نویسنده : انی کاظمی
این کتاب به بررسی متون اولیه اسلامی در مورد حکم سنگسار پرداخته و سپس به رد این حکم بحث بر انگیز می پردازد
|
نام کتاب |
|
|
نویسنده |
- |
|
سنگسار + جعلی بودن حکم + بی اعتبار بودن سنگسار در اسلام + اسلام مخالف سنگسار + دین اسلام + مذهب اسلام + سنگسار مخالف قرآن
|
|
|
رمز ( پسورد ) |
www.tarikhema.ir |
|
تهیه توسط |
|
|
۰۰۰۰۰ حجم دانلود کتاب |
۴۸۴ کیلوبایت (KB) |
|
قالب کتاب |
PDF – پی دی اف |
|
منبع الکترونیکی |
۲۸ دیدگاه »
اندیشه خود را به یادگار بگذارید
- لطفاً به صورت پارسی بنویسید- برای تماس با مدیریت به "صفحه تماس" بروید
- برای طرح مباحثی که با نوشتار بالا مرتبط نیستند لطفاً به "انجمن گفتگو" رفته و بگو مگو کنید
کلمات کلیدی : " اسلام" + "دانلود" + "دانلود کتاب" + "دانلود کتاب رايگان" + "دانلود کتاب هاي تاريخي" + "دانلودکتاب" + "درباره سنگسار" + "دین" + "دین اسلام" + "رايگان" + "رد سنگسار" + "سنگسار" + "سنگسار حکم اسلام نیست" + "سنگسار در اسلام" + "سنگسار در قرآن" + "مذهب" + "مسلمان" + "کتاب هاي الکترونيکي" + "کتاب هاي الکترونيکي تاريخي" + "کتاب هاي تاريخي" + "کتاب هاي رايگان"





این کتاب اراجیف چیه گذاشتید اخه برای دانلود
در درجه ی اول شما اسلام رو زیر سوال میبرید
دوما دین شیعیان رو و مراجع تقلید و علمارو
سوما نگاه و دید مردم نسبت به جامعه ی مارو خراب میکنید.
اینجوری ما فقط اذهان رو مشوش میکنید درباره ی دینشون علمای عصر جامعه کشور حتی پیامبر وامامان رو.
[پاسخ]
مقام مبتذل رهبری پاسخ در تاريخ مرداد ۲۷م, ۱۳۸۹ ۸:۵۹ ب.ظ:
تفکر درباره دین چیزی است که آزاد است
اگر تفکر نشود چگونه خداوند پرستش شود !؟
پس لطفا نخست این کتاب را بخوانید و بعد درباره ی آن نظر بدهید
[پاسخ]
البته اسلام تا آنجا که من اطلاع دارم برای سنگسار کردن ۴ تبصره قرار داده که عملا این ۴ شرط غیر ممکن بوده و به کلی این حکم منتفی میشود.
[پاسخ]
ر پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰م, ۱۳۸۹ ۲:۱۱ ب.ظ:
اسلام بیکار بوده است که یک حکم بگذارد و بعد چهار تبصره برای آن که اجرای آن غیر ممکن باشد.
[پاسخ]
آرمان پاسخ در تاريخ مهر ۱۷م, ۱۳۸۹ ۱۱:۱۰ ق.ظ:
اگه اینطوره پس باید بگی استغفرالله خدا بیکار بوده در قرآن آیات ناسخ و منسوخ آورده
قبله رو تغییر داده بعضی از احکام رو تغییر داده و …
[پاسخ]
با تشکر از سایت بسیار عالی و زیباتون و همچنین تشکر فراوان بابت کتاب های زیبا و مفید تان
[پاسخ]
بنام خداوند جان و خرد
سنگسار در قرآن نیست، پس چرا سنگسار میکنند؟
مزدک لنگرودی
سنگسار ( رجم ) در قرآن نیست ، پیامبر هم کسی را سنگسار نکرده و آفای خمینی هم آنرا قبول نداشته ،و این جماعت هم خود را پیرو خط امام می دانند ، پس چرا هنوز سنگسار اجرا می شود ؟
در این مطلب نگاهی به سنگسار در فقه داشته که چگونه حکومت فقها ، علیرغم تمامی دافعه ها ، بر اجرای آن اصرار می ورزد.
سخنان آیت الله میر داماد (۱):
.نظر من این است که حکم سنگسار در قرآن نبوده است. تنها کسی که روی حکم رجم اصرار داشت خلیفه دوم عمر ابن الخطاب بود. گه می گفت آیهای در قرآن داشتهایم و آن آیه حسب نقلی که من در آنجا کردهام هشت نوع نقل شده است (در منابع حدیث اهل سنت ). برخی میگویند آیه این بوده که «الشیخ و الشیخه اذا زنیا فالرجموهما». در برخی از نقلها ” اذا زنیا ” هم نیست .
مستند آن هم روایتی است از عایشه ( ام المومنین ) که می گوید این آیه بر روی برگ درختی نوشته شده بود که بر روی تختی که با پیامبر(ص) میخوابیدیم . وقتی رسول الله فوت کردند آنروز منزل شلوغ شد و بزغاله آمد و آن برگ را خورد ، فلذا این آیه در قرآن نیست . عمر به استناد این حرف عایشه بالای منبر گفت که اگر کسی بگوید که رجم در قرآن نیست من او را تازیانه میزنم .
من در آن مقاله تحقیق کردم و نوشتهام این مسئله ضعیف است، اصلی ندارد ، آیهای نبوده و خود همین آیهای که ادعا شده غلط ادبی دارد وزنش با قرآن تطبیق نمیکند با قواعد نحو عربی انطباق ندارد.
بطور کل می شود گفت که در فقه شیعه حکم اجماع در مورد سنگسار وجودندارد.
از ائمه شیعه حدیثی در تأیید حکم رجم داریم؟
از ائمه شیعه داریم اما آن روایتها معمولاً توسط فقهاء با اشکالهای سندی و دلالتی منطبق میدانند دلیل محکم در فقه شیعه حکم اجماع فقهاء است. البته (امام ) خمینی از طریق دیگری تقریبا رجم را تعطیل کردند فرمودند اگر اینگونه مجازاتها موجب وهن اسلام میشود ما نباید آنرا اجراء بکنیم در زمان حیات ایشان رجم تعطیل شد .
ظاهرا دو مرتبه عدهای گفتهاند وهن نیست و چند مورد اجراء کردهاند.
وانگهی تحقیقی که در مورد رجم خودم بهصورت خاص دارم از احکامی است که قابل بحث است که در سنت یهود بوده است . و آن دو روایتی هم که در فقه شیعه وجود دارد یکی این است که نقل می کنند: رسول الله رجم کرد.
وقتی من تحقیق کردم فهمیدم که در موردی بوده است که زن یهودیهای با یک مرد یهودی زنا کرده بودند؛ پیامبر اسلام پرسید در تورات مجازات زنا چیست؟ گفتند در تورات ما رجم میکنیم. پیامبر فرمود به حکم خودشان عمل کنید. این احتمال هست که پیامبر به حکم خودشان این کار را کرده باشند و نه حکم اسلامی.
