نویسنده : انی کاظمی
|
متن پارسیِ گزارش |
|||||||
|
|
|||||||
|
|
|
بازخوانی اندیشهی اعتزالی |
|
|
|||
|
|
|
چهگونگی شکلگیری مکتب معتزله توسط نسلهای دوم و سوم ایرانیانِ مسلمانشده |
|
|
|||
|
|
|||||||
|
|
جنبشهای ضد فئودالی روستائیان ایران در اوائل خلافت عباسی |
|
|||||
|
|
در این بخش چند جنبش ضد فئودالی روستائی در ایران که در نیمهی دوم قرن دوم و دودههی نخست قرن سوم هجری به راه افتاد را مورد مطالعه قرار خواهیم داد: |
|
|||||
|
|
|
|
|||||
|
فرزندان سبکتگین، زمینهسازان حاکمیت ترک در ایران |
|||||||
|
در این بخش، رخدادهائی که به برافتادن پادشاهی سامانیها انجامید را ازنظر خواهیم گذراند، شاهد افتادن خراسان و بخشهائی از ایران به دست محمود سبکتگین خواهیم بود. جهاد محمود سبکتگین در هندوستان را از نظر خواهیم گذراند. شاهد جنایات محمود و مسعود غزنوی در ایران و نابودسازی کتابخانهها و مرکز فرهنگی و اعدام فرزندانگان ایرانی به دست او خواهیم بود. رواج همجنسبازی و غلامبارگی در دربار غزنوی را نظاره خواهیم کرد. بیلیاقتی مسعود غزنوی در کشورداری را خواهیم دید که سرانجام ترکان سلجوقی را تشویق میکند که ایران را از دست او بگیرند و او را به هندوستان بگریزانند. |
|||||||
|
|
|||||||
|
بسترهای تاریخی اسلامهای متعارض در جامعهی قبایل عربستان |
|||||||
|
در این نوشتار به چگونگی پیدایش سه مذهب بزرگ شیعه و سنی و خوارج توسط عربهای جهادگر از سه دستهبندی بزرگ قبایلی رقیب در عربستان و در پرتو باورهای سنتی قبایلی خودشان پس از فتوحات اسلامی سخن رفته، و اشارهئی هم به مکتب معتزله شده که توسط ایرانیهای مسلمانشده پرداخته شد و همچنین اشارهئی به اسلام پنجمی رفته که اسلام پیرپرست و گنبدپرست ترکی است |
|||||||
|
|
|||||||
|
سابقهی تاریخی اسکان قبایل و عشایر عرب در خوزستان |
|||||||
|
|
|||||||
|
|
|
کند و کاوی گذرا در تاریخ و زبان مردم آذربایجان |
|
|
|||
|
با نگاهی به تاریخچهی ورود چماعات ترک بهدرون ایران، جاگیر شدنشان در آذربایجان، و ترکزبان شدنِ مردم آذربایجان |
|||||||
|
آذری، یا زبان باستانِ آذربایجان ـ نوشتهی احمد کسروی |
|||||||
|
پژوهش ارزشمند شادروان احمد کسروی دربارهی زبان بومی مردم آذربایجان پیش از ترکزبان شدنشان |
|||||||
|
|
|||||||
|
متن کامل نامهی جعفر پیشهوری و رهبران فرقهی موسوم به دموکرات در آذربایجان، به استالین |
|||||||
|
پیشهوری و سردستههای فرقهی تجزیهطلبِ موسوم به دموکرات در آذربایجان از استالین درخواست میکنند که مخفیانه برایشان اسلحه بفرستد، و بهاو قول میدهند که نخواهند گذاشت کارگزاران دولت ایران از این موضوع اطلاع بیابد. آنها بهاستالین هشدار میدهند که اگر دیر بجنبد منافع اتحاد شوروی در ایران بهخطر خواهد افتاد. بهاو اطلاع میدهند که مردم آذربایجان خواهان جدائی از ایران هستند ولی اگر استالین ترجیح بدهد که فعلا از ایران جدا نشوند هم همچنان برای برقرار کردن دولت سوسالیستی در ایران تلاش خواهند کرد تا کل ایران به شوروی وابسته شود. |
|||||||
|
|
|||||||
|
متن کامل سخنرانی دکتر محمد مصدق در مجلس پنجم |
|||||||
۳۸۹ دیدگاه »
اندیشه خود را به یادگار بگذارید
- لطفاً به صورت پارسی بنویسید- برای تماس با مدیریت به "صفحه تماس" بروید
- برای طرح مباحثی که با نوشتار بالا مرتبط نیستند لطفاً به "انجمن گفتگو" رفته و بگو مگو کنید
کلمات کلیدی : " دانلود" + "دانلود" + "دانلود کتاب" + "دانلود کتاب رايگان" + "دانلود کتاب هاي تاريخي" + "رايگان" + "کتاب" + "کتاب هاي الکتريکي" + "کتاب هاي الکتريکي تاريخي" + "کتاب هاي تاريخي" + "کتاب هاي رايگان"






[...] دانلود کتاب قیام بابک خرم دین در آذربایجان – متن کامل از… [...]
[...] دانلود کتاب قیام بابک خرم دین در آذربایجان – متن کامل از… – ۰ views – اگر این مطلب را پسندیدید با ارسال یک ‘ نظر’ آن را غنی کنید و با پیشنهاد و انتقاد خود یاری مان کنید و یا می توانید در سایت | ثبت نام کرده و فعالیت کنید [...]
ما استقلال را نخواستیم باآنکه حق هر ملتی است اما از حق آزادی نمی گذریم یعنی خواستار پیوستن آذزباییجان جبوبی به شمالی نیستیم اگر حق آزادی ما را در داخل کشور ایران بدهند آزادی یعنی :یک کودک ترک زبان بتواند ترکی بیاموزد و ترکی بنویسد یک ترک زبان بتواند در جامعه و شهر و دیآر خود از هویت خود محافظت کند نام مکانها ی تغییر یافته ترکی به فارسی در زمان پهلوی منفور و بعد انقلاب باز گردانده شود. شبکه کاملاً ترکی تاسیس شود نه آنکه شبکه ای استانی ۱۱ ساعته آن هم با فیلم سینمایی و کارتون و سریال و مسابقه و اخبار که به فارسی پخش می شوند را نمی خواهیم و…
[پاسخ]
مهرداد پاسخ در تاريخ آبان ۱۴م, ۱۳۹۰ ۶:۲۴ ب.ظ:
yashasen azarbyjan va yashasen sanin kimin shir oglannar
[پاسخ]
الهام تبریزی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴م, ۱۳۹۰ ۷:۴۵ ب.ظ:
به نام خدایی که انسان را ازاد افرید… ولی افسوس انسانهایی را نیز همچون خاصیت جریان باد و پرچم افرید که به محض خروج از شهرهای فارس زبان بدروغ خود را اصالتا آذری معرفی کند. دی
در پاسخ می بایست چندتا حرف اساسی رو به همه ی ایرانی ها یاداوری کرد( پای سخنم با کل ملته ) !!! اولا اینکه ماها هیچ مشکلی نداریم!( یا فکر میکنین که مشکلی داریم؟؟!!!)
>> آیا شما میتونین یک لحظه ایرانه بدون آذربایجان رو تصور کنین؟ مسلمانمیتونین. چون در این صورت اصلا ایرانی باقی نمی مونه به جز چند کویر برهوت و یک مشت ادمی که در حال گرسنگی و بدبختی که دایم بازهم دارن واسه همدیگه از افسانه هایی سخن میگن که فقط زاده ی تخیلات شاعرانه است . می تونین تصور کنین که هموطنای عرب زبان جنوب(که کل درامد ایران از اونجاست) یا کردها یا مازنی ها و بلوچها نخواهند دیگه افتخار یدک کشیدن هموطن بودن رو با اندکی اقلیت فارسی زبانان ایرانی رو پیش بکشن که تو زندگیشون دچار عقده گرایی نشن ؟! و آذری ها نیز که دیگه جایگاه خودشونو دارند . اشتباه نکنین.من از برتری نژادی حرفی نمی زنم.چون دیگه از این حرفا گذشته .هر کسی در حد کافی از واقیعیتها اگاهی داره.
اما در مورد اینکه ایران به کجا گفته میشه و ایرانیان به چه کسانی اطلاق میشه…؟!! ایران حتی از ابتدای تاریخ تا یک قرن اخیر فقط اندک پادشاه فارسی زبانی رو به خود دیده و مابقیه پادشاهان لیاقت مند این سرزمین از آذری ها بوده یا در برخی موارد پادشاهانی فقط دارای ریشه آذری ! اگه دقت کنین گفتم فارسی زبان.میدونین چرا؟ با نگاهی به تاریخ حقیقی این سرزمین درمیابیم که این زبان فارسی زبان رسمی محدوده ی کنونی ایران محسوب نمی شده بلکه در ابتدا دارای ریشه هایی از توران قدیمی بوده به اینصورت که فارسی در ابتدا پشتو بوده و چون بعدها با زبان عربی امیخته شده به فارسی دری تبدیل گشته.. تورانی ها آریایی بوده اند ولی تفاوتهایی با ایرانیان داشتند. زبان سرزمین ایران قبل از ورود اسلام پیروزمند در بعضی مناطق پهلوی و در جاهای دیگر زبان نزدیک به پهلوی یعنی همون زبانی که الان اسمش اذری هست(نکته:بعد از شکست ایران از اعراب فردوسی( شاعر تحریفگرا) تحریفات عظیمی رو انجام فرمودند که اثارش رو تا الان حفظ کرده واین تخم نفاق هیچگاه از سوی هم وطنان نتوانسته برچیده بشه (انشا الله دیگر شاهد چنین رفتارهای قوم گرایانه ای نباشیم)بطوریکه توانسته فارسی رو یکی از زبان های مهم این سرزمین جا بزنه). آذربایجان بزرگترین ایالت از حکومت فدرالی ایران باستان بود. و تمامی زبانهای سرزمین آریا ریشه ی مشترک داشتند. هرگز ایران بدون آذربایجان معنایی نداشت و نخواهد داشت. البته من فارسی زبانهای ایران رو جدا از این اب و خاک نمیدونم چون از نظر ژنتیکی یک ایرانی هستند . و فقط در این بین یک زبان غیر اصیل وارد سرزمین ایران شده . در مورد زبان عربی نیز با پیروزی اسلام و حاکمیت ۲۰۰ ساله ی خلفای عربی در ایران گروههایی از هم وطنان بنابر مقتضیات اثار گذشت زمان و ترویج زبان قران تغییر زبان یافته اند. ولی مگر میتوان گفت که اونها ایرانی نیستند؟. چون ژنتیک و فنوتیپ ایرانی دارن.و اصالتا ایرانی محسوب می شوند.
نکته اصلی که باید گفته بشه این هست که اصلا این واژه ی پارسی به چه معناست و چرا اسم این سرزمین پرشیا نامیده میشه ؟ و تفا وت persia و فارس و پارس چه هست؟ سوتفاهم برخی برادران فارس زبان از اینجا آب می خوره که فکر میکنن Persia یعنی همان سرزمین پارسهاو فارسی همان معرب( به عربی تبدیل شده ی) واژه ی پارسی هست ! در حالی که این دو کاملا با هم تفاوت معنایی دارند. Persia که نام سرزمین ایران اطلاق میشه در اصل به معنی pre-asia میباشد که مخفف ان میشود Persia ! ( یونانیان ایران را به نام میخواندند- و هم اکنون در انگلیسی نیز به این اسم خوانده می شودpersia) یعنی سرزمینی که قبل از اسیا قرار دارد. که برخی از فرصت طلبان فارسی زبان گذشته انرا بنا به دلایل معلوم الحالی در اذهان عمومی تحریف کرده و فرموده اند : Persia یعنی سرزمین پارسها ! دقت کنین ! و چون در عربی حرف p وجود ندارد این فقدان را پوششی برای نسبت دادن به دلیلی بر واقعیت سخنان خود قرار داده اند. متاسفانه مجالی برای سخنان بیشتر نیست! دوستان لطفا در نظر داشته باشند اینها جزو مطالب شخص اینجانب حساب شده و برای نقل قول کردن نام منبع فراموش نشود.دی.
[پاسخ]
داریوش بهمنیار پاسخ در تاريخ اسفند ۱۱م, ۱۳۹۰ ۹:۲۱ ب.ظ:
@الهام تبریزی, برو بابا محمود غزنوی ترک بود که به خاطر قتل صد تا مغول که از ایران میگذشتند پای مغول را به ایران باز کرد که همه کتاب خانه های ایران را که تاریخ ایران روی دوازده هزار پوست گاو نوشته شده بود سوزاندند اصلا تو نباید از شاهان ایران حرفی بزنی نه ترک نه لر نه فارس حرفات فقط تعصبات ترکیه چیزی بنویس که به درد خور باشه ترک و فارس و لر و غیره را بنداز دور جنگل شیرهم داره شغال هم داره روباه هم داره موش هم داره هر شهری همه جور آدم داره من خودم مادرم تبریزیه پدرم مشهدیه هر کسی هم که ترک و فارس کنه میگم برو به جهنم خونه منم تو دوه چیه تبریزه به خدا داری آبروی تبریزی هارو میبری با احساساتت چیزی ننویس با درک و شعور که به اتحاد منجر بشه بنویس
[پاسخ]
المیرا پاسخ در تاريخ دی ۶م, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۹ ق.ظ:
@fast, عزیزم حفظ کردن زبان و اصالت چیز خوبیه، پدر من اهل ارومیه اس و مادرم فارسه و چون در ارومیه نبودیم خوب بلد نیستم ترکی حرف بزنم
ولی زیر سایه همسر ترکم به امید خدا دارم یاد میگیرم که ترکی صحبت کنم چون دوست دارم. میدونم که در حق ترک ها بسیار اجحاف شده و میشه ولی چیزی که باید به خاطرش اینقدر نگران باشی در وهله اول سیستم زندگی مون که مال بربرهاست و هنوز اندر خم یک کوچه ایم از تکنولوژی گرفته تا …
پس بهتره سعی کنیم دنیای بهتری واسه خودمون بسازیم که با اینکه ۵۰۰ سال از دنیا عقب افتادیم بدتر از این نشیم
داشتم یه فیلم میدیم مال دوران جنگ های صلیبی و یه صحنه واقعا بدجوری ناراحتم کرد یه نفر داشت فریاد میزد که هر کسی به سمت … (فلان دین) بره سرش قطع میشه …
ما الان تو کشورمون به این شکل زندگی می کنیم و خجالت نمی کشیم که دغدغه هامون چیا هستن؟!! کمی راجبش فکر کنین لطفا.
موفق باشین و پایدار
[پاسخ]
دوست عزیز زبان ساختگی آذری که هیچ نشان و اثری از آن درتاریخ نیست پیش کش خودتون هنوز بعد ۶۰ سال همون عقده ها رو دارین در ضمن کتابهای تاریخیتونم فقط به درد خود فارسها می خوره یه مشت چرندیات که آشکارا می شه نقضشون کرد شما از ابتدای تاریخ با از بین بردن تمدنهای بزرگی مانند سومر و بابل و ایلام و… زیانهای قابل توجهی به بشریت زدین و الان هم و چنین گذشته ای که داشتین افتخار میکنین
[پاسخ]
حسن رحمانی پاسخ در تاريخ آبان ۳۰م, ۱۳۸۹ ۱۱:۱۵ ب.ظ:
تمدنهای سومر و بابل و… به دست ایرانیان (پارسیان) نابود نشدند کورش باعث رهایی مردم این تمدنها از حکام ظالم شد به آنها اجازه داد در هر کجا و به هر روشی که دوست دارند زندگی کنند برای اطاعت از خود هم اجباری در نظر نگرفت (منشور کورش) دنیای متمدن و مدرن امروز بر اساس همین قوانین به اینجا رسیده است من فارس هستم وشما آذریها را دوست دارم وبه شما احترام می گزارم چون قابل احترامید تاریخ این قسمت از ایران افتخار آفرین است بزرگان آذربایجان قابل ستایش هستند چرا در این خاک پر گهر هر قومی به دیگری بی احترامی ویا ستم کند ترکها نقش بزرگی در سرنوشت ایران داشته و دارند(رسمی کردن تشییع) اما فارسها هم چنین کرده اند( نادر شاه) عزیزان بیایید به جای متهم کردن یکدیگر همه برای رسیدن به حقمان همدل و متحد باشیم مرگ بر تفرقه
[پاسخ]
نادیر پاسخ در تاريخ تیر ۱۲م, ۱۳۹۰ ۴:۱۴ ب.ظ:
@حسن رحمانی,
نادر شاه، فارس؟؟!
نکنه کتیبه های ترکی مدح نادر رو نزدیک کلات ندیدی؟
واقعا که………!!!!
[پاسخ]
کورد پاسخ در تاريخ آذر ۴م, ۱۳۹۰ ۷:۳۷ ب.ظ:
@نادیر, جمعش کنین بابا نادر کورد بوده کتیبه های ترکیم بخوره تو سرتون وقتی تمام شئون این مملکتو در اختیار داشتین توقع دارین دوتا کتیبه کذایی هم به زبانتان وجود نداشته باشه.
[پاسخ]
علی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸م, ۱۳۹۱ (5 days ago) ۱۱:۰۶ ق.ظ:
سلام محض اطلاع دوستان نادر شاه ترک بوده و از قبیله قزلباشها بوده و مهاجر شمال خراسان بوده فارس نبوده
[پاسخ]
حسنوند پاسخ در تاريخ تیر ۱۷م, ۱۳۹۰ ۳:۴۰ ب.ظ:
هر آنچه که ایان است چه حاجت به بیان است ترکها ۶۵۰ ساله که اران رو ویران کردند از زمان ورود تا ت زمان خروجشون الان هم که دیکتاتوری دست خودتونه. شما بافرهنگ ایران جون گرفتین حالا قد الم کردین
[پاسخ]
زهرا پاسخ در تاريخ آذر ۶م, ۱۳۹۰ ۲:۳۲ ق.ظ:
@حسنوند,
فارسا به ما جون دادن؟؟؟؟؟؟؟؟
مثلا چه گلی به سر مازدین؟
اگه تاریخ نمی دونید ، بونید اولین قومی که در ایران حکومت تشکیل داد ترک ها بودن. اون موقع شما نمی دونستین حکومت یعنی چی.
[پاسخ]
aram پاسخ در تاريخ اسفند ۹م, ۱۳۹۰ ۱:۳۴ ق.ظ:
@زهرا, زر مفت نزن اولین حکومتو مادها تشکیل دادن نه چهار تا تورک وحشی آسیای میانه!
[پاسخ]
wolf پاسخ در تاريخ دی ۲۴م, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۰ ق.ظ:
اول بشین خوب تاریخ رو بخون بعد اظهار نظر کن بی سواد . برگرد به تمدن ما ترکها زمانی که شما نبودید . ضمنا ما ترکیم و زبانمان سومین زبان دنیاست نه لحجه سی و دوم عربی.
[پاسخ]
artmis پاسخ در تاريخ دی ۲۵م, ۱۳۹۰ ۱۰:۲۶ ب.ظ:
گاهی سکوتم ، دشمن را فرسنگها از مرزهای خودش نیز به عقب می نشاند . نادر شاه افشار
ah khodaye man, shoma ye refrence motabaro jahani moarefi kon ke tush ghedmate tarikhe tork bishtar az 900sal bashe… baradare man in jafangiat chie… !? khode gharbiha ba inke inghad ba ma sare jadal daran vali tarikhe parsi ro be 4000ghabl az milade masih midoonan! manshure KOUROSH ham ke avalin manshure hoghughe bashare Donya shenakhte shod…va emperaturish ham Avalino bozorgtarin emoeraturiye sazmanyafte moarefi shod… ina hame hast…bro tarikhe vildurant. christiancen, sahaye almani va vav va …ro bekhoon dadash. va alaki hoviyato etebare IRANo kharab nakon…
[پاسخ]
dark پاسخ در تاريخ اسفند ۶م, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۰ ب.ظ:
@artmis,
dar zemn nagofte namanad artimis bozorgtarin darya salare tarikh bud va hanuzam hast hamun kesi bud ke bozorgtarin she kasto be gharbi ha vared kard va kole navgane daryayi e feron ke mostamereye rome bud o shekast dad in shakhs kesi nabud joz shir zani irani!!!!!
[پاسخ]
مسعود نقی پور پاسخ در تاريخ آبان ۲۴م, ۱۳۹۰ ۱:۵۹ ب.ظ:
مسعود نقی پور
چه کسی گفته که زبان آذری دروغین و ساختگی است؟؟؟
بنده آذری نیستم اما این چه فرمایش غیر علمی است که از آن بوی نژادپرستی به مشام میرسه؟؟ اصلا مگر زبان چیزی است که دروغین باشد؟ زبان و فرهنگ نتیجه هزاران سال حیات یک قوم است… این چه دردی است که امروز باب شده است که سر هر کوچه و برزن هر کسی دم از تاریخ و کوروش و داریوش میزند در حالی که هیچ اطلاعی از آن ندارد و فقط میخواهد بادی به سر پر سودای خود بیاندازد و به وسیله آن به همه اقوام دیگر توهین کند. بنده شیفته تاریخم و قسمت عمده عمرم را صرف مطالعه و تحقیق در آن کرده ام و در عجبم که این تکبر و غرور دروغین که امروز نسبت به کوروش و داریوش دارند هیچ ربطی به منش و جهانبینی آنها ندارد. کوروش اگر بزرگ است به واسطه رفتارش با دیگر نژادهاست. بعد هم اگر کسی مایه افتخار است این مردمان این سرزمین هستند. آن دهقان و روستازاده ای که گمنام جان و مال خود را به چشم برهم زدنی فدای این خاک کرد و در مقابل سپاه اسکندر و عرب و مغول دلیرانه ایستاد وگرنه شاهان به جز معدودی همیشه سر در حرمسرا و دسیسه و خوشگذرانی داشته اند و با بی لیاقتی خود این سرزمین و مردمانش را به تاراج داده اند. اگر خسرو پرویز تاخت و تازی کرد و پیروزی کسب نمود قیمتش خون دهقان زاده و خالی شدن روستاها از جوانان بود. و همین پادشاهان آخر ساسانی بودند که با بی لیاقتی خود زمینه شکست برابر سپاه نامنظم عرب را فراهم کردند. بنده آزار میبینم وقتی میبینم تاریخ ایران اسباب بازی نژاد پرستی و تکبر و توهین به اقوام و حتی ملل دیگر است اگر اعراب در ایران جنایت کرده اند منش ایرانی ما اجازه نمیدهد ما اساساً تمام عربهای امروز دنیا را پست بدانیم.
زبان آذری و فرهنگ آن از قدیمی ترین فرهنگهای ایرانند. اگر برخی از آذریها داعیه جدایی از ایران را دارند اشتباه میکنند و اصل خود را گم کرده اند اما دلیلش سیاستهای حاکمان در جهت نابود کردن اقوام ایرانی است. توهین نسبت به اقوام ایرانی همین نتیجه را هم در بر دارد اگر آذربایجان و کردستان و خوزستان و خراسان و سیستان از ایران جدا باشند واقعا دیگر چه چیزی میماند؟؟ چه کسی گفته ایران متعلق به فارسی زبانان است؟
امید دارم که روزی مردم ایران روح واقعی ایران را در یابند که اگر چیزی برای افتخار باشد این است که ایرانی در طول تاریخ به راستگویی و احترام به همه انسانها شهرت داشته است. داریوش در کتیبه خود آرزو میکند که اهورامزدا ایران را از دروغ و خشکسالی و سپاه دشمن دور بدارد. بیاییم در این مکانی که به حرمت کتاب ، قابل احترام است لااقل به یکدیگر احترام بگذاریم که راه سربلندی ایران و ایرانی همین است وگرنه خود را فریب ندهیم دنیا به دلیل اینکه ما چند شاه داشتیم که نصف دنیا را تسخیر کرده بودند به ما احترام نخواهد گذاشت و اگر به اصل و منش گذشته خود برگردیم محترم خواهیم بود. پوزش میخواهم از تندی کلام…
[پاسخ]
زهرا پاسخ در تاريخ آذر ۶م, ۱۳۹۰ ۲:۳۷ ق.ظ:
@مسعود نقی پور,
حرفتون درسته .من ترک زبان هستم. و به اینکه اقوام به هم احترام بزارن موافقم. ولی میدونید فارسی زبانانی مثل شما فکر کنن خیلی کمن!!!
[پاسخ]
علی پاسخ در تاريخ بهمن ۸م, ۱۳۹۰ ۴:۴۶ ب.ظ:
زبان آذر با زبان ترکی چه فرقی دارد ؟ لطفا” در این باب راهنماییم نمایید من آذر زبانم اما تر ک زبان نیستم و اختلاف فاحشی من در این دو زبان می بینم سپاسگذار می شوم اگر راهنمایم نماید.
[پاسخ]
elshan پاسخ در تاريخ بهمن ۱۸م, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۹ ب.ظ:
@علی, شما اذری هستید من این حرف شما را قبول میکنم ولی داداش عزیز من .شما اگر آذری باشید طبق گفته ی مورخین یک فارس ترکی شده اید که هیچ نزادی ندارد. در حالی که نژاد ترک و زبان ترکی طبق زبان شناسی به زمان سومریان و ریشه ی آن آلتائیک است. و ریشه ی زبانی ما با ترکان سراسر دنیا یکی است.حالا فرق اذری را با ترکی متوجه شدید یا نه .در ضمن نام مکان زندگی شما آذربایجان است نه زبان شما.
[پاسخ]
دارا پاسخ در تاريخ اسفند ۵م, ۱۳۹۰ ۵:۱۱ ق.ظ:
بدون تعصب خوانده شود
عزیز من تحریف تاریخ شنیده بودیم تحریف زبان نشنیده بودیم بابا شما ها هستید که آبروی آذریها رو می برین اگه یک دلیل منطقی داشتید که زبان سومری و نژاد سومری آلتایی بوده بعد بیا اینجا از تاریخ صحبت کن، البته دلیل منطقی منظور دلایلی نژاد پرستانه ای که پان ترکیستها می یارن این روزا و آسمون ریسمون به هم می بافن نیستها.
عزیز من سومریها از اقوام غیر هند و اروپایی و غیر سامب و حتی غیر آلتایی بودن با پوستی تیره که الان در آسیا باقیموندشون دراویدیهای هندن و حتی رد پاشون رو تو اقوام بلوچ ایران هم می شه دید (برآهوییها)
ثانیا اگه می خوای در مورد زبان صحبت کنی یا در مورد نژاد دو تا بحث جداگانه است. تو نقشه ژنتیکی آذریهای ایران از لحاظ ژنتیکی از خیلی از اقوام فارس زبان ایرانی مشخصه های نژاد هند و اروپایی رو حفظ کردن به طوریکه شباهت ژنتیکیشون با اقوام ترک زبان همسایه شون خیلی کمتره (ویکی پدیا- تحقیق دانشگاه استمفورد) کلا ثبات ژنتیکی غرب ایران (کرد، آذری، لر) از شرق ایران (خراسان) بیشتر بوده، حالا اگه هم کسی اینجا ادعای پان ترکیست داشته باشه باید منی باشم که ترک خراسانم
araz پاسخ در تاريخ دی ۹م, ۱۳۹۰ ۴:۳۳ ب.ظ:
@مسعود نقی پور,
man turk zaban hastam ama irani.chun az zamane sumeryan dar in sarzamin budam va hastam.kash bazi az pan farshaye nejhad parast dast az nejhad parasti bardarand va tarikhe mara inghadr nabud nakonand.begole zahra khanum bishtare farsa in didgahe shoma ro nadarand
[پاسخ]
فرشادایرانی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳م, ۱۳۹۰ ۹:۳۰ ب.ظ:
شماواقعا خجالت نمیکشین تفرقه اندازا.شما بایدبگید من اول ایرانیم دوم ایرانیم سوم ایرانیم آخرخم ایرانیم
[پاسخ]
ایرانی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۸ ق.ظ:
@مسعود نقی پور,
درود به شرفت درود وهزاران درود
درسته دوست گرامی سخنی سنجیده و بجا گفتید.اگر کوروش بزرگ انسانیت و برابری و رفتاری درخور منش و کیان هر انسانی درهر قوم و نژادی نداشت امروزه نامش اینگونه بربلندای تاریخ نمی درخشید.
از آذرآبادگان تا شاخاب پارس از خراسان تا خوزستان از کردستان تا سیستان از دریای تبرستان تا تتگه هرمز همه وهمه فرزند یک مادر هستند فرزند ایرانند
ای کاش همه ی مابه جای توهین به اینکه کی چه کاره هست دست به دست هم می دادیم وایران رو آباد می کردیم.آذرآبادگانی ها شاید زبانشون دگرگون شده باشه ولی روان و جانشون ایرانی مونده کم پیدا می شن که بگن ایران رو دوست ندارند؛ایران پشت قباله هیچ کسی نیست که بخوان بذل وبخشش کننش.هرچی این اختلافهای چرند رو داشته باشیم دودش به چشم خودمون میرود وبس.حال می خواهد آذری باشد سیستانی کردستان یا هرجای دیگر.
امیدوارم که روزی برسه که مانند گذشته ای که داشتیم پر شکوه و با افتخار درکنار هم استوار درکنار هم برای آبادی ایران گام برداریم.
همه جای ایران
زیبایی را جز به زیبایی نتوان شناخت.
جاوید وپاینده باد ایران و ایرانی.
ایدون باد.
[پاسخ]
نام سهراب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۹۱ (2 weeks ago) ۱۲:۲۲ ب.ظ:
درود به روح پاک سرشت تمام ایرانیها چه ترک ،آذری ؛لر ؛بلوچ؛گیلک ؛مازن وکرد ………….درود به همه شما سروران عزیز من از طوایف شاهسون هستم ولی عاشق شما ایرانیها شما ایرانیها. ایران .
[پاسخ]
سیامک کریمی پاسخ در تاريخ آذر ۱م, ۱۳۹۰ ۴:۲۰ ب.ظ:
سلام به تمام دوستان خواهشافحاشی رابذارین کنارزیبنده مانیست .ما افتخارمیکنیم ایرانی هستیم زبان ساختگی آذربایجانی یک توهین به فرهنگ ایرانی است این فردی که چنین برداشتی داره هیچگونه آگاهی تاریخی دراین زمینه ندارندمن آذربایجانیم متعصب هم نیستم رشته اصلی من تاریخ هستش مدرک فوق لیسانس دارم به همون زبان اصیل آذربایجان یعنی تاتی صحبت میکنم که یادگاری ازدوره مادهاست ارتباط نزدیکی باکردی لری وزبانهای شمال ایران وفارسی داره .نمیخوام قوم گرایی راترویج بدم امابرای آگاهی اون فردمیگم آذربایجان پاره ای ازتن ایران عزیزهست نژادش هم ایرانیست فقط زبانش درطول تاریخ تغییرکرده این حرف پان تورکیسماهستش که به نوعی میخوان تبلیغ کنندمیخوان فرهنگ اصیل آذربایجان چه درایران چه درکشورآذربایجان محوکنند وهم داستان باپان تورکیسمای ترکیه شدندوخواهان شکل دادن فرهنگ جعلی برای خودشون هستند.نمیخواستم اینابگم به اون فردبگین کدوم شهرهای آربایجان اسم ترکی دارندمگراینکه به زوراسمشا عوض کرده باشند کدوم ازاسامی که اسم میبرم ترکی هست تبریز.ارتاویل شهرمقدس دراوستا(اردبیل)خلخال میانه مراغه میاندواب پارس آبادمغان و………….خودتون قضاوت کنید.درودبرتمام کسانی که دراشاعه فرهنگ اصیل ایرانی تلاش وافری دارند .
