى است یکى بر فراز دیگر. (نور/۴۰)

    استفاده می شود که در مقدمه تفسیر برهان از صالح بن سهل همدانی روایت شده است که امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه شریفه فرمودند: ظلمات, فلانی و فلانی (عمر و ابابکر) است. و ” فِی بَحْرٍ لُجِّیٍّ یَغْشاهُ مَوْجٌ, یک دریاى پهناور، که موج آن را پوشانیده” یعنی سومی (عثمان) و ” مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ, بر فراز آن موج دیگرى است” یعنی طلحه و زبیر و ” ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْض, ظلمتهایى است یکى بر فراز دیگر.” یعنی معاویه و یزید و فتنه های بنی امیه.

    ج) در تفسیر آیه ” یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ, آنها را از ظلمتها، به سوى نور بیرون مى‏برد” در تفسیر عیاشی از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند: نور, آل محمد صلی الله علیه و اله است. و ظلمات, دشمنان آنان می باشند.

    د) در کتاب المناقب از ابن عباس در تفسیر آیه ” وَ ما یَسْتَوِی الْأَعْمى‏ وَ الْبَصِیرُ وَ لا الظُّلُماتُ وَ لا النُّور, نابینا و بینا هرگز مساوى نیستند.و نه ظلمتها و روشنایى!” (فاطر/۱۹) نقل کرده اند که ظلمات, اولی (ابوبکر) است و نور, امیرالمومنین علیه السلام است.

    ه) در مقدمه تفسیر برهان ص۳۱۵ از تفسیر قمی درباره آیه ” ِ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِه‏, و براى شما نورى قرار دهد که با آن راه بروید.” (حدید/۲۸) و آیه ” وَ مَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُور , و کسى که خدا نورى براى او قرار نداده، نورى براى او نیست!” (نور/۴۰) از امام صادق علیه السلام چنین نقل شده: پس نیست برای او امامی در روز قیامت که حرکت کند و از نور آن امام روشنی گیرد.

    و) و درباره آیه ” ِ یَسْعى‏ نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدِیهِم‏ ْ وَ بِأَیْمانِهِم‏, نورشان پیش رو و در سمت راستشان به سرعت حرکت مى‏کند”(حدید/۱۲) فرموده اند: در روز قیامت نور, ائمه معصومین علیهم السلام هستند که نور ایشان پیش روی و سمت راست ایشان بتابد تا اینکه آنها را داخل بهشت کنند.

    ز) و در تفسیر عیاشی درباره آیه ” ْ وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبِینا, و نور واضحى بسوى شما فرستادیم.” (نساء/۱۷۴) امام صادق علیه السلام فرمودند: نور مبین, نورِ امیرالمومنین علی علیه السلام است.

    ۹) جبت و طاغوت چه کسانی هستند ؟

    أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْکِتابِ یُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوت‏

    یعنی: آیا ندیدى کسانى را که بهره‏اى از کتاب دارند (با این حال) به جبت و طاغوت ایمان مى‏آورند. (نساء/۵۲)

    در تفسیر عیاشی ج۱ ص۲۴۶ از امام باقر علیه السلام نقل می کند که منظور از جبت و طاغوت, فلانی و فلانی (عمر و ابابکر) است.

    ۱۰) خداوند می داند آنها چه در دل داشتند

    أُولئِکَ الَّذِینَ یَعْلَمُ اللَّهُ ما فِی قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ عِظْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ فِی أَنْفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِیغا
    یعنی: آنها کسانى هستند که خدا آنچه را در دل دارند مى‏داند. پس (ای رسول) از ایشان روی گردان و آنها را موعظه کن و با گفته ای رسا سیرتشان را گوشزدشان کن.(نساء/۶۳)

    عبدالله نحّاس گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که در مورد این آیه شریفه فرمودند: به خدا قسم مقصود فلانی و فلانی (ابابکر و عمر) هستند.

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۷:۰۳ ق.ظ:

    خاک عالم بر سرت با این تفسیرات بیمار گونه ات. نتیجه چنین افکار و تفاسیر و فتواهاست که اینگونه مسلمانان را به جان هم انداختید.

    [پاسخ]

    اهل سنت واقعی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۳:۱۷ ب.ظ:

    درکتاب البدایه و النهایه جلد ۳ صفحه ۱۷۶آمده است که ابن بکر یا بطور کاملتر عبدالله بن بکر بن اریقط راهنما وهمراه پیامبر بوده که به همراه حضرت رسول(ص) به سمت مدینه در حرکت بودند.شاید برخی بگویند که نفر سوم ابوبکر بوده است. اما باید بدانند که قرآنهمان دو نفر را اعلام نموده است. در آیه ۴۰ سوره توبه اشارهشده است که دو تن در غار حاضر بوده اند و پیامبر به همراه خود گفته کهنترس که خداوند با ماست. بنابراین نمی توانسته ابوبکر هم به همراه پیامبرباشد.
    از سویی دیگر شما در هیچ کجا نخواهید دید که ابوبکر به این فضیلتاعتراف کند و بگوید که وی همراه پیامبر در غار قرار داشته است. کما اینکهوی در سقیفه به کمتر از این اشاره کرده است و گفته: «نحن عشیره رسول اللّه و اوسط العرب أنسابا و لیست قبیله من قبائل العرب الا و لقریش فیها ولاده». شما می توانید این مطلب را به وضوح در کتاب البدایه و النهایه جلد ۶ صفحه ۲۰۵ مشاهده کنید.
    باز هم می توان مدارک و دلایل دیگری را نیز در کتب اهل سنت دید. مثلاً در کتاب لسان المیزان جلد ۵ صفحه ۱۱۵ عسقلانی گفته است که از تابعین کسانی بوده اند که منکر ارتباط داشتن آیه غار با ابوبکر بوده اند. مانند ابوجعفر مؤمن طاق.
    ازمهمترین مدارک که می توان به آن اشاره کرد، سخن عائشه دختر ابوبکر است کهدر کتب صحیح بخاری جلد ۶ صفحه ۴۲ و تاریخ ابن اثیر جلد ۳ صفحه ۱۹۹ والبدایه و النهایه جلد ۸ صفحه ۹۶ و همچنین در الاغانی جلد ۱۶ صفحه ۹۰ بهآن اشاره کرد این است که عائشه گفته است که هیچ آیه ای در وصف ما نازلنشده است.
    از سویی دیگر در صحیحبخاری جلد ۱ صفحه ۱۲۸ و کتاب الاذان جلد ۴ صفحه ۲۴۰ و کتاب الاحکام بابإستقضاء الموالی و استعمالهم، سنن البیهق جلد ۳ صفحه ۸۹ و فتح الباری جلد۱۳ صفحه ۱۷۹ و جلد ۷ صفحات ۲۶۱ و ۳۰۷ اشاره می کند که ابوبکر درهنگام رسیدن پیامبر از سفر مکه به مدینه ـ زمان هجرت ـ در مدینه از ویاستقبال کرده و در نماز جماعت گروه اول مهاجرین هم شرکت کرده است. اینیعنی اینکه وی نمی توانسته همزمان در دو جا، یعنی هم در سفر همراه پیامبرباشد و هم اینکه در مدینه در نماز جماعت شرکت کرده باشد.
    البته موارد دیگری هم وجود دارد که می توان به این دو مورد نیز اشاره کرد: اول اینکه در کتاب البدایه و النهایه جلد ۶ صفحه ۲۰۵ اظهارشده است که اصلاً پیامبر در غار تنها بوده و نیز در کتاب فتوح البدان جلد۱ صفحه ۶۴ آمده که قیافه شناسی که همراه مشرکین بوده است، فقط جای پایپیامبر را تشخیص داده که این موضوع از سوی یحیی بن معین در کتاب تهذییب الکمال جلد ۲۹ صفحه ۲۶ قابل قبول دانسته شده است.
    بااین تفاسیر متوجه می شویم که حقیقت این است که اصلاً ابوبکر در غار همراهپیامبر نبوده و این دروغی بیش نیست که ابوبکر را در غار گذارده اند و گفتهاند که پایش را مار گزیده است و او بخاطر پیامبر فریاد نزده است. بایدبدانیم که تمام این دروغها بخاطر این است که برای ابوبکر فضیلت بتراشند واو را با مولای متقیان علی(ع) برابر کنند. در حالیکه کتبشان اعتراف می کندکه این فضیلت هم از آن ابوبکر نبوده است.
    به هر حال چه بخواهیم و چه نخواهیم و به هر دیدی نگاه کنیم، ابوبکر یار غار پیامبر نیست!

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۱ ۸:۳۰ ب.ظ:

    @Mikal, سلام دوست عزیز
    با تشکر از توضیح کاملتون، من یک سوال دارم؟
    خلفا هم فرشته نبودند و مانند انسان های دیگر ممکن است اشتباه کرده باشند ولی انتظارات از آن ها بالاست و من پاسخ مناسبی برای بعضی از آن ها ندارم:
    ۱- چرا جناب ابوبکر (رضی الله عنه) در سقیفه بنی ساعده منتظر حضرت علی (کرم الله وجهه) و جناب ابن عباس (که مشغول به خاکسپاری حضرت پیامبر (ص) بودند) نشدند تا با حضور ایشان جلسه شورا را تشکیل دهند؟
    ۲- با اینکه در اسلام به عطوفت و مهربانی بسیار توصیه شده، اما جناب عمر (رضی) در امر خلافت بسیار سخت گیر بودند تا جاییکه حتی با موحدین اهل کتاب مشکل پیدا کردند و حضرت علی (کرم) با ایشون بر سر این موضوع بسیار بحث می نمودند؟
    ۳-چرا جناب عثمان (رضی) بعضی از سنن حضرت پیامبر و خلفا را عوض نمودند و بعضی از بنی امیه را که خصومتشان با اسلام و بنی هاشم و پیامبر و خاندان ایشان (صلو) معلوم است، برگردانده و به آن ها پست و مقام دادند؟ در عوض جناب ابوذر (رضی) را که صحابی بزرگ پیامبر اکرم بودند و از رفتار جناب معاویه اعتراض داشتند، نا عادلانه به صحرا تبعید نمودند؟
    ۴- اگر حضرت علی (ع) با کشور گشایی و جنگ آوری افراطی مسلمانان (که هرآینه خلاف تعلیمات قرآن کریم و سنت حضرت مصطفی است) مخالف بودند، ولی پسر بزرگوارشون، حضرت حسن (ع) رو به همراهی سپاه جنگ می فرستادند، و اگر موافق بودند چرا خودشون در جنگ حضور نمی یافتند؟

    یک سوال هم در مورد جناب معاویه: چرا ایشان به مفاد صلح نامه امام حسن (ع) وفادار نماندند و خلف وعده نمودند؟

    [پاسخ]

    گلبهار پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۹:۱۷ ب.ظ:

    سلام. همه میدونن که پیامبر دینی رو که با زحمت و تلاش بنیان نهاده و کلی دردسر توش بوده و ایشون مصائب زیادی رو متحمل شدن الکی رها نمیکنن. همه میدونن که پیامبر همیشه می فرمودند که من در میان شما دو امانت گرانبها به جا می گذارم کتاب الله و عترتم مدامی که از آنها تمسک جوید گمراه نخواهید شد. حادثه غدیر خم الکی نبوده پیامبر هم الکی کلی انتظار نمیکشیدن که افراد رفته برگردن افراد نرسیده برسن تا بالای اون همه زین بره و بگه ملت علی دوست منه و حالا همه بدونین. آخه همه میدونن ایشون دوست و همراه پیامبرن داماد پیامبرن و در دامان پیامبر بزرگ شدن. حتی اگر جناب ابوبکر خیلی هم با پیامبر دوست باشن از حضرت علی به ایشون نزدیکتر نبودن. پیامبر ابوبکر رو به عنوان جانشین کجا معرفی کردن؟؟؟؟؟؟ مدام می فرمودن کتاب الله و عترتی. پس از حضرت علی کسی داناتر انتخاب شده تر نبوده. و البته بهتره به جون هم نیفتین. ملت یهود و آمریکا دارن شما رو به جون هم میندازن تا اهداف خودشون رو پیش ببرن. پس کمتر دعوا کنین. کتاب و آنگاه هدایت شدم رو بخونین که اون بنده خدای مصری چطور شیعه شد.

    [پاسخ]

    عبدالرووف خطیبی پاسخ در تاريخ مهر ۱۵ام, ۱۳۹۱ ۶:۵۰ ب.ظ:

    @Mikal, ابوبکر یار ورفیق محمد ص است و محمد ص در گزینش رفیق خود هرگز اشتبا نمی کندبخصوص که این رفاقت مدتهای مدیدی دوام نمود.
    علی رض نیز برادر ویار محمد ص بود ما هردو رااحترام وعزت میداریم.و خداوند آنانی را که در راه پیشرفت وترقی اسلام جان بازی نموده اند بیامورزد.

    [پاسخ]

    ghj پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۱ ب.ظ:

    سلام
    اولا آیه اول که فرمودید:،‌برخی این جور تحلیل کرده اند که ابوبکر اول می خواست پیامبر رو تحویل مشرکین بده(یعنی از طرف اونها اومده بود ولی در ظاهر با پیامبر بود و در باطن با اونها) ولی پیامبر وقتی او رو دیدند، با خودشون بردند که فتنه به پا نکنه
    قضیه ترسش هم که خیلی افتضاح هست، کسی که به خدا اعتقاد داشته باشد،‌از هیچی نمی ترسد و اولیاء‌الله هیچگاه محزون و نگران نمی شوند. و ترس ابابکر به خاطر جان خودش بود و گرنه وقتی خود پیامبر از جان خود نگران نیستند، معنی ندارد دیگری برایشان نگران باشد. اگر واقعا برای آن حضرت نگران بودند، باید دلداری می دادند نه این که خود نگران می شد.
    در آیه بعدی هم رضی فعل ماضی هست و معنای ظاهرش این است که خداوند راضی شده اما این که رضایتش باقی بماند، بستگی دارد که بیعتشان با پیامبر برقرار بماند و همیشه تحت فرمان آن حضرت باشند.
    لذا این استدلالات خیلی چنگی به دل نمی زنه

    [پاسخ]

    وحید پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۶ ب.ظ:

    @مهدی, بسم الله
    برای من بسیار عجیب است که بعضی ها دارند درمورد اینکه مردمی در یک کشور دیگر آن هم ۱۴۰۰سال پیش برای خود خلیفه ای انتخاب کرده اند و حالا در قرن بیست یکم ما داریم بر سر انتخاب آنها بر سر همدیگر میزنیم اما بگذریم اگر واقع بین نگاه کنیم میمینیم انخابشون هم درست بوده فقط کافیه یکم مطالعهی بدون غرض انجام بدیم.البته بهتره کتابهایتاریخ دانان غیر مسلمان را بخوانیم که درگیر مسائل مذهبی نیستن.دوران حکومت ابوبکر وعمر قابل مقایسه با حکومت علی نیست .فقط کافیه کارنامه ی این افراد را مقایسه کنیم .حضرت علی در مقابل این دو تن ضعف مدیریتی داشته .حکومت فردی مثل عمر سراسر ثبات و فتوحات وموفقیت های چشم گیر بوده و عدل خود را هم به صورت عملی پیاده کرده و فقط به تئوری پردازی اکتفا نکرده .هم وطنان فقط کافیه تصور کنید علی اولین خلیفه میشد آیا میتوانست اوضاع را مثل ابوبکر مدیریت کند قطعا نه و شاید اسلام همان وقت یک شکست نظامی میخورد و نابود میشد.کمی فکر کردن خوبه در ضمن ما ملتی با فرهنگ غنی هستیم نباید اعمال نا شایستی مثل لعنت فرستادن و فحش دادن را به این و ان انجام دهیم . خدا نگهدار

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ خرداد ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۵:۲۹ ب.ظ:

    @وحید, بهتره بدونی که نهال فتنه ازاول به دست چه کسانی کاشته شد که در زمان خلافت حضرت امیرالمومنین (ع) به بار نشست ومیوه ی آن هم شد زیاده خواهان پیمان شکن جمل وقدرت طلبان اموی وجاهلان نهروان که خواب را از چشمان مبارک مولا علی (ع) ربودند و هر روز بافتنه ای جدید به مبارزه با حق برخاستند همان طور که پدرانشان همین معامله را آن هم به صورتی دیگر با پیامبر بزرگوار اسلام (ص) کردند.

    [پاسخ]

    سامی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۳:۵۳ ق.ظ:

    @وحید,
    واقعا داری در حق امام علی که خدا اونو به عنوان جانشین معرفی کرده ظلم میکنی میدونی من حقو بهت میدم که داری اینجوری میگی چون از قبل خلفای شما حق امام رو خوردند
    السلام علیک یا علی ابن ابیطالب…

    [پاسخ]

    گلبهار پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۹:۱۸ ب.ظ:

    احمق

    [پاسخ]

    عبدالرووف خطیبی پاسخ در تاريخ مهر ۱۵ام, ۱۳۹۱ ۶:۵۵ ب.ظ:

    @وحید,
    نظر شما عالی بود

    [پاسخ]

    ghj پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۷ ب.ظ:

    @وحید,
    خوبه که تاریخ رو شما هم مطالعه کنید
    جنگ های رده رو بخوانید که خلیفه اول و دوم شما، معترضین و کسانی که با این دو تن بیعت نکرده بودند رو از دم تیغ گذرانیدند
    ثانیا : حضرت علی در همان اول خلیفه نشدند که بتوانید بگویید ضعف مدیریتی داشتند، بعد از بیست و پنج سال که خلفای سه گانه هر گونه ظلم و فسادی کرده و مملکت اسلامی رو به تباهی کشاندند،‌ بیست و پنح سال دیگر لازم بود که این خراب کاری ها جبران بشه
    قضاوت های حضرت علی (علیه السلام) رو بخوانید ببینید کی مدیریتش غلط و با اشتباه بوده،‌ داستان جنگ های رده رو بخوانید،
    تعصب باعث شده که شما خراب کاری های خلفای سه گانه رو مدیریت صحیح بدانید. همان مدیریتی که الان بعد از هزار و چهارصد سال اسلام و کشورهای اسلامی رو به این وضعیت فجیع کشونده
    بحث بر این نیست که یک واقعه صرفا تاریخی رو زیر و رو کنیم ، بحث این هست که یک واقعه در صدر اسلام، آثار ناگوارش تا امروز هم هست و خلف آن ها همین صدام ها و قذافی ها و بن علی های امروز هستند . تعصب رو کنار بگذارید و چشمتون رو باز کنید.

    [پاسخ]

  2. علیرضا روشنی گفته است :
  3. مستانه گفته است :

    آقا مهدی درود بر تو
    من مثل دانشجوی آزاد فکر ایرانی که با کسی به قول عوام گفتنی وهابی های سنی هم اتاق هستم و با سوالات خودش من را وادار کرد به مطالعه کتاب خدا بدون غرض و در نهایت توانستم به لطف خداوند منان راه راست را بیابم از توی عزیز یک سوال دارم:
    با وجود اینکه خداوند در قرآن خود را و مکان خود را به ما معرفی می کند که در همه جا هست و از رگ گردن به بندگانش نزدیک است و از بندگانش خواسته که فقط او را پرستش کنند و فقط از او یاری جویند و بخوانندش تا اجابت کندمان و و و. چه نیازیست که بندگان را رابط بپنداریم بین خود و خدا در حالی که لزومی ندارد بین خود و ربت که از خودت به تو نزدیکتر است در حالی که نه آنها می توانند به تو نفعی و ضرری برسانند و نه خداوند چنین امری را مجاز دانسته بلکه بلعکس آنرا شرک معرفی نموده است، رابط قرار دهی؟ آیا به حقیقت معنی ایاک نعبد و ایاک نستعین که حداقل در شبانه روز ۱۷ بار در نمازها می خوانی چیست؟ نه این است که خدایا تنها تو را عبادت و بندگی می کنیم و تنها از تو یاری می جوییم؟؟؟؟؟؟؟ اگر چنینی باشد استعانت و کمک خواهی از غیر الله آنهم از مردگان چه اسای دارد؟ نه اینکه اعمال مشرکین ماقبل بعثت رسول گرامی اسلام همانند تعمال امروز امثالکم می باشد؟
    پس از خداوند منان قادر مالک یوم الدین بترس و از شرک به توحید راستین اسلامی بیا و شهادتین راستین را بر زبان جاری کن و اسلام بیاور چون زمان اندک است و عمر گذرا و قیامت سخت و عذاب قبر سخت تر و عذاب جهنم سخت ترین
    ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء.
    همانا خداوند کسانی را که برای غیر خدا شریک قرار دهند نمی بخشد و غیرهم را هرآنکس هرآنچه انجام دهد اگر بخواهد خواهد بخشید.

    [پاسخ]

    ترکمن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۳ ق.ظ:

    آفرین مستانه خانوم خوشحالم که میبینم آدمای روشن فکر و خدا دوستی هنوزم بین شیعه ها هستن!

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۴ ب.ظ:

    باید خدمت شما عرض شود که خود خلیفه دوم عمر بارها به رسول خدا (ص) متوسل می شدند.
    شما که قرآن رو خوندید لابد اون قسمت رو هم خوندین که خداوند فرموده:
    ای کسانی که ایمان آورده اید از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید و وسیله ای برای تقرب به او بجوئید و در راه او جهاد کنید. باشد که رستگار شوید.
    سوره مائده – آیه ۳۵

    اگه به این آیه قانع نمیشید می تونم بیشتر راهنمایی تون بکنم از همون کتب اهل سنت.

    قضاوتش با خودتون ولی مطالعه خودتونو زیاد کنید در این مورد.چون شوخی بردار نیست. قضیه ی دنیا و آخرته

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۷:۰۹ ق.ظ:

    توسل به رسول خدا که جای خود دارد بلکه به هیچ انسان زنده و مومنی ایراد ندارد ولی وقتی از دنیا رفت دستش از دنیا کوتاست و به حساب خودش رسیدگی میشه. چه برسه که حسابدار باشه و شفاعت کنه و بخواد ببخشه! دوما وسیله تقرب رو خدا مشخص کدو و از نماز و صدقه و زکت و … نامبرده و هیچ کجای قرآن نگفته که امامان که شیعه به زور امامشون کردند وسیله تقرب جستن به خدا هستد!!!

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۱ ق.ظ:

    ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا” بل احیاء عند ربهم یرزقون گمان مبرید آنان که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زنده اند ونزد پروردگارشان روزی می خورند ۰مامعتقدیم که امامان معصوم (علیهم السلام)توسط ظالمان زمان به شهادت رسیده اند اما این را هم بدان که در قرآن کریم کسانی که غذا می خورند و…حیات فیزیکی دارند ملاک زندگی نیستند بلکه قرآن از زندگی حقیقی که اطاعت از خدا ورسول گرامی اسلام واولوالامرحقیقی ایشان به عنوان حیات طیبه وجاوید مثال می زندشما هم بهتر است فریب وهابیون جاهل که دست پخت انگلیسهای منفوراست نخورید وهابیت برای فریب جوانان هر قسمت از قرآن رو که مد نظرشان است گرفته وهرقسمت که باب میلشان نیست رها می کنند واین یعنی تحریف مفاهیم قرآن.

    [پاسخ]

    حسام پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۴۰ ق.ظ:

    @حامد, اخه چقدر شما گمراهید. چرا اون وسیله تقرب را امام های مرده میدونید یا یک چاه که اون رو به تقلید از کار یهودی ها ساختید فقط برای گول زدن مردم وژول انها رو گرفتن ودادن به شیخ های گردن کلفتتون!

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ خرداد ۴ام, ۱۳۹۱ ۵:۳۲ ب.ظ:

    @حسام,
    اگه ما گمراهیم چرا یک فرد سنی که از همه جا دستش کوتاه می شه و علاجی برای بیماریش پیدا نمی شه و دکترا ججوابش می کنند.

    میاد میره جمکران و متوسل می شه به امام زمان(ع) و شفاشو می گیره و بعد کل خانواده شیعه می شن.

    اگه بخوای فیلمشو هم برات می فرستم.

    در ضمن یه سر برو زیارتگاه امامامون و ببین چقدر آدم از این بزرگواران شفای خودشونو گرفتن.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ خرداد ۵ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۱۹ ق.ظ:

    @حسام, شما عقلتون نمیرسه
    فقط با اون مغز نخودی خودتون از روی ظاهر قضاوت می کنین
    تقصیر ما نیست
    . وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّـهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَ‌بِّهِمْ یُرْ‌زَقُونَ ﴿آل عمران: ١۶٩﴾
    اعتقاد شیعه فقط تو اون چاه نیست تو نمی فهمی یا نمی خوای ببینی
    با کی داری لج می کنی؟

    [پاسخ]

    حسام پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۱ ق.ظ:

    @حامد, چرا شما اون وسیله ی تقرب رو امام های مرده میدونید یا اون چاه جمکرانتون که به شیوه ی یهودی ها برای ارتباط با امامتون ساختیدبرای سیر کردن شکم های شیخ های گردن کلفت ته چاه با فریب دادن مردم!

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۲:۲۴ ب.ظ:

    ببخشید مستانه خانوم
    اهل سنت این آیه رو اینجوری تفسیر کردن یا شما خودتون مفسرین:

    ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء.

    همانا خداوند کسانی را که برای غیر خدا شریک قرار دهند نمی بخشد و غیرهم را هرآنکس هرآنچه انجام دهد اگر بخواهد خواهد بخشید.

    واقعا خودتون از این تفسیر چی فهمیدین؟ با این تفسیری که شما نوشتین این مفهومو می رسونه که اگه کسی به غیر خدا شرک بورزد خدا اونو نمی بخشه ولی اگه به خدا شرک بورزد خداوند در حق از مهربان است و اگه بخواد اونو می بخشه.
    تورو خدا یه کمی دقت کنید تو نوشته هاتون. اگه یه مسیحی این تفسیرو ببینه کلا از اسلام زده می شه چه برسه به …

    [پاسخ]

    navid پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱:۳۵ ب.ظ:

    @مستانه,
    سلام خواهر خوبم
    خیلی خوشحالم که چشمت رو روی حقیقت باز کردی

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ خرداد ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۵:۴۰ ب.ظ:

    @مستانه, جان آزادی که هر چه بخواهی میگی وترس از خدا وروز قیامت رافراموش کرده ای وگوش به اراجیف دست نشاندگان جاهل انگلیس یعنی وهابیون تحت نفوذ آمریکا وصهیونیسم می دهی .بهتره درباره ی عقاید خرافی مخالفان در کتاب آن گاه هدایت شدم از استاد تیجانی بیشتر مطالعه کنی درباره ی عقاید آنها نسبت به خداوند که برای خدای بی همتا قائل به جسمانیت هستند واین خود بزرگترین شرک محسوب میشود درباره ی پیامبر تهمت هایی که میزنند واو را نه تنها از درجه ی عصمت بلکه تاسرحد یک انسان گنه کار پایین می آورندو…

    [پاسخ]

  4. دیاکو گفته است :

    سلام من یک سنی هستم چراکتاب زندگی ابوبکر صدیق دانلود نمیشه

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۴۱ ق.ظ:

    سلام.
    شما قبل از این که این کتابرو بخونید.
    اول ببینید ابوبکر صدیق بوده یا نه.
    برید تحقیق کنید لطفا

    [پاسخ]

    navid پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱:۴۸ ب.ظ:

    @حامد, شک نکن که همینطور بوده و هست

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۷:۱۳ ق.ظ:

    خب آزاد بزارید تا بخونن و بدونن که صدیق بوده یا نه ! مگه شما اجازه میدین!

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۳ ق.ظ:

    البته درستش ابوبکر زندیقه

    [پاسخ]

    navid پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۴:۳۰ ب.ظ:

    @دیاکو, دوست عزیز همه چیز یا فیلتر شده یا دست کاری شده
    با فیلتر شکن برو تو سایتهای اهل سنت تا بتونی کتاب بگیری

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ خرداد ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۵:۴۹ ب.ظ:

    @navid, همون طور که اونا سایتهای شیعه رو فیلتر می کنند واجازه ی تحقیق به جوانان خودشون رو نمی دن ثانیا”مگه هر مطلب مسموم رو میشه به کسانی که اطلاعات کافی ندارند داد همون طور که امام خمینی (ره)خواندن کتاب آیات شیطانی رابر هر مسلمانی حرام کردند آن هم نه به دلیل محتوای بالای این کتاب سراسر کفرآمیز بلکه به دلیل این که خواندن این گونه مطالب برای کسانی که اطلاعات کافی از اسلام ندارند مسموم وکشنده می باشد.

    [پاسخ]

  5. محب اهل ابیت گفته است :

    mikalعزیز چی شده که در مورد ابوبکر وقتی مستقیم اسمش در قرآن ذکر نشده صغری و کبری میچینی و این ضمیر رو بآن و ….. میاری و میگی منظور قرآن از اینها مثلا ابوبکره ، ولی وقتی تشیع از آیات مختلف و با استناد به روایت نقل شده در کتب اهل تسنن میگن منظور از فلان آیه مثلا دادن انگشتری در حال رکوع و یا آیه اطیعوالله….و…. منظور قرآن حضرت علی ع میباشد دبه در میارید و میگین چون اسمشون نیامده و یا مثلا اینجا منظور فلان بوده همه چیز رو رد میکنید ولی حالا که به ابوبکر رسید تمام روشهاییکه رد میکردین رو برای ساختن ابوبکر بکار میبرید نه عزیز من با توجه به دیگاه شما برادران اهل تسنن چون مستقیم اسم ایشون در قرآن نیامده است شاید منظور قرآن ایشان نباشند و یا ایشان در زمره مومنین واقعی نباشند چون بفرموده قرآن در اصحاب پیامبر ص منافق هم بودند از کجا معلوم که شامل ایشان نباشند.الله اعلم.

    [پاسخ]

    Mikal پاسخ در تاريخ فروردین ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۳:۲۲ ق.ظ:

    @محب اهل ابیت, عزیزم تاریخ دوم راهنمایی رو پاس کردی؟ اونجا نوشته بود اونی که تو غار با پیامبر بود ابوبکر بود! عجب منافقی بوده که نگران پیامبر شده! عجب منافقی بوده که پیامبر رو تحویل مشرکان نداده. عزیزم شما مطلب رو خوب متوجه شو بعد اظهار نظر کن! ما که ابوبکر رو جزو اصول دین نمی دونیم ، بلکه شما امامت رو تبدیل کردید به اصول دین ، امامت از طرف خدا. می دونی این حرف یعنی چی؟ یعنی نسبت دادن حرفی به ذات الله در حالی که حتی یک نصف آیه هم در مورد امامت حضرت علی نازل نشده. یعنی دروغ بستن به الله. میدونی دروغ بستن به الله چه گناهی داره؟
    فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ ٱفْتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ کَذِبًا أَوْ کَذَّبَ بِـَٔایَـٰتِهِۦٓ ۚ إِنَّهُۥ لَا یُفْلِحُ ٱلْمُجْرِمُونَ [یونس:١٧]
    چه‌کسی ستمکارتر از کسی است که دروغی را به خدا نسبت دهد، یا آیه‌های او را تکذیب کند؟ (دروغ‌بستن به خدا و تکذیب آیات او، کفر بشمار است و جرم بزرگی دربر دارد و) هرگز مجرمان (کفرپیشه) رستگار نمی‌گردند (و قطعاً از عذاب خدا رهائی نمی‌یابند). [[«لا یُفْلِحُ»: رستگار نمی‌شود. نجات نمی‌یابد.]]
    شما از جانب الله حرف می زنید و می فرمایید امامت حضزت علی(رض) از جانب الله است (یعنی علی امام من عند الله) خدا تعارف داشت با شما؟ خیلی سخت بود که یه دونه ایه نازل می فرمود: علی امام من عند الله.(پناه میبرم به ذات اقدس الله تعالی از این سخن). بیا برای اولین بار هم کهشده یه تحقیق کوچولو در مورد قرآن انجام بدیم.
    برو سایت tanzil.net سایت قرآن آنلاین هست. میتونی در گوشه ی بالا سمت چپ هر کلمه ای رو که دوست داری سرچ کنی. بیا اصول دین مثل نماز و زکات و روزه و حج و جهاد رو سرچ کنیم. بذار کار رو برات ساده کنم:
    اقیموا صلاه (نماز بخوانید):
    ۲۶ results in 12 ayas
    (۱) إِنَّ رَبَّکَ یَعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدْنَىٰ مِن ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَهٌ مِّنَ الَّذِینَ مَعَکَ وَاللَّهُ یُقَدِّرُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ عَلِمَ أَن لَّن تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَیْکُمْ فَاقْرَءُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَن سَیَکُونُ مِنکُم مَّرْضَىٰ وَآخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِن فَضْلِ اللَّهِ وَآخَرُونَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَاقْرَءُوا مَا تَیَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِکُم مِّنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَیْرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿المزمل: ٢٠﴾
    (۲) أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوَاکُمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ فَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاللَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿المجادله: ١٣﴾
    (۳) مُنِیبِینَ إِلَیْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَلَا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکِینَ ﴿الروم: ٣١﴾
    (۴) وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ ﴿النور: ۵۶﴾
    (۵) وَجَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاکُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّهَ أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ مِن قَبْلُ وَفِی هَٰذَا لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیدًا عَلَیْکُمْ وَتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاکُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَىٰ وَنِعْمَ النَّصِیرُ ﴿الحج: ٧٨﴾
    (۶) وَأَوْحَیْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ وَأَخِیهِ أَن تَبَوَّآ لِقَوْمِکُمَا بِمِصْرَ بُیُوتًا وَاجْعَلُوا بُیُوتَکُمْ قِبْلَهً وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ ﴿یونس: ٨٧﴾
    (۷) وَأَنْ أَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَاتَّقُوهُ وَهُوَ الَّذِی إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ ﴿الأنعام: ٧٢﴾
    (۸) فَإِذَا قَضَیْتُمُ الصَّلَاهَ فَاذْکُرُوا اللَّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِکُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنتُمْ فَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ إِنَّ الصَّلَاهَ کَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ کِتَابًا مَّوْقُوتًا ﴿النساء: ١٠٣﴾
    (۹) أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ قِیلَ لَهُمْ کُفُّوا أَیْدِیَکُمْ وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ فَلَمَّا کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِیقٌ مِّنْهُمْ یَخْشَوْنَ النَّاسَ کَخَشْیَهِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْیَهً وَقَالُوا رَبَّنَا لِمَ کَتَبْتَ عَلَیْنَا الْقِتَالَ لَوْلَا أَخَّرْتَنَا إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِیبٍ قُلْ مَتَاعُ الدُّنْیَا قَلِیلٌ وَالْآخِرَهُ خَیْرٌ لِّمَنِ اتَّقَىٰ وَلَا تُظْلَمُونَ فَتِیلًا ﴿النساء: ٧٧﴾
    (۱۰) وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِکُم مِّنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ﴿البقره: ١١٠﴾
    (۱۱) وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَذِی الْقُرْبَىٰ وَالْیَتَامَىٰ وَالْمَسَاکِینِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلَّا قَلِیلًا مِّنکُمْ وَأَنتُم مُّعْرِضُونَ ﴿البقره: ٨٣﴾
    (۱۲) وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ وَارْکَعُوا مَعَ الرَّاکِعِینَ ﴿البقره: ۴٣﴾

    آتوا زکاه (زکات بدهید):
    ۲۴ results in 12 ayas
    (۱) إِنَّ رَبَّکَ یَعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدْنَىٰ مِن ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَهٌ مِّنَ الَّذِینَ مَعَکَ وَاللَّهُ یُقَدِّرُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ عَلِمَ أَن لَّن تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَیْکُمْ فَاقْرَءُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَن سَیَکُونُ مِنکُم مَّرْضَىٰ وَآخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِن فَضْلِ اللَّهِ وَآخَرُونَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَاقْرَءُوا مَا تَیَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِکُم مِّنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَیْرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿المزمل: ٢٠﴾
    (۲) أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوَاکُمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ فَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاللَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿المجادله: ١٣﴾
    (۳) وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ ﴿النور: ۵۶﴾
    (۴) وَجَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاکُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّهَ أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ مِن قَبْلُ وَفِی هَٰذَا لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیدًا عَلَیْکُمْ وَتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاکُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَىٰ وَنِعْمَ النَّصِیرُ ﴿الحج: ٧٨﴾
    (۵) الَّذِینَ إِن مَّکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاهَ وَآتَوُا الزَّکَاهَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنکَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَهُ الْأُمُورِ ﴿الحج: ۴١﴾
    (۶) فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاهَ وَآتَوُا الزَّکَاهَ فَإِخْوَانُکُمْ فِی الدِّینِ وَنُفَصِّلُ الْآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ ﴿التوبه: ١١﴾
    (۷) فَإِذَا انسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاهَ وَآتَوُا الزَّکَاهَ فَخَلُّوا سَبِیلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿التوبه: ۵﴾
    (۸) أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ قِیلَ لَهُمْ کُفُّوا أَیْدِیَکُمْ وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ فَلَمَّا کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِیقٌ مِّنْهُمْ یَخْشَوْنَ النَّاسَ کَخَشْیَهِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْیَهً وَقَالُوا رَبَّنَا لِمَ کَتَبْتَ عَلَیْنَا الْقِتَالَ لَوْلَا أَخَّرْتَنَا إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِیبٍ قُلْ مَتَاعُ الدُّنْیَا قَلِیلٌ وَالْآخِرَهُ خَیْرٌ لِّمَنِ اتَّقَىٰ وَلَا تُظْلَمُونَ فَتِیلًا ﴿النساء: ٧٧﴾
    (۹) إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُوا الصَّلَاهَ وَآتَوُا الزَّکَاهَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ ﴿البقره: ٢٧٧﴾
    (۱۰) وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِکُم مِّنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ﴿البقره: ١١٠﴾
    (۱۱) وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَذِی الْقُرْبَىٰ وَالْیَتَامَىٰ وَالْمَسَاکِینِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلَّا قَلِیلًا مِّنکُمْ وَأَنتُم مُّعْرِضُونَ ﴿البقره: ٨٣﴾
    (۱۲) وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ وَارْکَعُوا مَعَ الرَّاکِعِینَ ﴿البقره: ۴٣﴾

    صیام (روزه):
    ۹ results in 7 ayas
    (۱) فَمَن لَّمْ یَجِدْ فَصِیَامُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ مِن قَبْلِ أَن یَتَمَاسَّا فَمَن لَّمْ یَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّینَ مِسْکِینًا ذَٰلِکَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ وَلِلْکَافِرِینَ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿المجادله: ۴﴾
    (۲) یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَقْتُلُوا الصَّیْدَ وَأَنتُمْ حُرُمٌ وَمَن قَتَلَهُ مِنکُم مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاءٌ مِّثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ یَحْکُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنکُمْ هَدْیًا بَالِغَ الْکَعْبَهِ أَوْ کَفَّارَهٌ طَعَامُ مَسَاکِینَ أَوْ عَدْلُ ذَٰلِکَ صِیَامًا لِّیَذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِ عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ وَمَنْ عَادَ فَیَنتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ وَاللَّهُ عَزِیزٌ ذُو انتِقَامٍ ﴿المائده: ٩۵﴾
    (۳) لَا یُؤَاخِذُکُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمَانِکُمْ وَلَٰکِن یُؤَاخِذُکُم بِمَا عَقَّدتُّمُ الْأَیْمَانَ فَکَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَهِ مَسَاکِینَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَهٍ فَمَن لَّمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلَاثَهِ أَیَّامٍ ذَٰلِکَ کَفَّارَهُ أَیْمَانِکُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُوا أَیْمَانَکُمْ کَذَٰلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ﴿المائده: ٨٩﴾
    (۴) وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ أَن یَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَأً وَمَن قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُّؤْمِنَهٍ وَدِیَهٌ مُّسَلَّمَهٌ إِلَىٰ أَهْلِهِ إِلَّا أَن یَصَّدَّقُوا فَإِن کَانَ مِن قَوْمٍ عَدُوٍّ لَّکُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُّؤْمِنَهٍ وَإِن کَانَ مِن قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُم مِّیثَاقٌ فَدِیَهٌ مُّسَلَّمَهٌ إِلَىٰ أَهْلِهِ وَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُّؤْمِنَهٍ فَمَن لَّمْ یَجِدْ فَصِیَامُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ تَوْبَهً مِّنَ اللَّهِ وَکَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا ﴿النساء: ٩٢﴾
    (۵) وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَهَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَکُمْ حَتَّىٰ یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَن کَانَ مِنکُم مَّرِیضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِّن رَّأْسِهِ فَفِدْیَهٌ مِّن صِیَامٍ أَوْ صَدَقَهٍ أَوْ نُسُکٍ فَإِذَا أَمِنتُمْ فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَهِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَن لَّمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلَاثَهِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَسَبْعَهٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَهٌ کَامِلَهٌ ذَٰلِکَ لِمَن لَّمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ﴿البقره: ١٩۶﴾
    (۶) أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَهَ الصِّیَامِ الرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَائِکُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّکُمْ کُنتُمْ تَخْتَانُونَ أَنفُسَکُمْ فَتَابَ عَلَیْکُمْ وَعَفَا عَنکُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا کَتَبَ اللَّهُ لَکُمْ وَکُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّىٰ یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الْأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّیَامَ إِلَى اللَّیْلِ وَلَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَاکِفُونَ فِی الْمَسَاجِدِ تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا کَذَٰلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ آیَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ ﴿البقره: ١٨٧﴾
    (۷) یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ ﴿البقره: ١٨٣﴾

    الحَجّ: که البته یک سوره ی کامل در مورد حج داریم
    ۹ results in 5 ayas
    (۱) وَأَذِّن فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجَالًا وَعَلَىٰ کُلِّ ضَامِرٍ یَأْتِینَ مِن کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ ﴿الحج: ٢٧﴾
    (۲) وَأَذَانٌ مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الْأَکْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِیءٌ مِّنَ الْمُشْرِکِینَ وَرَسُولُهُ فَإِن تُبْتُمْ فَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَإِن تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللَّهِ وَبَشِّرِ الَّذِینَ کَفَرُوا بِعَذَابٍ أَلِیمٍ ﴿التوبه: ٣﴾
    (۳) الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِی الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ یَعْلَمْهُ اللَّهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَىٰ وَاتَّقُونِ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ ﴿البقره: ١٩٧﴾
    (۴) وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَهَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَکُمْ حَتَّىٰ یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَن کَانَ مِنکُم مَّرِیضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِّن رَّأْسِهِ فَفِدْیَهٌ مِّن صِیَامٍ أَوْ صَدَقَهٍ أَوْ نُسُکٍ فَإِذَا أَمِنتُمْ فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَهِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَن لَّمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلَاثَهِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَسَبْعَهٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَهٌ کَامِلَهٌ ذَٰلِکَ لِمَن لَّمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ﴿البقره: ١٩۶﴾
    (۵) یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْأَهِلَّهِ قُلْ هِیَ مَوَاقِیتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَیْسَ الْبِرُّ بِأَن تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلَٰکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَىٰ وَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ﴿البقره: ١٨٩﴾

    جاهدوا (جهاد کنید):
    ۱۷ results in 17 ayas
    (۱) إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولَٰئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ ﴿الحجرات: ١۵﴾
    (۲) وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ ﴿العنکبوت: ۶٩﴾
    (۳) وَجَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاکُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّهَ أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ مِن قَبْلُ وَفِی هَٰذَا لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیدًا عَلَیْکُمْ وَتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاکُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَىٰ وَنِعْمَ النَّصِیرُ ﴿الحج: ٧٨﴾
    (۴) ثُمَّ إِنَّ رَبَّکَ لِلَّذِینَ هَاجَرُوا مِن بَعْدِ مَا فُتِنُوا ثُمَّ جَاهَدُوا وَصَبَرُوا إِنَّ رَبَّکَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿النحل: ١١٠﴾
    (۵) لَٰکِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَأُولَٰئِکَ لَهُمُ الْخَیْرَاتُ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿التوبه: ٨٨﴾
    (۶) وَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَهٌ أَنْ آمِنُوا بِاللَّهِ وَجَاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَکَ أُولُو الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَقَالُوا ذَرْنَا نَکُن مَّعَ الْقَاعِدِینَ ﴿التوبه: ٨۶﴾
    (۷) فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلَافَ رَسُولِ اللَّهِ وَکَرِهُوا أَن یُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَقَالُوا لَا تَنفِرُوا فِی الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَّوْ کَانُوا یَفْقَهُونَ ﴿التوبه: ٨١﴾
    (۸) لَا یَسْتَأْذِنُکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ أَن یُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِالْمُتَّقِینَ ﴿التوبه: ۴۴﴾
    (۹) انفِرُوا خِفَافًا وَثِقَالًا وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنفُسِکُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ذَٰلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿التوبه: ۴١﴾
    (۱۰) الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَهً عِندَ اللَّهِ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿التوبه: ٢٠﴾
    (۱۱) أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تُتْرَکُوا وَلَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِینَ جَاهَدُوا مِنکُمْ وَلَمْ یَتَّخِذُوا مِن دُونِ اللَّهِ وَلَا رَسُولِهِ وَلَا الْمُؤْمِنِینَ وَلِیجَهً وَاللَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿التوبه: ١۶﴾
    (۱۲) وَالَّذِینَ آمَنُوا مِن بَعْدُ وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا مَعَکُمْ فَأُولَٰئِکَ مِنکُمْ وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَىٰ بِبَعْضٍ فِی کِتَابِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ﴿الأنفال: ٧۵﴾
    (۱۳) وَالَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالَّذِینَ آوَوا وَّنَصَرُوا أُولَٰئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُم مَّغْفِرَهٌ وَرِزْقٌ کَرِیمٌ ﴿الأنفال: ٧۴﴾
    (۱۴) إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالَّذِینَ آوَوا وَّنَصَرُوا أُولَٰئِکَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یُهَاجِرُوا مَا لَکُم مِّن وَلَایَتِهِم مِّن شَیْءٍ حَتَّىٰ یُهَاجِرُوا وَإِنِ اسْتَنصَرُوکُمْ فِی الدِّینِ فَعَلَیْکُمُ النَّصْرُ إِلَّا عَلَىٰ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُم مِّیثَاقٌ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ﴿الأنفال: ٧٢﴾
    (۱۵) یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ وَجَاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ﴿المائده: ٣۵﴾
    (۱۶) أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا الْجَنَّهَ وَلَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِینَ جَاهَدُوا مِنکُمْ وَیَعْلَمَ الصَّابِرِینَ ﴿آل‌عمران: ١۴٢﴾
    (۱۷) إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولَٰئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿البقره: ٢١٨﴾

    علی امام من عند الله (علی امام از طرف الله):
    ۰ results in 0 ayas

    [پاسخ]

    محب اهل ابیت(ع) پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۶ ب.ظ:

    @Mikal, عزیز من یه سوال کردم ۵۰سطر نوشتی ولی جواب ندادی آخر کار هم حکم به تکفیر من دادی اشکال نداره فقط این سوال را جواب بده آیا آیه مبارکه ۵۵از سوره مائده در مورد علی ابن ابیطالب علیه السلام بوده یا نه ؟فقط یادت باشه که من واقعا از علمای خودتا آدرس دارم که منظور علی (ع)بوده هرچند جواب شما را همین آلان میدانم یا میگویی عالم شیعه شده !!!!!یا میگویی حدیث ضعیف است اگر جوابت این دو باشد آنوقت من در شیعه بودنم راسختر خواهم شد.

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۴۷ ق.ظ:

    حضرت پیامبر وقتی از شهر خاج می شد دید از پشت صدایی داره میاد برگشت دید ابوبکر. اگه ابوبکرو با خودش نمی برد ابوبکر جای حضرت رو لو می داد برای هیمن حضرت علی (ع) رو بجای خودش گذاشت تو خونش رفت چون می دونست حضرت علی (ع) شجاع تر از این حرفاست حضرت پیامبر (ع) به حضرت علی(ع) ایمان داشت

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۷:۴۲ ق.ظ:

    @حامد, هرچند که اون یار غار بودن ابوبکر هم مورد اتفاق نیست و برخی میگویند شخص دیگری بنام مشابه بوده ولی اینکه شما هم گفتی کاملا درسته .خودشو چسبوند به پیامبر

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۵:۱۸ ق.ظ:

    شمایی که از منبع دادن صحبت کردی این حرف چرند پشت دیواری رو از کجا آوردی؟ ادرس بده ببینم!

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۵:۱۹ ق.ظ:

    هرچند که اون یار غار بودن ابوبکر هم مورد اتفاق نیست و برخی میگویند شخص دیگری بنام مشابه بوده ولی اینکه شما هم گفتی کاملا درسته .خودشو چسبوند به پیامبر

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۳ام, ۱۳۹۱ ۷:۵۴ ق.ظ:

    @محسن, لطفا با اسم محسن وارد نشو و خودتو جای من جا نزن یا اینکه یه پسوندی واسه اسمت بزار

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۷:۱۶ ق.ظ:

    اگه پیامبر خواسته حضرت علی جانشین باشه چرا گذاشتدش که جاش بخوابه و در معرض خطر باشه؟ شما که میگین حضرت علی علم غیب داشته و از آینده خبر دار بوده! لابد میدونسته که خطری واسش نداره! پس این خوابیدن در جای پیامبر فضیلت محسوب نمیشه!

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ خرداد ۳ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۴۹ ق.ظ:

    @محسن, این حرف های چرند رو از کجا میاری؟
    از کجا به فکرت می رسه؟
    معلومه که حرف دیگه ای نداری
    اینو نگی چی بگی؟

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۵:۱۰ ب.ظ:

    @Mikal, اگر فرض کنیم همراه پیامبر در غار ابوبکر بوده برخلاف دستور پیامبر عمل کرده که فرموده بودند کسی همراه آن حضرت نباشند واین همراه بودن فضیلت محسوب نمی شود وفضیلت حقیقی خوابیدن حضرت علی(ع) دربستر پیامبر(ص)برای نجات جان آن حضرت بود که خداوند فرمود ومن الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله والله رئوف بالعباد

    [پاسخ]

    Mikal پاسخ در تاريخ فروردین ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۳:۵۴ ق.ظ:

    @محب اهل ابیت, یه چیز خیلی مهم یادم رفت دوست عزیزم. به خدا میدونم بدون قصد و غرض بوده اما بدون که غیر مستقیم به الله (ج) رسول الله (ص) و حضرت علی (رض) بی احترامی یا بهتر بگم توهین کردی:
    حرفی رو به الله نسبت میدی که خداوند اون رو نفرموده (امامت علی از جانب الله)
    صمیمی ترین دوست رسول الله رو منافق اعلام کردی
    حضرت علی رو شخصیتی معرفی کردی که در هنگام نماز به جای حضور قلب در پیشگاه الله تعالی حواسش به این طرف و اون طرفه

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ فروردین ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۰۳ ب.ظ:

    @Mikal, سلام برادر آیه ای که در عید غدیر بر پیامبر نازل شد چی بود؟ حتما میدونی الیوم اکملت لکم دینکم … روز غدیر خم پیامبر (ص) چه کاری انجام داد که باعث اکمال دین شد؟ حضرت علی رو بعنوان جانشین خودش معرفی کرد قبلش هم آمده ( یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ ۖ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ) این آیه میتونه تاییدی بر امامت حضرت علی باشه این اولا
    دوم اینکه جناب ابوبکر همراه رسول الله بود ولی فکر نمیکنم به جان حضرت بیمناک بوده باشه اگه بیم جان حضرت رو داشت کاری که حضرت علی کرد رو انجام میداد این صمیمی ترین دوست!!! دوست لااقل جنازه دوستش رو به خاک میسپاره بعد ادعای جانشینی میکنه دوست حرمت حرف دوستش رو چه مرده و چه زنده باشه نگه میداره (فاطمه پاره تن من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده است) سقیفه چه بود و فدک چه بود؟ حالا برادر میخوای منم کل قرآن رو برات کپی کنم تو این صفحه؟ باید توان درک آیات رو داشته باشیم وگرنه کپی کردن و حتی خوندن بدون فهمیدن دردی از ما دوا نمیکنه هرچند مایه تبرک خواهد بود. جنگ احد کجا بود این دوست صمیمی رسول الله؟ این پیشگام در هجرت میگن فرار کرد البته من اونجا نبودم ولی خوندم که فقط علی موند و یک عده از خواص حضرت رسول ولی توی اونا جناب ابوبکر اسمش نبود آها راستی این دوست صمیمی موقع احتضار دوستش بالا سرش بود؟ تفسیر قرآن رو بذاریم بعهده اهل فنش بگو برادر من این آقا کجا بود اون موقع ؟ راستی این دوست صمیمی بعد فوت دوستش هوای خانواده اونو داشت دیگه نه؟ نذاشت تو دلشون آب تکون بخوره فقط فدک بود و سیلی بود دست بسته و سینه شکسته و …. عزیز دلم خودت فکر کن چه کرد با پاره تن دوستش؟
    راستی منظورت از اینکه میگی حواسش به اینطرف و اونطرفه چیه؟ وقتی خدا خودش تحسین میکنه کسی رو که در حال رکوع انفاق میکنه و اونو ولی معرفی میکنه (. إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّـهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ ﴿المائده: ۵۵)شما چکاره ای که اینو برای حضرت علی نقص میدونی؟ ببین اصلا به عمق آیات توجه نمیکنی فقط کپی میکنی یا زمزمه میکنی بیشتر فکر کن برادر
    ضمنا از این سایت قرآنی بی اطلاع بودم ممنون که معرفی کردی
    امیدوارم هممون هممون با نور قرآن هدایت بشیم

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۳ام, ۱۳۹۱ ۷:۵۸ ق.ظ:

    @مجید, برو آیه الیوم اکملت رو از اول تو قرآن بخون ببین در مورد چیه! قبل و بعدش رو هم بخون تا بفهمی ک هیچ ارتباطی با جانشینی حضرت علی نداره!