روایت مشهور دیگری هم هست که فردی به نام مائز ابن مالک آمد نزد رسول خدا و گفت: «زنیت طهّرنی». ” من زنا کردم مرا پاک بساز. ” پیامبر رویشان را برگرداندند و فرمودند: «لعلک قبّلت».
شاید تو عمل زنا انجام ندادی، مقدماتش را انجام دادی.
باز خودش را در برابر پیامبر قرار داد و گفت: نه، من واقعا زنا انجام دادم.
باز پیامبر رویش را برگرداند و فرمودند: «لعلک لامست». شاید لمس کردی و زنا نکردهای.
چهار بار پیامبر صورتشان را برگرداندند و این فرد آمد و باز اقرار کرد. بعد از چهارمین بار، پیامبر فرمود حالا که چهار مرتبه اقرار کردی، فرمود: «او را در حفره قرار بدهید و رجم کنید.»
این روایت از چند جهت با اشکال مواجه است. اشکال اول این است که سندش بسیار ضعیف است. اشکال دوم این است که چهار بار اقرار نیاز نبود. اگر گفته میشود علم قاضی حجت است نیاز به چهار مرتبه اقرارنبود و چرا آن فرد اقرار میکرد و برای پیامبر علم حاصل نمیشد. وانگهی اشکال مهمی که در اینجا است و اجماع فقهاء هم این است که اگر کسی که زنا کرد بجای اقرار، توبه کند، امام دیگر بر او حکم رجم جاری نمیکند.
در این روایت هم هست که پیامبر فرمود: «ایکاش این فرد توبه می کرد و اقرار نمیکرد.» و این یک تضاد و تناقض در این روایت وجود دارد. وقتی خود این فرد می گوید طّهرنی. یعنی مرا پاک کن. چه توبهای از این بالاتر. توبه در اسلام که تشریفاتی ندارد.
این گفتهای آیت الله میر داماد عمده ترین دلیلهای میباشد که چه اهل سنت و چه شیعه به آن استناد میکنند، هیچ دلیل قرآنی محکم ندارند ، در حالیکه این عمل غیرانسانی خود را به خدا و سنت الهی نسبت میدهند.
لازم به یاداوری هست که بسیار زیادی از فقیهان سنتی چه در اهل سنت و چه شیعه از جمله آیت الله منتظری – صانعی – بیات زنجانی و… با سنگسار و قطع ید مخالفند.
ایجاد وحشت شهروندان با وضع حکم دولتی در باره سنگسار
مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی منبع: پایگاه حوزه
۳۵۶۳-۱۶۳۵۶۳-۱۶
پرسش: آیا سنگسار یک حکم اسلامی است و در زمان پیامبر(ص) به آن عمل می شده است
پاسخ: بلی سنگسار بوده است و این یک حکم اسلامی است که با شرایط خاصی اجرا می گردد. در صدر اسلام نیز این حکم اجرا شده است.
وحدت راستها در سنگسار
متاسفانه دیدگاه و قرائت مخالفین اسلام هم مثل قرائت دین حکومتی است از جریانات کمونیستی طرفدار آمریکا و اسرائیل گرفته تا راست گرایان نژاد پرست که خود را مخالف سنگسار میدانند ، قرائت خشونت گرایانه از دین دولتی حاکم را ترجیح میدهند! . این جریانات بجای آگاهی رسانی و روشن کردن توده های نا آگاه ، میگویند اسلام حقیقی همان اسلام حکومتی است .
عملکرد این گروه ها در این سالها نشان داد ه است که از جنس قدرتند و به دنبال قدرت ، این خشونت طلبان، سابقه تاریخی آنان به دیکتاتوری استالینی و پل پاتی یا نژاد برتر می رسند .
در حالیکه به روایت ناظران بیطرف ، مردم ایران که اکثرا دیندار هستند و لی حاکمیت را به عنوان نماد اسلام نپذیرفته اند ، . تلاشهای گسترده آخوند های دولتی بر روی منابر بعد از۳۱ سال حاکمیت روحانیون به عنوان طبقه ممتاز در مورد اهمیت اطاعت از ولایت فقیه و ریزش افراد خودی دلیل اشکاری بر باطل شدن تئوریک تز شکست خورده ولایت فقیه و جانشینی پیامبر و امامان هست .
نظر یکی از آنها شاهد این مدعاست
خانم مهرنوش موسوی می گوید : سنگسار نص صریح اسلام است
این قوانین را نه از سر ” بی سوادیشان” نه از سر لجاجتشان با “منافع ملی” یا اسلام فاندامنت به جای اسلام سروش و حجاریان و شیرین عبادی و مهرانگیز کار، بلکه بر مبنای نص صریح قرآن و ظرفیتهای ضد انسانی و جنایتکارانه اسلام ناب محمدی در سرکوب مردمی که برای آزادی و عدالت اجتماعی به پا خواسته بودند به میدان آورده اند
اما قرآن در باره سنگسار چه میگوید؟
دشمنان پیامبران برای جلوگیری از آگاه کردن مردم توسط پیامبران آنها را به سنگسار تهدید میکردند
*در مورد حضرت شعیب – سوره هود ۹۱
گفتند اى شعیب بسیارى از آنچه را که مىگویى نمىفهمیم و واقعاً تو را در میان خود ضعیف مىبینیم و اگر عشیره تو نبود قطعا سنگسارت مىکردیم و تو بر ما پیروز نیستى
در مورد حضرت ابراهیم – سوره مریم ۴۶
گفت اى ابراهیم آیا تو از خدایان من متنفرى اگر باز نایستى تو را سنگسار خواهم کرد و [برو] براى مدتى طولانى از من دور شو
*
۱۳ الی ۱۸ در مورد مخالفین حضرت مو سی – سوره یس آیات
[داستان] مردم آن شهرى را که رسولان بدانجا آمدند براى آنان مثل زن (۱۳) آنگاه که دو تن سوى آنان فرستادیم و[لى] آن دو را دروغزن پنداشتند تا با [فرستاده] سومین [آنان را] تایید کردیم پس [رسولان] گفتند ما به سوى شما به پیامبرى فرستاده شدهایم (۱۴) [ناباوران آن دیار] گفتند شما جز بشرى مانند ما نیستید و [خداى] رحمان چیزى نفرستاده و شما جز دروغ نمىپردازید (۱۵) گفتند پروردگار ما مىداند که ما واقعا به سوى شما به پیامبرى فرستاده شدهایم (۱۶) و بر ما [وظیفهاى] جز رسانیدن آشکار [پیام] نیست (۱۷) پاسخ دادند ما [حضور] شما را به شگون بد گرفتهایم اگر دست برندارید سنگسارتان مىکنیم و قطعاً عذاب دردناکى از ما به شما خواهد رسید (۱۸)
* خداوند در حکم خویش هیچکس را شریک نمیکند
وَلَا یُشْرِکُ فِی حُکْمِهِ أَحَدًا ﴿۲۶﴾ کهف
و شریک نگرداند در حکم خویش کسی را
* خداوند به رسول فرمان میدهد که تابع حکم الله باشد
و پیروی کن آنچه را وحی میشود به سوی تو و صبر کن تا خدا حکم کند و او بهترین حکم کنندگان است- ﴿۱۰۹﴾ یونس
* خداوند به رسول فرمان میدهد که فقط حکم الله را اجرا کند
﴿۴۹﴾ مائده
و آنکه حکم کن میان ایشان بدآنچه خدا نازل کرد و از هوسهای آنها پیروی نکن و از ایشان بترس که مبادا فریبت دهند
منافقین تابع ولایت شیطان هستند- نساء آیهای ۶۰-۶۱
آیا ندیدی آنان را که می پندارند که ایشان ایمان آورده اند بدانچه بسوی تو نازل شده است و آنچه پیش از تو نازل شده است، میخواهند بسوی طاغوت داوری برند و بدرستی که امر شدند که کفر بورزند به او و شیطان میخواهد که گمراهشان کند گمراهی دوری(۶۰) و اگر به ایشان گفته شود بیایید بسوی آنچه خدا نازل کرد و بسوی رسول، منافقین را می بینی که بازمیدارند از تو بازداشتنی
* دشمنان خدا تابع احادیث و روایات مجعول هستند نه حکم خدا در قرآن
چون به آنان گفته شود از آنچه خدا نازل کرده است پیروى کنید مىگویند نه بلکه از چیزى که پدران خود را بر آن یافتهایم پیروى مىکنیم آیا هر چند پدرانشان چیزى را تعقل نمی کردند و نه هدایت میشوندو ﴿۱۷۰﴾ بقره
* اکثریت مردم از ظن و اوهام و گمان باطل خودشان پیروی میکنند
آنها را بدان دانشی نیست، جز گمان را پیروی نکنند و همانا گمان از حقیقت چیزی را بی نیاز نگرداند
﴿۲۸﴾ نجم
* اکثر کسانی که به خدا ایمان آورده اند، مشرک هستند؟!