,
[پاسخ]
yashar پاسخ در تاريخ دی ۲۵م, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۸ ب.ظ:
felan ke hameye donya maro be ….shun ham hesab nemikonan!!! in bahsa va sheerbafia ro bayad bzarim dame kuze abesho bokhoriiim!!!!!!!!1 gozashteye irano iranio az torko farso kordo loro baluchesh derakhshan booodeee, vali ensafan alan chi hastim!!?? mohem alane masy. inharfaye mano 1000 nafare dige goftan!vali loshkel az ma iraniast. ke faghat yad greftim ru ghovmiyat taAsob dashte bashim. kash be fekre Rahayi az in ovzae eghtesadie nekbatbar ke in dovlat saremun ovorde budim ya az zibayihaye shahrhamun migoftim. bayad in fekraye puside ro kenar gozasht,alan gharne 21im ,,,midoonid yani chi…??????????????????????
[پاسخ]
علی سیلانی پاسخ در تاريخ بهمن ۸م, ۱۳۹۰ ۵:۱۳ ب.ظ:
منظورم از زبان آذری (تاتی ) که قسمتی در آذر بایجان به آن زبان تکلم می کنند که با ترکی فرق زیادی دارد خواهمندم که در رابطه با این دو صحبتی داشته باشید و مجددا خواهشمند به یکدیگر توحین نفرمایید و فحاشی نکنید چون به هیچ وجه درخور شخصیت ما نیست اختلاف نظرها هست اما نباید بی احترامی بکسی شود.
[پاسخ]
المیرا پاسخ در تاريخ دی ۶م, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۳ ق.ظ:
@nobody, دوست خوب لطفا سعی نکن ترور شخصیت کنی و اینو بدون که انسان های ضعیف به دنبال ضایع کردن دیگران هستن و اگر فکر می کنی انسان روشنفکری هستی بی طرفانه و بدون عمد و غرض نظرت را بنویس نه با توهین که مطمئن باش چیزی عایدت نمیشود.
موفق و پایدار باشی
[پاسخ]
آراز پاسخ در تاريخ بهمن ۳۰م, ۱۳۹۰ ۸:۰۲ ق.ظ:
http://arazdalghasi2.blogfa.com/
کسی از ترک خبری نداره چون نذاشتن چون از اتحاد و پاکی و صافی اونا ترس داشتن این وبلاگ مال منه کی ادعاش میشه خوب بخونه جز چند تا پادشاه فارس وطن و دادن بخاطر یه زن رفته مسافرت با خواهر خودش ازدواج کرده با مادر خودش هنوز هم اون بوها از زنجان که رد میشی هست بوی شهوت دزد معتاد هرزه ایاش گدا چون غیرت و زدن کنار و روشن فکر شدن پاسخی درباره تاریخ ترک و فارس خواستید یا اینجا
http://arazdalghasi2.blogfa.com/
جواب انلاین: mah_yas02@yahoo.com
[پاسخ]
نازی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۳م, ۱۳۹۰ ۱:۲۳ ب.ظ:
@nobody,
ذهنیت یک فارس پارسی است. ذهنیت شعری است نه شعوری. ما ترک ها نیازی به اثبات خودمون و تاریخمون و عظمتمون به قوم پارس را نداریم. هر چقدر هم که پهلوی منفور هم پول خرج کرده و به دست ایادی انگلیسی اش در دایره المعارف ها سع در یغما و مصادره تمدن با شکوه ترکان به نام پارس ها کرده باشد تاریخ نمی تواند حافطه شاعرانه و دور از شعور پارس ها را واقعیت جلو دهئ چون ما هر زمان اراده کرده ایم امپراتوری های عطیم تشکیل داده ایم و در حال تشکیل دادن هم هستیم. باز به هم می رسیم یادتون نره.
[پاسخ]
دوست عزیز! آرام باشید
شما کر و کور هستید؟ بله باید چنین باشد، ما اینجا فقط تمامی کتابهایی را به دستمان می رسد برای دانلود میزاریم. که جنسی چه هر چیزه دیگه ای که مربوط به تاریخ باستان هستش
اینطور که می گید اگه قدرت به دست شما برسه شما که فارس ها رو نابود می کنید و قتل عام
[پاسخ]
آراز پاسخ در تاريخ مرداد ۱۱م, ۱۳۹۰ ۲:۱۳ ق.ظ:
@انی کاظمی,
سعی می کنیم باور کنیم که شما به نظرات بزرگان ادب فارسی مانند( زرین کوب – زریاب خویی – و غلام حسین یوسفی و …) در مورد بابک خرم دین دسترسی نداشتید، و تنها کتاب در دسترستان کتاب های خائنی چون کسروی بوده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
[پاسخ]
enikazemi پاسخ در تاريخ مرداد ۱۱م, ۱۳۹۰ ۶:۰۴ ق.ظ:
دوست عزیز
ما کتاب زرین کوب را هم در سایت قرار دادیم .اگر نمی توانید دانلود کنید می توان آن را دوباره در سایت قرار داد.
[پاسخ]
ایرانی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۷م, ۱۳۹۱ (4 weeks ago) ۶:۰۹ ب.ظ:
@انی کاظمی, ترکا کی باشن که بتونند فارسارو قتل عام کنند
[پاسخ]
سلام
حرفهای هر دو ( سه ) طرف رو خوندم!
نه هیچ کس ( هیج انسانی ) به فکر قتل عام نیست؛ولی وقتی اینهمه محدودیت وجود داره ، یقینا ناراضی هم پدید میاد ؛
در مورد زبان ترکی ، بیش از حد توهین فرمودید؛یعنی به قول دکتر شریعتی ، آدم تا یه حدی به کسی که داره توهین می کنه ارزش سکوت کردن قائله ولی اینجا طرز حرف زدن ، همچین اجازه ای به ما نخواهد داد ؛
اگر دوست دارید ، به موسسه EMT آمریکا مراجعه کنید و موارد زیر رو بررسی کنید که همه ساله یه گزارشی در مورد زبانها چاپ می کنه ؛ و امیدواریم حتما به خاطر داشته باشید ، که همچین موسساتی ، مثل کیهان ایران نیستند که اراجیف تحویل مردم دنیا بدن :
- ۱۹% کلمات انگلیسی از زبان ترکی گرفته شده است.
- ۹۲% کلمات فارسی از عربی و ترکی گرفته شده و مابقی بدون هیچ فرمولی تولید شده اند.
- ۲% کلمات ترکی از ایتالیایی، فرانسوی و انگلیسی گرفته شده است.
- در هیچ یک از زبانهای بین المللی لغتی از زبان فارسی وجود ندارد.
- ۳۹% کلمات ایتالیایی، ۱۷% کلمات آلمانی و ۹% کلمات فرانسوی از زبان ترکی گرفته شده است.
- ۱۰۰% کلمات ترکی ریشه ی اصلی دارند.
- ۱۰۰% کلمات انگلیسی، آلمانی ، فرانسوی و ترکی دارای عمق ریخت شناسی هستند.
- ۸۳% کلمات انگلیسی ریشه اصلی دارند.
- جملات ترکی ۲% ابهام جمله ای ایجاد می کنند. یعنی اگر یک خارجی زبان ترکی را از روی کتاب یاد بگیرد، پس از ورود به یک کشور ترک زبان مشکلی نخواهد داشت
- جملات انگلیسی نیم درصد و جملات فرانسوی تقریبا ۱% ابهام تولید می کنند. - جملات فارسی ۶۷% ابهام تولید می کنند. یعنی یک خارجی که فارسی را یاد گرفته، به سختی می تواند در ایران صحبت کرده و یا جملات فارسی را درک کند مگر آنکه مدت زیادی در همان جامعه مانده و به صورت تجربی یاد بگیرد که این برای یک زبان ضعف نسبتا بزرگی است.
- جملات عربی ۸ تا ۹% ابهام تولید می کنند.
- معکوس پذیری(ترجمه ی کامپیوتری) کلیه زبانها به جز زبانهای عربی و فارسی امکان پذیر بوده و برای عربی خطای موردی ۴۵% و برای فارسی ۱۰۰% است. یعنی زبان فارسی را نمی توان با فرمولهای زبان شناسی به زبان دیگری تبدیل کرد.زبان ترکی را شاهکار زبان معرفی کرده اند که برای ساخت آن از فرمولهای بسیار پیچیده ای استفاده شده است. خانم “نیکیتا هایدن” متخصص و زبان شناس مشهور آلمانی در موسسه ی اروپایی ((یوروتوم)) گفته است: ” انسان در آن زمان قادر به تولید این زبان نبوده و موجودات فضایی این زبان را خلق کرده و یا خداوند به پیامبران خود عالیترین کلام ارتباطی را داده است هم اینک زبان ترکی در بیشتر پروژه های بین المللی جا باز کرده است.
هر چند این شاید اغراق بوده باشد ولی برای افرادی که در این زمینه مطالعه دارند ، اغراق نیست ؛
شاید شما و امثال شما ( که حتی بین خود ترکها هم پیدا میشن! ) به یه ” نمنه ” گفتن یه روزنامه و اعتراض مردم بخندید ولی دریغا که مشکل ” نمنه ” نیست ؛ بلکه حماقتی است که پشت این نمایشها پنهان است ؛
به مطالب زیر که برگرفته از مجله ی New science چاپ آمریکا و مجله ی International Languages چاپ آلمان است، توجه بکنید :
- کلیه ماهواره های هواشناسی و نظامی اطلاعات خود را به زبانهای انگلیسی، فرانسوی و ترکی به پایگاههای زمینی ارسال می کنند.
- پیچیده ترین سیستم عامل کامپیوتری os2/8 و معمولی ترین ویندوز زبان ترکی را به عنوان استاندارد پایه فنوتیکی قرار داده اند .
- کلیه اطلاعات ارسالی از رادارهای جهان به ۳ زبان انگلیسی، فرانسوی و ترکی علایم پخش می کنند .
- کلیه سیسستم های ایونیکی و الکترونیکی هواپیماهای تجاری از سال ۱۹۹۶ به ۳ زبان انگلیسی، فرانسوی و ترکی در کارخانه ی بوئینگ آمریکا مجهز می شوند.
- کلیه سیستم ها و سامانه های جنگنده ی قرن ۲۱ “جی- اس- اف” که به تعداد هفت هزار فروند در حال تولید است، به ۲ زبان انگلیسی و ترکی طراحی شده اند.
همه این مطالب نشان دهنده ی استاندارد بودن و بین المللی شدن و اهمیت ژئوپولیتیکی زبان ترکی است. متاسفانه زبان رسمی ما (فارسی) از هیچ قاعده فنولوجیکال نیز پیروی نمی کند و دارای ساختار تک دینامیکی است. زبان ترکی با در نظر گرفتن تمام وجوه به عنوان سومین زبان زنده ی دنیا ( البته اخیرا چهارم شنیدم ؛ ولی بهتر از چند صدمین هست!! بهتر که نه….عالی تر!!) شناخته شده است، طی یک دستورالعمل اجرایی در تاریخ مه ۱۹۹۲ رسما از طریق همین مؤسسات به سازمان بین المللی یونسکو اعلام شده که زبان ترکی در کلیه دانشگاهها و دبیرستانهای اروپا و آمریکا جزء درسهای رسمی شود و این مسئله هم اکنون در کلیه دانشگاههای اروپا و دانشگاههای مطرح آمریکا اجرا شده و دومین زبانی است که در حال تهیه تافل مهندسی دانشگاهی برای آن هستند. اما متاسفانه زبان فارسی رتبه ۲۶۱ را به خود اختصاص داده است آن هم نه به عنوان زبان، بلکه به عنوان لهجه که این زبان را با ساختاری که بتوان جمله سازی مفهومی ایجاد کند، شناخته اند و اگر روی این مسئله کار جدی نشود، در یادگیری مثلا زبان انگلیسی، ترکی یا فرانسوی مشکل عمده ای ایجاد کرده و می کند و می بینیم که فارسی زبانان برای یادگیری زبان انگلیسی با مشکل عمده ای مواجه هستند، ولی ترک زبانان با مشکل یادگیری و تلفظ مواجه نیستند. این مسئله به رفتارهای مغز انسان برمی گردد که خود دارای بحثهای دامنه داری است و اینکه بسیاری از جملات فارسی بر اساس عادت شکل گرفته اند نه براساس فرمول ساخت و با این وضعیت فرمول پذیری آن امکان ندارد . باشد که این زبان اصیل و شناخته شده جایگاه واقعی خود را در این جامعه حفظ کند و بیشتر از همیشه جا در دل مردمان این مرزوبوم باز کند .
[پاسخ]
ناشناس در جواب آرش پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱م, ۱۳۸۹ ۷:۴۵ ب.ظ:
زرت بابا !! – اراجیف بدون مدرک تحویل مردم نده – تو قرن ۲۱ زندگی میکنیم – نفهم که نیستیم – زبان ترکی رتبه ی ۲۶ رو تو طبقه بندی ۸۸ زبان برتر دنیا بر اساس مجموع ارزشها کسب کرد در ژانویه سال ۲۰۰۸ .
طبقه بندی ۸۸ زبان اول دنیا بر اساس مجموع ارزشها:
۱- انگلیسی ۲- فرانسه ۳- اسپانیولی ۴- آلمانی ۵- ژاپنی ۶- هلندی ۷- عربی ۸- سوئدی ۹- ایتالیایی ۱۰- دانمارکی ۱۱- ایسلندی ۱۲- فنلاندی ۱۳- رومی ۱۴- روسی ۱۵- لهستانی ۱۶-پرتغالی ۱۷- نروژی ۱۸- چینی ۱۹- عبری ۲۰- چک ۲۱- اسلوونی ۲۲- مجاری ۲۳- کره ای ۲۴- ارمنی ۲۵- استونی ۲۶- ترکی ۲۷- یونانی ۲۸- کاتالانی ۲۹- اسلوواکی ۳۰- کروواتی ۳۱- کردی ۳۲- بلاروسی ۳۳- آلبانیایی ۳۴- رومانیایی ۳۵- کیروندی / رواندایی۳۶- تاگالوگ ۳۷- هندی ۳۸- باهاسا ۳۹- بلغاری ۴۰- فارسی ۴۱- صربی ۴۲- قزاقی ۴۳- هاائوسائی ۴۴- پئول ۴۵- پنجابی ۴۶- سواحیلی ۴۷- آذری ۴۸- بنگالی ۴۹- مینی ۵۰- هاکا ۵۱- ویسایان / سبوئانو ۵۲- اردو ۵۳- سیندی ۵۴- ویتنامی ۵۵- بامبارا ۵۶- ازبکی ۵۷- یوروبا ۵۸- پشتو ۵۹- تامول ۶۰- نپالی ۶۱- گوارانی ۶۲- ایگبو ۶۳- تایلندی ۶۴- جاوانایی ۶۵- یوئه ۶۶- ووئی ۶۷- اکراینی ۶۸- خمری ۶۹- آفریقایی ۷۰- سودانی ۷۱- گرجی ۷۲- بوجپوری / بیهاری ۷۳- خیانگ ۷۴- مادوری ۷۵- گانی ۷۶- ژوانگی ۷۷- گوجاراتی ۷۸- تلوگو ۷۹- ماراتی ۸۰- مالایی ۸۱- سینگالی ۸۲- راجاستانی ۸۳- کاننادا ۸۴-اوریایی ۸۵- آمهاریک ۸۶- آسامایی ۸۷- شونا ۸۸- بیرمانی
منبع : مجله بین المللی le français dans le monde no 355 janvier سال ۲۰۰۸
رتبه ها :
ترکی استانبولی : ۲۶ – ازبکی : ۵۶ – قزاقی : ۴۲
زبانهای ایران : کردی : ۳۱ – فارسی : ۴۰ – آذری : ۴۷
[پاسخ]
مرگ بر ایران پاسخ در تاريخ مهر ۳۰م, ۱۳۸۹ ۵:۰۷ ب.ظ:
اخه پان سگ افغان فارس سگ خوک صفت
زبان اذری رو هم توی افغان کشف کردی که میگی زبان اذری
زبان ایرانی ؟؟؟
واقعا که …
مرگ بر ایران و ایرانی
[پاسخ]
مهدی پاسخ در تاريخ آبان ۲م, ۱۳۸۹ ۳:۴۱ ق.ظ:
بی ناموس چی ضرضر میکنی
نابود کشورت با مردمانه درپیتش باد
حروم لقمه گربه صفت
[پاسخ]
فرزاد پاسخ در تاريخ آبان ۱۰م, ۱۳۹۰ ۷:۲۱ ب.ظ:
خاک بر سرت آبروی هر چه آذربایجانی هستی بردی..
من اهل تبریزم.. توهین نمی تونم بکنم بهت.. هم زبانمی هم دینمی حداقل از دشمن بهتری…
تو زاده ی خاک آذربایحان هستی آذربایجانی که ایرانی بوده و هست چون خون داده.. بها داده.. تو پسران بابک و ستاخان و باقرخان و … هستی که عمر و جانشان را برای ایران داده اند… خجالت بکش…
آذربایحانی ایرانی است و آذربایجان عضو جدا ناپذیر از ایران….
[پاسخ]
ahad پاسخ در تاريخ بهمن ۳۰م, ۱۳۹۰ ۷:۲۰ ب.ظ:
@فرزاد, دستمال کشی ممنوع!!!!!!!۱
[پاسخ]
نام سهراب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۹۱ (2 weeks ago) ۱۲:۲۷ ب.ظ:
@
درود بر تو اگر مرگ مرا می خواهی باز هم درود برتو چون تو هم از زبان ایرانی وفارسی برای نگارش مرگ استفاده کردی . درود وصد درود به تمام همچون تو عزیز که زبان من ایرانی را مد دانی و می نویسی
بدرود سالار .
[پاسخ]
پولاد پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵م, ۱۳۹۰ ۱:۱۱ ب.ظ:
@ناشناس در جواب آرش, پولاد پاسخ در تاریخ بهمن ۱۲م, ۱۳۹۰ (۳ days ago) ۲:۲۲ ق.ظ:
@دیاکو, نواحی با بیشترین جمعیت کرد زبان: اسیا
ترکیه:۱۴ تا ۱۹ میلیون ایران:۶٬۵ تا ۷ میلیون عراق: ۶ تا ۶٬۵ میلیون سوریه: ۲ میلیون آذربایجان:۱۵۰٬۰۰۰ اسرائیل:۱۰۰٬۰۰۰ ارمنستان:۴۵٬۰۰۰
اروپا
آلمان:۵۰۰٬۰۰۰ تا ۸۰۰٬۰۰۰ روسیه:۱۰۰٬۰۰۰ سوئد:۸۰٬۰۰۰ تا ۱۰۰٬۰۰۰ فرانسه:۱۵۰٬۰۰۰٬ انگلستان:۱۰۰٬۰۰۰
کل جمعیت
۲۸ تا۳۶میلیون نفر
منبع :مردم کرد
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
۲ – کردستان ترکیه نام بخش شرقی ترکیه است که ساکنان آن کرد هستند. این منطقه بین ۱۹۰۰۰۰ تا ۲۳۰۰۰۰ کیلومتر مربع، یا نزدیک به یک سوم خاک ترکیه را در بر میگیرد. جمعیت کردهای ترکیه ۱۳٫۸ تا ۱۹٫۲ میلیون تن تخمین زده میشود. ترکیه حدود ۷۶٫۸ میلیون تن (براورد ۲۰۰۹) جمعیت دارد، که حدود ۷۳ تا ۸۰٪ مردم ترک زبان و ۱۸ تا ۲۵٪ نیز کرد هستند.البته این آمار زازاهایا دیلمیها بالغ بر ۳ تا ۴ میلیون نفرند را نیز جزو کردها به شمار آوردهاست.« از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد- کردستان ترکیه»…. ۳ -جمعیت ترکان ایران چقدر است؟
بر اساس اطلاعات منبع زبان شناسی SIL [1] ترکیب جمعیتی ایران در سال ۱۹۹۸ به صورت زیر بوده است:
جمعیت کل ایران بر اساس آمار دولتی ۶۵,۷۵۸,۰۰۰
متکلمین زبان ترکی آذربایجانی
قشقاییها (ترکی آذربایجانی)
متکلمین ترکی خراسانی ( نزدیک به ترکی آذربایجانی)
متکلمین زبان ترکی ترکمنی ۲۳,۵۰۰,۰۰۰
۱,۵۰۰,۰۰۰
۴۰۰,۰۰۰
۲,۰۰۰,۰۰۰
متکلمین زبان فارسی* ۲۲,۰۰۰,۰۰۰
متکلمین زبان لری* ۴,۲۸۰,۰۰۰
متکلمین زبان کردی و کرمانجی* ۳,۴۵۰,۰۰۰
متکلمین زبان گیلکی* ۳,۲۶۵,۰۰۰
متکلمین زبان مازندرانی* ۳,۲۶۵,۰۰۰
متکلمین زبان عربی ۱,۴۰۰,۰۰۰
متکلمین زبان بلوچی* ۸۵۶,۰۰۰
متکلمین زبان تالشی و تاکستانی* ۳۳۲,۰۰۰
متکلمین زبان ارمنی ۱۷۰,۸۰۰
بقیه زبانها ۷۰۰,۰۰۰
۴ – آقای صالحی پیوندهای تاریخی و فرهنگی ترکیه و ایران می تواند یکی از علل نزدیکی ملل ترکیه و ایران شود. علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه ایران :
ما کم و بیش زبان مشترکی داریم، “بیش از ۴۰% مردمان ایران به زبان ترکی صحبت می کنند”
نتیجه : ۱ -با توجه به تمامی امار ۱۸ تا ۲۵٪ جمعیت ترکیه البته این آمار زازاهایا دیلمیها بالغ بر ۳ تا ۴ میلیون نفرند را نیز جزو کردها به شمار آوردهاست و۵ تا ۹ %جمعیت ایران و بعضی امار « زبان کردی و کرمانجی* ۳,۴۵۰,۰۰۰ »کرد است ۲ – حدود ۷۳ تا ۸۰٪ مردم ترکیه و ۴۰ %ایران ترک است ۳ – کل جمعیت کرد زبان جهان به اندازه جمعیت ترک زبان ایران نمی رسد و حالا آزادیهایی که در این دو کشور به ملتهای اقلیت کرد در ترکیه و اکثریت ترک در ایران داده میشود بدون تعصب و شونیسم بازی جواب بدهید.
[پاسخ]
کسرا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۹۰ ۲:۰۰ ب.ظ:
اینا همشون یه مشت پان ترک هستند که از اقوام وحشی مغول بودن و حالا زر زر مفت میکنن. مغولای وحشی، کثیف و کثیف بدون هویت
۱٫سنگ نبشته ای را اسم ببرید که به زبان ترکی باشد و قدمت تاریخی آن دست کم۱۰۰۰ سال باشد(نیازی به ۷۲۰۰ سال شما نیست.)
۲٫خط و یا کتابی کهن تر! از کتاب چند صد ساله ی دده قورقود معرفی کنید.
۳٫ادرسی اینترنتی نشان دهید که از سنگ نبشته به زبان ترکی عکس یا مطلبی دارد(البته ادرس وبلاگ های پانترکان نباشد!)
۴٫موزه ای معرفی کنید که سندی در پیوند با خط اصیل ترکی در آن باشد.
جالب این که ترکان هیچگاه در تاریخ خط نداشتند.خط زمان عثمانی ها وشاهان ترک نژاد ایران که عربی بود.الآن هم که ترک های ترکیه از خط انگلیسی استفاده می کنند.دیگر چه می گویید؟اصلا کدام دوره ترکان خط اختصاصی !!!داشتند؟ما ایرانیان خطوط پهلوی، پارسی باستان ،ایلامی و … را داشتیم،شما چه ؟
خیلی جالبه باهشون که صحبت میکنی میگن شماها برای ماها جوک میگین . باید در جواب این احمقها گفت مگه شماها برای گیلکها ، اصفهانیه، لرها و……جوک نمیگید؟ مشکل شماها جوکه؟ نه مشکل شما چیزه دیگه ای هستش. یادتون نره سرکوب سال ۸۵رو. بازم بخواین زر زر مفت کنین و دم از تجزیه و …..بزنین سربازان ایران زمین با گلوله جوابتونو میدن. امتحانشم مجانیه.
[پاسخ]
wd پاسخ در تاريخ شهریور ۶م, ۱۳۹۰ ۳:۰۰ ب.ظ:
@کسرا, javabe 1. sang neveshteye 6000 sale dar meshgin shahr tu ostane ardabil ke hamash bar ruye sange na male kurushetun ke ba kheshte 2.javabe sovale dovvom.azizam age savad dashte bashi shahname ferdosi 60000 beyt dare va gedmatesh be garne 4 mirese va ma baraye konkur cherdosi hefz mikardim dar hali ke ketabe manas yeki az shaxsiyat haye gahremane turk tu shahre sumqayit azrbaycan 70 kilumetri baku 1000000 beyt dare 16 barabare shahnametun ke hamash gate getmatesham 1800 sale pish ba khate turki ke bad az eslam be ehterame dine azize eslam be arabi bargardundimesh.3.hamasho filter kardin.4.80sale pish ta alan hamashunu darin nabud mikonin bayad beri kharej(turkey kazagstan uzbekstan azerbaijan va…) dar zemn doktoraye tarix az daneshgahe shahi d beheshti ro daram movazeb bashin kheyli chiza baladam khunamunam tu ardebile
[پاسخ]
داریوش پاسخ در تاريخ آبان ۷م, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۰ ق.ظ:
@wd,
زنده با کسری اینا همون بسشونه که بهشون می گن ترک
درود بر تو جانم فدای ایران
[پاسخ]
المیرا پاسخ در تاريخ دی ۶م, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۰ ق.ظ:
@داریوش, عزیزم خیلی جلوی خودم رو گرفتم که اینو ننویسم ولی نشد
قبلا معذرت میخوام
آخه احمق کودن خجالت نمی کشی ۲۰۰ سال شاید هم بیشتر از دنیا عقب افتادیم به جای اینکه به فکر توهین به هم وطن های خودت باشی که خودت هم خوب می دونی در اشتباهی و بحث اصالت اگه باشه ترک ها خیلی بیشتر از شما تاریخ دارن… به فکر پیشرفت باشین
آخه خدا چطوری بنویسم این احمق ها کمی به خودشون بیان
بابا بسته دیگه عقب افتادگی
بسته بی فرهنگ بازی
بسته این همه ترور شخصیت
کجا سیر می کنین
تو هپروت
از این توهمات فانتزی دست بردارین
یه عده اجنبی ( بیشتر انگیسی ها) ۹۰ سال پیش اومدن جوک رو ترویج دادن بین مردم از همه جا بیخبر ایران
بعد از گذشت چندین سال دیدن موفق شدن یعنی کاری کردن مردم ایران چشم دیدن همدیگه رو نداشته باشن که اتحادی نداشته باشن که همش با هم تو داخل کشور درگیر باشن
سر ما رو گرم کردن با این پانترکیسم بازی های فارسی مذهبی
والا فارس ها تا یه نفر ترک نظر میده حرفی میزنه انگار داره به مذهبشون داره توهین میشه جو گیر میشن
ماشاالله همشون هم با ادبن
به قول معروف
تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است
آخه تو کشور های پیشرفته یه نفر پیدا میشه که دغدغه اش ضایع کردن هم کیشی خودش باشه
واقعا خجالت بکشین
[پاسخ]
آتاخان پاسخ در تاريخ آبان ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱۰:۰۵ ق.ظ:
اولاً، باید به نتایج کشفیات اخیر توجه کرد. جدید ترین تحقیقات نشان می دهد که ترکای جهاد از اطراف دریاچه ارومیه و آذربایجان به کل دنیا پخش شده اند. ثانیا الفای لاتین از خط نوشته های ترکی برگرفته شده است. این حروف الفبا روی قالی های یافته شده از زیرخاک و بجا مانده دیده می شود. سنگ نوشته های تپه حسنلو- اُرخون و ینی سیی این الفا را نشان می دهد. زبان ترکی آذربایجان کاملترین شاخه ترکی است روی ادبیات زیاد صحبت نمی کنم می توانید از اساتید زبان فارسی جایگاه و قدمت زبان ترکی را بپرسید. درقسمت غربی ایتالیا قومی بنام آتسروک پیش از سه هزار سال پیش مستقر شده اند که از آذربایجان مهاجرت کرده و به آنجا رفته اند نام رودخانه ها و مکان های در آنجا وجود دارد که با نام های موجود در آذربایجان یکی است.
[پاسخ]
کورد پاسخ در تاريخ آذر ۴م, ۱۳۹۰ ۷:۴۹ ب.ظ:
@آتاخان, حتما تحقیقاتو پدرت انجام داده،تو جای جای تاریخی که ایرانیا هم ننوشتن به طور قطع و یقین نشانی از حضور ترکان در آذرآبادگان تا پیش از زیاریان و آل بویه وجود نداره و به قطع این سرزمین کردان را در خود جای میداده.”این حروف الفبا روی قالی های یافته شده از زیرخاک و بجا مانده دیده می شود”جمعش کن حتما قالیش پلاستیکی و ساخت چین بوده؟!که تا حالا زیر خاک دوام آورده.حتما زردشت هم ترک بوده و اشتباها اوستا به زبانی است که به گویش های مختلف کوردی شباهت داره.
[پاسخ]
کسرا پاسخ در تاريخ دی ۴م, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۴ ق.ظ:
@آتاخان,
آخه اسکول نمیدونستی بدون که قدمت ورود قوم ترک با ایران زمین به بعد از حمله عربها به ایران میگذره. اگه میخوای بیشتر حالیت شه برو نوشته های سیاحان عرب زبون رو بخون که وقتی به ایران و مناطق آذربایجان رسیده بودن صحبتی از زباون ترکی نکردن. لابد اینا رو هم ماها در آوردیم !!! اصلا اینی که گفتی :
“درقسمت غربی ایتالیا قومی بنام آتسروک پیش از سه هزار سال پیش مستقر شده اند که از آذربایجان مهاجرت کرده و به آنجا رفته اند نام رودخانه ها و مکان های در آنجا وجود دارد که با نام های موجود در آذربایجان یکی است.”
چه ارتباطی به ترکا داره. احمق جان ۲۰۰۰هزار سال اختلاف زمانی وجود داره از ورود ترکان به ایران و مهاجرت این عده آذربایجانی به ایتالیا.
[پاسخ]
زهرا پاسخ در تاريخ آذر ۶م, ۱۳۹۰ ۳:۰۵ ق.ظ:
@کسرا,
خوب این که معلوم شما جواب حرف حق با گلوله میدین. این که دیگه گفتن نمی خواد. این نشون می ده که شما که این همه ادعا دارین یه کم شعور ندارین.