    [پاسخ]

    محب اهل ابیت(ع) پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۵۱ ب.ظ:

    @ اخوی خودت رو به اون راه نزن وقتی خداوند این عمل (دادن انگشتری درحال رکوع ) را اینقدر ستایش میکند بطوری که در قرآن کریم از آن یاد میکند و هر مسلمانی دوست دارد خداوند اینگونه از اعمالش یاد کند و آنرا عین خلوص وعبادت یاد میکند چگونه است که تو بخود اجازه میدهی و کاری را که خداوند ستوده است مساوی با حواس پرتی میدانی و بعد دم از فهم قرآن میزنی خدارا شکر که یادت نرفت و اوج فهم خودت رو از قرآن اینگونه بیان میکنی .حتی بفرض محال که این آیه در مورد علی (ع)هم نباشد که هست ، نص واضح قرآن است در مورد این عمل ، که کار بسیار پسندیده و مورد قبول حق تعالی میباشد وجالب اینکه شما آنرا مساوی با عدم حضور قلب میدانی ولی خداوند آن را ستایش میکند و بعد مدعی هستی که دیگران خلاف حرف خداوند حرف میزنند و شما عین کلام خدا .راستی تا یادم نرفت اینو به شما عرض کنم که من باندازه همان کتاب تاریخ دوم راهنمایی هم ادعا ندارم ولی گفته های شما من بیسواد رو هم قانع نکرد چه رسد به یک شیعه باسواد و در آخر اینکه سواد یک نعمت الهی است نه تنها راه رستگاری که اگر اینطور بود پیامبر ما در زمان بعثت امی نبود پدر و مادرم بفدای رحت اللعالمین .

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۷:۱۱ ق.ظ:

    خب کجای این آیه مثلا از حضرت علی مستقیم نامبرده شده؟!!!

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۵:۱۳ ب.ظ:

    @محسن, در قرآن خداوند از مومنان ومنافقان نام نبرده ولی خصوصیات آنهارابیان کرده است .

    [پاسخ]

  6. ساحل گفته است :

    دست ازاین بازی های حماقت آمیزتان بردارید.
    غرب دارسوارکولتان میشود جوامع مسلمین داردباحیله مکارانه اروپاوغرب ازهم می پاشد.خودمان هم میدانیدکه شیعه حق است وماچیزی برای دفاع ازجنابان عمروابابکروعثمان نداریم

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳ام, ۱۳۹۱ ۲:۴۶ ق.ظ:

    @ساحل, جان حق الله است و کتاب الله نه شیعه و نه سنی!
    بعدشم شما که ادعای حضرت علی دارید چقدر مثل ایشام محترمانه رفتار می کنید!
    نزد ما علی که تقیه نداشت!؟ توهین و بد دهنی نمی کرد!؟ قرآن و نماز می خوند!؟ اهل تفکرو تعقل بود(دین رسول الله را با عقل خود و تدبرش پذیزفت)!؟

    آیا دنبال روی وی هستید!؟؟؟
    اهل تسنن به خود افتخار می کند که پیرو سنت رسول الله و اهل بیتش و اصحابش است! پس من منافاتی نمی بینم و عمرگونه علی وار هستم.
    بگذار عقلت با حقیقت حکم کند.

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۵:۱۸ ب.ظ:

    @شهاب, عمرگونه وعلی وار متناقض است مثل این که بگویی من آدم خیلی بد خیلی خوب هستم یاآدم بلند کوتاهی هستم.

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۱ ۸:۴۶ ب.ظ:

    @alireza, سلام واقعا متاسفم که به این سادگی جناب عمر را تشبیه می کنی
    جنابان علی، عبدالله (ابوبکر)، عمر، طلحه، زبیر، مقداد، سلمان، ابوذر، و … همگی از بزرگترین و شریف ترین صحابه حضرت پیامبر (صلی الله علیه و آله و صحبه و توابعه و سلم) بودند
    جناب عثمان هم مانند حضرت علی داماد پیامبر و ذوالنورین (همسر دو دختر از دختران پیامبر، یکی پس از دیگری، پس حتما پیامبر صلاح میدانستند و پشت سر هم دو دختر به ایشان تزویج نمودند) بودند

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ شهریور ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۹:۱۳ ب.ظ:

    @سعید, نسبت سببی یا نسبی فضیلت محسوب نمی شود مگر ابولهب عموی پیامبر (ص) نبود یا همسر حضرت نوح ولوط (ع) کافر نبودند؟وبرعکس همسر فرعون آسیه یکی ازچهار زن برگزیده نبود؟ما هم اگر علی (ع) را فقط به واسطه ی داماد وپسر عمو بودن با پیامبر(ص)دوست داشته واطاعت کنیم در ضلالت قرار داریم دوستی اهل بیت (ع)را پذیرفته ایم زیرا دستور خداوند در قران وسفارش اکید پیامبر (ص) در مورد اطاعت بی چون وچرا از اهلبیت (ع) میباشد . کمی فکر کن وتحقیق کن تا منزلت اهل بیت را بدانی ودر روز قیامت زیان دیده وشرمنده ی خدا وپیامبرنشوی که آن روز پشیمانی سودی نخواهد داشت .

    [پاسخ]

  7. وحید گفته است :

    با سلام
    دوست عزیز مقاله نویس مشکل نعوذ بالله در قرآن و صحت آن نیست بلکه مشکل در تفسیر به رای آیات و قبول بعضی از آیات و رد آیات دیگر در بررسی موضوعات دینی است که هر دو از گناهان کبیره می باشد.
    همانطور که رسول خدا(ص) به امام علی (ع) فرمود: یا علی من برای تنزیل قرآن و تو برای تفسیر آن با اینها می جنگی !
    یعنی خدای نکرده ما بیاییم و آیاتی که در موعد و زمان و در مورد خاصی از عده ای از اصحاب اعلام رضایت کرده را قبول و آیاتی که به آنها عتاب می کند و به آنها هشدار میدهد و حتی به کفر و ارتداد بعضی از اصحاب حتی در زمان حیات و بعد از وفات(شهادت )رسول خدا خبر میدهدرا منکر شویم !!!!!
    اگر شما با تفسیر خودتان ! این آیات را دلیل رضابت دائمی از همگی اصحاب و ورود بی قید و شرط آنان به بهشت بدانید پس باید آیات دیگری از قرآن را مثل “……فمن یعمل مثقال ذره شرا یره” و دیگر چنین آیات را و آیات عتاب و اعلام کفر و ……..منکر شوید
    بعد هم برادر عزیز شما که انقدر قرآن قرآن میکنی مگر در قرآن سفارش به خواندن تاریخ و گرفتن عبرت از عاقبت اعمال پیشینیان نیامده !؟
    در ثانی تمام علما و بزرگان دین و همه مسلمین عالم معتقدند که سنت مفسر آیات قرآن و احادیث صحیح از رسول اکرم (ص) همان ارزش و صحت آیات قرآن را دارد و منکر سنت کافر است !
    میشه لطف کنید و این دین جدید را که در آن اصل بر انکار سنت! و برداشت شخصی از آیات قرآن و قبول بعضی از آیات و انکار بعضی دیگر است را به ما هم معرفی کنی ؟!
    خدا را چه دیدی شاید ما هم از شما پذیرفتیم !!!!!
    یک مثال دیگر از خطرناکی و پوچی این تفکر که قرآن بی مفسر ملاک است را در همین زمان خودمان و در بین تکفیریها و وهابیها ببین که چگونه با تفسیر به رای آیات جهاد چگونه جان و مال مسلمانان را حلال میشمارند و حتی جدیدا یک شیخ وهابی تکفیری گفته که ترور یکی از راههای رسیدن به خدا در اسلام است !!!!!

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۷:۱۹ ق.ظ:

    بیماری برو خودتو علاج کن

    [پاسخ]

  8. حامد گفته است :

    با سلام.
    توصیه می کنم آخرت را به دو روز دنیا مفروش با سنی بودنت.
    قبل از هر چیزی برو کتابهای قدیمی اهل سنت را با کتابهای جدیدی که علمای شما به خوردتون می دن یک نگاه بنداز حتما.ببین چرا کتابهاتون تحریف شده. چرا هر چی در مورد فضیلت و امامت اهل بیت نوشته شده در کتابهای صحیح بخاری و صحیح مسلم و در المنثو و … که از کتابهای معتبر شما هستند خذف شده.
    لزومی نداره به کتابهای شیعه نگاه کنی همه چیز براتون روشن می شه.
    چرا پنهان کاری.چرا چرا چرا

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳ام, ۱۳۹۱ ۲:۵۴ ق.ظ:

    @حامد, الله اکبر چند تا از کتابهای به اصطلاح تحریفی ما رو خوندی!
    من که کتابهای به اصطلاح تحریف نشده شیعه ها رو خوندم سال به سال احادیث اهل بیت (رضی الله عنهما) رو به روز می کنند و به پای تجارت جهانی نوسازی می شود!
    اصلا چند تا کتاب اهل سنت رو گیر آوردی که بخونی!
    نکه مقالات انتخابی حوزه قم رو که چکیده فیلتر شده هستن رو خوندید؟؟؟
    البته لطف کنید و آدرس و نویسنده محرفها رو با کتابهای اصلش بدید، شاید که هدایت شدیم!!!!!!
    «فردی که تعصب وارد قلبش و فکرش شود، کور می شود!»:حضرت علی (رضی الله عنه)

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۲:۳۳ ب.ظ:

    امیلتو بده برات بفرستم تحریفات کتب اهل سنت رو عزیز

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۵:۲۳ ب.ظ:

    @شهاب, کتابهای اهل سنت تحریف نشده اند بلکه دارای تناقضات ونکات خلاف هم می باشند و همین تناقضات باعث شده سنی هایی که بدون تعصب دنبال حق هستند هدایت شوند امثال سید محمد تیجانی تونسی و…

    [پاسخ]

  9. عباس گفته است :

    سلام درمورد جوابی که به مهدی دادی پاسخ اول همین صفحه این تفاسیر که در لابه لایی آیات نوشتی از کیه خوت نوشتی یااز علما های شماست اگر خودت هست پس شما هم باید عالم باشید ومعتقد هستید باید حرف های شمارو قبول کنیم. و حرف علما وبزرگان شیعه درمورد آیاتی مربوط به اخلاقیات، ولایت و امامت و در شأن امام علی دانسته‌اند.باتردید وشک بنگریم با توجه به آزار واذیت های آنها به حضرت زهرا بعد از وفات پیامبر وماجرای سقیفه …..پاسخ دوم (محب اهل البیت )آیا به اسم ابوبکر مستقیم اشاره شده یا هم مانند حضرت علی به اشاره بیان شده است . شما چند آیه بیان می کنید که در مورد خلفا ست حال ، طبق گفته بعضی از علما شیعه وحتی سنی تعداد بیش از ۵۰۰ آیه درمورداخلاقیات، ولایت و امامت حضرت علیست بعضی راهم جهت تفکر بیشتر شما در ذیل بیان می کنم:با اشاره به آیاتی که شیعه و سنی آن را تنها در شأن فضائل خاص امام علی(ع) دانسته اند : یکی از مهمترین مسائل بحث ولایت امیرالمؤمنین(ع)است که در آیه ۵۵ سوره مائده: إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ؛ ولى شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانى که ایمان آورده‏اند همان کسانى که نماز برپا مى‏دارند و در حال رکوع زکات مى‏دهند. که منابع و تفاسیر شیعه روایت کرده اند که این آیه در شأن امام علی است.با استناد به آیه ۲۰۷ سوره بقره تأکید کرد: خداوند در این آیه می فرماید: وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ؛ و از میان مردم کسى است که جان خود را براى طلب خشنودى خدا مى‏فروشد و خدا نسبت به [این] بندگان مهربان است . این آیه مربوط به زمانی است که امام در لیله المبیت برای نجات پیامبر از دست مشرکان در بستر ایشان خوابید و این آیه در شأن امام علی نازل شد. همچنین آیات سوره “هل اتی” و نیز در آنجا که قرآن می فرماید: اِنَّما نُطعِمُکُم لِوَجهِ اللهِ لا نُریدُ مِنکُم جَزائاً وَلا شَکوراً به فضایل حضرت زهرا و امام علی اشاره دارد که سه شب متوالی افطاری خود را به فقیر مسکین و اسیر عطا کردند.

    وی در پایان : در آیه مباهله حضرت علی(ع) “نفس” پیامبر شمرده شده که بسیار اهمیت دارد یا آیه اکمال در سوره مائده که” الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا” که برخی از اهل سنت و تمام علمای شیعه تأکید دارند که در این آیه منظور ولایت امام علی(ع) است و سوره “عادیات” نیز در فضیلت مبارزات حضرت توصیفاتی دارد.

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳ام, ۱۳۹۱ ۳:۰۳ ق.ظ:

    @عباس جان, سلام!
    ببخشید کدام یک از علمای سنی گفته ۵۰۰ آیه در مورد حرضت علی هست!!!؟؟؟
    بعدشم رسول خدا دینشان قرآن است کلام الله نه علی الله!
    برای موحد بودن به درگاه الله کوشیدند نه مولایی علی!
    علی پیرو قرآن بود نه قرآن آور دیگری!
    علی مسلمان بود نه پیامبر دیگری!
    علی با قرآن بود نه بر ضد آیه شورا! علی خود کرار بود نه تقیه کننده!
    حضرت علی حیدر ، کرم الله، فاتح خیبر،دنیا رو ۳ طلاقه کرده بود!
    کمی فکر کن اگر هم مولایی خدایی و ارثی بود، پس الان چرا و به کی رسیده!ولایت فقیه! پس نسل امامان نابود شده! مهدی پستش را غیابی به اینها سپرده!؟
    هرکس مرا دوست میدارد باید علی را نیز دوست بدارد!

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۵ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۴۷ ب.ظ:

    @شهاب, عزیز دل برادر اینا که نوشتی یعنی چی؟ به ما داری یاد میدی علی کی بود؟ضد آیه شورا یعنی چی؟ تقیه کجا بود؟ مگه هرکی خلافت کنه دنبال دنیا رفته؟ حضرت علی با اینکه خانه نشین بود از هر فرصتی استفاده میکرد تا بفهمونه استحقاق خلافت رو بیشتر از غاصبین اون داره همه میدونستن حضرت با خلافت اونا مخالفه پس این تقیه نبوده بلکه مصلحت اسلام حکم می کرده سکوت کنه
    واقعا کج فهمید شلوغ میکنید ببین ۲*۲=۴

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۶ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۱ ق.ظ:

    @مجید برادر بزرگ، بیا و منطقی و بدون تعصب تجزیه و تحلیل کنیم باشه:
    ۱- حضرت علی (رضی الله عنه) در خانه بوده و حکم الله از محمد(ص) بر علی نازل شد و ایشان حکم بعد از نبوت یعنی امامت را به ارث برد(وظیفه شد و واجب گردید) پس باید مثل پیامبر قسم خورد که اگر وعده خورشید و ماه را در دستان چپ و راستش را هم می دادند سکوت نکند؟ ولی علی سکوت کرد!؟(کسی که در جوانی با خرد خویش مسلمان شد!)
    ۲- در بیعت گیری عمر به در خانه علی زد و در را آتش زد و علی را فش ناموس داد! علی در خانه همچنان سکوت وار نظاره گر است!؟ عمر در را به زور بشکست و باز کرد و فاطمه (رضی الله عنه)در را نگه داشته در حالی که مرد خانه فقط نظاره گرست! به حریم خصوصی بدون اجاز عمر وارد می شود و فاطمه سقظ جنین می شود! علی مظهر غیرت در نظز ما سکوت کرده در حالی که خون محسن بچه اهل بیت رسول الله جاری می شود! حضرت علی می فرماید:«هر کس غیرت ندارد در او خیری نیست!»
    ۳- عمر علی (مردی که گویند در شکم مادر به بتها سجده نکرد!)را طناب پیچ کرده و کشان کشان تا مسجد به خاک مالیدند و به نزد ابوبکر بردندو هیچ نگفت مردی که حیدر الله بود!؟ به زور دستانش را کشیده اند و در دست ابوبکر قرار دادند و بیعت زوری گرفتندو مرد خدا و داماد رسول و مرد فاطمه هیچ نگفت!؟( مردی که گویند یک تای دروازه شکر کفار را به تنهایی به جای سپر قرار داد! که کار ۲۰ جوان تنومند بود)!؟
    ۴- علی آینده نگر بود و سکوت کرد و آن هدیه سکوت و ذلت را برای ما الگو قرار داد تا ما هم مثل او سکوت کرده و حق را لاپوشانی کنیم!؟ مردی که گویند جهان و مادیات را سه طلاقه کرده بود (از نظر شرع ۳ طلاقه را عقد دوباره نیاید!؟)
    پس تارک دنیا و دست پرورده محمد و شوهر فاطمه آخرش با غیرت و حیدر کرار بود! یا (استغفر الله) مردی سکوتگر و بیغیرت که توانایی دفاع از ناموس و شرف و مالش را هم نداشت!؟
    پس ۴=۲*۲ عقلا درسته ولی بنا به سلیقه من یا شما ۵=۲*۲ نمی شود برادرم.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۷ام, ۱۳۹۱ ۸:۲۵ ق.ظ:

    @شهاب, سلام دوست من از اینکه توجه کردی و جواب دادی ممنونم من و شما مطالب را از کتب پیشینیان برداشت میکنیم و با توجه به سایر اطلاعات خود از آنها استفاده می کنیم. لطف بفرمایید جواب مرا بدهید تا روشن شوم. آیا منظور شما از طرح این سوالات این است که کلا چنین مواردی پیش نیامده؟ یعنی به خانه حضرت علی(ع) حمله نشده؟ یا اینکه پیامبر اکرم (ص) به دفعات بر جانشینی حضرت علی (ع) تاکید نکرده؟
    اگر چنین است که یک سری از واقعیات تاریخی بدیهی نزد شیعه توسط اهل سنت تکذیب می شود پس ما سر تاریخ مشکل داریم نه سر موضوعات دیگر. برویم مشکل را با مورخین حل کنیم
    اما یک سوال دیگر دارم جنگ صفین چطور تمام شد؟ سکوت البته سکوت نه بلکه رضایت حضرت علی (ع) را در برابر خواسته نیروها مبنی بر قبول حکمیت چگونه ارزیابی میکنید؟ اصلا موضوع را قبول دارید یا نه؟ اگر قبول دارید این رضایت ناشی از ترس بود؟ آنها که در حال پیشرفت بودند و مالک اشتر تا نزدیکی خیمه معاویه پیش رفته بود.
    سکوت یا رضایت حضرت در مواقع مختلف دلایلی دارد که مهمترین آنها حفظ وحدت مسلمین بود. حضرت با سکوت خود به ما یاد داد مسلمانان باید ابتدا پشتیبان هم باشند. اگرچه ایشان در هر جایی که موقعیت اقتضا می کرد گلایه از خلفا و مردم زمانه را نیز در دستور کار قرار میدادند آنچنان که در نهج البلاغه آمده است پس سکوت نشانه رضایت نبوده و رضایت به خلافت خلفا نشانه بیعت نیست و حتی رضایت نیز قلبی نبوده . حالا هم برادر من و همه دوستانی که این مطالب را مطالعه می کنید وظیفه ما حفظ اتحاد و پس از آن حل مشکلات فیمابین به شکلی منصفانه و مودبانه و بدور از تنش می باشد. غیرت و شجاعت و علم حضرت علی (ع) چیزی نیست که من و شما بتوانیم درباره آن قضاوت کنیم. آن هم به همین راحتی و با اطلاعات تاریخی موجود. منتظر جوابت هستم

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۱ ق.ظ:

    @برادر گرامی مجید, ما که با اهل بیت مشکل نداریم! شما ۱۱تا رو از اهل بیت +۱ غایب قبول دارید، ولی ما همه اهل بیت رو قبول داریم و بیشترشون هم امام ما بودند. مشکل سر بد جلوه دادن خلفا هم نیست! مشکل سوء استفاده از قرآن و دین است برای تحمیل کردن امیال شخصی بر مردم و انحراف در دین!
    این را بدان علی (رضی الله عنه) مردی نبود سکوت پیشه کند، چون دست پرورده رسول الله بود و ایشان در تبعید و حتی در نیت ترورش هم فقط حق را گفت. مشکل خلفای راشدین و خصوصا علی خلافتشان نبود بلکه دورویانی بود که فقط کینه تورزی می کردند تا این دین به ما نرسد! یا اگر رسید تردید و دشمنانه برسد.
    ایمیلتو بذار تا کمی از کتابهای منطقی را برایت میل کنم و آن ها رو بخوان ، ضرر نمی کنی!

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۲:۴۱ ب.ظ:

    @شهاب, اول اینکه در زمان حضرت پیامبر (ص)دشمنان جلوی چشم پیامبر مسلمانان را مورد آزار و اذیت و فحاشی و … قرار می دادند و حتی خود حضرت پیامبر (ص) را هم مورد آزار و اذیت قرار می دادند آیا پیامبر توانایی این کارو نداشت که در مقابلشون دفاع کنه؟ کسی که شق القمر می کنه براش از بین بردن مشرکین مثل آب خوردنه ولی پیامبر باید با استفاده از قدرت مردم اینکارو بکنه نه با چیز دیگه. چون خداوند اینو می خواد.
    در رابطه با شهادت حضرت زهرا باید خدمتتون عرض شود که اول اینکه حضرت علی(ع) پس از شهادت حضرت پیامبر (ص) قول داده بود که از خونه بیرون نیاد تا قرآن رو جمع آوری کنه.
    ثانیا حضرت زهرا خودش خواست در برابر ولایت امیرالمومنین از امام عصرش دفاع کنه.
    و اینکه حضرت علی (ع) رو دست بسته بردن.
    اگه حضرت شمشیر می کشیدن اول اینکه خونهای زیادی ریخته می شد دوم ایکه ممکن بود به فرزندان آن حضرت از ناحیه دشمن آسیبی برسه سوم اینکه حضرت جز چند تن از یارانش یاران دیگری نداشتن و این چند نفر رو هم از دست می دادند.
    حتی زبیر که از یاران آن حضرت بود شمشیر کشید حضرت با این کار زبیر مخالفت فرمودند.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۶:۴۳ ب.ظ:

    @شهاب, سلام برادر؛ ایمیل من saba_5824@yahoo.com
    ضرر نداره ممنون میشم لطف کنی. برای فهمیدن راه درست از هر پتانسیلی باید استفاده کرد.

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۲:۳۸ ب.ظ:

    @شهاب, می خوای آدرس کتابارو بدونی ایمیل بده برات بفرستم بخون از کتب معتبر اهل سنت که چقدر آیه در مورد حضرت علی(ع) اومده و همشون تو کتب شما نوشته شده اینارو که ما ننوشتیم ما هم جعل نکردیم. بزرگان اهل سنت نوشتن و جدیدن برای حفظ آبرو داران این احادیثو جمع آوری میکنن.
    اصلا با وجود کتب اهل نست نیازی به جعل احادیث نیست.

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۵۶ ب.ظ:

    @شهاب, بعد از این که حضرت موسی (ع) از طرف خدا مامور شد به مدت سی روز به کوه طور برود آن حضرت برادرش هارون (ع) رابه جای خود دربین بنی اسرائیل انتخاب کرد ولی وقتی خداوند غیبت حضرت موسی(ع)را ده روز دیگر اضافه کرد سامری بنی اسرائیل را گمراه کرد وبنی اسرائیل گوساله پرست شدند وقتی حضرت موسی(ع) بازگشت ودید بنی اسرائیل منحرف شدند الواح مربوط به تورات را از خشم شکست وبه برادرش هارون(ع) حمله کرد که تو چرا جلوی انحراف بنی اسرائیل را نگرفتی؟هارون (ع)فرمود برادر سر وریش مرا نگیر من ترسیدم بین بنی اسرائیل اختلاف بیفتد وتو بگویی بین بنی اسرائیل تفرقه افکندی ؟ علت سکوت امیرالمومنین(ع) در ماجرای سقیفه نیز درست مثل عملکرد هارون می باشد چه پیامبر گرامی اسلام(ص) هم قبل از رحلت اخبار غیبی را به آن حضرت گفتند وفرمودند که برای حفظ اسلام اگر یارانی فداکار یافتی باآنان مقابله کن وگرنه سکوت کن تا اهل بیت ویاران اندک تو که از شماره ی انگشتان یک دست کمتر بودند جانشان حفظ شود (ووعدنا موسی ثلاثین لیله واتممنها بعشر فتم میقات ربه اربعین لیله وقال موسی لاخیه هارون اخلفنی فی قومی واصلح ولا تتبع سبیل المفسدین)اختلاف سنی وشیعه در چیست ؟شیعیان میگویند طبق عقل وقرآن جانشین پیامبر مانند پیامبر از طرف خدا تعیین می شود وامام نیز باید مثل پیامبر معصوم باشدولی اهل سنت امام را مانند یکی از افراد معمولی جامعه دانسته وقائل به عصمت امام نیستند بنابراین هرکسی که مانند خلفای اموی وعباسی وحتی ترکان عثمانی که قدرت سیاسی ونظامی دارند حق دارند خود را امام خلیفه یا اولوالامر مسلمین بنامند ومسلمین هم طبق این استدلال موظف به اطاعت از آنها می باشند بهتره به جای اینکه آسمان وریسمان ببافی کمی فکر کنی وراه را پیدا کرده ودردنیا وآخرت رستگار شوی انشاءالله

    [پاسخ]

  10. مجید گفته است :

    دوستان گرامی و خوانندگان محترم مطالب این صفحه خواهش میکنم برای پاسخ دادن با رعایت ادب و احترام و مطالعه شده کم نگذارید
    برای اطلاع از چگونگی ارتباط حضرت علی (ع) با خلفا و دلیل سکوت ایشان به خطبه ۶۲ نهج البلاغه مراجعه کنید

    [پاسخ]

    احمد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۷ام, ۱۳۹۱ ۹:۲۶ ق.ظ:

    @مجید,
    عزیزم نامه ۶۲ نهج البلاغه دوستان دقت کنید ((نامه ۶۲))

    [پاسخ]

  11. مجید گفته است :

    ترجمه نامه ۶۲
    (نامه به مردم مصر، که همراه مالک اشتر در سال ۳۸ هجرى فرستاد)
    ۱ مظلومیّت امام در خلافت
    پس از یاد خدا و درود خداوند سبحان محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را فرستاد تا بیم دهنده جهانیان، و گواه پیامبران پیش از خود باشد. آنگاه که پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم به سوى خدا رفت، مسلمانان پس از وى در کار حکومت با یکدیگر درگیر شدند. سوگند به خدا نه در فکرم مى ‏گذشت، و نه در خاطرم مى ‏آمد که عرب خلافت را پس از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم از اهل بیت او بگرداند، یا مرا پس از وى از عهده دار شدن حکومت باز دارند، تنها چیزى که نگرانم کرد شتافتن مردم به سوى فلان شخص بود که با او بیعت کردند. من دست باز کشیدم، تا آنجا که دیدم گروهى از اسلام باز گشته، مى‏ خواهند دین محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را نابود سازند، پس ترسیدم که اگر اسلام و طرفدارانش را یارى نکنم، رخنه‏ اى در آن بینم یا شاهد نابودى آن باشم، که مصیبت آن بر من سخت‏تر از رها کردن حکومت بر شماست، که کالاى چند روزه دنیاست و به زودى ایّام آن مى‏ گذرد چنانکه سراب ناپدید شود، یا چونان پاره‏ هاى ابر که زود پراکنده مى‏ گردد. پس در میان آن آشوب و غوغا بپا خاستم تا آن که باطل از میان رفت، و دین استقرار یافته، آرام شد.

    [پاسخ]

  12. مجید گفته است :

    آنان که انتظار دارند قهرمانی مثل علی، شمشیری را که بر گردن کافران در بدر و احد و احزاب کشید، پس از رحلت پیامبر، همان شمشیر بر گردن مسلمانان فرود آورد، هرگز تاریخ اسلام را بررسی نکرده و از شرایط آن روز آگاه نیستند، آنان نه اسلام شناسند و نه علی شناس.

    [پاسخ]

  13. حامد گفته است :

    با سلام
    لطفا جواب منو در این مورد بدهید.
    جریان غدیر خم را قبول دارین یا نه؟
    به گفته شما حضرت پیامبر(ص) ابوبکر رو به قار برده در حالی که قرآن میگه آن دو به قار رفتن.
    اگه حضرت پیامبر(ص) ابوبکر رو به قار برده چرا خلیفه دوم و سوم رو با خودش به قار نبرده.چرا حضرت علی(ع) رو به جای خودش تو تخت خوابش خوابونده.
    در ضمن شما که معاویه رو واسه خودتون خلیفه می دونین مگر معاویه و پدرش ابوسفیان از دشمنان درجه یک اسلام نبودن.
    شما که عایشه رو ام المومنین می نامید. مگر قرآن نگفته که ای زنان پیامبر در خانه هایتان بنشینید و با مردم از پشت پرده حرف بزنید.
    نه اینکه سوار بر شتر شده و به جنگ امام عصر خود بشتابید.
    چرا پس از شهادت حضرت پیامبر(ص) ابوبکر و عمر را در کنار آن حضرت دفن کردن؟ با اجازه چه کسی؟به چه حقی؟
    مگر قرآن نگفته بدون اجاره حضرت رسول اکرم وارد خانه اش نشوید.اینها از چه کسی اجازه گرفتن.
    چرا شخصیتی مثل آقای تیجانی پس از سالها سنی بودن با مطالعه و تحقیق شیعه می شه؟
    اگر میشود کتابهای( قدیمی لطفا نه جدید) معتبر اهل سنت رو برای من میل کنید ممنون می شوم.
    اگر بخواهبد با سند از کتب اهل سنت بهتون نشون میدم که حق با کیست.
    در ضمن مناظراتی که در وبلاگ بنده هست رو یک نگاه بندازید لطفا

    [پاسخ]

    م. پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۳ ب.ظ:

    @حامد,
    سلام آقا حامد گل
    ایمیلت رو بنویس

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۹:۲۷ ق.ظ:

    hamedbigdeli66@yahoo.com

    [پاسخ]

    راز پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۴۶ ق.ظ:

    @حامد,
    اینکه کسی بیاد از مذهبش دست بکشه و به فرقه دیگه بره که دلیل نمیشه بر صدقش
    اگه این طوریه تا منم برات لیست کنم اسم افرادی که شیعه بودن و سنی شدن اینکه نشد دلیل . من میتونم به جرات بگم که سنی که تو ایران زندگی میکنه بشیتر از یک شیعه تو همردیف خودش در باره مذهب تشیع میدونه چون شب و روز تو تلوزیون یاکتاب های مدرسه درباره این مسایل خونده و شنیده ولی شما به عنوان یک شیعه که حداقل باید یه سری اطلاعات در باره مذهب هم آیینت رو بدونی چیزی از کتاب هاشون رو خوندی؟ نه چون کتابی ندیدی که درباره اینا باشه چرا یه سری چیزا خوندی ولی کجا تو کتابای تشیع پس اگه میخواهیم درباره یه سری چبزا صحبت کنیم که بر میگرده به اسلام و اعتقاد چند نفر حداقل کاری که میتونیم بکنیم اینه که یه چیزی رو درباره طرف مقابلمون بدونیم نه این که بشینیم و هرچی تو ذهنموم اومد بدون یک ذره اندیشه بنویسیم.
    یک سری بحث و جدل تاریخی هست بین دو مذهب که فکر نکنم خلاصی داشته باشه. مثلا امامت که جز اصول مدهب تشیعه و بحث و جدل هایی درباش شده که من خودم کتاب دکتر شریعتی رو خوندم قانع شدم.
    حالا یک سنی بلند شه یک هفته کتاب بنویسیه درباره امامت کاری کرده بس واهی یا شیعه بلندشه در مقابلش تا میتونه ناسزا بگه به عمر و روز مرگش رو عید فاطمه یا نمیدونم چی بذاره که دلش خنک شه.
    من مخالف صد در صد این جور بحثام بعد ۱۴۰۰سال به جایی نرسیده و نخواهد رسید پیامبر میفرماید اگه کسی دست به کارهای بیهوده بزنه باید جواب پس بده.
    اگه بشینیم و صده های نخستین اسلام رو ببینیم و دربارش تحقیق کنیم میبینیم چه شکوه و عزمتی که اسلام داشته توی همون صده های نخسته که امام ابو حنیفه و امام شافعی شاگرد مکتب امام صادق بودن حالا نمیدونم چی شده اون موقع که ابو حنیفه و امام صادق در کنار هم بودن درباره این جور مسایل دعوا نمی کردن و لی ما الان شدیم کاسه از آش داغ تر و کتاب مینویسیم در رد همدیگه اون موقع یک یهود یا مسیح یا لامذهب به خودش جرات نمیداد که نگاه چپ به اسلام بکنه ولی حالا چی چندتا آدم بلند شدند دارن تو اسلام جولان میدن تقصیر کار کیه؟ تویی که اینجا نشستی ۲ کتاب مذهبی خوندی و هی لج همدیگه رو در میاری بخدا هممون بابت این کارامون مسئولیم
    ابن سینا اگه نشسته بود مثل من یا تو این کارا رو کرده بود الان من یا شما نمیگفتیم کتاب یه ایرانی داره تو فرنگ تدریس میشه پس به امید اسلامی بزرگ ان الدین عندالله السلام نه ان الدین عندالله شیعه یا سنی
    اینا همش دسیسه غربه که مسلمونا تو همون مسایل اولیه دینشون بمونن چون یک چشمه از عزمتش رو دیدن.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۰۳ ق.ظ:

    @راز, دعوا بده؛ توهین و افترا بده؛ ناسزا بده ؛ با هرکی باشه؛ ولی مباحثه عیبی نداره ؛ حتی شیعه از کتاب خودش و سنی از کتاب خودش ببینیم کدوم کتاب محکم تره ؛
    حالا ببین : شاگردان امام صادق(ع) زمانی که در کنار حضرت بودن توان مناظره و به قول شما دعوا نداشتن ؛ یعنی در این حد نبودن؛ بعد از امام بوده که این جسارت رو پیدا کردن و مذهب واسه خودشون راه انداختن.
    عزیزم اوج عظمت اسلام کجا بود؟ یهود و مسیح و لامذهب جرات نمی کردن نگاه چپ به اسلام و مسلمونا بندازن، ولی بچه های پیامبر اسلام(ص) یکی یکی به دست مدعیان دروغین خلافت مسلمونا به شهادت می رسیدن و اهل سنت دقیقا برای کسانی که به اصل اسلام ضربه زدن احترام قایلند. ما و شما که دوره پیامبر و امامان رو درک نکردیم اگه با شنیدن یک حرف از فردی که عادل میدونیم راه رو انتخاب کنیم اگه به خطا رفته باشیم فقط ساده اندیشی بوده اما اونی که با پیامبر(ص) بوده و زندگی کرده اونی که حرفهای پیامبر رو شنیده اگه خلاف گفته ایشان عمل کنه حتما منافقه ؛ حتما سوء نیت داره
    اصل مطلب اینکه پیامبر(ص) بارها و بارها و به شکلهای مختلف و در زمان و مکانهای مختلف حضرت علی(ع) رو بعنوان جانشین خودش معرفی کرد. پیامبر(ص) معصوم بود و حرفش حرفی بود که از جانب خدا بود. صحابه هم می شنیدند به دفعات. حجت بر آنها تمام شده بود. اما بعد از پیامبر(ص) حرفش روی زمین ماند. کسی از صحابه که این کار رو کرد حتما منافق بوده
    حالا من میگم مطمئنم که علی (ع) بهترین فرد برای خلافت و امامت بوده و باید پیرو اون باشم. اما توی این پیروی چقدر درست عمل کنم خدا می دونه و همیشه از خدا می خوام منو هدایت کنه تا راه علی(ع) رو برم که همون راه پیامبر(ص) و همون چیزیه که خود خدا می خواد.
    فکر میکنم اصل موضوع برای من اینطوری حل شده خواهد بود و نیازی نمی بینم کتاب کسانی رو بخونم که صلاحیت ندارن فتوا بدن یا رهبری افرادی رو بعهده بگیرن؛ فکرکن محضر امام صادق(ع) رو درک کرده باشه و عالم تر از ایشون نشناسه اونوقت واسه خودش مذهبی درست کنه که … حالا اگه واقعا یک منطق اصولی رو بر اون کار برخی از صحابه و این کار شاگردان امام صادق(ع)حاکم می بینی برای من هم بگو ممنون

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۶:۲۵ ب.ظ:

    در ضمن منصور عباسی به خاطر کینه ای که از آل علی (ع) در دل داشت تصمیم گرفت در مقابل مکتب جعفری برای خودش یه مکتب درست کنه که با هزاران حیله و وعید تونست شاگردان امام صادق که الان از آنها به عنوان امام در میان اهل سنت یاد می شود رو فریب بده و چهار مذهب در مقابل مکتب جعفری بوجود بیاره.

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۱:۲۲ ق.ظ:

    حرفهای پیامبر مثل وحی هستند اما زمانی که با آیات قرآن منافات نداشته باشند و مطابق قرآن باشند در غیر اینصورت دروغهایی بیش نسبت به خدا و رسولش نیستند که نمیپذیریم. لازمم نیست انقد جولان بدی و داستان بنویسی، فقط و فقط یک آیه صریح از قرآن بیار که گفته باشه علی(رض) خلیفه و جانشین محمد(ص) و جانشینی بعد از پیامبر منصوص از جانب الله(جل) و دیگر مسلمانان شایسته این مقام نیستند!!!. در ضمن ما نگفتیم ابوبکر رو خدا و پیامبر جانشین کردند بلکه با استناد به آیه و امرهم شورا بینهم، میگیم ابوبکر رو مردم انتخاب کردند. که با آیه قرآن منافاتی نداره اگه داره آیه رو از قرآن در بیار

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۴ ب.ظ:

    @محسن, اگه تو قرآن اومده بود که تو و امثال تو الان نمی تونستین کل کل کنین؛ ولی قرار نیست هرکی هرچی دوست داشت از آیه قرآن برداشت کنه. عزیز دلم آیه می گه در امورشان با آنها مشورت کن .خطاب به پیغمبره. در همه امور نمی شه مشورت کرد. طرف مشورت باید عالم باشه به امری که ازش نظر خواستن. این آیه خطابش به پیامبره.
    دوم اگه اون جریان مسخره سقیفه رو شما مشورت می دونین خوب باشه ولی بگو ببینم کی با کی مشورت کرد؟ گزینه های طرفهای مشورت چه کسانی بودند؟ چه انتخابهایی می تونستن بکنن؟ آزاد بودن یا نه؟
    وقتی آیه قرآن در روز غدیر خم نازل می شه که امروز دینتان را کامل کردم برای چیه؟ برای جانشین معرفی شدن حضرت علی(ع)؛
    یک بحث دیگه پیغمبر (ص) گفت دو چیز در میان شما قرار میدهم کتاب خدا و عترتم. عترت یا همان اهل بیت از قرآن جدا شدنی نیستند (به گفته پیامبر ) پس باید معصوم باشند. پس پیروی از اهل بیت پیامبر و قرآن هر دو یک معنی دارد. بر اساس تایید هر عقل سلیم پیروی از معصوم واجب است چون راهی غیر از راه خدا نخواهد رفت. ولی غیر معصوم احتمال اشتباه دارد. یعنی حتما اشتباه خواهد داشت وگرنه او هم معصوم می بود. در هیچ جایی نشنیده و نخوانده ایم که ابوبکر، عمر یا عثمان معصوم باشند. لذا در زمان حیات حضرت علی (ع) اطاعت و پیروی از ایشان واجب بوده و نیازی به مشورت نداشته است. با عنایت به اینکه در روز مباهله حضرت علی (ع) نفس پیامبر(ص) خوانده شده است جای هیچ شک و شبهه ای نمی ماند که هیچ کس بعد پیامبر(ص) لیاقت جانشینی ایشان را نداشته مگر علی (ع)
    تو خواه از سخنم پند گیر خواه ملال

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۳ام, ۱۳۹۱ ۸:۱۷ ق.ظ:

    @مجید, خب شما نخوندی که ابوبکر و عمر و عثمان معصوم بودن راسته ماهم نخوندیم ولی آیه ای رو که گفته علی و فقط ۱۱ نفر اختصاصا از اهل بیت و امام زمان ۱۲۰۰ ساله معصوم هستند رو بنویس تا ما هم بخونیم و مومن به افکار و تخیلات شما باشیم

    مجید پاسخ در تاريخ خرداد ۳ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۳۰ ق.ظ:

    محسن جون مگه این آیه ۳۳ سوره احزاب رو نخوندی؟
    “انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا”

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۸ ق.ظ:

    ما شیعیان به کسی ناسزا نمی گوئیم. و اگر هم می گوئیم به خاطر اینکه خود صحابه به هم دیگه ناسزا می گفتن.
    مگه شما تو کتاباتون ندارین که پیامبر (ص) فرمودند: صحابه من مانند ستارگان هستند که به هرکدومشون اقتدا کنید هدایت می شوید.
    ما هم به اونا اقتدا کرده ناسزا می گوییم تا هدایت شویم.
    مثلا عایشه پس از مرگ برادش محمد به دست عثمان همیشه به عثمان می گفت کفتار پیر و …و آرزوی مرگ عثمان رو داشت.
    ما مقصر نیستیم برید مقصر اصلی رو تو کتاباتون پیدا کنید.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۰۸ ق.ظ:

    @حامد, سلام
    آدرس وبلاگت رو ننوشتی مهمون نمی خوای؟

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۱ ق.ظ:

    @حامد جان ترمز, مردم کوفه ایرانیان نیمه مسلمان و به ظاهر اسلام آورده و در فکر انتقام بودند و عده ی مادن عربهای مسلمان و متاثر از ثروت و مقام ایرانیان بودند! بیا و این را در نهج البلاغه بخوان و فتنه ها از آن زمان دست ما ایرانی ها بوده !؟
    نهج البلاغه که نشد قرآن! از قرآن تفسیر من در آوردی می سازن میدن دست مردم عوام بی سواد! چه برسه نامه های علی کرار رو که زنده بود دشمن ایرانی داشت چه برسه الان!؟
    بعدشم ما با علی مشکل نداریم با کسانی مشکل داریم که به ظاهر او را مدح می گویند و در عمل ضد اعمال او هستند!؟
    برام جالبه اینجا حقیقت مساله هست یا منادیش؟؟؟؟
    و اگر منادی هم سهیم باشد بعد پیامبر کم نبودند از این منادیان!

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۷ ق.ظ:

    @شهاب, این فایلا رو که واسه بنده فرستادیدو تا حدودی نگاه کردم ولی چیزی جز چرت و پرت گیرم نیومد.همش مزخرفه.
    ولی من برات یه فایل می فرستم حتما بخون و برو با سند از کتب اهل سنت پیداشون کن.
    تو رو به اون خدایی که به ظاهر می پرستی. برو کتابای قدیمی اهل سنت رو با کتابای جدیدی که داران به خوردتون می دن ببین. خودت شرم می کنی به ابوبکر بگی صدیق یا به عمر بگی عمر فاروق.
    برو آرزوهای ابوبکر و عمر رو ببین واقعا آدم صدیق یه همچین آرزویی می کنه.
    در ضمن این کتابهایی که برا بنده فرستادین اصلا از احادیث شیعه استفاده نکرده. هر چی هست از روایات اهل سنته.
    ما شیعیان هر چی می گیم با سند از کتب شما اهل سنت می گیم ولی شما اهل سنت فقط از کتابهای خودتون تعریف و تمجید می کنید.

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۶:۳۷ ب.ظ:

    @شهاب, کتاب خدمات متقابل اسلام وایران نوشته ی استاد مطهری را مطالعه کن تا بدونی ایرانیان هرگز به زور اسلام نیاوردند وپس از اسلام آوردن تمام سعی وتلاش آنها در بسط وگسترش اسلام ونشر فرهنگ اسلام بوده وبنابر اقرار غربیان مهمترین ملتی که اسلام آوردند ایرانیان بودند که نه تنها اسلام آوردند بلکه سبب پیشرفت اسلام در اقصی نقاط دنیا شدند شاهد آن هم اسلام آوردن ترکان در دوره ی سامنیان ومسلماان شدن مردم اندونزی و مالزی به دست تجار وبازرگانان ایرانی نه بازور شمشیر واین خود تو دهنی محکمی به غربیها است که ادعا می کنند اسلام با زور شمشیر پیش رفت تا به این وسیله بگن در اسلام منطق وانتخاب جایی نداردواین که تو در مورد ایرانیان این حرف را می زنی ناخواسته حرفهای غربیان راتایید میکنی واین ظلم بزرگی به اسلام وایرانیانی است که با علاقه و آغوش باز اسلام را پذیرفتندودرست که ایران باجنگ فتح شد ولی ایرانیان هرگز مجبور به پذیرش اسلام نبودندچه اگر این طور بود پس از استقلال از اعراب که دو سه قرنی هم بیشتر نبود باید به فکر باز گشت به دین آباءواجدادیشان می بودند که نه تنها این کار را نکردند بلکه به گسترش اسلام کمک شایانی کردندتاجایی که حتی فاتحان مغول تحت تاثیر فرهنگ والای ما مسلمان شده ودر اسلام ذوب شدندواگر استعمار سیاه انگلیس وفرانسه نبود شاید الآن بیشتر مردم دنیا اسلام را می پذیرفتندواکثریت جمعیت جهان اکنون مسلمان بودند.

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ خرداد ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۴ ب.ظ:

    @alireza, عزیزم حرفهای من رو درک نکردید! اسلام آن عصر عثمانی ها بودند نه صفویان!
    مگه من منکر اسلام آوردن ایرانیان به خواهان خودشون شدم؟
    عرض بنده اینه که اسلام در ایران به انحراف کشیده شد تا امپراطوری اسلام دست ایران نیفته

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۴۸ ق.ظ:

    @شهاب, عثمانی ها حدود هفتصد سال پیش با براندازی روم شرقی تاسیس شدند ومبلغ تسنن بودند وتشیع از ابتدا در ایران رواج داشت منتها صفویه با رسمی کردن مذهب تشیع باعث نوعی انسجام ووحدت در بین ایرانیان شدوقدرتی در مقابل عثمانی ها به وجود آورد تا مانع تحت سلطه شدن ایران توسط عثمانی ها شود اما اگر از سابقه ی تشیع بخواهی ولادت تشیع همزمان با ظهور اسلام بوده است چه اولینوفداکارترین فرد در راه اسلام بعد از رسول گرامی اسلام همانا علی (ع) بودند واین مورد اتفاق شیعه وسنی است داستان جالبی هم از زمان هارون نقل شده که شنیدن آن خالی از لطف نیست می گویند درآن زمان علمای سنی برای بحث ومذاکره با بزگان شیعه در قصر هارون الرشیدحاضر شده بودند دراین موقع بهلول که از شاگردان امام کاظم (ع)بود وبه دستور آن حضرت وبرای این که به تشیع متهم نشود خودرا به جنون زده بود وارد شدودر قصر هارون کفشهایش را زیر بغل زد و وارد شد حاضران که از افراد بزرگوسرشناس بودند این کار بهلول را نوعی اهانت به خود تلقی کرده واعتراض کردند که مگر مادزد هستیم که تو کفشهایت را با خودت آوردی؟بهلول گفت آخر شنیده بودم که در زمان پیامبر یک نفر شافعی کفش های پیامبر را دزدید.در این وقت عالم شافعی که عصبانی شده بود ریاد زد ای مرد چرا دروغ می گویی؟در زمان پیامبر که شافعی وجود نداشت!بهلول گفت نه ببخشید مالکی بوده عالم شافعی گفت آخر در آن زمان شافعی هم نبوده!بهلول گفت شاید زیدی بوده وعالم زیدی هم اعتراض کرد که دروغ است وآن زمان فرد زیدی وجود نداشته استودرآخر بهلول گفت پس حتما”حنبلی بوده است وعالم حنبلی هم گفت دروغگو درآن زمان حنبلی هم نبوده است در این موقع بهلول روبه خلیفه کرد وگفت ای خلیفه ملاحظه کردید که این عالمان اقرار کردند که در زمان پپامبر اسلامٌ(ص) نه حنبلی نه شافعی نه مالکی نه زیدی و… وجود نداشتند ومذاهب آنان جدید است ولی آیا می توانند بگویند علی (ع) وشیعه وجود نداشته شیعیانی مانند ابوذر مقداد سلمان و…؟
    ثانیا”شما حرف خودت راکه گفتی ایرانیان نیمه مسلمان که منتظر انتقام بودند را فراموش کردی و حرف جدیدی زدی اگر شیعه مذهب انحرافی محسوب بشه پس نعوذ بالله باید درمسلمانی حضرت زهرا(س)که نخستین مدافع ولایت علی(ع)وشهید راه ولایت بود هم باید شک کرد.بهتره شما قبل از هر چیز انحراف را تشخیص بدهی وبعد منحرف را معرفی کنی وبدان اگر واقعا”وبدون تعصب راه اسلام وحق رو ادامه بدهیم یقینا” خداوند مارا هدایت خواهدکرد همان طور که اصحاب کهف ویا جادوگران زمان حضرت موسی (ع) هدایت شدندوبه رستگاری رسیدند.

    [پاسخ]

  14. حامد گفته است :

    خوشحالم از اینکه خودتون اعتراف کردین که رئیس مذهب اهل سنت از شاکردان مکتب جعفری (محمدی) بوده اند.
    لطفا به مناظرات بین امام صادق و ابو حنیفه یه نگاه بندازید.
    خود ابو حنیفه می گه فقیه تر از امام صادق (ع)من ندیده ام.
    در ضمن چرا فرزند رسول خدا را رها کرده و به اطرافیان می نگرید. مگر پیامبر همیشه نمی گفت اهل بیت من. اهل بیت من.
    همه ما باید جوابگو باشم در مقابل این نعمتها.
    همانطور که ابو حنیفه از امام صادق (ع) پرسید در قرآن آمده است از نعمت هایی که به شما داده ایم بازخواست می شوید منظور چیست.
    امام صادق(ع) فرمودند منظور از نعمت ها ما اهل بیت عترت و طهارتیم.

    [پاسخ]

  15. جواد گفته است :

    « آیات قرآن کریم درباره امام علی (ع) »

    « مقـدّمــه »

    پژوهش گر جویای رابطه میان امام علی(ع) و قرآن کریم ، گاهی نوشتن و جمع آوری قرآن به اهتمام امام علی(ع) را می کاود ، و گاهی به تفسیر امام (ع)

    درباره شأن نزول و تأویل آیات قرآن می پردازد، که آن حضرت ، خود ، فرمودند :

    « سلونی عن کتاب الله فوالله ما من آیه الا انا اعلم ابلیل نزلت ام بنهار، ام فی سهل ام فی جبل » [۱]

    « از من درباره کتاب خدا بپرسید که به خدا سوگند هیچ آیتی نیست
    مگر آنکه می دانم در شب نازل گشته است یا در روز، در دشت فرود آمده یا در کوه. »

    گاهی نیز محقق، موضوع تجسم قرآن در علی (ع) را از بعد عقیده و رفتار بررسی می کند، که پیامبر اکرم(ص) فرمودند :

    « علی مع القرآن و القرآن مع علی لن یفترقا حتی یردا علی الحوض » [۲]

    « علی با قرآن است وقرآن باعلی، هرگز از هم جدا نشوند تا در حوض کوثر نزد من آیند. »

    در بحث حاضر تنها به برخی از آیات نازل شده درباره آن حضرت (ع) ، که ما به آنها دست یافته ایم ، اشاره می کنیم ؛ زیرا خطیب بغدادی در تاریخ خود از ابن عباس

    روایت کرده که سیصد آیه درباره امام علی(ع) نازل شده است. [۳]

    همچنین شبلنجی از ابن عباس نقل می کند که آن مقدار از کتاب خدای متعال که درباره علی(ع) نازل شده ، درباره هیچ کس نازل نشده است. [۴]

    در مجموعه حاضر ، آیاتی را که به گونه ای در ذیل عنوان امام علی (ع) در قرآن قرار می گرفتند ، در دوازده دسته طبقه بندی کرده ایم . در ذیل هر دسته

    به آیاتی اشاره کرده ایم و آن گاه شأن نزول یا ماجرایی را آورده ایم که به امیرمؤمنان(ع) مربوط می شده است. مدارک ما در این بحث، مهم ترین مصادر تفسیری

    و روایی مکتب خلفا و اهل بیت(ع) است.

    ________________________________________

    [۱] . متقی هندی، علی، کنزالعمال، ج ۲، ص ۲۵۸-۲۵۷٫
    [۲] . حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص۱۲۴٫
    [۳] . خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج ۶، ص ۲۲۱٫
    [۴] . شبلنجی حنفی، نورالابصار، ص ۷۳٫

    [پاسخ]

  16. محسن گفته است :

    باسلام خدمت شما برادر گرامی
    متاسفأنه بیشتر این بحث وجدلها که به قول شما تمومی هم نداره منشأش در واقع پایین بودن سطح مطالعات قرآنیمونه.تکیه بیش از اندازه به روایتهای تاریخی که احتمال ضعیف بودنشون هم زیاده برای اثبات گفته هامون در بیشتر مواقع نمیتونه مارو به حقیقت برسونه.این قرآنه که از هر گونه عیبی مبراست وفاصله گرفتن از اونه که باعث میشه همیشه سرگردانو حیران باشیم.قرآن برای این نیست که ما از طریق اون بخوایم مذهبی رو تأیییدیا رد کنیم بلکه باید از آن به عنوان یک وسیله که مارو به سعادت در دنیا وآخرت میرسونه بنگریم.کاری که رسول خدا(ص)واصحاب گرامیشان انجام دادن وماهم باید پیرو این بزرگان باشیم واز هرگونه فتنه افکنی خود داری کنیم.باتشکر

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۶:۲۷ ب.ظ:

    اهل سنت که معتقدن قرآن بدون سنت قابل فهم نیست.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۴۱ ق.ظ:

    @محسن, من هم همین عقیده رو دارم. کاملا مشخصه از قرآن میشه اصل راه رو پیدا کرد. یک شیعه داریم و یک سنی اون بالاتر علی رو داریم با ابوبکر. انتخابش هم با خودمونه . اگه از قرآن چنین برمیاد که علی بهتره یا ابوبکر باید به همون طرف بریم. حالا اینکه پیروان علی یا ابوبکر در حال حاضر چطور رفتار میکنن حرف دیگه ای هست. اصل مذهب که نباید زیر سوال بره. آدم اگه خیلی جوش میزنه برای دین و مذهبش باید چیزهای نادرست رو سعی کنه درست کنه . « و دیگر هیچ »

    [پاسخ]

  17. حامد گفته است :

    یه جک از یحیی بن اکثم
    جبرئیل نازل شد و به حضرت پیامبر(ص) فرمود:
    یا محمد(ص) خداوند به تو سلام می رساند و می گوید:

    من از ابوبکر راضی هستم. از او بپرس که آیا او هم از من راضی است.