و ایمان نمی آورند اکثرشان به خدا مگر و ایشان مشرکان هستند. ﴿۱۰۶﴾
* خداوند به مسلمین فرمان میدهد که فقط از حکم خدا پیروی نمایند و لاغیر
*﴿۳﴾ اعراف
و پیروی کنید آنچه نازل کرد بر شما پروردگارتان و از اولیاء(جمع ولی) پیروی نکنید، چه کم یادآور می شوید
* شارع دین فقط خداست
*﴿۲۱﴾ شورا
آیا ایشان را شریکانی است که شرع می کنند برای ایشان از دین آنچه را بر آن خدا اجازه نداده
پس حکم خدا در مورد زناکار مجرد و متأهل چیست؟﴿۲﴾ نور
به هر زن زناکار و مرد زناکارى صد تازیانه بزنید و اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید در [کار] دین خدا نسبت به آن دو دلسوزى نکنید و باید گروهى از مؤمنان در کیفر آن دو حضور یابند
و بعد از اجرای حکم آنها را خانه هایتان بیرون نرانید
نساء ۱۵
و از زنان شما کسانى که مرتکب زنا مىشوند چهار تن از میان خود [مسلمانان] بر آنان گواه گیرید پس اگر شهادت دادند آنان [=زنان] را در خانهها نگاه دارید تا از بین رفتن(نابودی ومرگ چنین اعمالی) یا خدا راهى براى آنان قرار دهد
*﴿۴۴﴾ مائده
و آنکس حکم نکند بدآنچه خدا نازل کرده، پس آنان کافران هستند
* ﴿۴۵﴾ مائده
و آنکس حکم نکند بدآنچه خدا نازل کرده، پس آنان ستمگران هستند.
*﴿۴۷﴾ مائده
و آنکس حکم نکند بدآنچه خدا نازل کرده، پس آنان نافرمانان هستند
این آیات نشان میدهد کسانی که تسلیم حق نیستند و به رای خود عمل میکنند فاسق (بیرون رفته از حق، نافرمان) ؛ کافر ( حق پوشان ) ستمگر و ظالم ، مشرک (خود را با خدا شریک میکنند، خود را نماینده خدا میکنند، همانطور که آقای مصباح رهبر را پاسخگو به خدا میداند نه به مردم! اینها شریک خدا شده یعنی مشرک یعنی از اسلام خارج شدند
پس حکم خدا در مورد زناکارمتأهل و مجرد سنگسار ” رجم” نبوده ودر دیدگاه توحیدی قرآن مبین کسانی که حکم نکنند بدآنچه خدا نازل کرده، کافر”حق پوش”- ظالم ” ستمگر”- فاسق”نافرمان” بوده است. و انهم در دورانی که چنین مجازاتی در دنیا مرسوم بوده است و نرم عدالت و قضا بو ده است ..
مبنا در قرآن بر اصل برائت و جبران خسارت در نظر گرفته شده نه افزایش خسارت، اگر یکی کشته یا تجاوز به عنف کرده سعی میشود از کشتار بیشتر یا تجاوز کمتر شود نه با کشتن دیگری بر کشته شده ها اضافه شود.
تناقضات فکری و عملی حکومت مطلقه فقیه
در حالی که روحانیون حاکم عفب افتاده ترین و خشن ترین برداشت ها ی فقه سنتی رادر ایران و سیتسم قضایئ ایران حاکم کرده اند ، از سوی دیگر میلیاردها دلار هزینه بدون اطلاع مردم برای انرژی هسته ای در دست مردم می گزارند !
دولتی که بدلیل انحصار طلبی و تقسیم کردن شهروندان به خودی و غیر خودی هنوز نمی تواند از انرژی های فسیلی کشور استفاده کند ، قصد دارد انسان به فضا بفرستد.
حکومت مطلقه فقها مجموعه ای از تناقضات جدی هست و به همین دلیل هست که نمی توان کشوری مانند ایران را کنترل کرد مگر اینکه با ابزاری های غیر انسانی مانند سنگسار و قطع دست و شلاق ، در جامعه رعب وحشت ایجاد کنند تا سیاست ” الرعب بالنصر ” “ییروزی در ایجاد وحشت ” ، تئوریسین نظام ، مصباح یزدی تحقق پیدا کند .
mlangrudi@hotmail.com مزدک لنگرودی ۹ اوت ۲۰۱۰
[پاسخ]
محمد پاسخ در تاريخ شهریور ۲۲م, ۱۳۸۹ ۱:۳۴ ب.ظ:
غسل هم در قرآن نیست پس ماغسل نکنیم دیگه!!!!!!
فقط برای اولش می خواستم اینو بگم
من هیچ نظری درباره این کتاب ندارم چون اطلاعی از سنگسار ندارم.
[پاسخ]
آرمان پاسخ در تاريخ مهر ۱۷م, ۱۳۸۹ ۱۱:۰۷ ق.ظ:
غسل یا طلب طهارت کردن رو مقایسه کردی با سنگسار !!!!!!