[پاسخ]
ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۸م, ۱۳۹۰ ۵:۵۸ ب.ظ:
@آرش, سلام به همه ایرانیها….
شما ترکها یا پان ترکها یا هر چی…. هر وقت تونستید اسمتونو به ترکی روی یه کاغذ بنویسید بیاید با هم صحبت میکنیم…..!
[پاسخ]
بابک پاسخ در تاريخ مرداد ۱۱م, ۱۳۹۰ ۱:۰۴ ق.ظ:
@ایرانی, آره بابا چرا بهم توهین میکنید هر ملتی برای خودش تاریخی داره ارزشهایی داره که شاید یه ملت دیگه ای نداشته باشه اینقد به شخصیت هم توهین نکنید شاید شما آقای ترک ۷ نسل پیشت ایرانی باشهیا شما اقای فارس ۷نسل پیشت به ترکا بخوره از کجا میدونی چندین قرن در کنار هم داریم زندگی می کنیم اونم با آرامش بهتره بهم احترام بزاریم
[پاسخ]
محسن پاسخ در تاريخ دی ۲۱م, ۱۳۹۰ ۹:۱۹ ب.ظ:
@بابک, بابک, درود بر تو دوست عزیزم اینها همه توطئه دشمنان این مملکت است که می خواهند مردم شریف و نجیب ما را به هم بیندازند آخه چی فرق میکنه که با چه زبانی صحبت کنیم من به عنوان یک فارس به همه ترک زبان ها احترام میگذارم و اونا رو دوست دارم. این نظرات بیشتر از ناحیه دشمنان این مملکت وارد اذهان پاک شما میشود گذشته هر چی بوده مهم نیست بییایید مملکت خودمون را بسازیم با درود برهمه قومیتهای ایران.
[پاسخ]
wd پاسخ در تاريخ شهریور ۶م, ۱۳۹۰ ۳:۰۶ ب.ظ:
@ایرانی, ایرانی, ma baladim esmemuno che jur benvisim shoma farsha berin chare juyi bekonin ke har ja mirin betun dozd ya terrorist migan
[پاسخ]
amir پاسخ در تاريخ آبان ۱۵م, ۱۳۹۰ ۹:۳۲ ق.ظ:
@آرش,
سلام دوستان
حرفهای همه شما را خوندم.واقعا برای خودمون متاسفم
ما همه ایرانی هستیم یا مثل من از نژاد فارس یا مثل شما از نژاد ترک.
ایا ما ایرانیها که ادعای تمدن و فرهنگ میکنیم باید اینطوری به جون هم بیفتیم و همدیگه را مسخره کنیم؟
[پاسخ]
المیرا پاسخ در تاريخ دی ۶م, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۲ ق.ظ:
@amir, حق با شماست
کو گوش شنوا
تو یه عالم دیگه سیر می کنن این عزیزان
امیدوارم روزی بفهمن که اتحادشون رو گرفتن جاش کینه توزی بهشون تقدیم کردن.
[پاسخ]
Amir پاسخ در تاريخ بهمن ۲۰م, ۱۳۹۰ ۴:۰۰ ق.ظ:
زنده باد ایران وایرانی فارس-ترک-لر-کردولک وسایرقومیتها
[پاسخ]
سلام
از آرش به خاطر اطلاعات روزش ممنونم
از بچه هایی که نظر میدن خواهش میکنم که به هیچ ملیتی توهین نکنن .چون هر زبان مادری خودشو اندازه دنیا دوست داره .
البته بنده اینقدر سرمشغولی دارم که نمیتونم دنبال مقالات
روز دنیا برم .
از شما خواهش میکنم اگه مقالاتی در مورد زبان کامل ترکی دارین بذارین و اگه سایت معتبری دارین که این اطلاعاتو داشته باشه بذارین .
در آخر از مدیریت محترم سایت تشکر میکنم .
yashasin turk elimiz
[پاسخ]
آتاخان پاسخ در تاريخ آبان ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱۰:۱۶ ق.ظ:
ایرانی عزیز- من هم با شما موافقم نباید به هم دیگر بد و بیراه بگوییم ما باید بتوانم قبل از راه اندازی گفتگوی تمدن ها خودمان ظرز گفتگو را یاد بگیریم. من نمی دانم این اصطلاح پان ترک را این قدر بد معرفی می کنند مثل کلمه کمونیسم زشت معرفی می کنند. من مطمئن هستم که این چنین افرادی هیچ اطلاعی از تعریف و معنای پان ترکیسم ندارند.لازم می دانم معنای واقعی آن را بیان کنم: پان ترکیسم سه اصل دارد: ۱- مسلمان بودن ۲- ترک بودن ۳- مدرن بودن
نشان گرگ خاکستری که ترک ها با دست و انگشتان خود نشان می دهند به همین سه کلمه اشاره دارد.
در ضمن گرگ خاکستری در میان ما ترک ها به این دلیل مورد علاقه احترام و مقدس شمرده می شود که: گرگ از قدیم الایام نقش راهنماداشته است. به همین خاطر در زبان ترکی آذربایجان مثل ها و حکایت های زیادی در باره گرگ وجود دارد. حتی در تبریز میدانی بنام میدان قورت( میدان گرگ) وجود دارد که تا زمان صفویه در این میدان مراسم های برگزار می شد و گرگ های را که عده ای نگهداری می کردند آنروز به میدان می آوردند. ولی در زمان صفویه به لحاظ منافات داشتن این عقایت و مراسم با دین اسلام و تشیع منع شد و به مرور زمان از یادها رفت ولی میدان گرگ همچنان در تبریز وجود دارد ما آروز داریم این میدان روز بازسازی شود.
[پاسخ]
کورد پاسخ در تاريخ آذر ۴م, ۱۳۹۰ ۷:۵۶ ب.ظ:
@آتاخان, نکبت تو قبل از ترک بودن ایرانی هستی،حالا زبونت به خاطر یه سری مسائل تاریخی ترکی هست دلیل نمیشه که گذشتتو فراموش کنی یا انکار کنی و بگی من از ۳۰۰۰ سال پیش ترک بودم.مثل این میمونه که بگی مثلا چون مصر الان عربیه پس فراعنه و اون تاریخ با شکوه هم مال عربا بوده و بس و یا اینکه مردم مصر کنونی از شبه جزیره عربستان رفتن اونجا و ذاتا عربن درحالی که مردم مصر کنونی چه از لحاظ نژادی و چه آدابو رسوم هیچ فرقی با قبطیان که فرهنگ خودشونو حفظ کردن و جمعیت نسبتا زیادی رو هم به خودشون اختصاص دادن یکی هستن.
[پاسخ]
راستش خواندن این همه حرفهای نسجیده و از سر احساسات تند بسیار آزاد دهنده است . هر کسی حق دارد به زبان مادری و قومیت خود افتخار کند . هر کسی حق دارد زبان مادری ، آداب و رسوم و موسیقی – هر آنچه را که از پدرانش به او به ارث رسیده – را به فرزندانش بیاموزد. هر کسی حق دارد به حق کشی ، توهین تبعیض معترض باشد.هر کسی حق دارد در مورد سرنوشت خود آزادنه تصمیم بگیرد.
اما ، زبان مادری و قومیت که تیم فوتبال نیست . این حرف های کودکانه درباره برتری این زبان بر آن یکی ، برتری این قوم بر آن یکی نه فقط کودکانه و از سر احساسات تند که نژادپرستانه است. تا کی قرار است ما در بند این حرفهای خام و ادعاهای از سر علاقه و احساسات تند در حوزه فرهنگ باشیم. کی قرار است از این کودکی بیرون بیاییم. کی قرار است تنها به یاری عقل قضاوت کنیم .
متاسفانه در زمانه بدی گرفتار آمده ایم . زمانه ای که عقل ، صداقت کمترین ارزش را پیدا کرده .
همه اینها را که گفتم ، این را هم بگویم که من نه فارس هستم و نه ترک. هیچ خصومتی هم با هیچ فارس و ترکی ندارم . این سایت را هم اتفاقی دیدم حین کنجکاوی درباره کتاب. اما این یادداشت ها فقط باعث شد دلگیر شوم.
همه این همه حرفهای تند و تیز آنهم بر سر تاریخ طبری !
[پاسخ]
المیرا پاسخ در تاريخ دی ۶م, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۴ ق.ظ:
@حسین, حق با شماست
کو گوش شنوا
تو یه عالم دیگه سیر می کنن این عزیزان
امیدوارم روزی بفهمن که اتحادشون رو گرفتن جاش کینه توزی بهشون تقدیم کردن.
[پاسخ]
هر ملتی حق ان را دارد که زبان خودشو داشته باشد مثل اینکه ما بخواهیم به فارس اقلییت بگوییم که بیا از این به بعد زبان رسمی شما ترکی است
به نظر من اگر رسمی کشور ایران ترک میشد ایران باید به خودش افتخار میکرد که سومین زبان زنده دنیا را دارد و همگروه با کشورهایی مثل ترکیه اذربایجان ترکهای اروپا ازبکستان تاتارستان ترکمنستان قرقیزستان وغیره… است نه هم زبان با کشوری مثل افغانستان .
این متن را من به وسیله الفبای عرب نوشتم چون اگر می خواستم به زبان ترکی بنویسم فاسهای عزیز نمی توانستند بفهمند.
yaşasin azərbaycan şarafly melatün
[پاسخ]
پوریا پاسخ در تاريخ خرداد ۳م, ۱۳۹۰ ۲:۵۴ ب.ظ:
@araz, ولی چیزی که من میبینم الفبای انگلیسیه نه ترکی
[پاسخ]
wd پاسخ در تاريخ شهریور ۶م, ۱۳۹۰ ۳:۱۴ ب.ظ:
@پوریا,hurufati ke araz neveshte kamelan torkiye mage shoma ke minevisin va migin farsiye vali hamash alefbaye arabiye fagat a e o farg mikone eshtebah nakon
[پاسخ]
سمیع الحق "سمیع " پاسخ در تاريخ آبان ۲۵م, ۱۳۹۰ ۱۰:۰۸ ق.ظ:
به جواب – @araz)
اقای رضا تو تاسف ازهمزبان بودن با مرز شرقی کشورت یعنی افغانستان میکنی ولی ما افغانها درکل ازهمسایگی با کشورهای بنام ایران وپاکستان تاسف میکنیم چون واقعا درطول تاریخ نشان دادید که شما نه تنها که مداخله گر ، متجاوز ونامرد هستید حتی به هموطنان خودتان که شامل ترک زبان ها ، اذربایجانی ها ، لرد ، کرد ها وغیره که ساکن اصلی کشور شما هستند رحم نمی کنید و همیشه برایشان جوک میسازید و ازلحن وطعن تان به زبان های دیگر ساکن ایران نیز پروا نمیکنید درحالیکه خودتان مسخره تمام دنیا هستید شما را درهیچ جای دنیا خوب نمی بینند بروید کمی بخودتان متوجه شوید وازاین انزوای جهانی بیرون آید هرچند که ملت افغان واتباع افغانی را شما درهرجای بدنام ساخته اید اما خوشحالیم که دنیا ومردم جهان میدانند که هرقدر ما را ضربه بزنید بازهم ازشما بنزد آنها بهتریم
[پاسخ]
ایرانی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴م, ۱۳۹۱ (3 weeks ago) ۱۰:۵۴ ق.ظ:
@سمیع الحق “سمیع “,
اینهم پاسخ مهمان نوازی ایرانیها از میلیونها افعان و تقسیم کردن نانمان با آنها و گرفتن فرصتهای شغلی از اتباع ایران و دادن آن به افغانها.این اولین بار نیست که ناسپاسی خود را به ایرانیان اثبات کرده اید(قضیه رود هیرمند یادمان نرفته است). ضمنا آقای سمیع الحق، اول- اگر کسی در دنیا شما را می شناسد یا به واسطه طالبان و جنایات آنهاست و یا به واسطه مسائل ناشی از اشغال کشورتان توسط نیروهای غربی و گرنه این شما و اینهم افغانستانتان. غیر از صدور افیون و بیماری و نکبت مگر چه گلی به سرمان زده اید که حالا دوقورت ونیمتان هم باقی است؟ دوم- بگذارید هرچقدر دیگران دوست دارند برایتان کف بزنند و سوت بکشند و شما هم از این تحسین و مداهنه الکی کیفور وشوید. این موضوعات پشیزی برای ما ارزش ندارد.سوم- مداخله در کار دیگران خیلی زشت است. بهتر است مشکلات خود را مرتفع کنید و به مسائل خانگی ما که ارتباطی نه به شما و نه به هیچکس دیگری ندارد نپردازید. این را بدانید که بقول معروف ما ایرانیها اگر گوشت همدیگر را بخوریم استخوان هم را دور نمی اندازیم. اگر ما با هم اندکی از روی لطافت طبع شوخی می کنیم و در برخی جزئیات با هم اختلاف سلیقه داریم که بسیار هم طبیعی است، در مواقع لزوم دیگر نه فارسیم نه آذری نه لر نه کرد نه بلوچ نه عرب، مثل مشت آهنین بر ملاج یاوه گویان فرود خواهیم آمد. مفهومه یا مرزو ببندیم.
[پاسخ]
من متولد تهرانم ولی پدر و مادرم ذاتن اهل آذربایجان شرقی هستند.
۲۵ سالمه الان که نگاه می کنم افسوس میخورم که چرا با این زبان آشنایی کامل ندارم.افسوس میخورم که یک زبان زنده دنیا را که کاملا درک می کنم و می فهمم ولی قادر به تکلم مانند یک بچه بزرگ شده در تبریز و … نیستم.چرا؟
من ابتدا یک ایرانی ام خواه آریایی باشم مشکلی نیست ولی من یک ترکم و زبانم آذری و یا ترکی است و اصالتم ترک هستم.
حق تحصیل و حق تکلم به زبان مادری در یک دیار حق مسلم کرد و لر و ترک و بلوچ و … هست دقیقا ولی ما در اصول و قواعد فرهنگی و اجتماعی ایرادها داریم.ما با یک افغانی در کشورمو نمیتونیم به عنوان یک فرد خارجی که از لحاظ فرهنگی بسیار نزدیک به ماست حتیبرای یک ساعت اون فرد افغان رو تحمل کنیم اینها از کجا نشات میگیره؟
تبعیض ها از اختلافات سلیقه ای در بین حاکمان و بزرگان ما از عصر رضاخان نشات گرفته و حتی تمسخر و جک گفتن تا اندازه ای که لطافت سیرینی خاص خود را داشته باشه دلچسب و گوارا است و لی مزحکه و خنده و توهین وهای زشت به دلیل زبان و رنگ در کجای دنیای امروز شاهد هستیم؟
[پاسخ]
بابت تایپ سریع از دوستان در املای کلاماتم عذر خواهی می کنم.
جانب دارانه حرف نمیزدم …خواهشن بیشتر مطالعه کنیم.همه و همه.
[پاسخ]
من از ترکا خیلی بدم میاد
همه ی اسطوره های کردی رو به اسم خودشون قالب زدن از جمله :
بابک خرمدین – زرتشت – مانی – ضحاک (آژی دهاک) و و و …
[پاسخ]
انی کاظمی پاسخ در تاريخ مرداد ۹م, ۱۳۸۹ ۲:۳۲ ب.ظ:
چه کسی همچین حرفی زده ؟ منبع و مدرکش کو ؟
آیا حرف می زنید ؟
[پاسخ]
سهند پاسخ در تاريخ مرداد ۲۰م, ۱۳۸۹ ۶:۰۷ ب.ظ:
kim deyir baake khoramdin korddo?akhi niya biela kotah bin siz?babak tuork uoglo va azarbacanlidi . yashasin manim ana yourdom azarbaican. shanli vatanim .
alahh babaka rahma elasin
toham uongadr badet biyad az tuorka ke ye ruzi betartaki .akhe bi ensaf ki gofte babak kord bode?
[پاسخ]
کورد پاسخ در تاريخ آذر ۴م, ۱۳۹۰ ۸:۰۷ ب.ظ:
@سهند, جمعش کن په نه په بابک نامی ترکی است.عبرت تمام تاریخ نویسا من جمله عربا اذعان دارن که بابک علیه اشغال گری عربا میجنگیده و به شدت در پی احیای ایران بوده و اونو مجوس میخوندن حال آنکه تمام مزدوران خلیفه ی عباسی از ترکان بودن که با بابک میجنگیدن.دست وردارین روده بر شدیم از خنده.یه جایی یه گنده ترکی نوشته بود مادها نیاکان ترکانند.زرشک اصلا کرمانشاه سلیمانیه ایلام اورمیه و … تمام شهرهای کورد نشین متعلق به ترکا بوده و کوردها از آسمون فرود اومدن و سرزمینی رو که بیشترین آثار متعلق به اون دورانو در دل خود جای داده اشغال کردن؟!یا واژگان اندک به جای مانده ازون دوران که عینا در کوردی موجود هست تاثیر زبان ترکی قدیمه؟!!!که تو کوردی جا مونده؟!
[پاسخ]
آیسان پاسخ در تاريخ آذر ۳۰م, ۱۳۹۰ ۲:۴۳ ق.ظ:
۲۰روش ساده برای مبارزه وحفاظت از هویت و فرهنگ آزربایجان
شوونیزم فارس وتمرکزگرایان وکسانی که تحمل سربلندی تورکان را ندارند قریب صد سال است که قصد ازبین بردن هویت وهستی تورکان را دارند ودراین راه زبان،مدنیت وتاریخ ما را هدف گرفته اند. آنان با استعمارفرهنگی قصد راهگشایی برای استعمارسیاسی واقتصادی تورکان را دارند.
ملتی که زبان مادری خود را ازدست داده ازکشف وتولید بی بهره بوده وتوانایی افتخارکردن و به کارگیری استعدادها وتوانایی های خود را ازدست می دهد این چنین ملتی آماده ی استعمارشدن است به همین جهت مبارزه با استعمار فرهنگی سیاسی واقتصادی شوونیزم با مبارزه فرهنگی آغازمی شود. اولین مبارزه ی ما بازگشت به خویش وهویت طلبی است ملت ما برای رهایی ازچنگال استثماربه جای تکیه کردن به دیگران باید یاد بگیرد که روی پای خود بایستد این مبارزه هم سخت است وهم آسان.
اگرشعورملی یک ملت بیدارباشد و روزبه روزافزون گردد استعمارکردن آن ملت راحت نیست به راحتی وبدون صرف هزینه های گزاف می توانیم شعورملی ملتمان را بالا ببریم
۱- با فرزندانمان به زبان تورکی صحبت کنیم. به آنها اهمیت ارزش وقدرت وزیبایی زبان تورکی را بشناسانیم .
۲- خواندن ونوشتن به تورکی را یاد بگیریم. شانس پذیرفتن زبان ترکی ازسوی دولت به عنوان زبان رسمی درآینده وجود دارد. ازهمین حالا باید شروع به سواد آموزی کنیم تا درآن روز انسانهای با سوادی باشیم نه بی سواد. به فرزندانمان خواندن ونوشتن به تورکی را یاد بدهیم . با یک نگاه عمیق باید این را بفهمیم که آموختن زبان تورکی به فرزندانمان ازآموختن زبان انگلیسی به آنان پراهمیت تراست.
۳- برای فرزندانمان وشرکتها و مغازه ها ومحل های کار خود نام تورکی انتخاب کنیم .
۴- جغرافیای ایران، ترکان جهان، آذربایجان وسایرترکان ایران را به فرزندانمان آموزش دهیم .
۵- درتهران وسایرشهرهای دوزبانه با مخاطبهایمان ابتدا به زبان تورکی صحبت کنیم پس ازاینکه فهمیدیم طرف مقابل تورک نیست آنگاه فارسی صحبت کنیم یا گفته های خود را به فارسی ترجمه کنیم.
۶- درمهمانی ها ودید وبازدیدها به دوستان و آشنایان خود کتاب تورکی یا کاست CD که حاوی موسیقی تورکی است یا فیلم تورکی یا کتاب درمورد تاریخ زبان و مدنیت آزربایجان هدیه دهیم.
۷- به جای واژه ها ی فارسی و… که وارد زبان تورکی شده اند از واژه های تورکی استفاده کنیم.
۸- درکنسرتهای آزربایجانی وجشن های ملی آزربایجان به صورت فعال شرکت کنیم ودوستان وآشنایان خود را نیزدرچنین مراسم هایی به همراه خود برده وآنها را نیزشرکت دهیم .
۹- درخرید اجناس دقت کنیم بیشتراجناسی را خریداری کنیم که متعلق به آزربایجان یا شرکتهای آذربایجانی است .
۱۰- برای سرمایه گذاری وخرید وفروش به شرکت هایی که اجناس وسرمایه های آنها متعلق به آزربایجان است برتری دهیم .
۱۱- ابتدا موظف به شناخت بزرگان ادب وفرهنگ آزربایجان مثل فضولی واحد و شهریار هستیم وپس ازآن حافظ سعدی وشکسپیر. قسمت عمده ای ازبیت المال صرف شناخت، گسترش وترویج فرهنگ وزبان فارسی می شود .ما بایستی زمان، انرژی وسرمایه ی خود را صرف شناخت، گسترش وترویج فرهنگ وزبان سرکوب شده ی خود بکنیم .
۱۲- درمکان های عمومی، اتومبیل شخصی ،نزد میهمانان بایستی ازموسیقی آزربایجانی استفاده کنیم درابتدا بایستی موسیقی خود را یاد بگیریم وبه دیگران یاد دهیم. موسیقی آزربایجانی یکی از غنی ترین وشناخته شده ترین موسیقی های دنیاست به موسیقی فارسی حرمت واحترام قائلیم ولی باید متوجه باشیم که یادگیری وترویج موسیقی فارسی درحال حاضرهم جهت با اهداف ومنفعت های شوونیزم فارس می باشد.
۱۳- درحال حاضربه دلیل شرایط خاصی که وجود دارد ازفروختن زمین وسهام شرکت ( به خصوص درآزربایجان غربی) به افراد غیرتورک زبان و غیر آزربایجانی خودداری کنیم . ارزان بفروشیم ولی به خودمان بفروشیم . با توجه به اینکه بسیاری ازسرمایه های آزربایجان درمناطقی به غیراز آزربایجان مثل تهران دراسارت دیگران بوده ومردم ما ازاین ثروت هیچ بهره ای نمی برند بایستی درآینده با به کارگیری تاکتیک های اقتصادی وسیاسی بتوانیم سرمایه های آزربایجان را برگردانده وسرمایه های آزربایجان را حفظ کنیم . با این کارخواهیم توانست ازادعای دیگران برثروت وخاک آزربایجان نیز جلوگیری به عمل آوریم .
۱۴- با وجود مشکلات وسختی های فراوان بایستی سرمایه داران را مجاب وتشویق به سرمایه گذاری در آزربایجان کنیم . بایستی پتانسیل های اقتصادی وسرمایه گذاری آزربایجان را به آنها نشان دهیم ومعرفی کنیم تا با امید به خدا سرمایه های آزربایجان ازمناطقی مثل تهران دوباره به آزربایجان برگردانده شود.
۱۵- به فرهنگ اقوام وملل دیگرازجمله قومیت ها احترام وارزش قائل شویم ولی مراقب باشیم که بلافاصله وبدون توجه و دقت جذب فرهنگ آنها نشویم وهستی خود را رها نکنیم ودقت وانرژی خود را صرف تبلیغ فرهنگ دیگران نکنیم . به جای آموختن نقاط منفی فرهنگ دیگران بایستی نقاط مثبت فرهنگ خود را به آنها نشان دهیم ومعرفی کنیم .
۱۶- بایستی به همه بفهمانیم وبگوییم که ما تورک هستیم وزبان مادری وملی ما تورکی است . نگوییم که ما آزری هستیم وزبان ما آزری است . با شناساندن جغرافیای فرهنگی وتاریخی آزربایجان وزادگاه خود به همه بفهمانیم که ما آزربایجانی هستیم .
۱۷- تا جایی که می توانیم ازخرید نشریات سراسری سانترالیست (تمرکزگرا) خودداری کنیم ودرمقابل اقدام به خرید نشریات آزربایجانی یا آزربایجان دوست کنیم وازآنها حمایت کنیم .
۱۸- درانجمن ها وتشکلات شوونیستی شرکت نکنیم و از آنها حمایت نکنیم. درد آزربایجان را بدانیم واز انجمن ها وتشکلاتی که به آزربایجان ارزش و اهمیت قائلند وخیرخواه مردم آزربایجان هستند حمایت کنیم ودرآنها فعالیت کنیم .
۱۹- اگرچه خواندن ونوشتن به ترکی را خوب بلد نباشیم با این حال سعی کنیم که کارت های تبریک وعروسی وsms وایمیل هایمان را به زبان تورکی بنویسیم .
۲۰- زنجان، اردبیل، تبریز،اورمیه،همدان،باکو،گنجه،نخجوان و… همگی شهرهای آزربایجان هستند. بدون توجه به اختلافات کوچک فرهنگی که درنتیجه سیاست های استعماری براین مناطق تحمیل شده بدانیم که همگی ساکنان این مناطق ترک هستند بایستی درمقابل شوونیزم فارس همه باهم اتحاد داشته باشیم وبا تشکیل انجمن ها، گروهها و… به هرچه قدرتمند ترشدن آزربایجان کمک کنیم وبدانیم که ملت ما ازپتانسیل های بالایی برخوردارهستند .
این نوشته را با دقت بخوانیم وبین ملت خودمان پخش کنیم وچیزهایی را که فهمیده ودرک کرده ایم آنالیز کنیم وآنها را روی کاغذ بیاوریم وبدانیم که هرقدمی که در را ه سربلندی وپیشرفت آذربایجان برداشته می شود با ارزش وگرانبهاست .
گلجک بیزیمدیر
[پاسخ]
کرماشان پاسخ در تاريخ دی ۲۴م, ۱۳۹۰ ۱:۱۵ ق.ظ:
@آیسان, خدا شفا بده
[پاسخ]
ایرانی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴م, ۱۳۹۱ (3 weeks ago) ۱۱:۰۷ ق.ظ:
@آیسان,
آیسان جان کمی دیر تشریف آوردید. قبل از شما پیشه وری همین مانیفست رو به خورد فرقه دکرات داده بود و بعدهم اینها رو به زبان روسی برای استالین مقبور نوشت ولی کسی براش تره خورد نکرد. این حرفها رو نفرمایید بوی تجزیه طلبی میده.
[پاسخ]
با خوندن کامنت آرش از خنده اشک تو چشمام حلقه زد. طفلک از زور حقارت اینکه زبان ترکی تا دویست سال پیش حتا کتابت هم نداشته به چه یاوه گویی های مضحکی دست زده و با مطالب علمی ثابت کرده که ترکی نه زبان آدمیزاد که زبان موجودات فضایی ست( ایشالا به زودی فیلم ای تی با دوبله ترکی) بسیار خندیدم که آرش از یک موسسه تحقیقات زبانی در اروپا فاکت می آورد و معلوم نیست این موسسه معتبر که قرار است مثل کیهان هم نباشد اولا چرا اسم ترکی دارد؟ و بعد می گوید ۳۹% زبان ایتالیایی از ترکی ست یعنی یک ترک باید بتواند با شنیدن زبان ایتالیایی تقریبا نصف آنرا بفهمد. و اینکه در تکنولوژی های فضایی در کنار زبان استاندارد انگلیسی زبان ترکی هم وجود دارد احتمالا یا برای برقراری ارتباط با موجودات فضایی بوده و یا صرف خنده و انبساط خاطر… برای درک اهمیت و صلابت زبان فارسی تنها به یک نکته اشاره میکنم: ببینید اسلام و به تبع آن زبان عربی با تمدن بی مثال مصر چه کرد؟ امروز از زبان و فرهنگ مصر به تقریب هیچ چیز باقی نیست به عبارتی زبان عربی فرهنگ مصر را نابود کرد و ببینید علیرغم تسلط چند صد ساله اعراب بر ایران و حمله مغول و ترک هنوز زبان فارسی با تمام عظمتش پابرجاست پیشنهاد میکنم مقاله پروفسور حسابی را در مورد ویژگی های بی نظیر زبان فارسی مطالعه کنید و به یاوه های امثال آرش از سر تفنن بخندید و راستی نمنه؟
[پاسخ]
milad پاسخ در تاريخ شهریور ۱۷م, ۱۳۸۹ ۵:۲۹ ب.ظ:
to mikoni? avalan farsi zaban nist o lahjeye 28 arabie. az tarikh chizi sar dar nemiari chera raje un bahs sanian vagti ajdade to farge adamo heyvuno nemidunestan tu tabriz dashtan avalin daneshgah yani rabe rashidi ro misaxtanke
[پاسخ]
آراز پاسخ در تاريخ مهر ۱۲م, ۱۳۸۹ ۲:۳۵ ب.ظ:
کسروی تاریخ نویس آذربایجانی(۱۲۶۹-۱۳۲۴ه.ش) اگرچه در زمینه تاریخ معاصر آذربایجان و تاریخ انقلاب مشروطه آثار معتبری دارد، اما در زمینه زبان شناسی تئوری نادرستی را ارائه کرد که تبدیل به دست آویز شونیسم فارس جهت نابود سازی فرهنگی ترکها شد. وی بر اساس این تئوری با استناد به وجود چهار روستای غیر ترک زبان در آذربایجان و چند بیت شعر به زبانها یا لهجه های گوناگون و متفاوتی (هرزنی ، تالشی ، تاتی، گیلکی و رازی ) که خود همه آنها را آذری نامید، مدعی شد زبان باستان آذربایجان یا آذری لهجه ای از پهلوی است که در دوران صفویان ترکی شده است. روشنفکرنمایان دیگری چون عبدالعلی کارنگ و تقی ارانی و …نیز دنباله روی این تئوری و سیاست شده و هر یک با ارائه تئوریهای مضحک قصد داشته اند که ریشه بر تیشه ترکان ایران زده و ارتباط آنها را با ترکان دنیا و اجداد ترک خود قطع کنند. گاه آنها را آذری نامیدند که زبان ترکی بر آنها تحمیل شده و گاه تا ادعاهای خنده داری چون ترکی لهجه ای از فارسی است نیز پیش رفته اند! اما در رد این تئوریها به موارد زیر باید اشاره کرد:
زبان آذری چگونه زبانی بوده است که جز چند دو بیتی و غزل و چند واژه از آن چیزی باقی نمانده است؟! و اگر قرار باشد اصالت و قدمت زبانی در خطه آذربایجان مورد قبول واقع شود آنهم زبان ترکی است که از آن نه چند واژه و چند بیتی بلکه دهها دیوان و هزاران بیاتی و فولکلور و چندین میلیون ترک زبان(!) باقی مانده است که تنها دده قورقود خود به تنهایی برای اثبات قدمت زبان ترکی در آذربایجان کافی است.