    سیره پیشوایان، ص ۵۴٢ (نویسنده مھدی پیشوائی)

    [پاسخ]

  18. شهاب گفته است :

    سلام هرکی می خواد مطالعه بیشتری درباره اهل سنت داشته باشه ایمیلش رو در جوابم بگذاره تا اطلاعات درستی براش بزارم.

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۲:۰۸ ب.ظ:

    @شهاب, چطور به کسی که بیشتر عمرش رو تو شرک گذرونده می گین صدیق.
    ببین این آرزوی خلیفه اول و خلیقه دومه که به سند معتبر از کتب اهل سنت نوشته شده:
    ابو بکر از جایی می گذشت ، پرنده ای را دید که بر شاخه درختی نشسته است ، گفت : خوشا به حالت ، بر شاخه درخت می نشینی ، از میوه درخت می خوری ، پرواز می کنی و ھیچ حساب و کتابی نداری ، ای کاش من ھم مثل تو بودم ، به خدا سوگند ، دوست داشتم خدا مرا بسان درختی بر کناره راه می آفرید تا شتری از کنار من می گذشت و مرا در دھانش می گرفت و می جوید و می بلعید سپس به صورت پشگل از شکمش خارج می کرد و انسان نبودم !!! .

    عمر نیز گفته است : ای کاش قوچ خاندانم بودم تا در حد توانشان چاقم می کردند و بعضی از بدنم را کباب و بعضی را خشک می کردند و می خوردند ، سپس به صورت عذره دفع می کردند و انسان آفریده نمی شدم .
    ابو الدرداء می گوید : ای کاش ھمانند درختی بودم که قطع می شود و بشر آفریده نمی شدم.
    منابع:
    الزھد ، ھناد بن السری الکوفی ، ج ١ ، ص ٢۵٨ ، ح ۴۴٩ ، باب من قال لیتنی لم أخلق ، ناشر : دار الخلفاء للکتاب الإسلامی – الکویت – ١۴٠۶ ، الطبعه : الأولى ، تحقیق : عبد الرحمن عبد الجبار الفریوائی و حلیه الأولیاء وطبقات الأصفیاء ، أبو نعیم الأصبھانی ، ج ١ ، ص ۵٢ ، دار النشر : دار الکتاب العربی – بیروت – ١۴٠۵ ، الطبعه : الرابعه و شعب الإیمان ، أبو بکر البیھقی ، ج ١ ، ص ۴٨۵ ، ح ٧٨٧ ، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت – ، ١۴١٠ ، الطبعه : الأولى ، تحقیق : محمد السعید بسیونی زغلول و جامع الاحادیث ، جلال الدین السیوطی ، ج ١٣
    . ص ٣١

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۴۱ ب.ظ:

    @حامد عزیز, شما رقابتی سخن می گویید نه منطقی، بحث من با شما فقط برای اثبات واقعیت است مگر نه شما را با هر دیدگاهی باشد محترمید و باید زندگی کنیم و آخرت جواب ما می دهد.بزرگانی هستند نه عمر شندیده اند نه علی و نه دین آنها را لیک ممکن است در بهشت در کنارشان باشند و ما در حصرت آنها!
    خوب مگر علی نبود که فرمود به خدا سوگند که خلافت نزد من مثل آب چرکینیست که از دماغ بز بیرون می آید و چون شما مردم بر من اسرار می ورزید می پذیرم هر چند پشیمان می شوم چون شما بر من می شورید!؟
    پس این کفر عظیم علی را چه کنیم! آن ۳ تن دوست نداشتند انسان باشند چون انسان بودن وظیفه بس سنگینیست!
    اما علی حکم الله را که محمد به وی داده یعنی ولایت مطلق خدا از پیامبری به امامت را آب چرکین بز دانسته! دستور الله را کثیف دانسته!
    جواب این را بیاب و باآن جواب بالایها رو پیدا می کنی!
    جدولی ست سخت پیچشده ولی دروغها معلومند این تویی که دوست نداری ببینی چون ممکن است فکر کنی آرزوهایت و دینت زیر سوال آید و از علی کم شود!!!!
    در حالی که چنین نیست و دینت پربارتر شود.به حاج آقا که در اردبیل به من گفت چرا این همه دنبال دین ما هستی دوست داری گیر بیفتی!
    ولی من به شما می گویم دوست داری دنبال دین ما بیایی یا الله از قرآن شروع کن بیا که آزاد می شوی

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۶:۲۳ ب.ظ:

    @شهاب, اول اینکه سند این حرفارو که نوشتی به من میل کن دوم این که اگر هم حضرت این حرفو زده باشن به خاطر گندکاری ها و بدعت هایی که از طرف خلفا به دین وارد شده بود.دینی که در آن انحراف وارد بشه که دیگه نمی شه گفت دین خدا.
    خلیفه اول از خودش گفت که پیامبر(ص) فرمودن ما پیامبران از خودمون ارث به جا نمی زاریم.
    خلیفه دوم ازدواج موقت حضرت پیامبر(ص) را که جزو سنت ایشان می باشند رو از بدنه دین حذف کرد.
    و اینکه بیت المال رو بین خودشون تقسیم می کردن. و کارهای عجیب دیگر اینکه از خودشون حدیث می بافتن و می گفتن حضرت پیامبر (ص) فرمودن.
    شما بگید آیا دینی از دین محمدی باقی مونده بود که بهش بگن دین خدا.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۶:۱۴ ق.ظ:

    @شهاب, برادر من! لطف کن بگو این جمله را از کجا در آوردی؟

    خوب مگر علی نبود که فرمود به خدا سوگند که خلافت نزد من مثل آب چرکینیست که از دماغ بز بیرون می آید و چون شما مردم بر من اسرار می ورزید می پذیرم هر چند پشیمان می شوم چون شما بر من می شورید!؟

    خوب اینکه تو عصر ارتباطات با یک جستجو همه می فهمن که یا نفهمیدی یا داری دروغ می سازی این موضوع خطبه ۳ نهج البلاغه معروف به خطبه شقشقیه اومده به این شکل:

    سوگند به خدایی که دانه را شکافت و جان را آ‏فرید، اگر حضور فراوان بیعت گنندگان نبود، و یاران حجّت را بر من تمام نمی کردند، و اگر خداوند از علما عهد و پیمان نگرفته بود که برا‏بر شکم بارگی ستمگران، و گرسنگی مظلومان، سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن ا‏نداخته، رهایش می ساختم، و آخر خلافت را به کاسه ی ا‏وّل آن سیراب می کردم. آنگاه می دید‏ید که دنیای شما نزد من از آب بینی بزغاله ای بی ارزش تر است.

    حالا از کجای این عبارات میشه استنباط کرد که حضرت
    به قول شما!!! حکم الله را که محمد به وی داده یعنی ولایت مطلق خدا از پیامبری به امامت را آب چرکین بز دانسته! دستور الله را کثیف دانسته!؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    بله عزیزم دروغها معلومند. بعضی سعی دارند با دروغگویی و بازی با برخی الفاظ واقعیت را وارونه نشان دهند که به لطف خدا موفق نخواهند شد

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۲:۰۰ ب.ظ:

    @مجید, خوب ما که شدیم دروغگو! باشه حرفی نیست
    حالا مثلا اگر حکمیت علی از الله بوده و علی و عمر حکم الله را پایمال کردند! پس این چه حکمیست که الله از انجام آن عاجز مانده! استغفرالله!!!
    بر یونس نبی و موسی و عیسی حکم خدا برگشت ناپذیر بوده و آنها را متوجه حکم خویش کرده که هرچه خدا اراده کند نشود!
    اما حکم الله در مورد علی به دست بشری چون عمر پایمال شد و خدا هیچ نکرد!
    گیریم درست، خوب شما چه چیزی به اسلام برگردانده اید! امامت را که ولایت شده و مردم رو می چاپند! یا تعقل را که حکم الله است و هیچ رعیت و آقایی بر کسی نیست برتری جز به عبادت و تقوا!
    بگو نمی خواهم ببینم آنچه را که خودم می خواهم!

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۱۷ ب.ظ:

    @شهاب, کی می گه الله عاجز مونده از انجام حکمش؟
    خدا در احوال هیچ ملتی تغییری ایجاد نمیکند تا اینکه خودشان بخواهند.
    اگر ابوبکر و عمری بودند که حق علی(ع) را پایمال کردند مردم هم بدنبالشان بودند و از آنها پیروی کردند. وقتی خود مردم نخواهند خلافت ((دقت کن)) خلافت معنی ندارد. پس امامت برای علی(ع) از طرف خدا می ماند. سکوت حضرت باعث می شود تا بهانه ای به دست دشمنان اسلام نیفتد تا تحریک شده ریشه اسلام را بخشکانند. سکوت امری منطقی بوده که برای حفظ همان تعداد مسلمان واقعی لازم بوده. اما رضایت نبوده همانطور که در خطبه های ایشان می توان دید گلایه از مردم و خلفا را.یونس اگر به شکم ماهی افتاد برای این بود که از نبوت خود کناره کشید. انبیا برای دعوت مردم بسوی خدا آمده اند و نیاز به جنگ و اصرار ندارند. مگر برای دین تهدیدی بوجود آید.
    اگر قرار بود خدا عمر را تنبیه و مجازات کند خوب نیاز به پیامبر و امام هم نداشت. عمر و خیلیهای دیگر را که بر خلاف دستوراتش عمل میکردند را عقوبت می کرد.
    و اما ولایت از امامت جدا نیست از اسلام شیعه چیزی گرفته نشده که بخواهد برگردانده شود.توی هر دین و مسلکی و هر جماعت و گروهی افراطی و تفریطی وجود دارد. اگر امروز می گویند اکثر پزشکان زیرمیزی می گیرند می شود نتیجه گرفت که پزشکی شغل کثیفی است؟
    شهب جان برادر من برای من و شاید برای همه دنیا ثابت شده و بدیهی است که به لحاظ علمی و دینی تمام کمالات معنوی انسانی علی (ع) از خلفای شما بالاتر است و اصلا آنها در حدی نیستند که بتوان با آن حضرت مقایسه کرد. به هیچ بحث تاریخی کاری ندارم چون اختلاف تاریخی را نمی توانیم حل کنیم. عللش بماند.
    اینکه شما علی(ع) را و آن سه نفر را در کنار هم قرار می دهید و می گویید خلفا به نظر من توهین است به حضرت. علی(ع) با آنهمه فضایل در کنار که نه بعد از ابوبکر! عمر! عثمان!!!!!! به کجا می روید. حالا من که می گویم شیعه هستم شاید هزار فسق و فجور بکنم مثل خیلی از سنیها که این کار رو می کنند؛ باید گفت شیعیان چنینند و سنیها چنان؟ با سفسطه و پیچاندن بحث و تبدیل بحث تاریخی و مذهبی به بحثهای سیاسی به جایی نمی رسید. برگردید به اسلام اصیل. توی اون دین هر جا بحث از جانشینی پیامبر(ص) بود نام علی(ع) بود. اون سه نفر در حدی نبودند اصلا گزینه جانشینی نبودند که حالا پیروانی داشته باشند.
    من می گم امامت و خلافت علی(ع) بعد از پیغمبر اکرم (ص) محرز و روشن تر از روز بوده است. اول خلاف این رو ثابت کنید بعد برید سر اینکه اگر علی (ع) نه پس چه کسی؟

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۶:۲۴ ب.ظ:

    @مجید جان در خدمتت هستم. جالبه فرعون با اینکه همه مصر با او بودند و ضد پیامبر یهود و لی خدا رودنیل را باز کرد و فرعون را هلاک کرد چون دین در خطر بود!
    حالا امامت یعنی چه! اگر پیشوا باشد که باید حق را بگوید و نترس باشد و مردم را آگاه کند. در غیر اینصورت تورو خدا کسی امام خدایی است آمده دین اسلام رو نگه داره! سکوت کرده مصلحته! به مردم واقعیت رو نگفته مصلحته! از جونش محافظت کرده مصلحته! پس بگو این امامی که ۳ خلیفه به اصلاح شما دست در دین برده اومده چکار کنه!!! دین رو بازسازی کنه!!!!
    نه حتما منتظر مونده قرآن پنهانی رو دوباره رو کنه روی خلفا رو سیاه کنه! مگه بزرگوار بچه بازی !
    خودت داری به اهل بیت توهین می کنی! یک یهودی هم جرأت چنین جسارتی رو نداره!
    من که گفتم بیا باسازی تاریخ رو بکنیم باشه:
    بعد از رسول خدا ، علی امام شد! خوب پیامبر نیست و علی هم رهبر (امام خلافتی به قول شما!) خوب دین الان ما با اون موقع چه فرقی کرد! آیات قرآن اضافه می شد! به ایران و رم حمله نمی کرد! بخاطر مصلحتت! اگر خلفا ضد دین بودند در برابر امپراطوریهای ایران و روم نمی ایستادند!
    نفری را مامور و علی را ترور می کردند و می گفتند کار روم است! راحت حل می شد و بخاطر استدلالهای بالایت قضیه فیصله داده می شد! راحت!
    فقط برو و سوالهای من را با کج خلقی نه ! مثل مساله ریاضی بررسی کن و همین را در کتابهایتان بگرد! مطمئنا با تناقض زیاد به جواب می رسی.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۰۷ ب.ظ:

    @شهاب, نخست اینکه خدا اگه نیل رو باز کرد و فرعون رو هلاک، در جای دیگه به قوم نوح هزار سال وقت داد.
    بعداینکه علی (ع) حق را گفت و نترسید. بارها گفت ، همه جا گفت، اما مردم نفهمیدند. خودشم کنار نکشید و هرجا که به او نیاز بود در خدمت مردم و دینش بود. اگر علی (ع) نبود عمر هلاک می شد. اون سکوتی که شما چندین باره داری تکرارش میکنی به اون معنی سکوت نبوده. حرف رو گفته، سعی کرده مردم رو آگاه کنه، فقط روی خلافت فقط خلافت اصرار نداشته چون اکثریت طرفدار کس دیگه ای بودن. حالا من میگم مطمئن باش اگه سر خلافت درگیر می شد حتما اون کاری رو که گفتی انجام می دادن. ترس جان نبود غم بی کسی دین بود. علی باید می موند تا خرابکاریها رو جبران کنه ائمه معصومین(ع) باید می بودند تا دین اسلام اصیل بی کس نباشه. قرآن پنهانی چرا؟ علی قرآن ناطقه.
    حالا کجای حرف من توهین به اهل بیته؟ اصلا دوباره متنی که نوشتی بخون خنده داره خودت فهمیدی چی نوشتی از کجا شروع می کنی و از چه راهی میای و به کجا می رسی؟ آخه چرا مثلا رو کلمه سکوت اینقدر کلید می کنید ؟ چرا می خواهید القا کنید که حضرت علی(ع) تو خونه نشسته صم بکم هیچی نمیگه و با همه قهر کرده و فقط به عبادات خودش رسیده؟ حضرت خیلی جاها به داد خلفا(البته به داد دین) رسیده پس سکوت به اون شکلی که شما دارید مطرح می کنید توهین به حضرته و دروغ محض.
    حالا اگه علی(ع) بعد پیامبر(ص) می شد خلیفه و اون سه نفر خودشون رو قاطی نمی کردن لااقل تغییرات زیر رو شاهد بودیم:
    ۱- علی(ع) با اون علمش چند سال بیشتر فرصت داشت تا به مردم خدمت کنه؟ چند تا شاگرد بیشتر می تونست تحویل اسلام بده که به همشون بشه تکیه کرد؟
    ۲- وقتی که بدعتی توسط کس دیگه ای نباشه مردم هم طلبی ندارن همه دنبال اسلام راستین هستن. ولی می بینیم بخش عمده ای از وقت حضرت در زمان خلافت صرف درگیری با کسانی میشه که امتیاز به ناحق از خلفای قبلی گرفتن و علی (ع) میخواد اون امتیاز هارو برگردونه به بیت المال مسلمین.
    ۳- بگذریم که جنگ با ایران و روم دلیلش چی بود فی سبیل الله بود یا نه ولی فکرش رو بکن اگه علی(ع) که بعد پیامبر(ص) شایسته ترین فرد برای هدایت جامعه بود خلیفه می شد و جامعه اسلامی یک دست می شد الان مجید می گفت علی و شهاب هم می گفت علی حامد هم می گفت علی و راز و نوید هم می گفتند علی بعد می دیدی یهودی و مشرک می تونستن نگاه چپ به مملکت مسلمون بندازن؟ وهابی میتونست خودشو به اسلام بچسبونه؟ آمریکا غلط می کرد پروژه اسلام ستیزی راه بندازه تو رو خدا بود یا نبود؟
    شهاب جون! باور کن دنیامون قشنگ تر از این بود که حالا هست.
    میگم علی(ع) می بود چون سفارش پیامبر(ص) بود و بعد از اون اولین حرفی که زمین گذاشته شد همین بود. اگه ملت به حرف پیغمبرشون توجه کرده بودن تفرقه نبود . مساله ریاضی نیست که . تمام تناقض هایی که میگی و مشکلاتی که تو دنیای اسلام بوجود اومده نتیجه همون تفرقه اول راهه که اگه حضرت علی(ع) میخواست با شمشیر حلش کنه همینم برای ما نمونده بود. داداش گلم این فکر عذابم میده چرا تفرقه؟

    alireza پاسخ در تاريخ خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۶:۵۲ ب.ظ:

    @شهاب, اگر خلافت غصب نمی شد ودستور خدا وسفارش پیامبر اسلام مبنی بر جانشینی بلافصل حضرت علی (ع) کنار گذاشته نمی شد اکنون شاهد تفرقه ی مسلمین وتسلط کفار برکشورهای اسلامی وغارت منابع آنها نبودیم به امید ظهور حضرت حجت (عج)وپیروزی واتحاد مسلمانان وغلبه ی حق بر باطل انشاءالله.

    alireza پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۱۴ ب.ظ:

    @شهاب, همان طور که میدانی درقرآن بعد بارها مهلت دادن به فرعون واین که او عبرت نگرفت وبادیدن آیات الهی ومعجزات لجاجت وعناد نمود تا مستحق عذاب گردید بهتره داستان حضرت موسی وهارون وسامری راکه درقرآن بیان شده وبنده هم در پاسخ قسمتی از داستان را به نقل از کتاب خدا تعریف کردم را به دقت بخوانی تا به فلسفه وعلت سکوت امیرالمومنین(ع) وصبر آن حضرت که باعث نجات اسلام گردید پی ببری.تاخدای نکرده تو هم به علت لجاجت مستحق عذاب اخروی نگردی.

    alireza پاسخ در تاريخ تیر ۷ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۶ ق.ظ:

    @شهاب, ابوبکر به قصد ترور حضرت علی (ع) کسی را مامورکرد که وقتی در نماز جماعت من سلام نماز را دادم تو علی را در حال نماز به قتل برسان ولی قبل از این که نمازش به پایان برسد ترسید که سلام بدهد وپشیمان شد وفریاد زد او را نکش وهمه تعجب کردند حضرت علی (ع) از فرد مامور پرسید که او هم پاسخ داد که قرار بود من تو را به قتل برسانم آن هم موقعی که هبوبکر سلام نماز راداد علی(ع) فرمود آیا واقعا” این کار را می کردی؟که او قسم خورد که اگر ابوبکر پشیمان نمی شد این کار را می کردم وتو را با شمشیر می کشتم در این حال آن حضرت با دو انگشت خود پهلوی آن مرد را گرفت وچنان فشار داد که او لباسش را نجس کرد در این وقت مسلمانان وساطت کرده با خواهش از حضرت علی(ع) خواستند که اورا آزاد کند.نتیجه یاخلاقی این که اونا کمتر از آن بودند که بتوانند علی(ع) را قبل از آن که ماموریتش و عمرش به پایان برسد به شهادت برسانند.

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۸:۵۲ ب.ظ:

    @مجید, من متقاعد نشدم! خوب علی اگر به خلافت می رسید چه چیزی بیشتر از خلفای قبلی به دین می فزود!؟
    جالبه به گفته خودت توجه کردی ! پیامبر رسول الله بود نتونست استاد خوبی باشه! شاگرداش بعد از ۲۳ سال رسالت (به گقته علماء شیعه مرتدند!) شدند عمر و ابوبکر و … که شما قبول ندارید! حالا جانشینش بیاد مثلا ۱۰ ساله میخواد شاگردای معتمدتر از رسول الله پرورش بده!!!!برو برادر من، کار خدا هیچ عیبی ندارد این بشر است معیوب است و عیب ساز!
    جالبه الان ما اهل سنت که که اکثر اسلام است با مشرکین مشکل داریم در حالی که شما با ما مشکل دارید و علی این یکدستگی رو که میگی، همه می کرد شیعه منظورت اینه! که حسین و علی را قبل الله و قرآن بذارن!
    می گی علی قرآن ناطق بود، خوب کجا ۳ خلیفه اسلامو دستکاری کردن که اون جبران کنه یا اصلاح کنه! مثلا بیاد و بگه گوشت خر حلاله و صیغه نیز حلاله این بدعت عمر بود که من اصلاحش کردم!!!
    عمر اگر صیغه و گوشت خر را به اصطلاح شیعه حرام کرده(خوبه خودش هم به آن عمل کرده)! ولی اصلش که غیر از حکم عمر باشد علی به آن عمل نکرده! یعنی تن به بدعت داده اما تن به حقیقت نداده!!!
    ببخشید در علی بودن قرآن رو باید دید! یعنی به قرآن رسید نه اینکه الان همه ما بگوییم علی!
    پس قرآن باید با علی شروع می شد(مثلا یا محد رسول الله و علی امام الله!) خودت هم می دانی قرآن با کسی شوخی و پرده پوشی ندارد مثل این آیه(امیدواریم که شامل گمراهان نباشیم):
    ************************************سوره البقره***********************************
    بسم الله الرحمن الرحیم
    الم (از رموز قرآن است*بزرگ است خداوندی که این کتاب عظیم را، از حروف ساده الفبا به وجود آورده*). (۱) این کتاب که هیچ شک در آن نیست، راهنمای پرهیزگاران است. (۲) آن کسانی که به جهان غیب ایمان آرند و نماز به پا دارند و از هر چه روزیشان کردیم به فقیران انفاق کنند. (۳) و آنان که ایمان آرند به آنچه به تو و آنچه به (پیغمبران) پیش از تو فرستاده شده و آنها خود به عالم آخرت یقین دارند. (۴) آنان از لطف پروردگار خویش به راه راستند و آنها به حقیقت، رستگاران عالمند. (۵)(ای رسول ما) کافران را یکسان است که ایشان را بترسانی یا نترسانی، ایمان نخواهند آورد. (۶) خدا مهر نهاد بر دلها و گوشهای ایشان، و بر چشمهای ایشان پرده افتاده، و ایشان را عذابی سخت خواهد بود. (۷) و گروهی از مردم (یعنی منافقان) گویند: ما ایمان آورده‌ایم به خدا و به روز قیامت، و حال آنکه ایمان نیاورده‌اند. (۸) می‌خواهند خدا و اهل ایمان را فریب دهند و حال آنکه فریب ندهند مگر خود را، و این را نمی‌دانند. (۹) در دلهای ایشان بیماری (جهل و عناد) است، خدا بر بیماری آنها بیفزاید، و برای ایشان است عذابی دردناک، به سبب آنکه پیوسته دروغ می‌گفتند. (۱۰) و چون آنان را گویند که فساد در زمین نکنید، گویند: تنها ما کار به صلاح کنیم. (۱۱) آگاه باشید آنها خود مفسدند ولی نمی‌دانند. (۱۲) و چون به ایشان گویند: ایمان آورید چنانکه دیگران ایمان آوردند؛ گویند: چگونه ایمان آوریم مانند بیخردان؟! آگاه باشید که ایشان خود بی‌خردند ولی نمی‌دانند. (۱۳) و چون به اهل ایمان برسند گویند: ما ایمان آوردیم؛ و وقتی با شیاطین خود خلوت کنند گویند: ما با شماییم، جز این نیست که (مؤمنان را) مسخره می‌کنیم. (۱۴) خدا به ایشان استهزا کند و در سرکشی مهلتشان دهد که حیران بمانند. (۱۵) آنانند که گمراهی را به راه راست خریدند، پس تجارت ایشان سود نکرد و راه هدایت نیافتند. (۱۶)

    من تا زمانی که راه علی و اهل بیت و حتی رسول الله و هرکه زیر مجموعه است را با کتاب الله باشد می پذیرم! من اگر قرار باشد اسمی همیشه بر زبانم باشد آن الله خواهد بود، آقا نه علی! علی خود ضد شخص پرستی و جهالیت بود؛ و بت پرستی و دکان قبور را جمع می کرد نه اینکه خودش مروج آن باشد!

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۷ ب.ظ:

    @شهاب, در روز غدیر خم دین کامل شد. نیازی به اضافه شدن نداشت. اگه علی (ع) در جای خود بود چیزی نه به دین اضافه می شد و نه به قرآن. بلکه نقایص اجرای دین کمتر می شد.
    چرا سعی میکنی القا کنی که شیعیان علی پرستند؟
    شما اعتقاد داری که رسول الله و علی و اهل بیت ممکن است راهی غیر از راه خدا را بروند؟ و شما می توانی بفهمی که مغایرت با کتاب الله پیش آمده؟
    بابا اعتماد به نفس

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۷:۰۱ ب.ظ:

    @شهاب, رسول الله (ص) استاد خوبی بود و شاگردان زیادی تربیت کرد. چشماتو باز کن دروغ نساز. علی (ع) هم می تونست شاگرد بسازه بیشتر از اینکه بود اگه می گذاشتند. رسول الله شاگرد نخاله هم داشت که خودشون نخواستن هدایت بشن.که البته اونا که گفتی بعضی از شاگردا بودن . اما شما همچین می گی انگار فقط ابوبکر و عمر شاگرد پیامبر بودن . نگو پیغمبر نتونست علی می تو نست؟
    کی و کجا حسین و علی رو قبل از الله آوردن؟ این تهمتا رو از کجا در میارین شماها؟
    حالا به من بگو اسلام زمان عثمان چقدر شباهت به اسلام زمان پیغمبر داشت؟ از حاکمان و والیان و بیت المال و …
    علی (ع) خیلی از جاها انتقاد کرد روشنگری کرد ولی تنها بود و کسی نفهمید. در مورد مسائل اساسی اصلاحات انجام داد مثلا بیت المال که همون اول کاری گفت مال بیت المال رو پس می گیرم هرچند مهریه زنانتون کرده باشید. اما در مورد صیغه چون عمل واجب نبوده اینکه بیاد موضع شدید بگیره باعث تحریک و بدبینی مردم می شد.
    عزیزم اصل و محتوای قرآن مهمه. در صفین چیزی که باعث فریب مسلمونا شد اکتفا به نام و جلد قرآن بود. فهم قرآن چیز دیگه ای هست.
    قرآن کتاب پیغمبر اسلام و معجزه ای است که خداوند همراه ایشون برای ما فرستاده . قرآن با نام خدا شروع می شه و پیامبر بعد از خودش اون رو همراه با اهل بیتش به مسلمونا سپرد و به اونا سفارش کرد از این دو جدا نشوند تا گمراه نگردند. بین علی و قرآن جدایی نیست. علی و حسین و خاندان معصومین آنها هدایای الهی هستند برای راهنمایی امت اسلامی. پس باید بسیار دوست داشته شوند.
    آنها شهیدند و شهید زنده است و نزد پروردگارش روزی می خورد.
    ما در دعای توسل خطاب به ائمه معصومین می گوییم با واسطه شما متوجه می شویم و طلب شفاعت می کنیم و متوسل می شویم ((به خداوند))
    ما اعتقاد داریم یکی از مواقع استجابت دعا نزد قبور بندگان خوب خداست چه بنده ای خوب تر از معصومین؟

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۵:۰۶ ب.ظ:

    @مجید, الله اکبر ! باز هم سر خانه اول! این قرآن چیست با آن هم مشکل دارید!
    ما اعتقاد داریم محمد ص پیامبر الله قرآن محفوظ توسط الله را برای بشریت آورد و دیگر هر چه آمده و بوده و هست و خواهد بود تا به قیامت این کتاب و این سنت رسول الله است، هر که از اهل بیت و یاران و اصحاب و توابع و … باشند اگر بر این سنت باشند مورد قبول ما هستند نه اینکه خود جزئی از دین باشند!
    جالبه شیعه می گوید قرآن ۱۱۵ سوره دارد! نعوذ بالله ۱۱۴ سوره نیست و سننی ها آن را خورده اند!!!!؟؟؟؟؟ می گی دروغه برو از علمای قم بپرس از مراجع مختلفه شیعیان امروزی!
    جالبه این قابل هضم نیست!پیامبر عمری آمد و قرآن و سنت را کامل کرد و یاد داد مردم آقا بالاسری زورکی نخوان! حالا شما میگید نه اومده چون علی نیست کامل نشده! یه آقا بالاسر میخوایم!!!!
    پس این علی پرستی به جای الله پرستی نیست!؟
    باور کن بارها و بارها مقالات و افکار بزرگان و معتبر شیعه را می خوانم تناقص بیشتر در آن است! از خدا دوری در آن هست!

    یه کلام قبول داری کتاب الله محفوظ شده است؟
    آری —-> پس خدا را قبول داری و مسلمانی و دیگر هیچ!
    خیر —-> یا خدا دروغ گفته العیاذ بالله(اعوذبالله من الشیظان الرجیم)

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۰ام, ۱۳۹۱ ۸:۵۴ ق.ظ:

    @شهاب, دروغگوی کذاب کی گفته قرآن ۱۱۵ سوره داره؟
    مدرکش رو بیار فقط دروغ می گی نمی دونم هدفت چیه ولی خدا لعنت کنه کسانی رو که با دروغ پردازی می خوان افکار جوونا رو منحرف کنن.میگم دروغه دروغه دروغه کذب محضه همچین میگه از علمای قم بپرس از مراجع مختلفه شیعیان امروزی. انگار با همه علما و مراجع صحبت کرده و نظرشون رو داره . آخه کی باور می کنه بجز تو و هم طیفات؟ مرد حسابی یه بار گفتی تو شبکه ۳ دیدم که گفت نهج البلاغه نمی دونم ۱۰ جلد شده؛ گفتم دلش خوشه واسه خودش دروغ می سازه و فقط خودش باورش می کنه. آخه کی این حرف رو زده؟ مگه ممکنه؟ یک دروغی بگو که بشه قبولش کرد.
    پیامبر قرآن محفوظ رو و اهل بیتش رو گذاشت.قرآن رو که محفوظ بود نتونستن تغییر بدن عبارت سنت رو شما درست کردین و گذاشتین جای اهل بیت. اهل بیت و قرآن از هم جدا شدنی نیستند چه شما بخواهید و چه نخواهید.تو هیچی از افکار و کتب شیعه مطالعه نکردی همه اینا چرته و ساخته ذهن مریض خودته
    چرا هی قرآن رو پیش می کشی؟ حکایت جنگ صفینه دیگه!
    من میگم علی ارجح است بر اون سه تا تو یا می گی الله یا میگی قرآن رو قبول داری یا نه؟ آخه اگه اسم علی تو قرآن نیومده اسم اون سه تا هم نیومده که.اگه علی گفتن علی پرستیه ابوبکر و عمر گفتن پرستش اونا نیست؟
    فقط خدا رو باید پرستش کرد ولی بحث ما این نیست
    قرآن کتاب محفوظه بله ((. فِی لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ ﴿البروج: ٢٢﴾ ))
    ولی این موضوع ربطی به بحث ما نداره
    پیامبر گفت قرآن و اهل بیتم نگفت قرآن و سنتم سنت را شما تحریف کرده اید هر کس و هر نظری اگر مطابق قرآن و اهل بیت باشد با اسلام ناب مطابقت دارد
    از علمای قم هم خیلی می سوزین ها؟ دروغ بستن و تخریب اونجا هدف نهایی شماست. نمی دونم کی هستی ولی بدون حوزه علمیه قم خاری است در چشم دشمنای شیعه
    اگه علی می خواست آقا بالا سری کنه همون زمان شمشیر می کشید. آقا بالا سر نمی خواهیم. تاج سر می خواهیم. امام می خواهیم . رهبر معصوم و عادل و عالم می خواهیم از جنس انسان که بتونیم در تمام ادوار بهش مراجعه کنیم.زورکی هم نیست.این امام و رهبر باید از اهل بیت باشه یعنی با قرآن مطابقت داشته باشه. بعد از حضرت علی(ع) اولاد معصومش امام هستند تا حضرت صاحب الزمان (عج) تا روزی ظهور کند و بشکند آن سنتهای غلطی را که بوجود آورده اند مردم از شیعه و سنی.
    یک کلام با قرآن مشکل نداریم با تفسیر شما از قرآن مشکل داریم

  19. حامد گفته است :

    اهل سنت چه جوابی واسه این متن دارین؟ این هم از صحابی پاک شما:

    در روز رحلت رسول خدا آنگاه که فرمودند: بیایید برایتان نوشته اى بنگارم که ھرگز ، گمراه نشوید، عمر گفت: درد بر پیامبر غلبه کرده است.( منبع: صحیح بخارى، ج ۴ ، ص ٧)
    یا بنا به نقلى دیگر گفت: پیامبر ھذیان مى گوید.( منبع: صحیح بخارى ج ٣ ص ٩١ )
    این ھم یک گناه و بی ادبی بزرگ عمر به پیامبر و رد صریح قران است که میفرماید:
    آیا چنین شخصی که حرف پیامبر « و ما ینطق عن الھوی بل ان ھو وحی یوحی » مخالفت میکند و قران را رد میکند میشه جانشین و خلیفه خدا بر مسلمین باشه؟؟؟؟
    تفصیل این جریان و نیز پاسخ بسیار زیبا و مستدل به اشکا لات اھل سنت در باره این مسئلھ را مى توان در کتاب« المراجعات »ص ٢۴٠ خواند. از دیگر مخالفتھا ی صحابه، ماجراى صلح حدیبیه است که چون پیامبر(ص) صلح نمود، سه بار فرمود: برخیزید و از احرام خارج شوید و سرھا را در ھمین مکان بتراشید؛ ولى ھیچ کس از حاضران در آن جمع اعتنا نکرد و پیامبر(ص) از روى خشم به خیمه ام السلمه رفت.
    این جریان را مورخان اسلامى بیان نموده اند از جمله منابع زیر:
    ابن کثیر در« البدایه والنھایه » ج ۴، ص ١٧٠ و ص ١٧٨ ،؛
    طبرى در« تاریخ الامم والملوک »ج ٢، ص ١٢۴ ؛
    ابن اثیر در ،« الکامل » . ج ٢، ص ٢٠۵ ،

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۷ ب.ظ:

    @حامد, قوربون کلامت برم در ادامه منبع ها بخون که این ها رو منافقان می گفتند یعنی روایتی از شخصی نه اصل واقعیت! چون در زمان ۲ خلیفه اول این افرادی که روایتها را منتشر کردن مجال نداشتند اما در زمان عثمان میدان باز کردند و توطئه در زمان علی به نهایت رساندند.
    برادر عزیز مساله خلافت این ۴ تن در اینکه دام اول و کدامی آخر باشد نیست، صورت مساله این است این منافقان بیش از عمر از علی کینه داشتند چون آنها هم کیش بودند و مبلغ و حافظ دین بودند.
    پس باید دین را از پای در می آوردند. چه بسیار شهدای مسلمین در راه دین. خوب علی بر حق که رفت پس چرا قضیه همان بود پس چرا حتی بعد از شهادت این ۳ تن خلیفه کار به حسین رسید!؟ چرا بعد از وی به امام جعفر کشید! آن هم در خراسان مشد! او که در جمع ایرانیان بود نه اعراب یا به قول شما عمری ها!!!؟؟؟
    اگر نگاهی داشته باشی به تاریخ بیشتر اهل بیتی که در ایران ماندند ترور شدند در میان ما عجمها!؟؟ نه اعراب نه عمریها نه دیگریها!
    فرک کن و عمق قضیه را ببین به هیاهوها ننگر

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۶:۳۹ ب.ظ:

    @شهاب, به مساله خوبی اشاره کردی الان هم کسی با شما سنی ها کاری نداره اینا جمع شدن که شیعه رو از بین ببرن.
    برای اینکه یهود بهتر از شما می دونه که حق شیعه هستش نه سنی.
    اگه با سنی کاری داشت که باید کشورهای عربی رو به خون می کشید ولی مرکز شیعه ایران نه جای دیگه و یکیشم لبنانه.
    چرا دنیا جمع شدن که فقط به کشورهای شیعه نشین حمله کنن؟
    اونا شیعه رو بهتر از شما می شناسند.
    دوتا دینی که همیشه با هم تضاد داشتن یکی دین اسلام بوده و یکی هم یهود.
    اما امروزه یهود جای خودشه ولی اسلام شیعه هست نه سنی.
    خودت که می بینی سنی های عرب نشینرو چقدر آزادانه با یهودی ها ارتباط دارن. اصلا با هم مشکلی ندارن.
    و حتی مفتیاشون علیه شیعه فتواهایی مانند: هرکی ۷ تا شیعه بکشه جاش بهشته و خون شیعه حلاله و …

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۱۳ ق.ظ:

    حامد, در دین اهل سنت چنین چیزی نیست و هر کس چنین فتوایی بدهد که جوابش را دادی با کفار است، چون دین این اجازه رو نداده. اینها را با احادیث رسول که باید با قرآن مطابق باشند مقایسه می کنیم و به راحتی منتفی است.چون در مرجعهای اصلی ما چنین چیزی نیست!
    ولی در کتب مرجع شیعه با سندیت از امامان آمده که واجب است سنی را در آب غرق شد بیشتر هل بده! اگر زیر دیواری بود آ« را هل بده تا بر سرش آوار شود و هلاک شود! یا اگر کسی ندیدت از پشت سر خفه کن!؟

    بدشم، راست می گویی نه در مساله توهین به پیامبر ایران زیاد فتوا داد! در کشتار مسلمانان چین اهل شیعه زیاد تحریم کردند چینی ها رو! مثلا آیت الله ها شکر و … را از چین منع کردند! حتی الکی هم …!
    نه بابا شما ها با یهود دشمنی دارید برای همین در ایران بیشترین عدالت از سوی شیعه به اهل سنت می شود و یهودی ها نه!
    راست گفتی اسرائیل در فلسطین با سنیها نمی جنگد و فقط شیعه شکار می کند!
    مگر گروههای مبارز همه شیعه هستندحتی فتح و حماس هم !
    آری یهودیها می گویند شماها سنیها مزاحم و کافرید! ولی من بارها از شیعه ها شنیدم که می گویند شماها ولد زنا هستید چون عم نکاح را غلط کرد! چون ایشان عاقد حسین بن علی بود!

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۷:۰۰ ق.ظ:

    @شهاب, عزیزم میخوام بدونم این ماجرا رو که رسول اکرم (ص) گفت کاغذ بیارید و عمر گفت این هذیون میگه قبول دارید یا نه؟
    اصل ماجرا رو قبول دارید یا نه؟
    شما یا اصل ماجرا رو تکذیب می کنید حالا با یک سری دلایل و یا اصل رو قبول دارید با یک سری تفاسیر و تعابیر و توجیهات
    می خوام بدونم از نظر شما اهل سنت پیغمبر این حرف رو زده یا نه؟ و عمر این جواب رو داده یا نه؟
    فقط همین لطف کن حاشیه نزن ممنون

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱:۵۶ ب.ظ:

    مجید جان سلامی دوباره، ببخشید من یه سوال دارم پیامبری که در هر شرایطی کم نگذارد و هر چه که خدا دستور داد رو گفت و آشکارا هم اعلام کرد ولی در این مورد بر صحابی که همیشه به امر او بود سکوت را ترجیح داد! خیله حرف توشه جانم!
    بعدش شما جواب رو با جواب می دهید!
    پس معلوم شد تعصبی برخورد می کنید!

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۹:۳۰ ب.ظ:

    @شهاب, علیک سلام
    جواب قاطع ندادی مورد رو قبول دارید یا نه؟
    مغلطه نکن شیطون جواب رو با جواب می دی یعنی چی؟ من یک سوال پرسیدم گفتم ماجرا رو قبول دارید یا نه؟جواب قاطعش یک کلمه خواهد بود.
    اما در مورد توجیه حضرت عالی وقتی پیغمبر(ص) تو بستر بیماری باشه مجبوره سکوت کنه. می خواستی از جاش پاشه بگه اصلا نخواستم؛ منت نمی کشم ؛ خودم میارم؛ الانم از خونه من برو بیرون ؟؟؟؟؟ ها؟؟؟؟
    من این رو قبول ندارم اگه توجیه دیگه ای داری بفرما
    من تعصبی برخورد نمی کنم. ولی جواب باید قانع کننده باشه
    تعصب بین من و شما معنی نداره. من باورهایی دارم و شما باورهایی دیگه. هردومون نظرمون رو میگیم؛ اگه طرف مقابل قبول کرد تفاهمه وگرنه دیگه هیچی. پیغمبرش که پیغمبر بود فقط راه رو نشون داد و تا به دین خدا تهدیدی ایراد نمی شد کاری به کار یهود هم نداشت.
    اگه قرار به فحش و دعوا بود خوب خود حضرت علی(ع) دست به شمشیرش از ماها بهتر بود که . سکوت و تحمل او راه رو به ما هم نشون میده. به هر حال منتظر جواب قانع کننده شما هستم.

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۲:۴۹ ب.ظ:

    @مجید, جوابت واضحه! ولی سوالهای من رو یا برو و جستجو کن و پیدا کن آن هم از منابع خودتون که قبولش داری نه نظریات خودت!
    بعدش من کتابی دارم ۵ جلدی که در سربازی به من داده شد، اونهارو خوندم جالبه مناظره ای خیالی و بدون منبع و تاریخی و توهمی و در آنجا نیز این جوابهای شما بود!
    دادش من، قرار نبود پیامبر دست در گریبان عمر بگذارد! کافی بود آهسته بفرماید ساکت شو! اگر عمر باز هم مرتدی می کرد یک اشاره انگشت پیامبر، حجت تمام می شد! نفر اول علی و بقیه بعد از او عمر را با اردنگی بیرون می انداختند!
    ببین ما از بزرگانی سخن می رانیم که حرفشان حجت و همان عملشان بود؛ آنها رو با ما مقایسه نکن! در آن واحد فحش و ناسزا می گوییم و شرمنده می شویم!
    قابل توجه شما من علی (رض) را قبول دارم که حرفش یک بود، ترسو نبود! فحش بده نبود! غیرتی بود(ما روایتی داریم که فاطمه (رض) داشت مسواک می زد-ریشه درختی که ما سیواک می گوییم- که علی فرمود اگر این مسواک که لثه تو رو لمس می کند اگر جاندار بود آن را می کشتم!)!
    باز با حرف شما، پس با اینحساب دین پیامبر کامل نشد و هنوز هم ابتر است تا زمان امام غایبی که تمام صفات الله را دارد(ناظر بر زمان است و هر برگی افتد از آن آگاه است!) کامل نمی شود و دینی که رهبرش قرآن کلام الله است دست یهودیهاست! و شیعیان ۸۰ میلیون نفری آن را محفوظ نگه داشته و ۲ میلیارد مسلمان دیگر همه نوکر یهود هستند!!!!!!!!!! با این حال قرآن دست ما با مال شما متفاوت است!!!!!!
    عجب حکایتی! رومئو و ژولیتی شد!
    اسراری بر دنبال کردن مطالب از سوی شما را ندارم! فقط هدف تحقیق است! خوبیها و بدیها رو از زبان ما هم کامل بخوان.

    alireza پاسخ در تاريخ تیر ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۴:۴۵ ق.ظ:

    @شهاب, فرک نه بلکه فکر ثانیا”ائمه ما وامامزاده ها (علیهم السلام)به دست ایرانی ها کشته نشدند بلکه از جانب ایرانیان حمایت هم شدند البته آن زمان امویان وبعد عباسیان حکومت می کردند وامامان (ع) به دست این خلفای جور به شهادت رسیدند.پس معلومه یا از تاریخ چیزی نمیدونی یا عمدا”قصد تحریف داری .ایرانیان باعث نابودی بنی امیه به کمک ابو مسلم خراسانی وروی کار آمدن بنی عباس شدند آن هم به خونخواهی امام حسین (ع) ولی بعد که فهمیدند بنی عباس که خود را به اهل بیت (ع) چسبانده اند کم از بنی امیه نیستند از حمایت آنها دست بر داشتند وحکومتهای شیعی مانند آل بویه و…را تشکیل دادند.

    [پاسخ]

    راز پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۷ ب.ظ:

    @حامد,حدیث قرطاس(دوات و قلم)
    کاختلافهم عند قول النبی فی مرض موته إئتونی بقرطاس اکتب لکم کتابا لا تضلوا بعدی.
    اختلاف سنگینی که افتاد میان صحابه، آن زمانی بود که نبی مکرم فرمودند: به من کاغذی بدهید که برای شما چیزی بنویسم که راه گمراهی را برای همیشه به روی شما ببندد.
    شما چقدر عربی بلدید متن عربی حدیث بالا رو یه نگاهی بنداز وخودت هم بذارش تا خوانندگان عزیز هم ببینند. و نگن دروغه. البته این حدیث رو از یه سایت معتبر گرفتم ولی متن حدیث اون آخرشه
    ۱٫عربی کامل ترین زبان دنیا است که در اون حتی اگه مخرج حرفی رو اشتباه بگی خواننده برداشت دیگه ای میکنه اگه حدیث رو یه نگاه بندازی میگه کاغذ بیارید تا براتون بنویسم مگه پیامبر نوشتن بلد بوده ؟نه . مگر این نیست که پیامبر عرب بوده و به زبان عربی هم مسلط . خوب اگه شما میگید گفته که کاغذ و قلم بیارید تا بنویسم این جور حرف زدن مثل قران نوشتن بهاءالله که عربی بلد نبود و به مردم میگفت که شما باید دستور زبا نتون رو با من هماهنگ کنید پس پیامبر نعوذبالله بهاالله هم نبوده که نتونه درست صحبت کنه در ضمن مسلمونا ۱۴۳۰سال دارن به مستشرقین جواب میدن که پیامبر حتی یک دفعه ننوشته؛ حالا شما میگید حدیث دوات و قلم این رو میگه. مگه حدیث آیه قرآنه که اشتباه نشه؟ پیامبر با اون زبان فصیحش میتونست بگه کاغذ بیارید تا چیزی بگم شما بنویسد نه جمله رو بپیچونه که ملتی رو گمراه کنه .اینا که نوشتم نه ربط به رجال حدیثی داشت و نه چیز دیگه . و توی مقالاتی که در باره علم الحدیث یا مصطلح الحدیث اومده اینجور احادیث که با متواترات هم خوانی نداره جعلی حالا میخواد تو کتاب سنی باشه یا شیعه.
    ۲٫ اهل سنت هیچ وقت نمیگه کتاب صحیح بخاری یا دیگر کتب حدیثی مبرا از خطا است احادیث ضعیف هم در اون وارد شده حالا به چه طریق کاری نداریم چون دلایل جعل حدیث زیاده و مجال نیست برای توضیح دادن فقط اگه مخمون رو کار بندازیم وبه دور از تعصب فکر کنیم به نتایج خوبی میرسیم.
    باسپاس فراوان از دوستایی که وقتشون رو گذاشتن و این متن رو خوندن.

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۶:۴۹ ب.ظ:

    @راز, از سایتهای اهل سنت گرفتی خودت هم می دونی حروف عربی با یه حرف اینور اونور شدن کل معنی عوض می شه پس برو از کتاباتون پیدا کن برو به اون آدرستی که گفتم.
    نه سایت.
    چون مطالب سایتارو یکی مثل منو تو نوشته.

    [پاسخ]

  20. راز گفته است :

    حدیث قرطاس(دوات و قلم)
    کاختلافهم عند قول النبی فی مرض موته إئتونی بقرطاس اکتب لکم کتابا لا تضلوا بعدی.
    اختلاف سنگینی که افتاد میان صحابه، آن زمانی بود که نبی مکرم فرمودند: به من کاغذی بدهید که برای شما چیزی بنویسم که راه گمراهی را برای همیشه به روی شما ببندد.
    شما چقدر عربی بلدید متن عربی حدیث بالا رو یه نگاهی بنداز وخودت هم بذارش تا خوانندگان عزیز هم ببینند. و نگن دروغه. البته این حدیث رو از یه سایت معتبر گرفتم ولی متن حدیث اون آخرشه
    ۱٫عربی کامل ترین زبان دنیا است که در اون حتی اگه مخرج حرفی رو اشتباه بگی خواننده برداشت دیگه ای میکنه اگه حدیث رو یه نگاه بندازی میگه کاغذ بیارید تا براتون بنویسم مگه پیامبر نوشتن بلد بوده ؟نه . مگر این نیست که پیامبر عرب بوده و به زبان عربی هم مسلط . خوب اگه شما میگید گفته که کاغذ و قلم بیارید تا بنویسم این جور حرف زدن مثل قران نوشتن بهاءالله که عربی بلد نبود و به مردم میگفت که شما باید دستور زبا نتون رو با من هماهنگ کنید پس پیامبر نعوذبالله بهاالله هم نبوده که نتونه درست صحبت کنه در ضمن مسلمونا ۱۴۳۰سال دارن به مستشرقین جواب میدن که پیامبر حتی یک دفعه ننوشته؛ حالا شما میگید حدیث دوات و قلم این رو میگه. مگه حدیث آیه قرآنه که اشتباه نشه؟ پیامبر با اون زبان فصیحش میتونست بگه کاغذ بیارید تا چیزی بگم شما بنویسد نه جمله رو بپیچونه که ملتی رو گمراه کنه .اینا که نوشتم نه ربط به رجال حدیثی داشت و نه چیز دیگه . و توی مقالاتی که در باره علم الحدیث یا مصطلح الحدیث اومده اینجور احادیث که با متواترات هم خوانی نداره جعلی حالا میخواد تو کتاب سنی باشه یا شیعه.
    ۲٫ اهل سنت هیچ وقت نمیگه کتاب صحیح بخاری یا دیگر کتب حدیثی مبرا از خطا است احادیث ضعیف هم در اون وارد شده حالا به چه طریق کاری نداریم چون دلایل جعل حدیث زیاده و مجال نیست برای توضیح دادن فقط اگه مخمون رو کار بندازیم وبه دور از تعصب فکر کنیم به نتایج خوبی میرسیم.
    باسپاس فراوان از دوستایی که وقتشون رو گذاشتن و این متن رو خوندن.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۷:۲۳ ق.ظ:

    @راز, این جمله رو شما نوشتی :
    پیامبر با اون زبان فصیحش میتونست بگه کاغذ بیارید تا چیزی بگم شما بنویسید نه جمله رو بپیچونه که ملتی رو گمراه کنه

    حالا از شما یک سوال دارم. مگه پیامبر(ص) چطوری گفت که جمله پیچیده شده؟ غیر از اینه که اهمیت موضوع رو نشون میده؟ پیامبر(ص) برای هدایت مردم آمده بود و برای بعد خودشم باید راهنمایی می کرد. تا وقتی بود گفت و بعد خودش باید می نوشت. نمی فهمم چه ربطی به دستور زبان داره؟
    آخه پیامبر(ص) که فصیح و بلیغ گفت اما شما دارید می پیچونید که چرا چنین نگفت و چرا چنین گفت؟
    آی ملت!!!!!!!! پیامبر(ص)نه اصلا یک آدم گفته قلم و کاغذ بیارید تا براتون یک چیزی بنویسم که بعد من گمراه نشید. از اون طرف یکی جواب داده این داره هذیون میگه. این کجاش به دستور زبان ربط داره؟
    راز شما که بلدی به ما هم بگو کجای این جمله با تغییر مخرج حروف معنیش فرق میکنه؟ شما که میفهمی کلی نگو موردی بگو ما هم بفهمیم . عزیز من پیغمبر(ص) عرب بوده و عربی بلد بوده. مخارج حروف عربی واسه ما غیر عربا باید آموزش داده بشه نه واسه یک نفر که شصت و سه سال عربی حرف زده و خطابه های زیادی خونده. پیغمبر(ص) اعلم بوده با علم خدایی. معصوم بوده از هر گناه و اشتباهی. حرفش حرف خدا بوده.
    اگه مخمون رو بکار بندازیم می بینیم که با آسمون ریسمون بافتن استدلال نمی شه کرد.(دستور زبان عربی و بها الله و علم حدیث و …)
    حالا اگه این ماجرا رو قبول ندارید حرف دیگه ای هست
    ولی قبول داری که اگه این ماجرا واقعیت داشته باشه عمر در حق بشریت خیانت کرده؟

    [پاسخ]

    راز پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۲:۱۱ ب.ظ:

    @مجید, اگه مطالعه داشته باشی میبنی که اگه یک حدیث با دستور زبان تفاوت داشته باشه پس حدیث غلطه حالا میخواد نو کتاب سنی باشه یا شیعه درباره رجال حدیث هم تحقیق کن تا ببینی مورد ثقه نیست

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۹:۱۳ ب.ظ:

    @راز, ببخشید من مطالعه ندارم
    شما که اهل مطالعه هستی و دستور زبان رو می دونی لطف کن بگو تناقض حدیث با دستور زبان کجاست؟
    ببین شفاف و بدون حاشیه پردازی و کلی گویی بگو ایرادش چیه
    البته با ذکر سند
    ممنون

    [پاسخ]

    navid پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۲:۱۴ ب.ظ:

    @مجید, اگه نمیترسی و خیلی دنبال حقیقتی ایملت رو بذار ولی قبلش فکر کن ببین میخواهی حقیقت رو بدونی یا نه چون یکی اومده دذاره مخلف عقیده چند سالت حرف میزنه میخواهی کم نیاری اومدی جئاب میدی

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۰۶ ب.ظ:

    @navid, عزیزم از چی بترسم؟
    مگه من مخالف عقیده چندین ساله شما حرف می زنم شما می ترسی؟
    saba_5824@yahoo.com
    منتظرم

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۱۳ ب.ظ:

    @navid, عزیزم من منتظرم

  21. حامد گفته است :

    خداوند لعنت کند کسانی را که نهج البلاغه حضرت امیرالمومنین علی (ع) رو برعکس ترجمه کرده و به خورد مردم احمق می دهند.