ای عجب از این مقایسه
پس مقایسه های دیگری هم بکن
تنفس
پرواز کردن
بیل زدن
کشک سابیدن
…
[پاسخ]
رهگذر قدیمی پاسخ در تاريخ آذر ۷م, ۱۳۸۹ ۱:۲۵ ب.ظ:
جناب محمد لطفا برای ادعاهایتون کمی هم مطالعه بکنید غسل و تیمم هردو در قران وجود دارد و البته حکم قطعی زنا هم در قران هست اما متاسفانه ما همیشه اصل(قران) می گذاریم و به وصل(حدیث وروایت) می چسبیم چون اینجوری صرفه اش بیشتره!! البته غسلی که در قران آمده برای تمیز شدن جهت ادای نماز است و حضور در مقابل خدا نه غسل ایام هفته و غدیر و نیه شعبان و….
[پاسخ]
سلام
یکی ازمنابع حقوقی اسلامی ماکتاب الله است ودیگری سنت می باشدکه “رجم”درسنت وجودداشته.البته نه درزمان رسول خدابلکه درزمان خلفاوحتی درتاریخ خلافت،به فرمان امیرالمؤمنین علی علیه السلام این حکم چندین باراجراشده.البته اثبات زنا به این سهولت نیست که رجم به راحتی موردحکم قرارگیردومواردی هم که به فرمان علی علیه السلام اعمال شده بخاطراقرافردزانی یازانیه بوده که البته مولابسیارسعی می کردنداین اقراربه۴بارنرسد.واگردرزمان بقیه ی ائمه دیده نشده فقط به این دلیل بوده که ایشان هیچ یک زمام امورجامعه ی مسلمین رادردست نداشتندیعنی به عبارت ساده تر،هیچ کدامشان قدرت سیاسی نداشتند.
وهمانطورکه درحال حاضرهم موردتأکیداست اگرحدی ازحدودالهی اجرایش موجب وهن جامعه ی مسلمین گردد،آن رااجرانمی کنندومصداق بارزش درحال حاضرحکم خانم آشتیانی است که هنوزاجرانشده.
یاعلی
[پاسخ]
آرمان پاسخ در تاريخ مهر ۱۷م, ۱۳۸۹ ۱۱:۰۴ ق.ظ:
مهسیما جان موارد متعددی بوده که اجرا شده این یکی رو نبین عزیزم
اصل موضوع اجرا مهمه نه این که شرایط مهیاست یا خیر
[پاسخ]
شما بیایید پیش یک اسلام شناس که به واقعیات روز هم اشراف داشته باشه این بحث رو مطرح کنید سنگساز یعنی کسی که نرم ها و هنجارهای جامعه را شکسته و به مرد یا زنش خیانت کرده و اینقدر مساله تابلو شده که از دست در رفته بعد حالا جامعه میاد اونو تقبیه میکنه تازه نه اینکه واقعا کشتن هدف باشه بلکه همینکه اعلام انزجار شد کافیه چون در اسلام هست که اگه طرف فرار کرد لازم نیست برش گردونن در هر حال باید نزد اسلام شناس مطرح بشه نه دست یک مشت بی سواد صهیونیست
[پاسخ]
آرمان پاسخ در تاريخ مهر ۱۷م, ۱۳۸۹ ۱۱:۰۱ ق.ظ:
احمد آقا تقبیح درسته نه تقبیه
همچنین قابل توجه بقیه بی سوادهای صهیونیست درست بنویسید دیگه …
ای بابا …
[پاسخ]
اسلام ، مسیحیت ، یهودیت، زرتشت و ……کلیه ادیان برای صلح و جلوگیری از توحش آمده اند نه برای مجوز صادر کردن برای کارهای غیر انسانی اگر کسی مطابق قانون هر کشوری به مرگ محکوم شود راههای انسانی تری هم برای این کار وجود دارد
[پاسخ]
شاید بتوان گفت که سنگسار همچو صیغه از دزدیهای ازمنه قدیم بوده (مثل راه زنی)پس قران ان را رد می کند!
BYE
[پاسخ]
لزومی ندارد که یک حکم اسلامی حتما در قرآن آمده باشد تا بتواند اجرا شود.
[پاسخ]
آرمان پاسخ در تاريخ مهر ۱۷م, ۱۳۸۹ ۱۱:۰۲ ق.ظ:
و لزومی هم ندارد که اجرا بشود
[پاسخ]
۱٫ در مورد رجم آیهاى در قرآن مجید نیامده است. نه تنها این حکم بلکه بسیارى از احکام مسلم شرعى که حتى از ضروریات دین است در قرآن نیامده. از باب نمونه مسائل راجع به غسل و تعداد رکعات نماز ,کیفیت ازدواج و…. البته ضرورتى هم ایجاب نمىکند که تک تک احکام شرعى به صورت مبسوط در قرآن ذکر شود. قرآن کریم در آیات متعددى ما را به سوى پیامبر و اهل بیت او علیه السلام رهنمون شده دستور به فراگیری احکام الهی از رسول مکرم اسلام نموده و اطاعت ازآنان را بر ما واجب نموده و یا اطاعت از پیامبر را اطاعت از خداوند دانسته است.
به همین جهت سنّت که گفتار پیامبر و اهل بیت معصومین پیامبر علیهم صلوات الله است یکى از منابع استخراج احکام شرعى در کنار قران به شمار مىرود و بسیارى از احکام شرعى از روایات پیامبر و اهل بیتعلیه السلام استفاده مىشود، همان طور که بیش از سه هزار حکم شرعی در مورد نماز در قرآن نیامده ولى در سنت معصومینعلیه السلام تبیین شدهاند.
حکم سنگسار زناکارى که داراى همسر باشد با تحقق شرایط آن یکى از مسائلى است که با روایات متعدد از پیامبر و ائمه معصومینعلیهم السلام ثابت شده است و محل اتفاق جمیع فقها است بلکه به حد ضرورت و بداهت بین مسلمانان رسیده و جاى تأمل و تردید در این حکم وجود ندارد. در جلد ۲۸ کتاب شریف وسائل الشیعه بیش ۱۸ روایت به طور صریح و صحیح و حدود ۴۰ روایت به طور ضمنی و تلویحی طی ۹ باب ، در این مورد نقل شده است.
به عنوان مثال:
«عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الْحُرُّ وَ الْحُرَّةُ إِذَا زَنَیَا جُلِدَ کُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ فَأَمَّا الْمُحْصَنُ وَ الْمُحْصَنَةُ فَعَلَیْهِمَا الرَّجْم؛ زن و مرد آزاد در صورتی که مرتکب زنا شوند هرکدام ۱۰۰ ضربه شلاق می خورند اما در صورتی که همسردار باشند بایستی سنگسار شوند.»
پیش بینی حکم سنگسار برای زنای محصنه مانند آینه ای است که میزان قبح و ضرر رسانندگی این گناه را برای فرد، خانواده و اجتماع منعکس می کند و در عین حال مغبوضیت این گناه و آثار مادی و معنوی مخرب آن را به انسان ها گوشزد می کند.
۲٫ تحقق شرایط سنگسار بسیار سخت گیرانه و متوقف بر سه دسته شرایط است. الف .شرایط ثبوت گناهی که مستوجب سنگسار است. ب. شرایط اثبات گناه مستوجب سنگسار. ج. شرایط اجرای حکم سنگسار.