آیا چند چند بیتی آذری از زبان چند شاعر ساکن آذربایجان می تواند دلیل بر آذری بودن تمام مردم هم عصر آن شاعر در آذربایجان باشد؟
آذری چگونه زبانی بوده است که چندین منبع محدود باقی مانده هم به ادعای خود شونیستها در معرض تحریف قرار گرفته است؟
آذری چگونه زبانی است که حتی خود تئوریسین های آن مدعی اند که تفکیک آن از لری و گیلکی آسان نیست؟
آذری چگونه زبانی بوده است که حتی دو نوشته همشکل که لغات اصلی آن یکی باشد از آن پیدا نشده است؟
این زبان باستانی چگونه زبانی است که چندین نام دارد هرزنی ، تاتی و آذری ؟
آذری چگونه زبانی بوده است که بسادگی جای خود را به زبان ترکی داده است. چگونه ترکان موفق شده بودند تا اعماق روستاها را ترک کنند؟! در حالیکه شونیسم فارس با هشتاد سال قدمت در عصر مخابرات و ماهواره و مطبوعات با صدها وسیله و ظلم و جور هنوز نتوانسته است یک روستای آذربایجان را فارس کرده و زبان ترکی را در آذربایجان محو کند؟
چرا زبان مردم جمهوری آذربایجان در اثر دویست سال حکومت روسها تغییر نکرده است!؟
چرا زبان مردم اصفهان که بیشتر از تبریز پایتخت ترکان و مغولها بوده است تغییر نکرده است؟
چرا مغولها به جای زبان مغولی ، ترکی را در ایران تحمیل کردند ؟! اگر قرار بود مهاجمین زبان خود را به ایران تحمیل می کردند ، چگونه است که حتی یک روستای مغول زبان در ایران یافت نمی شود؟!
اگر وجود چند منطقه محدود در آذربایجان به زبانهای تاتی و یا هرزنی دلیل بر آذری بودن آذربایجان بوده پس وجود ترکان قشقایی در استان فارس که تعدادشان به مراتب بیشتر از تاتیها و هرزنیهای آذربایجان است نیز دلیل بر ترک بودن استان فارس در گذشته می باشد!!
اینکه زبان رایج امروز آذربایجان لهجه و گویش زبان فارسی باشد جوکی بیش نیست که می تواند زاییده افکار آدمهای بی سوادی باشد که هنوز فرق گویش و لهجه و زبان را نمی دانند شاید هم می دانند! و نمی دانند که زبان ترکی و فارسی از لحاظ ساختاری ، گرامری و لغوی دو زبان کاملا متفاوت اند که در یک ظرف نمی گنجند!
چرا تاکنون از پدر و مادر و پدر بزرگ و مادر بزرگ خود نشنیده ایم که بگویند من آذری هستم یا آذری صحبت میکنم؟! آنها همیشه گفته اند و می گویند : ” من تورکم ” یا “تورکو دانیش” . به جز معدودی خود باخته فرهنگی که در اثر تبلیغات شونیسم فارس از هویت خود بی خبر و شرمنده شده اند ، کسی از این اصطلاح ساختگی (آذری) استفاده نمی کند. این مردمند که نام خود را بهتر می دانند و احتیاجی به نام گذاری چند روشنفکرنما را ندارند!
پس زبان ترکی در ایران نمی تواند محصول حمله یک اقلیت باشد، و اگر حتی بومی(ساکنین اولیه) بودن ترکهای ایران را نیز نپذیریم باید حداقل اقرار کنیم که وجود ترکان در ایران ناشی از یک یا چند مهاجرت بسیار گسترده اقوامی است که زبان مادری خود را به این سرزمین آورده اند نظیر مهاجرتهایی که بافت فرهنگی دیگر نقاط دنیا را شکل داده است!
حتی خود شخص کسروی نیز در مقاله ای که به زبان عربی در نشریه العرفان نوشته است ، عکس مطالب مورد ادعای خود را نظریه زبان آذری مدعی می شود.
به هرحال حتی اگر کسروی و همفکرانش هم راست بگویند و از زمان صفویان ترک شده باشیم ، زبان ما و مادرمان و اجدادمان تا جاییکه می شناسیم ترکی بوده و تحمیلی نامیدن زبان مادریمان توهینی است غیر قابل قبول! چه از زمان صفوی ترک شده باشیم و چه از زمان سومریها، خواه از تبار ترک باشیم و خواه از تبار آریا، سخن گفتن ونوشتن و آموزش و پرورش به زبان مادری حق ما است و کسی نمی تواند این حق اولیه را با استناد به تئوریهای تاریخی از ما بگیرد.
[پاسخ]
پوریا پاسخ در تاريخ خرداد ۳م, ۱۳۹۰ ۳:۲۳ ب.ظ:
@آراز, من یه مثال واست میزنم هم عصر خودمون از تغییر زبان مردم به اجبار وقتی که مجبور شدن رضا شاه وقتی دید عرب های جنوب وغرب خوزستان زیاد اهل کشاورزی نیستن از یزد تعداد زیادی خانواده آورد توی خوزستان ساکن کرد برای کشاورزی در کمتر از دو نسل این خونواده ها عرب زبان شدن ولی فامیل اکثرشون یزدی موند شایذ الان هم زنده هستن و موجود شاید چون باهوش بودن زبان حاکم رو زود یاد گرفتن یه مثال دیگه می زنم دزفول یکی از شهر های خوزستانه زمانی که شاپور امپراتور رومو شکست داد اونو خیلی از سپاهیانشو دستگیر کرد اونا رو توی خوزستان ساکن کرد والان دزفولی ها از اون نسلن ولی حتی بزرگان روم نتونستن زبان خودشونو در مقابل حاکم حفظ کنن والان زبونشون
جز لهجه های لری به حساب میاد وخودشونو ایرانی میدونن نه ایتالیای پس نتیجه از این دو اتفاق مستند وزنده تغییر زبان خیلی چیز عجیبی نیست
[پاسخ]
آذربایجان اوغلو پاسخ در تاريخ آذر ۱۰م, ۱۳۸۹ ۱۲:۰۸ ب.ظ:
مزدشت یا همون مزمز خودمون آخه کوچولو از زبان افغانیتون چی واست مونده هان؟
تو برو ذهنتو شوشته بکن بعد بیا بشین در مورد زبان مقدس ترکی حرف بزن
دقت کن از به حرفام
حرف:عربی
دقت:عربی
مقدس:عربی
بعد:عربی
حالا بگو فارسی آخه اینم عربیه اصلش پاسیه مگه نگه
پارس کن او او کن اما یه وقت پاچه نگیری؟
[پاسخ]
پوریا پاسخ در تاريخ خرداد ۳م, ۱۳۹۰ ۳:۳۷ ب.ظ:
@آذربایجان اوغلو, من خودم لر بختیاریم هر چی به ما میگی به حساب عقده ولی چرا فکر میکنی از افغانی بهتری یه بار شوروی نابودش کرد بعد عربستان پاکستان افتادن به جونش الان ۳۰ سال این بد بختا تو جنگن فرق اینا با شما اینه که وقتی روسیه به شما حمله کرد پاها رو دادین بالا ولی اینا تسلیم نشدن
[پاسخ]
elshan پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۹۰ ۵:۲۴ ق.ظ:
@پوریا, با الفبای عربیتون بنویسم که بتونین بخونین قیمتشم که نصفه
خدمتتون عارضم که شما به کدوم تاریختون مینازین؟
طبق چیزایی که خودتون به عنوان تاربخ بهمون تحویل دادین
۱٫ از افغانستان به این سرزمین تشریف آوردید
۲٫فقط شما پارس ها تنها نبودین
۳٫افتخارتون ۴ تا ستون تخت جمشیده که اونم برده های اسیر شده یونانی واستون ساختن
۴٫ شما که تو پاها رو بالا دادن ید بیضا دارین
تا اسکندر اومد لنگاتون رفت بالا پس چرا اون موقع زبان آذری که ادعا میکنین یونانی نشد؟
تا عربا اومدن سراغتون بازم لنگاتون رفت بالا (بقیشم سانسور شه بهتره)
باز هم اون موقع همون زبان آذری که ادعاشو دارین نشد عرب؟
لابد بخاطر افتخار ادبیتون شاخنامه هه بوده که توش از زن یعنی مادرتون به عنوان موجود ناپاک یاد شده همه شعراشم گه بوی جنگ و خون و نفرت میده
بعدشم مغولا اومدن ااااااا بازم که لنگاتون رفت بالا
بعدش واسه تیمور لنگاتون رفت بالا
دیگه کدومشو بگم؟
پرتغالیا؟ اینگیلیسیا؟ و …
خلاصه این لنگای شما جای بیرق همیشه بالا بوده که!!!!
رضا خان قلدرتونم که اصلا از آتاتورک تقلید نکرد!
همه اینا به کنار فدای یه تار موتون
اصلا ما ترکا بد!
مایه ننگ شما !
مقصر مشروطه گری ما !
۵۷ کار ما !
اصلا همه اون جوکهایی که در موردمون هستش درست
این جوکها کار شما هم نیستا
خدا وقتی مارو آفرید با یه جلد دیوان جوک آفرید
حالا ما که این همه بدیم
داریم راه خودمونو میریم
نمیخوایم دیگه کاری به کارتون داشته باشیم
شما هم بهتره دیگه کاری به کارمون نداشته باشین
اینجوری به نفع همه است
شما هم از دست ندونم کاریای ما راحت میشین
به قول خودتون مرگ یه بار شیون یه بار
[پاسخ]
سامان پاسخ در تاريخ آذر ۱۷م, ۱۳۸۹ ۴:۲۰ ب.ظ:
کثافت لاش خور تو قد این حرف ها نیستی.چرا به متن ها دقت نمیکنی ۳۹ در صد زبان ایتالیایی از ترکی گرفته شده(ریشه ترکی داره)
همه که مثل شما فارس های سگ بی خاصیت نیستن که کلمات رو بدون هیچ تغییری در لحجه ای از زبان اعراب خر و افغان ها به کار ببرن.
بیخودی پارس کن
[پاسخ]
نام سهراب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۹۱ (2 weeks ago) ۱۲:۳۷ ب.ظ:
درود بر تو سامان من فارسم وافتخارم به شما بچه های آذر بایجان است
چون بچه های فارس نازی آباد به اتفاق بچه های دلیر ترک ارومیه نمیدونی چه بلاها سر بعثیها نیاوردن (مهران وابوغریب سال ۶۳)من به همین دست از رفته تو جنگ میگم که خدایا به حق دلاوری این جوانان غیور من سگ بی خاصیت را دوستدار وطن وجوانان ترکم قرار بده .
ارادتمند تمام آذریها وترکها هستم عاشق وج به وجب خاک وطنم .
[پاسخ]
آتاخان پاسخ در تاريخ آبان ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۲ ق.ظ:
علت اش این است که ترک ها نگذاشتند عرب ها بیایند و بر این سرزمین امرو زه ایران می نامیم تسط پیدا کنند. حکومت خلیفه عباسی را هولاکوخان بزرگ نابود کرد و الا از زبان فارسی شما چیزی نمانده بود.
به شما فارس های نژاد پرست(نه همه تان) توجه کنید:
مادها و پارت ها ترک نژاد بودند( در این باره بحث نمی کنم منابع زیاد است می توانید تحقیک کنید و متوجه خواهید شد)
علت اینکه در تاریخ از این دو سلسله پان فارسها و پان ایرانی ها زیاد بخث نمی کنند همین است.
ما ترکها همیشه به این سرزمین نظم، استقرار و دولت داری را آوردیم و به ثروت و شکوه رساندیم. شما چی کار کردید؟ توجه کنید:
به مادها خیانت کردید حکومت را به دست گرفتید دادید به اسکندر
پارت ها سلوکی ها را از این سرزمین بیرون کردند و بازهم استقرار امنیت و شکوه را بازکرداند. شما خیانت کردید سلسه ساسانی برپاشد.
اینبار به عرب ها تحویل دادید. ترک ها بازهم عرب ها بیرون کردند و ۱۰۰۰سال حکومت کردند زبان فارسی را هم رونق دادند.
ما ترک ها پیشرو انقلاب مشروطیت بودیم می دانید که با ستارخان چی کردید( پان ایرانی ها)
رژیم ملعون پهلوی سرکار امد و دو بار ایران را به دست اجنبی ها داد.
بازهم در انقلاب اسلامی حرکت های آذربایجانی ها را سرکوب کردید. و ایران را تقدیم صدام کردید.
در جریان انحرافی سبز ما گول شما را نخوردیم و با شما همراه نشدیم شکست خوردید و الا کشور را مثل لبی- افغانسان و … به دست ناتو می دادید.
اکنون ما از شما جدا شده ایم. ولی شما نمی خواهید باور کنید. دل ما از شماها کنده شده است شما توانستید قیام ۸۵ را سرکوب کنید. سرکوب تان هم ناحق بود نه؟ ما خواستیم بگویم که به ما توهین نکنید به ما سوسک نگویید.
ما به دفاع از دریاچه ارومیه برخواستیم ولی شما سرکوب کردید. ناحق بود نه؟
بدانید که دارید به این مملکت خیانت می کنید این سرزمین به تجزیه شده پیش می رود زیرا شما عده ای اقلیت نمی خواهید حقوق ملت های دیگر را بدهید. بنابراین شاید بار دیگر نتوانید سرکوب کنید!
[پاسخ]
دارا پاسخ در تاريخ اسفند ۵م, ۱۳۹۰ ۵:۲۳ ق.ظ:
@آتاخان,
حالت بد خرابه دیووونه، “مادها و پارتها ترک زبان بودند”
ابله مادها یکی از اصیلترین گویشهای آریایی و داشتن و پارت هم اصلا تلفظ محلی پارس بوده.
اگه علمش رو نداری دهنتو به چرند باز نکن
[پاسخ]
نام سهراب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۹۱ (2 weeks ago) ۱۲:۴۸ ب.ظ:
درود دارا جان
درود بر تو دارای ؛ سالار درود
دیووونه، = ؟؟؟
ابله = ؟؟؟
اگه علمش رو نداری دهنتو به چرند باز نکن =؟؟؟
آیا نمی توانیم مهربانه تر صحبت کنیم .
[پاسخ]
kim deyir baake khoramdin korddo?akhi niya biela kotah bin siz?babak tuork uoglo va azarbacanlidi . yashasin manim ana yourdom azarbaican. shanli vatanim .
alahh babaka rahma elasin
[پاسخ]
بابک خرم دین یک آذری باستان بوده و زبان آذری باستان طبق گفته ی احمد کسروی ترک آذربایجانی چیزی شبیه به کردی و لری بوده
ولی من پا را فراتر میگذارم و میگویم “تاوریژ” اسم باستانی تبریز در زبان کردی معنادار است و من به عنوان یک کرد لغات اصیل تاتها که نوادگان آذریهای باستان هستند را متوجه میشوم چون همگی ریشه گرفته از کردیست
حالا بذار بابک بالفرض محال هم کرد نباشه – مهم اینه که ترک هم نبوده! – من از تعصب بدم میاد – فقط دلیل و مدرک!
[پاسخ]
انی کاظمی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴م, ۱۳۸۹ ۱:۲۳ ب.ظ:
مدرک چیست ؟ تاریخ طبری!
مدرک دیگری هم هست ؟
دلیل و مدرک شما کسروی است ؟
[پاسخ]
کیهان کرد پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴م, ۱۳۸۹ ۱:۵۳ ب.ظ:
دلیل و مدرک من برای کردی بودن زبان باستان آذری علاوه بر احمد کسروی – حالی شدن لغات اصیل زبان تاتها (نوادگان آذریهای باستان) است.
در ضمن دلیل من برای کرد بودن ساسانیان این است :
۱٫ ترجمه ی متن پهلوی (فهلوی یا فیلی) نامه ی اردوان پنجم به اردشیر اول که گفته بود ای کرد تربیت شده در خیمه ی کردان (ترجمه ی این متن به عربی در تاریخ طبری و الکامل ابن اثیر آمده است.)
۲٫ اسم همسر اردشیر بابکان کوردیه بوده است و اسم برادرش کوردی)
۳٫آثار ساسانیان واقع در استان کردنشین کرمانشاه است.
۴٫ ساسان از طایفه ی شبانکاره بوده و طایفه ی شبانکاره طبق گفته ی ابن البلخی در کتاب فارسنامه کردان پارس بوده اند که هر چی جلال و شوکت لشکر فارس بوده از این کردان بوده و شبانکارگان در کتاب مجمع الانساب شبانکاره یی از اسباط اردشیر معرفی شده اند.
۵٫ لغت یزدگرد در اصل یزدگورد بوده است (اگر به معنای گشتن به دور ایزد میبود الآن باید گ همراه با فتحه میبود نه با کسره!!)
و سیاستهای رژیمهای پهلوی و قبل در تحریف تاریخ عوض کردن اسامی شهرها بوده از جمله : چلگرد – دارابگرد و … که همگی اینها در اصل چلگورد – دارابگورد و … بوده اند – اما سیاستهای پارسی سازی شهرها در ایران که از دوره ی رضاخان شروع گردید حتی اسامی شهرهای ارومیه و … را به “رضاییه” و … مبدل کرد.
۶٫ هنگامی که ایران از اعراب شکست خورد متنی به زبان فهلوی (پهلوی) نوشته بودند که در منطقه ی هورامان کردستان یافته شده بود با این عبارت “هورمزگان کژان … =the آتشکده ها خاموش شدند … (اون موقع هنوز اسم جمع “گان” به “کان” تبدیل نشده بود! چون فعلا” در آستانه ی تسلط اعراب بودند!)
اگر امروز زبانهای ایرانی به عربی تبدیل نشدند به خاطر سپر انسانی کردها علیه اعراب بود)
[پاسخ]
انی کاظمی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴م, ۱۳۸۹ ۲:۵۲ ب.ظ:
من اصلا نمی خواهم دیدگاه شما را رد یا تایید کنم،
حرف از منبع زدید، گفتم منبع کسروی است یا طبری؟
در مقابل طبری، مسعودی و حتی هشام، در ضمن احترام به کسروی، او حتی به شمار هم نمی رود،
می گویم باید مراقب باشیم که تعصبی برخورد نکنیم،
من مشتاق هستم، که قبل از پرسیدن سوالی ببینیم آیا رسیدن به آن سوال و نرسیدن به آن چه سودی دارد ؟
کسی منکر تاثیر گذار بودن کرد ها نیست، و کسی هم منکر تاثیر گزار بودن ترکها نیست، شما به تاریخ آذربایجان در تاریخ هخامنشی نگاه کنید! حتی بهنگام، و قبل و بعدش آنجا تسخیر نشد..
بدون شک تمدن ها از مهاجرت ها بوجود آمدند، خود زبان کرد از زبان ها تشکیل شده است، و از زبان های بسیار تاثیر گرفته است. و همه زبان های دیگر ملل نیز همچنین.
[پاسخ]
کورد پاسخ در تاريخ آذر ۴م, ۱۳۹۰ ۸:۱۲ ب.ظ:
@کیهان کرد, بابا حتی یه جایی بهرام چوبین خسرو رو به خاطر بزرگ شدن در چادرهای کردان مسخره میکنه ، هرچی واسه این زبان نافهم ها از هورامی گورانی و شباهت با گات ها بگی که متوجه نمیشن .از شباهت آیینی یارسان ها به زردشتیان.از حضور لکی که واژگانش به درازای تاریخ عمر دارند.
[پاسخ]
دارا پاسخ در تاريخ اسفند ۵م, ۱۳۹۰ ۵:۲۵ ق.ظ:
@کیهان کرد,
زنده باد ملت کرد که به هموطن بودن باهاشون افتخار می کنم. فکر باز و سیاسی کردا رو هیچ قومیت دیگه ایرانی نداره
[پاسخ]
سامان پاسخ در تاريخ آذر ۱۷م, ۱۳۸۹ ۴:۳۲ ب.ظ:
عزیز من وقتی حکومت دست سگ های بی خاصی مثل فارس هاست انتظار داری بزارن مدرک ها و اسناد درست نوشته بشن.اینا گروهی هستن که مخالفانشون رو در اوج ا مردی خفه میکنن.
وقتی دکتر شریعتی در ۲۹ خرداد به طور مشکوکی مرد اعلام شد که شهید شد حتی عزاراری هایی به خاطر شهادت ایشون برپا شد.
اما حالا دیگه ایشون رو شهید خطاب نمی کنن تا حدی که حتی اسم بعضی از مدارس مه شهید شریعتی بود تغییر پیدا کرده.
به نظر من تو نباید از تعصب بدت بیاد باید از فارس ها بدت بیاد.
[پاسخ]
پوریا پاسخ در تاريخ خرداد ۳م, ۱۳۹۰ ۳:۴۸ ب.ظ:
@سامان, تو میگی حکومت دست فارس ها بود کی حکومت دست فارس بود بعد از صفویه همیشه که دست شما بود فار سا یدونه وکیل الرعیا (بی سواد کریم خان زند) واین اوخر پهلوی الان هم که خامنه ای از خودتونه پس چی میگی حکومت فارسا حالت خوبه
[پاسخ]
داریوش پاسخ در تاريخ آبان ۷م, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۶ ق.ظ:
@سامان,
بدبدخت کم آوردی ترک خر به چه جراتی به شیر آسیا می گی سگ
سگ پدرته اگه مردی و کم نیاوردی منطقی جواب بده نه با توهین
ترک خر بدبخت تو برو از همه دنیا بپرس ببین پسوند ترک ها ترک خره یا نه؟
[پاسخ]
آتاخان پاسخ در تاريخ آبان ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۹ ق.ظ:
کرد عزیز شما ابتدا معنی سنندج (یا سننادج)- تیکاپ یا تیکان تپه- میاندوآب( گوشا چای)- ماه اباد(سولدوز) را بفهم و بعد بگون معنی تبریز چی هست یا نیست. ارمنی ها می گویند تاوریژ یعنی انتقام و شما می گوید کردی است. پان فارس های می گویند تب ریز. اصلاً کی گفته است که تبریز هما تاوریژ است. تبریز معنی طبق کتیبه سارگون دوم پادشاه آشور توروس می باشد که نام قدیم گوه اینالی می باشد.
درضمن تاریخ مهاجرت کردها و ارمنی ها طبق نوشته هرتود و سایر مورخین بی طرف مشخص می باشد. لطفاً مطالعه کنید و بعد اظهار نظر نمایید. احساسی عمل نکیند.
[پاسخ]
کورد پاسخ در تاريخ آذر ۴م, ۱۳۹۰ ۸:۱۹ ب.ظ:
@آتاخان, بر پدرت مجددا درود حروزاده کوردها مهاجرن؟؟!!!!!!!!!در مقابل این همه خریت و خریت چاره ای جز سکوت نمیبینم.چون با خر نمیشه اصلا بحث کرد.
پدر مردمو درآوردین از ۱۰۰۰ سال قبل که پاتون به این مملکت باز شده اول تا آخرش حکومت دستتون بوده الان هم از هر ۱۰۰۰ تا مسول هزار و یکیشون ترکن (جمع ترکی) بازهم مینالین.الحق که نفهمی اگه نبودین تو این مدت حداقل خطتونو تو این مملکت رسمی میکردین.
[پاسخ]
البته عظمت و غنای زبان کردی به مراتب از فارسی و ترکی هم بالاتر است – در این مسئله شکی نیست و ساسانیان اولین کردهای تاریخ بوده اند که زبانشان فقط یک گویش از زبان کردی بوده به اسم فهلوی (فیلی) – بعضیها میگویند مادها اولین کردها بوده اند ولی من این مسئله رو رد میکنم چون تا قبل از به سر کار آمدن ساسانیان لغتی به نام کرد وجود ندارد ولی با تاجگذاری اردشیر اول ساسانی (اردشیر بابکان) – اردوان پنجم اشکانی یک نامه به او میفرستد که در آن نوشته بود : ای کرد نژاد تربیت شده در خیمه ی کردان چه کسی تو را اجازت داد که تاج بر سر نهی؟ – اسم همسر اردشیر بابکان هم کوردیه بوده است. – البته واژه ی “کورد” و “کان”(اسم جمع رویایی زبان کردی!!) شکل امروزی واژه های “گورد” و “گان” هستند چون بعد از حمله ی اعراب به ایران کردها به خاطر اعراب مجبور شدند حرف “گ” را در این دو لغت به “ک” تبدیل کنند چون قرابت و همسایگی داشتند – هر چند هم اکنون هم حرف “گ” در زبان اکراد به وفور یافت میشود.
اما در مورد اسم جمع “کان” :
کتیوکانت = your the books
از لحاظ گرامری your the books غلط و بی معنی است و این یعنی زبان انگلیسی توانایی ترجمه ی لغت کردی بالا را ندارد ولی عربی بدک نیست :
کتیوکانت = الکتبک = کتابهایت + نشانه ی معرفه
چون “کان” = the + …s = ال + … +ون (ان یا ات)
هم چنین :
افعال مرکبی که در زبان کوردی وجود دارد هم قابلیت تطابق با افعال انگلیسی را دارد و هم به پویایی و رشد و بزرگتر شدن زبان کمک می کند چون بعضی از افعال مرکب را خود می توان ساخت هر چند در تاریخ این زبان قبلا” به کار برده نشده باشد ! یعنی به عنوان نمونه :
حل (hal) + فعل = verb + up (البته حل یا دا یا لا قبل از فعل میایند.)
دا (da) + فعل = verb + down
لا (la) + فعل = verb + aside
مثال :
حل چوون (hal chouvin) = go up
دا نیان (da nianin) = put down
لا دان (la dan) = put aside
[پاسخ]
زبان فارسی جزو گروه زبانهای هندواروپایی است که مقام اول را از هر نظر در جهان دارد
ترکی جزو گروه زبانهای مغولی است که مقام چهارم را در جهان دارد
[پاسخ]
wd پاسخ در تاريخ شهریور ۶م, ۱۳۹۰ ۳:۲۹ ب.ظ:
@آرش, madraket ku in arajifo mibafi
[پاسخ]
دارا پاسخ در تاريخ اسفند ۵م, ۱۳۹۰ ۵:۳۰ ق.ظ:
@wd,
زر نزن مدرک می خوای برو یه زبان هند و اروپایی دیگه یاد بگیر.
حداقلش تو زبان هلندی که من الان دارم می خونم نه تنها لغاط مشابه فراوونه که حتی گرامر مشابه هم زیاد دارن مثلا یکی از جالباش اینه که “چه” که برای تصغیر به کار می بریم تو فارسی اینجا هم همین نقش رو داره
[پاسخ]
ترکها را چه ربطی به تمدن سومر، ایلام و بابل!!؟؟؟؟ همه می دانند که از مهاجرت ترکها به قفقاز و آناتولی حدود ۴۰۰ سال بیشتر نمی گذرد، فقط برای اطلاع دوستان عرض می کنم موسیقی و رقصی که در آذربایجان وجود دارد متعلق به قفقاز (گرجیها و ارمنیها) است کافی است عبارت Georgian dance را در جستجوی تصاویر گوگل بجویید!!!! حالا دیدید؟؟؟ و اما در مورد موسیقی در ترکیه دیگر احتیاج به توضیح نیست!! بهترین خوانندگان ترکیه و معروفترینشان ابراهیم تاتلیس، محسون، احمد کایا و …. کرد هستند… و موسیقی ترکی در ترکیه نمیتواند در برابر موسیقی کردی ابراز وجود کند.
[پاسخ]
ناشناس در تایید ح فارس پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱م, ۱۳۸۹ ۷:۵۵ ب.ظ:
سومریها ترک بوده اند!!!!!! چقدر خنده دار!!!!!!!
حالا اگه باز بگیم ایلام به علت کردنشین بودن استان ایلام کردی بوده است باز یه چیزی هر چند این دیدگاه هم باز مردود است.
ولی اینکه تعصبی حکومتهای سومر را ترکی بنامند واقعا” نمیدونم نشانه ی چیه.
خاک کردستانات بزرگ نزدیک مزوپوتامیاست. (مزوپوتامیا یعنی منطقه ی تمدن بین النهرین باستان شامل سومر – بابل – ایلام و …) این را از روی نقشه ها میتوان یافت. ولی من هیچگاه تعصبی برخورد نکرده ام و نگفته ام که این تمدنها متعلق به کرد بوده چون واژه ی کرد از زمان سقوط اشکانیان شروع میشه ولی اینکه واژه ای چینی یا مغولی را به سومریها نسبت داد کاملا” بی منطقی محضه.
[پاسخ]
wd پاسخ در تاريخ شهریور ۶م, ۱۳۹۰ ۴:۲۴ ب.ظ:
@ح فارس, ey baba ibrahim tatleses ham ro kardin kord akhe chera tu taranehash mikhune (biz turkuz yokdo farkimiz)yani ma turkim va fargi ham nadarim boro danlod kon.
[پاسخ]
داریوش پاسخ در تاريخ آبان ۷م, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۹ ق.ظ:
@ح فارس,
آفرین بر تو کردها همیشه سرور ترک ها بوده و هستن ما از نژاد ایرایم
دهانی را که به بدنامی میهنمان باز شود پر از خاک می کنیم
زنده باد ایرانی
جاوید باد کرد
[پاسخ]
به نام یزدان بخشاینده بخشایشگر
درود بر تمامی دوستان از هر نقطه ایران سر افراز .
درود بر آذربایجان آزاده و درود بر کردان غیور این مرز و بوم.
کسانی که دم از قومیت و برتری نژادی در ایران می زنند مشتی نادان و افرادی بدون تفکرات صحیح تاریخی و سیاسی می باشند. که نمیدانند که تمامی این برتری جوئی ها بر اثر نادانی حکام گذشته و امروز ایران زمین بروز کرده است. بدین صورت که عده ای سودجو از فشار و اختناق موجود در جامعه و نارضایتی مردم اقدام به داستان سرائی و تاریخ ساازی جعلی در مورد قومیت ها کرده تا بتوانند به تدریج ایران یکپارچه را به نابودی بکشانند.من یک ایرانی متولد آذربایجان هستم پدر و پدربزگ من هم همینطور پس گفته های من را از این به بعد به حساب طرفداری ااز قومیتی خاص نگذارید.
در مورد ظلم قوم پارس به قوم ترک: بنده در ایران ترک نمی شناسم بدین جهت که کسانی که در ایران خود را ترک می خوانند ایرانیانی هستند که به شعبه ای از زبان ترکی صحبت می کنند و زبانشان اینگونه است و نژاد ترک ندارند. زیرا که ترکان مردمانی هستند زردپوست با چشمانی کوچک ساکن آسیای مرکزی اگر بر فرض محال ایرانیان آذری زبان را از نزاد ترک بدانیم متوجه خواهیم شد که در هزار سال اخیر قدرت حکومتی در ایران به دست ترکها بوده است نه پارس ها به عنوان مثال(نوادگان چنگیز- غزنویان-خوارزمشاهیان-صفیان-قاجارها-تیمور لنگ و نوادگانش)
با مطالعه تاریخ هر کدام از سلسله های حکومتی فوق هر فرد آزاده و به دور از تعصبات متوجه می شود که اینان چه جنایتها و ظلم هایی را در حق مردم ایران به انجام رسانده اند. پس این ترک ها بوده اند که در حق اقوام ددیگر ظلم کرده اند نه دیگران.