    یه سنی بی شرم و حیا که نه دنیا دارد و نه آخرت برداشته یه چرت و پرتهایی در مورد خلفای خودشون نوشته که اصلا تو نهج البلاغه وجود ندارد.
    عاقبت بی دینی بیشتر از این نمی شه که بیان بست برد به کتابهای معتبر شیعه بزنن و بنویسن حضرت علی(ع) این حرفارو گفته فکر می کنین همه مثل شما ناقص العقلند که بدون سند یه چیزیرو قبول کنند.

    یه بچه شیعه هم می دونه که نهج البلاغه ۱ جلد بیشتر نیست این آقای محمد عمر سربازی نقشبندی در کتاب خلفای راشدین از دیدگاه حضرت علی(ع) همه رو به کیش خودش پنداشته.
    از خودش هزیان نوشته و گفته تو جلد ۲ اینا هست.
    وای بر شما. وای بر شما . وای بر شما
    بدبختا برین کتاب نهج البلاغه رو دانلود کنید ببینید کجای این کتاب از خلفای اهل سنت تعریف و تمجید شده.
    یه آدرسهایی داده که اصلا وجود خارجی نداره.
    وای بر شماها که به اهل بیت حضرت پیامبر(ص) نسبت دروغ می بندید در حالی که قرآن از آنها به پاکی یاد میکند.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۷:۳۷ ق.ظ:

    @حامد, من یک بار این حرفا رو شنیدم و تحقیق کردم. یک نفر گفت تحقیق نمیخواد خطبه شقشقیه رو بخون . متن عربی و ترجمه فارسی خطبه اینه:
    أَمَا وَ اَللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا فُلاَنٌ وَ إِنَّهُ لَیَعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّی مِنْهَا مَحَلُّ اَلْقُطْبِ مِنَ اَلرَّحَى یَنْحَدِرُ عَنِّی اَلسَّیْلُ وَ لاَ یَرْقَى إِلَیَّ اَلطَّیْرُ فَسَدَلْتُ دُونَهَا ثَوْباً وَ طَوَیْتُ عَنْهَا کَشْحاً وَ طَفِقْتُ أَرْتَئِی بَیْنَ أَنْ أَصُولَ بِیَدٍ جَذَّاءَ أَوْ أَصْبِرَ عَلَى طَخْیَهٍ عَمْیَاءَ یَهْرَمُ فِیهَا اَلْکَبِیرُ وَ یَشِیبُ فِیهَا اَلصَّغِیرُ وَ یَکْدَحُ فِیهَا مُؤْمِنٌ حَتَّى یَلْقَى رَبَّهُ ترجیح الصبر فَرَأَیْتُ أَنَّ اَلصَّبْرَ عَلَى هَاتَا أَحْجَى فَصَبَرْتُ وَ فِی اَلْعَیْنِ قَذًى وَ فِی اَلْحَلْقِ شَجًا أَرَى تُرَاثِی نَهْباً حَتَّى مَضَى اَلْأَوَّلُ لِسَبِیلِهِ فَأَدْلَى بِهَا إِلَى فُلاَنٍ بَعْدَهُ ثُمَّ تَمَثَّلَ بِقَوْلِ اَلْأَعْشَى شَتَّانَ مَا یَوْمِی عَلَى کُورِهَا وَ یَوْمُ حَیَّانَ أَخِی جَابِرِ فَیَا عَجَباً بَیْنَا هُوَ یَسْتَقِیلُهَا فِی حَیَاتِهِ إِذْ عَقَدَهَا لِآخَرَ بَعْدَ وَفَاتِهِ لَشَدَّ مَا تَشَطَّرَا ضَرْعَیْهَا فَصَیَّرَهَا فِی حَوْزَهٍ خَشْنَاءَ یَغْلُظُ کَلْمُهَا وَ یَخْشُنُ مَسُّهَا وَ یَکْثُرُ اَلْعِثَارُ فِیهَا وَ اَلاِعْتِذَارُ مِنْهَا فَصَاحِبُهَا کَرَاکِبِ اَلصَّعْبَهِ إِنْ أَشْنَقَ لَهَا خَرَمَ وَ إِنْ أَسْلَسَ لَهَا تَقَحَّمَ فَمُنِیَ اَلنَّاسُ لَعَمْرُ اَللَّهِ بِخَبْطٍ وَ شِمَاسٍ وَ تَلَوُّنٍ وَ اِعْتِرَاضٍ فَصَبَرْتُ عَلَى طُولِ اَلْمُدَّهِ وَ شِدَّهِ اَلْمِحْنَهِ حَتَّى إِذَا مَضَى لِسَبِیلِهِ جَعَلَهَا فِی جَمَاعَهٍ زَعَمَ أَنِّی أَحَدُهُمْ فَیَا لَلَّهِ وَ لِلشُّورَى مَتَى اِعْتَرَضَ اَلرَّیْبُ فِیَّ مَعَ اَلْأَوَّلِ مِنْهُمْ حَتَّى صِرْتُ أُقْرَنُ إِلَى هَذِهِ اَلنَّظَائِرِ لَکِنِّی أَسْفَفْتُ إِذْ أَسَفُّوا وَ طِرْتُ إِذْ طَارُوا فَصَغَا رَجُلٌ مِنْهُمْ لِضِغْنِهِ وَ مَالَ اَلْآخَرُ لِصِهْرِهِ مَعَ هَنٍ وَ هَنٍ إِلَى أَنْ قَامَ ثَالِثُ اَلْقَوْمِ نَافِجاً حِضْنَیْهِ بَیْنَ نَثِیلِهِ وَ مُعْتَلَفِهِ وَ قَامَ مَعَهُ بَنُو أَبِیهِ یَخْضَمُونَ مَالَ اَللَّهِ خِضْمَهَ اَلْإِبِلِ نِبْتَهَ اَلرَّبِیعِ إِلَى أَنِ اِنْتَکَثَ عَلَیْهِ فَتْلُهُ وَ أَجْهَزَ عَلَیْهِ عَمَلُهُ وَ کَبَتْ بِهِ بِطْنَتُهُ مبایعه علی فَمَا رَاعَنِی إِلاَّ وَ اَلنَّاسُ کَعُرْفِ اَلضَّبُعِ إِلَیَّ یَنْثَالُونَ عَلَیَّ مِنْ کُلِّ جَانِبٍ حَتَّى لَقَدْ وُطِئَ اَلْحَسَنَانِ وَ شُقَّ عِطْفَایَ مُجْتَمِعِینَ حَوْلِی کَرَبِیضَهِ اَلْغَنَمِ فَلَمَّا نَهَضْتُ بِالْأَمْرِ نَکَثَتْ طَائِفَهٌ وَ مَرَقَتْ أُخْرَى وَ قَسَطَ آخَرُونَ کَأَنَّهُمْ لَمْ یَسْمَعُوا اَللَّهَ سُبْحَانَهُ یَقُولُ تِلْکَ اَلدَّارُ اَلْآخِرَهُ نَجْعَلُها لِلَّذِینَ لا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی اَلْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ اَلْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ بَلَى وَ اَللَّهِ لَقَدْ سَمِعُوهَا وَ وَعَوْهَا وَ لَکِنَّهُمْ حَلِیَتِ اَلدُّنْیَا فِی أَعْیُنِهِمْ وَ رَاقَهُمْ زِبْرِجُهَا أَمَا وَ اَلَّذِی فَلَقَ اَلْحَبَّهَ وَ بَرَأَ اَلنَّسَمَهَ لَوْ لاَ حُضُورُ اَلْحَاضِرِ وَ قِیَامُ اَلْحُجَّهِ بِوُجُودِ اَلنَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اَللَّهُ عَلَى اَلْعُلَمَاءِ أَلاَّ یُقَارُّوا عَلَى کِظَّهِ ظَالِمٍ وَ لاَ سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَیْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا وَ لَسَقَیْتُ آخِرَهَا بِکَأْسِ أَوَّلِهَا وَ لَأَلْفَیْتُمْ دُنْیَاکُمْ هَذِهِ أَزْهَدَ عِنْدِی مِنْ عَفْطَهِ

    آگاه باشید به خدا سوگند که « فلان » خلافت را چون جامه‏اى بر تن کرد و نیک مى‏دانست که پایگاه من نسبت به آن چونان محور است به آسیاب . سیلها از من فرو مى‏ریزد و پرنده را یاراى پرواز به قله رفیع من نیست . پس میان خود و خلافت پرده‏اى آویختم و از آن چشم پوشیدم و به دیگر سو گشتم و رخ برتافتم . در اندیشه شدم که با دست شکسته بتازم یا بر آن فضاى ظلمانى شکیبایى ورزم ، فضایى که بزرگسالان در آن سالخورده شوند و خردسالان به پیرى رسند و مؤمن ، همچنان رنج کشد تا به لقاى پروردگارش نایل آید . دیدم ، که شکیبایى در آن حالت خردمندانه‏تر است و من طریق شکیبایى گزیدم ، در حالى که ، همانند کسى بودم که خاشاک به چشمش رفته و استخوان در گلویش مانده باشد . مى‏دیدم ، که میراث من به غارت مى‏رود.
    تا آن « نخستین » به سراى دیگر شتافت و مسند خلافت را به دیگرى واگذاشت .« چه فرق بزرگى است میان زندگى من بر پشت این شتر و زندگى حیان برادر جابر » .
    اى شگفتا . در آن روزها که زمام کار به دست گرفته بود همواره مى‏خواست که مردم معافش دارند ولى در سراشیب عمر ، عقد آن عروس را بعد از خود به دیگرى بست . بنگرید که چسان دو پستانش را ، آن دو ، میان خود تقسیم کردند و شیرش را دوشیدند . پس خلافت را به عرصه‏اى خشن و درشتناک افکند ، عرصه‏اى که درشتى‏اش پاى را مجروح مى‏کرد و ناهموارى‏اش رونده را به رنج مى‏افکند . لغزیدن و به سر درآمدن و پوزش خواستن فراوان شد . صاحب آن مقام ، چونان مردى بود سوار بر اشترى سرکش که هرگاه مهارش را مى‏کشید ، بینى‏اش مجروح مى‏شد و اگر مهارش را سست مى‏کرد ، سوار خود را هلاک مى‏ساخت . به خدا سوگند ، که در آن روزها مردم ، هم گرفتار خطا بودند و هم سرکشى . هم دستخوش بى‏ثباتى بودند و هم اعراض از حق . و من بر این زمان دراز در گرداب محنت ، شکیبایى مى‏ورزیدم تا او نیز به جهان دیگر شتافت و امر خلافت را در میان جماعتى قرار داد که مرا هم یکى از آن قبیل مى‏پنداشت . بار خدایا ، در این شورا از تو مدد مى‏جویم . چسان در منزلت و مرتبت من نسبت به خلیفه نخستین تردید روا داشتند ، که اینک با چنین مردمى همسنگ و همطرازم شمارند . هرگاه چون پرندگان روى در نشیب مى‏نهادند یا بال زده فرا مى‏پریدند ، من راه مخالفت نمى‏پیمودم و با آنان همراهى مى‏نمودم . پس ، یکى از ایشان کینه دیرینه‏اى را که با من داشت فرایاد آورد و آن دیگر نیز از من روى بتافت که به داماد خود گرایش یافت . و کارهاى دیگر کردند که من از گفتنشان کراهت دارم .
    آنگاه « سومى » برخاست ، در حالى که از پرخوارگى باد به پهلوها افکنده بود و چونان ستورى که همّى جز خوردن در اصطبل نداشت . خویشاوندان پدریش با او همدست شدند و مال خدا را چنان با شوق و میل فراوان خوردند که اشتران ، گیاه بهارى را . تا سرانجام ،آنچه را تابیده بود باز شد و کردارش قتلش را در پى داشت . و شکمبارگیش به سر درآوردش . بناگاه ، دیدم که انبوه مردم روى به من نهاده‏اند ، انبوه چون یالهاى کفتاران . گرد مرا از هر طرف گرفتند ، چنان که نزدیک بود استخوانهاى بازو و پهلویم را زیر پاى فرو کوبند و رداى من از دو سو بر درید . چون رمه گوسفندان مرا در بر گرفتند . اما ،هنگامى که ، زمام کار را به دست گرفتم جماعتى از ایشان عهد خود شکستند و گروهى از دین بیرون شدند و قومى همدست ستمکاران گردیدند . گویى ،سخن خداى سبحان را نشنیده بودند که مى‏گوید:
    « سراى آخرت از آن کسانى است که در زمین نه برترى مى‏جویند و نه فساد مى‏کنند و سرانجام نیکو از آن پرهیزگاران است »
    آرى ، به خدا سوگند که شنیده بودند و دریافته بودند ، ولى دنیا در نظرشان آراسته جلوه مى‏کرد و زر و زیورهاى آن فریبشان داده بود.
    بدانید . سوگند به کسى که دانه را شکافته و جانداران را آفریده ، که اگر انبوه آن جماعت نمى‏بود ، یا گرد آمدن یاران حجت را بر من تمام نمى‏کرد و خدا از عالمان پیمان نگرفته بود که در برابر شکمبارگى ستمکاران و گرسنگى ستمکشان خاموشى نگزینند ، افسارش را بر گردنش مى‏افکندم و رهایش مى‏کردم و در پایان با آن همان مى‏کردم که در آغاز کرده بودم . و مى‏دیدید که دنیاى شما در نزد من از عطسه ماده بزى هم کم ارج‏تر است.

    ببخشید طولانی شد ولی باید مینوشتم تا همینجا بخونن اونایی که طالب حقیقتن
    آخه کسی که این حرفا رو زده بعد میاد از اونا تعریف کنه؟؟

    [پاسخ]

    راز پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۲:۱۵ ب.ظ:

    @مجید, هنوز سند درستی در دست نیست که ببینیم سخن از امامه یا کسی دیگه سند هایی که هست همش میگن رجوغ کنید به شرح محمد عبده که اون هم فقط شرح نوشته نه سند آورده نه کار دیگه کرده ……….

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۹:۳۴ ب.ظ:

    @راز, سند ها معتبره اگه طالب حقیقت باشی و قصد و غرض نداشته باشی.

    [پاسخ]

    راز پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۲:۰۸ ب.ظ:

    غرض برا چی مگه می خوام با این حرفام دکان باز کنم و میترسم کسی ازم خرید نکنه؟

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۱ ۱:۳۳ ق.ظ:

    @مجید, منبع می خواهی عزیزم!
    برو و نوارهای آیت الله برقه ای را بخوان! کتابهایش! او هم حوزوی بود!
    نه! پس برو کتابو گفتار بدون سانسور دکتر شریعیی را بخوان و گوش کن!
    از خود شیعیان هستند، بدون تعصب ما و بدون تعب شما!!!
    اما آنهایی که ممنوع هستند برو آنها را هم ببین!
    موفق باشی!
    هدف تخریب و توهین نیست به تشیع، هدف برگرداندن دین به سان اهل بیتی است که همانند پیامبرشان زندگی می کردند.

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۲۶ ق.ظ:

    @حامد, به به خسته نباشی از فش دادن!
    من با چشم و گوش خودم در شبکه ۳ سیما دیدم که گفت تا الان نهج البلاغع به ۱۰ جلد رسیده و ان شاءالله در امریکا و پرو و .. دنبال بقیه هستیم و به حدود ۱۲ جلد خواهد رسید! برو و آرشیو خبری ۳ سیما خبر ۲۲ شب رو ببین!حال نهج البلاغه که قرآن نیست محفوظ باشد! بعدشم بر و نامه ها رو بخون و ببین آیا علی متناقض گوست یا راویان بعد او! مال سنی ها رو ولش! مال اصل شیعه ها رو بخون!یا علی نعوذبالله عقلش … یا نگهدارندگان کتابش ناقص العقل بوده اند که نبوده اند بلکه ظالم و امانت دار نبودند!
    شما ها که مدعی اسلام واقعی هستید، به گفته شیعه ها عمر گوشت الاغ و صیغه را حرام کرد! بعد از وی علی و امامان حکم عمر را لغو کردند!
    پس با این حساب شیعه ها که صیغه می کنند آیا گوشت الاغ هم می خوردند! مگ حکم عمر گوشت الاغ را حرام نکرده پس چرا پیرو آن هستید!
    دروغ نیست برو و در منابع خوتان بارها با سندیت تایید شده!

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۳:۱۸ ب.ظ:

    @شهاب, حضرت پیامبر در زمان حیاتشون حیوانات حلال گوشت و حرام گوشت رو به مردم معرفی کرده بودند. لزومی نداشت عمر پا پیش بزاره.
    کسی که بیشتر عمرشو تو شرک و جهالت گزرونده چطور شد یهو مجتهد شد.خلیفه مسلمین شد. خیلی عجیبه.
    من الان دارم روی یه مطلبی کار می کنم که اگه بگم جا می خورین. دارم روش مطالعه انجام میدم که با سند گفته باشم.
    اگه بخواین یه کمی شو می گم:
    قبل از اسلام و حضرت پیامبر(ص) یهود با استفاده از مشخصاتی که در کتب مقدس الهی و بشارت پیامبران پیشین اتفاق افتاده بود می دونستند که پیامبر خاتم (ص) نامش محمد و در شهر مکه خواهد بود.
    برای همین به شهر مکه مهاجرت کردند و نام پسراشونو محمد گذاشتن که اگه یه وقت خدا پیامبر خاتم را برانگخت از میان فرزندان یهود باشد.
    که در میان یهود ی ها شخصی به نام ابوبکر وجود داشت.
    وقتی یهود دیدن که پیامبر خاتم از یهودیها نیست و کسی دیگری است که برای پیامبری مبعوث شده از این بابت خیلی ناراخت و خشمگین شدند و قصد به شهادت رساندن حضرت پیامبر رو داشتن که همه اینو می دونن.
    بعد از اینکه موفق به شهادت رساندن حضرت پیامبر نشدند. شما فکر می کنید نشستن تماشاگر شدند تا دین اسلام رشد کرد.
    پس خیلی ساده اید.
    دیدن که از روی دشمنی نمیشه به پیامبر اسلام ضربه زد.
    اینجا بود که مردانی از میان خود انتخاب کردند و به درون دین اسلام فرستادن تا تونستند خودشونو به پیامبر اسلام نزدیک کردن و بعد از شهادت پیامبر بود که خودشونو نشون دادن.
    جانشین پیامبر (ص) رو کنار زدن به همین آسونی تونستن نقشه چنیدن سالانه خودشونو پیاده کنند.
    و اینجا بود که دین اسلام افتاد دست یهود.
    و چون خاندان پیامبر (ص)در قید حیاط بودن از این رو تصمیم گرفتن که کلا از خاندان پیامبر کسی رو زنده نزارن و این کارو هم کردن. برای همینه که امامان ما همه شهید شدن و امام زمان در غیبت به سرمی برند.
    و ما هر چه داریم از وجود مقدس چهارده معصوم (ع)می باشد که جان و مال و فرزندان و اهل و عیال و همه چیزشان را در راه خدا فدا کردند تا دین اسلام به بدست ما برسه.
    اگر وجود مقدس پیامبر و خاندان پاکش نبود دینی هم نبود.
    همان طور که کشور ایران میلیونها شهید داد تا اسلام دوباره زنده شد.
    و این اسلام واقعی (شیعه) هست که مورد حمله بیگانگان و انسانهای به ظاهر دوست قرار گرفته.

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۷:۳۹ ب.ظ:

    @حامد, ماشاءالله چه رمانی مثل عبدالله بن سبأ سخن میرانی برادرم! وای برتو دینی که به این آسانی مورد تاراج و هجوم قرار گیرد و نابود شود که دین نشد! آن هم دینی که الله گفته آخرین و کاملترین است و تغییری نمی پذیرید! این شد که گفتی! دینی که قرآن اساس باشد و معصومین آن را نگه داشته اند! حتی الله به پیامبر میفرماید این کلام من ارجح است و تو مبلغ آن باش! مبادا که غیر آن کنی!
    راست تلخ است چه من بخواهم چه نخواهم! شیعه مذهبی است جزو مذاهب اسلام ولی به انحراف کشیده شد!
    ساده است عزیزم از این خیالات رمانی بیاورید، چون دین اسلام فراتر است از اینکه تعدای یهودی بتوانند اسلام را به این راحتی به دست گیرند که کفری ست ناروا! بعدش پس از اسلام هر چه مانده ۱۳ تن + یک غایب به محفوظ کرده اند! پس بقیه اهل بیت چکاره بودند! نکند ولایت فقیه مطلقه ایران شعبه نمایندگی زده و به نیابت از غایب زمانه کار می کند! و ایمیل ایشان همان چاه جمعکران می باشد! و یهودیها از این کفریات خوششان نمی آید!!!!!!
    به خود بیا سرور گرامی
    پس این همه در حسینیه ها چرا خاخامها و کشیشها روزه خوانی می کنند! نکند آنها نیز شوق حسین و علی دارند! اسلام را کنار زده و آن بزرگان را شهید کرده و حالا دلشان به حالشان می سوزد!
    این ماجرا را از خاخام و پدر روحانی ارومیه و تهران جستجو کن! که بسیار دهشتناک است و به مربوط به تاریخ خلفا هم نیست! امروز است!

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۴:۳۲ ب.ظ:

    @شهاب, به نکته خوبی اشاره کردی.
    بگو ببینم خدا کی به مسلمانان گفت دینتونو براتون کامل کردم و حجت برای شما تمام شد.
    به منم بگو ببینم قضیه غدیر خم رو به شما چطور تفسیر کردن.
    به این دوتا سوال من جواب بدین برادران اهل سنت.
    ۱- نظر شما در مورد غدیر خم چیه؟
    ۲- استغفروالله چی شد که به فکر خدا و رسولش نیفتاد تا یه جانشین واسه حضرت پیامبر(ص) انتخاب کنن. ولی به فکر ابوبکر رسید که عمر رو برای خودش جانشین انتخاب کنه.؟

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۵:۵۳ ب.ظ:

    @حامد, ماشاءالله که چه با نیت خیرخواهانه سوالها را دنبال می کنید و به جواب میرسید!
    جوابها
    ۱- غدیر خم در پی ماجرای تقسیم غنایم بود که حضرت علی غنایم را از اصحاب گرفتند و دوباره برآنهاتقسیم کردند. در این میان عده ای بشدت آزرذه خاطر شده و از ایشان به رسول خدا شکایت کردند! برای رفع کدورت و شکوایه ها و گلایه ها این ماجرا در غدیر خم که جاییست بس خوش آبو هوا و دارای آب! مساله مختومه گشت.
    ۲- راست گفتی عزیزم خدا ۱۴۰۰ پیامبر فرستاد و همراهشان هزاران مهدی در طول تاریخ تا به بشر یاد بدهد که خود ولی و وصی خود باشد! دموکراسی با عقل و قرآن نه استبدادی ! آن هم با قرآن!!!
    بعدش محقق محترم شما که دوباره به استناد کتابهای حوزه قم عمر را دست نشانده ابوبکر دانستی! غلطه بزرگوار!!!
    پیامبر بیشترین اشاره ها را برای شخصی لایق ابوبکر معرفی کردند! و ابوبکر هم نظر شخصیش بر عمر بود ، مگر نه شورا اصل کار بود! همکان شورایی که بعدها علی را انتخاب کردند!
    نیازی نیست قربان دنبال اذیت کردن خودتان بروید! به مذهب خود بچسبید و خداوند شما و ما را مورد مغفرت خویش قرار دهد.
    چون شما قرآن را هم نخوانده ای که می گویی کجا آمده حجت در دین کامل شد! انگار علی دین اسلام است و قرآن کلام الله اضفه است!!!!
    سبحان الله اول تدبر کن و بعد با غرض صحبت کن لااقل به ما فش بده نه به کلام الله!!!

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۹:۵۵ ب.ظ:

    @شهاب, ما شا الله به این می گن شستشوی مغزی. احسنت به اهل سنت.
    شما به من بگید ببینم ابوبکر و عمر قبل از اسلام در چه دینی به سر می بردن؟

    دین اسلام مدیون ثروت حضرت خدیجه و شمشیر زدن های حضرت علی (ع) در جنگ ها بود.
    هر جا که علی بود پیروزی بود.

    متاسفم برای اهل سنت که با دیدن این همه فضایل از حضرت علی(ع) باز هم خودشونو به اون راه می زنن.

    شما اهل سنت پس از گذشت یک قرن از شهادت حضرت پیامبر (ص) تازه تونستید واسه خودتون ۴مذهب(مالکی- حنفی-شافعی- حنبلی) پیدا کنید اونم از شیعه الگو گرفتین.

    شما اهل سنت که از خودتون چیزی ندارید و هر چی دارید از خاندان پاک حضررت پیامبر(ص) هستش به چیه این مذهبتون می نازید.

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۶:۲۲ ق.ظ:

    پیامبر اسلام رو نیاورده که مسلمانا رو مسلمان کنه بلکه برای کفار آورده و هیچ دلیلی بر بد بودن اونا نمیشه! و فکر میکنم اسلام آوردن کسانی که بالغ یا مسن بودند بسیار مهمتر از کسانی باشه که در خردسالی و بدون اختیار آنچنانی و بر اساس تربیت ولی مسلمان مسلمان شدند باشه!

    محسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۱:۰۳ ق.ظ:

    اگر دین اسلام مدیون هر کسی باشد به شما چه مربوط؟ مگه ما منکر این هستیم که حضرت خدیجه بهترین زن پیامبر بوده و تمام زنگیش را فدای اسلام کرده؟ نخیر نیستیم! چرا الکی ما رو دشمن اهل بیت جلوه میدین در صورتی که ناقل تمام فضایل اهل بیت راویان اهل سنت هستند! و از طرفی دلیل نمیشه که ما بعضی ها رو الم کنیم و بعضی هارو به زمین بزنیم و دشمن تراشی کنیم و بگیم اگه این خوب بوده حتما اون بد بوده! و اما از شمشیر زدن های حضرت علی بگم: حضرت علی از دلاوران اسلام هستند ولی زمانی که حضرت ابوبکر و حضرت عمر و سعد و عثمان اسلام آوردند حضرت علی خردسال بود و به اندازه یک دانش آموز دوم ابتدایی سن داشت و در این زمان نمیشه شمشیر زدن های حضرت علی رو با دیگر بزرگان صحابه که در مقابل کفار شکنجه و آزار و اذیت شدند و مقابله میکردند و میجنگیدند مقایسه کرد! وقتی آدم نسبت به کسی کینه داشته باشه همه محاسنش رو هم معایب میبینه که متاسفانه شماها از قلب صاف و بدون حب و بغض محرومید و خداوند به شما بصیرت و قلب بی کینه عطا کنه. و سوم اینکه اگه ما اهل سنت از خودمون چیزی نداریم شما از داشته هاتون بگید! تمام امامان منسوب به تشیع نوه حضرت ابوبکر هستند ازین بالاتر چی میخوای؟!!! مولانا، عطار، سعدی، حافظ ، فردوسی و تمام مشاهیری که فرسی زبانان علم و ادب اسمشون رو به عنوان فرهنگ پارسی یدک میکشن اهل سنت بودن!!! حالا جایگاه شیعه تو این افتخارات کجاست من نمیدونم! غیر از شاه عباس و شاه اسماعیل صفوی خونخوار ما چیزی از دوران با شکوه شیعه نمیبینیم اگه شما دیدید به ما هم بگید

    navid پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۲:۰۴ ب.ظ:

    @حامد,عجب داستان جالبی از خودت در اوردی

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۲۷ ق.ظ:

    @شهاب, عزیزم داستان غدیر خم شما جالب بود تا حالا نشنیده بودم

    [پاسخ]

    navid پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۶:۴۶ ب.ظ:

    @شهاب,
    این ای دی منه navid.2012
    خوشحال میشم اگه تشریف بیارین با هم صحبت کنیم

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۵:۲۳ ق.ظ:

    شماهایی که بر خدا قرآن و خلفای راشدین دروغ میبندید هیچ ترسی از قیامت ندارید ولی ما که از دروغای سید رضی تو نهجالبلاغه بگیم واجب القتل میشیم؟!!!

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۷:۵۰ ق.ظ:

    @محسن, کدوم امام منسوب به تشیع نوه ابوبکره؟

    حضرت علی (ع) با همون ایمان بچه دوم ابتدایی بود که جای پیامبر(ص) خوابید. ایمان لفظی که ملاک نیست عمل رو ببین آخر ایمانه

    حالا در این موارد نظرت چیه؟
    ابن أبی‌الحدید به نقل از استادش ابوجعفر اسکافى مى‌گوید:وهو أضعف المسلمین جناناً، وأقلهم عند العرب ترهً، لم یرم قط بسهم، ولا سل سیفاً، ولا أراق دماً.أبو بکر از نظر عقل از تمام مسلمانان ضعیف تر و نزد عرب از نظر شجاعت کمترین بود، نه تیرى انداخت و نه شمشیرى کشید و نه خونى را ریخت.إبن أبی الحدید شرح نهج البلاغه، ج ۱۳، ص ۱۷۰،ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت / لبنان، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۸هـ – ۱۹۹۸م.

    امّا در جنگ خندق که معروف است که رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم فرمودند: لَضَرْبَهُ عَلیٍّ فی یَوْمِ الخَنْدقِ اَفْضَلُ مِنْ عِبادَهِ الثَّقَلَیْنِ: ضربه علىّ بن ابیطالب علیه السّلام در جنگ خندق، از عبادت جنّ و انس نزد خداى تعالى برتر است، و در بعضى از نقلها این چنین آمده است: اَفْضَلُ مِنْ عِبادَهِ الاُمَّهِ إلى یَوْمِ القِیَامَه(۴): برتر است از عبادت تمامى امّت تا روز قیامت.

    زید ابن وهب» از «ابن مسعود» پرسید: «ابوبکر و عمر- در جنگ احد به هنگام گریختن مسلمین- کجا بودند؟» ابن مسعود گفت: «آن دو تن از کسانی بودند که گریختند» (ارشاد شیخ مفید ص ۵۰ و بحار الانوار ج ۲۰ ص ۸۴- به نقل از الصحیح من سیره النبی الاعظم ج ۶ ص ۱۸۴)

    ابن عباس و دیگران می گویند : آیه « ان الذین تولوا منکم یوم التقی الجمعان انما استزلهم الشیطان ببعض ما کسبوا .. کسانی از شما که در روز روبرو شدن دو جمعیت با یکدیگر ( جنگ احد ) فرار کردند شیطان آنها را بر اثر بعضی از گناهانی که مرتکب شده بودند به لغزش انداخت ..آل عمران ۱۵۵) در باره فرار عثمان از احد نازل شد ( کامل ابن اثیر ج ۲ ص ۱۷۴ )

    البته بزرگان دیگری نیز این واقعه را نقل کرده اند با این تفاوت که وقتی عثمان به نزد پیامبر بازگشت، حضرت به او فرمودند: به چه سرزمین دوری!!!! رفته بودی.

    البته جناب «ابن تیمیّه» که در چنین مواردى حلاّل مشاکل!! اهل سنت است فکرى بکر و چاره اى معقول!! اندیشیده، چنین مى گوید:
    و اگر شما مى گوئید على اهل جهاد و قتال بوده، ما مى گوئیم: عمر بن خطّاب نیز اهل قتال و جنگ در راه خداوند بوده است، ولى باید دانست که قتال بر دو قسم است:
    ۱ ـ قتال با شمشیر
    ۲ ـ قتال با دعاء
    و عمر بن خطّاب با دعاء، در راه خداوند قتال کرده است.

    ببین ایمان ایمان علی (ع)
    شمشیر هم شمشیر علی (ع)
    اصلا اون سه نفر در حدی نیستن که بخوان با علی(ع) مقایسه بشن چه برسه به اینکه خلیفه مسلمین بشن اونم در زمان حیات اون حضرت

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۱ ۵:۳۳ ب.ظ:

    @محسن, جوابی نداری ها؟ به چی دلتونو خوش کردین؟
    باز ما اگه هرچی بگیم علی کسی به علی نمی تونه گیر بده گیرشو به ما میدن که علی پرست می شیم
    آدم عاشق کسی باید بشه که ارزشش رو داشته باشه
    چشماتو واکن

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۱ ۴:۵۳ ب.ظ:

    @محسن, تو مگه خساب وکتاب بلد نیستی وقتی حضرت علی(ع) ایمان آورد ده ساله بود سیزده سال بعد پیامبر خدا(ص) هجرت کرد واون موقع علی (ع) حدود بیست وسه ساله بود که در بستر به جای پیامبر (ص) خوابید و آن حضرت هنگام جنگ با کفار جوانی بیست وپنج ساله یا بیشتر بود ولی تو طوری مغلطه در می یاری که انگار سن حضرت علی (ع) بعد از بیست سال همچنان هشت نه ساله است .

    [پاسخ]

  22. راز گفته است :

    آقا حامد مرد به حساب محترم کسی غیر از تو نیست که تو داری زبون درازی میکنی انگار داری خیلی تند میری افسار پاره کردی از هر دری سخنی میگی خیال کردی من نمیتونم مثل خودت صحبت کنم میتونم ولی شخصیتم بهم اجازه نمیده که به کسی یا چیزی که عقیده یک ملته توهین کنم.
    بعدش مگه اونایی که نوشتم اشتباهه که میگی از کتاب معتبر بیگیر من که گفتم خودت هم بذار تا نگی دروغه من کاری به سایت نداشتم اینا رو خودم نوشتم و فقط حدیث رو از این سایت که سایت موسسه تحقیقاتی ولی عصر است گرفتمhttp://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=salam&id=25
    بعد از همه تو که کباده علم و ادب میکشی مگه نهج البلاغه چیه دست نویس امام علی که نیست این کار سید رضی اومده جمع آوری مطلب کرده اون سخنای رو که مردم به امام نسبت دادن و از نظر سید رضی خیلی از نظر ادبی بالا بوده و تو رساله ای به نام نهج البلاغه جمع آوری کرده اینا رو حتی خود امام هم نمیدونسته یه روزی به این طریق در میاد که بشه کتاب برای اینکه نگی این حرفا کذب محضه یه سر بزن به کتاب سیری در نهج البلاغه از مطهری البته اگه کتاب میخونی و فقط به حرف این و اون اکتفا نمیکنی حالا گیرم که نهجالبلاغه بشه ۲یا چندجلد مگه به کجای این عالم هستی بر می خوره حالا یکی اومده میخواد سخنای حضرت رو یکجا جمع کنه شما سنگ میندازی من دارم جواب بهش میدم اونم با دلیل یارو میگه از سایت سنی گرفتی خوب از سایت سنی گرفتم مگه چیه اگه جاییش غلطه رو بگو نه بشینی بپری بحث دیگه باز کنی بگی سنی بی شرم و حیا خوب مرد ناحسابی تو اگه معنی این جمله رو می فهمیدی هیچ وقت به خوت اجازه نمیدادی این حرف روبزنی حالا ۲تا کلاس درس خوندی برا من میشینی اراجیف میگی تو میدونی جزء کدوم گروهی مغضوب علیه برو معنی جمله رو از تفسیر مکارم پیدا کن ولی بعد از اینسعی کن جزء این نباشی دفعه دیگه هم خواستی حرف بزنی با دلیل صحبت کن تا یکم برا حرفات احترام قائل بشم سعدی میگه شخصیت هر کس زیر سخنانش نهفته پس بیشتر از این شخصیت خوت رو رو نکن……
    با سپاس فراوان من قصد توهین به هیچ گروهی رو ندارم وبه همه احترام میذارم تا جایی که بدونم دارن احترام میذارن.

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ تیر ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۵:۰۱ ق.ظ:

    @راز, اگه نهج البلاغه که به اقرار مخالفان وغربی ها بعد از قرآن بالاترین کتاب اسلامی وبرادر کوچک قرآن خطاب شده وخیلی از اهل تسنن مانند ابن ابی الحدید معتزلی برای آن شرح نوشته اند نوشته ی سید رضی(ره) بود بهتر نبود سید اون رو به اسم خودش می نوشت تا این افتخار نصیب خودش بشه؟سید رضی نامه ها وخطبه های نهج البلاغه را جمع آوری وتدوین کرده وهمان طور که قرآن نمی تونه کلام غیر خدا باشه نهج البلاغه هم نمی تونه کلام کسی غیر از امیر کلام حضرت امیرالمومنین (ع) باشه ومن برای تو متاسفم که مطالعات کمی داری وبه خودت جرئت اظهار نظر می دی!

    [پاسخ]

  23. مجید گفته است :

    @راز, این ایمیل منه
    saba_5824@yahoo.com
    این کتاب شیعه گری رو برام بفرست ممنون میشم

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۱ ۱:۱۶ ق.ظ:

    @مجیدجانم، من دروغگوی کذاب نیستم به والله باور بکنی یا نه حقیقت تلخ است! به خدای علی اینها را از کتب و مراجع معتبر قم خواندم و شنیدم! هدف تخریب و توهین نیست، برادرم من از قم نمی سوزم؛ از دروغهایی که به پیکر اسلام و تشیع زده می شود می سوزم! من اینها را خودم لمس کردم و به نام اهل بیت و سیعه تبیلغ می شود! در تهران ۱ ماه تحقیق از کتابهای معتبر نه از دیدگاه من! بلکه از دیدگاه خیل شیعان دیدم!
    در مورد خبری که از شبکه ۳ سیما خبر ۲۲ دیدم دروغ نیست عزیزم آرشیو هست و مطمئنا می توانی آن را بیابی.
    خوب هر چه باشد شبهای قدر را در مساجد شیعیان سپری کردم و عباداتشان را هم دیدم! که ای کاش نمی دیدم.
    نگو همه چیز به دل است! ادعای ارادت به اهل بیت، به پیروی از سنتشان ارزش دارند نه به کلام! همانا اهل کوفه بر زبانشان فقط علی و حسین بود! حال آنکه این الفاظ سپری بود برای اطعام دنیویشان.
    توجه کن ببین حتی درک کوچکی هم از اهل سنت نداری! سنت چیست پسر خوب؟
    سنت عبارت است از دستورات الهی که در کتاب قرآن آمده و تفسیرش با رفتار پیامبر بر ما به ارث رسیده! و اهل بیت هم از همان سنت رسول الله پیروی کرده اند نه اینکه سنت ساخته اند!پس سنت یعنی پیروی از رفتارهای پیامبر.
    من که تفسیری نکردم از قرآن معنی آن بسیار آسان است، درکش برای همه آسان شده آنگونه که قرآن می فرماید.
    نه به قول آیت الله قزوینی”ب بسم الله ۷ معنی دارد و هرکدام نیز هفت معنی که باید از هرکدام کتاب نوشت”!
    کتاب فاطمه را بخوان یک کتاب جیبی است در کتابخانه ها فراوان است! من شرو ور می گویم، قبول ولی برو و آ« شرو ورهای آن کتاب را بخوان! از مقدمه اش کفر می بارد تا به آخر! توهین به اهل بیت گرامی و حتی خود رسولشان!
    شیعه بد نیست ولی به اسم اهل بیت (رضی الله عنهما) آنها را به بیراهه می کشند.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۱ ۵:۰۱ ب.ظ:

    @شهاب, سنت راه و روشی است که پیامبر به آن عمل می کرد درسته ولی به مرور زمان و با نقل قولهای مختلف و بعضا مغرضانه تغییر داده شده.
    اهل بیت سنت را بی کم و کاست به مردم نشان داده اند چون معصومند از هر اشتباه. اگر به روش اهل بیت عمل کنیم به راه راست رفته ایم. هیچ عقل سالمی قبول نمی کند وقتی امام معصوم حاضر است سنت و دستورات دینی را از غیر معصوم دریافت کند. نه ابوبکر و عمر و عثمان معصوم بوده اند و نه حنبل و …
    چه نتیجه ای میگیریم؟شما از دامان اهل بیت دست شسته اید و به دیگری اقتدا کرده اید. پس اصل راه خطاست.
    اینکه شیعیان چه می کنند و چقدر درست عمل می کنند بحث دیگری است ولی راه اهی است که بعد از پیامبر توسط علی و پس از ایشان توسط اولاد معصومش نشان داده شده.
    اول راه رو درست باید بریم بعدش حتی اگه منحرف هم شدیم میتونیم به راه اصلی برگردیم باید چشمامونو باز کنیم و راه اصلی رو ببینیم

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۱ ۴:۳۶ ب.ظ:

    @شهاب, اگر دروغگو وکذاب نیستی چه طور می گی شبهای قدر رابین شیعیان بودم مگر خواندن جوشن کبیر که هزار اسم اخداست وخواندن سوره ی مبارکه ی قدر و عزاداری برای اول مظلوم عالم حضرت امیرالمومنین (ع) چه اشکالی داره که می گی کاش نبودم حق داری آخه کسی که محبت عمر وابوبکر در دلش جای گرفت دیگر جایی برای محبت اهل بیت اطهار (ع) در دلش نمیماند.

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۱ ۱:۲۶ ق.ظ:

    ***ما در دعای توسل خطاب به ائمه معصومین می گوییم با واسطه شما متوجه می شویم و طلب شفاعت می کنیم و متوسل می شویم ((به خداوند)) ما اعتقاد داریم یکی از مواقع استجابت دعا نزد قبور بندگان خوب خداست چه بنده ای خوب تر از معصومین؟****
    @مجید, خوب خودت بگو قبر پیامبر بهتر است یا علی؟ قبر داوود نبی ترین است یا علی!
    خوب در گذشته قبل از اسلام هم ما ایرانیها و یونانیها و مصریها و دیگر ملل هم بیچاره ها مگر چه می کردند! به قبور بندگان صالح پناه می بردند!(خداوند بخاط گناهانمان از ما دور شده و به واسطه این بزرگان به درخواست ما گوش می دهد!) خوب حالا بگو این اسلام ناب که این همه مدعیست با این حساب با این ادیان دیگر چه فرقی کرد!؟
    لات و هبل و عزا، میترا و آناهیتا، آتون ، هرکول و … شدند حسین و علی و …!
    اگر این است مسجد پس چه بکارمان آید!!!؟؟؟ راست است حسینیه!

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۱ ۵:۱۰ ب.ظ:

    @شهاب, ببین هی منو وادار میکنی کلمات تند بکار ببرم.
    آخه خودت می فهمی چی میگی؟ لات و هبل و این بتها رو با حسین و علی یکی می کنی؟
    قبر پیامبر و علی و داوود و همه انبیا و اوصیائ الهی پناهگاه دل عاشقانشان بوده و هست. اگه من عاشق علی و خاندانش هستم به خاطر اینه که اونا رو نماینده خدا می دونم. فرستاده خدا برای هدایت بشر.
    فرستاده ای که حرف خدا رو بی کم و کاست به گوش ما برسونه.
    شما اعتقاد دارید کسی که مرد دیگه نابود شده و هیچ تاثیری توی دنیا نداره. اعتقادتون برای خودتون فقط برای خودتون محترم ولی حق ندارین برای ما توسل رو کفر بدونین چون اعتقاد ما هم برای خودمان فقط برای خودمان محترم است.
    تا چه قبول افتد و چه در نظرآید

    [پاسخ]

  24. مجید گفته است :

    @راز,این ایمیل منه saba_5824@yahoo.com
    کتاب رو برام بذار ممنون میشم

    [پاسخ]

  25. شهاب گفته است :

    یهودیان و مسیحیان متاسفانه با آنکه قرآن را برحق می بینند چشم از آن می بندند! چون حقانیت قرآن بی تعارف ثابت است!
    حتی غالیان دین اسلام هم تاب توان شنیدن حق را از قرآن ندارند.
    همانگونه که الله می فرماید چون آنها کلام الله را بشنوند یا آن را مسخره و استهزا کنند یا از آن روی برگرداندد

    [پاسخ]

  26. شهاب گفته است :

    با عرض پوزش منبع کتاب را یادم رفت! ولی برای جبران مافات آوردم:
    حق با کیست؟ مناظره مذاهب خیالی با وهابیت
    تدوین ابوالفضل بهرام پور
    رمان نویس خیال باف معاصر

    [پاسخ]

  27. حامد گفته است :

    این آقای احمد کسروی تنهایی این کتاب (بخوانند و داوری کنند)رو نوشته یا از بچه های مدرسه ابتدایی هم کمک گرفته اخه این کتاب اصلا با عقل سلیم سازگاری نداره.
    خداوند آقای احمد کسروی رو با عقایدشون محشور بفرماید انشاالله.
    دعا کنید یک شب به خوابتون بیاد و از عذابی که خداوند در قرآن کریم از آن یاد کرده است. شما اهل سنت رو آگاه کنه بلکه یه تکونی بخورید.
    واقعا کسی رو که خوابه می شه بیدار کرد ولی کسی که خودشو زده به خوابی نمی شه بیدارش کرد.

    [پاسخ]

    راز پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۲۹ ب.ظ:

    @حامد, گفتم شاید این کتاب به ذد بخوره دیدم نه فقط رو یه دنده ایستادی و حرف خودتو میزنی.
    این آقای کسروی که تو میگی منم آن چنان عقیده هاش رو قبول ندارم ولی چه کنیم خدا بهمون عقل داده که حرفای مردم رو حلاجی کنیم اگه حرفای کسروی به دون دلیله بگو بدون دلیله مثلا فلان سطرش اومده اراجیف گفته ولی تو اومدی کاملا خط بطلان کشیدی رو همش معلومه که یا نخوندی یا از روی غرض خوندی. مثلا خود کسروی در مورد بعضی چیزا زیاده روی کرده چون از شاعرا بدش مییاد سعدی حافظ مولانا ووو رو زیر سوال میبره اونم با دلیل. در ضمن بگم که این آقا جز کسایی بوده که اگه اشتباه نکنم حوزه قم درس خونده ولی بعد اومده بیرون این آقا اصلا معلوم نیست که سنی شده باشه ولی یه چیزای رو داره میگه که بامدرکه یعنی نیومده مثل شما بدون دلیل حرف کسی رو رد کنه. اگه خونه باشی تو مقدمش هم گفته.
    ولی خواهش میکنم یه دفعه فقط یه دفعه کتاب رو بخون اگه اشکال پیدا کردی با سند بیا جلو اونم طوری باشه که عقل قبول کنه یعنی حدیث رو بذار کنار چون تو حدیث میاری من قبول ندارم من حدیث میارم چون به عمر ابوبکر عثمان میرسه تو قبول ندااری پسبا سند اگه سند نداری چیزی ننویس تا بریم به کارمون برسیم و شاید از خواب بیدار شدیم. ok
    کسرویچندین کتاب دیگه هم درباره زبان شناسی و غیره هم داره یکم تو اینترنت سرچ کن خودت بهتر میفهمی

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۵۸ ق.ظ:

    @راز, اونا رو ولش .
    ما شیعه ایم به سه دلیل.
    خودشم دلیل قرآنی
    از آدرس زیر دانلود کنید:

    http://uplod.ir/162l8sibrq37/asbat_shia_gheraati.3gp.htm

    اثبات شیعه در کمتر از یک دقیقه.

    [پاسخ]

  28. هیوا گفته است :

    دوستان وبرادران شیعه با جدیت بر حق بودن مذهبشون اطمینان دارن پس چرا ۹۰درصد سایتهای اهل سنت فیلتره یا کتابهاشون دانلود نمیشه یا در نمایشگاه کتاب نمیذارن کتابهای روشن کننده مذهب ارایه بشه وهمش کتب توهین به تسنن هست پیشنهاد میکنم مدتی ازاد بگذارید این به اصطلاح شما این چرندیاتو ببینید نتیجه چی به ببار میاد شما از تیجانی میگید جرا از برقعی یا قلمداران یا شریعتی یه طالقانی نمیگید ماها تو فرهنگ ایرانیمون به هر کی که فش بده میگیم کم اورده فش میده قابل توجه حامد اقا

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ خرداد ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۶:۰۵ ب.ظ:

    @هیوا, جواب در بالا آمده لطفا” مطالعه کنید.

    [پاسخ]

  29. مجید گفته است :

    @راز, یک نفر رفت کتاب نوشت آیات شیطانی توی اون کتاب به هر چه مسلمونا مقدس می دونستن توهین کرد و تمام مقدسات رو رد کرد. آدمی ممکنه برای پول هرکاری بکنه. این آقای کسروی که مدعیه از وقایع تاریخی بهتر از همه مورخین مطلعه. پس ما و شما بحثی نداریم سر مسایل تاریخی. ایشون همه رو حل کرده . درواقع صورت مساله پاک شده و دیگر مساله ای وجود نداره. اینهمه علمای ما و شما در مورد علم حدیث بحث میکنن چرا؟ واقعا چرا شما به همین آقا اقتدا نمی کنید؟ می دونید که حرفاش قابل قبول و استناد نیست. پس مطالعه کتابش دردی نه از دنیا و نه از آخرت کسی دوا نمی کنه . من که وقتمو بیهوده تلف کردم. خواهش میکنم به کس دیگه توصیه نکن. بجاش بگو یک کتابی بخونن که لااقل خود شما بتونی بهش استناد کنی. خوندن کتاب شیعه گری از احمد کسروی هیچ ارزش دینی نه برای شیعه ها و نه برای سنیها نداره. البته برای سنیها شاید کمی التیام بخش باشه . البته اگه بخواهیم نیمه پر لیوان رو ببینیم باید گفت این کتاب از نظر ادبی لغات قلمبه سلمبه داره که برای عزیزان رشته ادبیات فارسی مفیده همین
    بازم ممنون از زحمتی که کشیدی

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۹:۰۱ ب.ظ:

    @مجید, جالبه شما در مرحله اجتهاد هستید ! یا هرودوت اسلامی که این کتاب را به این سرعت تفسیر بنمودید!
    نکنه رمان شبهای پیشه ور پر است از وقایع تاریخی راست! یا پول فقیر و فقرایی که از قبر سرور جوانان بهشت حسین بن علی جمع می کنند و به جیب میزنند اسلام حسینی است! حسینی که قرآن سرمشقش بود ولی ما قبر حسین!
    علی که در محراب شهید شد، که بگویید فقط الله و ما هم همه می گوییم یا علی! پس خودش الله را صدا می زده یا خودش را!
    مشکلی نیست در پافشاری تفکر خودتان، ولی در تغییر تفکر علی و حسین و حسن و امام صادق مشکل پیش می آید! چون شما خود مفسر آن شدید و ماشا الله علمای قم شدند مغز اهل بیت! حکم حلال و حرام را به نیابت از آنها بدست گرفته اند بسان علمای یهود که خود را وارث حکم شرع می دانستند!

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۷:۱۴ ب.ظ:

    @شهاب, این کتاب تفسیر نمی خواد. فقط داستان درست کرده مقدسات شیعه رو انکار کنه ارزش بحث هم نداره . به هیچ موضوع دیگه کاری ندارم فقط نظرم رو در مورد کتاب گفتم
    اما شما داری فرا فکنی می کنی و شلوغ بازی در میاری
    علمای قم نه مرجع تقلید یعنی فقیه عالم هست که حکم و فتوا میده در زمان غیبت امام معصوم و معلومه که از همون حوزه علمیه خیلی می سوزین که اینقدر روش مانور میکنین و تاکید می کنین برای تخریب وجهه اونجا
    حکم حلال و حرام رو اونجا عوض نمی کنن جهت اطلاع
    در مورد یاعلی هم فکر می کنم شما فهمتان اینقدر نیست که بفهمید این چیزها رو. با اون مغز کوچولوی خودتون همه چیز رو می سنجین.
    علی هدیه خداست علی جلوه ای از ذات خداست علی جونش رو برای دین خدا گذاشت و بخاطر همین شهید شد شما همین فکر رو دارین که اگه کسی بگه یا علی یعنی میگه علی خداست ولی اینطور نیست. عشق به حسین برای اینه که او آخر عشق بازی رو انجام داد در برابر خدا حسین محبوب خداست پس محبوب ما هم هست چه شما بخواهید چه نخواهید.
    با شما مشکل نداریم با فکر شما که تهمت می زنه مشکل داریم
    با سفسطه های شما مشکل داریم

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۴ ب.ظ:

    ماشا الله مجید, بسم الله! فرافکنی من یا علمای شما! جسارت به اهل بیت می شه اینجا! طرح حقیقت یا پوشاندن آن!
    جالبه من از بزرگ علی محمد(ص) می گویم! شما از شاگردش! کدامین بزرگتر بودند!؟ هرکدام در دین خدمت بیشتر کرده لایق تکریم بیشتر است، علی یا محمد رسول الله!؟ حسین نوه پیامبر یا خود پدربزرگش؟ آن امام همه کاره غایب که افسار بقول شما جهان در دست اوست را سپرده به آن علمای قم!؟؟ جواب ؟
    باز هم علی را بر عمر تکریمتر می کردی چیزی!
    در حب بزرگواران شکی نیست! اما حب آنها برای چیست؟ می دانی؟ برای اینکه آنها را خدا یعنی قرآن و رسولش را رفته اند سزاوار حب هستند یا…! پس فکر کن چی میگی! بگو یه باره محمد نمی آمد بهتر بود و علی همه کاره باید می شد!
    جوابت معلوم است، مغز من کوچک است آری ولی واقیت را می توان سنجید چون خداوند عقل را به بشر ارزانی کرد تا واقعیات را بسنجد نه مثل مرغی که صاحبش بیاید و دانه اش دهد! و او هم برای وی قدقدا کن ! برادر!
    تو رو خدا واقعیت را ببین و بسنج، حسین، حسن، علی و فاطمه و دیگران اگر پیامبر نمی آمد امروز هم آنان نبودند! آنان با رسول و دینش هستند!