شرایط سه گانه فوق به گونه ای پیش بینی شده است که تحقق همه آنها و اجرای حکم سنگسار امری بسیار نادر خواهد بود. در ادامه به تبیین مفصل تر این شرایط می پردازیم تا سیاست کیفری اسلام در این زمینه را بیابیم. این شرایط را به سه دسته شرایط ثبوتی ، شرایط اثباتی و شرایط اجرای حکم سنگسار تفکیک می نماییم.
الف شرایط ثبوتی
حکم سنگسار مخصوص زن یا مردی است که در حالی زنا کند که: اولاً متأهل و دارای همسر باشد. ثانیاً به همسر خود دسترسی داشته باشد و بتواند با او آمیزش جنسی داشته باشد. مثلاً در سفر نباشد و یا دارای عذر منافی با مسائل زناشویی نباشد. مانند عادت ماهیانه و یا ناشزه بودن همسر یا عنین بودن مرد. ثالثا شرایط عمومی تکلیف را داشته باشد (بالغ ، عاقل ، عالم به حکم ، غیر مضطر، غیر مکره ، مسلمان و…).
خلل به هر کدام از شرایط فوق مانع از ثبوت زنایی که مستوجب سنگسار است می باشد.
ب. شرایط اثباتی
در صورت تحقق جرم زنا با شرایط فوق ، زنایی قابل سنگسار است که بر اساس شرایط خاصی که در ادامه به توضیح آن خواهیم پرداخت ، نزد حاکم اسلامی به اثبات برسد. اشاره این نکته ضروری است که شکل اثبات بایستی صرفا بر اساس روش ها و شرایط زیر باشد. به عنوان مثال اگر گفته شود ۴ نفر عادل بایستی شهادت دهند نمی شود گفت اگر سه نفر مثلا مرجع تقلید و انسان متشخص شهادت دادند دیگر نیازی به شهادت ۴ نفر نیست.
فی الجمله اینکه روش اثبات زنا منحصر به دو روش است. بعد از حصول شرائط ثبوتی زنای محصنه ، اگر مرد یا زن متأهل برخوردار از همسر حلال و بی مانع، به گناه زنا آلوده شوند و در «فضایی کاملاً آزاد» چهار بار به این عمل خود اقرار کنند یا «چهار شاهد عادل عیناً این عمل زنا را با خصوصیاتش ملاحظه و مشاهده کرده باشند» و در محضر حاکم شرع گواهی دادند زنای محصنه اثبات می گردد.
پس روش اثبات زنا دو گونه است :
اول : شهادت
شهود بایستی مرد و عادل باشند که ارتباط جنسی مذکور را با تمام خصوصیات به چشم خود دیده باشند. شخص عادل یعنی کسی که مرتکب گناه و از جمله گناه تجسس ،چشم چرانی ، نظر به عورت و… نمی شود.
در مورد کیفیت شهادت در روایات متعدد آمده است:
« أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَا یُرْجَمُ الرَّجُلُ وَ الْمَرْأَةُ حَتَّى یَشْهَدَ عَلَیْهِمَا أَرْبَعَةُ شُهَدَاءَ عَلَى الْجِمَاعِ وَ الْإِیلَاجِ وَ الْإِدْخَالِ کَالْمِیلِ فِی الْمُکْحُلَة؛ امام صادق علیه السلام فرمودند: مرد و زنی که دارای همسر هستند و مرتکب زنا شده اند سنگسار نمی گردند مگر اینکه ۴ نفر مرد شهادت دهند به طوری که دخول و خروج را مانند داخل و خارج شدن میله سرمه در سرمه دان دیده باشند».
بر اساس روایات دیگری، هرگونه تجسس از این گناه نهی گردیده است. در روایتی آمده است که : «فردی نزد پیامبر مکرم اسلام صلوات الله علیه آمد و گفت در فلان مکان دونفر مشغول زنا هستند. پیامبر صلوات الله علیه امیرالمومنین علیه السلام را که شخصی عالم به احکام الهی و سیاست کیفری اسلام بود برای تحقیق فرستادند. امیرالمومنین علیه السلام وقتی به نزدیکی آن مکان رسیدند چشمان خویش را بستند و حضور خود را آشکار کرده و بلند صدا زدند که به خبر رسیده است در اینجا کسانی معصیت خدا را می کنند. در این حالت آن دو نفر خبردار شدند و از مکان گریختند. بعد از آنکه امیرالمومنین علی علیه السلام نزد پیامبر صلوات الله علیه آمدند پیامبر مکرم اسلام از آنچه رخ داده بود پرسیدند ، امیرالمومنین علیه السلام در پاسخ فرمودند : من فقط دیدم دو نفر دارند فرار می کنند و هیچگونه فحشا و منکری ندیدم».
با توجه به این روایات و با توجه به اینکه همواره در مورد تجسس نهی شده و این امر به عنوان گناه ذکر گردیده و بالاتر از همه نگاه به فرج و آلت تناسلی دیگران از مسلم ترین گناهان است می توان این نتیجه را اخذ نمود که :معمولا حصول چنین شرائطی بسیار نادر است. چرا که اولا به طور معمول بسیار کم اتفاق می افتد که چهار شاهد عادل به طور همزمان , عملی را که معمولاً در خفا واقع میشود را ببینند مخصوصا اینکه شاهد باید عادل باشد و شهادت او در ضمن تجسس و نگاه کردن به فرج دیگران که خود از گناهان مسلم است و سبب خروج از عدالت است محقق نمی شود. مگر آنکه زناکار(مرد یا زن ) نه تنها قصد لذت جویی و زنا را داشته باشد بلکه قصد اشاعه فحشا و علنی کردن کار گناه خویش یا هتک حرمت و حیثیت و … داشته باشند که در این صورت حکم سنگسار بهترین مجازات بازدارنده برای این افراد است.
نکته دیگر اینکه شهادت باید توسط ۴ نفر عادل باشد و اگر سه نفر عادل شهادت دهند نه تنها بر زناکار حد جاری نمی شود بلکه سه نفر شاهد عادل مجازات شده و شلاق می خورند.
در آیه شریفه آمده است «وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصنَاتِ ثمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِینَ جَلْدَةً وَ لا تَقْبَلُوا لهُمْ شهَادَةً أَبَداً وَ أُولَئک هُمُ الْفَاسِقُونَون؛کسانى که زنان همسردار را متهم مى کنند سپس چهار شاهد(بر ادعاى خود) نمىآورند آنها را هشتاد تازیانه بزنید، و شهادتشان را هرگز نپذیرید، و آنها فاسقانند».
در روایتی آمده است : «سه نفر نزد امیرالمومنین علی علیه السلام برای شهادت به زنا علیه شخصی حاضر شدند ، حضرت فرمودند اثبات زنا نیازمند ۴ شاهد است ، شهود در جواب گفتند نفر چهارم در راه است و بزودی می آید. حضرت دستور دادند که این سه نفر را حد قذف (۸۰ ضربه شلاق به خاطر افترا) اقامه کردند».
دوم: اقرار
روش دوم اثبات زنا محصنه اقرار است. اگر شخص عاقل و بالغ و مختار و قاصدی در چهار مرحله متفاوت به زنا اقرار نماید، زنای او ثابت شده است.