سپس بایدد اضافه کنم که رضا خان ظلم زیادی به هموطنان آذربایجانی روا داشت که امروز شاهد اینگونه اختلافات هستیم ولی آیا همین ظلم به مردم بلوچستان – لرها کردها و دیگر قوم ها روا نشد. بیائید با انصاف به قضیه نگاه کنیم.
همه ما می دانیم که مردم آذربایجان چه خدماتی را در زمان انقلاب مشروطیت بعد و قبل از آن به ایران نمودند آیا ستارخان نمی توانست به جای انقلاب آذربایجان را از ایران جدا کند.
هموطنان آذربایجانی و کرد زبان از شما درخواست این را دارم که گول کتابهای تاریخی تحریف شده را نخورده و با دیده دل به تاریخ بنگرید که دروغ بسیار شیرین و فریبنده است. و باعث گمراهی انسان می گردد.امثال زهتابی و ناصر پور پیرار دروغ پردازانی بش نیستندکه با خدمت به بیگانگان به دروغ پردازی افتاده اند. به همین دلیل مورد تمسخر جامعه علمی جهان هستند. هشیار باشید که دشمنان ایران زمین در فکر تجزیه ایران هستند.
آقای کیهان را برای اینکه بداند ساسانیان کرد نبوده اند به کتابهای تاریخ نویس یونانی گزنفون که در زمان ساسانی به ایران آمده است ارجاع می دهم. گزنفون توضیح داده است که در راه برگشت از ایران در مرزهای غربی به قومی با زبان لباس و نژاد خاص برخورد داشته اند که با آنها به عنوان دشمن برخورد کرده و اقدام به حمله نمودهاند با مطالعه دقیق احتمالا متوجه خواهید شد که این اقوام رابطه ای به کردهای امروزی داشته اند.
باید به شما بگویم کردها نه ماد و نه پارس هستند احتمالا بازماندگاه اقوام قدیمی ساکن در فلات ایران می باشند و ربطی به این دو قوم ماد و پارس ندارند. زیرا که نژاد کردهای ایران نیز شباهت زیادی از لحاظ ظاهری به نژاد قوم پارس و ماد ندارند . برای مطالعه مشخصات ظاهری مردمان آریائی شما را ارجاع می دهم به کتاب ویل دورانت.
گذشته از همه انها ما اکنون همه با ههم هم وطنیم و در ایران زندگی می کنیم و همه با هم باید به فکر آزادیی ایران از دست دزدانی که بر آن حاکم هستند باشیم نه به فکر خودمان که در این صورت همه نابود خواهیم شد.
مسائل زیادی نگفته مانده است
اگر سوالی داشتید ایمیل بزنید.
به امید آزادی و اتحاد ایران یکپارچه .
ایزد یار و نگهدار همه شما.
[پاسخ]
پوریا پاسخ در تاريخ خرداد ۳م, ۱۳۹۰ ۴:۰۰ ب.ظ:
@پیمان, شما خودتم یه چیزیت میشه ماد پارس پارت ایلامی یا هر اسم دیگه مال ۲۵۰۰ سال پیشه بابا جان طی ۲۵۰۰ سال اقوام مجاور بارها با هم ترکیب میشن واقوام جدیدی بوجود میارن واقوام جدید جدا میشن وبا اقوام دیگه ترکیب میشن یعنی شما میگی کردا ۲۵۰۰ سال خالص موندن پس چرا ظاهر این نژاد خالص هیچ فرقی با ما لرا نداره
[پاسخ]
در جواب آقا پیمان باید گفت اینکه کردها از نژاد آریایی نباشند فکری مضحک و خنده دار است. کردها نوادگان مادها بوده و اصیلترین نژاد ایرانی و بنیانگذاران کشور ایران هستند البته هر چند تقویم در مقیاس کردی هم خود دلیلی واضح بر این مدعاست (سال ۲۷۱۰ کردی مطابق با ۱۳۸۹ هجری شمسی) اما با این وجود : خاورشناس نامی استاد سایس مینویسد: مادها گروهی ار کُردان میباشند که در خاور سرمین آشور میزیستند و سرزمینشان تانیم وز دریای قزوین(خزر) کشیده میشد.زبان مادها بی گمان کردی بوده است. باسیلی نیکیتین در تاریخ پرارزش خود مینویسد: نژاد کُرد نمودار تیره های باستانی ، گوتی، لولو، کاسی، میتانی، سوباری، نایری، مانایی، کردوک و اورارتویی میباشد که همه این دودمانها آریایی و زبان آنان زبان مادی بوده و هریک گویش جداگانه ای داشته اند که با آن گفتگو میکردند. در کتاب عشق و سلطنت نیز آمده است: زبان مادها زبان کُردی بوده است و بیشتر خاور شناسان آن را تایید کرده اند. دامستتر ایران شناس نامی مینویسد: اوستا در زمان مادها نوشته شده و زبان مادی همان زبانی است که اوستا با آن کتابت یافته و زبان کُردی را میتوان بازمانده همان زبان دانست. پروفسور ن. مکنزی نوشته است که در نظر اول میتوان انتظار داشت که منظور از زبان مادی زبان کردی است. معتبرترین زبانشناس زبان کُردی ولادیمیر مینورسکی نیز همین نظر را تایید میکند:اگر کردها از نوادگان مادها نباشند، پس برسر ملتی چنین کهن و مقتدر چه آمدهاست و این همه قبیله و تیرهٔ مختلف کرد که به یک زبان ایرانی و جدای از زبان دیگر ایرانیان تکلم میکنند؛ از کجا آمدهاند؟ (مینورسکی ۱۹۷۳)
در ضمن همین عبارت تاریخ طبری : “ایها الکردی المربی فی خیام الاکراد…” خود دلیلی واضح بر کرد بودن اردشیر ساسانی و بتبع کل ساسانیان است. البته متن پهلوی یافته شده در اورامان کردستان که به زبان کردی باستان بوده و در موزه ی سلیمانیه ی عراق نگهداری میشود هم فراموش نشود!
این حرفها برای آن است که بگویند کردها ایرانی نیستند! اما با عرض معذرت باید گفت : کور خوانده اید! – کردها اصیلترین نژاد ایرانی و نوادگان مادها و ساسانیان هستند و اولین و آخرین حکومتهای ایران قبل از اسلام را کردهای اصیل آریایی اداره کرده اند. در ضمن ساسانیان کردان پارس بوده اند نه فارس!
[پاسخ]
آذر پاسخ در تاريخ شهریور ۲۱م, ۱۳۸۹ ۱:۳۶ ق.ظ:
در جواب کیهان
شما که ادعای ایرانی اصیل بودن می نمایید چرا بدین گونه از ایران فراری هستید و در رویای نا ملموس کشوری مستقل می باشید. پس در درون و نهنگاهتان به گفته ی خویش یقین ندارید.در ضمن در ایران فلی تقریبا اکثر مناطق به یک شیوه می زیند و به یک شیوه لباس می پوشند و این نشان از نزدیکی سلایق است و تنها قومیت که دختر بچه ها را ختنه می کند و آداب دیگری دارد جدا از بقیه کردها هستند.
[پاسخ]
کرد - صد در صد کرد و نه چیز دیگه پاسخ در تاريخ شهریور ۳۰م, ۱۳۸۹ ۱۱:۵۰ ق.ظ:
بله کرد ادعای اصالت ایرانی میکند چون اصیلترین نژاد ایرانی کرد است و نه هیچ قوم دیگه ای. در این مسئله که کردها نوادگان مادهای دیروز بنیانگذاران کشوری به اسم ایران بوده اند و نخستین حکومت تاریخ ایران از آن آنان بوده هیچ شکی نیست. ولی مثلا” بعضیا امروز میان و ادعای متمدن بودن و ایرانی بودن میکنن و به کردا بنیانگذاران ایران پز میدن. ما هم میگیم باشه ما هم ایرانو تقدیم میکنیم به شما و خونه ی دومی رو واسه خودمون میسازیم. هر وقت فاشیسم رو کنار گذاشتید و نقش قوم سوم جمعیتی ایران در ایران به اندازه ای که میخواهیم پر رنگ شد اونوقت ما هم احساس ایرانی بودن میکنیم در غیر اینصورت به هیچ وجه و شما بدون کردها به حیات خودتون ادامه بدین تا ببینم به کجا میرسین
اگه منطقی و بدون تعصب بخوایم فکر کنیم خود زبون فارسی از کردی ریشه میگیره و بقیه ی واژه هاش عربی یا ترکی هستش
حتی این کلمه ی واژه خودش یه کلمه ی اصیل کردیه. مثلا” گورانی ویژ در کردی یعنی خواننده
جالبه از زمانی که حکومت کردان ساسانی سقوط میکنه و عربای سفسطه باز مملکتو میگیرن و بعد از اون سامانیان حکومتو به دست میگیرن زبون در پیتی افغانی در مملکت با ۸۰ درصد لغات عربی در نوشتار آن رواج پیدا میکنه.
زبون فارسی حتی معادل ساده ترین کلمات کردی رو نداره مگه اینکه با زور عربی!
امسال سال ۲۷۱۰ کردیست که خود گویای برتری تاریخ و تمدن کردها نسبت به همه ی اقوام دیگر است.
شاید بعضیا ناراحت بشن ولی پروفسور سایس متوفای ۱۹۳۳ میلادی که استاد دانشگاه آکسفورد بود گفته بود : تاریخ قومی کهنتر از کرد در خاورمیانه نشان نمیدهد که منم تایید میکنم :
گوتی — > گرد—-> کرد
لابد کوه جودی رو شنیدی نه؟؟
ایران بدون کرد پوچ و بی معناست. ما به شما فارسا و ترکا احتیاجی نداریم چون کسی که احترام نمیگیره رو نباید با احترام جوابشو بدی
[پاسخ]
آراز پاسخ در تاريخ مهر ۱۱م, ۱۳۸۹ ۱۰:۲۲ ب.ظ:
دوست عزیز اگر کردها ایرانی اصییل هم باشند از ریشه کوروش و اهورا مزادا و ساسانی غیره باشند … اصلا اگر مانندمصر بلکه فراتر از آن دارای تمدن باشند مگر برای شان نان شده ؟ نه !
مگر ادبیات برای آدم نان و آب می شود . کردها هرچه هم باشند الان “ایتین دل قیچی دی لار ” (پای عقب سگ هستند !) البته این ضرب المثل هست و در مورد تمام قومیتها که در ایران هستند صدق می کند همه کرد لر بلوچ ترک … در جنگها انسانهای سلحشور می گویند به ما اونوقتها سواری می کشند الان هم حق از ما ها ضایع می کنند بجای دم زدن از فلان تاریخ و فلان زبان و فلان ادبیانت آنچنانی بیائید از حقوق اولیه مان که در حال حضر به شیوه فجعی توسط سران از بین می رود دفاع کنیم .
[پاسخ]
علی پاسخ در تاريخ مهر ۱۱م, ۱۳۸۹ ۱۰:۲۷ ب.ظ:
بخاطر نژاد اصیلتون در کوهها هستید ……………………
[پاسخ]
کرد پاسخ در تاريخ مهر ۲۵م, ۱۳۸۹ ۵:۰۷ ب.ظ:
ببین ابله – احمق – افلیج
منم میتونم توهینای رکیک تر از اونیم بهتون بکنم و شانتون از انسانیتم پایینتر بیاد ولای بخاطر رضای خدا این بارو صبر میکنم و این کارو نمیکنم – درسته کردستان یه منطقه ی کوهستانیه ولی آدمای نژاد پرست و پوچ مغز و احمقی مثل تو با این مطلک گوییها فقط در پی تحقیر قومیتها هستند و نه چیز دیگه ای. پس من بعید میدونم که این حرف تو مسخره کردن یا مطلک گویی نبوده باشه. خوب بذار تو کوهها باشیم به تو چه؟ اون نفریم که اون بالا با اسم کرد تو نظرش نوشته ترکا و فارسا منظورش همه ی اونا نیست و میبایستی مینوشت بعضی از ترکا و فارسا. زدودن انسانهای احمق و پوک مغزی چون شما از بطن جامعه کاری بس طاقت فرسا و دشوار است و شاید در بعضی مواقع محال است.
[پاسخ]
کورد پاسخ در تاريخ آذر ۴م, ۱۳۹۰ ۸:۲۶ ب.ظ:
@کرد, کی میگه همه کوردستان کوهستانه بخش های وسیعی از کوردستان دشت و مسطحه مانند دشتهای جنوب کوردستان عراق، کرماشان(مایشت(دشت ماد)،چمچمال،بخشهایی از ایلام ما به خاطر تو کوه بودن اصیل نموندیم به خاطر پهلوانی و سلحشوریمونه که ناموسمونوو تسلیم بیگانه نکردیم آقا علی یه سر بیا کرمانشاه تا بهت نشان بدیم دلیلش چیه.
شما که متعصب تر از همه هستید .شما که این همه اسطوره دارید چرا یک کشور مستقل ندارید
[پاسخ]
milad پاسخ در تاريخ شهریور ۱۷م, ۱۳۸۹ ۵:۳۱ ب.ظ:
ziad tul nemikeshe be unam dast peisa mikonim
[پاسخ]
سامان پاسخ در تاريخ آذر ۱۷م, ۱۳۸۹ ۴:۴۴ ب.ظ:
چون مثل شما سگ ها نامرد نیستم که جواب عدالت خواهی سال۸۴ رو با تفگ و گلوله و گشتن افراد دادین.
حق به حق دار میرسه.
من به آرزوی اون کشور زنده ام.ودر راه اون کشور جانم را خواهم داد
[پاسخ]
با سلام
هیچ قومیتی در هر کجای جهان بر دیگری برتری ندارد همه انسانیم از جنس خاک . این حس برتری جویی اقوام نسبت به یکدیگر از کارهای حکومتی است تا بین مرم ایران تفرقه انداخته و حکومت کند ولی باید یک چیز را هم قبول داشت که قهرمانان هر قومی افتخار آن قوم بوده و نباید توهین و کلمات زشتی در مورد آنها به کار برد من یک فارسی زبان هستم و ریشه ام نیز پارسی است ولی این را به خوبی فهمیده ام که بابک خرمدین قهرمان ملی آذربایجان افسانه نیست ولی قهرمانان ملی پارسی افسانه ای بیش نیستند در ضمن زبان ترکی (استانبولی-آذری) خیلی خیلی با ریشه تر از زبان فارسی است در ضمن ما پارسیان خیلی به کوروش می بالیم در حالی که او ترسویی مادرزاد بود . وهمچنین اولین کسانی در قیام عرب ها سر تسلیم فرود آوردند ما پارسیان احمق وترسو بودیم باید همه چیز را که تاریخ بیانگر آن است قبول داشت..
[پاسخ]
fehrat پاسخ در تاريخ تیر ۲۱م, ۱۳۹۰ ۵:۳۹ ب.ظ:
fehrat,
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیو دد ملولم و انسان آرزوست
سلام به همه خدا رو شکر اکثریت قریب به کل ایران مسلمان هستند و همه به یک خدا و پیغمبر ایمان دارند و حداقل در مورد برتریت دین بحث نداریم و همه اتفاق نظر داریم که ” ان اکرمکم عند الله اتقاکم” که با کرامت ترین شما ها نزد پروردگار با تقواترین شماهاست این جمله از کتاب مقدس ما هست که به راحتی هر حرکت به اصطلاح پان را رد می کند و به تساوی حقوق بین ملت ها دعوت می کند اما باید یک سری مسائل را با جامع نگری جدا کرد حکومت حاکم بر ایران در حال حاضر را نمی توان به قوم خاصی مربوط دانست چرا که در عصر کنونی با پیشرفت رسانه های جمعی و پدیده ی جهانی شدن جایی برای بحث های نژادی نمی ماند اما یک سوال؟؟؟؟
« حرکت های پان که اینک از دید نظام حاکم هم تقبیح و زشت انگاشته می شود چیست؟؟»
در جواب باید گفت که مکتب های پان که شیوع بیشتری در منطقه ی خاوریانه با وجود مکتب های پان ایرانیسم، پان عربیسم، و پان ترکیسم دارد تعریفی این چنینی دارد …
که قوم خاصی بر اقوام دیگر از هر نظر برتریت دارد چه به لحاظ دینی و مذهبی و فرقه ای و چه به لحاظ رنگ پوست و از همه مهمتر زبان
فرجام حرکت های پان نابودیست با اندکی تامل می توان این سرانجام را دید از قوم یهود برایتان مثالی می آوردم که که توانسته باشم بحث را همچنان بی طرفانه دنبال کنم همگی شنیده ایم که قوم یهیودبر این باور بوده اند که سایر امت ها برای خدمت به یهودان آفریده شده اند که نهایت تفکر پان می باشد
اما منظورم از این حرف ها فقط و فقط برای نشان دادن میزان زشتی حرکت های پان را که کمال خود خواهی و خودستایی است تا اینجا فکر کنم توانسته ام که صورت زشت حرکتهای پان را درگوشه گوشه ی جهان برایتان نشان دهم.
آنچه که ماه عسل حرکت های پان می باشد اعمال زور هست ، اعمال زور به هر شیوه ی ممکن تا سایر اقوام تحت سلطه در آیند و کم کم برای این که به شکوه و جلال واهی و دروغین ایل و تبار خود بیافزاید شروع می کند به از بین بردن فرهنگ ها و تاریخ ها . فرهنگ ها که خود را در لباس های محلی و زبان مادری متجلی می سازند را در صدد حذف بر می آید . این کاری بود که در دوره ی پهلوی شاهد آن بودیم رفتاری که به مراتب با بختیاری ها و لر ها و ترک هاو کرد ها و بلوچ ها و گیلکی ها و لک ها خراسانی ها و عرب ها و بوشهری ها و همه و همه شد . که در ادامه باید تصمیم گرفت که آیا نظام کنونی نیز دنباله رو همان سیاست هاست یا نه؟
در سال ۵۷ ملت با خواست خود به خیابان ها ریختند و هر چند گروه های مختلف دست اند کار بود از توده و کمله و … گرفته تا دمکرات و مجاهدین و … که هر کدام خود را بیشتر از سایر احزاب موثر در وقوع انقلاب می دانستند اما واقع گرایانه بگوییم که در آن مقطع زمانی با رهبریت واحد امام روح ا… الموسوی الخمینی (!) و به خاطر اقشار مذهبی و اسلامی مردم از دین برای چندمین بار در تاریخ ایران استفاده ی ابزاری شد و انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید و این شجره ی طیبه با خون شهدا آبیاری شد و فکر نکنم کسی در قداست خون شهدای انقلاب و جنگ شک داشته باشد که آنها انقلابیون بی ادعا بودند که از بزرگترین داشته شان برای ملت شان مایه گذاشتند.
اینک که همه زیر یک پرچم زندگی می کنیم فقط به یک چیز پایبندیم تنها چیزی که اقوام را ۳۰ سال پیش کنار هم جمع کرد و آن قانون اساسی است همین الان از همه ی شما عزیزان تقاضا دارم که به اصل ۱۵ قانون اسای نگاهیدوباره بیاندازند …
که زبان ومشترک و رسمی همهی اقوام ایران فارسی است و مدارک و نامه های رسمی و اداری فارسی و کتاب های آموزشی در مدارس به همین زبان است اما همه ی اقوام حق دارند در کنار زبان فارسی در مدارس زبان مادری خود را نیز آموزش ببینند .
اما این قانون تا چه حد در ایران اسلامی اجرا می شود با قاطعیت می توان گفت که ۵۰% این قانون عملی نشده چرا که هم اکنون از آموزش زبان ترکی در استان های ترک زبان (حداقل اردبیل آذربایجان های شرقی و غربی و زنجان) ممانعت به عمل می آید و یا آموزش این زبان در موسسات خصوصی در کنار زبان انگلیسی عربی فرانسوی ایتالیایی و اسپانیایی که در این نظام حتی تدریس آنها در دانشگاه نیز بلامانع است نیز قدغن است . آیا این عمل از سوی دولت مردان به معنای احساس خطر از شیوع و یادگیری آکادیک زبان مادری این ملت است ملتی که در فراز و نشیب های تاریخ همچون بیشتر اقوام یک لحظه نیز حمایت خود را از مملکتش ایران دریغ نکرده . و یا مخالفت هایی که از تدریس ادبیات زبان ترکی در دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز علیرغم این که نمایندگان ترک زبان در مجلس از این موضوع بسیار حمایت کردند ولی به نتیجه نرسید این مسائل دلیلی است بر یک سری تجمع ها که هر ساله در روز تولد بابک خرمدین در قلعه ی بابک واقع در نزدیکی کلیبر تبریز و مردم سخن از اصل ۱۵ قانون اساسی به میان می کشند در حالیکه با اعمال زور نیرو های انتظامی (فرزندان ملت که از روی نیاز گامشته ی حکومت گشته اند) و یا سایر اقداماتی که دلیل بر حظور سیاست های پان در سطح کشوردارد این کدامین مکتب پان هست که جاری است ؟ با اندکی تیز بینی این بوی پان ایرانیسم است که گاه کم رنگ و گاه پر رنگ می شنویم. البته نمی گویم که تمام پارس زبانان معتقد بر حرکت های پان هستند بلکه منظور اقداماتی است که صورت گرفته که برای مثال در منطقه ی آذربایجان هر روز صبح به جزیره ای تحویل داده می شوند که افراد آن به زبان یاجوج و ماجوج حرف می زنند و حرف زدن به زبان مادری همراه با ترکه های خیس خورده بود .
حال که ایران کشوری است با اقوام و رنگ های گوناگون بیشمار پس چه بهتر که بیت المال این کشوررا صرف آموزش زبانی بکنیم که در عرصه جهانی به درد بخور باشد و یک زبان بین المللی باشد نه زبان یک قوم خاص را بر سایر اقوام با صرف بیت المال آموزش دهیم و بدتر از اینها عدم توانایی در تلفظ برخی از آوا ها که در زبان مادری نیست مورد تمسخر قرار گیرد . پس نتیجه میگیریم که نظام کنونی هم تا حدودی دنباله رو سیاست های رضاخانی است ، رضاخانی که بواسطه ی مشاوران خائنی چون احمد کسروی دست به تخریب اقوام زیبای ایران زد…
و تفکراتی پیاده شد که زبان ترکی در آذربیجان زبان اجنبی ها و اجنبی پرست ها پنداشته می شد کمااینکه این زبان مادری ماست پس یا حضرات آقایان ترک ها را ایرانی حساب نمی کنند و یا این که اطلاعی از زبان و فرهنگ مردمان این گوشه از ایران ندارند…
آذرآبادگان من..
مگر می شود به معنای وطن رسید
با آن که دلش می زند نبض جدایی در باد
با او سخن می گویم تا نگه دارد به یاد
آذرآبادگان من جان جانان من است
قیمت خون ارس رگ ایران من است.
من فرهاد از ارومیه
[پاسخ]
با سلام به همه دوستان ترکی فارسی کردی و….
با عرض پوزش برا همه تون متاسفم با اینکه تو سال ۲۰۱۰ زندگی میکنین هنوز هم از سیاست ننگین انگلیس و المان و اسراییل سر اختلاف زبانی و قومی بیدار نشده اید و هنوز سر من ترکم و لر و فارس دعوا دارید چرا به دور بر خودتون خوب نگاه نمیکنین همه ما ایرانی هستیم وبس وبه خاطر حفظ وطن باید از هشت سال جنگمون درس بگیریم.
بیشتر وقتتون رو نمیگیرم من با یک کره ای صحبت میکردم که درپایان حرف هاش گفت که فرق ماوشما در این است که ما به خاطر کشورمان کره زندگی میکنیم ولی شما براخودتون.
به امید بیداری همه جوانان ایرانی.
[پاسخ]
مرگ بر ایران پاسخ در تاريخ آبان ۴م, ۱۳۸۹ ۷:۲۷ ب.ظ:
مرگ بر ایران
مرگ بر ایران
مرگ بر ایران
[پاسخ]
بابک پاسخ در تاريخ مرداد ۱۱م, ۱۳۹۰ ۱:۴۰ ق.ظ:
@امیر, باهات کاملا موافقم امیر این همه نظر خوندم هیچکدومش کامل نبود الا با امیر حال کردم برید نقشه خاور میانه جدید رو نگاه کنید که طرح اسرائیل انگلیس … به چیزی جز تجزیه ایران فکر نکردن میدونن اگه همه با هم متحد باشیم ترک کرد ایرانی همونطور که تو دورهای قبل نشون دادیم میتونیم کارهای بزرگی بیا هم بکنیم ولی اگه تجزیه شیم و فکر تجزیه رو داشته باشیم با خودمون درگیریم به جایی نمیرسیم
[پاسخ]
المیرا پاسخ در تاريخ دی ۶م, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۵ ق.ظ:
@امیر, ۱۰۰% موافقم.
[پاسخ]
سلام ف
[پاسخ]
یه جمله منطقی اول متنت اوردی که هیچ ربطی به بقیه متنت نداره. ببینید پر رنگ کردن فاصله بین اقوام مختلف کار انگلیسه وگر نه در سرتا سر کره زمین قومیتهای همسایه شباهتهای زیادی به هم دارن و از هم تاثیر میگیرن از ترکیه تا تبریز و میانه و زنجان و قزوین همینطور که میایم جلو به مرور ترکی کم رنگتر میشه همینطور عربی جنوب ایران با مثلا کویت فرق داره. این که حکومتها زیاد قومیتها رو پر رنگ نمیکنن از جنبه حفظ اتحاد خوبه البته تو جهان سوم مردم زیاد جنبه ندارن و زودی دنبال استقلال و تجزیه میرن. تو کانادا فرانسوی زبانها و انگلیسی زبانها بدون هیچ مشکلی با هم زندگی میکنن و برای اثباط برتریشون طرف مقابل رو نمیکوبند. اینو بگم که من خودم لر هستم.
[پاسخ]
به نظر من کشور باید یک دست باشه نه هزار قومیتی و هر کی هر چی دلش خواست بکنه
باید یک زبانه باشه نه اینکه یکی با زبونی که راحتتره مجبور بشه از زبون ناتقصتری به عنوان زبون رسمی کشورش استفاده کنه و درستشم همینه که کشور نباید چند قومیتی باشه و همون بهتر که یک دست باشه
[پاسخ]
دوست عزیز اگر کردها ایرانی اصییل هم باشند از ریشه کوروش و اهورا مزادا و ساسانی غیره باشند … اصلا اگر مانندمصر بلکه فراتر از آن دارای تمدن باشند مگر برای شان نان شده ؟ نه !
مگر ادبیات برای آدم نان و آب می شود . کردها هرچه هم باشند الان “ایتین دل قیچی دی لار ” (پای عقب سگ هستند !) البته این ضرب المثل هست و در مورد تمام قومیتها که در ایران هستند صدق می کند همه کرد لر بلوچ ترک … در جنگها انسانهای سلحشور می گویند به ما اونوقتها سواری می کشند الان هم حق از ما ها ضایع می کنند بجای دم زدن از فلان تاریخ و فلان زبان و فلان ادبیانت آنچنانی بیائید از حقوق اولیه مان که در حال حضر به شیوه فجعی توسط سران از بین می رود دفاع کنیم .
[پاسخ]
داریوش پاسخ در تاريخ آبان ۷م, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۸ ق.ظ:
@آراز,
آقا آراز شما خیلی غلط کردی که با بی ادبی به کردها توهین کردی پای عقب سگ اون ایل و طایفه کثیفتن
من یه کرد هستم چه کسی می تونه ادعا کنه که از ما کردها ایرانی تره در جواب این ترکها هم میگم که همون بستونه که بهتون می گن ترک.
بابک هم ایرانیه از اسمش که دیگه معلومه( بابک خرمدین )
تا ما کردها توی ایران هستیم کسی هم غلط میکنه یه وجب از خاک ایران رو جدا کنه یا به فکر استقلال داخلی بیفته
زنده باد ایران پاینده با کرد و کردستان و کرمانشاه و ایلام و تمام مناطق سلحشور لر و کرد
[پاسخ]
کورد پاسخ در تاريخ آذر ۴م, ۱۳۹۰ ۸:۴۲ ب.ظ:
@داریوش, ایول الله
[پاسخ]
مهسا پاسخ در تاريخ دی ۱۱م, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۹ ب.ظ:
@داریوش,
مرسی داریوش جان
[پاسخ]
قارتال پاسخ در تاريخ فروردین ۱۰م, ۱۳۹۱ ۱:۰۰ ب.ظ:
@داریوش, اولا که بابک یه اسم ترکی هستش ، ثانیا مگه همین شما کرد ها نبودین که تو جنگ هشت ساله با عراق بر علیه کشور خودمون شوریدید ، هیچ کس جرئت نداره به ترکا چپ نگاه کنه ولی شما که فارسها مثل آشغال زیر پاشون له می کنن چرا ؟
[پاسخ]
علی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸م, ۱۳۹۱ (5 days ago) ۳:۰۸ ق.ظ:
@قارتال, یکم از باکری خجالت بکش.حساب کوردهای سنی از شیعه ها جداس مگه ما تو کرمانشاه و ایلام کم شهید دادیم.
[پاسخ]
دوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشیددوستان قومی هرچه هم باشیم الان پای عقب سگ هستتیم از این بحثها دست بردارید به فکر حق اولیه خود باشید
[پاسخ]
منبع : http://fa.wikipedia.org/wiki/بابک_خرمدین
بابک در روستای بلالآباد در حومه اردبیل به دنیا آمد. بنابر گفتهٔ واقد بن عمروالتّمیمی (اولین کسی که زندگی بابک را به تحریر آورده است)، پدر بابک مِرداس(در کتب مختلف نامهای دیگری نیز ذکر شده) از اهالی تیسفون ، پایتخت ساسانیان ، بود که به آذربایجان مهاجرت کرده بود. مادر او ماهرو نام داشت که اهل آذربایجان بود.[۱۳]نام کتاب واقدبن عمروالتّمیمی اخبار بابک نام دارد که اکنون در دست نیست.[۱۴]
در کتاب البدء والتاریخ که مأخوذ از کتاب اخبار بابک است آمده است که جاویدان بن سُهْرَک (در تاریخ طبری و بعضی از کتابهای دیگر جاویدان بن سهل ثبت شده است) یا شَهْرک (در التنبیه والاشراف) رئیس جاویدانیّه (از خرّمیان) در مسیر بازگشت از زنجان در دهِ بلال آباد در منزل مادر بابک توقف میکند. به سبب کاردانی بابک جاویدان از بابک خوشش میآید و با اجازه مادرش او را همراه خود میبرد و او را سرپرست اموال و املاک خود سازد. [۱۴] مدتی پس از آنکه بابک در خدمت جاویدان بسر میبرد، جاویدان بر اثر زخمی از دنیا میرود. در این کتاب نقل شده است که همسر جاویدان به سبب علاقهای که به بابک داشت به پیروان جاویدان اعلام میکند که روح جاویدان در بابک حلول یافته است و او میبایست جانشین جاویدان باشد. با کمک زن جاویدان، بابک طیّ تشریفاتی جانشین جاویدان و پیشوای خرّمیان میشود و بابک نیز آن زن را به همسری خود درمی آورد. این بخش از کتاب اخبار بابک را میتوان درست دانست. زیرا چنانکه منابع دیگر مانند مقدسی بیان مینمایند خرّمیان به تناسخ اعتقاد داشتند و به «تغییر اسم و تبدیل جسم» قائل بودند
[پاسخ]
مداین در اصل شهر کردها بود و هم اکنون است که مال اعراب شده پاسخ در تاريخ آبان ۱م, ۱۳۸۹ ۶:۰۸ ب.ظ:
پدر بابک خرم دین از اهالی تیسفون پایتخت کردان ساسانی بود! و یک کرد بود!