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۱ ۵:۲۳ ب.ظ:

    @شهاب, فرا فکنی بیشتر از این؟ سفسطه بیشتر از این؟ دقیقا کدوم جمله من نشون می ده که ما علی رو بیشتر از پیامبر قبول داریم و تکریمش کردیم
    عزیز دلم برادر محترم اخوی آدمیزاد سعی کن بفهمی سعی کن این نکته رو توی اون مغزت جا بدی
    بحث ما و شما از پیامبر به بعد شروع می شه ایشون که در مذهب ما وجه مشترکه پس اگه می گیم علی بزرگه نه اینکه از پیامبر هم بزرگتر باشه نمی فهمی یا نمی خوای بفهمی شلوغ بازی بازی با الفاظ پیچ و تاب دادن موضوع سیاسی کردن بحث نقطه سر خط هیچی دیگه برای ارائه دادن ندارید.
    بزرگواران که گفتی سزاوار حب هتند و سزاوار ولایت امت چون غیر از راه خدا و رسول نمی روند و آن امام غایب امر فرموده به مجتهد عالم مراجعه کنیم که علمای گرانقدر قم کم نیستند بحمد الله. خار چشم دشمنان شیعه

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ خرداد ۳ام, ۱۳۹۱ ۱:۲۲ ق.ظ:

    @مجید, قبول در مغزم گنجانیدم آنچه شما فرمودید!
    خوب اینجا مشکل که حل نشد ، من فرا فکنی نمی کنم؛ ولی جواب سوالات خودتون رو لطفا خودتون بدهید همونجور که دادید!
    خوب قصد بنده جسارت نبود، اگه شد پوزش! فقط باور کن حقایق بودند و طرح آنها فقط با هدف دنبال مساله برای کشف حقیقت برای شما بزرگوار بود! آیت الله برقه ای، دکتر شریعتی اینان اصل شیعه بودند آری آن هم در قم!
    بهرحال کاری نمی شود کرد من هی از دیدگاه بزرگان و کتاب دین شیعه می گویم و شما جوشی شویدو … .
    موفق باشید و به این امید که روزنه حقیقت بر ما انسانهای امروزی بسته نشود.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ خرداد ۳ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۵۷ ق.ظ:

    @شهاب, بزرگان شیعه و علمای قم که دم ازشون می زنی همین دو نفرند؟
    این همه علما و مراجع در قم هستند یعنی همه زیر سایه این دو نفر از دید حضرتعالی پنهان ماندند؟
    وقتی می گی حقایق باید به کسی استناد کنی که مراجع شیعه اونا رو قبول داشته باشن. خودت می دونی درست یا غلط علمای شیعه با افکار دکتر شریعتی مشکل دارن پس نظریات ایشون نمی تونه بعنوان نظر شیعه مورد استناد قرار بگیره
    عزیزم کسی منکر ایجاد انحراف جزئی در مذهب نمی تواند باشد ولی آنقدر نیست که کل مجموعه زیر سوال باشد. چون پایه مذهب شیعه محکم است

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ خرداد ۵ام, ۱۳۹۱ ۸:۵۲ ب.ظ:

    @مجید, در جواب پایین باید عرض کنم علمای قم که کیارو قبول دارن!
    هرکه را که مخالف افکارشون بدونند فورا قبول که ندارند بلکه کافر هم می کنند.
    خوب شریعتی را که قبول نکردند،باشه پس برقه ای را و دیگر بزرگانی که این همه سعی در اصلاح مذهب تشیع داشته اند ولی مورد ترد و لعن و منحرف و مکفور قرار گرفته اند چه!
    عرض بنده رو نگرفتید! من گفتم اینها که مصلح بودند و دیگرانی که قبول ندارید! اینها مطمئنا نماینده همه علمای قم نیستند، چون اگر بودند که کشته یا ترد نمی شدند.
    اصل مطلب بنده هم فقط این بود نظام هستی بر دلیل و منطق است، اگر طالب حقیقت باشی باید دنبال آن بروی و غیر آن به خودت شما مربوطه.
    موفق باشی

    [پاسخ]

  30. navid گفته است :

    و اذا تتلی علیهم ایاتنا بینات تعرف فی وجوه الذین کفرواالمنکر یکادون یسطون بالذین یتلون علیهم ایاتنا قل افانبئکم بشر من ذلکم النار وعدها الله الذین کفروا و بئس المصیر ……………و هر گاه بر انها ایات روشن ما تلاوت شود در چهره انها به حدی اثر مخالفت و انکار مشاهده میکنی که نزدیک است از فرط غضب بر مومنانی که ایات را قرائت میکنند حمله ور شوند بگو به انها شما را به عذابی بدتر از این خبر میدهم و ان اتش دوزخ است که قهر خدا به کافران وعده داد و انجا بد جایگاهی است
    سوره حج – ایه ۷۲
    ذلک بان الله هو الحق و ان ما یدعون من دونه هوالباطل و ان الله هو العلی الکبیر………حقیقت اینست که خدای یکتا حق مطلق است و هر چه جز او بخوانند باطل است و علو مقام و بزرگی مخصوص ذات خداست
    سوره حج – ایه ۶۲
    و یعبدون من دون الله ما لم ینزل به سلطانا و ما لیس لهم به علم و ما للظالمین من نصیر………و خدا را رها کرده و چیزی غیر او را پرستش میکنید که بر پرستش ان نه دلیل و برهانی دارید و نه علم و بصیرتی و هرگز ستمکاران را یار و یاوری نیست

    [پاسخ]

  31. محسن گفته است :

    این بحث ها هیچ فایده ای جز سرگردانی نداره، ببنیم بحث اصلی از کجا نشات گرفته؟ آیا بر سر طرز نماز خواندن یا خمس دادن و وضو گرفتن . مهر گذاشتن یا نذاشتن یا چیزای دیگه؟ مگه پیامبر و علی ی جور نماز میخوندن و بقیه صحابه ی جور دیگه؟! نخیر سر این چیزا هیچ اختلافی نبوده و همه اختلافاتی که بوده یا نبوده و نسبت دادن سیاسی بوده یا سیاسیون از خودشون درست کردن. من فکر میکنم قبل از هر چیز مشخص بشه که آیا این امامتی که از نظر برادران شیعه اصلی از اصول دین و دلیلی بر ورود و خروج از دین مبین! اسلام است، منصوص و از جانب خداوند است یا نه؟!( چون نتیجه همه بحث ها به همینجا بر میگرده) اگه است دلیل از کتابی که اسمش مبین است بیارید!(دلیل باید مثل اسم خود کتاب قرآن بیان مبین باشه حداقل اگه مثل اصول دین نیست مثل فروع باشه: مثل نماز، روزه، زکات، حج و جهاد) اگه دلیل واضح ندارید و نمیتونید بیارید حتما ی جای کار میلنگه( مثلا آیه انگشتر اصلا آیه واضحی برای منصوص و بودن امامت و جانشینی پیامبر(ص) نیست)! چون ما اگه بخواهیم هر چیزی رو به اسلام نسبت بدیم باید از قرآن منبعی داشته باشیم در غیر این صورت رد میشه. حتی در کلام منسوب به خود حضرت علی(نهج البلاغه) هم وجود نداره که بگه من امام منصوص از جانب الله هستم. پس دوست عزیزی لطف کنن آیه ای از جانب الله متعال برای امامت حضرت علی و ۱۱ نفر بعد از خودشان از کلام ابدی قرآن که دلیل و حجت است بیارند. منتظریم

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۶ ق.ظ:

    @محسن, حضرت بارها گفته بودند که من سزاوارترم به خلافت تا بقیه و اینو هم در نهج البلاغه فرمودند.
    اگه نهج البلاغه رو بخونین متوجه می شین که به حضرت علی (ع) چه گذشته و چه مصیبتهایی رو تحمل نمودن.
    در ضمن آیه غار هم دلیلی بر خلافت ابوبکر نمی شه .

    تو کتب اهل سنت هم جریان غدیر خم وجود داره و هم این که حضرت پیامبر (ص) همیشه جانشین خودشو به اطرافیان معرفی می کرند.

    پس شما که می گین حضرت خدیجه خیلی به دین اسلام خدمت کردن چرا به عایشه می گین ام المومنین.
    چرا حضرت خدیجه و دختر عزیزشون بانوی دو عالم حضرت فاطمه (س) ام المومنین نمی خوانید.

    اگه شما اهل بیتو دوست دارید پس چرا با دشمنان اهل بیت دوستی می کمید و آنها را بالاتر از اهل بیت می دانید. در حالی که در قرآن در مورد اهل بیت پیامبر(ص) آیه تطهیر وجود دارد.

    چرا معاویه و عایشه و زبیر و طلحه رو بالاتر از حضرت علی (ع) می دانید و حق رو به اونها می دین در حالی که قرآن می فرماید ما اهل بیت را از هر گونه پلیدی پاک کردیم.

    شما می گین کسی که قرآن ازش تعریف می کنه ایشان در خطا و اشتباهند و عایشه و معویه و زبیرو طلحه صلاح دین رو می دونن.

    شما که اهل بیت (س) را دوست دارید پس چرا دشمنان امام حسین رو دوست دارین و لعنشون هم نمی کنید.

    ما خاندان پاک حضرت پیامبر (ص) را رها نمی کنیم تا مذهبمان را از چند نفر که خودشون از شاگردان خاندان پیامبر (ص) بودن و انحرافاتی در دین وارد کردن بگیریم.

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۳ام, ۱۳۹۱ ۹:۲۳ ق.ظ:

    @حامد, اولا حضرت اگه میگفت میگرفت و نهج البلاغه کتاب حضرت علی نیست و منصوب به اونه. دوم اینکه ما آیه غار رو فقط فضیلت میدونیم و نگفتیم دلیل بر جانشینیه! سوما کتابهای حدیث اهل سنت که صد در صد کتاب مورد قبولشون هستن فقط صح مسلم و صح بخاری اندو لا غیر که اگر تو اینا هست که بگن حضرت علی جانشین پیامبره بیار تا ما هم ببینیم! چهارما اگهحضرت خدیجه خدمت کرده دلیل بر بی خدمتی دیگران و کافر شدنشون نیست! هست؟! و ما به عایشه نگفتیم ام المومنین بلکه خدا در قرآن گفته! و اگه تو قرآن به حضرت فاطمه میگفت به روی چشممون بود. پنجما ما اونایی رو که شما دشمن اهل بیت میدونید دوستان و وصلت کاران اهل بیت میدونیم و دشمنی تخیلیشون رو ساخته و پرداخته دشمنان دین اسلام میدونیم و آیه تطهیر در مورد زنان پیامبر هست ک اگه فقط شنیدی برو بخونش تا باور کنی و دلیلی هم بر معصوم بودن از گناه نیست بلکه پلیدی و نجاست است. ششما ما حضرات طلحه و معاویه رو برتر از حضرت علی نمیدونیم بلکه بالاتر میدونیم و در تمامی جنگها حضرت علی رو محق تر میدونیم و جنگهای اونا رو برای سلامت اسلام و نه از روی غرض میدونیم و آتش افکنان این جنگها منافقان بین سپاهیان اونا بودند.هفتما ما از دشمنان و قاتلان حضرت امام حسین بیزاریم ولی با فحش دادن کسی به جایی نمیرسه نه کسی ذلیل میشه و نه کسی خوار که بشینیم شب و روز به مرده های ۱۴۰۰ سال پیش حش و ناسزا بدیم. مگه دیوانه ایم!!هشتما ما ازت نخواستیم ک اهل بیت رو رها کنی و به کسای دیگه بچسبی ولی چیزایی که به اهل بیت نسبت دادن زیاد توشون دروغ هست که باعث دشمنی بین مسلمانان شیعه و سنی شده و دین اسلام فقط شده حدیث بافی و هر کی هرجور که دلش میخواد قرآن رو تفسیر میکنه. در صورتی که قرآن بیان آشکار است و برای متشبهات باید با دیگر آیاتش آن را تفسیر کرد وگرنه بااین همه حدیث صدتا دروغ یکی درست به بیراهه میریم

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۶:۲۷ ب.ظ:

    @محسن, به چند سوال جواب بده تا ما هم قانع بشیم.

    ۱٫جانشین پیامبر(ص)که سعادت دنیا وآخرت همه بعد از پیامبر (ص)به دست اوست باید چگونه انتخاب بشه؟
    ۲٫فرض کن تو یه معلمی ومیخواهی برای مدت کوتاهی کلاس رو ترک کنی دراین صورت چه کسی رو به جای خودت قرار می دی واصلا” کسی رو انتخاب می کنی یانه؟
    ۳٫به نظر شما که معتقد به انجام شورا برای تعیین خلیفه هستیدچرا پیامبر بعد از خودش کسی را به عنوان جانشین تعیین نکرد ولی ابوبکر بعد از خودش عمر راتعیین کرد آیاابوبکر از پیامبر(ص) داناتر بود؟
    ۴٫چرا ابوبکربه انجام شورا برای تعیین خلیفه بعد از خودش عمل نکرد؟
    ۵٫اگه حتی یه معلم که چند لحظه می خواد کلاس رو ترک کنه بگه خوب بچه ها من رفتم شما خودتون از بین دوستانتون یکی را انتخاب کنید.دراین صورت تو اون کلاس چه اتفاقی می افته؟وهر آدم عاقلی به این کار معلم نمی جنده؟
    ۶٫چنانچه پیامبران (ع)راخدا به پیامبری برگزیده آیا نباید جانشین پیامبر را هم خدا تعیین کند؟
    ۷٫خداوند در آیه ی شورا به پیامبرفرمود (وامرهم شورا بینهم)یعنی در مورد کارهای ایشان با آنها مشورت کن واین کارها امثال مسائلی مانندچگونه با مشرکان بجنگیم مانند جنگ احد که آن حضرت این کار راانجام دادندوبا این که جنگ موفقیت آمیز نبودباز هم خدا تاکید به مشورت در این گونه امور دادند.این آیه دلیل اصحاب سقیفه برای تعیین جانشین پیامبر به صورت شورا شد آن هم شورایی که در آن فقط تعداد اندکی از مسلمانان حضور داشتند.
    ۸٫چنانچه عقل حکم می کند که جانشین خلبان باید یک خلبان باشد نه این که به احترام پیرمردان داخل هواپیما یکی از آنها را انتخاب کنیم پس چرا جانشین پیامبر(ص)را خود پیامبر آن هم به دستور خدانباید تعیین کند؟

    [پاسخ]

  32. محسن گفته است :

    و به شما برادران شیعه ام توصیه میکنم با احساساتی کاذبی که دارید و پندار اشتباهتون در مورد خلفای راشدین، قلب بقیه مسلمانان رو جریحه دار نکنند و انگ وهابی بودن به خودشون و مقدسات دینیشون نزنید. فکر نکنم هیچ کدوم از ماها بار علمیمون انقد زیاد باشه که ۱۰۰ درصد حرفامونو درست بدونیم پس به نظرم توهین کردن به کسانی که ۱۴۰۰سال پیش از این دنیا رفتندو جواب اعمالشون با خداست و ما علمی بر اعمال و نیات آنها نداریم، کار درستی نباشه، که اگر چنانچه روز قیامت بر خلاف تصورات شما باشه همه این اهانات از شما پرسیده خواهد شد و روز سختی در پیش خواید داشت. ولی اگر توهین به کسی نکنید در قیامت از شما نمیپرسن که چراتوهین نکردی!

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۸ ق.ظ:

    @محسن, در ضمن شعرای ما که اینهمه از ۱۴ معصوم شعر گفتن و اصلا شعری در مورد خلفای شما نگفتن رو به حساب خودتون نزنید.
    اول برید شعراشونو ببینید بعد بگین اینا اهل سنتند.

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۳ام, ۱۳۹۱ ۹:۳۰ ق.ظ:

    @حامد, شاعرای بزرگ همه سنی بودن باور نداری برو تو گوگل شعراشون رو در مورد خلفا سرچ کن و بخون تا باور کنی ما دیوانه نیستیم که انقد مینالیم تا به خورد شما بیاد.

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۵:۴۹ ب.ظ:

    @محسن, من هم موافق فحش وناسزا نیستم چون خدا فرموده است حتی به بت های بت پرستان دشنام ندهید چرا که آن ها برای دفاع از بتها وعقایدشان به خدای بزرگ ناسزا می گویند در ثانی دشمنان قسم خورده ی اسلام از اختلاف بین شیعه وسنی کمال بهره برداری را کرده ومی کنند پس بهتره بدون تعصب مطالعه وفکر کرده وبه این آیه ی شریفه توجه کنیم که (وبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه)یعنی بشارت ده به بندگانی که سخنان دیگران را می شنوند واز بهترین سخن پیروی می کنند.

    [پاسخ]

  33. حامد گفته است :

    http://www.hamedb66.blogfa.com/
    یه سر به وبلاگ بنده بزنید.
    یه سری مطالبی هست که شاید به دردتون بخوره

    [پاسخ]

  34. محسن گفته است :

    اینم یه شعر از مثنوی معنوی مولوی تا باور کنی اعتقاداتشون مث ما بودن ن شما!!!

    روز عاشورا همه اهل حلب / باب انطاکیه اندر تا به شب

    نعره‌هاشان می‌رود در ویل و وشت / پر همی‌گردد همه صحرا و دشت

    یک غریبی شاعری از ره رسید / روز عاشورا و آن افغان شنید

    شهر را بگذاشت و آن سوی رای کرد / قصد جست و جوی آن هیهای کرد

    پرس پرسان می‌شد اندر افتقاد /چیست این غم بر که این ماتم فتاد

    این رئیس زفت باشد که بمرد / این چنین مجمع نباشد کار خرد

    نام او و القاب او شرحم دهید / که غریبم من شما اهل ده اید

    چیست نام و پیشه و اوصاف او / تا بگویم مرثیه ز الطاف او

    مرثیه سازم که مرد شاعرم / تا ازینجا برگ و لالنگی برم

    آن یکی گفتش که هی دیوانه‌ای / تو نه‌ای شیعه عدو خانه‌ای

    روز عاشوار نمی‌دانی که هست / ماتم جانی که از قرنی به است

    پیش مؤمن کی بود این غصه خوار / قدر عشق گوش، عشق گوشوار

    پیش مؤمن ماتم آن پاک‌روح / شهره‌تر باشد ز صد طوفان نوح

    گفت آری لیک کو دور یزید / کی بدست این غم؟ چه دیر اینجا رسید!

    چشم کوران آن خسارت را بدید / گوش کران آن حکایت را شنید

    خفته بودستید تا اکنون شما / که کنون جامه دریدیت از عزا

    پس عزا بر خود کنید ای خفتگان / زانک بد مرگیست این خواب گران

    روح سلطانی ز زندانی بجست / جامه چه درانیم و چون خاییم دست

    چونک ایشان خسرو دین بوده‌اند / وقت شادی شد چو بشکستند بند

    سوی شادروان دولت تاختند / کنده و زنجیر را انداختند

    روز ملکست و گش و شاهنشهی / گر تو یک ذره ازیشان آگهی

    ور نه‌ای آگه برو بر خود گری / زانک در انکار نقل و محشری

    بر دل و دین خرابت نوحه کن / که نمی‌بیند جز این خاک کهن

    ور همی ‌بیند چرا نبود دلیر / پشتدار و جانسپار و چشم‌سیر

    در رخت کو از می دین فرخی / گر بدیدی بحر کو کف سخی

    آنک جو دید آب را نکند دریغ / خاصه آن کو دید آن دریا و میغ*‌

    * مثنوی معنوی- دفتر ششم

    [پاسخ]

  35. محسن گفته است :

    در ضمن من زیاد حوصله جر و بحث ندارم و از این کار خوشمم نمیاد چون بی فایدست و همه از روی تعصب حرف میزنن وتازه سرعت تایپمم بالا نیست که بخوام بحث کنم. کسانی ک جوینده حقیقی باشند ی روز به حقیقت میرسن چه این طرف چه اون طرف ولی اول باید دل صاف باشه چون حقیقت توی دل مریض نفوذ نمیکنه و در آخر از آدمای بدجنسی مث مدیر این سایت ابراز نفرت میکنم که معلوم نیست واسه چی همچین کاری کرده و میخواد مارو ب جون هم بندازه!!!

    [پاسخ]

    alex پاسخ در تاريخ مرداد ۲ام, ۱۳۹۱ ۴:۵۸ ب.ظ:

    حب محبان علی با علی حب محبان عمر با عمر

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۴۳ ب.ظ:

    @alex, حشر محبان علی با علی حشر محبان عمر با عمر

    [پاسخ]

  36. حسن گفته است :

    با سلام
    از شما میخوام که تواناییهای انسان را خوب بشناسید و جایگاهش را در جهان آفرینش در نظر بگیرید و خدا را هم تا جایی که می توانید بهتر بشناسید .بسیار بیشتر از آنچه در نظر دارید به خداوصفاتش فکر کنید . دین برای چه آمد .پیامبران برای چه آمدند .کتاب های آسمانی برای چه آیا اینها آمدند برای اینکه امامان را به ما معرفی کنندیا اینکه ولایت فردی خاص را به ما معرفی کنند ؟نه عزیزان همه اینها برای این بود که ما خود خدا را بشناسیم و به او پناه ببریم ویاد بگیریم که (حسبنا الله ) جدال شما برسر چیست ؟ لعنت فرستادن بر فلانی یا برتر دانستن دیگری ؟ آیا این هدف آفرینش ماست ؟خدا کجای زندگیمان قرار گرفته است . آیا مظلوم تر از امام حسین خود خدا نیست؟خدارا دریابید عزیزان خدارا چراکه (ان الله علی کل شی قدیر )(ان الله علیم بذات الصدور )و…

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ شهریور ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۰۹ ب.ظ:

    @حسن, چرا تا قبل از بعثت پیامبر (ص) مردم بت پرستی می کردند این نشان دهنده ی این حقیقته که انسان ذاتا به دنبال خداست ولی در انتخاب معبود دچار خطا وشرک می شود که ابن امر لزوم بعثت پیامبران را می رساندوگرنه ما انسانها با عقل وفکر خود فقط با آنجا پیش می رویم که بفهمیم خالقی داریم وشناخت بیشتر خالق متعال توسط خدا وبه واسطه ی پیامبران اوست ما هم طبق فرمان خدا اطاعت از خدا ورسول واولوالامرکه جانشینان پیامبر هستند راواجب می دانیم و ما واهل سنت در اطاعت خدا وپیامبر توافق داریم ولی مشکل ما جانشین پیامبرخداست که اهل سنت اعتقاد به شورا دارند وشیعیان می گویند همان طور که پیامبر را خدا تعیین می کند جانشین اورا هم خدا تعیین می کندچرا که امام هم باید مانند پیامبر دور از خطا واشتباه باشد پس ما که برای حسین (ع) عزاداری می کنیم به این دلیل است که اورا معلم بزرگ خدا شناسی وآزادگی می دانیم که برای امر به معروف ونهی از منکر ونجات دین از نابودی به دست امویان به شهادت رسیدواگر اهل بیت (ع)نبودند معلوم نبود ما اکنون چه دین یا عقیده ای داشتیم۰

    [پاسخ]

  37. حسین گفته است :

    به نظر من هر کجای که دین ظاهر شده در کنارش خرافات نیز ظهور می کند فرقی نمی کند اسلام و مسیحیت و… غیره و همیشه سعی کردند فرقه های مختلقی از دین بسازند و مردم را به جان هم بیندازند این وسط افرادی از نادانی مردم استفاده می کنند این که ابوبکر صادق بود یا نه و یا اینکه علی بر حق بود یا نه مهم نیست مهم این که خدا یکی است و باید به او توسل جوست و شفاعت از غیر او شرک است ما اصل را رها کرده ایم به فرع چسبیده ایم این همه مطالعه کرده اید ولی ای کاش اندکی نیز فکر می کردید و مثل طوطی کلمات کتابها را به یکدیگر تحویل نمیدادید . تفاوت انسان با حیوان در عقل اوست پس فکر کنید عالم شدن چه اسان آدم شدن …
    دوست عزیز شما را در گور دیگری نمیگذارند پس سعی نکنید با خواندن ۴ تا کتا ب بخواهیم شخصی را که در دوره شما نبوده و هیچ شناختی درمورد اوندارید قضاوت کنید چه بسا که ابوبکر و امثال ابوبکر که شیعیان به علت یک مشت احادیث چعلی و صرفا به خاطر کتابهای که درست بودن آنها معلوم نیست بهتر باشند .
    پس سعی کن فقط انسان باشی و بس و خدای یکتا را بپرستی و غیر از او ازکسی مدد وکمک نخواهی .

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۵:۳۴ ب.ظ:

    @حسین, پرستش وشناخت خدا رو چه کسی جز پیامبر بزرگ اسلام(ص)به ما یاد داد؟وچه کسی مزد رسالت آن حضرت را مودت اهل بیت قرار داد؟آن هم طبق فرمان خدا که مزد رسالت برای هدایت مسلمانان است وچه خوب مسلمانان صدر اسلام مزد رسالت آن حضرت رادادند وپاره ی تن او حضرت فاطمه را به جرم حمایت از علی (ع) به شهادت رساندند.پرستش خدا بدون ولایت اهل بیت(ع) بی معناونقشه ی منحرفین است بهتره شما فریب نخورید.

    [پاسخ]

  38. حسین گفته است :

    دوست من جناب آقای علیرضا پرستش خدا فقط به دوران اسلام بر نمی گردد انسان زاتا خدا پرست است و همواره به دنبال خالق خود می گشته حال اینکه بعضی گمراه شده اند و خدای یکتا را نپرستیند و به جای ان پرستش گاو و گوسفندو خورشید روی آورده اند ولی انسان همیشه به دنبال خدا بوده است چرا که خداوند از روح خود در انسان دمیده است و به او عقل داده است و راه های به دنبال شناخت خدا رفتن خیلی راحتر و آسانتر است چرا که او زنده است و آثار او در همه جا قابل رویت است اگر بیندیشید

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ تیر ۱۱ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۳ ب.ظ:

    @حسین, عزیزم وقتی خداوند در قرآن کریم به پیامبر می فرماید (قل لا اسئلکم علیه اجرا” الاالموده فی القربی) یعنی ای پیامبر (ص) بگو در برابر رسالت خود اجر ومزدی از شما طلب نمی کنم جز دوستی خاندانم به چه معناست؟ ودر جای دیگر فرموده است (وآن چه از مزد رسالت از شما خواستم آن هم برای شما(به نفع شماست) تو خودت همنام سید جوانان اهل بهشت هستی تاریخ را بخوان تا ببینی با او که به خاطر امر به معروف هجرت کرد چه کردند اگر در قرآن خدا دستور به آزار اهل بیت داده بود آیا وحشیانه تر از این می شد با امام حسین(ع) رفتار کرد ؟پس فکر کن وببین چرا امت پیامبر تا این حد به قهقرا وجاهلیت بر گشت؟البته جای تعجب نیست چرا که ما ملاک حق را اشخاص قرار می دهیم نه خود حق که قرآن وکلام خداست ؟

    [پاسخ]

  39. عرفان گفته است :

    با سلام
    از یکی از برادران و خواهران! شیعه مذهب می خواهم برایم اثبات کند مکان و خصوصیات خدایش را.
    کجاست؟ قدرتش چقدره؟ قادر مطلقه یا خیر و از این جور حرفا
    ایم آدرس الکترونیمه:
    erfan_zahedi@yahoo.com

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ تیر ۱۱ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۳ ب.ظ:

    @عرفان, امام باقر(ع) فرموده اند درباره ی ذات خداوند فکر نکنید بلکه درباره ینعمت ها ومخلوقات او فکر کنید
    فکر محدود ومادی ما که جز ماده را نمی تواند تصور کند چگونه میخواهد خدای نا محدود ومجرد را که آفریننده ی همه چیز است تصور کند خداوند در قرآن فرموده است لیس کمثله شیئ یعنی هیچ چیز شبیه او نیست ودر سوره ی توحید که شناسنامه یخداست فرموده است (بسم الله الرحمن الرحیم قل هوالله احد الله الصمد لم یلد ولم یولد ولم یکن له کفوا”احد ) بگو اوست خدای یگانه خدا بی نیاز است نه زاده شده ونه فرزندی می زاید وهیچ کس همانند او نیست.
    خدا بی نیاز است یعنی نیاز به مکان ندارد وخود آفریننده ی مکان هاست قدرت او مطلق ونا محدود است وهر کس قدرتی دارد از اوست
    نیاز به عبادت بندگان ندارد هر چیز در برابر عظمت او ناچیز است زیرا در برابر نا محدود هر محدودی ناچیز وصفر است

    [پاسخ]

    مسعود پاسخ در تاريخ مرداد ۵ام, ۱۳۹۱ ۴:۲۳ ب.ظ:

    @عرفان, داداش گلم اثبات خدای متعال کاری نداره ولی یه کم طول میکشه.اگه دوست داری به کتاب آموزش اصول عقاید ایت الله مصباح یزدی مراجعه کن.

    [پاسخ]

    حسین پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱:۰۱ ب.ظ:

    @عرفان, جان سلام چه سوال جالبی پرسیدی
    خودت عزیز دلم دلیل اثبات وجود خدایی
    من فوق لیسانس فیزیولوژی هستم
    فقط بدلیل اینکه خدا و عظمت بیکرانش در خود تو خلاصه میشهپیشنهاد میکنم چکیده ای از یک کتاب فیزیولوژی آن هم یک بخشش مثل کلیه یا کبد و عملکردشو بخون
    کتاب علمی مذهبی هم نیست که طرفدارانه باشه

    [پاسخ]

  40. tornado گفته است :

    سلام
    کتابی هست به نام شبهات پیشاور که تمام شیعیان و اهل تسنن می توانند سوالات خود را در آن پیدا کنند.
    این کتاب سوالات عالمان اهل تسنن از یکی از علمای شیعه است و او این سوالات را بر طبق قرآن و کتاب اهل تسنن جواب می دهد که اگر انسان کمی منطقی فکر کند راه راست را پیدا می کند

    [پاسخ]

  41. NasRi گفته است :

    دوستان بنا به حکم عقل می گه مبادا شما به انها ( هرکسی ابوبکر عمر و … ) تهین کنید که انها ( اهل سنت ) به علی رضی ا… و فرزندان پاک و مطهرش بنا به اییه تطهیر تهین کنند .

    پس مواظب باشید که دوستی خاله خرسه نداشته باشین . که باعث زحمت کسانی بشید که خدا بر حق انهارا پاک کرد و هر الودگی را از انها درو کرد .

    و اینم میگم که خدا تو کتابش گفته هرکس را بخواهد ( شایسته بداند ) هدایت می کند و هرکس که بخواهد و شایسته نداشته باشده هدایت نمی کند .

    دوستان به این حکم خدا تسلیم بشید بهتر نیست که اینجا بیان و باعت زحمت دوستداران خدا بشین ؟

    علی خدا نیست از خدا هم جدا نیست .

    اعجاز در موارد غیر پیامبر بسیار یاد میشه کرد که نمنونش همین امر جابه جایی تخت ملکه سبا به دست یکی از دوستاران یوسف که بنا به قران که میگه اول یکی از جنیان به سلیمان میگوید که به مدت زمان بلند شدن و نشستن برایت می اورم در همین حال یکی از افراد که دانشی کمی به او دادیم انرا با یک چشم برهم زدن ( با اجازه الله ) نزد سلیمان اورد تا شاید شکر خدا کند

    در صورتی که همگان می دانند پیامبر مدینه علم و علی ابن ابیطالب در ان است .

    به نظر شما کسی که در شهر علم هست نمی تواند اعجاز داشته باشد ؟

    به نظر شما کار اسف ( یار سلیمان ) معجزه نیست ؟

    حقیقت انقدر روشن است که بنا به قران به گوش که می خواهید برسانید ؟ به گوش کران یا کوران ؟

    [پاسخ]

  42. امین گفته است :

    با سلام
    من یک سنی هستم خوب سنی میگه حق با منه شیعه هم همین حرفو می زنه شیعه می گه امام معصومه و… اگه یکی از شما شیعیان برام یک آیه از قرآن بیاره که درباره امامت حضرت علی باشه یا در مورد امام زمان من همین الان شیعه میشم در ضمن لطفا سعی نشود با ترفندای …. ما رو بپیچونید چون سنی نمیگه ابوبکر و عمر و عثمان و علی معصومن ولی شیعه این ادعا رو داره و بنیان مذهبشه اگر بنیان مذهبه با یک آیه از قرآن منو قانع کنید در ضمن حق تحریف آیات نورانی قرآن نیز برای کسی محفوظ نیست

    [پاسخ]

    مسعود پاسخ در تاريخ مرداد ۵ام, ۱۳۹۱ ۴:۱۷ ب.ظ:

    @امین, امین جان سلام.خدا هممونو به راه راست هدایت کنه.لطفا شما به من بگو چرا نماز صبحتو ۲ رکعت میخونی؟؟؟؟ داخل قران که نیومده!!!!!!!!!!

    [پاسخ]

    جلال پاسخ در تاريخ مرداد ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۴:۱۲ ب.ظ:

    @امین, آقای منطقی سلام
    جوابهای زیادی برات گذاشتن و من فقط به دو حدیث معتبر کتابهای خودتون اشاره میکنم
    ۱-طبق روایت صحیح بخاری ،پیامبر اکرم (ص)فرمودند:فاطمه غضبش عضب من و رضایتش رضایت من است
    ۲-در صحیح بخاری و مسلم صراحت دارد که :فاطمه زهرا (س)از ابوبکر و عمر غضبناک بودند و غضبناک هم از دنیا رفتند
    پس و قتی که حضرت زهرا (س)از آن دو نفر رازی نیست پیغمبر هم راضی نیست و وقتی پیغمبر رازی نیست خدا هم رازی نیست درنتیجه:
    این عاقلانه نیست و خلاف شریعته که انسان محب و پیرو کسانی باشد که خدا و پیغمبر از آنها رازی نیستند.
    (لطفا کمی فکر کنید)

    [پاسخ]

    حسین پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱:۱۳ ب.ظ:

    @امین, جان سلام
    اصلاً شیعه شدن مهم نیست
    شما سنی باش ولی آزاد اندیش باش
    چرا شما برای دوره پس از پیامبر اعراب آن زمان را دمکرات میدانی که دور هم جمع شدند در کمال آرامش برای پیامبرشان جانشین پیدا کردند؟ اما بعد ابو سفیان حکومت را به معاویه میده و یا حکومت های بعدی با شمشیر میجنگند حکومت الهی را دست بدست میکنند
    الان هم که حکومت الهی پادشاهی هست و پدر به پسرش هبه می کنه

    [پاسخ]

  43. سینا گفته است :

    سلام امین جان.
    این مطالب رو اگر دوست داشتی بخون و نظرت رو بگو.

    انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزکوه و هم راکعون (سوره مائده آیه ۵۵)
    بنا بنقل مفسرین و مورخین عامه و خاصه آیات زیادی (بیش از سیصد آیه) در باره ولایت علی علیه السلام و فضائل و مناقب آنحضرت در قرآن کریم آمده است. لذا ما در اینجا فقط بنقل چند مورد از کتب معتبره اهل سنت اشاره مینمائیم که جای چون و چرا برای آنان باقی نماند.

    ۱ ـ آیه تبلیغ ـ ابو اسحق ثعلبی در تفسیر خود و طبری در کتاب الولایه و ابن صباغ مالکی و همچنین دیگران نوشته اند که آیه تبلیغ یعنی آیه ۶۷ سوره مائده یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک… در باره علی علیه السلام نازل شد و رسول خدا صلی الله علیه و آله دست علی را گرفت و فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم و ال من والاه….[۱].

    ۲ ـ آیه ولایت ـ عموم مفسرین و محدثین مانند فخر رازی و نیشابوری و زمخشری و دیگران از ابن عباس و ابوذر و سایرین نقل کرده اند که روزی سائلی در مسجد از مردم سؤال نمود و کسی چیزی باو نداد، علی علیه السلام که مشغول نماز و در حال رکوع بود با انگشت دست راست اشاره بسائل نمود و سائل متوجه شد وآمد انگشتر را از دست او خارج نمود و آیه انما ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزکوه و هم راکعون[۲] نازل گشت یعنی ولی و صاحب اختیار شما فقط خدا و رسول او و مؤمنینی هستند که نماز را بر پا میدارند و در حال رکوع زکوه میدهند. (اگر چه مؤمنین را بصیغه جمع آورده که در حال رکوع صدقه میدهند ولی در خارج مصداق واقعی آن منحصر بفرد بوده و علی علیه السلام میباشد، بعضی هم گفته اند چون ائمه دیگر نیز دارای مقام ولایت بوده و اولاد معصومین علی علیه السلام میباشند لذا بصیغه جمع قید شده است. ).
    در آنحال رسول اکرم صلی الله علیه و آله از سائل پرسید آیا کسی بتو چیزی داد؟ سائل ضمن اشاره بعلی علیه السلام عرض کرد این انگشتر را او بمن داد[۳] .
    علمای اهل سنت با اینکه بنزول این آیه در باره ولایت علی علیه السلام اقرار دارند اما بعضی از آنها مانند ابن حجر و غیره در اینجا طفره رفته و میگویند کلمه ولی بمعنی دوست و ناصر است نه بمعنی اولی بتصرف در صورتیکه از ظاهر کلام کاملا معلوم است که ولی بمعنی زعیم و صاحب اختیار است زیرا آیه شریفه با انما که افاده حصر میکند شروع شده است یعنی صاحب اختیار و اولی بتصرف شما فقط خدا و رسول او و کسی است که در حال رکوع صدقه داده است اگر ولی بمعنی دوست باشد انحصار آن بخدا و رسول او و شخص راکعی که صدقه داده است بی معنی و دور از منطق خواهد بود چون در اینصورت مؤمنین جز خدا و رسول و علی علیه السلام دوست دیگری نخواهند داشت در حالیکه مؤمنین همه دوست و ناصر یکدیگرند و دوستی چیزی نیست که خداوند آنرا در انحصار خود و اولیائش قرار دهد، در این مورد حسان بن ثابت حضرت امیر علیه السلام را مدح کرده و چنین گوید:
    فانت الذی اعطیت اذ کنت راکعا
    فدتک نفوس القوم یا خیر راکع
    فانزل فیک الله خیر ولایه
    و بینها فی محکمات الشرایع[۴] .
    یعنی تو آن کسی هستی موقعیکه در رکوع بودی بخشش نمودی پس جانهای مردم فدای تو باد ای بهترین رکوع کننده. خداوند هم در شأن تو بهترین ولایت را نازل کرد و آنرا در قرآن کریم ضمن شرایع محکم دین بیان فرمود و معلوم و واضح است که مقصود از بهترین ولایت همان زعامت و رهبری است نه یاری و دوستی و معانی دیگر.

    ۳ ـ آیه یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول. و اولی الامر منکم[۵] .
    (ای مؤمنین خدا و رسول او صاحبان امر از خودتان را اطاعت کنید). شیخ سلیمان بلخی و دیگران نوشته اند که این آیه در باره امیر المؤمنین نازل شده و منظور از اولی الامر ائمه علیهم السلام از اهل بیت اند.[۶] .
    اهل سنت هر رئیس و زعیمی را که نسبت بمسلمین ریاست داشته باشد اولو ـ الامر گویند و اطاعت او را بموجب این آیه واجب میدانند ولی این قول بهیچوجه صحیح نمیباشد زیرا در اینصورت باید اطاعت معاویه و یزید و عبد الملک و متوکل عباسی و امثال آنها که ستمگر و فاسق بودند بر مردم واجب باشد در صورتیکه آیات دیگری هست که خداوند از اطاعت چنین اشخاصی نهی فرموده است چنانکه فرماید: و لا تطیعوا امر المسرفین، الذین یفسدون فی الارض و لا یصلحون[۷] .
    (امر اسراف کنندگان را که در روی زمین فساد نموده و اصلاح نمیکنند اطاعت نکنید) بنا بر این اطاعت آن اولوا الامری واجب است که پاک و معصوم بوده و دستورات وی همان اوامر و نواهی خدا و پیغمبر باشد و چنین کسانی جز علی (ع) و یازده فرزندش که جانشینان پیغمبر اکرم اند کس دیگری نمیباشد چنانکه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: انا و علی و الحسن و الحسین و تسعه من ولد الحسین مطهرون معصومون[۸] .
    یعنی من و علی و حسن و حسین و نه تن از فرزندان حسین پاک و معصوم هستیم.

    ۴ ـ آیه مباهله ـ گروهی از نصارای نجران در مدینه خدمت پیغمبر صلی الله علیه و آله آمده و در باره موضوعات متفرقه و خلقت حضرت عیسی علیه السلام از آنجناب مطالبی پرسیدند و چون در مباحثه راه مغالطه می پیمودند آیه مباهله نازل شد که:
    فمن حاجک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابنائکم و نساءنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنه الله علی الکاذبین[۹] .
    یعنی ای پیغمبر هر کس با تو در امر عیسی پس از آنکه ترا در باره او علم و اطلاعی حاصل شد مجادله کند بگو بیائید تا ما و شما پسران و زنان و نزدیکان خود را که بمنزله خود ما هستند بخوانیم و سپس بدرگاه خدا ناله و نفرین کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.
    بدینطریق رسول اکرم صلی الله علیه و آله آنها را بمباهله دعوت فرمود و فرادی آنروز نصارا با علمای خود بیرون آمده و اسقف نصارا بدانها گفت اگر محمد صلی الله علیه و آله با نزدیکان و اقوامش بیاید مباهله نکنید (زیرا اگر او بر حق نباشد نزدیکانش را در معرض نفرین و بلا نمیآورد) و اگر با اصحاب و مسلمین بیاید مباهله کنید در آنحال پیغمبر اکرم با علی و فاطمه و حسنین علیهم السلام حاضر شد اسقف پرسید اینها کیستند؟ گفتند آن جوان پسر عم و داماد اوست و آن زن یگانه دختر مورد علاقه اوست و آندو کودک هم نواده های او هستند. اسقف گفت بخدا سوگند من چهره هائی می بینم که اگر از خدا بخواهند کوهها را از جا میکند خوبست از مباهله خود داری کنید و با او مصالحه نمائید لذا گفتند یا ابا القاسم ما مباهله نمیکنیم و حاضر بمصالحه هستیم حضرت نیز پذیرفت.
    ابن ابی الحدید و ابن مغازلی و دیگران نوشته اند که منظور از ابنائنا حسنین و مقصود از نسائنا فاطمه و منظور از انفسنا علی علیه السلام میباشد[۱۰] .
    بنا بر این در این آیه خداوند حضرت امیر را از شدت اتحاد نفسانی با پیغمبر (البته بطور مجاز) نفس پیغمبر خوانده است.

    ۵ ـ آیه تطهیر ـ در تفسیر طبری و فخر رازی و همچنین در کتب دیگر اهل سنت نقل شده است که آیه تطهیر: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا[۱۱] در خانه ام سلمه بر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نازل شده و آنحضرت فاطمه و حسنین و علی علیهم السلام را جمع کرد سپس گفت: اللهم هؤلاء اهل بیتی فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا (خدایا اینها اهل بیت من هستند پلیدی را از اینها دور گردان و بتطهیر خاصی پاکشان فرما) ام سلمه گفت یا رسول الله من هم جزو آنها هستم؟ حضرت فرمود تو جای خود داری و زن خوبی هستی (اما مقام اهل بیت مرا نداری. )[۱۲] .
    برخی از علمای اهل سنت مانند زمخشری و غیره گفته اند که این آیه در مورد زنان پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نازل شده است زیرا صدر و ذیل آیه در باره آنها است!
    پاسخ اینست که اگر این آیه در باره زوجات پیغمبر صلی الله علیه و آله بود ضمیر مخاطب بصیغه جمع مؤنث میآمد و آیه چنین میشد لیذهب عنکن الرجس و یطهرکن تطهیرا زیرا بکار بردن صیغه مذکر در جمع مؤنث بر خلاف قواعد زبان عرب و بکلی غلط است و علت اینکه با وجود حضرت زهرا علیها السلام در آن انجمن ضمیر مخاطب را جمع مذکر آورده است از جهت تغلیب است همچنانکه در آیه ۷۳ سوره هود نیز با اینکه مخاطب زن است (ساره) ولی چون ابراهیم در رأس آن خاندان قرار گرفته از نظر تغلیب ضمیر جمع مذکر آمده است ـ قالوا اتعجبین من امر الله رحمه الله و برکاته علیکم اهل البیت… و گذشته از این همه جا منظور از اهل بیت، علی و فاطمه و حسنین علیهم السلام اند نه کسان دیگر زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله فقط بآنها اهل بیت خطاب میکرد چنانکه در کتب معتبره از انس بن مالک نقل شده است که پیغمبر صلی الله علیه و آله برای نماز صبح که میرفت مدت ششماه از در خانه فاطمه علیها السلام عبور میکرد و آنها را صدا میزد و میفرمود الصلوه یا اهل البیت و آنگاه این آیه را تلاوت میفرمود انما یرید الله…[۱۳] .
    همچنین پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود که این آیه در باره پنج نفر نازل شده است در باره من و علی و حسن و حسین و فاطمه[۱۴] .
    در کتاب قاموس الصحیفه از صاحب ریاض السالکین نقل شده است که جمهور علماء عامه گفته اند زنان پیغمبر صلی الله علیه و آله جزو اهل بیت او میباشند و من بحدیثی برخوردم که سیوطی در کتاب (الجامع الصغیر) از ابن عساکر از واثله نقل کرده که مضمونش صراحت دارد بر عقیده مذهب امامیه که زنهای آنحضرت در شمار اهل بیتش نیستند و آن گفتار او است که (بدخترش) فرمود نخستین کسی که از اهل بیت من بمن ملحق میشود توئی ای فاطمه و اول کسی که از زنانم بمن ملحق میشود زینب است[۱۵] .

    ۶ ـ بنقل علماء و مورخین فریقین چون آیات سوره برائت در مورد عهد شکنی و مذمت مشرکین نازل گردید رسول اکرم صلی الله علیه و آله آیات اوائل سوره مزبور را بابو بکر داد که بمکه برده و در موسم حج بمشرکین ابلاغ نماید، پس از آنکه ابو بکر براه افتاد و قدری راه رفت جبرئیل نازل شد و ضمن ابلاغ سلام خداوند به پیغمبر صلی الله علیه و آله عرض کرد خداوند فرماید: لا یؤدیها عنک الا انت او رجل منک. یعنی کسی از جانب تو اداء رسالت ننماید مگر خودت یا مردی که از خودت باشد.
    رسول خدا صلی الله علیه و آله فورا علی علیه السلام را طلبید و فرمود شتر مرا سوار شو و دنبال ابو بکر برو هر کجا باو رسیدی آیات را از او بگیر و بمکه ببر و بمشرکین قرائت کن، حضرت امیر فورا حرکت کرد و در راه بابوبکر رسید و آیات را از او گرفته و بمکه برد و ابو بکر خدمت پیغمبر مراجعت نمود و در حالیکه از این امر محزون و متأسف بود عرض کرد یا رسول الله مگر در باره من چیزی نازل شده حضرت فرمود خدای تعالی دستور داد که آیات را کسی ببرد که از خود من باشد و من هم علی را برای انجام این مأموریت اعزام نمودم[۱۶] .
    در اینجا سه مطلب مورد توجه و بررسی است:
    اول اینکه علی علیه السلام از خود پیغمبر صلی الله علیه و آله است و ابو بکر چنین خصوصیتی را ندارد.
    دوم اینکه خدای تعالی ابو بکر را برای ابلاغ چند آیه در یک شهر شایسته ندید و به پیغمبرش دستور داد که برای اینکار علی علیه السلام را بفرستد در اینصورت چگونه حزب سقیفه چنین کسی را برای جانشینی پیغمبر انتخاب کردند که با تمام احکام قرآن در تمام شهرهای اسلامی خلافت نماید؟
    سوم اینکه اعزام ابو بکر در وهله اول و عزل او در وهله ثانی و نصب علی (ع) بجای وی برای اثبات و نشاندادن فضیلت و شایستگی علی علیه السلام بود زیرا اگر از اول آنحضرت بچنین مأموریتی منصوب میشد بنظر همه عادی میآمد و چندان اهمیتی نداشت ولی وقتی ابو بکر براه افتاد و سپس علی علیه السلام بدان سمت گمارده شد این امر دلیل بر فضیلت و شایستگی علی علیه السلام برای جانشینی پیغمبر و انجام وظائف او میباشد.

    ۷ ـ آیه مودت ـ قل لا اسألکم علیه اجرا الا الموده فی القربی[۱۷] .
    (ای پیغمبر در برابر زحمات تبلیغ رسالت بمردم) بگو من از شما اجر و مزدی نمیخواهم مگر دوستی نزدیکانم را.
    زمخشری در تفسیر کشاف و گنجی شافعی در کفایه الطالب و دیگران نوشته اند که چون آیه مزبور نازل شد به پیغمبر صلی الله علیه و آله گفتند یا رسول الله: و من قرابتک هؤلاء الذین وجبت علینا مودتهم؟ قال علی و فاطمه و ابناهما[۱۸] .
    یعنی نزدیکان شما که دوستی آنها بر ما واجب است چه کسانی اند؟ فرمود علی و فاطمه و دو پسرشان.

    ۸ ـ آیه قل کفی بالله شهیدا بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب[۱۹] .
    کافران رسالت پیغمبر اکرم را انکار کرده و گفتند تو پیغمبر نیستی این آیه در پاسخ آنان بحضرتش نازل شد که بگو (من برای رسالت خود دو شاهد دارم یکی) خدا است که برای شهادت میان من و شما کافی است و دیگری کسی است که علم کتاب در نزد اوست. ثعلبی در تفسیر آیه مزبور مینویسد آنکه علم کتاب در نزد اوست علی بن ابیطالب است[۲۰] .
    همچنین ابو سعید خدری گوید از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدم آنکس که علم کتاب در نزد اوست کیست؟ فرمود آنکس برادرم علی بن ابیطالب است[۲۱] .
    شیخ سلیمان بلخی از ابن عباس نقل میکند که گفت آنکه علم کتاب در نزداوست علی علیه السلام است زیرا او بتفسیر و تأویل و ناسخ و منسوخ آن عالم بود[۲۲] .

    ۹ ـ آیه افمن کان علی بینه من ربه و یتلوه شاهد منه…[۲۳] .
    آیا کسیکه (رسول خدا صلی الله علیه و آله برای صحت گفتار خود) حجتی (قرآن) از طرف پروردگار خود داشته و پشت سر او شاهد و گواهی از خود او باشد….
    در این آیه نیز مفسرین و مورخین عامه و خاصه نوشته اند که منظور از شاهد و گواهی از خود پیغمبر علی علیه السلام است[۲۴] .
    ابراهیم بن محمد حموینی در کتاب فرائد السمطین از ابن عباس نقل میکند که این آیه در شأن علی علیه السلام است و احدی با او در آن شریک نیست و خوارزمی هم در مناقب خود مینویسد که عمرو عاص در نامه ای که بمعاویه نوشته بود اشاره بآیاتی در شأن علی علیه السلام کرده بود که از جمله آنها آیه مزبور بوده است[۲۵] .

    ۱۰ ـ آیه الذین ینفقون اموالهم باللیل و النهار سرا و علانیه فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون[۲۶] .
    کسانیکه اموالشان را در شب و روز و نهانی و آشکارا انفاق میکنند برای آنان در نزد پروردگارشان پاداشی است و آنان خوف و اندوهی ندارند.
    خوارزمی و ثعلبی و مالکی و ابو نعیم و دیگران از ابن عباس نقل کرده اند که علی علیه السلام چهار درهم داشت یکی را شب (در راه خدا) صدقه داد و یکی را روز و یکی را پنهانی و یکی را آشکارا آنگاه این آیه در باره او نازل گردید[۲۷] .

    ۱۱ ـ آیه و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله[۲۸] و از مردم کسی هست که جان خود را میفروشد (بذل میکند) در راه بدست آوردن رضای خدا.
    ثعلبی در تفسیر خود از ابن عباس روایت میکند که در شب هجرت پیغمبر صلی الله علیه و آله علی علیه السلام در فراش وی خوابید و این آیه در شأن آنحضرت نازل گردید[۲۹] .

    ۱۲ ـ آیه ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریه[۳۰] .
    کسانیکه ایمان آورده و اعمال نیکو انجام دادند آنان بهترین مردمند.
    مقاتل بن سلیمان از ضحاک از ابن عباس نقل کرده است که این آیه در شأن علی علیه السلام و اهل بیت او نازل شده است[۳۱] .

    ۱۳ ـ وقفوهم انهم مسئولون[۳۲] آنها را نگهدارید که مورد سؤال خواهند بود.
    ابو سعید خدری از پیغمبر صلی الله علیه و آله نقل میکند که آنچه مورد سؤال خواهد بود ولایت علی بن ابیطالب است[۳۳] .

    ۱۴ ـ آیه ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا[۳۴] کسانی که ایمان آورده و عمل های نیک انجام دادند بزودی خداوند دوستی آنها را در دلهای مردم قرار میدهد.
    گنجی شافعی از قول خوارزمی مینویسد که علی علیه السلام فرمود مردی مرا ملاقات کرد و گفت یا ابا الحسن بدانکه بخدا من ترا در راه خدا دوست دارم علی علیه السلام فرمود من برسول خدا صلی الله علیه و آله مراجعه کرده و سخن آنمرد را باو خبر دادم. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود شاید در باره او احسان و نیکی نموده ای، گفتم بخدا من در باره او احسانی نکرده ام، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود خدا را سپاس که دلهای مؤمنین را بدوستی تو واد داشته است آنگاه آیه بالا نازل شد[۳۵] .