این حکم صریح بدین معنی است که حتی اگر کسی سه بار به زنا اقرار کند و بار چهارم انکار کند زنای او ثابت نمی شود، یا اگر در مجلسی چهار بار به زنا اقرار کند، حد بر او ثابت نمی شود.
فلسفه چهار بار اقرار در چهار موقعیت متفاوت با توجه به نگاهی اجمالی به روایات ، در این است که شخص اقرار دهنده ممکن است در دفعات اول و دوم و سوم به دلیل عذاب وجدان اقرار کند اما با طولانی مدت شدن روند اقرار گیری شخص ممکن است با توبه به درگاه خداوند، از کرده خود پشیمان شده و راه درست را پیش بگیرد. در این حالت شخص زنا کننده در منظر الهی پاک است و نیازی به پاک شدن زمینی (اجرای حد) بر او احساس نمی شود.
از طرفی اقرار بایستی که صریح باشد و دلالت بر چیز دیگری جز زنا نداشته باشد و هیچ احتمال عقلایی بر خلاف آن داده نشود. (امام خمینى، تحریر الوسیله، ج۲، ص۴۵۹) . سنت پیامبر و امام علی علیهما السلام هم بر همین بود. بر اساس روایات حتی اگر کسی مرتکب زنا شد بهتر است توبه کند و مراجعه به دادگاه و اعتراف به هیچ وجه توصیه نشده بلکه از آن نهی گردیده است.
روایات ذیل نمونه ای ا ست از چندین روایت ناظر بر این ادعا:
- «زنى خدمت على(ع) آمد و گفت: اى امیرمؤمنان من زنا دادهام، مرا پاک کن، چرا که عذاب دنیا از عذاب آخرت که تمام شدنى نیست آسانتر است.»
حضرت به او گفت: به چه سببى تو را پاک کنم؟ گفت: من زنا دادهام.
آن گاه که این عمل را انجام دادى داراى شوهر بودى؟ – بلى، داراى شوهر بودم.
آیا شوهرت هنگام زنا به تو دسترسى داشت یا غایب بود؟ شوهرم حاضر بود و دسترسى داشتم .پس از اینکه سخن بدینجا رسید حضرت به وى گفت برو وضع حمل کن و پس از آن بیا تا پاکت کنم.
پس از مدتى آن زن خدمت على(ع) آمد در حالى که وضع حمل کرده بود و دوباره اقرار کرد و حضرت سؤالات قبلى را دقیقاً مطرح کرد و پس از اینکه راهى براى فرارش نیافت، گفت: فعلاً برو و همان گونه که خداوند امر کرد فرزند خود را دو سال کامل شیر بده.
پس از دو سال آن زن برگشت و بار دیگر اقرار کرد و حضرت دوباره سؤالات قبل را مطرح نمود تا شاید راه فرارى پیدا شود، ولى آن زن اصرار بر اقرار به ارتکاب زنا و تحمل مجازات رجم را داشت و چون حضرت این چنین یافت فرمود: فعلاً برو و تربیت او را بر عهده بگیر، تا به طور مناسب خوردن وآشامیدن را فراگیرد و زمین نخورد و در چاه نیفتد. با فرمان امیرمؤمنان زن از نزد ایشان رفت در حالى که سه اقرار تحقق یافته بود، ولى هنگامى که این زن از محضر على(ع) بیرون رفت با عمرو بنحریث مخزومى مواجه شد. او گفت: چرا گریه مىکنى؟ من تو را دیدم که نزد على مىرفتى و از او درخواست مىکردى که تو را پاک کند. گفت: من نزد امیر مؤمنان رفتم و از او خواستم مرا پاک کند، ولى او گفت: فعلاً فرزند خود را تربیت کن تا خوب بتواند بخورد و بیاشامد وبر زمین نیفتد و در چاه سقوط نکند و من مىترسم که مرگ دامنگیرم شود در حالى که پاک نشدهام. عمرو بنحریث گفت: به سوى على(ع) برگرد، من کفالت فرزندت را بر عهده مىگیرم. پس از آن زن برگشت و به على(ع) گفت: عمرو فرزند مرا نگهدارى مىکند. در این هنگام باز هم على(ع) خود را به تجاهل زده، سؤال کرد: براى چه او را نگهدارى مىکند؟ زن گفت: اى امیرمؤمنان من زنا کردهام، مرا پاک کن و باز هم حضرت همان سؤالات سابق را مطرح کرد و او جواب گفت.
در این هنگام حضرت سر خود را به سوى آسمان بلند کرد و گفت: خدایا چهار اقرار ثابت شد، آن گاه در حالى که صورتش سرخ شده بود، با ناراحتى نگاهى به عمرو انداخت. عمرو وقتى این حالت را دید گفت: اى امیرمؤمنان چون من فکر مىکردم شما از این کارم خوشتان مىآید، متکفل امور فرزندش شدهام، اما حال که ناراحت هستید چنین کارى را نمىکنم. حضرت فرمود: حال که چهار اقرارش کامل شد این حرف را مىزنى؟؛ یعنى خوب بود قبل از آن از من نظر مىخواستى آن گاه من نارضایتى خود را اعلام مىکردم، نه حالا که چهار اقرارش کامل شده و باید رجم شود. سپس حضرت فرمود: حال سرپرستى آن کودک را با خوارى و ذلت بر عهده بگیر. سپس دستور داد تا آن زن را رجم کردند» (حرّ عاملى، وسایل الشیعه، ج۱۸، ابواب حدالزنا، باب۱۶، ص۳۷۹، ح۱، با مقدارى تلخیص)
- «اسلمى نزد پیامبر اکرم(ص) آمد و چهار بار اقرار کرد که مرتکب زنا با زنى شده است و حضرت در هر چهار بار از وى اعراض کرده و روى بر مىگرداند. وقتى اسلمى براى بار پنجم خواست اقرار کند حضرت فرمود: آیا او را وطى کردى؟ گفت: بلى، حضرت سؤال کرد: به گونهاى که آلت تو در فرج او غایب شد؟ گفت: بلى، حضرت دوباره سؤال کرد: همان گونه که میل در سرمهدان و طناب چاه در چاه غایب مىشود؟ گفت: بلى، حضرت باز هم سؤال را ادامه داده فرمود: آیا مىدانى زنا چیست؟ گفت: بلى، همان کارى را که مردان با همسر حلال خود مىکنند من به صورت حرام انجام دادهام. پس از روشن شدن مراد اسلمى و اینکه او واقعاً زنا کرده است حضرت سؤال کرد: حال با این اظهار چه قصدى دارد؟ گفت: مىخواهم مرا پاک کنى، پس از آن حضرت دستور داد او را رجم کنند» (علاءالدین على المتقى الهندى، کنز العمّال، ج۵، ص۴۴۲)
- در روایتی در مورد یکی از قضاوت های امیرالمومنین علیه السلام آمده است :
«مردی از کوفه نزد ایشان آمد و اقرار به زنای محصنه کرد و از ایشان درخواست نمود که با اجرای حد او را از این گناه پاک کنند.حضرت به او فرمود آیا قرآن بلدی (اشاره به اینکه احکام اسلامی را می دانی)در جواب گفت: آری و مقداری از قرآن را تلاوت نمود بعد حضرت فرمود آیا دیوانه نیستی. آن مرد گفت نه . حضرت فرمود :از من دور شو که باید در مورد تو تحقیق کنم. روز دیگر آمد و همین اقرار را نزد امیرالمومنین نمود این بار حضرت از او پرسید که آیا در زمان زنا همسری که با او باشی داشتی ؟ در جواب گفت آری حضرت فرمود برو تا در این مورد تحقیق کنم. بار سوم نیز همین اتفاق افتاد و حضرت او را طرد نمود و در اقرار چهارم حضرت او را بازداشت کرده و اقدام به صدور حکم رجم نمودند.»