[پاسخ]
wd پاسخ در تاريخ شهریور ۶م, ۱۳۹۰ ۳:۴۹ ب.ظ:
@مداین در اصل شهر کردها بود و هم اکنون است که مال اعراب شده, kurd dar zabane torki yani dar hale kuch va shoma kordhaye dam lfetreyimikone keshoma khak nadarin avareye ben dar 4 keshvardardadar mrzhaye azarbaycan va hukumate osmani dar hale kuch budin va in sabet
[پاسخ]
سلام.این حرفارو ول کنین هیچ کس اصالتشو نمیفروشه مخصوصا اذری ها که به غیرتی بودنشون معروفا.azariam
[پاسخ]
ضد آذری!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! پاسخ در تاريخ آبان ۱م, ۱۳۸۹ ۶:۱۰ ب.ظ:
بابا غیرت!!!
دس مریزاد!!!
لطفا” خانومهای بی حجاب و بد حجاب آبرسانتونو تو تبریز جمع کنین اول!!
[پاسخ]
چه جالب مثلا” بعضی از ترکا (نه همشون وگرنه من دوست ترک دارم که خیلیم مخلصشون هستم) میگن مادها ترک بوده اند ما هیچ چیز نگوییم ولی تا ما از حق تاریخ خود دفاع کنیم و بگوییم بخدای محمد وعلی قسم که ساسانیان کرد بوده اند و فارس نبوده اند ترکا بگن : دروغ نگویید شما کی تاریخ و تمدن داشته اید و به کهنترین قوم کل خاورمیانه اهانت کنند!!
نه کاکا!! – دفاع از تاریخم واجبه – بد نیست آدم بدونه قبلا” تو چه عرشی بوده و الآن تو چه فرشیه حتی امروزه اونقدر ستمدیده شده باشه که یه سری بی اصل و نسب بیان و تاریخشو تحریف کنن و واقعیت رو افسانه کنن مثلا” بیان و واقعیت کرد بودن ساسانیان رو تحریف کنن و با داستان سرایی و دروغ پردازی افسانه ای جعلی و ساختگی به نام ” ساسانیان فارس!” بسازند. چرا عالم و آدم هویت کردی کرمانشاه رو تایید میکنن؟ آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است. چرا میان و دو ساعت افسانه سرایی و داستان سرایی میکنن : که والا مثلا” زبان پهلوی همون فارسی باستان بوده چون وقتی مثلا” داریوش اول به فلان جا لشکر کشید و اونقدر رو اسیر کرد…. و با سفسطه بازی بیان و همه چیزو یه جوری به خودشون ربط بدن – نه جانم! – گرد یعنی پهلوان – گرد بعد حمله ی اعراب (عدم حرف گ در عربی) به کرد تبدیل شد – کردی همان پهلوانیک یا پهلوی است. – گاهی همین نکات ساده ردی بر کتب مضحک و خنده دار و چرت و پرت و آت و آشغال و ۱۰۰۰ صفحه ای دکتراهای قلابی تاریخ ایت که جز دخول تعصب در تاریخ کار دیگه ای بلد نیستن.
منم میدونم هم اکنون تاریخ نون و آب نمیشه ولی بد نیست آدم بدونه از چه عرشی به چه فرشی میفته و یا بالعکس.
[پاسخ]
کوراوغلو پاسخ در تاريخ آذر ۱۸م, ۱۳۸۹ ۲:۴۷ ق.ظ:
سلام جناب کرد قابل توجه همه کردها لرها پارسها و هر قومیتی که در ایران و کشورهای همسایه هست اگر می خواهی تاریخ ماد رو بدونی برو تاریخ واقعی را بخوان نه تاریخی که پارس ها نوشتند ….قوم ماد از اتحاد اقوام ماننا لولوبی هیتی و چند قوم ترک ساکن اطراف دریای خزر تا جنوب دریاچه ارومیه بوجود امد که پایتخت اولیه در جنوب دریاچه ارومیه که همه جزئء قلمرو ترکان بود قرار داشت بعدا هگمتانه یا همدان امروزی شد ….اصلا منطقه کرد نشینی در ایران وجود نداشت کردها بوسیله فارسها از شمال سوریه به این مناطق امدند…اگر باز اطلاعات میخواهی من در خدمتم……..
یاشاسین بیزیم اولکه آذربایجان
[پاسخ]
داریوش پاسخ در تاريخ آبان ۷م, ۱۳۹۰ ۲:۰۴ ب.ظ:
@کوراوغلو,
بشین بینیم بابا
بی سواد بدبخت کرد یکی از زیر شاخه های نژاد آریاییه با این حرفات می خوای بین کرد و لر تفرقه بندازی ؟ کور خوندی هگمتانه تارخ مارو تو خودش داره آخه ترک ها رو چه به تاریخ
سومری ها ترک بودن؟ واسه هرکی بگی از خنده قش می کنه خجالت هم چیز خوبیه
درسته ترکی ولی ترک بازی در نیار که خیطه
[پاسخ]
مرگ بر ایران
فارسای س
خوک صفت به چی مینازین ؟
به اینکه از ازدواج کوروش با مادرش ویا شاید بهرام با دخترش ویا شاید داریوش با خواهرش به دنیا اومدین
و به عرب هایی که اون موقع اومدن به ناموساتون تجاوز کردن تا شما پان افغان ها متول بشید
این شماها هستین که به دلیل نبود پادشاه درخور ستایش به کوروشی مینازین که پسر یک چوپان بود وبه راهزنی مشغول بود و از این جهت مکرر تازیانه میخورد و در نهایت طبق سنت جیوانی فارسای سگ با مادرش ازدواج کرد تا پروسه تبدیل سگ به سگ خوک صفت عملی گردد
در نهایت هم پس کشتنش سرش را در خون غوطه ور کردند تا شاید از خون سیر شود
مدارک همه این گفته ها در موزه فرانسه موجود بود
بله بود
چون با فشار دولت ایران و رشوه های کلان تلاش ها در جهت نابودی این اسناد صورت گرفت
اما به هر حال مرگ بر ایران
[پاسخ]
محبوبه دهقان پاسخ در تاريخ آبان ۳۰م, ۱۳۸۹ ۱۱:۲۹ ب.ظ:
البته شاهان فرهنگ سوز نابغه کش همگی ترک بودند(محمود شاه غزنوی) شاه اسماعیل سنی لواط کار و شاه عباس آخوند پرست ننگ بار ترین روزهای ایران مظلوم به دست ترکهای بی لیاقت غاصب (ناصر شاه قاجار) رقم خورده است روزهای سیاهی که ترکهای بی لیاقت برای این کشور آفریدند به دست بزرگمردان پارسی (نادر شاه و رضا شاه کبیر ) به روشنی گرایید باز هم از تبار همینان کسی خواهد آمد و دوباره ایران روی روشنی را خواهد دید
[پاسخ]
علیرضا پاسخ در تاريخ آذر ۷م, ۱۳۸۹ ۱۲:۵۷ ب.ظ:
برای هر جفتتون متاسفم.
ننگتان باد که این طور دو قوم ایرانی هم دیگر را محکوم میکنید.
[پاسخ]
کوراوغلو پاسخ در تاريخ آذر ۱۸م, ۱۳۸۹ ۳:۰۶ ق.ظ:
سلام عزیزان بذارید بگم تاریخ گویای همه چیز هست …خط اختراع سومریان همان اجداد ترکان هست …قوم اریایی یا همان هندواروپایی قوم کوچنشینی بودند که با وحشی گری فقط کشتار و غارت بلد بودند در حالیکه در همین زمان در مناطق فعلی اذربایجان دولتهای ماننا و اورارتو و سومری بودند که پیشرفته ترین شهرهای عصر خود بودند …خط در ابتدا ۸۰۰ علامت داشت که دولت اشور دومین دولت قدرتمند زمان خودش فقط ۷۰۰ علامت رابه کار برد …دولت ایلام ۳۰۰ علامت و دولت پارس به تقلید از اشور وایلام فقط ۴۲ علامت رابرای ساخت زبان خودش به کار برد…فکر کنم همه چیز رو متوجه شدید این شعر برای همه ایرانیان:::::::::::::::::::::::
در محظر ترکان ادب نگه دارید……..سرخمان کنید حرمت خود نگه دارید
ما ملت قهرمان ترکیم ….. زاده سرزمین گرگیم …………………………
در مورد شاه اسماعیل که بنیانگذار سلسله صفوی بود و شهر من خوی واذربایجان چندین دهه از کشور شما در مقابل عثمانی ها دفاع کرد و در این راه شهرما چندین بار ویران شد و به دول دیگر اجازه تجاوز نداد….شاه عباس اشوبهای داخلی رو سرکوب و مناطق ترک تحت سلطه عثمانی رو ازاد کرد.که ای کاش آزاد نمیکرد… در مورد نادر شاه این مرد بزرگ جزء یکی از قبایل ترک آوغوز بود که به این مناطق کوچ کرده بودند …پس نادر ترک بود شاید در این بین فقط بتوانید به رضاشاه افتخار کنید که اون هم از عمال امریکا و انگلیس بود ….پس مشخص میشود که روشنترین تاریخ این مملکت توسط ترکان بوجود امده …..هر کسی نظری داره اول بره تاریخ واقعی نوشته شده توسط باستان شناسان ترکیه المان فرانسه و کشورهای اروپایی رو بخوه نه تاریخ جعلی پارس ……………………………
یاشاسین تورکلر……..یاشاسین آذربایجان
[پاسخ]
wd پاسخ در تاريخ شهریور ۶م, ۱۳۹۰ ۳:۵۴ ب.ظ:
دهقان, pas chera farsha marg bar shah migan
[پاسخ]
کسرا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۹۰ ۲:۳۰ ب.ظ:
@مرگ بر ایران,
نگاه کن تا اونجائی که همه میدونن عربا آذربایجان رو هم گرفته بودن. پس اگه قرار بر تجاوز باشه به اجداد تو هم شده.
ولی یادتون باشه شماها از نژاد مغولهای وحشی هستین. بدون هویت و پیشینه تاریخی.
[پاسخ]
دوست گرامی ! عربها مصر را فتح کردند و دین اسلام را در مصر توسعه دادند و زبان رسمی مکاتبات ، دین ، فلسفه ، ریاضیات ، شعر و کلیه علوم به عربی بود ، با حاکمیت زبان عربی در مصر زبان قبطی که در رده ربانهای سامی بود (یعنی در ردیف عربی ) آهسته – آهسته جای خودرا به عربی داد ، لاکن در ایران در گذشته و پس از فتح ایران توسط اعراب زبان علوم مختلف به عربی بود و افراد مشهوری مثل طبری که از اهل طبرستان (مازندران ) بود که تاریخ آن مشهور خاص و عام است اثر مشهور خودرا به عربی نوشتند ، ابوعلی سینای تورک و ابو ریحان ، ابن مقفع و بسیاری دیگر در عین حالی که عرب نبودند اما آثار خودرا به عربی نوشتند ، اما بعدها و در زمان امرای سامانیان تاجیک زبان ، علاوه بر زبان علوم که به زبان عربی بود زبان عامه فهمی که مردم تاجیک و افغان آنرا بفهمند در دربار سامانیان به عنوان زبان شعر درباری مرسوم شد که بعدها به زبان دری و سپس بعد از مرسوم شدن در ایران ودر میان فارس زبانان ، به فارسی دری و هم اکنون به فارسی مشهور شده است . این زبان به عنوان زبان شعر درباری ، بعد از سامانیان تاجیک زبان ، توسط سلاطین ترک هم تقویت شد و با گذشت زمان ، فارس زبانان که زبانشان پهلوی بود ( هنوز این زبان در بعضی روستاها و شهرهای کوچک چون سمنان ، نائین ، میمه اصفهان و ابیانه کاشان صحبت می شود ) و از گروه هندو ایرانی هم بود ، یعنی در ردیف دری بود آهسته- آهسته در داخل دری هضم شد ، یعنی آنچه بر سر زبان قبطی مصر آمد بر سر زبان پهلوی فارس زبانان آمد و امروزه در شهرها فارسها دیگر کمتر به زبان اصلی خودشان که پهلوی است صحبت می کنند و زبان وارداتی دری را که از افغانستان و تاجکیستان آمده جایگزین زبان اصلی خود کرده اند . یعنی حتی پادشاهان ترک ۱۰۰۰ ساله گذشته ایران هم ، زبان دری یا همان فارسی امروز را که زبان شعر درباری بود و با انعام سلاطین ترک شعرا به این زبان ، پادشاهان ترک را تعریف و تمجید می کردند وکیسه زر می گرفتند تقویت شد ، در حالی که هیچ سلاطین ترک به شعرای ترک زبان مثل شعرای فارس انعام نمی دادند تا ترکی تقویت شود و مثلا جای زبان باصطلاح آذری را در آذربایجان بگیرد و امروز پان فارسها ادعا کنند زبان ترکی بعدا و به اجبار بر مردم آذربایجان تحمیل شده ،سئوال اینجاست وقتی پادشاهان ترک زبان فارسی را تقویت می کردند چطور پان فارسها ادعا می کنند زبان ترکی بر مردم آذربایجان تحمیل شده ؟ این تحمیل را چه کسی کرده ؟ ! از این گذشته اگر ترکی به اجبار بر مردم آذربایجان تحمیل شده پس چرا به بقیه مردم ایران بخصوص به فارسها تحمیل نشده ، مگر مناطق فارس نشین و فارسهای امروز ، مثل آذربایجان تحت حاکمیت پادشاها ترک نبودند ؟ !
[پاسخ]
خطاب به انی کاظم
که نوشته بود
دوست عزیز! آرام باشید
شما کر و کور هستید؟ بله باید چنین باشد، ما اینجا فقط تمامی کتابهایی را به دستمان می رسد برای دانلود میزاریم. که جنسی چه هر چیزه دیگه ای که مربوط به تاریخ باستان هستش
—————–
ببین پان فارسگ افغان خوک صفت حاصل ازدواج کوروش با مادرش ویا شاید بهرام با دخترش
شما هر کتابی بدون در نظر گرفتن اینکه درسته یا غلط تو سایت میذارید و این کار شبیه کار یه سگ میمونه
چون کتابی رو که ما به نام مرگ بر ایران ساخته بودیم رو تو سایت نذاشتین پس مرگ بر ایران
به اقا کورش میگن از ایران خانوم راضی هستین
میگه : اییییییییییییی بد نیس
هر کی کرده راضیه
[پاسخ]
هویت و اصالت مهمه-کمی بشتر به اطراف نگاه کنین-صنعت و بازار پایتخت و سراسر کشور دست مردمان فهیم آذزی است-این نشان از لیاقت و هنر آنهاست-تاریخ نشان از وجود قومی دیگر در منطقه آذزبایجان نداشته وندارد-آثار باستانی بدست آمده از تاریخ بسیار کهن این منطقه و قومیت آنها دارد-چرا از عقده های خود بر علیه تاریخ کهن ترکان خالی می کنید-حتما موردی واستون پیش آمده-اشکال نداره -شما هم کاری کنید تا پرچم قومیت شما هم در آینده بالا باشه-
[پاسخ]
عرض سلام و ارادت و احترام دارم خدمت همه دوستانی که در این بحث شرکت داشتند، من اطلاعاتی در این حوزه ندارم و قصد اظهار فضلی هم در کار نیست چون به قول سعدی خوش سخن:« هر که در میان سخن دیگران افتد تا مایه فضلش بدانند، پایه جهلش بشناسند » پس سخن کوتاه فقط دلم می خواست به بعضی از دوستانی که رگه هایی از تعصب در کلامشون موج می زد بگم که بهتر نبود همه اطلاعات و احساسات خودشون رو در قالبی زبیاتر و دلنشینتر بدون تخریب شخصیت یا قومیت خاصی ارائه می کردند تا افراد کم اطلاعی مثل من با احساس زیباتر با کوله باری از موضوع متنوع از این صفحه خارج می شدیم ؟!!!
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه *** چو ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
از همه افرادی که به من اطلاعاتی اضافه کردند سپاسگزارم
یا حق
[پاسخ]
درود بر هم میهنانم
آذربایجان در تمام تاریخ جز ایران بوده است. در زمان چنگیز مغول زبان آنها به ترکی تبدیل شد. ولی اصل و ریشه آنها ایرانی است. من آنها را دوست دارم و هم میهنم هستند. حالم از کسایی که توی این پست به آنها توهین کردند به هم میخورد. من خودم را پارس نمیدانم. من ایرانی هستم. یه مثال میزنم. تاجیک ها به هیچ وجه ایرانی نیستند اما زبان آنها پارسی است. قومیت آنها کاملا فرق دارد. ولی فقط زبانشان به دلایل تاریخی پارسی است. اما ترکهای آذربایجان زبانشان ترکی و خودشان ایرانی هستند. باید از آزادی برخوردار باشند. باید بتوانند زبان مادریشان را در مدرسه تعلیم ببینند. متاسفانه عدم وچود آزادی باعث نارضایتی میشود. زنده باد آذربایجان. زنده باد ایران.
از همه هم میهنانم خواهش میکنم به همدیگر دشنام ندهید. خواهش میکنم از روی تعصب یکدیگر را با کلمات زشت خطاب نکنید.
[پاسخ]
yashar پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹م, ۱۳۹۰ ۱۰:۲۸ ق.ظ:
تو خیلی بی خود میکنی که میگی زبان انها از زمان چنگیز ترکی شده اقای چاپلوس….
[پاسخ]
wd پاسخ در تاريخ شهریور ۱۷م, ۱۳۹۰ ۴:۰۷ ب.ظ:
@yashar, تو خیلی بی خود میکنی که میگی زبان انها از زمان چنگیز ترکی شده اقای چاپلوس….
[پاسخ]
بی شرف جد وآبادته.علت اینکه شما نمیگین مرگ بر ایران اینکه کسی رو شما انگشت نزاشته.کرد ها غیور بودن.دیگه نیستن اون شجاعت ها به تو نمی چسبه.
میزان توهیی که به ترک میشه موجب گفتن مرگ بر ایران میشه.نه نفرت از وطن.
من تو وطن خودم میتونم بگم که ای هم وطن چرا به من توهین میکی.پس مرگ بر اهل وطنم ایران.
روزی میرسه که ایران در قسمت دیگری دوباره متولد میشه.
[پاسخ]
سلام به همه/
میخواستم از آقا کیوان بخوام اون متنی رو که گفتن اردوان پنجم به اردشیر پاپکان نوشتن رو آدرسشو بدن برم ببینم یا واسم بفرستن!
این حرف رو از خیلی ها شنیدم ولی خودم تا حالا ندیدم.
تشکر
[پاسخ]
اینم آدرس ایمیل che_rezai@yahoo.com
[پاسخ]
من یک ایرانی هستم ازنژاد پاک اریایی به گذشته پرافتخارخودم افتخار میکنم افسوس میخورم از اینکه هموطنانم این طور باهم جدال می کنند
به جای این حرفهای تفرقه انگیز ازتمدنی که توسط اعراب کثیف ازاین مملکت غارت شده صحبت کنید از قتل وغارت دزدیدن نوامیس اتش زدن کتابخانه ها تحمیل کردن دین به زور شمشیر صحبت کنید
زنده باد ایران وایرانی
[پاسخ]
مادر هر چی ترکه گاییدم
رهبرمانم ترکس که خواهر مملکته گاییدس
ای مادرتانه گاییدم خوهر کسدوهاااااا
ننتانم گاییدم
کیر رهبر تو دهن پدرتان باشد ترکای مادرجنده
مادرتانم گاییدم
کیر هر چی افغانس تو کس خواهر مادرتان باشد
مادرتانم گاییدم با کاندوم
لامپ مهتابی تو کس ننتان باشد
من شهرام از قزوین هستم
مادرجنده هر چی ترک
[پاسخ]
wd پاسخ در تاريخ شهریور ۶م, ۱۳۹۰ ۴:۰۳ ب.ظ:
@شهرام, in farsha che qad bi adab o bi shakhsiyat hastan
[پاسخ]
آیسان پاسخ در تاريخ آذر ۳۰م, ۱۳۹۰ ۲:۵۰ ق.ظ:
@شهرام ,مادر هر چی بی تربیت پارس …/۲۰روش ساده برای مبارزه وحفاظت از هویت و فرهنگ آزربایجان
شوونیزم فارس وتمرکزگرایان وکسانی که تحمل سربلندی تورکان را ندارند قریب صد سال است که قصد ازبین بردن هویت وهستی تورکان را دارند ودراین راه زبان،مدنیت وتاریخ ما را هدف گرفته اند. آنان با استعمارفرهنگی قصد راهگشایی برای استعمارسیاسی واقتصادی تورکان را دارند.
ملتی که زبان مادری خود را ازدست داده ازکشف وتولید بی بهره بوده وتوانایی افتخارکردن و به کارگیری استعدادها وتوانایی های خود را ازدست می دهد این چنین ملتی آماده ی استعمارشدن است به همین جهت مبارزه با استعمار فرهنگی سیاسی واقتصادی شوونیزم با مبارزه فرهنگی آغازمی شود. اولین مبارزه ی ما بازگشت به خویش وهویت طلبی است ملت ما برای رهایی ازچنگال استثماربه جای تکیه کردن به دیگران باید یاد بگیرد که روی پای خود بایستد این مبارزه هم سخت است وهم آسان.
اگرشعورملی یک ملت بیدارباشد و روزبه روزافزون گردد استعمارکردن آن ملت راحت نیست به راحتی وبدون صرف هزینه های گزاف می توانیم شعورملی ملتمان را بالا ببریم
۱- با فرزندانمان به زبان تورکی صحبت کنیم. به آنها اهمیت ارزش وقدرت وزیبایی زبان تورکی را بشناسانیم .
۲- خواندن ونوشتن به تورکی را یاد بگیریم. شانس پذیرفتن زبان ترکی ازسوی دولت به عنوان زبان رسمی درآینده وجود دارد. ازهمین حالا باید شروع به سواد آموزی کنیم تا درآن روز انسانهای با سوادی باشیم نه بی سواد. به فرزندانمان خواندن ونوشتن به تورکی را یاد بدهیم . با یک نگاه عمیق باید این را بفهمیم که آموختن زبان تورکی به فرزندانمان ازآموختن زبان انگلیسی به آنان پراهمیت تراست.
۳- برای فرزندانمان وشرکتها و مغازه ها ومحل های کار خود نام تورکی انتخاب کنیم .
۴- جغرافیای ایران، ترکان جهان، آذربایجان وسایرترکان ایران را به فرزندانمان آموزش دهیم .
۵- درتهران وسایرشهرهای دوزبانه با مخاطبهایمان ابتدا به زبان تورکی صحبت کنیم پس ازاینکه فهمیدیم طرف مقابل تورک نیست آنگاه فارسی صحبت کنیم یا گفته های خود را به فارسی ترجمه کنیم.
۶- درمهمانی ها ودید وبازدیدها به دوستان و آشنایان خود کتاب تورکی یا کاست CD که حاوی موسیقی تورکی است یا فیلم تورکی یا کتاب درمورد تاریخ زبان و مدنیت آزربایجان هدیه دهیم.
۷- به جای واژه ها ی فارسی و… که وارد زبان تورکی شده اند از واژه های تورکی استفاده کنیم.
۸- درکنسرتهای آزربایجانی وجشن های ملی آزربایجان به صورت فعال شرکت کنیم ودوستان وآشنایان خود را نیزدرچنین مراسم هایی به همراه خود برده وآنها را نیزشرکت دهیم .
۹- درخرید اجناس دقت کنیم بیشتراجناسی را خریداری کنیم که متعلق به آزربایجان یا شرکتهای آذربایجانی است .
۱۰- برای سرمایه گذاری وخرید وفروش به شرکت هایی که اجناس وسرمایه های آنها متعلق به آزربایجان است برتری دهیم .
۱۱- ابتدا موظف به شناخت بزرگان ادب وفرهنگ آزربایجان مثل فضولی واحد و شهریار هستیم وپس ازآن حافظ سعدی وشکسپیر. قسمت عمده ای ازبیت المال صرف شناخت، گسترش وترویج فرهنگ وزبان فارسی می شود .ما بایستی زمان، انرژی وسرمایه ی خود را صرف شناخت، گسترش وترویج فرهنگ وزبان سرکوب شده ی خود بکنیم .
۱۲- درمکان های عمومی، اتومبیل شخصی ،نزد میهمانان بایستی ازموسیقی آزربایجانی استفاده کنیم درابتدا بایستی موسیقی خود را یاد بگیریم وبه دیگران یاد دهیم. موسیقی آزربایجانی یکی از غنی ترین وشناخته شده ترین موسیقی های دنیاست به موسیقی فارسی حرمت واحترام قائلیم ولی باید متوجه باشیم که یادگیری وترویج موسیقی فارسی درحال حاضرهم جهت با اهداف ومنفعت های شوونیزم فارس می باشد.
۱۳- درحال حاضربه دلیل شرایط خاصی که وجود دارد ازفروختن زمین وسهام شرکت ( به خصوص درآزربایجان غربی) به افراد غیرتورک زبان و غیر آزربایجانی خودداری کنیم . ارزان بفروشیم ولی به خودمان بفروشیم . با توجه به اینکه بسیاری ازسرمایه های آزربایجان درمناطقی به غیراز آزربایجان مثل تهران دراسارت دیگران بوده ومردم ما ازاین ثروت هیچ بهره ای نمی برند بایستی درآینده با به کارگیری تاکتیک های اقتصادی وسیاسی بتوانیم سرمایه های آزربایجان را برگردانده وسرمایه های آزربایجان را حفظ کنیم . با این کارخواهیم توانست ازادعای دیگران برثروت وخاک آزربایجان نیز جلوگیری به عمل آوریم .
۱۴- با وجود مشکلات وسختی های فراوان بایستی سرمایه داران را مجاب وتشویق به سرمایه گذاری در آزربایجان کنیم . بایستی پتانسیل های اقتصادی وسرمایه گذاری آزربایجان را به آنها نشان دهیم ومعرفی کنیم تا با امید به خدا سرمایه های آزربایجان ازمناطقی مثل تهران دوباره به آزربایجان برگردانده شود.
۱۵- به فرهنگ اقوام وملل دیگرازجمله قومیت ها احترام وارزش قائل شویم ولی مراقب باشیم که بلافاصله وبدون توجه و دقت جذب فرهنگ آنها نشویم وهستی خود را رها نکنیم ودقت وانرژی خود را صرف تبلیغ فرهنگ دیگران نکنیم . به جای آموختن نقاط منفی فرهنگ دیگران بایستی نقاط مثبت فرهنگ خود را به آنها نشان دهیم ومعرفی کنیم .
۱۶- بایستی به همه بفهمانیم وبگوییم که ما تورک هستیم وزبان مادری وملی ما تورکی است . نگوییم که ما آزری هستیم وزبان ما آزری است . با شناساندن جغرافیای فرهنگی وتاریخی آزربایجان وزادگاه خود به همه بفهمانیم که ما آزربایجانی هستیم .
۱۷- تا جایی که می توانیم ازخرید نشریات سراسری سانترالیست (تمرکزگرا) خودداری کنیم ودرمقابل اقدام به خرید نشریات آزربایجانی یا آزربایجان دوست کنیم وازآنها حمایت کنیم .
۱۸- درانجمن ها وتشکلات شوونیستی شرکت نکنیم و از آنها حمایت نکنیم. درد آزربایجان را بدانیم واز انجمن ها وتشکلاتی که به آزربایجان ارزش و اهمیت قائلند وخیرخواه مردم آزربایجان هستند حمایت کنیم ودرآنها فعالیت کنیم .
۱۹- اگرچه خواندن ونوشتن به ترکی را خوب بلد نباشیم با این حال سعی کنیم که کارت های تبریک وعروسی وsms وایمیل هایمان را به زبان تورکی بنویسیم .
۲۰- زنجان، اردبیل، تبریز،اورمیه،همدان،باکو،گنجه،نخجوان و… همگی شهرهای آزربایجان هستند. بدون توجه به اختلافات کوچک فرهنگی که درنتیجه سیاست های استعماری براین مناطق تحمیل شده بدانیم که همگی ساکنان این مناطق ترک هستند بایستی درمقابل شوونیزم فارس همه باهم اتحاد داشته باشیم وبا تشکیل انجمن ها، گروهها و… به هرچه قدرتمند ترشدن آزربایجان کمک کنیم وبدانیم که ملت ما ازپتانسیل های بالایی برخوردارهستند .
این نوشته را با دقت بخوانیم وبین ملت خودمان پخش کنیم وچیزهایی را که فهمیده ودرک کرده ایم آنالیز کنیم وآنها را روی کاغذ بیاوریم وبدانیم که هرقدمی که در را ه سربلندی وپیشرفت آذربایجان برداشته می شود با ارزش وگرانبهاست .
گلجک بیزیمدیر
[پاسخ]
یکی پاسخ در تاريخ دی ۲۴م, ۱۳۹۰ ۳:۳۵ ب.ظ:
@آیسان, بنازم مردم شریف ملایر تویسرکان و … همدانو الان قبضه کردن و بافت جمعیتیشو قشنگ عوض کردن.نه دادا رو همدان حساب وا نکن.
[پاسخ]
منم با سعید موافقم
همش تقصیر عربهای کثیف هست
مرگ بر هر چی عرب
مرگ بر عرب
زنده باد ایرانی
زنده باد ایران
نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران عزیز
[پاسخ]
آیسان پاسخ در تاريخ آذر ۳۰م, ۱۳۹۰ ۲:۵۶ ق.ظ:
@شهروز, …قوم فارس از دیدگاه اروپایی ها
متنبی شاعر مشهور عرب در حق فارس ها گفته است
…. که ترجمه آن تقریبا از اینقرار است:
نه ادب دارند و نه حسب و نه عهد و پیمان سرشان می شود و نه از بدی ها بیمی دارند. بهرخاکی پانهادم طوایفی از آنها را دیدم که مانند گله گوسفند در زیر فرماندهی بنده ای بسر می برند. بنده که می توانست با ناخن قلم بتراشد اما همین که دستش به پوست خز می خورد می گفت خشن است. ص ۷۰
روشنی بیگ از صاحب منصبان ترکیه در سخنرانی که در کانون ترک در چهل سل پیش نمود و یکی مجموعه مجله ترکی منطبعه استانبول در شماره ۲ اوت ۱۹۲۳ میلادی خود آنرا درج نمود. و بعد تحت عنوان عقیده عثمانی ها درباره ایرانیان در مجله ایرانشهر در شماره ۷ ربیع الاول ۱۳۴۲ هجری قمری چاپ شد:
….ملت فارس را بد اخلاقی بنام دین زبون ساختهاست. آخوندها قهارترین و قوی ترین سلاح فارس ها شده اند. دخانیات و سایر زهرهای خواب آور مردم این مملکت را به حال یک گله استخوان و اسکلت متحرک در آورده است.