    ۱۵ ـ آیه و اعتصموا بحبل الله جمیعا[۳۶] و همگی بریسمان خدا چنگ زنید.
    صاحب کتاب مناقب الفاخره از عبد الله بن عباس روایت کرده است که ما در خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله بودیم عربی آمد و عرض کرد یا رسول الله شنیدم که میفرمودی اعتصموا بحبل الله حبل خدا کدام است که باو تمسک جوئیم؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله دست خود را بر دست علی علیه السلام زد و فرمود باین شخص تمسک جوئید که این حبل المتین است[۳۷] .

    ۱۶ ـ آیه انما انت منذر و لکل قوم هاد[۳۸] هر آینه تو بیم دهنده ای و برای هر قومی هدایت کننده ای است. از طریق اهل سنت هفت حدیث نقل شده است که مقصود از منذر پیغمبر صلی الله علیه و آله و از هادی علی علیه السلام میباشد از جمله مالکی در فصول المهمه مینویسد که چون آیه مزبور نازل شد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: انا المنذر و علی الهادی و بک یا علی یهتدی المهتدون.
    یعنی من انذار کننده ام و علی هدایت کننده و بوسیله تو یا علی هدایت یافتگان هدایت می یابند[۳۹] .

    ۱۷ ـ آیه و اذ قال ابراهیم رب اجعل هذا البلد امنا و اجنبنی و بنی ان نعبد الاصنام[۴۰] زمانیکه ابراهیم (بدرگاه خدای تعالی دعا کرد) و گفت پروردگارا این شهر را (مکه) محل امن قرار بده و من و فرزندانم را از بت پرستی دور گردان.
    ابن مغازلی شافعی بسند خود از عبد الله بن مسعود نقل میکند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود دعای ابراهیم که عرض کرد پروردگارا من و فرزندانم را از بت پرستی دور گردان بمن و علی منتهی شد که هیچیک از ما هرگز به بت سجده نکردیم در نتیجه خداوند مرا نبی و علی را وصی قرار داد[۴۱] .

    ۱۸ ـ آیه فان الله هو مولاه و جبریل و صالح المؤمنین و الملائکه بعد ذلک ظهیر[۴۲] .
    البته خدا و جبرئیل و صالح مؤمنین یاری کننده او (پیغمبر صلی الله علیه و آله) هستند و فرشتگان پس از نصرت خدا پشتیبان اویند. مفسرین و علمای بزرگ اهل سنت نوشته اند که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود در آیه مزبور منظور از صالح المؤمنین علی بن ابیطالب است[۴۳] .

    ۱۹ ـ آیه لا یستوی اصحاب النار و اصحاب الجنه اصحاب الجنه هم الفائزون[۴۴] . یعنی دوزخیان با بهشتیان برابر نیستند اصحاب بهشت آنانند که رستگار هستند.
    موفق بن احمد بسند خود از جابر روایت کرده است که گفت ما در خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله بودیم که علی علیه السلام داخل شد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود قسم بآنکه جان من در دست اوست که این مرد و شیعه اش در روز قیامت رستگارانند[۴۵] .

    ۲۰ ـ آیه و تعیها اذن واعیه[۴۶] و نگهدارد، آن پند را گوش نگاهدارنده.
    طبری و سیوطی در تفسیر خودشان نوشته اند که وقتی آیه مزبور نازل شد پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله عرض کرد خدایا آنگوش را گوش علی قرار بده و علی علیه السلام فرمود از آنگاه چیزی نشنیدم که فراموش کرده باشم[۴۷] .

    ۲۱ ـ آیه افمن کان مؤمنا کمن کان فاسقا لا یستون[۴۸] آیا کسی که مؤمن است مانند کسی است که فاسق است (این دو) در نزد خدا یکسان نیستند.
    ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه و ابن کثیر در تفسیر خود و خطیب بغدادی در تاریخ بغداد و دیگران نوشته اند که ولید بن عقبه در مقام مفاخره بعلی علیه السلام گفت من از تو زبانم گویاتر و نیزه ام تیزتر و در جنگ شجاع ترم! علی علیه السلام فرمود ساکت شو ای فاسق. آنگاه خدا بتصدیق کلام آنحضرت آیه مزبور را نازل فرمود[۴۹] .

    ۲۲ ـ القیا فی جهنم کل کفار عنید[۵۰] . بیفکنید در دوزخ هر نا سپاس ستیزه جو را.
    حاکم حسکانی در شواهد التنزیل بسند خود از ابو سعید خدری نقل میکند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود چون روز قیامت شود خدای تعالی بمن و علی میفرماید هر کس دشمن شما است او را در آتش بیفکنید و هر که دوست شما است او را داخل بهشت گردانید و اینست فرموده خدای تعالی القیا فی جهنم کل کفار عنید[۵۱] .

    ۲۳ ـ آیه و ارکعوا مع الراکعین[۵۲] و رکوع کنید با رکوع کنندگان. موفق بن احمد و ابو نعیم اصفهانی باسناد خود از ابن عباس نقل کرده اند که این آیه در خصوص پیغمبر صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام نازل شده و آنها اول کسی بودند که نماز گزاردند و رکوع کردند[۵۳] .

    ۲۴ ـ آیه ثم لتسألن یومئذ عن النعیم[۵۴] آنگاه در آنروز از نعمتها پرسیده شوند.
    ابو نعیم و حاکم حسکانی بسند خود از حضرت صادق علیه السلام نقل کرده اند که فرمود مقصود از نعیم در این آیه ولایت امیر المؤمنین و ما است که از آن پرسیده خواهد شد[۵۵] .

    ۲۵ ـ آیه سأل سائل بعذاب واقع[۵۶] خواست سؤال کننده ای عذابی را که واقع شد.
    ثعلبی و ابن صباغ و دیگران نوشته اند که چون در روز ۱۸ ذیحجه رسول خدا صلی الله علیه و آله علی علیه السلام را بجانشینی خود منصوب نموده و فرمود من کنت مولاه فهذا علی مولاه. حارث بن نعمان پس از شنیدن این خبر خدمت آنحضرت آمد و گفت ما را بشهادت یگانگی خدا و نبوت خود از جانب خدا امر کردی قبول نمودیم و سپس به نماز و زکوه و حج و جهاد و روزه دستور دادی پذیرفتیم باینها قناعت نکردی در آخر کار این جوان را که پسر عموی تست بولایت نصب کردی آیا این کار از جانب تست یا بدستور خدا است؟ رسول اکرم فرمود قسم بخدائی که جز او خدائی نیست که این امر بدستور خدا است حارث بن نعمان در حالیکه بسوی ناقه خود میرفت گفت خدایا اگر این مطلب صحیح است بر ما از آسمان سنگ بفرست یا بعذابی دردناک معذب گردان هنوز بناقه اش نرسیده بود که سنگی از آسمان بر سرش افتاد و فورا هلاکش نمود آنگاه این آیه نازل شد که سأل سائل بعذاب واقع[۵۷] .
    آیاتی که در باره ولایت و فضائل علی علیه السلام نازل شده خیلی بیش از اینها است و ما برای نمونه فقط به ۲۵ آیه از آنها اشاره نمودیم و بطوریکه مفسرین و محدثین نوشته اند متجاوز از سیصد آیه در باره امامت و مناقب آنحضرت در قرآن وجود دارد چنانکه گنجی شافعی و ثعلبی بسند خود از ابن عباس نقل کرده اند که نزلت فی علی بن ابی طالب اکثر من ثلاثمائه آیه[۵۸] .
    اکنون باید از آقایان (اهل سنت) پرسید با وجود اینهمه آیات که دلالت بر ولایت و برتری علی علیه السلام دارد و خود شما در ***صورت مراجعه*** بکتب معتبره ـ تان صحت این مطلب را خواهید پذیرفت چگونه ابو بکر را بجای علی علیه السلام خلیفه میدانید آیا سخن و عقیده شما در اینمورد موضوع کوسه و ریش پهن نیست؟
    در خاتمه تذکر این مطلب ناگزیر است که ممکن است بنظر بعضی چنین برسد که خداوند چرا صریحا نام علی علیه السلام را در قرآن نیاورده که او جانشین پیغمبر است تا مسلمین دچار اختلافات نشوند؟
    پاسخ این اشکال یا اعتراض اینست که اولا موضوع ولایت علی علیه السلام مورد آزمایش است و بایستی مردم بوسیله آن آزمایش شوند چنانکه از جمله آیاتی که مؤید این مطلب است آیه شریفه الم أحسب الناس ان یترکوا ان یقولوا امنا و هم لا یفتنون[۵۹] ؟ (آیا مردم چنین پندارند که با گفتن اینکه ایمان آوردیم رها کرده شوند و آنان آزمایش نخواهند شد؟ ) که بنا بنقل علماء و مفسرین عامه و خاصه ولایت علی علیه السلام است که مورد آزمایش مسلمین قرار گرفته است[۶۰] .
    ثانیا بفرض اینکه نام علی علیه السلام نیز در قرآن ذکر میشد باز مردم از روی حب جاه و طمع دنیوی با آن مخالفت میکردند همچنانکه با برخی از آیات قرآن مخالفت نمودند.
    ثالثا قرآن کریم شامل احکام کلی است و جزئیات آن بوسیله پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله توضیح داده شده است مثلا در قرآن نیامده است که تعداد رکعات نماز صبح و … چند رکعت است یا اعمال طواف چگونه است و یا ….(که از این دست بسیار است) و اصل ولایت و امامت هم در چندین آیه با “قرائن روشن” گفته شده و نبی اکرم نیز طبق بیاناتی مضمون و مفاد آنها را که بر علی علیه السلام تطبیق میکرد بمردم ابلاغ نموده است و این مطلب را علماء و مفسرین اهل سنت نیز قبول دارند ولی عملا با آن مخالفت میکنند.
    …………….
    ۱٫شواهد التنزیل جلد ۱ ص ۱۸۹ ـ فصول المهمه ص ۲۷٫
    ۲٫سوره مائده آیه ۵۵٫
    ۳٫کفایه الطالب ص ۲۵۰ ـ مناقب خوارزمی ص ۱۷۸ ـ تفسیر طبری جلد ۶ ص ۱۶۵ ـ تفسیر رازی جلد ۳ ص ۴۳۱ و کتب دیگر.
    ۴٫کشف الغمه ص ۸۸٫
    ۵٫سوره نساء آیه ۵۹٫
    ۶٫ینابیع الموده ص ۱۱۴ ـ شواهد التنزیل جلد ۱ ص ۱۴۹ ـ غایه المرام باب ۵۸٫
    ۷٫سوره شعراء آیه ۱۵۱ ـ ۱۵۲٫
    ۸٫ینابیع الموده ص ۴۴۵٫
    ۹٫سوره آل عمران آیه ۶۱٫
    ۱۰٫مناقب ابن مغازلی ص ۲۶۳ ـ کفایه الخصام ص ۳۰۹ ـ فصول المهمه ص ۸٫
    ۱۱٫سوره احزاب آیه ۳۳ ـ اراده خدا است که از شما اهل بیت پلیدی را دور کند و شما را بتطهیر خاصی پاک گرداند.
    ۱۲٫کفایه الطالب ص ۳۷۲ ـ تفسیر فخر رازی جلد ۶ ص ۷۸۳٫
    ۱۳٫شواهد التنزیل جلد ۲ ص ۱۱٫
    ۱۴٫تفسیر ابن جریر طبری جلد ۲۲ ص ۵٫
    ۱۵٫قاموس الصحیفه ص ۲۵ ـ این کتاب اخیرا بوسیله جناب حجه الاسلام حاجی سید ابو الفضل حسینی بسبک جالب و زیبا در شرح لغات صحیفه سجادیه تألیف شده و تعلیقات او اضافاتی نیز از نظر نقل حدیث و مطالب سودمند با استفاده از منابع ارزنده در آن منظور گردیده است مطالعه این کتاب نفیس برای محققین و اهل علم توصیه میشود.
    ۱۶٫ذخائر العقبی ص ۶۹ ـ کفایه الطالب ص ۲۴۲ ـ ینابیع الموده ص ۸۸ ـ ارشاد مفید جلد ۱ باب ۲ فصل ۱۷٫
    ۱۷٫سوره شوری آیه ۲۳٫
    ۱۸٫کفایه الطالب ص ۹۱ ـ تفسیر کشاف جلد ۲ ص ۳۳۹ ـ ذخائر العقبی ص ۲۵٫
    ۱۹٫سوره رعد آیه ۱۳٫
    ۲۰٫غایه المرام باب ۱۲۶٫
    ۲۱٫شواهد التنزیل جلد ۱ ص ۳۰۷٫
    ۲۲٫ینابیع الموده ص ۱۰۴٫
    ۲۳٫سوره هود آیه ۱۷٫
    ۲۴٫تفسیر ابو الفتوح رازی ـ ینابیع الموده ص ۹۹٫
    ۲۵٫غایه المرام باب ۱۲۸٫
    ۲۶٫سوره بقره آیه ۲۷۴٫
    ۲۷٫مناقب ابن مغازلی ص ۲۸۰ ـ ذخائر العقبی ص ۸۸٫
    ۲۸٫سوره بقره آیه ۲۰۷٫
    ۲۹٫ینابیع الموده ص ۹۲ ـ کفایه الطالب ص ۲۳۹٫
    ۳۰٫سوره بینه آیه ۸٫
    ۳۱٫غایه المرام باب ۹۴ حدیث ۹٫
    ۳۲٫سوره و الصافات آیه ۲۴٫
    ۳۳٫شواهد التنزیل جلد ۱ ص ۱۰۷ ـ صواعق المحرقه ص ۸۹٫
    ۳۴٫سوره مریم آیه ۹۶٫
    ۳۵٫کفایه الطالب ص ۲۴۹ ـ مناقب خوارزمی ص ۱۸۸ ـ الغدیر جلد ۲ ص ۵۶٫
    ۳۶٫سوره آل عمران آیه ۱۰۳٫
    ۳۷٫کفایه الخصام ص ۳۴۳٫
    ۳۸٫سوره رعد آیه ۷٫
    ۳۹٫فصول المهمه ص ۱۲۲٫
    ۴۰٫سوره ابراهیم آیه ۳۵٫
    ۴۱٫مناقب ابن مغازلی ص ۲۷۶٫
    ۴۲٫سوره تحریم آیه ۴٫
    ۴۳٫شواهد التنزیل جلد ۲ ص ۲۵۵ ـ صواعق محرقه ص ۱۴۴٫
    ۴۴٫سوره حشر آیه ۲۰٫
    ۴۵٫کفایه الخصام ص ۴۲۲٫
    ۴۶٫سوره الحاقه آیه ۱۲٫
    ۴۷٫مناقب ابن مغازلی ص ۲۶۵٫
    ۴۸٫سوره سجده آیه ۱۸٫
    ۴۹٫غایه المرام باب ۱۵۲ ـ مناقب ابن مغازلی ص ۳۲۴٫
    ۵۰٫سوره ق آیه ۲۴٫
    ۵۱٫شواهد التنزیل جلد ۲ ص ۱۹۰٫
    ۵۲٫سوره بقره آیه ۴۳٫
    ۵۳٫غایه المرام باب ۱۷۶٫
    ۵۴٫سوره تکاثر آیه ۸٫
    ۵۵٫غایه المرام باب ۴۸ ـ شواهد التنزیل جلد ۲ ص ۳۶۸٫
    ۵۶٫سوره معارج آیه ۱٫
    ۵۷٫فصول المهمه ص ۲۶ ـ کفایه الخصام ص ۴۸۸٫
    ۵۸٫کفایه الطالب ص ۲۳۱ ـ صواعق محرقه ص ۷۶ ـ ینابیع الموده ص ۱۲۶٫
    ۵۹٫سوره عنکبوت آیه ۱٫
    ۶۰٫شواهد التنزیل جلد ۱ ص ۴۳۸ ـ غایه المرام باب. ۱۲۵٫
    ………….
    یا علی(علیه السلام)

    [پاسخ]

  44. مسعود گفته است :

    دوستان عزیز اهل تسنن از شما سوال میکنم!!!! چرا موقعی که راجع به ولایت بحث می شود علمای شما بر این نکته تاکید دارند که از منابع اهل تسنن استفاده شود… اما ما از هر کدام از منابع اهل تسنن استفاده می کنیم علمای شما آن را رد میکنن…چرا ؟؟؟ مگر منابع خود را نیز قبول ندارید؟؟ خواهشمندم اگر برادر اهل تسننی جواب سوال منو میدونه با من ارتباط برقرار کنه. متشکرمmasoud_ba007@yahoo.com

    [پاسخ]

  45. عادل گفته است :

    قبل از اینکه این بحث رو شروع میکردید باید بدونید که همه انسانن همه ادما از هر چیزی برداشت مشترکی ندارن چه تو این دوره و چه در ان دوران حتی از علمای شیعه و سنی هم در مورد مسائل مربوط بپرسید هر کدام برداشتی رو بهتون میگن که به نظر بهترینه البته برای شما شاید قانع کننده نباشه
    ابوبکر صدیق رفیق و یار پیامبر بود و حضرت علی و عمر و عثمان هم همینطور
    ابوبکر کسی بود که همراه پیامبر در غار بود و علی کسی که در رختخواب محمد خوابید و عمر کسی وبد که پیغمبر از خدا خواست که اون رو برای تقویت دینش با اون همراه کنه و عثمان کسی بود که تمام ثروتش رو در راه اسلام خرج کرد
    پیغمبر اومد که همه رو از گمراهی در بیاره و به روشنی بکشه نیومد که اسلام رو قومی کنه و مثل یک حکومت که از پدر به پسر میرسه
    اسلام و قران کاملا پاک هستند و هر کس در اونها بنگره خودش میتونه راه حقیقت رو پیدا کنه همان طور که صحابه پیدا کردند
    اسلام خیلی ساده تر از اونی هست که بتونید فکرش رو بکنید ولی این برداشتهای که هر کسی برای خودش میکنه بعضی مسائل ساده رو پیچیده میکنه
    علی فاتح خیبر علی کسی بود که بجز از خدا از هیچ کسی نمیترسید حالا شما میگید در حق زن ایشان ظلمی شده و شیر خدا هیچ کاری نکرده بچه او رو در شکم زنش کشتن و هیچ کاری نکرده این بدور از عقل است علی کسی که در رختخواب پیغمبر خدا خوابید برای زنده نگه داشتن اسلام از گرفتن حق خود که پیغمبر اعلام کرده علی امام هستش خودداری کرده که اگر شما حقیقت را بگویید و ما دروغ علی کوتاهی کرده و همانا گناه کبیره اگه میگید که این کار رو کرده تا بین مسلمانان نفاق نیفته دلیل بدتر از گناهه
    علی کسی بود که هم با ابوبکر و علی و عثمان دوست و همنشین بود و با هر سه بیئت کرد
    که اگر خود امام بود قومش به راهتی میتوانست او را به حقش برساند و اگر خود میگفت این سخن حقیقت داشت امامت رو و حق خود رو با شمشیر هم که شده میگرفت چون دینی بوده که پیغمبر بر گردن او نهاده و خدایش
    علی در موقع شهادت عثمان فرزندان خود را برای دفاع از ان بزرگوار فرستادن
    حالا شما که هر کدام فقط کتاب مربوط به دین خود را خوانده اید و ذهنی یک طرفه دارید و فقط میخواهید کذب طرف مقابل را نشان دهید با این ذهن به هیچ کجا نمیرسید
    خود را بی طرف کنید و به مساوات و برادری حق کنید
    که این حق شماست که بدانید

    [پاسخ]

  46. صنم گفته است :

    @راز,
    جهت ارسال کتاب شیعه گری

    [پاسخ]

  47. بی طرف گفته است :

    سلام دوستان عزیز به نظر خودتون توهین کردن به بزرگان و اصحاب پیامبر دردی رو از اسلام تکه تکه شده ومرز بندی شده امروز که من وشما ساختیمش دوا میکنه به نظر خودتون زمان پیامبر شعه وسنی اصلا وجود داشته و یا پیامبر به جز دعوت خدا وتبلیغ خدا پرستی یک بار هم شد که اسمی از وجود مبارکشون بیاره و ادعای وجود بکنه حالا ما وشما اصل موضوعو رها کردیم وچسبیدیم به یه مشت تاریخ ۱۵۰۰ ساله که هرکی میخواد حرف بزنه به نفع خودش تغییرش میده من وشما مذهب رو ساختیم پیامبر اکرم (ص) تنهااز ما خواست که یک امت باشیم ولی الان به قول حافظ شیراز ۷۲ ملت شدیم که می فرماید ۰جنگ هفتادو دوملت را همه عذر بنهخچون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند۰ که اشاره میکنه به حدیث پیامبر اکرم که میفرمایند- در آخر زمان امت من هفتادودو تکه میشود

    [پاسخ]

  48. بی طرف گفته است :

    درود برتمام اصحاب پاک پیامبر که در راه خدا شیهد شدند واسلامی را به ما عرضه کردند که مایه خوشبختی وپیروزی ما در این جهان ودنیای آخرت می شود وامیدوارم خداوند همه ما را به خاطر وجود پاکان صدر اسلام عفو کند ومارا ازپیروان راستین پیامبر اکرم (ص) قرار دهد ولی قبول کنید خیلی دشوار است که انسان دین پدریش را رها کند و اسلام بیاورد وبعد در راه اسلام شهید شود در حالی که ما لم داده در خانه در مورد آنها اظهار نظر میکنیم وراحت توهین میکنیم و در حالی که همه آنها بامشقت زیاد اسلام را به امروز رساندند ولی من وشما برای اسلام چکار کرده ایم الا اینکه پایه های اسلام را بلرزانیم پس از خدا بترسیم و هر چه را شنیدیم زود باور نکنیم

    [پاسخ]

  49. زهرا گفته است :

    دوستان شیعه وسنی اسلام یکی است و آن هم عمل به کتاب قرآن کریم است باقی دعوای تاریخ است چرا با این بحث های بی پایان که هزارو چند صد سال مسمانان را به جان هم انداخت اسلام و مسلمین را تضعیف می کنید؟ بر پیامبر واصحاب و آل او درود فرستید و پیرو او و همه بزرگانی که در این راه جان ومال خود را فدا کردند باشید و مراقب باشید از تفرقه مسلمین چه کسانی سود می برند؟ فکر کنید.

    [پاسخ]

  50. زهرا گفته است :

    دوستان،من یک معلم شیعه ام،اما خیلی جاها از آنچه برسر منبرها میشنوم غمگین وگاهی شرمگین می شوم. ما هیچ حقی برای تعیین جایگاه صحابه در آن جهان نداریم آنان نیز یاران پیامبر بوده اند ودر این راه شمشیر زده اند پس مسلما جایگاه بهتری از من وشمای منتقد که صلاحیت و فداکاری خود را باید درشرایط سخت اثبات کنیم،خواهند داشت.
    هموطنان سنی نیز هیچیک از فضایل علی(ع)را منکر نیستند،ما بعضی جاها افراط میکنیم،قرار دادن عبارت “ذکر علی عباده”درهمه جای شهر به جای “ذکر الله عباده”و……. گاهی ما را ازنفس قرآن و عبادت خالصانه دور میکند. موفق باشید

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ شهریور ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۲ ب.ظ:

    @زهرا, جناب عالی در شناخت امام ومعرفت نسبت به امام مشکل داری وبهتره بیشتر تحقیق کنی ونسنجیده سخن نگویی وقتی که شیعه وسنی قبول دارند که پیامبراسلام فرمودند ضربت علی (ع)در روز خندق از عبادت جن وانس افضل است فهمش برای من وشما سخته یا وقتی فرمودند جز من وعلی کسی خدارا نشناخت وجز خدا ومن کسی علی را نشناخت این مقام دسب نیافتنی علی (ع) را می رساندو شما که معلم هستی باید بهتر بفهمی که اهل بیت (ع) معلم بشریت هستند وما همه مدیون آنها هستیم همان طور که شاگردان یک معلم علم وسعادت دنیا وآخرت خود را مدیون معلم هستند ۰

    [پاسخ]

    زهرا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱:۱۰ ب.ظ:

    @alireza,
    شما میدانی که شیطان به واسطه تکبر ونخوت پس از سالها عبادت طرد شد متاسفانه امثال شما فکر میکنند کلید دار بهشتند ونه تنها خودشان و فک وفامیلشان بهشتی اند که از ورود هر کس دوست ندارند جلو گیری می کنند ، شما خودتان را آخر علم میدانید و البته آخر سنجیده سخن گفتن و همین جهل مرکب آخر به بادتان می دهد.
    از احادیث وروایات ملغمه ای ساخته اید که در نهایت داستان هایی که خودتان می خواهید ساخته شود عین یک پازل که بعضی تکه هاشو قایم کنی و با اضافه کردن شکل هایی اصلا یک چیز جدید طبق میل و سلیقه خودتان و البته بالادست های خودتان بسازید،همه افتخارتان هم همین است که همه مطالب را از خود منابع تسنن درآورده ایم ،پس چرا این همه تعریف از خلفا شده یک بار در یکی از قضاوت های شما از یکی از این روایات استفاده نشده؟
    من و امثال من علی(ع) را اگر خوب هم نشناسیم ،حداقل در پی شناخت صحیح و الگو قرار دادن ایشان هستیم ،اما می دانم غم علی غصب خلافت نبود یا حداقل همه غمش این نبود، غم بزرگ علی(ع) وجود دشمنانی در لباس دوست بود که ندانسته در خدمت منافقین و کفار آن زمان بود ه اند.
    شعار علی علی دادن آسان است به خود بیا و روی منش و زندگی ایثارگرانه و بزرگ منشانه ایشان فکر کن و اگر تعصبت اجازه داد چارتا کتاب غیر از آنچه همیشه بهت دیکته شده بخوان.
    با این شیوه دفاع غم جایگاه ائمه را نخورید سنگین ترید،جایگاه آنها محفوظ است و نیاز به دفاع دشمن گونه شما ندارند.

    [پاسخ]

  51. ادریس گفته است :

    احسنت بر این معلم شیعه،مسلما جایگاه صحابه بالاتر از اونی که ما فکرش می کنیم،با این حرف ها ما پیامبر رو زیر سوال می بریم،یعنی پیامبر شاگردان خود رو نتونسته تربیت کنه و اون ها رو منافق به بار آورده؟اشتباه نکنید …

    [پاسخ]

  52. ناشناس گفته است :

    بشکست عمر پشت دلیران عجم را بر باد فنا داد رگ وریشه ی جم را

    این اربده از بهر خلافت ز علی نیست با ال عمر کینه قدیم است عجم را

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ شهریور ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۱ ب.ظ:

    @ناشناس, چون که عرب زد به حرامی به ما داد یکی دین گرامی به ما ما که زجور خلفا سوختیم معرفت از آل علی آموختیم
    عجم با کسی کینه ودشمنی ندارد وحب وبغض ما هم به خاطر خدا واهل بیت (ع) می باشد وچه کسی است که فداکاریها وخدمات ایرانیان برای اسلام ورواج آن ونیز سرافرازی ونجات ایرانیان را به دلیل پذیرش اسلام نداند (خدمات متقابل اسلام وایران نوشته ی استاد مطهری)

    [پاسخ]

  53. بی طرف گفته است :

    جانم فدای اصحاب پیامبر علی کرار فاتح خیبر داماد پیامبر جانم فدای عمر فاروق پدر زن پیامبر جانم فدای ابوبکر صدیق پدرز زن پیامبر وجانم فدای عثمان ذی نورین همسر دو دختر پیامبر وجانم فدای شهد کربلا وجانم فدای تمام اصحاب وشهدای صدر اسلام و امیدوارم روزی برسد که مرز بین مسلمانان توسط آخرین منجیش از بین برود تا ما هم از پیروان راستین پیامبر اکرم (ص)باشیم این نظر اهل تسنن است و دیگر قضاوت با خودتان شمای که روزی به خدا جواب خواهید داد که بایک مشت تاریخ تحریف شده به خدا ثابت خواهی کرد آنچه میگوئید براستی که خدا بر شما کفایت میکند

    [پاسخ]

  54. معراج گفته است :

    قلب من ، غوغا ، به غایت می کند

    کوچ چاوُش را حکایت می کند

    کوچ تو ، افسرده کرده خیل را

    کوچ یاران ، نگسلاند میل را

    سنگ ، نالد از سرشک دیده ام

    غم ، فزون شد در دل افسرده ام

    وای ، سراج الدّین ، آن نور هُدا

    کرده رحلت ، با رضا ، سوی خدا

    با دلی آرام و روحی شاد ، رفت

    خدعه ی اهریمنان ، برباد رفت

    مرشد ما ، گشته است از ما ، جدا

    عزّتش را از تو می خواهم ، خدا

    وا اَسَف ، سررشته ی اظهار ، رفت

    شیخ ما ، علّامه ی اعصار ، رفت

    پیر من ، ای مرشد بگُزیده ام

    در رثایت ، از جهان ببریده ام

    یار ما ، محبوب دل های غمین

    شاخه ی گل ، زیب گل های زمین

    یار ما ، چون بلبلی دلداده بود

    در ره حق ، عابدی آزاده بود

    در شریعت ، محکم است پیمان او

    متّقی و بی خلل ، ایمان او

    در ریاضت ، مخلصی جانانه بود

    در طریقت ، سالکی فرزانه بود

    خوش بیان و اجتهادش ، ساده بود

    در جواب نکته ها ، آماده بود

    مخلصان را ، او ، همیشه ، یار بود

    خانقاهش ، جلوه ی دیدار بود

    شیخ عثمان ، عالمی وارسته بود

    وی ، به قرآن خدا ، دلبسته بود

    نور او ، بُد پرتوی از مهر دوست

    ذکر او ، تقوی و استغفار اوست

    مقتدی و مظهر عرفان ما

    ناخدای کشتی طوفان ما

    شمع محفل ، در شب تاریک ما

    آیتی بر شیوه های نیک ما

    پاسدار دین احمد بوده ای

    عاشقی جانانه ، سرمد ، بوده ای

    ماه مجلس در شب ظلمات بود

    چون سپر ، محکم برِ طامّات بود

    در حریم عشق ، مجنون بوده ای

    در دل اصداف ، مکنون بوده ای

    شاهدند شب ها ، به سرّ و راز تو

    تا سحرگه ، خالق است دمساز تو

    ای تو خیراندیش بر سامانِ ما

    مرهمی بودی تو و درمانِ ما

    ای مراد خوب من ، آیین من

    ای به شهر و خانه ام ، ایتکین (۱) من

    خانقه ، بی رونق از شمع وجود

    خلوت و تاریک از جمع سجود

    غم ، گرفته صوفیان را ، از فراق

    بس که سنگین است درد اشتیاق

    با که گویم حال زار خویش را !؟

    کو مرادی بنگرد درویش را

    صوفی و درویش ، در فَترت شدند

    شرق و غرب ، در ماتم و حسرت شدند

    رهروان ، بس بی قراری میکنند

    زائران نالند و زاری میکنند .

    ای « فریدون » پیر تو ، یار خداست

    حجّت است و در زمانه ، کیمیاست

    .سلام به همه ی برادران مسلمان برادران بخدا اسلام این ها نیست
    اسلام الله پاک است خداوند به شما عقل و شعور ومعرفت داده که از او طلب مغفرت بکنید نه بنده ان{بنده}فقط وسیله است
    بجای دوستی بین همدیگر تفرقه می ایندازید؟
    شماها همه کاراتون رو انجام دادید که بحث امامت وخلافت میکنید؟
    ایا واقعان این هست اسلام واقعی؟

    شیخ العلما سعدی شیرازی(رحمه الله علیه)که می فرمایند:

    حقیقت آمد از برای کشف راز بر سه راه است حق پرستی امتیاز

    اول شریعت دوم طریقت سوم حقیقت گر تو در حقیقت نباشی استوار

    تورا به معرفت اسلامی چه کار؟

    وای برما…..
    روزگاریست که شیطان فریاد می زند: آدم پیدا کنید! سجده خواهم کرد. ( شریعتی )

    یا سخنی داشته باش دل پذیر یا دلی داشته باش سخن پذیر.
    ازخداوند منان طلب رحمت برای شما برادران مسلمان میکنم والهی خداوند این تفرقه ها را ازمیان ما بردارد تا سیلی محکمی برای تفرقه افکنان باشد در پناه سایه حق محفوظ باشید انشاالله.

    [پاسخ]

  55. بی طرف گفته است :

    دوستان عزیز اهل تشیع باور کنید اسلام بسیار اسان تر است از انچه که شما در مورد ان میدانید علی (ع)برای اهل تسنن فاتح خیبر وشیر محمد مصطفی است نه کسی که حتی نتواند از همسرش که دختر رسول اکرم است محافظت کند واجازه بدهد سر مسئله خلافت جانش را از دست بدهد آخر ببینید آن توصیفاتی که برای حضرت علی دارید که بلاشک لایق آن است برای همه اصحاب پیامبر نیز صادق است هیچ یک از برادران اهل تسنن حتی به خود اجازه نمی دهند در مورد اصحاب پیامبر به نادرستی قضاوت کنند و به آنها تهمت ارتجاع بزنند وباور کنید مانیز از شهادت همه اصحاب پیامبر متاثر می شوییم ولی اعتقاد داریم عزاداری برای آنان که جز پر کردن جیب یک سری آدم که ازان نفع میبرند سودی و ثوابی ندارد واز رفتار عهد جاهلیت است به نظر خودتان ساختن بارگاه برای حضرت علی با انچنان هزینه ها و ساختن دروازه نقره برای ان در چنین وضعیت تاثر برانگیز جوانان مملکت وبیکاری انان دل حضرت علی را شاد میکند در حالی که حضرت علی نیز مثل همه اصحاب پیامبر به زندگی ساده و بی آلایش اکتفا کردند اگر عمر وابوبکر خلافت را میخواستند چرا ریاست وثروتشان رادر راه اسلام بدون هیچگونه انتظار وچشم داشتی فدا کردند وشما میدانید با عقل جور در نمی اید که اینگونه که شما میگویید باشدو انها این نقد را بدهند وبه اسلامی تکیه کنند که تعداد طرفدارانش به اندازه انگشت دست نمیشدحالا اگر انگونه که شما میگویید حقیقت داشته باشد و علی برای مصلحت اسلام از حق خلافت خود گذشت تا اسلام پایدار بماند چرا شما پیروان حضرت علی قصد دارید از موضوعی بگویید که جز تفرقه و کینه به اسلام و یپروانش راهی در بر ندارد چرا مثل آن حضرت تقیه نمیکنید تااسلام اینگونه تکه تکه و باب دل یهود وشیطان پرستان نباشد تهمت کشتن دختر پیامبر کم تهمتی نیست آن هم بر اصحاب پیامبر که پایه های اسلام هستند کاری نکنید که همه از اسلام زده شوییم

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ شهریور ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۴۲ ب.ظ:

    @بی طرف, صبر علی به دستور پیامبر ومانند صبر هارون در غیاب موسی (ع) وقتی که سامری قوم بنی اسراییل را فریب داد وبه گوساله پرستی وادار نمود می باشد که فرمود می ترسیدم بین بنی اسراییل تفرقه بیفتد ما هم وظیفه داریم در این زمان که خطر دشمنان اسلام مارا تهدید می کند وحدت داشته واز تفرقه بپرهیزیم واختلافات خود را به صورت مسالمت آمیز حل کنیم تا دشمنان از اختلاف بین شیعه وسنی بهره برداری نکنند

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۴:۳۲ ق.ظ:

    @بی طرف, ببخشید اون ابوبکر و عمر کدوم ریاستشون و ثروتشون رو فدای اسلام کردن؟
    اونا اسلام رو فدا کردن تا ریاست و ثروت بدست بیارن
    قصد تفرقه نداریم می خواهیم موضوع برای خودمان (همه مسلمانان) حل شود.
    اگر غیر مسلمان مسلمانی ولو سنی را مورد ظلم قرار دهند وظیفه همه (شیعه و سنی) است که از او دفاع کنند
    اگر گاهی می گویم گاهی خلاف این دیده می شود مربوط به مسائل بین المللی و سیاست خارجی دولتهاست و ما که در جایگاهی نیستیم که تعیین تکلیف کنیم بهتر است بنشینیم با آرامش و رعایت ادب و احترام بصیرت و آگاهی خود را بالا برده سعی در حل مشکلات داشته باشیم تا وحدت نهایی و کلی حاصل شود به امد حق

    [پاسخ]

  56. حسین گفته است :

    با سلام و درود بر پیامبر خاتم
    وسلام خدمت همگی
    ما یک خدا یک دین یک پیامبر یک قبله داریم
    اما آنقدر خودخواه هستیم که معتقدیم فقط برداشت و قرائت من از اسلام درست هست ولاغیر
    بابا این اسلام از دست همه ما مسلمان ها به تنگ آمده
    بجای سخنان تفرقه انگیز یه کم وحدت یه کم….
    دید موسی یک شنانی را به راه
    کو همی گفت ای خدا و ای اله
    تو کجایی تا شوم من چاکرت……….
    …..خدا خطاب به موسی میفرماید
    تو برای وصل کردن آمدی نی برای فصل کردن آمدی
    دنیا به تفکر ما می خندد اگر به وحدت نرسیم
    عزت اسلم و مسلمین زیاد

    [پاسخ]

  57. حسین گفته است :

    ببینید
    دوستان اهل سنت اکثر احدیث را از قول حضرت عایشه یا ابوهریره بیان میکنند.
    حضرت علی که درود بی پایان بر او باد از ۶سالگی در دامان پیامبر بزرگ شدند با اخلاق روحیات و بیان حضرت پیامبر آشنا بودند طبعاً جملات ختمی مرتبت و رفتار و سکنات آن بزرگوار را از هر کس دیگری دقیق تر و آگاهانه تر میشناختندو یا حضرت زهرای مرضیه دختر عزیز پیامبر
    شما ابوبکر صدیق یا عمر فاروق را با نسبت دامادی و پدر زنی با پیامبر بیان میکنید اما نسبت تربیت از کودکی (چیزی شبیه فرزن خواندگی)دامادی و برادرخواندگی علی ابن ابی طالب را و با فرزندی حضرت زهرا را نادیده میگیرید؟
    ضمناً
    ابوبکر یار غار بود و همان شب علی در بستر پیامبر
    عمربن عبدود توسط کدام بزرگ مرد کشته شد؟
    مگر شما اهل سنت یا من شیعه امروز دوباره باید مثل عرب جاهلی به این موارد مباهات کنیم

    [پاسخ]

  58. مهدی گفته است :

    سلام به همه چرا با کسانی که مرید ابوبکر هستن اینهمه بحث میکنید هر که به دین خودش اونا ابوبکر رو دوست دارن انشاا… که با ابوبکر محشور بشن ما هم که مرید و سینه چاک مولایمان آقا امیرالمومنین علی ابن ابیطالب(علیه السلام) هستیم هم با خود آقا ایشاا… محشور بشیم غرق دریا را نظر بر ساحل است هر که گم کرده علی را جاهل است

    [پاسخ]

  59. بی طرف گفته است :

    دوستان شیعه شما بیشتر آدم پرستید تا خدا پرست علی و ابوبکر هرچه هستند نفعی به شما نمی رساند بروید وگلیم خودتون رو از آب بکشید ابوبکر وقتی اسلام آورد انسان مسنی بود ولی علی پسر بچه بود که هرچی بهش بگی نه نمی گفت خودتون قضاوت کنید کدامیک سخت تر میتونند اسلام رو قبول کنند دوست عزیز من فقط خواستم بهت بگم اگه پیامبر واسلام رو بخواهید پیامبری رو دارید که اصحابی دارد که به حدی به آنها نزدیک بوده که با انها معاشرت داشته که به نظر شما دوستان انها آدم های بدی بودند خوب شما مسلمانان واقعی الان دارید به پیامبر اسلام ضربه میزنید مذهب شما به جز نفرت چیزی همراه ندارد توهیییین کنید تا رستگار شوید ودر آن دنیا مدال تهمت و افترا را به گردن بیاویزد اجرکم عندالله البته بدانید تمام اون کسانی رو که قبول دارید رو اهل تسنن هم قبول دارند و شما به جز یک مشت خرافات مثل خود زنی وتهمت و کینه و تفرقه هیچ توشه ای ندارید علی و ابوبکر و عثمان و عمر و.. همه شخص هستند و یک خالق دارند آنها اصحاب پیامبر و شما ………. آنها هستید خودتان هرچی دوست دارید فکر کنید

    [پاسخ]

  60. زهرا گفته است :

    آقایانی که دم از فضایل علی(ع) می زنید ،بروید خودتان را اصلاح کنید که اگر شماهای نادان و تفرقه طلب یا احیانا مامور و مغرض در زمان خود ان حضرت دور رو بر ایشان بودید از دم تیغ عدالتش می گذشتید، شرم کنید که هر چه میگویید به نفع آنهاییست که نمی خواهند مسلمین یک امت باشند ، مسلما آنهایی که شما رادر راه تفرقه و توهین به اصحاب پیامبر(ص) تحریک می کنند در این راه سود فراوان می برند اما شما چه؟جز پیروی کینه توزانه و خریدن آخرتی دردناک هیچ بهره ای نخواهید برد به خود بیایید و آلت دست دشمنان اسلام به نام اسلام نباشید.

    [پاسخ]

  61. زهرا گفته است :

    به شما توصیه می کنم کتاب “محمد(ص)پیامبری که از نو باید شناخت”اثر یک نویسنده رومانیایی مسیحی ترجمه ذبیح الله منصوری که البته ترجمه کمی هم مغرضانه است (برای اینکه اجازه چاپ در کشور بگیرد) بخوانید آنوقت میبینید لعن که هیچ ،بی احترامی نیز به جناب ابوبکر وعمر بی شرمی است من یک مسلمانم به نام شیعه اما تفاوتی بین این دو فرقه نمی بینم و فقط باید دست از دعواهای تاریخ برداشت.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۴:۴۲ ق.ظ:

    @زهرا, نمی خواستم جوابتو بدم چون ارزششو نداری چون فهم و شعورش رو نداری
    اینکه بین شیعه و سنی تفاوت نمی بینی نشانه اینه که چشم هم نداری

    [پاسخ]

  62. متین گفته است :

    با سلام خدمت دوستان
    در ابتدا خدمت خانم زهرا(که انشاالله درباره مذهب واقعی و حتی اسمشون کاااااملا صادق هستند)باید عرض کنم ما در دین بحثی داریم به نام تبری یعنی دشمنی با دشمنان خدا وخود خدا در قرآنش بارها کافران رو لعنت کرده.پس اصل لعنت کردن دشمنان خدا نه تنها صحیح بلکه لازمه و ما شیعیان اگرافرادی رو لعنت میکنیم به این دلیله که کفر اونا برای ما محرز شده…ضمنا از بی طرف که ما رو آدم پرست میدونه یه سوال دارم”زمانی که شماها بیمار میشید یا میخواید لباس تهیه کنید چی کار میکنید؟قبول دارید که خدا هم شافیه هم ساتر؟پس طبق منطق شماهارفتن پیش دکتر وخیاط شرک محسوب میشه!احتمالا میشینیدو الله رو صدا میزنیدو این اللهی که شماها برای خودتون ساختید نعوذ بالله مثل غول چراغ جادو حاضر میشه و لباس براتون میاره و حوائجتونو برآورده میکنه!اما این الله ی که ما میشناسیم اومده تو یه سری مواد خاصیت دارویی قرار داده که هر وقت بیمار شدی به واسطه اونا از الله شفا بگیری ضمنا الله ی که ما بهش اعتقاد داریم خیلی خیلی بزرگتر از اونیه که یه بنده عاصی گناهکار مثل من بتونه بشناسدش اما گفته ناراحت نباش اگه تو گناهکاری و نمیدونی چطور منو صدا کنی من بندگان پاکی دارم مثل پیامبر(صلی الله علیه و آله)مثل علی ابن ابیطالب(علیه السلام) مثل امام زین العابدین(علیه السلام)و…که اونا رو امام و پیشوای شما قرار دادم ببین اونا چطور با من مناجات میکردن تو هم همونکارو بکن حالا اگه شما وهابی ها اینو آدم پرستی میدونید پس الله خودش دنیا رو بر مبنای شرک و آدم پرستی خلق کرده(نعوذ بالله)” اینو لطفا جواب بدید لطفا که یه سوال دیگه هم دارم…یا علی

    [پاسخ]

  63. سعید گفته است :

    سلام
    دوستان لطفا در مورد اظهار نظراتتون و استدلالهاتون
    نعوذ بالله، از طرف خدا صحبت نکنید و به جای او تصمیم نگیرید و
    همچنین دایه مهربان تر از مادر نشوید
    اگر کمی دقت کنید، هیچ مشکلی در این بین نیست، مشکل و دلیل تاسیس شیعیان در مواجه با امویان و عباسیان بوده نه با خلفای راشدین
    البته خلفا فرشته نبودند و انسان بودند به همین دلیل اشتباه هایی ممکن کرده باشند
    مثلا (خداوند مرا ببخشد اگر اطلاعاتم کم است و اشتباه می کنم و هدایت نماید)، چرا جناب ابوبکر در سقیفه بنی ساعده، منتظر نشدند حضرت امیر و جناب ابن عباس هم از غسل دادن پیامبر فارغ شوند سپس با حضور آن دو بزرگوار به مشورت و تشکیل شورا بپردازند؟

    [پاسخ]

  64. بی طرف گفته است :

    متین سلام اگه خدا بهت زبون داده اگه بهت گفته مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم اگه گفته توبه کنید اگه گفته از رگ گردن تان به شما نزدیک ترم تمام حرفات برابر است با کشک و…………. میدونستی مشرک های مکه هم به خدا اعتقاد داشتند ولی بت هاشون رو واسطه قرار میدادند بین خودشون وخدا ازت میخوام بدون تعصب قران رو بخونی ببینم چند بار گفته شما برید پیش بزرگانتون توبه کنید تا شما را اجابت کنم تازه اگه وهاب صفت خداست من لیاقتش رو ندارم که من رو وهابی بخونی فکر کردی که چون اسمت مسلمونه نمیتونی مشرک بشی ما اهل تسنن برای اصحاب پیامبر فقط احترام قائلیم وهمشون رو دوست داریم ولی شما فقط میگید علی ع که جزئ از اصحاب رسول هستند وبقیه رو با صفاتی که در خور کلام خودتونه میخونید میدونستی مردم ایران قبل از شاه اسماعیل صفوی اهل تسنن بودند این رو از یک استاد تاریخ که خودشون اهل تشیع بودنددر اصفهان سر کلاس تاریخ تحلیلی اسلام شنیدم اسم استادش هم دکتر محمود ابادی بود پس از رو کینه هرچی از دهنت در میاد به جد وپدران خودت نثار نکن

    [پاسخ]

  65. بی طرف گفته است :

    مسلمانان مسلمانی ز سر گیرید که کفر از شرم یار مسلمان وار می آید همین وسلام تا همیشه دوستان امیدوارم اگر لیاقتش راداشتیم خدا همه ما ا ببخشد

    [پاسخ]

  66. متین گفته است :

    با سلام خدمت دوستان
    سعید عزیز کاش واضح تر صحبت میکردی.نمیدونم منظورت ازاینکه ازطرف خداصحبت نکنی کدوم قسمته؟اگه منظورت بحث تقرب به خدابه واسطه معصومینه خداوند خودش در قرآن فرموده((یا ایهاالذین آمنواتقواالله وابتغواالیه الوسیله وجاهدوفی سبیله لعلکم تفلحون-سوره مائده آیه۳۵)) حالا که شما که دایه نادلسوزتر از مادر هستید بفرمائید این وسیله که خدا فرموده توسط اونا به من تقرب بجویید کی یا چیه؟ضمنا بفرمایید منظورتون از(تاسیس شیعه)چیه شیعه یعنی کسانی که مطیع محض امروسنت پیامبر(صلی الله علیه و آله)در مورد امر جانشینی حضرت بودن ودرمقابل نص اجتهاد نکردن یعنی کسانی که به پیامبر(ص)نسبت هذیان گویی ندادن و میگن هر چی ایشون فرمود باید بی چون و چرا اجرا میشد واولین شیعیان هم صحابه واقعی حضرت یعنی جناب سلمان ابوذر مقداد و عماریاسر(سلام الله علیهم )بودن

    [پاسخ]

  67. متین گفته است :

    واماخدمت دوست عزیزم بیطرف باید عرض کنم اولا:داستان موسی و شبان رو که حتما خوندی به نظرشما سطح ایمان حضرت موسی(ع)با شبانه برابره؟ درسته که اون شبان زبان داشت وبه زبان خودش خدارو مناجات میکرد اما قبول کن که سطح عبادت موسی(ع)خیلی بالاتر از اون شبانه.درسته که خدا به ما زبان داده و فرموده مرا یاد کنید اما مساله اینجاس که یاد کردن داریم تا یاد کردن .خدا به ما مسلمونا زبان داده به وحشی های تو اقیانوسیه هم زبون داده به نظر شما نباید یه تفاوتی بین ما واونا باشه؟بحث اینه که خدا به ما علاوه بر زبان .کتاب آسمانی و پیامبری داده و فرموده(اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولوالامر منکم) همینطور فرموده(یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله…) من که فکر میکنم لیاقت من بالاتر از اونه که مثل انسانهای اولیه با خدا مناجات کنم پس چی کار کنم؟خدا خودش در قرآن منو راهنمایی کرده فرموده برو سراغ پیامبر(ص)و اولولامر هر چی اونا گفتن بگو چشم.حله؟
    دوما:نمیدونم به کسانی که پیامبر(ص)و اهل بیتش(ع) رو که پاک ترین مخلوقات خدا هستند با بتهای پلید یکی میدونن چی باید گفت!ازم خواستی قرآنو بخونم.چشم.قران میگه بت ها هیچ نفعی برا شما ندارن و نمیتونن واسطه بین شما وخدا باشن اما نگفته که هیچ چیز دیگه ای هم نمیتونه وسیله تقرب شما به خدا باشه.مثل اینه که من به شما بگم فلان دکتر آدم شیاد و کلاهبرداریه نرو پیشش بعد شما از این حرف نتیجه بگیری که همه دکترا شیادن!!!!

    [پاسخ]

  68. متین گفته است :

    سوما:درباره اصحاب اگه ممکنه بفرمایید تعریف شما از صحابی چیه؟ یعنی هر کس صرفا محضر مبارک پیامبر(ص)رو درک کرده باشه صحابی محسوب میشه؟قبول داری که همیشه تو هر جایی آدم منافق پیدا میشه یا نه؟پس جامعه عصر پیامبر(ص)هم ازین قاعده مستثنی نبوده. حالا بفرمایید ملاک شما برای شناخت افراد پاک از منافق اون عصر چیه؟ از نظر ما که این ملاک اطاعت از اوامر پیامبر(ص) و همینطور روزهای سخته.اگر ما امیرالمومنین علیه السلام رو قبول داریم به این دلیله که در احد مردانه جانش رو کف دستش گذاشت و تا آخرین نفس از پیامبر(ص) دفاع کرد اونم زمانی که خیلی ازین به اصطلاح صحابه فرار کرده بودن.به این خاطره که در حنین زمانی که عمر مثل بز کوهی(قصد توهین ندارم این عبارتیه که خود ایشون بیان کرده)جونش و ورداشت فرار میکرد علی ابن ابی طالب(علیه السلام) مردانه ایستاد و از پیامبر(ص) دفاع کرد.به این خاطره که در تاریخ یک مورد هم پیدا نمیکنی که در جایی ایشان در مقابل اوامر پیامبر(ص)حتی چون و چرا کرده باشن چه برسه به این که به پیامبر(ص) نسبت هذیان گویی داده باشن.
    چهارما:کی گفته ایرانیان همه سنی بودن؟بله بخشی از مناطق ایران سنی بوده مثل اصفهان کردستان اما بخش های زیادیش هم مثل خراسان و قم از همون اول شیعه بودن ضمن اینکه اگر بخواهیم ملاکمونو برای انتخاب دینمون اجدادمون بدونیم اونوقت با اعراب جاهلی چه فرقی داریم؟
    امیدوارم باعث رنجشت نشده باشم که در اون صورت ازت عذر میخوام اما از خدا میخوام همه ما رو به راه راست هدایت کنه.ان شا الله

    [پاسخ]

  69. غلام آل علی (ع) گفته است :

    کتاب رو خوندم، همش اراجیف بود، و تخیلات افراد تندور و منحرف و در کل خوارج بود، منابع جعلی و گاهی ضعیف بود.تخم کینه و نفاق را ابوبکر کاشت، و شمر در روز عاشورا درو کرد.( ابوبکر شیفته جاه و مقام شد و غدیر خم را فراموش کرد و خلافت را غصب کرد و … و عمر از ابله ترین صحابه نماها بود.( چرا صورت زهرا نیلی شد، چرا چادر زهرا خاکی شد، چرا درب منزل علی آتش گرفت، چرا تابوت حسن بن علی تیر باران شد، چرا حسین بن علی در کربلا تشنه سر از بدن مبارکش جدا شد…..