- «ماعزبن مالک نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: اى رسول خدا من مرتکب زنا شدهام، ولى پیامبر اکرم(ص) از وى روى گرداند. ماعز دوباره از سمت راست پیامبر اکرم آمد و گفت: اى رسول خدا من زنا کردهام، باز هم پیامبر اکرم از وى روى گرداند. او براى بار سوم نزد ایشان آمد و گفت: من مرتکب زنا شدهام، ولى پیامبر اکرم این بار نیز توجهى نکرد. پس از آن ماعز بار دیگر خدمت پیامبر اکرم رسید و بار دیگر اقرار کرد. وقتى با این اقرار، اقرارهاى چهارگانه کامل شد، پیامبر اکرم فرمود: شاید بر او بوسه زدى یا او را لمس کردى یا بر وى نظر انداختى. گفت: نه یا رسول الله، حضرت فرمود: آیا با وى همبستر شدى؟ گفت:بلى، همان گونه که میل در سرمهدان و طناب در چاه پنهان مىگردد. پیامبر اکرم گفت: آیا مىدانى زنا چیست؟ گفت: بلى، با او عملى را انجام دادم که مرد با همسر خود انجام دهد. حضرت فرمود: هدف تو از ابراز این اقرار چیست؟ گفت: مىخواهم مرا پاک کنى. آن گاه حضرت امر کرد تا او را رجم کنند.» (بیهقى، السنن الکبرى، ج۸، ص۲۲۶ و ۲۲۷٫)
در واقع رفتار آن ها به گونه ای بود که فرد از اقرار کردن سر باز زند و گناه زناکاری را به گردن نگیرد، زیرا معتقد بودند که اگر شخص در گناهان حق اللهی توبه کند پاک می گردد و در عین حال یک عمل منکر و فحشا در جامعه پخش نمی شود.
باید توجه داشت تا وقتی تعداد اقرارها به چهار نمی رسیده است هیچ گونه تعقیب و دستگیری از طرف دولت اتفاق نمی افتاده است. از طرفی اگر کسی خودش به گناه خودش اعتراف می کرد(امام معصوم علیه السلام)، با سوالات خود فرد اقرار کننده را از اقرار کردن منصرف می کند و اگر فرد اقرار کننده بر مجازات خود مصر بود قاضی باید حکم را اجرا کند. و البته این از اختیارات قاضی است که حتی پس از صدور حکم هم در صورت توبه شخص اقرار کننده، وی را ببخشد.
می بینیم که در صورت اجرای دقیق این اصول کمتر کسی به حکم رجم گرفتار می آید مگر این که خودش قصد بر رجم شدن داشته باشد.
ج . اجرای حکم سنگسار بعد از اثبات
با وجود این همه شرایط سخت گیرانه در مورد ثبوت و اثبات حکم سنگسار ، در هر صورت وقتی که با تمام این شرایط حکم سنگسار ثابت و صادر شد شرایط اجرایی حکم سنگسار نیز به گونه ای است که سیاست خاص اسلام را نشان می دهد که بهانه های مشروعی را برای عدم اجرای کامل این حکم پیش بینی کرده است. در ادامه به برخی از این سیاست ها اشاره می کنیم.
اول. سقوط اجرای حکم سنگسار در صورت اثبات با شهادت در موارد خاص:
در صورتی که حکم سنگسار به وسیله شهادت ۴ شاهد با شرایطی که گذشت ثابت شده باشد در اجرای حکم سنگسار اولین اشخاصی که اقدام به اجرای این حکم می کنند کسانی هستند که علیه زناکار شهادت داده اند. این روش نوعی تحریک روانی است برای کسانی که ممکن است در شهادت دادن مرتکب کذب شده یا اینکه شهادت آن ها با تردید بوده است. در این صورت اگر حتی یک نفر از شهود اقدام به پرتاب سنگ ننماید و از محل اجرای سنگسار بگریزد حکم اجرای سنگسار متوقف می شود . قابل ذکر است در صورتی که یکی از شهود چنین واکنشی انجام دهد مرتکب عمل حرام یا جرمی نشده است و قابل تعقیب نیست.
دوم. سقوط حکم در صورت فرار مجرم بعد از شروع سنگسار در صورت اثبات حکم با اقرار:
در صورتی که زنای محصنه با اقرار ثابت شده باشد وقتی اجرای حکم سنگسار شروع شد و بعد از پرتاب اولین سنگ ، اگر شخص زناکار از حفره خارج شود اجرای حکم متوقف می شود و دیگر قابل تعقیب نیست.
سوم. سقوط حکم سنگسار در صورت انکار بعد از اقرار
علارغم اینکه در مورد دعاوی مختلف انکار بعد از اقرار نافذ نیست لکن در مورد زنا ، انکار بعد از اقرار باعث سقوط حکم سنگسار می شود.
چهارم. امکان عفو حاکم در صورت اثبات سنگسار با اقرار وتوبه
در صورتی که سنگسار با اقرار زناکار ثابت شود و زناکار توبه نماید و توبه او برای حاکم اسلامی محرز گردد امکان عفو حاکم اسلامی از اجرای حکم سنگسار وجود دارد.
در آخر ذکر این نکته نیز ضروری است که در مورد حدود الهی و از جمله حکم سنگسار قواعد و مقررات محدود کننده دیگری نیز وجود دارد که در تمام مراحل ثبوتی و اثباتی و اجرایی جاری می گردد. به عنوان مثال قاعده معروف «الحدود تدرء بالشبهات» عنوان می دارد در هر جا که شبهه ای برای این مراحل و خصوصیات آن وارد شد مجازات حد مرتفع می شود. به عنوان مثال روایات متعددی وجود دارد که بر اساس آن بعد از اینکه مردی به زنی از کسانی که نزدیکی با او حرام بوده است نزدیکی کرده و نزد حاکم برده شده است ادعا کرده که این خانم را با همسرم اشتباه گرفته ام و بر این اساس حکم حد زنا مرتفع می شود. یا در صورتی که احتمال دهیم شخصی حکم زنا را نمی دانسته است صدور حکم سنگسار منتفی خواهد بود.
البته بایستی این احتمال، امکان داشته باشد هر چند امکان آن بسیار کم باشد.