جیمس موریه انگلیسی در کتاب «سیاحت ایران و ارمنستان و آسیای صغیر و استانبول» در سه جلد
در تمام دنیا مردمی به لاف زنی فارس ها وجود ندارد. لاف و گزاف اساس وجود ایرانیان است. هیچ ملتی هم مانند فارس ها منافق نیست .
…. و عیب دیگری که دارند دروغگویی است که از حد تصور خارج است. یکی از وزرا به یکی از اعضای سفارت فرانسه می گفت: «ما در روز پانصد بار دروغ می گوییم و با وجود این کارمان همیشه خرابست. ص ۷۳
فارس ها لبریزند از خودپسندی ولی باطنا بسیار پستند. ص ۷۴
پروفسور براون در کتاب خود «یک سال در میان ایرانیان» می نویسد:
…..من در بسیاری از ممالک گردش کرده ام و در هر ملتی معایبی یافتم ولی ملتی وجود نداشت که در قبال معایب دارای محاسنی نباشد لیکن در ملت فارس هیچ صفت نیکوئی ندیدم. معدنشناس بلژیکی می گفت که یکی از معایب بزرگ فارسها این است که ظاهر و باطن آنها با یکدیگر فرق دارد و در حالی که ظاهرا اظهار خصوصیت می کنند در باطن دشمن انسان هستند و مثلا ظاهرا می گویند من دوست صمیمی شما هستم ولی در همان موقع اگر شما فوت کنید کوچکترین تاثری به آنها دست نمی دهد. می گفت یکی از جملاتی که خیلی بین فارسها معمول است این است که غالبا بجان یکدیگر قسم می خورند و می گویند بجان عزیز شما و یا بمرگ شما و اینطور نشان می دهند که وجود شما برای آنها گرانبهاترین چیزهاست و حال اگر پشت بکنید شروع به بد گویی خواهند کد و ده عیب برای شما پیدا خواهند نمود و حتی مضایقه ندارند که در غیاب شما بشما ناسزا بگویند. صص ۷۵ و ۷۶
شاردن سیاح معروف فرانسوی
…و تنها چیزی که از دنیا می فهمند عیش است و نوش و هیچ باور ندارند که عیش و عشرت و نشاط را در حرکت و تکاپو و در کارهای خطرناک و پرزحمت هم می توان به دست آورد. از این گذشته فارسها بسیار مخفی کار و متقلب و بزرگتری متملقین عالم هستند و در دنائت و وقاحت هم بی همتا می باشند.
بغایت دروغگو هستند و کارشان همه پرگویی و قسم و آیه است و اندک نفعی حاضرند به دروغ شهادت بدهند. وقتی از کسی پولی یا چیزی قرض می گیرند پس نمی دهند و بمحض اینکه دستشان برسد خودی و بیگانه را فریب می دهند و با او بدغل معامله می نمایند.
در خدمتگزاری عاری از صداقت هستند و در معاملات درستی نمی فهمند و چنان در خدعه و فریب مهارت دارند که محال است انسان بدامشان نیفتد. ص ۷۹
شاهزاده روسی الکسی سولتیکوف
درستی صفتی است که در فارسها وجود ندارد و همین خود کافی است که این مملکت در نظر خارجیان نفرت انگیز بیاید. ….دروغ بطور در عادات و رسوم ملت فارس ریشه دوانیده است که اگر احیانا یک نفر از آنها رفتاری بدرستی بنماید و یا بقول و وعده خود وفا نماید چنان است که گوئی مشکل ترین کار دنیا را انجام داده است و رسما از شما جایزه و پاداش و انعام توقع دارد. ص ۸۰
گوبینو دیپلمات مشهور فرانسوی
….چیزی که هست فهم و شعور فارسها استوار نیست و قوه تعقلشان اندکست ولی آنچیزی که بیشتر از همه چیز فارسها فاقد آن هستند وجدان است. ص ۸۳
زندگانی مردم این مملکت عبارت است سرتاپا یک رشته توطئه و یک سلسله پشت هم اندازی. فکر و ذکر فارسی متوجه این است که کاری که وظیفه اوست انجام ندهد ارباب مواجب گماشته خود را نمی دهد و نوکرها تابتوانند ارباب خود را سروکیسه می کنند.ص ۸۳
….از بالا گرفته تا پایین در تمام مدارج و طبقات این ملت جز حقه بازی و کلاه برداری بی حد و حصر و بدبختانه علاج ناپذیر چیز دیگری دیده نمی شود و عجیب آنکه این اوضاع دلپسند آنان است و تمام افراد ناس هرکس بسهم خود از آن بهره مند و برخوردار است و این شیوه کار و طرز زندگی روی همرفته از زحمت آنان می کاهد و برای آسایش و بیکاری و بی عاری میدان فراخی برای آنها فراهم می سازد و رفته رفته این سبک زندگی برای آنها حکم بازی و سرگرمی پرتفریح و تفننی را پیدا میکند که احدی حاضر نیست به این آسانی ها از آن دست بردارد. ص ۸۴
ادامه گوبینو
….از بیست نفر فارس که همه بهمین شیوه ورع فروشی نموده تقدس به خرج می دهند و جانماز آب می کشند یک نفرشان صادق نیست و واقعا جای تعجب است که چگونه افراد ملتی بدین درجه گرفتار بلای عام دورویی و نفاق و تزویر باشند در صورتی که احدی هم فریب آن را نمی خورد و لو در ظاهر همه به یکدیگر نان قرض داده بله بله به هم تحویل بدهند. ص ۸۵
…..فارس ها ملتی بوقلمون صفت بار آمده اند به طوری که محال است شخصی بتواند بگفته آنها اعتماد نماید زیرا هرچه می گویند غیر از آنست که فکر می کنند و آنچه فکر می کنند غیر از گفتار آنهاست. ص ۸۷
سرجان ماکدونال انگلیسی
درتمام فنون مکر و حیله و دورویی و ریاکاری ماهرند ……از این گذشته مردمی بی رحم و کینه خواه و حریص، فاقد ایمان و محروم از صفات قدر شناسی و شرافتمندی ۸۷ و ۸۸
من در این سه ماهی که به جمع افراد مقابله کننده با یاوه گویان پان فارس پیوسته ام مطالب بالا کاملا برایم اثبات شده است فارسهای بسیاری هستند که به نام اذریها(تورکها) وبلاک ایجاد کرده واز طرف انها بر ضد تورکها مطلب مینویسند انگار دورویی وپستی قوم فارس پایانی ندارد وانها همیشه میخواهند کارهای خود را با دروغ ودغل پیش برند
[پاسخ]
salam hamvatanan che tork che kord va… man khodam mazandarani hastam… baraye keshvar va khodam moteasefam k b jaye inke ba ham motahed bashim va poshte ham intor barkhord mikonim… elate inke hargez natunestim b jaii beresim va az daste estesmare arab va mogholha va … dar beyaiim hamin dorooi va namardiha va najavanmardihast man b onvane ye irani ham b tork ham b kord ham khozestani b hame ehteram mizaram… ama bayad ino bedunin k ma hame zire parchame moghadase iraaan zendegi mikonim… va bayad hadafe nahaie har melatiii moafaghiyate keshvaresh bashe doroste k alan tabiiz ghael mishan va tamame sanaatha va ..dar shahraye parsi goo gharar midan va … ama nabayad ino az hame mardome iran bedunin…hame maha ba ham baradar khaharim… bayad poshte ham bashim ta belakhare b azadi beresim in fekraye kotah bino bezarin kenar bast nist k 1400 saal biganegan az ma estefade kardan az adame tafahomemun…babake khoramdin ham bara kole iran jangid va khonesho fadaye kole iran kard na faghat azarbayejan…afkaretuno baz konin ta b edalat beresim bad har ghomi mitune bara khodesh farhangesho hefz kone mani k mazani hastam hata nemitunam mazanio befahmam …moshkel az dolatemune..k farsio arjahtar donestee va zabanaye ghomio b faramoshiii ama na inke farsi nabashe ham farhange ghome khodet ham farhanage keshvaret…har 2
zende bad irani o iirani az har no meliyatiii
[پاسخ]
سومریان ترک بودند بابک ترک بود آشوریان ترک بودند مولوی ترک بوده نادر شاه ترک بوده در مورد این موارد شک دارم اما در مورد یکی مطئنم(مولوی)که ترک نبوده به دنبال افتخارات جعلی گشتن حقارت انگیزه اما اینکه وطن فروشان طاهریان ترک بودند شاه غزنوی ترک بوده ناصر شاه قاجار ترک بوده پای انگلیس نامرد را هم شاه عباس همشهری شما به ایران باز کرد اولین خرید او از آنها اسلحه برای کشتن عده دیگری از ترکها بود در آن روزگار حساس رهبری جهان اسلام به دست ترکان عثمانی و ترکان صفوی بود که آخر سر ایران را به تاراج افغانی و بقیه جهان اسلام را به تاراج غربیها دادند سرزمینهایی که صلاح الدین ایوبی از غربیها پس گرفت را شما دوباره تقدیم فرمودید اگر یک مرد بزرگ هم پیدا شد او را رگ زدید یعقوب لیث سیستانی خلیفه عرب را تحقیر کرد و زبان فارسی را رسمی شما که داشتید اگر نگویید یعقوب هم ترک بوده یکی مثل کورش کرد و ترک و فارس یهودی را زیر یک پرچم گرد آورد البته نه به زور شما می توانید چنین کنید بسم لله که راه چاره همین است
[پاسخ]
من یک ایرانی آریایی و فارس هستم درود بر شما بچه ها اردوان پنجم آخرین شاهنشاه اشکانی در یک زمان دو دشمن داشن یکی اردشیر و دیکری امپراطور روم ولی او ترجیح داد به اردشیر ببازد تا به رومیان او ایران را به ساسانیان واگزار کرد نه به رومیان او تجاوز غرب را در هم شکست و سپس توسط اردشیر بابکان از سلطنت عزل شد آفرین به این درایت و میهن پرستی آفرین باید از او یاد گرفت
[پاسخ]
آذریها ترک نیستن آذریها برن شعرای شهریار رو بخونن می فهمن
[پاسخ]
ائلمان پاسخ در تاريخ دی ۲م, ۱۳۹۰ ۹:۳۴ ب.ظ:
@Cyrus The Great, در کره زمین زبان یا لهجه وحتی گفتاری بنام آذری نیست …یکی از اشعار استاد شهریار رو مینویسم اولا دیگه نمیگی که تقلبی است چون نوار صوتی وتصویریش هم هست- دوما دوستانی می تونند ترجمه کنند تا برای عده ای پان فارس ترجمه کنند : تورکون دیلی تک سئوگیلی………
تورکون دیلی تک سوگیلی، ایستگلی دیل اولماز
اوزگه دیله قاتسان بو اصیل دیل اصیل اولماز
اوز شعرینی فارسا-عربه قاتماسا شاعر
شعری اوخویانلار،ائشیدنلر کسیل اولماز
فارس شاعیر چوخ سوزلرینی بیزدن آپارمیش
“صابر”کیمی بیر سفره لی ، شاعر،پخیل اولماز
خان یورقانی ،کند ایچره مثل دیر میتیل اولماز
آذر قوشونی ، قیصر رومی اسیر ائتمیش
کسری سوزودور بیر بئله تاریخ ناغیل اولماز
چوخ قیسا بوی اولسان اولیسان جین کیمی شیطا
چوخ دا اوزون اولما کی اوزوندا عقیل اولماز
آزاد قومی اوغول عشقی طبیعتده بولونسون
داغ-داشا دوغولموش ده لی جیران حمیل اولماز
بو “شهریار” ین طبعی کیمی چیمملی چئشمه
کوثر اولا بیلسه دئمیرم،سلسبیل اولماز
[پاسخ]
فلک یک چند ایران را اسیر ترک و تازی کرد
در ایران خوان یغما دید و تازی ترکتازی کرد
گدایی بود و با تاج شهان یک چند بازی کرد
فلک این شیرگیر اهو ،شکار گرگ و تازی کرد
وطنخواهی در ایران خانمان بردوش شد چندی
بجز در سینهها آتشکده خاموش شد چندی
بدان با جان پاک موبدان آزارها کردند
سر گردن فرازان را فراز دارها کردند
که تا احرار در کار آمدند و کارها کردند
به شمشیر و قلم با دشمنان پیکارها کردند
نخستین فتح و فیروزی نصیب آل سامان شد
بدور آل سامان کار این کشور به سامان شد
گه ان شد که ایرانی سبک خواند گران جانی
بهیاد آرد زبان و رسم و آیین نیاکانی
دگر ره مادر ایران ز نسل پاک ایرانی
مثال رودکی زایید و اسماعیل سامانی
پدید آمد یکی فرزند فردوسی توسی نام
سترون از نظیر آوردن وی مادر ایام
چو دید آمیخته خون عجم با لوث اهریمن
بهجای خوی افرشته عیان آیین اهریمن
نژادی خواست نوسازد ز بیم انحطاط ایمن
سلحشور و هنرآموز و پاک آیین و رویینتن
پی افکند از سخن کاخی ز قصر آسمان برتر
در آن جام جم و آیینهی دارا و اسکندر
بهگاه نیش، کلک آتش آلودش همه خنجر
بهگاه نوش، نظم شهد آمیزش همه شکر
چو از شهنامه،فردوسی چو رعدی درخروش آمد
به تن ایرانیان را خون ملیت بهجوش آمد
زبان پارسی گویا شد و تازی خموش آمد
ز کنج خلوت دل اهرمن رفت و سروش آمد
به میدان دلیری تاختی بوالفارسی کردی
کسی با بیکسان در روزگار ناکسی کردی
چه زحمتها به جان هموار در آن سال سی کردی
به قول خویشتن زنده عجم زان پارسی کردی
عجم تا زنده باشد نام تو ورد زبان دارد
به جان منتپذیر توست این جان تا که جان دارد “شهریار”
[پاسخ]
روز جانبازیست ای بیچاره آذربایجان
سر تو باشی در میان هر جا که آمد پای جان
ای که دور از دامن مهر تو نالد جان من
چون شکسته بال مرغی در هوای آشیان
تو همایون مهد زرتشتی و فرزندان تو
پور ایرانند و پاک آیین نژاد آریان
اختلاف لهجه ، ملیت نزاید بهر کس
ملتی با یک زبان کمتر به یاد آرد زمان
گر بدین منطق تو را گفتند ایرانی نه ای
صبح را خوانند شام و آسمان را ریسمان
بی کس است ایران ، به حرف نا کسان از ره مرو
جان به قربان تو ای جانانه آذربایجان
با خطی برجسته در تاریخ ایران نقش بست
همت والای سردار مهین ستارخان
این همان تبریز کامثال خیابانی در او
جان برافشاندن بر شمع وطن پروانه سان
این همان تبریز کز خون جوانانش هنوز
لاله گون بینی همی رود ارس ، دشت مغان
[پاسخ]
فهمیدی عزیز اینم شعرای شهریار میخوای بگی ترکی مشکل خودته پس از نژاد ترکای عثمانی هستی چون داخل ایران چیزی به اسم ترک و قوم ترک نیست بگو آذری
[پاسخ]
siktir baba! پاسخ در تاريخ تیر ۲۱م, ۱۳۹۰ ۵:۵۷ ب.ظ:
@Cyrus The Great,
در این شهر شهریار منظور از تهرانیا همون پان فارس ها ست
الا ای داور دانا تو می دانی که ایرانی……چه محنتها کشید از دست این تهران و تهرانی
چه طرفی بست از این جمعیت ایران جز پریشانی……چه داند رهبری سر گشته صحرای نادانی
چرا مردی کند دعوی کسی که کمتراست از زن……… الا تهرانیا انصاف می کن خر…تویی یا من
تو ای بیمار نادانی چه هذیان و هدر گفتی……….به رشتی کله ماهی خور؛به طوسی کله خر گفتی
قمی را بد شمردی اصفهانی را بتر شمردی…….جوانمردان آذربایجان را ترک خر گفتی
تو را آتش زدند و خود بر آن آتش زدی دامن…..الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من
تو اهل پایتختی باید اهل معرفت باشی……..به فکر آبرو و افتخار مملکت باشی
چرا بیچاره مشدی و بی تربیت باشی……به نقص من چه خندی خود سرا پا منقصت باشی
مرا این بس که میدانم تمیز دوست از دشمن…الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من
گمان کردم که با من همدل و همدین و همدردی….به مردی با تو پیوستم؛ندانستم که نا مردی
چه گویم بر سرم با نا جوانمردی چه آوردی…..اگر می خواستی عیب زبان هم رفع می کردی
ولی ما را ندانستی به خود هم کیش و هم میهن…..ال تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من
به شهریور مه پارین که طیارات با تعجیل………فرو می ریخت چون طیر ابابیلم به سر سجیل
چه گویم ساز تو بی قانون و هر دمبیل……….تو را یک شب نشد سازو نوا در رادیو تعطیل
ترا تنبور و تنبک بر فلک می شد مرا شیون….الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من
بدستم تا سلاحی بود راه دشمنان بستم……..عدو را تا که ننشاندم به جای از پا ننشستم
به کام دشمنان آخر گرفتی تیغ از دستم………چنان پیوند بگسستی که پیوستن نیارستم
کنون تنها علی مانده است و حوضش……….الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من
چو استاد دغل سنگ محک بر سکه ما زد……..ترا تنها پذیرفت و مرا از امتحان وا زد
سپس در چشم تو تهران به جای مملکت جا زد…….چو تهران نیز تنها دید با جمعی به تنها زد
تو این درس خیانت را روان بودی و من کودن…….الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من
چو خواهد دشمن بنیاد قومی را بر اندازد……….نخست آن جمع را از هم پریشان و جدا سازد
چو تنها کرد هر یک رابه تنهایی بدو تازد……چنان اندازدش از پا که دیگر سر نیفرازد
تو بودی انکه دشمن را ندانستی فریب وفن…….الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من
چرا با دوستارانت عناد و کین و لج باشد………چرا بیچاره آذربایجان عضو فلج باشد
مگر پنداشتی ایران ز تهران تا کرج باشد……هنوز از ماست ایران را اگر روزی فرج باشد
تو گل را خار بینی و گلشن را همه گلخن……الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من
تو را ترک آذربایجان بودو خراسان بود………کجا بارت بدین سنگینی و کارت بدینسان بود
چو شد کرد و لر و یاغی کزو هر مشکل آسان بود…….کجا شد ایل قشقایی کزو دشمن هراسان بود
کنون ای پهلوان پنبه چو نی نه تیر ماند و نی جوشن……الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من
کنون گندم نه از سمنان فراز آید نه از زنجان……..نه ماهی و برنج از رشت و نی چایی ز لاهیجان
از این قحط و غلا مشکل توانی وا رهاندن جان…..مگر در قصه ها خوانی حدیث زیره و کرمان
دگر انبانه از گندم تهی شد دیزی از بنشن………..الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من
[پاسخ]
داریوش پاسخ در تاريخ آبان ۷م, ۱۳۹۰ ۲:۱۲ ب.ظ:
@siktir baba!,
آقا ترکه شعرت وزن نداره اصلا قالب هم نداره حلا خودت انصاف بده خر تویی یا تهرانیه
[پاسخ]
شعر تهران و تهرانی استاد شهریار پاسخ در تاريخ آذر ۲۵م, ۱۳۹۰ ۱:۵۷ ق.ظ:
شعر های به زبان ترکی دارای روح و احساس خاصی هستند که در شعرهای فارسی این مورد دیده نمی شه بخصوص شعرهای استاد شهریار دارای روح معونیت نیز هم هست.
[پاسخ]
فرزاد پاسخ در تاريخ آبان ۱۰م, ۱۳۹۰ ۷:۴۵ ب.ظ:
اینم شهریار گفته ها….
نمونه هایی از اشعار استاد شهریار:
تو همایون مهد زرتشتی و فرزندان تو
پور ایرانند و پاک آئین نژاد آریان
اختلاف لهجه ملیت نزاید بهر کس
ملتی با یک زبان کمتر به یاد آرد زمان
گر بدین منطق ترا گفتند ایرانی نه ایی
صبح را خواندند شام و آسمان را ریسمان
( دیوان ـ ج ۱ ـ ص ۳۵۲)
شهریار قطعه شعر فوق را «جوش خون ایرانیت» خویش میداند و میگوید:
این قصیدت را که جوش خون ایرانیت است
گوهر افشان خواستم در پای ایران جوان
شهریارا تا بود از آب، آتش را گزند
باد خاک پاک ایران جوان مهدامان
(دیوان ـ ج ۱ـ ص ۳۶۵
[پاسخ]
خاک بر سر همتون که دنیا داره کجا میره و ما داریم ترک و فارس و کرد میکنیم.
الان چی هستین؟
یه عده آدم که وقتتونو به جای استفاده مفید دارین مثل… پاچه همدیگه رو میگیرید.
خدا به ما رحم کنه با این اراجیفی که داریم توی یه مملکت به هم میگیم.
[پاسخ]
چو بخت عرب بر عجم چیره گشت – همه روز ایرانیان تیره گشت
[پاسخ]
هنوز آثار مجسمه هایی که متعلق به تمدن بین النهرین باستانه و لباس کردی بر تن مجسمه خودنمایی میکنه در موزه لوور فرانسه وجود داره اونوقت ترک میگه من آنم که رستم (کرد) بود پهلوان!!
آذربایجان و کل ایران رو کردا بنیانگذاری کردند ۳۰۰۰ الی ۷۰۰۰ سال پیش ملت ایران به لحاظ نژادی ۹۰ درصدشان کرد هستند که البته شهردار سال ۲۰۰۹ پاریس و وزیر امور خارجه ی فرانسه هم به این نکات اشاره کرده بودند!!
[پاسخ]
ایرانی کرد پاسخ در تاريخ شهریور ۵م, ۱۳۹۰ ۵:۵۹ ق.ظ:
ممنون از مطالب ارزنده ای که دادی
عزیزی کرد با غیرت
[پاسخ]
سلام.من میخوام اطلاعات بعضی ها رو زیاد کنم که خودشونم نمیدونن اصلیتشون چیه. زبان فارسی ۱۳ مین لحجه از زبان عربی هست زبان ترکی آذزی سومین زبان زنده دنیاست و اولین زبان خلاصه ی دنیاست.اولین باری هم که انسان به کره ماه پا گذاشت یک ترک بود که به دلیل خلاصه و کوتاه بودن کلمات ترکی با این زبان به زمین پاسخ یا پیام دادند چون خیلی طول میکشید که پیام ها به زمین برسه. زبان فارسی دری ۶۸%ترکی آذری بوده و۳۲% از زبان عربی بوده اصلا فارس ها با عوض کردن و اضافه کردن و کم کردن حروف از بعضی کلمات رو میگن فارسیه در حالی که نبوده که شماها اینقد فارسی فارسی میکنید.دوما زبان فارسی الانم ۴۸ % و بیشتر ترکی داره ۳۰% عربی داره وبقیش از کلمات روسی انگلیسی و کمیام از کلماتی که تغیر داده شده تشکیل شده.شما عید نوروز ۴شنبه سوری و ۱۳ بدر و سفره ی ۷ سین رو از ما دزدیدین چون زرتشت خودش ترک اذری بوده اولین اتشکدشم تو ارومیه به نام ۳ قنبد تو کتاب رکوردها ثبت شده.اگه ما نبودیم ایرانی نبود که فارس باشه ما پرتقالیهارو بیرون کردیم ما بدون دولت و مردمی به روسیه حمله کردیم ما چند بار به دست کردها و مسیحیها قطل عام شدیم.مابودیم که ۸ سال با باکریها و خیلیای دیگه مثل اون با عراق جنگیدیم البته تواین شماهم کمی بودین.تبریز انقلاب رو عوض کرد الانم چه بخوان نخواین ماییم که اقتصاد کشورو میچرخونیم. ولی چیزیم نمیگیم فقط خواهشن یه کتاب درسی هم به زبان ترکی اختصاص بدن. همین چون ۴۸% کمیم بیشتر جمعیت ایرانیو تشکیل میدیم
[پاسخ]
علی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸م, ۱۳۹۱ (5 days ago) ۳:۲۲ ق.ظ:
@wolf boy.پسر گرگ, خر بن خر بن خر که میگن توییا!
[پاسخ]
سلام دوست کرد من ازت سوال دارم وقت کردی جواب بده اگه گفته های تو درسته پس چرا یه کشور ندارین و اومدین به شهرای ما دست گزاشتین مثال ارومیه کمی نقده که اسم اصلیش سولدوزه.و خیلیاذمثل همین.مگه کشتی حضرت نوح تو کوههای ارارات ترکیه نیست؟پس زندگی بشریت بعد از نوه به ما میرسه البته شرمنده ها راستی یه ضرب المثل ترکی میگه[کردون چورگی دیزی اوستونده اولار ]یعنی نون کرد رو زانوشه نباید بهش اعتماد کرد همین .درضمن شما که قبل از انقلاب شهر دروستو حسابیم نداشتین که بعدشم مگه این اوجلان شما ۳۰۰۰ تورکو قطل عام نکرده پس واسه من حرف از متمدن بودن نزن
[پاسخ]
راستی میخوام معلوماتیم بدم در مورد اینکه چرا به فارسها ئا پارسها
میگن سگ و چرا به ترکا و آذریها میگن خر .اینا تاریخ ناگفتنی هاست
دوستان یک روز در زمان شاه عباس صفوی یکی از بزرگان فارس برای
شکایت از امکاناتشون اومد پیش شاه عباس و حی وروررورررر تندو تند
حرف زد نزاشت که شاه یک کلمه هم حرف بزنه شاه عباسم که چیزی
از حرفاش نفهمید عصبانی ترکی به فارسه گفت آخه چی داری میگی
هی مثل سگ هاپ هاپ میکنی کمی هم صبر کن ما حرف بزنیم اخه
بعد به وزیرش دستورداد که ببرید به گردنش گلاده ببندیدو تو شهر
بگردونید تا همه یاد بگیرند مثل ادم حرف بزنند نه مثل سگ.بعدم
گردنشو بزنید.قضیه ی گفتن خر به ترکاهم اینه که تو زمان ستارخان
باقرخان حکومت بدست فارسا بود وچون ستارخان اینا قیام کردند
حکومت تصمیم گرفت اونارو سرکوب کنه بنابر این هرچه سعی
کردندنتونستند داخل منطقه ی ستارخان اینا بشک چون ترکا بد جور
مقاومت میکردند در نتیجه ترکارو محاصره کردن تا آذوقشون تموم بشه
خودشون تسلیم شن ولی غیرت ترکا نزاشت تا اینکه آذوقشون تموم
شد چون تن به اسارت ندادند ترکا مجبور شدند تا از گیاهان زمین یا
همون علفها تغذیه کردند و چون سربازهای فارس دیدند ترکا دارند از
زمین تغذیه میکنند از اون زمون به خاطر غیرتمون بهمون میگن خر
.نمیدونند وقتی به ما میگن خر غیرت مارو نسبت به خودشون برتری
میدند.پس چون ماهم اصل قضیه رو میدونیم ولی فارسا نمی دونند به
خودمون میگیم جواب ابلهان خاموشیست .پس یاشاسین بوز گورد
اوغلانلاری ساشاسین.
[پاسخ]
ایرانی کرد پاسخ در تاريخ شهریور ۵م, ۱۳۹۰ ۶:۱۳ ق.ظ:
واقعا” ثابت کردی خری
اولا” این سیاست انگلیسی ها بود که بعد از قیام شجاعانه گیلکی ها ( که پارسی گو هستند) یعنی قیام میرزا کوچک خان و اونا به باغیرت ترین قوم ایران که برای اولین بار حکومت جمهوری رو تو ایران تشکیل دادن، لقب بیغیرت دادن و اول از همه بعد از انگلیسیها ترکها تکرار کردند(شلید چشم دیدن دلاوریهای رشتیها رو نداشتن که دنباله رو انگلیسیها شدن)
و از اون موقع انگلیسی ها تو پادگانهای ارتش و کوچه بازار(بخصوص بازار تهران که حافظ منافع انگلیس بودن و اکثرشون ترک بوده و هستن) شروع کردن اقوام ایرانی رو ملقب به چیزایی که لایق خودشون بود کردن اونم با مطالعه و تحقیق و با استفاده از خریت یه عده ایرانی خود فروخته موفق به پخش شایعات و تفرقه افکنی شدن
مرگ بر انگلیس استعمارگر
مرگ بر ایرانی وطن فروش
.
.
.
ضمنا” دوست عزیز ترک برو مطالعه نه ((تحقیق کن)) اگه انسان هستی انسان آزاد و بدون مرز و زبان و فرهنگ خاصی به دنیا میاد
.
.
.
انسان باش و انسانیت رو پاسداری کن
[پاسخ]
با سلام خدمت دوستان عزیز ترک زبان ، از اینکه به زبان فارسی می نویسم عذر می خوام ، می خوام فارس ها هم بخونن ، ببینید دوستان شما فارس ها حق دارین هر چی که دوست دارین به ما بگیم آخه اگه اینو نگین چه بگین ، نه قهرمان دارین که به آن ببالین و نه تاریخی که به آن بنازین ، یک سری تاریخ دروغی مثل تخت جمشید به یک کتاب ۵۰۰ صفحه ای برای چیزی که وجود نداشت نوشیتین ، اگه اینو نگین مثل بچه ای می مونید که اسباببازی رو از دستش گرفتن شروع به گریه کردن می کنید. پس بگین . ولی در آخر یه چیزی بهتون بگم، هیچ فرد و قوم و ملتی که نامش به بزرگای این دنیاست نمی تونید با چند فوش و بدبیرا از بین ببرید. پس احترام نگهدارید تا ما نیز با احترام با شما برخورد کنیم تا در آخر شما ضرر نکنید
[پاسخ]
ایرانی کرد پاسخ در تاريخ شهریور ۵م, ۱۳۹۰ ۵:۳۳ ق.ظ:
میبینم خوب بلدی کرسی شعر ببافی رو رو برم…
بزرگترین ایرانی نزدیک به شما میرزا کوچک خان بود که اونم فارسه و ترک نیست… (گیلکی با غیرته)( نه ترک بی غیرت که همه چی حتی زنشو به پووول میفروشه بیغیرت)
اگه شما ترکها نبودین که ایران اینجوری ویران نمیشد
اصلا بگو(عرعرکن) ببینیم کی ضرر میکنه فقط یادت باشه دلیل و سند بیاری کرسی شعر نبافی اجنبی ویران گر(۹۰% از این مقامات یابو شما ترکها و بقیه دهاتی ها هستند برو بمیر بدبخت…)
[پاسخ]
مهسا پاسخ در تاريخ دی ۱۱م, ۱۳۹۰ ۱:۳۱ ب.ظ:
@بابک,
دروغ اون زبون و اون قوم و جد و آبادته
[پاسخ]
تورکوز بیز
سلام بچه ها معذرت میخوام ترکی نمینویسم چون میخوام فارسا هم بفهمن.