    [پاسخ]

  70. متین گفته است :

    ای که گفتی(فمن یمت یرنی) جان فدای کلام دلجویت

    کاش روزی هزار مرتبه من مردمی تا بدیدمی رویت

    تقدیم به همه ی اونایی که معنی شعر رو فهمیدن….یا علی

    [پاسخ]

  71. بی طرف گفته است :

    متین جان همون ابوبکری که شما یه جور دیگه میخونیدش وقتی پیامبر فوت کردند فرمودند بدانید ای مردم هر کس محمد را پرستید بداند پیامبر فوت کردند ولی هرکس خدای محمد را می پرستد بداند خدای محمد بیدار وناظر است واین سر همون شیونی است که تو اسلام نهی شده وشما هنوز نتونستید فراموشش کنید یا قلاده می بندید ومتاسفم میگم مثل سگ زینب وارد مرقدش میشید یعنی ما سگ کوی زینبیم به نظرت این رفتار در زمان پیامبر بوده یانه به خدا قصد توهین ندارم من فیلمشو دیدم واق واق کنان وارد حرم میشند اگ اسلام شما اینه باور کنید برای هیچ آدم بدون تعصبی قابل قبول نیست حس خیلی بدی نسبت به سایت پیدا کردم چون جز نفرت وتوهین وتفرقه هیچی در زبانتون پیدا نکردم من هم اسم عمر وعثمان وعلی و ابوبکر نیاوردم وحاضر نیستم به استناد تاریخ هر روز متغییرش به اون باور کنم وراحت لعنت کنم حداقلش مثل شما مطمئن نیستم من فقط میگم خدا واز خودش میخوام من رو ببخشه ودرود میفرستم به تمام اصحاب پیامبر و هیچکدومشون رو معصوم نمیدونم وخاک پای حضرت علی و حضرت عمر وحضرت عثمان وحضرت ابوبکر وتمام اصحاب رسول خدا هستم ولی سگشون نیستم

    [پاسخ]

  72. متین گفته است :

    با سلام خدمت دوست عزیزم بی طرف
    در مورد بحث واق واق کردن و اینا که مطرح کردی باید بگم ما داریم در مورد اصول مذهبی بحث میکنیم نه اشخاص.قبول داری که بین تمام ادیان و مذاهب آدم تندرو هست وما نمیتونیم صرفا با اتکا به کارای این افراد اون مذهب رو زیر سوال ببریم.مثلا همین چند وقت پیش بود که یه جوان تندروی اردنی اومد تو کربلا بین زایرا خودشو منفجر کرد و تعداد زیادی زن و بچه بیگناه رو که(درست یا غلط)فقط اومده بودن حرم امامشونو زیارت کنن کشت.بعد خانوادش تو اردن براش جشن گرفتن و به بهشت رفتن رو بهش تبریک گفتن.اما من نمیتونم بیام همه اهل سنت رو تروریست بدونم و مطمئنم هم شما و هم اکثریت دوستان اهل سنت این کارو قبول ندارین.حالا اینایی که شما میگید بالاخره حسابشون با خداست اما اگه تو یه کتاب معتبر شیعه دیدید که نوشته باشه که مثلا واق واق کردن تو حرم ائمه ثواب داره اونوقت حق اعتراض دارید.
    بعد اینکه من از شما چن تا سوال پرسیدم اما جوابی ندیدم.حالا بگذریم.الان من از شما ۳تاسوال دارم و باور کنید هدفم مجادله و جر وبحث نیست فقط میخوام با اعتقادات اهل سنت بیشتر آشنا بشم وازتون خواهش میکنم تو جواب دادن عجله نکن و با تحقیق و بطور مستند جواب بدی.خدا رو چه دیدی شاید واقعا حق با شما باشه و ماروهم هدایت کردی

    [پاسخ]

  73. متین گفته است :

    سوال اول درباره عصمت پیامبره.تا اونجایی که میدونم شما قائل به عصمت پیامبر(ص)نیستید و ایشونو فقط در رساندن وحی معصوم میدونید.حالا سوال اینه که چطور میشه آدم یه گناهکار رو به عنوان پیامبر قبول داشته باشه؟ به نظر من که اگر بگیم فلان شخص در زندگیش گناه یا اشتباهاتی ازش سرزده اما با این حال بعنوان پیامبر قبولش دارم یه جورایی زیر سوال بردن عقل خود آدمه.من که اگر برام ثابت بشه ایشان در زندگی کوچکترین گناه یااشتباهی ازش سرزده اصلا بعنوان پیامبر قبولش ندارم(اگر ثابت بشه).

    [پاسخ]

  74. متین گفته است :

    سوال دوم:شما میگید ما هم علی(ع)روقبول داریم هم معاویه رو هم عایشه رو.خوب این سه نفر میدونی که همه دو به دو باهم اختلاف داشتن.مثلا درباره علی(ع) و معاویه همه میدونن اینا با هم اختلاف داشتن.اونم نه یه اختلاف جزئی طوری که برای هم شمشیر کشیدن و این وسط تعداد زیادی از مسلمین کشته شدن.حالا ۴حالت داریم:حالت اول اینکه هردو ایینا برحق بودن حالت دوم علی(ع)بر حق و معاویه باطل حالت سوم عکس حالت قبل و حالت چهارم اینکه هر دو بر باطل بودن.طبیعتا حالت اول نمیتونه درست باشه چون قبول داری که در قرآن صراط مستقیم بصورت مفرد اومده و راه راست یکیه و دو نفر که با هم جنگیدند و بخاطر این جنگ(صفین)تعداد زیادی ازمسلمین کشته شدن نمیتونن هر دو بر حق باشن.همین بحث درباره علی(ع)وعایشه هم هست(جنگ جمل).حالا میخوام بدونم شما این تناقض رو چطور برای خودتون حل کردید؟ چون ما که ذاتا علاقه ای به کینه و دشمنی نداریم.بلکه کارای بعضیا رو که میبینیم باهاشون دشمن میشیم و لعنتشون میکنیم.

    [پاسخ]

  75. متین گفته است :

    سوال سوم درباره روش جانشینی پیامبر(ص)هستش.ببین خلیفه اول چطور به خلافت رسید؟اجماع.خلیفه دوم چی؟از طریق انتصاب.خلیفه سوم؟همون شورای ۶نفره.درسته؟حالا سوال:اسلامی که درباره جزئی ترین مسایل مثل (عذر میخوام)نحوه وارد شدن به دستشویی نظر داده آیا ممکنه درباره نحوه جانشین پیامبر(ص) که آینده نسل بشر به اون گره خورده چیزی نگفته باشه؟پس قطعا خدا دراین باره هم اظهار نظر کرده .حالا میخوام بدونم ازنظر شما روش درست کدومه و از این سه تا روش بالاخره کدوم درسته یا بعبارت دیگه کدوم از این سه نفر بر حقه؟ ببین خلیفه اول اومد تشخیص داد بعد از خودش باید جانشینی رو تعیین کنه.حالا سوال اینه که آیا خلیفه اول عقلش به اهمیت این مساله قد داد اما (نعوذ بالله)عقل پیامبر(ص) به اهمیت این مساله نرسید و اونو به مردم واگذار کرد؟
    منتظر جوابات هستم.موفق باشی

    [پاسخ]

  76. زهرا گفته است :

    جناب آقای متین از افرادی چون شما که ذهنتان مملو از کینه و دشمنی به نزدیکان پیامبر است و از رافت و ادب اسلامی متاسفانه بهره ای نبرده اید و حتی در صحت مذهب و نام یک گوینده فقط به دلیل گفتن آنچه شما نمی پسندی ،شک می کنی ادبیاتی جز این انتظار نمی رود،آنچه که نوشته ام فقط حاصل مدت ها تحقیق کنجکاوانه بوده و برای همین می گویم مسلمانم چون فرقه فرقه شدن و کوته نظری و به جان هم افتادن فقط سبب تضعیف مسلمانان میشود، البته اگر این را بفهمی!!!!!
    چند نمونه ازآنچه که خیال میکنم ما را از قرآن دور ساخته مینویسم:
    دعایی‌که پس از نماز صاحب الزّمان میخوانیم از نظر معنا انطباق زیادی با مطالب قرآنی ندارد:در این دعا می‌گوییم: «یا محمّدُ یا علیُّ، یا علیُّ یا محمّدُ اکفیانی فانّکما کافیایَ، یا محمّدُ یا علیُّ، یا علیُّ یا محمّدُ انصُرانی فإنّکما ناصراىَ، یا محمّد یا علیُّ، یا علیُّ یا محمّدُ احفظانی فإنّکما حافظاىَ، یا مولاى یا صاحبَ الزّمان (سه بار) اَلغَوث (سه بار) أدرِکنی (سه بار) الأمان (سه بار)

    در این دعا غیرخدا را خوانده که شرک و ضدّ ده‌ها آیه قرآن است چنانکه فرموده:      [سوره الجن:۱۸] «پس با خدا کسی را مخوانید» یعنی فقط خدا را بخوانید و نیز فرموده:         [سوره الجن:۲۰] «فقط پروردگارم را می‌خوانم و کسی را با او [در
    خواندن] شریک نمی‌سازم». و دهها آیه دیگر که خواندن و حاضر و ناظر و سمیع و بصیر دانستن غیرخدا را در همه جا، شرک شمرده است.
    به اضافه اینکه حضرت محمّد و علی را یک بار مقدّم داشته و بار دیگر مؤخّر! شاید برای اینکه به ایشان بر نخورد و گله نکنند و علی نگوید چرا نام مرا مقدّم نداشتی یا چرا مرا مؤخّر ذکر کردی؟! لذا هر دو را یک بار مقدّم داشته است که جای گله و شکایت نباشد!!ا
    دیگر آنکه می‌گوید همانا شما دو تن کافی هستید و مرا کفایت کنید!! آیا صاحب الزّمان قرآن نخوانده که خدا با استفهام انکاری سؤال فرموده:     [سوره الزُّمَر:۳۶] «آیا خداوند بنده‌اش را کافی نیست؟»    [سوره النّساء:۶] «خدا محاسبه را کافی است»       [سوره النّساء:۴۵] «خدا [برای] دوستی و سر پرستی کافی است و خدا [برای] یاوری کافی است» خداوند متعال فرموده من برای نصرت و سرپرستی و حساب و سایر أمور کافی هستم ولی این دعا می‌گوید ای محمّد و علی شما کافی هستید و مرا کفایت کنید مرا یاری کنید مرا حفظ کنید در حالی‌که قرآن فرموده: •      [سوره هود:۵۷] «همانا پروردگارم بر همه چیز حافظ و نگاهبان است» و خطاب به پیامبر فرموده:     [سوره النساء:۸۰] «ما تو را بر آنان حافظ و نگاهبان نفرستادیم»     [سوره الأنعام:۱۰۷] «و تو را بر آنان حافظ و نگهبان قرار ندادیم».
    خداوند همه ما را دور از تعصب ودشمنی به راه مستقیم هدایت فرماید.
    آمین

    [پاسخ]

  77. زهرا گفته است :

    آقای متین:
    اگر علی(ع) از حق خلافت خود گذشت و به جای دشمنی با خلفا با آنان همکاری کرد، چه باعث شده شما امروز به پیروی از تاریخی پر عداوت ،گله مند حق علی(ع) هستید؟ آیا وحدت مسلمانان امروز به اندازه مسلمانان صدر اسلام مهم نیست؟اگر بگویید نه ،دو علت دارد یا احتمالا از اوضاع سیاسی امروز جهان و کشورهای مسلمان زیاد آگاهی ندارید،و یا از راه تفرقه افکنی سودی حاصلتان می شود.
    “فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه”

    [پاسخ]

  78. متین گفته است :

    با سلام
    خانم زهرا ببین من کلی واسه شما داستان لیلی و مجنون تعریف کردم بعد شما تازه میای درباره جنسیت لیلی خانوم با ما بحث میکنی!من یه سوال قبلا پرسیدم اما کسی جوابی به من نداد.مگه قرآن نفرموده (آیا خداوند بنده اش را کافی نیست) خوب شما که مسلمان واقعی هستید بفرمایید چرا هر وقت بیمار میشید میری پیش دکتر؟ مگه خدا تو رو کافی نیست؟ چرا خلاف آیه قرآن عمل میکنی؟
    ببین خواهر خوبم.اگر ما خدا و دکتر رو در عرض هم در نظر بگیریم بله این عین شرکه.یعنی من فرض کنم مثلا خدا وایساده یه طرف دکتر هم وایساده طرف دیگه.بعد من بگم حالا برم پیش خدا یا دکتر تا شفا بگیرم!
    در بحث توسل هم اگر ما پیامبر(ص)و ائمه(ع)رو در عرض خدا در نظر بگیریم و برای اونا قلمرویی جدا از قدرت خدا تصور کنیم حرفای شما همه درسته.
    اما خدا خودش مگه نفرموده(انما ولیکم الله ورسوله والذین آمنواالذین یقیمون الصلاه و یوتون الزکاه و هم راکعون-مائده۵۵).یعنی خدا خودش اومده ولایت پیامبر(ص) و امیرالمومنین(ع)رو همردیف ولایت خودش قرار داده. اما جالبه که یه عده میان با تاسی از ابن تیمیه آیاتی که خدا درباره بت های ملعون و پلید نازل کرده رو با پیامبر(ص) و اهل بیتش منطبق میکنن.ضمنا خدمتتون عرض کنم که تا پیش از ابن تیمیه بحث توسل یکی از مباحث مشترک بین شیعه و سنی بوده که اگه لازم دارید بگید تا بطور مبسوط مستنداتشو بزارم.
    ماها که آیات قرآن رو پتک کردیم و تو سر و کله هم میکوبیم چه خوبه که اینو هم بخونیم که در قرآن اومده(…و یضل بهی کثیرا…)یعنی خدا خودش گفته این قرآن خیلی ها رو گمراه میکنه.و باید خیلی مواظب باشیم جز این گمراه شدگان نباشیم.
    آیه دیگه ای هم که بازم تکرارش میکنم(یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله و جاهدوا فی سبیله لعلکم تفلحون-مائده۳۵)هستش و این سوال تکراری بی جواب مونده که این (وسیله) کیا هستند که خدا ما رو برای رستگار شدن به اونا ارجاع داده؟ فرض کن یه عده آدم منحرف تو مخ من کردن که منظور پیامبر(ص) و اهل بیتشه.خوب حالا شما که یه مسلمان واقعی هستی بیا ما رو راهنمایی کن.خراب کردن کار راحتیه اما ساختنه که مشکله حالا خیلی ها هم فقط بلدن نفی کنن و وقتی ازشون میخوای بعد از نفی اثبات کنن توش میمونن.
    نکته آخر خطاب به شما خواهر خوبم اینکه فکر نمیکنم بحث دشمنی حضرت زهرا(سلام الله علیها)با عده ای چیزی باشه که به اثبات نیاز داشته باشه همون زهرایی که پیامبر(ص)آزردن اونو آزردن خودش و در نتیجه آزردن خدا میدونه.من که فکر نمیکنم کسی که آزردنش به آزردن خدا گره خورده اونم توسط پیامبر(ص)کسی باشه که حب و بغضش از روی هوی و هوس باشه.خلاصه این که ازت میخوام یه طوری رفتار کنی که اون دنیا خدای نکرده جلوی همون خانمی که همنامشی و در نتیجه طبق گفته پیامبر(ص) جلوی خدا شرمنده نشی.
    فارغ از تمام این بحث ها ازت میخوام فقط ۳ دقیقه با خودت خلوت کنی و به این فکر کنی چرا پاره تن پیامبر(فاطمه بضغه منی) مخفیانه دفن شد….

    [پاسخ]

  79. علی گفته است :

    با سلام خذمت دوستان من میگم شماها همتون در اشتباهید. یکم فکر کنید میفهمید چرا؟ اما بدبختانه ماها به فکر کردن عادت نکردیم. عادت کردیم تو یه جبهه که بودیم همیشه توش بمونیم و ازش دفاع کنیم هیچوقت در مورد نظر مخالف فکر هم نکنیم. اما بحث من این نیست بحثم اینه که ببینید الان از صدر اسلام ۱۴۰۰ سال گذشته. کی میتونه با اظمینان بگه تمام نوشته هایی که از اون موقع تا الان به دست ما رسیده ۱۰۰% راسته؟ جوابشو بهبم بدین. کی میتونه واقعا با اطمینان بگه که ۱۴۰۰ سال پیش چه آدمایی تو سرزمین حجاز زندگی میکردن و جه اتفاقایی افتاده؟ من فقط میتونم قرآن را مطمئنترین کتاب بدونم اونم به خاطر اعجازش. تنها کتابی که سخن انسان نیست و روان و شیوا سخن گفته. از وقتی قرآن نازل شد قرار نبوده چیزه دیگه ای به دین اضافه بشه قرار نیست دین اینقد پیچیده باشه . بحثی که شما دارید میکنید به نظر من یک درصد هم پیش خدا ارزشی نداره انسانهای خوب و بدی ۱۴۰۰ سال پیش زندگی میکردن و الان دیگه تو این دنیا نیستند، قرار نیست بار گناه اونهارو به دوش بکشیم یا به خاطر اعمال صالحی که انجام دادند ثوابی به ما برسه. هرکس مسؤل اعمال خودشه و ما حق نداریم در مورد آدمایی که از حالشون خبری نداریم قضاوت کنیم این اختیار خداونده و ما بنده ایم حق اینکار رو نداریم. خداوند وظیفه ابلاغ اسلام رو به حضرت ابراهیم خلیل سپرد و بعد از اون همه پیامبرا دین اسلام رو به مردم عرضه کردند اما این فهم ناقص مردم بود که برای دین اسمهای مختلف انتخاب کردن، افکار خودشون رو به دین اضافه کردن و بیشتر پیروان دینشون رو که از عصر پیامرشون فاصله گرفته بودن به فلاکتو بدبختی کشوندن. ما برای مسلمان بودن فقط احتیاج به یک کتاب داریم کتابی که خداوند وعده داده که تا روز قیامت ازش محافظت میکنه اونم قرآنه. اگه قران رو بخونیم و درکش کنیم و بهش عمل کنیم سعادمتند دنیا و آخرتیم اما اگه به فرعیات و مسائل جزیی چسبیدیم مطمئن باشید راه رو برای شیطان باز میکنیم و روز به روز گمراهتر میشیم . یکم به حرفام فکر کنید آیا منطقیه که خداوند روز قیامت به خاطر لعن نکردن کسی مارو بازخواست کنه آیا این چیزیه که خدا به خاطرش ۱۲۴۰۰۰ پیامبر بسوی انسانها فرستاده؟ به نظر شما این مهمتره که تو جنگ صفین حق با کدوم طرف بود یا اینکه ما تو زندگیمون لحظه ای با خدا خلوت نمیکنیم حتی به یادش نمی افتیم ، به خاطر اشتباهاتمون طلب بخشش نمیکنیم و از بدیها بهش پناه نمیبریم؟ به نظر شما روز قیامت به خاطر کدوم خدا از ما سوال میکنه. من شما رو به دین یا مذهبی دعوت نمیکنم فقط میگم که فکر کنید چیزهایی که از بچگی تو گوشتون کردن رو بریزید دور خودتون بفهمید!! فهم و شعور بزرگترین نعمتی که خدا به انسان داده، فهم تنها سلاح انسان در برابر جهل و تاریکیه ، بی استفاده رهاش نکنید. خدا همه ما رو هدایت کنه. والسلام
    اگه کسی نظری داشت این وبلاگ منه cherainja.blogfa.com

    [پاسخ]

  80. متین گفته است :

    با سلام
    علی جان شاید شما هم از اون روشنفکرهایی هستید که به جای حل کردن مساله میان کلا صورتشو پاک میکنن.شما دیگه کلا آب بستی تو همش.اصلا از کجا معلوم علی و پیامبر یا خلفایی وجود خارجی داشتن؟ از کجا معلوم جنگ صفینی وجود داشته؟ کی اون موقع زنده بوده و اینا رو دیده؟ خوب بالاخره اینم یه جورشه…آقا علی عزیز که از طرف خدا حکم صادر میکنی و میگی این بحث ها پیش خدا هیچ ارزشی نداره اگه کامنت های قبلی مو خونده باشی چن تا سوال مطرح کردم که حوصله ندارم دوباره تایپشون کنم.ما فهممون ناقصه قبول حالا که شما فهمت کامله و به کنه و عمق معانی قرآن پی بردی اگه لطف کنی و جواب مارو بدی ممنون میشم

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ شهریور ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۴:۵۹ ب.ظ:

    نگرفتی چی شد متین جان ، من هیچوقت اادعایی در مورد خودم نکردم. در ضمن به نظر من مسئله ای وجود نداره که بخواد حل بشه ، دعواهای سیاسی ۱۴۰۰ سال پیش به ما چه ربطی داره. اصلا هیچ کدوم از این اتفاقا هم نیفتاده باشه فرقی نمیکنه ، خدا یکیه ، دین خدا یکیه ، کلام خدا یکیه. شما میخوای درگیر این مسائل باشی، باش. فقط مواظب باش قضاوت ناعادلانه گریبان گیرت نشه. سبحان الله و بحمده اشهد ان لااله الا انت استغفرک و اتوب الیک.

    [پاسخ]

  81. متین گفته است :

    زهرا خانم عزیز
    اولا درباره اینکه میگید چه سودی برات داره دقیقا متوجه منظور مبارکت نشدم اما اگه طبق معمول میخوای مسایل اعتقادی رو به مسایل سیاسی ربط بدی باید بگم کاملا در اشتباهی و بنده شاید از شما بیشتر دل پر خونی از یه عده دارم.
    اما در جواب سوالتون باید بگم بله.منم اعتقاد به وحدت دارم و این تفرقه رو عامل بدبختی امروز دنیای اسلام میدونم.ببین شاید کمتر ملتهایی مثل آلمانیهی و فرانسویها با هم ضدن و اصلا یه دشمنی تاریخی با هم دارن.اما همین آلمان و فرانسه وقتی پای منافعشون میاد وسط با هم متحد میشن و اتحادیه اروپا رو پایه گذاری میکنن.اما این وضعیه که کشورهای اسلامی دارن…
    درباره خودمم باید عرض کنم من قبلا کرمانشاه دانشجو بودم.تو دانشگاه رازی تعداد زیادی از دوستان اهل سنت هم بودن(بخاطر نزدیکی به کردستان) و من با خیلی هاشون دوست صمیمی بودم و هنوز بعد از چند سال این دوستی و رفاقت ما ادامه داره.
    اما……
    اما معنای وحدت این نیست که ما از اعتقاداتی که از طریق عقلی و نقلی برای ما ثابت شده خیلی راحت دست بکشیم اونم برای اینکه مبادا من چیزی بگم که به مذاق عده ای خوش نیاد.وحدت یعنی رعایت احترام متقابل.یعنی مباحثه دوستانه بدون خشونت و فحاشی.
    و گرنه شما فرض کن تو کشوری زندگی میکردی که نصفش مثلا مسیحی بودن اونوقت میخواستی هر چی اونا گفتن بگی چشم شما راست میگید؟
    درباره خود شما پیشنهاد میکنم یه نگاهی به کامنت های قبلی خودتون بندازید نگاهی هم به کامنت های من.من که بعضی از کامنت های شما رو خوندم خدا رو شکر کردم که حضوری خدمتتون نیستم و گر نه در حین شنیدن اون حرفا یه کتک مفصل مهمون شده بودم….!
    البته خودم رو هم بی نقص نمیدونم و قبول دارم ممکنه گاهی اصول مباحثه رو رعایت نکرده باشم که به این دلیل قبلا عذرخواهی کردم یه بار دیگه هم از دوستان اهل سنت و کسانی که از حرفام رنجیدن عذر خواهی میکنم.
    حرف آخر اینکه ما زبونمون مو در آورد اینقدر یه سوال رو تکرار کردیم اما مثل اینکه شما همکار گرامی هم جوابی واسش نداشتی.
    موفق و پیروز باشید

    [پاسخ]

  82. بی طرف گفته است :

    سلام متین هنوز دعوای بعد از پیامبر حل نشده برات میخوای قاتل پیدا کنی وبعد لعنتش کنی خوب آخرش که چی خوب شما همه حرفات قبول (که من اینطوری فکر نمی کنم)به جز مباحثه تاریخی ودادگاهی یاران پیامبر که کار شما نیست وبرای ما فقط به خاطر پیامبر مورد احترام هستند وفقط خدا وپیامبرش وکتاب خدا رو قبول داریم وسنت پیامبر رو اجرا میکنیم چی برات به دست می اید علی از همه بزرگوارتر از پیامبر که بالاتر نبود عمر از همه بد تر چه نفعی یا ضرری به تو میرسه تو تاریخ دانی یا مسلمان ومومن ما توهین نمیکنیم ولعنت نمیفرستیم چون مثل اینکه به خودمون لعنت کرده باشیم من همشون رو دوست دارم چون پیامبرهم دوستشون داشت وبهاشون معاشرت میکرد فقط هم پیامبر رو قبول دارم چون پیامبر خدا است . بقیه انسان عادی خیلی به کتاب های چاپ ایرانت مینازی مباحثه فقط در شرایط برابر ما که شرایط برابر ندیدیم تو هرچی بگی آزادی ولی من میترسم از جونم از شغلم من باید کتاب های شمارو بخونم وکنکور بدم باید زیر دست شما گزینش بشم ولی باور کن وقتی از بیرون به مذهبی نگاه میکنم که ……نمیتونم بگم….اصلا دلمونمیزنه فقط تف کنمو لعنت کنم وبه تعداد لعنت هام پیش حضرت علی و حضرت فاطمه پاداش اخروی بگیرم خدا همه رو به راه راست هدایت کنه به راه لعنت کردن وسینه زنی وواویلا کردن چون این راه بر حق علی ع است حالا شما بشین وفکر کن به خدا پرستی نه به دادگاهی اصحاب پیامبر

    [پاسخ]

  83. بی طرف گفته است :

    متین جان خدا حافظ امیدوارم ناراحت نشی دیگه از من تواین سایت چیزی نخواهی دید

    [پاسخ]

    متین پاسخ در تاريخ شهریور ۸ام, ۱۳۹۱ ۶:۲۹ ب.ظ:

    @بی طرف,
    خداحافظ امیدوارم موفق باشی و اگه یه وقت چیزی گفتم که باعث کدورت شده ببخشی

    [پاسخ]

  84. زهرا گفته است :

    آقای متین:
    این که شما مقدسات را در حد ابزارهای ناقص پزشکی و علم روز پایین برده اید جای تعجب است و کمی سطحی نگری است.استفاده از علم مادی برای رسیدن به آرامش مادی است ،سوال شما دقیقآ مترادف این سوال است اگر خدا کافی است چرا بدون هوا و آب وغذا زنده نمی مانیم؟خود خداوند بارها در مورد استفاده از نعمت هایش ،آب،غذا،…حتی مرکب مناسب انسان را سفارش فرموده ، و استفاده از داروهای زمینی نیز در ردیف همانهاست،اما در مورد حاجت خواستن از واسطه هایی که بین خود و او قرار دهیم چه؟
    واما در مورد آیه ۳۵ سوره مائده ،وسایل تقوا چیست؟عبادت ،روزه ،خودداری از گناه ،حفظ نگاه،و….خود بهتر میدانید،آیا معنی آن را اینطور میکنید :با توسل(آن هم حتما بدون تفکر)به تقوا می رسید،این با ریاضت هایی که انبیا و اولیا برای رسیدن به مقام آدمیت تحمل می کرده اند موافق نیست.
    و اما اگر حضرت فاطمه(س) با خلفا دشمن بوده اند،که البته من لفظ دشمن را برای این روح لطیف و بزرگ (که متاسفانه نادانان امروزه به زنی دائما گله مند و بیمار تبدیلش کرده اند و دختران جوان امروز جامعه جز معدودی از ایشان ،وی را زنی که حقش را خوردند و کتکش زدند و هیچ کس از او دفاع نکرد حتی همسر شجاعش می شناسند،چگونه فاطمه(س) را الگو ی دخترانمان بسازیم وقتی اینگونه معرفی شده؟)
    به کار نمی برم پس چرا علی(ع) سکوت کرد وبا خلفا همکاری کرد (خصوصا با خلیفه اول ودوم)اگر جواب دهید اسلام نوپا بود یادتان باشد اسلام کاملترین و برحقترین ادیان است پس در همه اعصار منتظر ضعفش بوده و هستند.
    اما آن چند دقیقه برای تفکر در مورد قبر فاطمه(س)کم است روزها فکر کرده ام و پرسیده ا م، محل قبر عایشه نیز مجهول است و همینطور حفصه وبعضی زنان دیگر آن زمان ،این موضوع آنقدر تراژدی نیست ،چرا البته برای احساساتی کردن ما وگریه انداختن ما و متنفر کردن ما از مسلمانان دیگر جهان سوژه خوبیست .
    با تشکر

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۸ ق.ظ:

    @زهرا, پیامبر فرمود فاطمه پاره یتن من است هر کس اورا بیازارد مرا ازرده وهر کس اورا خشنود کند مرا خشنود کرده است وهرکس مرا خشنود کند خدا را خشنود کرده است چرا پیامبر درباره یاین که کسی فاطمه را اذیت نکند اصرار دارد درجاییکه تا زمان حیات رسول گرامی اسلام (ص)کسی جرات آزار فاطمه را نداشت پس این خبر درباره ی اینده است وآن حضرت این را بیان فرمودند برای اتمام حجت واین که در آینده عده ای باعث آزار فاطمه (س) خواهند شد وبرای ما نیز هست که خدای نکرده با رفتار وگفتار خود باعث آزار آن حضرت شویم تو هم مواظب باش با انکار آزار دیگران که در منابع اهل سنت نیز هست خدای ناکرده در جرم آنها شریک نشوی۰

    [پاسخ]

  85. متین گفته است :

    با سلام
    ببین زهرا خانم من هدفم این بود در یک محیط دوستانه بحث کنیم و اشکالاتی که تو ذهنمون هست رو برطرف کنیم و در این بین شاید به اندازه یه اپسیلون هم به ایمانمون اضافه شد.اما این حرفا فقط باعث کینه و کدورت شده و یکی میاد میگه تو سودی نصیبت میشه اون یکی میگه ما آزادی نداریم و همه چیز دست شماست و ازین حرفا.فقط به بیطرف میخوام بگم من چن سال پیش تو یه آزمونی رتبه ۹۲ اوردم آزمونی که مصاحبه داشت و در نهایت همینو بگم که در نهایت یکی با رتبه ۶۷۰ قبول اعلام شد و ما رد…
    و اما شما زهرا خانم راستش همونطور که گفتم فکر کنم این بحثا جز ضرر چیزی نداره و جریان مرغه هستش که در هر صورت یه پا داره.
    اما درباره این کامنت آخریت باید بگم که اولا درباره تفسیری که از اون آیه کردی و اگه منظور از وسیله رستگاری نماز و روزه هست پس ابن ملجم از همه ماها رستگارتره چون عبادتش از بنده و جنابعالی خیلی بیشتر بوده
    درباره حضرت فاطمه(س) هم باید بگم نخیر اشتباه میکنید.ایشان یه زن بیمار و گله مند نبودن.کسی بودن که بعد از جریان سقیفه چادر سر کرد وتا اونجا که تونست از حق دفاع کرد و اون خطبه های آتشین رو در دفاع از امیرالمومنین(ع)ایراد کرد و وقتی دید فایده نداره و مردم گوششون بدهکار نیست ساکت شد و البته اعتراضش رو به شکل مبارزه منفی تا آخر عمر ادامه داد.پس فکر میکنم لازمه یه خورده عمقی تر درباره ایشون تحقیق کنید.
    درباره بحث همکاری علی(ع) با خلفا باید بدونی که ما وقتی درباره یه موضوع تاریخی بحث میکنیم باید خودمونو در اون زمان و شرایط محاط کنیم و اون موقع اظهار نظر کنیم.فرض کن یه پیامبر جدید اومده اونم بین انسانهای ۱۴ قرن پیش بعد بلافاصله بعد از مرگ اون شخص یه عده که همه هم خودشونو بر حق میدونن سر جانشینیش میوفتن به جون هم و برای هم شمشیر میکشن. شما خودتو بزار جای انسانهای اون موقع. آیا ازدین برنمیگشتی؟؟
    و اما بحث آخر.باید بگم هدفم از مطرح کردن نام حضرت زهرا(س) تحریک کردن احساسات جنابعالی نبود.تحریک کردن عقلتون بود.گفتی قبر عایشه و حفصه هم مفقوده درست اما کجا دیدی پیامبر(ص)فرموده باشه( عایشه بضغه منی) یا (حفصه بضغه منی) پیامبر این حرف رو حتی درباره دخترای دیگشم نزده.
    یه عده به اصطلاح روشن فکر هستن که میخوان یه طوری وانمود کنن انگار علی(ع) با خلفا مینشستن لیموناد میزدن و قربون صدقه هم میرفتن بعد بعدها یه عده به اسم شیعه پیدا شدن اونا رو انداختن به جون هم و دشمنی درست کردن.اما نه جانم به این راحتیام نیست و ای کاش که بود.
    اگر دیدی بحث قبر حضرت زهرا(س) رو مطرح کردم هم اثباتی بود بر این ادعام نه این که احساسات شما رو تحریک کنم.
    من نمیدونم زهرا(س)برای شما کیه؟اما برای من یه ملاکه.یه محک.کسیه که خوشنودیش یعنی خوشنودی خدا و نارضایتیش یعنی نارضایتی خدا اونم طبق گفته پیامبرم.همونی که همه ما سنگشو به سینه میزنیم.
    شمایی که ادعای دوستی علی(ع) با خلفا رو دارید بفرمایید ببینم کیا بودن که خار چشم و استخوان در گلوی ایشون بودن؟ کی بود دستور تیرباران تابوت امام حسن رو داد؟کی بود جنگ جمل رو با علی(ع) راه انداخت؟ کیا بودن که اونقدر به معاویه پروبال دادن که خودش در مقابل علی(ع) بایسته و پسرش. امام حسین(ع) رو با اون وضع شهید کنه؟
    نه جانم موضوع به این راحتیا نیس که شماها ادعا میکنید و ای کاش که بود…
    حرف آخر اینکه راستش دیگه علاقه ای به ادامه این بحثا ندارم چون فایده ای نداره.واقعیت اینه که نه شما رو تو قبر من میزارن نه منو تو قبر شما
    امیدوارم موفق باشید..یا علی

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۳:۵۹ ق.ظ:

    @متین جان, می خواستم به زهرا و بی طرف جوابی بدم اما دیدم ارزش وقت گذاشتن رو ندارن. به شما میگم هرکی خواست بخونه
    عده ای بنام روشنفکر و به ظاهر در جبهه خودی سعی میکنن جنایتهای دشمن رو کوچک نشون بدن ولی بویی از درک و فهم نبردن. اگه استعمارگرا دارن از اختلاف ما سوء استفاده میکنن پس یعنی اختلاف وجود داره و از اول هم وجود داشته. حالا سوء استفاده دشمن از اختلاف باید باعث بشه که اونو ندیده بگیریم؟ یا با بحث منطقی و به دور از تنش حلش کنیم؟وقتی پیغمبر خدا(ص) فاطمه(س) را آنقدر میبرد بالا و خوشنودی او را مایه خوشنودی خدا می داند و حالا این عده مثلا مسلمان پس از کلی فکر (خیلی مسخره است، چند روز فکر کردن!!!!) فاطمه(س) را در کنار عایشه و حفصه و برخی زنان پیامبر آورده و می گویند اتفاقی نیفتاده از دشمن چه توقعی می توان داشت؟ خر هم باشد به فکر سوء استفاده میافتد.
    به راحتی میگن آیا تو صورت فاطمه(س) زدند و علی دم بر نیاورد؟
    آخه یک نفر ازینا نپرسید مگه واسه چی سیلی زدن؟ دلیلش چی بود؟ فقط نفی میکنن و میرن دنبال کا و گرفتاری خودشون. اگه اونجا وظیفه شوهرش بود ازش دفاع کنه امروز هم وظیفه ماست و کنار کشیدن غیر قابل بخششه.
    اینقدر قضیه همکاری علی(ع) با غاصبین خلافت رو طبیعی می کنن که هر کی ندونه فکرای دیگه می کنه
    و متاسفانه به این سطحی نگری ها و کوته فکریها اضافه کنید اعمال بعضی شیعیان را که ندانسته بهانه دست اینها می دهند که بپچانند و بپیچانند و بپیچانند که فلانی چه کرده و فلان مداح چه گفته و چه و چه و چه پس شما کلا در اشتباهید
    خداوند به همه ما بصیرت عنایت فرماید

    [پاسخ]

  86. زهرا گفته است :

    ببینید کار مسلمانی ما به کجا رسیده که آقای مداح در مهدیه تهران فریاد می زند:
    “مسبب الاسباب ، مفتح الابواب ، محول الاحوال ،ساتر کل عیوب، غافر کل ذنوب،امان الخائفین،صریخ مستصرخین،مالک کل زمین،عنده ام الکتاب،عنده حسن الثواب، معنی امن یجیب و…………….. آقام ابالفضله”

    شما نام نسبت دادن صفات الهی به غیر خدا را چه میگذارید،آیا این شریک برای
    ذات بی همتای الهی ساختن نیست؟
    نکند اسم این را هم توسل می گذارید؟
    به خود بیاییم وبه جای تفکر کور توجیه گرانه نسبت به انحرافات عمیقی که میبینیم احساس مسولیت کنیم و در جهت اصلاح آن برآییم

    [پاسخ]

  87. منصف گفته است :

    در تایید صحبت خانم زهرا در مورد بعضی مداحی ها پیامی دارم:
    آقایانی که تاریخ راتکه پاره میکنید و همه جملات را صرف و نحو تا موارد تفرقه را عمیقتر و تفکر خود را صحیح تر نشان دهید،در دو قدمیمان خودی ها به نام مذهب کفر می گویند……….خیالی نیست؟!!
    آقای متین حالا مفهوم ماموریت و غرض ورزی را می فهمی؟

    [پاسخ]

  88. زهرا گفته است :

    اشعار آقای مداح را یکبار دیگر می نویسم نمیدانم چرا کامنتم را نمی بینم:

    “مسبب الاسباب، مفتح الابواب، غافر کل ذنوب،ساتر کل عیوب،صریخ مستصرخین،مالک کل زمین،معنی امن یجیب،روز قیامت وکیل، محول الاحوال،عنده ام الکتاب،عنده حسن الثواب،و……………….. آقام ابالفضله”

    اینها صفات کیست که به حضرت ابالفضل داده می شود؟
    و اسم این کار چیست؟
    به خود بیاییم وبه جای دفاع از تحریفاتی که به نام دین به خوردمان داده اند،
    دین واقعی را بشناسیم،و همه مقدسات را به بازی نگیریم.

    [پاسخ]

  89. منصف گفته است :

    در تایید نظر خانم زهرا در مرد بعضی مداحیها:
    “آقایانی که تاریخ را تکه پاره کرداید و همه جملات را صرف ونحو ،تا موارد اختلاف را عمیقتر کنید در دو قدمی مان کفر می گویند……….خیالی نیست؟!
    معنی غرض ورزی الآن روشن می شود.

    [پاسخ]

  90. متین گفته است :

    با سلام
    راستش بعضی از دوستان آدمو یاد گرامافونی که سوزنش گیر کرده میندازن
    فقط اینو بگم که درباره این بحث هایی که مطرح کردید یه بحثی داشتیم با دوست خوبم بیطرف که فرمودن چرا شما وارد حرم ائمه تون که میشید واق واق میکنید!؟منم جوابشونو دادم که جواب همین ادعاهای شمام هست.مطالعه کنید.
    بعدم این که چرا شما به جای جواب دادن به سوالات مطرح شده مباحث رو به هم میپیچونید و از این شاخه به اون شاخه میپرید؟اینا که شما مطرح میکنید همش فرعیات و شاخ و برگه.اختلاف در اصولیه که شما میپیچونیدش چون جوابی براش ندارین که اگر اونا حل بشه این مباحث هم خود بخود حل شده س.
    شمارو نمیدونم اما من خدارو قبول دارم و معتقدم قرآن کلام خداست.خدا هم فرموده(اطیعوا الله و اطیعوا الرسول….) رسول هم فرموده فاطمه پاره تن من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده و هر که مرا بیازارد خدا رو آزرده.همین فاطمه هم با بعضیا بقدری کینه و دشمنی داشته که حتی حاضر نشده تو تشییع جنازش شرکت کنن و حتی بدونن قبرش کجاست…تموم شد.من که نمیتونم محبت چنین افرادی رو به دل بگیرم .دیگه چرا خودتونو گول میزنید دوستان!
    حالا هی شما بیا بگو فلان آقا چرا این کارو کرد؟فلان آقا چرا اون کارو کرد؟
    من فقط مونده ام شما این تناقضات رو چطور برای خودتون حل کردید؟
    ببینید پیامبر(ص) خیلی کارش درسته.همه چیو گفته و کلیدها رو به ما داده.اما بحث اینه که آدم وقتی قلبش در برابر امر خدا و رسول منقاد و مطیع نباشه راه برای پیچوندن زیاد هست.وقتی آدم بخواد بپیچونه میتونه خیلی (به ظاهر)منطقی در وجود خود خدا هم شک کنه.حرف پیامبر که جای خودشو داره.شما برید دلایلی که بعضی ماتریالیست ها و اومانیست ها در اثبات عدم وجود خدا میارن رو بخونید.اگه کسی ایمان قلبی به خدا نداشته باشه نعوذبالله در وجود خود خدا هم به شک میوفته.
    فقط میخوام یه دعای خیر برای هممون کنم شما هم آمین بگید.امیدوارم خدا منو با بغض دشمنان فاطمه زهرا(س) محشور کنه و شما رو با حبشون.
    یا علی

    [پاسخ]

  91. زهرا گفته است :

    آقای متین
    خداوند به همه ما سعه صدر وصبر تحمل انتقاد عطا کند،
    و به جای یا علی گفتن خداوند را صدا زنیم و زندگی علی را الگو قرار دهیم.
    شما هم موفق باشید،از شما همکار محترم محکم روی حرف خود ایستادن را یاد گرفتم.
    خدا حافظ

    [پاسخ]

  92. زهرا گفته است :

    مختصری راجع به جنگ جمل ،اگر حوصله دارید بخوانید:
    علل شروع جنگ:

    عائشه وقتی باخبرشدندکه عثمان را پس ازتوبه کشته اند

    وعاملان قتل ایشان به مجازات نرسیده اند تصمیم گرفتند خود این کاررا

    انجام دهند.

    ۱-از ابومنحف(انساب الاشراف)ص۱۳۰:طلحه وزبیر نزدعائشه رفته،اورابه مخالفت

    وقیام فراخواندند.

    عائشه گفت:آیاازمن میخواهید که با اوبجنگم؟آن دوگفتند نه ولی مردم را آگاه کن که

    عثمان مظلومانه کشته شده وازآنان بخواه که خلافت را به امرشورای مسلمین

    واگذارند.توازاین طریق مبان آنان صلح وآرامش به وجود می آوری.

    ۲-نهج البلاغه خ۱۷۲:بیرون شدند وحرمت رسول خدا(ص)رامیکشانیدند،چنانکه کنیزی

    رابه هنگام خریدن کشند.با اوبه سوی بصره شدند.همسران خویش را درخانه

    هاشان نهان داشتند ونهانداشته پیامبر(ص)رابرخویش ودیگران آشکار کردنددرسپاهی

    که درمیان آنها مردی نبود جز آنکه فرمانبری مرا برده وبامن به دلخواه بیعت کرده

    بودند.

    ب:دربصره

    ۱-کتاب نقش عائشه (رض)درتاریخ اسلام(علامه عسکری):

    عائشه چون به حواب رسید وصدای پارس سگان آنجا راشنید به یاد گفته

    رسول خدا افتاد تصمیم گرفت که به مدینه برگردد ،عبدالله بن زبیر به ام المومنین گفت

    که چه کسی اینجا را حواب معرفی کره؟اشتباه کرده بلکه ما حواب را پشت سر

    گذاشته ایم.

    ۲-طبری(۵/۱۸۲):هنگامی که شهره بصره تصرف شد عثمان بن حنیف را دستگیر

    کردند ونزد عایشه آوردند که ایشان دستور آزادیش راداد.

    ۳-طبری(۵/۱۸۳)-المستدرک(۳/۳۷۲):علقمه بن وقاص:من از ابتدا تا انتها درقیافه طلحه

    دقت میکردم واورا آشفته ونگران وناراحت میدیدم وبیشتر اوقات تنها مینشست وسربگربان تفکر فرومیبرد.

    ازاو علت را جویا شدم وی گفت:ای علقمه،روزی ما مسلمانان درمقابل دشمن یکدل

    ویک زبان بودیم ولی متاسفانه امروزبه صورت دوگروه مخالف هم درآمدیم.ای علقمه

    در حادثه عثمان خطائی از من سرزدکه قابل جبران نیست مگر آنکه خون من درراه

    خونخواهی وی ریخته شود.

    ج:درجمل

    ۱-صحیح بخاری به شرح کرمانی ج۲۴ص۱۷۳و۱۷۴ ازعبدالله بن زیاداسدی:

    وقتی که طلحه وزبیر وعائشه به بصره رفتند ،عمار وحسن بن علی نزد ما آمدند و عمار میگفت همانا عائشه به بصره رفته است وبه خدا سوگند عائشه همسر

    پیامبرشماست دردنیا وآخرت،ولی خدای تبارک وتعالی میخواهد شما راآزمایش کرده

    تامعلوم سازد که آیا ازاو اطاعت میکنید یا از عائشه.

    ۲-کتاب نقش ام المومنین عائشه درتاریخ اسلام:حضرت علی پس ازگفتاری طولانی

    بازبیر اورا به یاد حدیثی انداخت که رسو خدا(ص)فرموده بود زبیر تو به ناحق با

    پسردایی ات علی خواهی جنگید.وزبیر پس ازشنیدن این حدیث گفت به خدا سوگن

    د ازاین پس دیگر با تونخواهم جنگید وسپس ازمیدان بدورشد.

    ۳-شرح نهج البلاغه (۲/۸۱:)-کتاب نقش ام المومنین عائشه درتاریخ اسلام:مردم به

    صورت دایره وار دور شتر ام المومنین محافظت میکردند ابومنحف میگویدچون علی دید

    که شتر عائشه محور جنگ گردیده دستور دادکه شتر رانابود سازند.بجیر که ازنخع بود

    به شتر حمله ورشد وصدایی ازنعره شتر شنیده شد که تاکنون چنین صدایی

    شنیده نشده بود.دبعد ازپی شدن شتر همه مردم پراکنده شدند .

    دربرخی روایات آمده که وقتی دودست شتر راقطع کردند شتر به زمین نیافتاد

    تامحمدبن اب بکر وحضرت علی آمدند وعائشه را ازآن پایین آوردند وسپس شتر

    به زمین افتاد.(کتاب عائشه بعد ازپیغمبر)

    د:پس ازجنگ

    ۱-کتاب زندگانی امیرالمومنین علی علیه السلام ازهاشم رسول محلاتی:هنگامی که

    مردی که زبیر را درهنگام نماز کشته بود سر وی را به نزد حضرت علی آورد ،حضرت

    علی فرموداز پیامبرشنیدم که فرمود قاتل زبیر رابشارت ده به دوزخ.

    ۲-کتاب زندگانی حضرت علی ازجواد فاضل:هنگامی که حضرت علی به جسد طلحه

    رسید،آهی کشید وفرمود :ابو محمد این گوشه غریب مانده است .

    ۳-سخن علی(ع)با عائشه:علی به عائشه گفت:حال رفتار خدا

    رانسبت به خود چگونه میبینی؟عائشه گفت:حال که پیروزگشته ای نیکی کن وبگذر.

    علی (ع)نیز وی را به همراه چهل محافظ وبرادرش عبدالرحمن بن اب بکر به مدینه فرستاد.

    ۴- عائشه هروقت جنگ جمل رابه یاد میآوردند افسوس میخورد ومیفزمود:

    الف:مرا درکنار رسول خدا دفن نکنید زیرا پس ازاو کاری راانجام دادم .(شرح الاخبارج۲ص۵۲۵)

    ب:به خدا سوگند دوست داشتم درختی بودم دوست داشتم برگی بودم وراهی را که

    رفتم،نرفته بودم.(نقش عائشه درتاریخ اسلام ج۳ص۲۱۱)

    ج:هنگامی که عایشه به حال احتضار افتاد سخت ناراحت وپریشان بود به او

    گفتند چرا نگرانی ،توهمسر رسول خدا ودختر ابوبکر صدیق هستی!وی گفت جنگ

    جمل مانند استخوانی درگلویم مانده است ای کاش پیش از آن روز مرده بودم ودر

    شمار فراموش شدگان قرار داشتم.(بلاغات النساءص۸)

    آری جنگ جمل جنگی بیهوده بود که با فتنه آتش بیارانی همچون مروان وعبدالله بن

    زبیر به وقوع پیوست.جنگی که به گفته خود عائشه

    درآن حق باحضرت علی (ع)بود.

    [پاسخ]

  93. منصف گفته است :

    هنگامی که اهل سنت اجازه داشتن یک مسجد در تهران را ندارند،آقایان مداح این اشعار را به نام دین می خوانند. نعوذبالله اگر چند روز دیگر مجسمه ای از بزرگان دین ساختند وجلوی آن تعظیم کردند،فقط می گویید
    تندروی
    است؟
    نخواهید که بعدها در تاریخ بنویسند گروهی به نام عدالت علی(ع) بیعدالتی کردند وحق را زیر پا گذاشتند.

    [پاسخ]

  94. متین گفته است :

    با سلام
    راستش دیگه قصد نداشتم کامنت بزاریم اما این زهرا خانم گل چیزایی میگن که دود از کله آدم بلند میشه از این همه عقل و منطق!
    فکر کنم منظورتون از این کامنت بلند بالا اثبات حقانیت عایشه بوده و خواستی بگی جنگ جمل چیز خیلی مهمی نیست.حالا عایشه گول یه عده رو خورده و یه جنگ کوچولو!!!!! با امام زمان خودش کرده و چندین هزار نفر از فرزندان خودش(ایشون ام المومنین بودن دیگه) رو به کشتن داده(چه مادر مهربونی!) و بعد از این که اونطور شکست میخوره میفهمه که چی؟؟؟ کار بدی کرده و پشیمون میشه.آخییییی.طفلک معصوم.من نمیدونم اینا که ایشون رو متهم میکنن چه آدمای سنگدل و بی منطقین.واقعا که باید خجالت بکشن که زنی به این نازنینی رو متهم میکنن.نه زهرا خانم؟منظورتون اینه دیگه؟
    به نظر شما اگر ایشون در اون جنگ پیروز میشدن بازم همینا رو میگفتن؟
    من که اینطور فکر نمیکنم.دلیل میخوای؟ چرا ایشون اجازه ندادند امام حسن(ع) کنار پیامبر(ص) دفن شه و حتی دستور تیرباران جسد ایشون رو هم صادر کردند؟ اونم زمانی که یه جورایی قدرت دستش بود؟بالاخره زمان حکومت معاویه بود و خانوم در مدینه حرفشون خریدار داشت
    بازم فکر نکنی هدفم از مطرح کردن تیرباران تابوت امام حسن(ع) احساساتی کردن کسیه.حالا ایشون کنار پیامبر(ص) دفن بشه یا تو بقیع خیلی فرقی نداره(چون در هر صورت وهابی ها با خاک یکسانش میکردن).اما چیزی که این جریان برای ما اثبات میکنه نهایت کینه و بغض عایشه نسبت به علی(ع) و اولادشه.درسته؟
    خوب دوستانی که مرتب مارو متهم به کینه و دشمنی با دیگران میکنید
    بفرمایید جواب بدید
    ضمنا جهت شناخت بیشتر شخصیت عایشه چن تا از روایت های خود اهل سنت رو نقل میکنم:

    [پاسخ]

  95. متین گفته است :

    پیامبر(ص) به خانه عایشه اشاره کرده و فرمودند:اینجا جایگاه فتنه است(۳بار)و از اینجا شاخ شیطان بیرون می آید(صحیح بخاری ج۶-ص۴۵)
    همچنبن نقل شده که پیامبر(ص) از خانه عایشه بیرون آمد و فرمود:سر کفر در اینجاست در اینجاست که شاخ شیطان بیرون می آید(صحیح مسلم.ج۸٫ص۱۸۱ومسند احمدج۲٫ص۲۳)
    خود عایشه میگوید:پیامبر(ص)آرزومند مرگ من بود و میگفت دوست میداشتم تا زنده هستم پیش بیاید که بر تو نماز بخوانم و تو را دفن کنم(صحیح بخاریج۶٫ص۷۱و۱۴۷+صحیح مسلم ج۴ص۱۹۲+سنن ترمذی ج۵ص۹۳و….)
    او گستاخی به پیامبر(ص)را به جایی رسانید که چندین بار به ایشان گفت:تویی آنکس که ادعا میکنی پیامبر خدایی؟!(احیا علوم الدین الغزالی ج۲ص۲۹و…)
    دشمنی او با فاطمه زهرا(س) نیز که از مسلمات است به گفته خود او:به پیامبر اعتراض کردم که چرا اینقدر فاطمه را میبوسی؟(تاریخ بغداد ج۵ص۲۹۳)
    پس از وفات فاطمه زهرا(س)نیز تمام زنان پیامبر در مجلس سوگواری او شرکت کردند جز عایشه…(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدیدج۹ص۱۹۲ به بعد)
    دشمنی او با خدیجه(س):هیچ یک از زنان پیامبر چون خدیجه مورد رشک و حسادتم قرار نگرفت با وجود اینکه هرگز او را ندیده بودم…(صحیح بخاری ج۴ص۲۳۱+صحیح مسلم ج۷ص۱۳۳+سنن ابن ماجه ج۱ص۲۳۱و…)
    دیگه حوصله تایپ ندارم و فکر میکنم برای کسانی که بیغرضانه بدنبال حقیقتند همینا کافی باشه در پایان هم شکوه امیرالمومنین(ع) رو از ایشون میذارم شاید یه عده به خودشون بیان:…اما او(عایشه)خوی زنان دیده عقل و خردش را سخت فرو بسته و شراره های کینه و دشمنی با من در دلش چون کوره آهنگران زبانه میکشد!اگر ازو میخواستند تا آنچه با من کرده است به شخص دیگری روا دارد هرگز به زیر بار نمی رفت و نمیپذیرفت(نهج البلاغه خطبه۱۵۶)
    دوستانی که دم از حب علی(ع)میزنید و ادعا میکنید فقط شما شناختیدش به خودتون بیاید…..

    [پاسخ]

  96. منصف گفته است :

    ….مگر ندیدی پیامبران را که همه بر کافران زمان خود پیروز شدند اما هیچ کدام بر جهالت قوم خود غلبه نکردند.

    و به یاد می آوری قوم موسی را که گوساله پرستید و قوم عیسی را که خواست بر صلیبش بکشد و قوم ابراهیم را که دوباره بت پرست شد و همه این اقوام که بی هیچ بهانه ای فراموش کردند سنت پیام آوران خود را.

    صدا می گوید:

    - تو نیامده ای که بر این کافران غلبه کنی، تو آمده ای که این دیو کهنسال جهالت بشری را بر زمین بیاندازی.