۳٫ با وجود این موارد بسیار نادر برای سنگسار ، چرا این حکم پیش بینی شده است؟
در پاسخ به این سئوال باید گفت اگر چه حکم سنگسار در موارد بسیار نادری محقق می گردد لکن منظور و مقصود شارع مقدس از اعتبار این حکم ، آن نبوده است که هر جا چنین عمل شنیعی رخ داد مرتکبین آن سنگسار شوند بلکه هدف از پیش بینی این حکم بازدارندگی به سزایی است که صرف پیش بینی این حکم خواهد داشت. کسی که در ورطه گناهان جنسی (و از جمله روابط نامشروع خانوادگی که باعث تزلزل نهاد خانواده و بسیاری از مفاسد دیگر اجتماعی می شود) گرفتار می شود همواره زنگ خطری را احساس خواهد کرد که این روابط غیر شرعی اولا آنقدر نزد خالق متعال و کسی که از مادر به انسان ها مهربان تر است منفور است که تنبیه آن را یکی از مجازات های خشن قرار داده است. ثانیا شخص گنهکار همواره در نظر داشته باشد که مهلکه این گناه پلید چه بسا ممکن است زمینه ساز تحقق همه شرایط ثبوتی، اثباتی و اجرایی زنای محصنه گردد و مجازات سختی بر او جاری گردد. ثالثا این گناه در صورتی که به شکل هنجار شکن خود برسد بی شک مستلزم برخوردی جدی خواهد بود.
[پاسخ]
با سلام خدمت دوستان عزیز
دین اسلام ؛ دین رحمته … دین عطوفت و مبارزه با خشونت …
من در برخی از کامنت های دوستانمون دیدم که صحبت از این موضوع شده که برای سنگسار ۴ تبصره قرار داده شده که عملاً اثبات حکم را منتفی می کنه … بعضی دوستان ایراد وارد کردند که مگه خدا نعوذبالله بیکار بوده …
دوستان عزیزم اسلام مجازات سخت سنگسار رو برای گناه زنای محصنه گذاشته تا عمق فضاحت این عمل مشخص بشه اما ۴ تبصره گذاشته تا این حکم در مورد کسی اجرا نشه مگر اینکه اون شخص واقعاً قصد توبه داشته باشه که اونوقت با جون و دل برای پاک شدن از گناه ، سختی مجازات رو می پذیره …
تمام مجازات های اسلامی به همین نوعند … در اسلام تا زمانی که فرد به گناه و اشتباه خود اقرار نکند، مجازات نمی شود مگر در احکامی که شهادت افراد برای اثبات جرم کافی باشه و جرم بالعمل باشه نه بالنیت و همچنین اقرار فردی در اسلام پذیرفته شده است که مبحوس و مرعوب و مضروب و تهدید نشده باشد ! به نظر شما در این صورت چه کسی به گناه ِدر خفای خود یا گناه بالنیت خود معترف می شود ؟ جز کسی که واقعاً قصد توبه دارد ؟
پس خدا هم بنده توابش را در این دنیا مجازات می کند تا در آن دنیا عذاب کمتری بکشه و اگر بنده ای توبه نکرد ، خدا در روز جزا به صورت کامل به حسابش رسیدگی می کنه …
در سنگسار هم همین مسئله جریان دارد … در اسلام کسی سنگسار می شه که عمل زنای محصنه را انجام داده باشد و سپس پشیمان شده و قصد توبه کنه ، خدا به دلیل قبح عظیم این عمل مجازات سختی برای او در نظر می گیره اما او را می بخشه ! با این مجازات سنگین هم قبح عمل نمایان شده هم راه عفو از آن گشوده …
سبحان ربنا ، هو الرحمان الحکیم
[پاسخ]
سلام
ممنون از کتاب فوق العاده تون
مدتها بود دنبال یه همچین بررسی میگشتم
متن موجود از کتاب”فقه استدلالی” برداشت شده از حاشیه نوشته و امضای انتهای متن متوجه شدم اما چنین کتابی رو پیدا نکردم در صورت امکان کتاب رو برای دانلود بذارید یا برام میل کنید
ممنون
[پاسخ]
باسلام .من معتقدم برای اجرای احکام باید قران وسنت رو با هم در نظر گرفت شاید این حکم در قران نیومده باشه اما اگه در زمان پیامبر یا ائمه این حکم اجرا شده نباید شک کرد
[پاسخ]
رهگذر قدیمی پاسخ در تاريخ آذر ۷م, ۱۳۸۹ ۱:۴۴ ب.ظ:
جناب ابوذر آیا به نظر شما قران کامل است یا نه؟ اگر کامل است لطفا دنبال جلد دوم و سومش نگردید. خداوندی که در مورد وضو شرح کافی میدهد چگونه مسئله ای مهم مثل سنگسار را به توضیح بندگانش وا می نهد و آنوقت مدعی میشود که “اکملت لکم دینکم”
[پاسخ]
سلام.
سنگسار درسته که داخل بعضی از روایت ها اومده و بهش تاکید شده ولی دلیلی وجود نداره که هر روایتی رو که میخونیم بهش استناد کنیم. ۱۴۰۰ سال گذشته و امکان داره این روایت ها کم و زیا شده باشن!
بعدش هم واسه سنگسار شرایطی وضع شده که به جرِءتع میشه گفت که اثبات اینها غیر ممکنه!اخه مگه میشه ۴تا ادم عادل ۲ نفر رو در
حال زنای محصن ببینن و بیان شهادت بدن؟؟؟؟/
اخه اگه عادل بودن چرا توی زندگی مردم دخالت کردن ؟؟؟؟؟؟
بقیه ی شرایط هم عیب هایی دارن که حوصله ام نمشه بگم
[پاسخ]
یک مسلمان که به دینش افتخار می کند. پاسخ در تاريخ مهر ۲م, ۱۳۹۰ ۴:۴۱ ب.ظ:
الهام خانم اولا برا اثبات درست یا غلط بودن روایات راه های علمی ای وجود داره که با مراجعه با اهل فنش می تونی در مورد اونا اطلاعات کسب کنی. دوما یکی از شرایط اجرا یحکم سنگسار،۴ بار اقرار خود زناکاره که این مورد خیلی غیرممکن نیست. در کل توصیه میکنم با مطالعه نظر بدبد.
[پاسخ]
تمام این مشکلات مثل حماقتی بنام سنگسار وقتی پدید می آید که ما از محمد هم مسلمانتر می شویم و یا از علی علویتر. ما آنقدری که در ارجیف دینی غرق شده ایم در خدا غرق نگشته ایم.
در جریان سنگسار من برای آن ابلهانی که مفلوکی را سنگ می زنند متاسفم این از دستاوردهای ورود اسلام ناب محمد به ایران است که مردم را این قدر سنگدل کرده و بی رحم که این کار ار انجام میدهند.
سخنان آقای خمینی را که همه را به برپائی دار و قتل فرا می خواند گوش کنید تا بهتر با مظاهر شیعه صفوی و پیروان کرکی آشنا شوید.
[پاسخ]
من قبول دارم که سنگسار مجازات خیلی خشنیه،تصورشم برای یک خانوم زجرآوره. ولی گاهی به این فکر میکنم که اگه بطور جدی اجرا میشد چقد آمار زنا پایین میومد. حداقل اینقد علنی تو جامعه وجود نداشت…اینطور نیس؟؟!
[پاسخ]
راستی من نتونستم کتابو دانلود کنم.اگه شد ایمیل کن برام.
[پاسخ]