    [پاسخ]

  97. متین گفته است :

    با سلام
    باز ما یه بحثی رو مطرح کردیم و طبق معمول با نصیحت و اتهام جهالت و تمسخر مواجه میشیم.
    همون حربه قدیمی که بعضی از دوستان وقتی کم میارن و متاسفانه چیزی برای جواب ندارن شروع میکنن به نصیحت اونم بطور مبهم….
    درباره سوالتون باید بگم که بله بازم میگم تندرویست.قرار نیست که هر کس اسم شیعه روش بود و هر کاری کرد شما ما رو بازخواست کنی جانم.
    من از شما سوال میکنم این همه بمب گذاری تو کربلا و نجف و کاظمین و تخریب سامرا و قتل عام شیعیان در پاکستان و…. کار کیاست؟ مگه کسانی که این کارا رو میکنن(ظاهرا) اهل سنت نیستند؟ و هدفشون از کشتار و جنایت گرفتن ویزای بهشت نیست؟ شما اسم این کارا رو چی میذارید؟ درسته منم با استناد به این عده همه دوستان اهل سنت رو متهم به تروریست و آدم کش بودن کنم؟؟؟ مگه برخی از مفتی های اهل سنت صریحا و علنا شیعیان رو مهدورالدم و جان و مال و ناموسشون رو حلال اعلام نکردن؟ شما اسم این کارا رو چی میذارید؟
    بله جانم این دیو کهنسال جهل بشر به این راحتیا دست از سر بشر بر نمیداره…
    شما دوست عزیز هم سعی کن به جای نصیحت بدون استدلال به حرف این (((صدا))) گوش بدی…
    موفق باشی

    [پاسخ]

  98. زهرا گفته است :

    امام حسین(علیه السلام) مى فرماید:

    (أَیُّها الناسُ! إنّ اللهَ جلَّ ذِکرُه ما خَلَق العبادَ إلاّ لِیَعرِفُوه، فَإذا عَرِفُوهُ عَبَدُوهُ فاذا عبدوه إسْتَغنَوا بعِبادتِه عَن عِبادهِ ما سواه);

    اى مردم! خداوند بزرگ، بندگانش را نیافرید جز براى این که او را بشناسند و پس از شناختن، او را پرستش نمایند و آنگاه که او را عبادت کنند از بندگى غیر او آزاد شوند.

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ شهریور ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۵:۰۶ ب.ظ:

    @زهرا, بله کاملا درسته

    [پاسخ]

  99. منصف گفته است :

    اوریانا فالاچی روزنامه نگار برجسته ایتالیائی ، از وینستون چرچیل سئوال میکند ، آقای نخست وزیر شما چرا برای ایجاد یک دولت استعماری و دست نشانده به آنسوی اقیانوس هند میروید و دولت هند شرقی را بوجود می آورید ، اما این کار را نمیتوانید در بیخ گوشتان یعنی در کشور ایرلند که سالهاست با شما در جنگ وستیز است انجام بدهید ؟

    وینستون چرچیل بعد از اندکی تامل پاسخ میدهد : برای انجام این کار به دو ابزار مهم احتیاج داریم که آن دو ابزار را در ایرلند در اختیار نداریم . روزنامه نگار میپرسد . آن دو ابزار چیست ؟

    چرچیل پاسخ میدهد : اکثریت نادان ، و اقلیت خائن!

    نقل از http://man-o-baroon.blogsky.com

    [پاسخ]

  100. متین گفته است :

    با سلام
    اولا باید یه تشکر ویژه از برخی دوستان داشته باشم که اگر چه هیچ دلیل و منطق مبرهنی ندارن اما اقلا یه درس بزرگ به ما دادن.اونم نحوه استفاده از فنون پیچشی هستش.من خودم دبیر ریاضی هستم(البته کم تجربه) و ممکنه این فنون بدردم بخوره.مثلا اگر یه وقتی یه دانش آموزی سوال ریاضی ازم پرسید و موندم توش وبلد نبودم جواب بدم یه قیافه حق به جانب میگیرم و چندتا جمله از مشاهیر درباره جهل و حماقت و… براش ردیف میکنم تا بهش بگم تو که سوال میکنی احمقی نه من که جواب سوالتو نمیدونم.
    ضمن تشکر مجدد میخوام در تایید فرمایشاتت درباره اکثریت نادان و اقلیت خائن جریانی که برای خودم رخ داد رو بگم:زمان دانشجویی خدا قسمت کرد و یه عمره ای رفتیم.توی مسجدالنبی(ص) یکی از این شیوخ وهابی اومد شروع کرد به بحث کردن و میخواست مارو ارشاد! کنه.اولش که شروع کرد به همین ایرادات بنی اسراییلی که چرا توسل رو قبول دارید و چرا رو مهر سجده میکنید و این حرفا.ما هم جوابشو دادیم.وقتی دیدم ولکن نیست بهش گفتم ریشه اختلاف ما مساله غدیره که اگر حل بشه اینام حل شده.دیدم ایشون گفت بیا تا برات بگم اصل جریان غدیر چی بوده.حالا بشنوید جریان واقعی!!!غدیر از زبان این عالم!مسلمان رو تا بفهمید اقلیت خائن یعنی چی:پیامبر(ص) سپاهی رو به فرماندهی علی میفرسته تا ازیمنی ها زکات بگیرن.یمنی ها زیر بار نمیرن و خلاصه جنگ میشه و یمنی ها تار ومار.موقع تقسیم غنائم علی که خوب خیلی پهلوان و قوی بوده هر چی زن خوشگل و غنایم قیمتیه برا خودش میزاره و وقتی صحابه اعتراض میکنن میگه من داماد پیامبرم و از این حرفا…سر این موضوع صحابه یه کینه ای از علی به دل میگیرن.بعد حرکت میکنن به طرف کاروان پیامبر که از حج برگشته و در غدیر خم که ایشونو میبینن پیش پیامبر شکایت میکنن.حالا بشنوید از عکس العمل ای پیامبری که اینا برا خودشون ساختن(اهانت هایی که به امیرالمومنین(ع) شده رو کاری نداریم):پیامبر(ص) وقتی جریان رو میشنوه عصبانی میشه و میگه شما بیخود کردید به علی اعتراض کردید.هر کاری کرده خوب کرده از لج شما الان یه کاری میکنم کارستون تا چشتون درآد! بعد دستور میده کاروان متوقف بشه و دست علی رو میبره بالا و باقی جریانات….
    حالا انصافا دوستان عاقل! خودتون قضاوت کنید! به والله بابابزرگ بنده از این پیامبری که این آقا برای من توصیف کرد هم خیلی عاقلتره هم عادلتر هم درستکارتر.
    همین چرت و پرتا رو میکنن تو مغز اکثریت نادونشون که یارو جوان فلک زده به عشق گرفتن گرین کارت بهشت و ازدواج با حوریه های بهشتی بمب میبنده به خودشو و بین زوار امام حسین(ع) خودشو منفجر میکنه!
    پیامبر(ص) مظلوم هم که به جرم ابلاغ پیام خدا و نشان دادن راه راست از همان ابتدا تا همین زمان انواع و اقسام تهمتها و اهانت ها از جانب دشمنان منافق و نیز دوستان احمق نثارش شده و میشود.

    [پاسخ]

  101. متین گفته است :

    سلام بر تو ای محمد(صلی الله علیک و علی آلک) گواهی میدهم که تو بنده و فرستاده خدایی و پیام خدا را بی کم و کاست به ما ابلاغ کردی و از آنجا که پیامبر خدایی و تمام آنچه پس از خودت رخ داد را پیش بینی میکردی
    برای هدایت امتت و شناساندن مومن از منافق و سره از ناسره امانتی گرانبها به نام فاطمه زهرا(سلام الله علیها)را باقی گذاردی و فرمودی:فاطمه(س) پاره تن من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده و هرکس مرا بیازارد خدا را آزرده است.
    و بدین گونه تا قیامت به ما شناساندی خوب را از بد و مومن را از کافر
    اما گروهی که دلهاشان مملو از بغض تو و خدایت بود و تو و دینت را تنها دست آویزی برای کسب حمایت مردم میدانستند پس از مرگت حتی تا زمان تدفین پیکر مبارکت نیز صبر نکردند و بدانگونه فاطمه ات را نواختند و سخنانت را ارج نهادند
    و دریغ و حسرت که که هم اکنون نیز گروه کثیری از امتت که خودشان را پیرو تو خوانند همان اشخاص را رهبر و الگوی خود قرار داده سخنانت را به هیچ می انگارند آنهم زمانی که درستی نقل قول هایت به تواتر ثابت شده و کتاب های عالمان خودشان نیز آن را تایید کرده است
    درود بر تو ای مظلوم ترین فرستاده خدا….

    [پاسخ]

  102. محمد گفته است :

    آقای متین
    از اونهایی که این همه روایت و حدیث برای نجات اسلام توی سرت کرده اند، و تا دندان برای مبارزه با برادران دینیت مسلحت کرد ه اند ،بپرس اگر غم دین دارند چرا در برابر هتک حرمت اصل دین یعنی توحید بی تفاوتند اما
    برای احترامی که ما برای اصحاب پیامبر قائلیم پرشان سیخ می شود؟
    وگرنه می دانم شما هم یکی مثل خودم و در برابر تندروی کاری نمی توانی بکنی ، فقط گفتم که بدانی دغدغه وحدانیت خداوند برتر از صورت و پهلوی زهراست که روی منبرها بخوانند وشما گریه کنید، وای به حال مکتبی که شجاعت ومنطق و ایثار و تمام آنچه که آنرا جهانی می کند،از آن بگیرند و فحش ولعن و گریه و ناله و شرک به جایش بگذارند.

    [پاسخ]

    متین پاسخ در تاريخ شهریور ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱:۵۳ ب.ظ:

    @محمد, عزیز
    اولا درباره درخواستت باید بگم کسانی که منو به قول شما تا دندان مسلح کردن عبارتند از بخاری و مسلم نیشابوری و ترمذی و ابن ابی الحدید و…که تا اونجا که میدونم روات بزرگ اهل سنت هستند…
    دوما یه کم انصاف هم چیز خوبیه برادر من!شما میاید تنها با اتکا به منطق خودتون و ابن تیمیه اساس ایمان ما یعنی توحید ما رو زیر سوال میبرید.این هیچ اشکالی نداره! اما اگر ما بیایم با استناد به کتب ثقه (خود اهل سنت)
    چند سوال رو مطرح کنیم (اونم در جواب خودتون) داد و فریادتون بلند میشه که داری با برادران دینیت مبارزه میکنی؟؟؟؟ آیا این انصافه؟
    سوما درباره گریه برای حضرت زهرا(س) باید بگم عشقه جانم.عشق! خود شما اگر خدای ناکرده دور از جون یه عزیزت رو از دست بدی ناراحت نمیشی و اشک نمیریزی؟
    فکر نمیکنم مسخره کردن کسی که در غم عزیزش داره اشک میریزه کار درستی باشه! ما در غم کسانی اشک میریزیم که بزرگترین معلمان توحید و وحدانیت خدا بودن و اگر دوستشون داریم هم به همین دلیله…
    موفق و موید باشی

    [پاسخ]

  103. زهرا گفته است :

    جناب آقای متین :
    انگار خداحافظی کرده بودم ،اما ناچارم دوباره بنویسم ببخشید
    درنوشته هایت جایی در مورد آن گفته بودی که امروز هم اگر لازم باشد دوباره مسلمانان متحد می شوند ، کشتن شیعیان در کشورهای سنی مذهب را تند روی گفته بودی اما بگذار من کمی تغییرش دهم و بگویم این القای استعمار پیری است که سالهاست می خواهند این درگیریها باشد و امروزه روز به روز به هدفهای نامردانه شان نزدیک تر می شوند،بعله به آنها می گویند کشتن رافضی ها ثواب دارد و توی گوش ما هم یواشکی می گویند آنها چون ولایت را قبول ندارند نه نمازشان قبول است نه عبادتشان ،اصلا به بهشت نمی روند،به پیشرفته ترش هم می رسند بستگی به پذیرش ما دارد،وما هم پشت قبرستان بقیع می رویم ومقدسات آنها را با چند جمله می کوبیم و نمیدانیم عروسک خیمه شب بازیی شده ایم که گرداننده هایش آنهایی هستند که اینطرف دنیا دعواهای مذهبی راه انداخته اند برای غارت منابعمان،سوریه و بحرین را ببین،
    ببین جای اتحاد باقی میگذارد این دعواهای نا تمام؟ چرا اینقدر اصرار بر اثبات وجود اختلاف در صدر اسلام داری ،شما که به نظر برادری با هوش و با مطالعه هستی،امروز بعضی از افراد شیعه یا سنی با عقاید مسیحیان بهتر کنار می آیند تا مسلمانان و مگر استعمار چه می خواهد؟
    من چند سال میان مردم جزیره قشم زندگی کرده ام که اکثرا سنی هستند ، این جزیره با وجود جمعیت زیاد هنوز یک بیمارستان تخصصی ندارد، اگر زنی نصف شب درد زایمان داشته باشد باید با قایق به بندر عباس برده شود و یا بیماران بد حال دیگر،آشنایی داشتیم ماهیگیر بود ۳۳ ساله .چند ماه پیش روی آب تصادف کرد و دو تا پاش شکست ،۵ ساعت بعد از تصادف زنده بود و توی یک درمانگاه عادی فقط سرم بهش وصل بود،تا مرد،چون گفتند پزشک ارتوپد از بندر داره میاد و نیامد .
    چه ربطی به بحث دارد؟
    الآن توی همین جزیره در یک مساحت زیاد با مصالح عالی ، دارند حوزه علمیه ای می سازند که بیا و ببین؛ جرم او چه بود که محروم ماند از یک کمک پزشکی؟
    به خدا همان خدای ما را می پرستید و همان قرآن را می خواند و رو به همان قبله نماز می خواند،آن هم سر وقت.
    فرقی ندارد ،تبعیض هایی از نوع مخالفش هم در کشور هایی که نوع حاکمیت متفاوت است بر قرار است . آنوقت وقتی یادم میآید وارثان دینی که حقوق غیر مسلمان هم در آن محفوظ است به واسطه کینه های تاریخی هنوز هم از هم انتقام می گیرند می پرسم چرا؟تا کی؟و به نفع کیست؟

    [پاسخ]

  104. علی گفته است :

    در حال حاضر وقت این بحث و جدلها نیست الآن کل اسلام در خطره الآن مشکل بزرگ دنیای اسلام فلسطینه.عدم وجود وحدته.
    صهیونیسم جهانی عاشق این بحث و جدله که خوب سر مسلمونها رو به خودش مشغول کرده.دشمن اصلی ما استکبار جهانیه.
    بیایید دشمن اصلی رو از پیش رو برداریم بعدا راحت بشینیم سر خلافت علی و ابوبکر آیه و حدیث نازل کنیم.از خواب غفلت بیدار شوید.
    الآن زمان بیداری اسلامی است.
    اللهم عجل لولیک الفرج.

    [پاسخ]

  105. علی گفته است :

    علت پیروزی حزب الله در جنگ ۳۳ روزه نه با اسرائیل بلکه با کل دنیا استکبار شهادت سرخ عاشورا و انتظار سبز مهدویت بود. هر حزبی یا هر قومی تا این دو پرچم غرورآفرین را در دست دارد میتواند بر کل دنیای کفر پیروز شود.
    هر کس تفکر حسین(ع) در سر دارد و سربازی فرزندش مهدی را آرزوی خود میداند خواه مسلمان باشد خواه مسیحی همیشه پیروز است.
    طبق فرموده امام خمینی ما مکلف به تکلیفیم و مثل حسین در راه نجات دین خدا چه کشته شویم چه بکشیم در هر دو حال پیروزیم.
    با کدامین سیره ابوبکر و عمر مشود تنها در مقابل تمام دنیا کفر ایستاد؟
    اگر میشد ایستاد ۶۵ ساله که فلسطین مظلوم در چنگال صهیونیسم در اشغال نبود.
    اما در جنوب لبنان نصراله ثابت کرد که میشود مثل حسین با یاران اندک در مقابل کل دنیای کفر ایستاد و سر را بالا گرفت.
    لبیک یا حسین یعنی کاری که حزب الله انجام داد.
    الآن زمان عمل کردن است نه شعار دادن که عمل کردن فقط کار حسینان هست و بس.

    [پاسخ]

  106. متین گفته است :

    با سلام
    در تائید و تکمیل صحبت های خواهر عزیزم باید بگم که بله منم بحث توطئه استعمارگران رو قبول دارم.اما یه نکته ای که شاید ما کمتر بهش توجه میکنیم اینه که چرا استعمارگران(میتونن) ما رو بندازن به جون هم اما خیلی کشورهای دیگه رو نه؟مثلا چرا نمیتونن کاری کنن که هندوها بیوفتن جون هم و همدیگه رو تکفیر کنن و بکشن؟تا حالا به این جنبه از موضوع توجه کردید؟ آیا مشکل از اسلامه؟قطعا نه.به نظر من ریشه این مساله برمیگرده به روحیات و فرهنگ ما و مشکل بزرگی به نام کم طاقتی و عدم سعه صدر.چیزی که اسلام بیچاره این همه به اون سفارش کرده اما ما هیچ توجهی بهش نداریم…
    میدونید کی به وجود این مشکل ÷ی بردم؟وقتی نوجوان بودم یه بار با برادر بزرگم که اون موقع آلمان بود از ایتالیا با کشتی رفتیم مصر.همراه ما دوتا از همکلاسی های برادرم اومده بودن که یکیشون ایرانی بود یکیشونم سوئیسی.وقتی به بندر اسکندریه رسیدیم بعد از ÷یاده شدن از کشتی یه باربر مصری وقتی فهمید ما ایرانی هستیم گفت:کل ایرانیین حمار.دوست برادرم(ایرانیه) هم عصبانی شد و گفت ابوک حمار امک حمار کل مصریون حمار..خلاصه میخواستن با هم دست به یقه شن که از هم جداشون کردن.بعدازاین جریان سوئیسیه که عربی بلد نبود و نمیدونست جریان از چه قراره بهم گفت جریان چی بود؟منم گفتم گفته ایرانیا همه خرن.بعد گفت:خوب نادر(دوست برادرم)چی جواب داد؟منم گفتم اونم گفت بابات خره مادرت خره و…! بعد یه سوال ازم ÷رسید که واقعا جوابی واسش نداشتم.گفت خوب اون یه توهین کرد اینم جوابشو داد.دیگه چرا با هم درگیر شدن؟؟؟؟بعد گفت ببین شما ایرانی هستید اونا هم مصری یعنی وارثین دو تمدن عظیم اما ببین الان کشوراتون چه حال و روزی دارن!من فکر میکنم مشکل بزرگ شما مسلمونا اینه که ((((حرف زدن بلد نیستید)))) و خیلی زود متوسل به خشونت میشید!
    دیدم کاملا راس میگه.مشکل ما کم ظرفیتی و کم طاقتیمونه.
    درباره بحث خودمون شما یه بار دیگه این تا÷یک های اخیر رو مرور کنید.
    بعضی دوستان میان توحبد ما رو زیر سوال میبرن و میگن شما مشرکید ماهم جواب دادیم و گفتیم آقا جان دلایل ما ایناست.یا یه سوالاتی رو مطرح کردیم.مثلا گفتیم این آدم دو تا دشمن(علی(ع)و معاویه)رو همزمان قبول داشته باشه آیا تناقض نیست؟یا این که زهرا خانوم بحث عایشه رو مطرح کردند ماهم یه سری حدبث از کتب ثقه خود اهل سنت رو گذاشتیم وگفتیم علمای خودتون میگن ایشان همچی آدمی بوده و…
    اما به جای اینکه کسی جوابی بده و بگه مثلا شما به این دلایل داری اشتباه میکنی یکی میگه تو احمقی! یکی میگه تو جاهلی!یکی میگه تو مشرکی!یکی میگه چی گیرت میاد!یکی میگه تو وابسته به فلان حزبی!یکی میگه ماحق نداریم یه مسجد بسازیم!یکی میگه چرافلان کس واق واق کرد!!!یکی میگه چرافلان آقا رو منبر اینو گفت!یکیم میگه دهنتو ببند چرا مسلمین رو به جون هم میندازی و تفرقه درست میکنی!در حالی که من هزاربار گفتم بازم میگم هیچ کینه ای با دوستان عزیز اهل سنت ندارم و کوچیک همشونم هستم هرچند خودمو معصوم نمیدونم و قبول دارم ممکنه گاهی تند حرف زده باشم…
    باشه دوستان عزیز.اگه مطرح کردن چندسواله که بین مسلمونا چند دستگی انداخته من دهنمو میبندم…اما بدونید که ما خودمون هستیم که با کم ظرفیتیمون به استعمارگرا اجازه دادیم که بندازنمون به جون هم
    وگرنه ÷اک کردن صورت مساله حل درستی برای اون نیست…
    موفق باشید

    [پاسخ]

  107. دلاور گفته است :

    ای روافض وشیهه گان بی فرهنگ ودرتاریکی ابلیس مردم گمشده:
    درمورد اصحاب رسول الله قران شاهدی میدهد که .(رضی الله عنهم ورضو عنه) شما به کدام زبان نجس خلیفه ارشد پیامبر اسلام را که بعد ازتمام انبیاء علیهم السلام بهترین وافضلترین شخص درتمام مخلوق خدا پادشاه محبین حضرت سیدنا امیرالمومنین ابوبکر صدیق رضی الله تعالی عنه است سند رضا خدا درقران به او داده شده است خداوند شما دروغ گویان و افترابسته کننده گان براصحاب رسول رب العلمین ص راهدایت اسلام کند و ایمان شمارا تکمیل کند اگر به هدایت نمیشوید رب ذوالجلال شمارا مثل اقوام عاد وثمود هلاک کند . امین

    [پاسخ]

    متین پاسخ در تاريخ شهریور ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱:۳۴ ب.ظ:

    @دلاور,
    فکر کنم شما با این نحوه صحبت ثابت کردی کی هستی و من نیازی به پاسخ دادن نمیبینم…
    امادوستانی که ما رو متهم به کینه و دشمنی و تفرقه اندازی میکنید بفرمایید مطالعه کنید تا بفهمید کینه یعنی چی…!

    [پاسخ]

  108. زهرا گفته است :

    برادر گرامی آقای متین با سلام
    اگر نوشته های شریعتی را به عنوان مغز انقلابی آن زمان و البته همین دوره که نوشته هایش عجیب هم هنوز تازه است،قبول دارید پیشنهاد می کنم آری اینچنین بود برادر ایشان را گوش کنید ،بعضی نکات را قشنگ گفته،
    از سعه صدرتان ممنون اما شما که دبیر ریاضی هستید می دانید یک مسئله از چند راه حل می شود و جالب اینکه همه هم به یک جواب می رسند،همان جوابی که دنبالش هستیم ، پس احتیاج به پاک کردن صورت مسئله نیست ،نمیگویم خوشبینانه همه چیز را بخواهیم رفع ورجوع کنیم ولی یادمان باشد از علی (ع) بالاتر نیستیم ،مگر نمی گوییم خلافت او از جانب خدا تعیین شده بود؟آیا شیر خدا به خاطر مصلحت حقیقت و فرمان خدا را زیر پا می گذارد ؟حتی اگر تنها باشد؟مگر پیامبر در هنگام ابلاغ پیامبری خود تنها نبود؟ اما چون دستور از جانب خداوند بود به استقبال همه چیز رفت.
    توی همین منابع شیعه وسنی هم تضاد زیاد است ،مثلا در اصول کافی و بحارالانوار آمده علی دخترش ام کلثوم را به عمر داد،اما ظاهرا دوباره در بعضی منابع گفته اند این دروغ است ،اینها دعوای حکومت های تاریخ است بیشتر، تا دعواهای صدر اسلام ،
    نمی خواهم دوباره بحث های بی نتیجه مطرح شود ولی میگویم از قوه عقلی که خداوند در اختیارمان گذاشته برای تفکر استفاده کنیم ،
    مسئله ما امروز تقویت و شناخت اسلام است ،وقتی منابعی داریم که خدا وکیلی هم در شیعه و هم در سنی احتمال بالای تحریف در طول حکومت هایی که فقط به بقای خودشان به قیمت استحمار مردم بوده اند،در ان زیاد است همه به قرآن چنگ بزنیم و از فرقه فرقه شدن بپرهیزیم هر کسی در مکان خودش تاثیری عمیق بر جامعه اطرافش خواهد داشت ،
    من شخصا دیگر هیچوقت پای روضه هایی که فکر میکنم متنش فقط برای تفرقه تنظیم شده نمی نشینم و معتقدم همه ما و توده مردم موظفیم روی آنچه می شنویم فکر کنیم،این همه مشکل در جامعه امروز ما هست چند در صد مجالس عزاداری که بهترین فرصت برای روشنگری و حل این مسائل است به آگاه کردن مردم می پردازد؟
    اگر خواستید سخنرانی را به میلتان می فرستم.
    خداحافظ

    [پاسخ]

    متین پاسخ در تاريخ شهریور ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۴ ق.ظ:

    @زهرا خانم
    اولا میبخشید این چند روزه سرم شلوغ بود الان کامنتتونو دیدم.
    عرض شود خدمت شما که…درباره آقای شریعتی باید بگم که من ایشون رو بعنوان یه نویسنده بزرگ و توانا قبول دارم اما بعنوان یه الگوی موثق اعتقادی خیر.کتاباشونم خوندم اما سخنرانیهاشو زیادنشنیدم.کتابهای ایشون ترکیبی است از یک قلم فوق العاده قوی و بسیار زیبا+جریانات و مطالب تاریخی واحادیث بعضا ضعیف(ازنظرسند)+برداشتهای شخصی ایشون طبق نگاهی که به دنیا داشتن.البته قبول دارم مطالب قابل تامل در گفته هاش زیاد هست اما فکر میکنم بکار بردن لقب(مغز متفکر) یکم زیادیشون باشه.من که اگر بخوام این لقب رو به کسی بدم فکر میکنم برای کسی مثل علامه جعفری برازنده تر باشه با اون جریانات مربوط به مناظراتشون با برتراند راسل و …در واقع شریعتی رو میشه با جلال آل احمد مقایسه ش کرد.
    ازین بحث که بگذریم دیدم شما بحثی راجع به چنگ زدن به قران رو مطرح کردید که من هم کاملا موافقم اما…
    ببینید الان ۷ملیارد انسان رو زمین زندگی میکنه که دارای ده ها دین و اعتقاد مختلف هستند.یکی میگه الله رو میپرسته یکی یهوه یکی اصلا خدا رو قبول نداره یکی گاو میپرسته یکی بت و…حالا نکته اینجاست که همه ما انسانها هم عقل داریم هم شعور پس این اختلافات سر چیه؟میخوام اینو بگم که عقل برای رستگار شدن لازم هست اما کافی نیست(قبول دارین؟)
    واما در باره قرآن باید بگم که بله من هم قبول دارم که قرآن کتابی هست که خدا اونو فرستاده و تمام اونچه بشر نیاز داره درش هست.اما نکته اینجاست که آیا ما میتونیم بگیم ما هم قرآن داریم هم عقل پس بار خودمونو بستیم و رستگار شدیم؟(اونم با عقلی که همه ما قبول داریم کامل نیست و خیلی راحت میتونه با تعصب لجاجت شهوت و… آمیخته بشه)اینجاست که خود قرآن جواب میده و میگه (…و یضل بهی کثیرا…)
    بعنوان مثال نقض عملیش میشه به خوارج اشاره کرد.حتما میدونید که شعار خوارج آیه(ان الحکم الا لله…یوسف۶۷)بوده.پس خوارج به قرآن چنگ زدن و در نهایت به این نتیجه رسیدن که باید علی(ع)رو در محراب نمازش به قتل برسونن…
    پس قبول بفرمایید که همین قرآن گردنه های خطرناکی داره که اگر حواسمونو جمع نکنیم ممکنه هلاکمون کنه(قبول دارین؟)
    پس چی شد؟شما فرمودید همه به قرآن چنگ بزنیم.منم گفتم قبول دارم اما این مشکل وجود داره که خیلی آیات رو میشه به nطریق تفسیر و تاویل کرد واینکه اگر ما منظور قرآن رو درست نفهمیم ممکنه به همون راهی بریم که خوارج و امثال اونا رفتن.
    حالا میخوام بدونم راه حل شما برای این مشکل چیه؟
    ضمنا این سخنرانیها رو هم اگه بفرستید ممنون میشم
    matin_518@yahoo.com
    موفق باشید

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ شهریور ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۸:۰۱ ب.ظ:

    @متین,
    اگر من چند مطلب را در مورد عقاید شما بدانم ، آنوقت میتوانم پیش بینی کنم این بحثها به قول خودتان یک اپسیلون به ایمان ما اضافه می کند یا نه؟
    اول اینکه آیا شما معتقدید ۱- آنچه امروزه ما به عنوان شیعه قبول داریم و انجام می دهیم کاملا منطبق بر اصول اسلام است؟
    ۲-آیا هیچ ابداعی و انحرافی از تشیع اولیه که معترضان به غصب خلافت علی(ع) پیروش بودند، پس از گذشت سالها به خصوص پادشاهی صفویه امروزه در مذهب ما دیده نمی شود؟
    ۳-آیا ما موظفیم به صرف آنکه از قرآن کریم تعابیر گوناگون می شود ، و عقل ما خیلی جاها دچار اشکال است از تفکر در مورد انچه می شنویم
    صرفنظر کنیم و نحوه تفکر و استنتاجمان را در بست بسپاریم به دست افرادی که به انان اطمینان داریم؟ اگر در مورد علم و تقوای حداقل بعضی از آنها با همین عقل ناقصمان دچار اشتباه شده باشیم چه؟
    ۴-و در نهایت آیا قرآن کریم بر فردی امی یعنی بیسواد نازل نشده که بندگان عادی خدا جرات کنند طرفش بروند و کسی نگوید قرآن کتابی نیست که مردم عادی بتوانند روی آیاتش تفکر کنند ، وکسی نگوید قرآن را فقط علما می فهمند.
    ۵-و آخر اینکه آیا شما برادر قرآن خوان قبول دارید که چون چند بار دین
    خداوند در همین کتاب موافق با فطرت انسان معرفی شده پس کتاب خدا نیز موافق با طبیعت انسان است و البته پرتگاهی نخواهد داشت ؟

    [پاسخ]

    متین پاسخ در تاريخ شهریور ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۳:۲۲ ب.ظ:

    @محمدجان
    اولا باید یه تشکر کنم بخاطر لحن صحبت منطقی و دوستانه شما و همین طور رعایت ادب و احترام در صحبت هاتون.من خودم درباره اصل مباحثه اعتقاد دارم که همه ما تا یه سنی اعتقاداتمون یه ک÷ی از اعتقادات والدینمون هستش که طوطی وار تکرارش میکنیم.اما آدم عاقل اونه که وقتی به سنی رسید که خودش صاحب قدرت تفکر شد این اعتقاداتش رو خودش به چالش بکشه تا اون قسمتهایی که درسته بهش ایمان بیاره و بیشتر قدرشو بدونه و اگر احیانا در جاهایی میبینه اشکالی هست اونا رو برطرف کنه.و از نظر من یکی از بهترین روشهای به چالش کشیدن اعتقادات مباحثه هست.البته تا جایی که طرفین از دایره ادب و احترام خارج نشن.
    اما درباره سوال اولتون باید عرض کنم قبلا جواب دادم و گفتم خیر.من کسی رو میشناختم که اسما شیعه بود امانماز نمیخوند بعد میومد درباره شیعه و سنی بحث میکرد.من بهش گفتم همون کسانی که تو سنگشونو به سینه میزنی یعنی اهل بیت گفتن فاصله ایمان و کفر ترک نماز است یعنی طبق گفته اونا در اصل ایمان تو تردید هست! دیگه بحث چی میکنی؟؟؟
    قبلا گفتم بازم میگم صحبت من درباره ارزشها و اصول هست نه اشخاص.
    درباره سوال دومتون باید بگم که در طول تاریخ حکام مسلمان سعی داشتن برای مشروعیت بخشیدن به حکومتشون احکام دین رو به نفع خودشون تفسیر کنن و این مساله کلیه و مختص شیعه یا سنی نیست. اما معتقدم اصول و ارزشها ثابت هست.مثلا درباره عزاداری عاشورا این مساله از زمان امام زین العابدین(ع)وجود داشته تا الان(هرچند منکر برخی افراط و تفریط ها نمیشم).یا همین بحث توسل نه تنها شیعیان بلکه بسیاری از بزرگان اهل سنت مثل امام غزالی به اون اعتقاد داشتن.
    درباره سوال سومتون باید بگم فکر میکنم نتونستم منظورمو درست بیان کنم.من عرض کردم عقل برای رستگاری(لازم)هست اما (کافی)نیست. یعنی چی؟ ببین بعضی آیات قرآن واضح و سرراسته.مثلا در قرآن اومده شراب نخورید.زنا نکنید دزدی نکنید و …خوب منظور این آیات مشخصه چیه و ما با عقلمون میفهمیم یعنی چی و اختلافی هم در این باره نداریم.اما یه سری آیات هست که دو نفر دوتا تفسیر مختلف ازش میکنن که۱۸۰ درجه متفاوته و هر کدوم هم در تایید حرفاشون دلایلی میارن و هرکدوم دلیل خودشونو منطقی و دلیل طرف رو بی اساس میدونن.سوال من این بود که در اینگونه موارد چکار باید کرد؟ وگرنه من کی گفتم ما عقلمونو تعطیل کنیم فقط ببینیم علما چی میگن!بعنوان مثال درباره آیاتی که درباره دعوت مردم به ÷رستش خدا نازل شده عده ای به اونا استدلال میکنن و میگن سوگند دادن خدا به رسولش یعنی شرک و دلیلشون هم فقط منطق و عقل خودشونه عده دیگه ای هم میگن اینطور نیست.(کاری به این موضوع ندارم و دارم کلی بحث میکنم)
    حالا این وسط تکلیف چیه؟
    جواب سوال چهارم هم که فکر کنم گفتم.
    اما درباره سوال آخرتون باید بگم قرآن مثل دارو هست.مگر دارو برای سلامتی انسان ساخته نشده؟اما قبول بفرمایید مصرف نابجا و بیش از حد دارو نه تنها مفید نیست بلکه میتونه کشنده باشه.اگر ما یه آیه رو در جای نادرستش بکار ببریم میتونه خطرناک باشه.قبلا مثال خوارج رو زدم.همین چند وقت قبل بود که یک عالم مسلمان اومد با استناد به آیه (والجبال اوتادا.نبا۷) گفت هر کی بگه زمین میگرده کافره!!!
    مگر خود خدا در قرآنش نفرموده این قرآن خیلی ها رو هدایت میکنه و خیلی ها رو هم گمراه! آیا قرآن گمراه کننده ست؟؟
    اینه مفهوم ÷رتگاه که اگر آدم یه راهنما و یه بلد نداشته باشه ممکنه در اونا سقوط کنه.قبول دارید؟
    موفق باشی

    [پاسخ]

  109. محمد گفته است :

    …ابوبکر در لحظات پایانی زندگی پر از زیباییِ درد و رنج محمد می گرید و محمد گریه اشک آلود و بلند ابوبکر را بر بالین خود می بینید و می فرماید : ” آرام باش ابوبکر ، این درهائی را که به مسجد باز میشوند بنگرید . جز درِ خانه ابوبکر ، همه را ببندید ” این سخن محمد رسول الله از دیدگاه من به خاطر احساس خالص ابوبکر هست ، ابوبکری که میگوید : سوگند که به آنکه مرا آفریده است هر آنچه را که محمد فرموده است بجای خواهم آورد ، مرد نرمخوی و آرام مسلمانان در برابر سخن عمر که می گفت اسامه برای سرلشگری مناسب نیست و حوان است… – و در حالی که محمد گفته بود اسامه برای سرلشگر سپاه مناسب است – ، سخت برآشفته می شود و بر روی عمر می پرد و عمر از اینکه ابوبکر چنین خشمگین میشود شگفت زده میشود ، ابوبکر به عمر از کلماتی مانند : “مادرت به غزایت بنشیند” ، “نیستت را ببیند ” این است که این مرد می خواهد سنت محمد را به جای آورد و ادامه دهنده راه وی باشد. اگر چه توانست یا نتوانست (من حقی بر اینکه چنین نظری دهم بر خود نمی دهم.) اما به هر حال وی چنین چیزی را می طلبید. عمر جانشین وی نیز که فقتوحات بسیاری کرد نیز در قلب چنین دیدگاهی را دارد.

    اکنون همه انسانهای طلایی آن نسل مرده اند و سخنی از محمد پیام آور برای تشکر از زحمات تمامی آنان برای آنان می فرستیم ، اسانهایی همچون : سمیه ، یاسر ، عمیر بن حمام ، عوف بن حارث ، بلال ، معاذ بن عمرو ، ابوحذیفه و … هزاران شخصیتی که باید آنان را مقدس بنامیم زیرا که نامشان در سینه ها نماند و ” داغ و درد مرگ آنان را مزارع متروک آنان ” و رنج و سختی آن برای زنان و مادرانشان بود. که در راه اسلام کم نگذاشتند و برای آنکه محمد نمیرد خود را در جلوی تیر مرگ گذاشتند ، چنین است که آنان در بهشت جاودانند.سخن خود محمد را برای تشکری از زحمات بزرگ امثال ابوبکر ها و شهید ها نقل می کنیم :

    ” آفرین بر شما ، خدا شما را رحمت کند ، پناهتان دهد ، نگاهتان دارد ، بلندتان دارد ، سودتان بخشد ، توفیقتان دهد ، یاریتان کند ، سلامتان دارد ، رحمتتان کند ، شما را بپذیرد ، من شما را به تقوی سفارش می کنم ، خدا نیز شما را بدان سفارش می کند… . “
    اسلام شناسی و ابوذر غفاری دکتر شریعتی

    [پاسخ]

    متین پاسخ در تاريخ شهریور ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۱۰ ب.ظ:

    @محمدجان ایکاش سند مطالبی که نوشتی رو هم میگذاشتی.البته منظورم از سند کتب ثقه شیعه یا اهل سنت هستش نه گفته های آقای شریعتی که کتبشون بیشتر ارزش ادبی داره تا سندی.مثلا تا اونجا که میدونم این علی(ع) و فاطمه زهرا(س)بودن که به دستور پیامبر(ص) درب خونشون تو مسجد باز موند(مسند احمدبن حنبل ج۱ص۱۷۵٫ج۲ص۲۶٫ ج۴ص۳۶۹+سنن نسایی ص۱۳-۱۵+مستدرک ابن جوزی ج۳ص۲۴-۲۵و…) ونه جناب ابوبکر
    موفق باشی دوست خوبم

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ شهریور ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۷:۳۶ ب.ظ:

    @متین,
    عبدالحمید جوده السحار – اباذر غفاری : صفحه ۱۲۸

    گزیده ای از : دکتر جواد عباسی – مسعود جوادیان – محمد علی علوی کیا – دکتر عبدالرسول خیر اندیش کتاب تاریخ ایران صفحات :۱۰۵ – ۱۱۸

    تاریخ ایران و جهان – دکترحسین مفتخری – بخش سوم ظهور اسلام و حرکتی تازه

    ابن هشام جلد اول صفحه ۲۵۲

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ شهریور ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۷:۳۷ ب.ظ:

    @متین, عبدالحمید جوده السحار – اباذر غفاری : صفحه ۱۲۸

    گزیده ای از : دکتر جواد عباسی – مسعود جوادیان – محمد علی علوی کیا – دکتر عبدالرسول خیر اندیش کتاب تاریخ ایران صفحات :۱۰۵ – ۱۱۸

    تاریخ ایران و جهان – دکترحسین مفتخری – بخش سوم ظهور اسلام و حرکتی تازه

    ابن هشام جلد اول صفحه ۲۵۲

    [پاسخ]

    متین پاسخ در تاريخ شهریور ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۳:۲۷ ب.ظ:

    @محمدمیبخشید اما کدوم یک از این منابع از کتی ثقه شیعه یا اهل سنت هست؟(منظور از کتب ثقه کتب صحاح سته اهل سنت و کتب اربعه شیعه هست)

    [پاسخ]

    بنیامین پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۹۱ ۴:۰۳ ق.ظ:

    جزا ک الله

    [پاسخ]

  110. محمد گفته است :

    مطلب بالا را از وبلاگ خود آقای کاظمی گرفتم با اجازه ایشان ،چون جای این مطلب اینجا خالی بود.

    [پاسخ]

  111. علی گفته است :

    تا وقتی این اطلاعات تلنبار شده از گذشته توی مغزامون پر شده باشه بهمون اجازه فکر کردن در مورد چیزی رو نمیده اگرهم بخوایم فکر کنیم فکرمون از روی اون اطلاعات بدرد نخور بلند نمیشه مثل مگسی که دور شیرینی یا چیزای دیگه میگرده و دورتر نمیره. در هر صورت برای اینکه به اصل قضیه پی ببریم باید چیزای اضافی رو از ذهنمون پاک کنیم در غیر این صورت در جهل مرکب ابد الدهر میمونیم.

    [پاسخ]

  112. سینا گفته است :

    سلام برادران وخواهران پیرو خدا ومحمد (ص) . چرا میخواید با رو کردن گذشته ای که هیچ ربطی به من وشما نداره حال وآیندتون رو به سخره بگیرید . مگه شما چکاره ی خدا وپیغمبرید . نه به اون نماز خوندنتون ونه به …. . اگه واقعا مسلمونید واجباتتون رو انجام بدید حالا تو هر مذهبی که هستید باشید مهم خدا ورسول اکروه . خیالتون راحت باشه که خدا نیک وبد رو تفکیک میکنه . نه ما و امثال ما . به امید آینده ای به دور از خود خواهی ویکدندگی ///

    [پاسخ]

  113. بنیامین گفته است :

    دوستان من حضرت ابوبکرصدیق از میان مردان اولین فردی بودکه به پیامبر ایمان آورد….ودرین راه از جان ومال خودش چیزی کم نگذاشت.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۲:۳۸ ق.ظ:

    @بنیامین, خالی بند

    [پاسخ]

  114. دلاور گفته است :

    یکی از بی شرفان درتبصره های فوق گفته است که ابوبکر رض قبل از اسلام کافر بود وچرا به او لقب صدیق را میدهید تو اگر انسان باشی و خداشناس باشی باید بدانی که این لقب بر ابوبکر رض از طرف لسان نبوی ص داده شده وخود پیامبر خدا بریش این لقب را داده است ومسلمان باید ایمان داشته باشد که حرف را کی نبی ص از لسان خود کشیده ان وحی از طرف خداوند متعال است حالا قضاوت بدست شما که وحی خدا دردغ میدانید یا راست ولی ما شکر الحمد لله ایمان داریم که صدیقیت ابوبکر صدیق رض الله تعالی عزوجل عنه این لقب را از لسان نبوی گرفته است نی از لسان ماوشما

    [پاسخ]

  115. مجید22 گفته است :

    آآآآغاااااااااااا؟؟؟؟
    اینکه دانلود نمیشه!!!!!!

    [پاسخ]

    مسعود اکبری پاسخ در تاريخ مهر ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۷:۵۴ ب.ظ:

    درود @مجید۲۲,
    لینک تصحیح شد

    [پاسخ]

  116. محمد رفيع گفته است :

    به خدای رسول الله قسم که اگر عمر و ابوبکر بدمی بودن رسول الله دختراشان را به ازدواج خود نمی گرفت دوما خوده حضرت علی رض گفت هر کس ابوبکر وعمر را از من بلندتر ترجیح بدهد به حق خود ظلم کرده است و اگر به دست من بیفتد گردنش راقلم می کنم ولی روزی کسانیکه به ابوبکر عمر عثمان … توهین می کنند پشیمان می شوند که فایده را نخواهد داشت پس بهتر است همین حالا به خود بی آیید

    [پاسخ]

  117. نعمان صالح نجرابي گفته است :

    نمی فهمم از کجا دانلود می شود اگر رهنمایی کنید خیلی خوب می شود… تشکــــــــــر

    [پاسخ]

    مسعود اکبری پاسخ در تاريخ آبان ۶ام, ۱۳۹۱ ۸:۱۵ ب.ظ:

    درود @نعمان صالح نجرابی,
    روی “ابوبکر (جهت دریافت کلیک کنید)” کلیک کنید یا از این لینک استفاده کنید:
    tarikhema.ir/books/religion/aboobakr-seddiq.zip

    [پاسخ]

  118. آسو گفته است :

    من اهل سنتم!
    اولا میخوام بدویند که دو تا از بزرگان ما ، شاگرد حضرت صادق(ر.ض) بودند و این یکی از افتخارات ماست!
    ..
    همین میتواند دلیلی باشد بر کذب بودن ، اهل تشیع(با عرض معذرت)
    این دو تا شاگردی که بنده عرض کردم، هر چه که یاد گرفته اند، را از حضرت صادق یاد گرفته اند و همه آنجه که از آن بزرگ یاد گرفته اند، به مایی که اهل سنت هستیم ، از طریف کتابشان ، به ما یاد داده اند!

    این متن مخصوص کسانی است که ذره ای، عقل و اندیشه داشته باشند و حرف حق را بفهمند

    [پاسخ]

  119. داود گفته است :

    سلام علیکم
    به شیعیه یان میګم که آیا ۱۲ امامان تان را در باره سه خلیفه راشدین چیزه ګفته است که نعوذ باالله به کفریت و یا منافقت آنها د لالت بکند پس چرا شما این طور مزخرفات میګویند آخر از خدا بترسیند، شما که این چیزهای را میګویند پس از کافرها چی ګیله است

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ فروردین ۹ام, ۱۳۹۲ ۲:۲۵ ب.ظ:

    @داود,
    خوب بود شما سنی ها گاهی اوقات به کتب خودتون رجوع میکردید البته اگه به کتب خودتون اعتماد دارید.
    ۱- نیز به روایت ابن سعد آمده: عمر گفت:

    ((لیتنی لم اک شیئا قط لیتنی کنت نسیا منسیا. قال: ثم اخذ کالتبنه او کالعود عن ثوبه. فقال:لیتنی کنت مثل هذا))یعنی: ای کاش من چیزی نبودم. ای کاش فراموش شده بودم. آنگاه خورده آشغالی که همانند کاه یا چوب بود از لباسش برگرفت و گفت ای کاش من مثل این بودم.

    ۲- و نیز گفت:

    ((یا لیتنی کنت کبش اهلی یسمنوننی ما بدالهم. حتی اذا کنت اسمن ما اکون زارهم بعض من یحبون فجعلوا بعضی شواء و بعضی قدیدا. ثم اکلونی و اخرجونی عذره و لم اکن بشرا))یعنی: ای کاش من قوچ خانواده بودم و آن قدر مرا می پروراندند که چاق ترین قوچان می نمودم آنگاه هرکس را دوست می داشتند به دیدار آنها می آمد و بر آنها وارد می شد. پس مرا می کشتند و مقداری از گوشتم را می پختند و مقدار دیگرش را سرخ می کردند پس مرا میخوردند و در حال…بودن مرا خارج می نمودند و من آدم نبودم.
    ۱)طبقات ابن سعد ۳/۲۶۲
    ۲)حلیه الاولیاء: ابونعیم ۱/۵۲– منهاج السنه: ابن تیمیه به شرح فوق و اعتراف به صحت آن

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ فروردین ۹ام, ۱۳۹۲ ۲:۲۶ ب.ظ:

    @داود,
    شخصیت عمـربن خطاب لعنت الله علیه از زبان خودش

    درکنزالعمال(ج۶ ص۶۱۹ چاپ حیدرآبادهند سال ۱۳۱۲)نقل شده که عمر بن خطاب(لعنت الله علیه) فرموده:ای کاش گوسفندی بودم وبخشی ازبدن مراکباب وبخشی دیگر را قلیه می کردند ومی خوردند و مراهمانند نجاست (مدفوع) ازبدن بیرون می انداختندو بشر نبودم..!!

    وهمچنین بازدرهمین کتاب(ج۴ ص۳۶۱) از ابوبکر نقل شده که روزی ابوبکر (لعنت الله علیه)مرغی رابرشاخه درختی دید وگفت:خوشا به حال تودوست داشتم که مانندتوباشم زیراتوخرما های درختان را می خوری وپرواز می کنی وحساب وعذابی برای کارهایت نداری به خداقسم دوست می داشتم که درختی می بودم درکنار راه وشتری برگ مرامی خوردند ومراچون پشکل ازشکم خارج می کرد وبشر نمی بودم.

    [پاسخ]

  120. محمد گفته است :

    بسم الله الرحمان الرحیم. باسلام اول از برادر و خواهرای عزیز شیعه برای دفاع از حریم مذهبمان تشکر می کنم.دوم نیازی نیست به احادیث رجوع کنیم تمامی ما قران را قبول داریم .خداوند در قران کریم می فرماید.قطعا خدا و پیامبر و آنکه در رکوع انگشتر را زکات داد ولی(سرپرست)شما هستند
    سوال اینجاست :سرپرست اول و دوم مشخص است .اما خداوند در زمان پیامبر طبق فرموده خود سرپرست سومی نیز قرار دارد.طبق احادیث شیعه و اهل تسنن نفر سوم که در قران ذکر شده حضرت علی (ع)هستند که انگشتر خود را در رکوع به فقیر بخشیدند.این هم مدرکی از قران.اما طبق حدیث بخاری و مسلم حضرت علی با حق است و حق با او پس ایشان کذب نخواهند گفت:در صحیح مسلم جلد پنج از اعترافات عمر در نزد مولا علی و عباس عموی پیامبر افشای حقیقت است که نظر مولا علی در مورد ابوبکر و عمر کاذب و حیله گر و خیانت کار بوده اما درمورد اینکه جاهلی نوشت ایمان ابوبکر ارزشمندتر از ایمان مولا علی بوده باید گفت همه ما(شیعه و اهل سنت)ماجرا ضربه حضرت علی و ارزشش را میدانیم پیامبر اسلام می فرمایند ضربه علی در جنگ خندق بالا تر از عبادت جن و انس است یعنی اگر عبادت عمر و ابوبکر و عثمان و معاویه و عایشه و …را روی هم بگذاریم به همین یک ضربه هم نمیرسد …اینم شماره من برای برادران و خواهران خوبم خوشحال میشم شبهه ها یا سوالای خودتونو بفرستید ۰۹۳۵۲۸۴۷۶۱۸ محمدم (به لطف خدا و برکت اولیا الله)نویسنده و گرد آورنده کتاب اثر انگشت البته اگر جواب سوالی را پیدا نکردید با من تماس بگیرید قبل تمام سعی خودتونو بکنید

    [پاسخ]

  121. محمد گفته است :

    با سلام
    آقا داوود از زبان خلفای شما میگویم
    ۱ریاض النظره. محب طبری:۱/۱۳۴–تاریخ الخلفاء سیوطی ص ۱۴۲ اواخر شرح حال عمر نیز جامع الاحادیث سیوطی به شرح: کنز العمال ۱۲/۵۲۸ با اسناد متعدد و مضامین مختلف به نقل ابن ابی شبیه و حاکم هناد سری:
    حافظ ابن ابی شبیه و دیگران روایت کرده اند:

    ابوبکر نگاهش بر پرنده ای بر فراز درختی افتاد. پس گفت:
    ((طوبی لک یا طائر تاکل الثمر و تقع علی الشجر و ما من حساب و لاعقاب علیک لوددت انی شجره علی جانب الطریق مر علی جمل فاکلنی و اخرجنی فی بعره و لم اکن من البشر))یعنی: خوشا به حالت ای پرنده بر درخت می نشینی و میوه اش را میخوری در حالی که نه حسابی بر تو باشد و نه عذاب وگرفتاری من دوست دارم درختی در کنار راه بودم و شتر راهگذار مرا میخورد ودر لابلای سرگین خود مرا بیرون می انداخت و من هرگز بشر نبودم

    همچنین:منهاج السنه ۳/۱۲۰ و ابن شبه در تاریخ مدینه ص ۹۲۱-۹۲۲ کلمه یا لیتنی کنت تبنه را به عمر نسبت داده اند.
    و در روایت ابن تیمیه آمده که گفت:

    ((لیت امی لم تلدنی لیتنی کنت تبنه فی لبنه))ای کاش مادرم مرا نزائیده بود. ای کاش من کاهی بودم در خشتی.
    منهاج السنه ۳/۱۲۰ و ابن شبه در تاریخ مدینه ص ۹۲۱-۹۲۲ کلمه یا لیتنی کنت تبنه را به عمر نسبت داده اند.

    [پاسخ]

  122. رضا گفته است :

    با سلام می خواهم از شما برادران مسلمان بپرسم که ما مسلمین چرا به خاطر موضوعاتی که هیچ کدام قانع نمی شویم اینقدر جر و بحث می کنیم .در یکی از نوشته های فوق مشاهده کردم که یک نامسلمان هم به عقاید شیعه وهم عقاید سنی وپیامبر اسلام وامامان و خلفا فحاشی کرده بود.باید بر من وتوی مسلمان گریست که طعمه ی استکباریم.خداوند انس وشفقت را جایگزین لعن کردن ما مسلمانان کند.

    [پاسخ]

  123. مهدی احمدی گفته است :

    سلام به همه.یه لحظه به من گوش بدید.این کتاب فقط برای دانلود و استفاده همه اینجا گذاشته شده.نه اینکه شما بیاید زیرش با کامنتهاتون مناظره راه بیاندازید.اینجا جای مناظره نیست عزیزان!!!مرسی از همه

    [پاسخ]

اندیشه خود را به یادگار بگذارید

- لطفاً به صورت پارسی بنویسید
- برای تماس با مدیریت به "صفحه تماس" بروید
- برای طرح مباحثی که با نوشتار بالا مرتبط نیستند لطفاً به "انجمن گفتگو" رفته و بگو مگو کنید

تمامی حقوق این تارنما - محتوا و پوسته - متعلق به "تاریخ ما" می باشد
استفاده از نگاره های "تاریخ ما" تنها با پیوست لینک، ذکر نام نگارنده و عنوان تارنما مجاز است.
All Rights Reserved 2006 - 2011