ببینید مدتی پیش یه کتیبه ای از “گؤی مچید” کشف شد که متعلق به ۸۲۰۰ سال پیش بود که روش به زبون ترکی با الفبای میخی نوشته بود.اینو گفتم تا با اشتباه کثیف “احمد کسروی” یه ترک نادان که ریشه ترکای آذربایجانو زیر سوال برد آشنایی پیدا کنید و بدونید که ما آذربایجانیها درسته جدمون “اوغوز” از توران(اویغورستان چین، شمال افغانستان وتاجیکستان فعلی) اومده ولی اولین بشری بودیم که به این مناطق پا گذاشتیم، پس بچه ها بیاین یه ترک واقعی باشیم و نذاریم کسی ویا مهمتر از همه خودمون با استفاده از کلمات ساختگی کثیف مثل “آذری”… این اصالت مقدس”تورک” رو ختشه دار بشه.
اگه دیدین هم که بزرگایی از خودمون از این کلمات استفاده میکنن مثل دکتر ذهتاب و غیره بدون مجبوره یا اگه کشور آذربایجان استفاده میکنه یا دست ایران توشه یا میخوان بین آذربایجان جنوبی وشمالی جدایی نافته ویا … همین.
میدونید؟! ما نباید با خطهای جغرافیایی همبستگیهامونو احساس کنیم بلکه باید با خون و ریشه و اصالتمون همبستگیهامون رو لمث کنیم ، پس باید به “ترک” بودنمون که وریشمونه و اصالتمونه و تو خونمونه و قمیتمونه وابسته باشیم نه “ایرانی” که هیچ مفهومی واسه ما ترکا نداره خودمونو بی آبرو کنیم.
پس هر جا ترک هست هر تک تک ما ترکا اونجایی هستیم .
پس نه ایرانو آزربایجان و غیره…
فقط “ترک و ترک و ترک”پاینده باد.
**درود بر کسی که به “تورک” بودنش میبالد نه آذربایجان و ترکیه و ترکمنستان و قزاقستان و اوزبکستان و قرقیزستان و تاجیکستان و باشکورتیستان و چچنیستان و چوواشیستان و هاکاس و موغولیستان و کاراکالباکیستان و کیریم و یاکوتیستان و تاتاریستان و داغیستان و و و …(یعنی کل “توران”)با این که همه این خاک ها از اولش متعلق به ترکا بوده و هست وخواهد بود**
“”"”"”"”یاشاسین تورک”"”"”"”"
[پاسخ]
ایرانی کرد پاسخ در تاريخ شهریور ۵م, ۱۳۹۰ ۵:۳۸ ق.ظ:
خیلی ببخشید گل سرسبد ترکها همون ترکیه و آذربایجان و ترکمنستان و… هستند. شما که ضایعات ترکها بودین به ما ایرانیها رسیدین. که تونستین مملکت ما، ایران ما رو اینجوری ویران کنین خجالت بکشین بیغیرتها…
کل امکانات ایران ما دست شما اجنی هاس که در اصل عرب ترک زبان هستید بیغیرتها…
[پاسخ]
متاسفم برای اونائی که به هموطن خودشون توهین میکنند متاسفم برای اونی که میگه مرگ بر ایران و راجع به کوروش و بقیه نامداران تاریخ ایران اینطوری فکر میکنه تا وقتی ما اینطور به جون هم میفتیمو هر کدوم رگ غیرتمون واسه زبان و شهرمون مثل شلنگ میزنه بالا باید اینطور با نکبت زندگی کنیم نمیدونم چی به سرت اومده ایرانی
[پاسخ]
ایرانی کرد پاسخ در تاريخ شهریور ۵م, ۱۳۹۰ ۵:۳۹ ق.ظ:
مرسی عزیزم موافقم
ولی بعضی از ترکها ترک هستند دیگه کاریشم نمیشه کرد
[پاسخ]
قدرتمندترین سلسله و حکومت در تاریخ ایران اشکانیان بودند آنها کمترین شکستها و بزرگترین پیروزیها را در تاریخ ایران به دست آورده اند و روی هم رفته با اقتدار از ایران دفاع کردند و نوع حکومتشان هم ایالتی یا همان ملوک الطوایفی بوده است امروز هم داشتن یک ایران با ایالتهای بزرگ و مقتدر تحت فرمان یک قدرت مرکزی آرزوی خیلیها را براورده خواهد کرد ترکها و کردها هم می توانند به زبان و فرهنگ خودشان آسانتر و بهتر رجوع و آن را به کار گیرند نظر شما ترکها و کردها و بلوچها چیست؟
[پاسخ]
ایرانی کرد پاسخ در تاريخ شهریور ۵م, ۱۳۹۰ ۵:۵۱ ق.ظ:
باهات موافق نیستم که از بیشترین پیروزی و کمترین شکست اونا میگی.
اگه اون حکومتهای ایران که به همسایه هاشون حمله کردن و به قول شما پیروزی و… . به انسانهای مقیم در کشورهی همسایه حمله و تجاوز و غارت و… نمیکردن اونها هم مثل عرب و مقول و یونان و.. . به ما حمله نمیکردن و حالا فرهنگ غنی و والای خودمون رو داشتیم یادمون باشه که چوب خدا صدا نداره (یا در واقع صداش همون حمله های متقابل مقول و عرب بوده که دیگه جبران نمیشه چه بسا حمله های اجداد ما به خیلی کشورها هم برای اونها هنوز جبران نشده)
اگه اجداد ما به یونان و یونان به رم و مغول و عرب به اجدادما حمله ها نمیکردند حالا امثال آمریکا زیردست ما بودن نه ما آب دهنمون واسه گوشه ای از تکنولوژی اونا که دراصل از خود ما دزدیده اند آب بیفته…
…
…
ضمنا” با باقی حرفهاتون موافقم…
[پاسخ]
من فقط یه سوال دارم چرا هر جوکی که میگن همیشه با یه ترکه شروع میشه چرا نمیگن یه فارسه…
جرا یکی گندی میزنه میگن ترکه
ولی با همه ی اینها من میگم
یــــــــــــــــــــــــــاشـــــــــــاسون ترکلری
[پاسخ]
ایرانی کرد پاسخ در تاريخ شهریور ۵م, ۱۳۹۰ ۵:۵۶ ق.ظ:
عیبی نداره که تو هم دلت خوش باشه
[پاسخ]
TURK AYDIN پاسخ در تاريخ دی ۴م, ۱۳۹۰ ۸:۴۳ ب.ظ:
میدونی چرا جوک میسازند چون همونطوری که خارجی ها میگن فارسها (چه ایرانی و جه افغانی) جزو بی فرهنگترین و عقب مانده ترین و متقلب ترین اقوام دنیا هستند چون اگه نبودن حداقل به هموطنای خودشون توهین نمیکردند
[پاسخ]
سلام
به نظر من دعوا های قومی خوب نیست بیایید دل بزرگی داشته باشید و به هم احترام بگذارید هم ترک ها به فارسها و بالعکس ترکها حق دارند در صورت تمایل به خط و زبان خود در مدارس بنویسندو حق دارند با فرهنگ ترکی زندگی کنند همانند کانادا حکومتی آزاد در ایران باید پا بر جااا بشه اما توهیناز هر ۲ طرف پذیرفتنی نیست و فرهنگ بالای هر انسانی نباید بهش اجازه بده که لهجه و زبان دیگران رو به تمسخر بگیرند این گونه رفتار ها زشت و کریه است به نظرم خوب و بد در هر نژاد و زبانی هست و نباید اتحاد ایران زمین از بین بره اتحاد هم نیاز به احترام متقابل داره و از هم زبان های ترک خودم خواهش می کنم فکر نکنند نژاد پرستی و جدایی طلبی خوشبختی میاره البته هم دردی یه گرمی با شما دوستان ه خودم دارم چون ظلم داره میشه در حق ترکها و کلا شهرستانی ها با هر زبانی
ولی در پایان گفتمان رو پیشنهاد میکنم و ازتون می خوام اگر هم می خواهید قیام کنید بابک گونه باشید و فرهنگ عربی اسلامی رو اول از همه از خودتون برونید و شاد زیستن رو به دیگران بیاموزید
[پاسخ]
با سلام خدمت همه دوستان
من تقریبا تمام نظرات را خوندم واقعا دوستان فوش های با حالی به هم دادن ولی اخرش که چی ما همه هم وطنیم غیر از اون مسلمونیم و غیر از اون انسانیم خیلی ها دوستدارن ملت با همین حرفا سرش گرم بشه. بیاین اونا رو نا امید کنیم و عوض این که به زیان هم دیگه توهین کنیم اونو یاد بگیرم و در کنار زبان خودمون ازش در مواقع لزوم استفاده کنیم
من خیلی از فارسهارو دیدم که موسیقی اذری گوش میکردن بدونه اینکه چیزی ازش بفهمن ولی لذت میبردن و همین طوری اذریها که کنار موسیقی اذری از موسیقی فارسی هم لذت می برن
درسته کسی به این حرفا گوش نمیکنه ولی وظیفه من نوشتن بود منم یه زمانی تند رو بودم ولی الان میخوام اون بعضی ها رو نا امید کنم
مگر این برادرهای عرب که قدمتشون از خیلی های دیگه بیشتره و ادعاشون هم همینطور و در کل اعجم رو داخل ادم حساب نمیکنن چه گلی به سر ما زدن بازم شکر که ما ایرانی هستیم چه ترک چه فارس په کرد په لر و چه …..
ودر کل همه انسانها باهم برابر مگر کسی در ایمان از دیگری پیش باشه
[پاسخ]
yashar پاسخ در تاريخ شهریور ۱۹م, ۱۳۹۰ ۴:۵۲ ب.ظ:
@ALI, مخلص هر چی ادم با شعوره
[پاسخ]
اولا لازم به ذکرم که ما نباید بدون دلیل و مدرک به قومی توهین کنیم،در پاسخ به دوست عزیزی که گفته بود ترکی تا دویست سال قبل کتابت نداشته است باید بگم که به ششصد میلیون ترک زبان در دنیا توهین کرده و دروغی به این بزرگی گفته اگر ایشون اهل مطالعه باشند که بعید میدونم باید در مورد کتیبه های کول تکین که ۲۰۰۰ سال پیش نوشته شده چیزهایی شنیده باشند که در مورد وصیت یکی از پادشاهان ترک ساکن قزاقستان به ایندگان است که به خط یئنی سئی که خط کتابت ترکان باستان(اسکی تورکلر)بوده است نگاشته شده است،خواهش می کنم از این پس کسانی که منطقی و اهل مطالعه و درکل اهل واقعیت هستند وارد بحث زبانشناسی شوند نه کسانی که نژادپرست اند و به اقوام مختلف به جز نژاد خود احترامی قائل نیستند.در ضمن منبع مطالبی که گفتم کاملا موثق اند:سیری در لهجه های ترکی-دکتر جواد هیئت،ایران تورکلرینین اسکی تاریخی پروفسور ذهتابی
[پاسخ]
آراز پاسخ در تاريخ مرداد ۱۱م, ۱۳۹۰ ۲:۰۹ ق.ظ:
@قافلانتی
ترکیه – آذربایجان – قزاقستان – قرقیزستان و …
افغانستان – تاجیکستان – ایران
به نظر شما کدام یک از دو گروه پیشرفته تر هستند
[پاسخ]
کامران پاسخ در تاريخ بهمن ۵م, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۶ ب.ظ:
@آراز, البته همه ایران نه!!!
[پاسخ]
kral پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷م, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۸ ب.ظ:
@آراز, تورکیه فقط
[پاسخ]
این ترکا تا بمیرن خرن . بهشون نمیاد اینقدر فیلسوف داشته باشن
[پاسخ]
انی کاظمی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۶م, ۱۳۹۰ ۹:۱۶ ب.ظ:
ترکها خر هستند ؟
نحوه حرف زدن شما چیزه دیگه ای نشون میده.
[پاسخ]
امیر پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱م, ۱۳۹۰ ۴:۲۶ ب.ظ:
آنهایی که فکر میکنند ترکها خر هستند خودشان خر هستند.
[پاسخ]
المیرا پاسخ در تاريخ دی ۶م, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۳ ق.ظ:
@hessam, واقعا براتون متاسفم
و شما فعلا نمی فهمی که تاسفم واسه چیه پس حرص نخور
کمی بزرگ بیاندیش
بلکه بعد از چند سال منظورم رو درک کردی
موفق و پایدار باش
[پاسخ]
قارتال پاسخ در تاريخ فروردین ۱۰م, ۱۳۹۱ ۱۲:۴۸ ب.ظ:
@hessam, خر شما هستین که هیچی حالیتون نیست ، تو کل تاریخ ایران این ترکها بودن که هم از نظر علمی و هم از نظر نظامی ، ایران رو نگه داشتن
[پاسخ]
be nazare man ma ba har ghomiyati ke hastim nabayad be ham tohin konim va khodemuno bartar bedunim.
melak bartari taghva va amale saleh ast.
lotfan dige be torka tohin naKonid
[پاسخ]
آقا یواش مثلا شما کتاب خونید یه کم ادب داشته باشید این که چند تا ادم (چه ترک چه فارس)به هم هر چی دلشون خواست بگن باعث شرمندگیه یه کم خجالت بکشید به نظر دیگران و قومیتشون هم احترام بذارید مثلا هم وطنیم
یاشاسین آذربایجان
[پاسخ]
همه گفته هایتان را خواندم.ما باید تاریخ سرزمینمان را بیشتر بخوانیم و بیشتر سگالش کنیم . تاریخ مردمان تورگ و سرزمینی که در آن زندگی می کردند و چگونگی کوچ آنها به سر زمینهای غربی و فلات ایران بر کسی پوشیده نیست آن هم از آغاز دوه اسلامی و همزمان با یورش مغول و بعد از آن.ما میدانیم که بیشتر مردم آذر بایجان از نژاد ترک نیستند و تنها زبانشان ترکی است و گرنه آنها همان مردمان آریایی ماد بزرگ هستند که بر اثر یورش مردمان سرزمین آتورگ زبانشان دگرگون شده است . زنده باد سرزمین آتورپاتگان
من ایرانی ام و از نژاد ترک نیستم
[پاسخ]
دوستان به جای این ترک و کرد و فارس و …. گفتن ها واینکه بابک ترک بود یا فارس یا کرد و ….. ببینید چرا قیام کرد و چی میخواست…؟
ببینید بابک ، ابو مسلم و مازیار و سند باد و….. چرا خودشونو یارانشو تو خطر انداختند و به کشتن دادند..؟
همگی دنبال بیرون کردن عربها بودن و برگرداندن ایران متحد با یک فرهنگ
تعصبات و کنار بزارین ببینین الان مشکل مملکت کجاست ؟ ببینید الان فرهنگ غالب فاسد از کجا آمده و ریشه اش کجاست….
با غیرتی شدن الکی و توهین به هم واقها چیزی عوض نمیشود….
به امید تعالی فرهنگ ایرانی…..
[پاسخ]
عزیزان سلام. باید بگم با این اظهار نظرهای سطحی و بچه گانه ترک و فارستون واقعا اشک من یکی دراومد. من خودم یه ترک زبانم ولی جونم رو فدای هرکسی میکنم که خودشو یک ارانی میدونه و توهرنقطه های از این دنیا زندگی میکنه و اصلا هم برام مهم نیست که مال چه شهری باشه و به چه زبونی صحبت کنه. اگه این بحث های قومیتی انقدر که بعضی از ماها به خاطرش همدیگه رو ناراحت میکنیم برای پدران ماهم همچین نمودی داشت، الان دیگه از اقوام مختلف ایرانی نباید چیزی به جا میموند و طی این چند قرن گذشته خیلی از این فرهنگ ها و اقوام باید نابود میشدند. من از هگمتانه اولین پایتخت ایران زمین براتون مطلب مینویسم. یادمون باشه توهمین شهر-دولت هنگام شکل گیری اقوام مختلف گردهم اومدن و اولین پایتخت ایران رو پایه گذاری کردند. حالا کاری ندارم چه اقوامی بودند یا نبودند. مهم اینکه اون ها اون موقع (۲۷۰۰) سال پیش عاقلانه تر از مایی که الان ادعای پیشرفت و فرهنگمون میشه فکر میکردند، و با اتحاد خودشون قدرتمند شدند، پس این بحث های بی فایده و بی نتیجه رو ول کنیدو همدیگه رو دوست داشته باشیم. مایی که به خاطر عواطف پاک و نابمون وقتی اون سر دنیا یه حادثه برای مردم یه کشور دیگه که اصلا نه دیدیمشون و نه کوچکترین آشنایی باهاشون داریم، رخ میده انقدر غمگین میشیم و غصه میخوریم، پس چرا نتونیم همدیگه رو دوست داشته باشیم و به هم عشق بورزیم. من هم اوایل مثل بعضی از شماها فکر میکردم و خیلی هم دو آتیشه بودم ولی الان اصلا اینطور فکرنمیکنم. الان من تقریبا از شهرهای مختلف ایران عزیزمون با زبونای مختلف( کرد، لر، مازنی، شیرازی، یزدی، گیلکی، تهرانی و … ) دوستانی دارم که اگه چندروز دیر باهم تماس بگیریم واقعا نگران و دلتنگ میشم و همیشه سعی میکنیم در اولین فرصتی که پیش میاد همدیگه رو ببینیم. پس دو روز دنیا رو بی خیال این حرفا بشین و به جای این حرفهای سطحی و بی فایده باهم دوست باشین و حال کنید. قربون همه شا که ملیتتون ایرانیه … .
[پاسخ]
akhe arash khan toke hichi az zaban o tarikh nemiduni chera kos sher balghur mikoni ?! az farsi hich loghati too zaban haye rayej vojud nadare ?! avalan ke fek konam manzuret az farsi hamun PARSI bude . 2voman age yekam sho’ur dashte bashi o 4ta ketab khunde bashi bayad beduni ke kalameye PARADISE be ma’nie Behesht az kalameye PARSIE : PARDIS gerefte shode . Officer ham az kalameye PARSIE : Afsar gerefte shode az in Kalame ha Ziyade faghat kos kholayi mesle to ke cheshme didane bartarie Parsi haro nadaran nemitunan bebinan o befahman !
[پاسخ]
با سلام
کسانی که دم از ایرانی و بودن و اسلام می زنند،بدانند که:
آقای کسروی خائنی بیش نبودند و همیشه مورد حمایت شدید خاندان پهلوی قرار داشتند.
آیا می شود به نظرات فردی که در اعلام نتایج تحقیقات خود به رضا خان،از ترک نشین بودن بخش هایی از استانهای همدان و اراک و قم فعلی اعلام تاسف می کند،اطمینان کرد.
آیا این طور نیست که نظرات وی،فقط در جهت ملی گرایی رضا خان بوده!!
زبان مردم آذربایجان،ترکی آذربایجانی است،نه آذری.
ابداع کلمه ی آذری نیز توسط همین فرد انجام شده.
شعر های زیادی از بزرگان شعر فارسی موجود است که قبل از حمله ی موغول به ایران سروده شده و در آن از واژه ی ترک استفاده شده،نه آذری.
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم،سمرقند و بخارا را
و ده ها شعر دیگر
واین به تنهایی نشان دهنده ی تخریب اساس نظریات کسروی است.
[پاسخ]
فرزاد پاسخ در تاريخ آبان ۱۱م, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۱ ق.ظ:
قربونت برم.. این شد سند؟؟؟ منم تبریزیم ها…
حافظ تو این شعر ترک قشقاوی ها رو می گه که الان هم در شیراز هستند…
می بینی میگه ترک شیرازی… می گفت تبریزی دیگه…!!!
برو شیراز قشقاوی ها رو میبینی…
این شعر هم از حاظ است:
ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس
منزل سلمی که بادش هر دم از ما صد سلام پرصدای ساربانان بینی و بانگ جرس
[پاسخ]
یکی از بزرگترین سومری شناسان تاریخ،فریتز هومل آلمانی بود.او که طبق نظر برخی ها ( آریایی هم) هم بود،زبان مردم سومر را جز زبان هی التصاقی می دانست. ژ-اوپر هم سال ها قبل از او این نظریه را ارائه داده بود.
زبان های التصاقی،زبانهایی هستند که در آنها با افزودن پسوند به فعل اصلی کلمه ی جدید ساخته می شود.مانند ترکی:
فارسی: بی+ ادب= بی ادب
ترکی: ادب+سیز = ادب سیز (بی ادب)
ولی در سایر زبان ها مانند فارسی و انگلیسی و … این نقش را پیشوند بازی میکند.
ترجمه ی کتیبه ها ی به دست آمده از سومر نیز نشان می دهد،زبان سومریان التصاقی بوده.
در ضمن وجود تشابه میان ۱۰۰ فعل از افعال ترکی و سومری نیز دلیل این ادعا است.
سومری ترکی
آنا آنا
اوش اوش- اوچ
قایا قایا
قین قیز
گوک گوی
قیشیق ایشیک
آدا آتا
تیر تیر
اوزوک یوزوک
و …………..
تاریخ دیرین ترکان ایران-پرفوسور زهتابی
[پاسخ]
جمال پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳م, ۱۳۹۰ ۱۱:۰۳ ب.ظ:
درود بر ایران و نژاد پاک وجنگجوی آریا
درود بر پارس و کرد و لر و بلوچ و تالشی و گیلک و مازندزانی
صد ننگ بر هر چه زاده ترک کثیف و وطن فروشه
به این ترکهای بی ناموس میگم که در روز رستاخیز فرزندان لرهای جنوب به حرکت در میان و همه تجزیه طلبان رو از خاک مقدس ایران بیرون میکنند البته ترکهای خائن و ترسو ناموسشون رو به حراج میزارن تا ما اونا رو ببخشیم اما واقعا دیر شده چون حرکت تاریخ آغاز شده و تا نابودی همه ترکهای لواط کار کثیف پیش میره
[پاسخ]
شاعری در میان ترکان وجود دارد که نامش(دده قورقود) است.
همگان تایید می کنند که اشعار وی ۹۰۰ سال قدمت دارد.
شیخ صفی الدین اورموی نیز از شاعران بزرگ ترک است،که قدمت اشعار این دو، نشان دهنده ی رد نظریات نژاد پرستانه ی برخی ها در مورد آریایی بودن مردم آذربایجان و دادن نسبت آذری به آنهاست .
[پاسخ]
س پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳م, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۷ ب.ظ:
من پسر ایل جنگجوی بختیاریم در راه سرفرازی پرچم ونام مقدس ایران جان میدهم ایل لرهای بختیاری سربازان سربدار تاریخ ایران آریاییند برای نابودی میهن فروشان خائن و تجزیه طلب بخصوص ترکهای مغول هون صفت که مثال کامل ناموس فروشی در قفقاز و فلات ایران و پامیر و بالکانند یک دسته از ایل بختیاری کافیست همانطور که دودمان سلسله ننگین ترکمانان قاجار و به باد دادیم
درود بر ایران جانم فدای نام ایران روحم تقدیم به شرف و تاریخ ایران
[پاسخ]
آراز پاسخ در تاريخ شهریور ۳م, ۱۳۹۰ ۱:۱۴ ق.ظ:
@س, خیلی حال کردم که به غیر از فحش و توهین حرفی واسه گفتن نداشتی!
انقدر توهین کنید تا بترکید!
[پاسخ]
کرماشان پاسخ در تاريخ دی ۲۴م, ۱۳۹۰ ۳:۰۰ ق.ظ:
@آراز, آخه بز ما هم همینومیگیم شما ۱۰۰۰ ساله پاتون به این خراب شده باز شده! جانا سخن از زبان ما میگویی؟
[پاسخ]
از اینکه پانترکان به طرز عجیبی قومپرست و در عین حال بیسواد میباشند، بر هیچ خلقی پنهان نمانده است. این نوشتار را هم از روی تفریح مینویسم، وگرنه بیشعوری پانترکان چیز تازه ای نیست.
چندی پیش پانترکان آدمخوار با رتق و فتق خبر دادند که باز هم سازمان ملل افتخار این را داشته که از فرهنگ (بخوانید کولتور) ترکی، چیزی را معرفی کرده و بدان جایزه ای هم بدهد.
ایشان ادعا دارند که واژه “یاکاموز” به عنوان بهترین واژه سال از طرف سازمان ملل انتخاب گشته و این نشان دهنده “زیبایی” زبان ترکی میباشد.
من تا به حال از این نوع جایزه چیزی نشنیده بودم.
با کمی تحقیق در اینترنت، خواهید دانست که “یاکاموز” واژه ای “یونانی” میباشد و به موجوداتی تک سلولی اطلاق میگردد که کف دریاچه و یا رودخانه و یا دریا زندگی کرده و نور ماه را در خود ذخیره و انعکاس میدهد (bioluminescense) . نام علمی این موجودات تک سلولی Noctiluca scintallans میباشد. یونانیان قدیمی که به علم مدرن دسترسی نداشتند، با دیدن این پدیده از آن یک موجود افسانه ای ساختند و آن را “یاکاموز” نامیدند.
Noctiluca scintallans
ویکیپدیا آلمانی
ویکیپدیا انگلیسی
ویکیپدیا ترکی(برای پانترکان)
خودارضائی فقط جنبه جنسی ندارد. خودارضایی میتواند عقده حقارت افراد و اقوامی را با دزدیدن اشخاص و واژه های سرشناس تخفیف و تسکین دهد. در میان ترکان، دزدیدن چهره های تاریخی از ملل دیگر بسیار رواج دارد.
در لینک زیر لیستی از کلماتی را میبینید که از زبان یونانی وارد زبان ترکی شده اند که واژه یاکاموز را زرد رنگ علامت زده ام.(تقریبا آخر جدول)
لیست کلمات یونانی در زبان ترکی. لطفا کلیک کنید.
[پاسخ]
توهمات پان ترکها(زبان پارسی و زبان ترکی)
اینکه قبیله پرستان پانترک جز دروغگویی و شایعه پراکنی، کاری انجام نمیدهند، موضوع تازه ای نیست. اساس ادعاهای این انسان نماها بدون مدرک و بدون سند است. چند سالی میشود که یک نوشته سراسر غرض آمیز و بدون پایه توسط انسان نماهای پانترک Copy و Paste میشود که تا به حال کسی حال جواب دادن اساسی به آن را نداشته است. در اینجا به تمامی این ادعاهای پانترکی جواب داده میشود.
اگر هموطنی مایل به اضافه و تکمیل این ضد ادعا بود، در بخش پیامها به آن اشاره کند که اگر این نوشته تکراری نباشد، به این نوشته اضافه میگردد. از سایر هموطنان نیز تقاضا داریم که با Copy و Paste نمودن این مطلب، تمامی سایتهای پانترکی را بمباران نمایند.
و حالا ادامه مطلب:
- ۹۲% کلمات فارسی از زبان عربی, ترکی و انگلیسی گرفته شده و مابقی بدون هیچ منبع یا فرمولی تولید شده اند.
جواب: لابد منظور پانترک تولید کلماتی مانند “کولتور” در زبان ترکی میباشد که در فرهنگ لغت فارسی به آن
“فرهنگ” گویند! به نظر یک پانترک کلماتی مانند “میز” و یا “پنجره” کلماتی تولیدی هستند، چرا که دارای “منبع”
خاصی نیستند! حالا چرا ” sofra “که عربیست و ” pencere ” که فارسیست برای پانترکان نعمت است، ما نمیدانیم.
- تنها ۲% کلمات زبان ترکی از ایتالیایی, فرانسوی و انگلیسی گرفته شده است.
جواب: اینکه دیگر کاری ندارد. یک دیکشنری ترکی- انگلیسی و یا ترکی- فرانسویو یا ترکی- ایتالیایی به دست گرفته و به طور کاملا اتفاقی یک صفحه آن را باز کنید. ببینید چند درصد این کلمات ریشه عربی، فارسی و لاتین دارند. هیچگاه زیر ۸۰% کلمات خارجی نخواهید دید.
- در هیچ یک از زبان های بین المللی لغتی از زبان فارسی وجود ندارد.
جواب: پانترکان گرامی بدانند که مقدار شعور ایشان، ملاک شعور و درک دیگران نیست. اگر شما نمیدانید، ما که میدانیم. چند مثال: شاه، شاهنشاه، خاکی، زعفران، پردیس(Paradise)، پسته، مات، خرما(که در ترکی هم وارد شده:hurma). این هم یک لیست از کلمات فارسی در انگلیسی. فراموش نکنیم که چه مقدار از این کلمات در آلمانی و فرانسوی هم استفاده میشوند:
List of English words of Persian origin – Wikipedia, the free encyclopedia
- 29% کلمات ایتالیایی، ۱۷% کلمات آلمانی و ۹% کلمات فرانسوی از لغات زبان ترکی گرفته شده است.
جواب: کدامشان؟ لطفا چند نمونه بیاورید (نه مثل ما چند صد نمونه!) این را جلوی یک ایتالیایی بگویید یا به رویتان میخندد و یا به حالتان زار زار گریه میکند.
- ۱۰۰ % کلمات و لغات ترکی دارای ریشه موثق می باشند.
جواب: بلی. برای اینکه ریشه فارسی، عربی، فرانسوی و انگلیسی دارند!
طبق تحقیق پروفسور محرم ارگین«Prof. Dr. Muherrem Ergin » استاد زبان وادبیات ترکی در این زبان بیش از ۱۲۰۰۰ کلمه فرانسوی و بیش از ۷۰۰۰ کلمهفارسی و بیش از ۹۰۰۰ کلمه عربی استفاده شده!
کسانیکه خواهان دیدن نتیجه مطالعات پروفسور محرم ارگین هستند می توانند به کتاب ایشان با این مشخصات رجوع کنند:
Prof. Dr. Muharrem Ergin
Üniversiteler için Türk Dili
Bayrak Basım ve Tanıtım – Horhor Cad. No.20 D:1 Fatih/İstanbul
İstanbul 1998
Tel: 531 8748 – 532 2418
ISBN 975-7728-05-5 34.98.0123-97
- 83% کلمات انگلیسی دارای ریشه ی موثق هستند.
جواب: برای انگلیسی زبانان خوشحال شدیم. ولی کدام منبع این را میگوید؟ چرا قبیله گرایان پانترک از نامبردن منبع عاجزند؟
- جملات ترکی ۲% ابهام جمله ای تولید می کند ( به این صورت که از یک خارجی از روی کتاب زبان ترکی را یاد بگیرد؛ در مراجعه به مناطق ترک هیچ مشکلی نخواهد داشت.)
جواب: بله، یک خارجی مشکلی نخواهد داشت ولی همه میدانند که در کنفرانسهای کشورهای به اصطلاح ترک زبان، از مترجم ! استفاده میکنند. زیرا تفاوت ترکی ایشان از زمین تا آسمان است.
- جملات انگلیسی ۵ / ۰ % و جملات فرانسوی ۱% ابهام تولید می کند.
جواب: این اطلاع باید منبع خاصی داشته باشد. چرا پانترکان از ذکر این منبع عاجزند؟
- جملات فارسی ۶۷% ابهام تولید می کند.
جواب: پانترک گرامی، مبنای ادعای شما کدامین است؟ نام برده و یا اقلا مثالی بزنید. کدام ابهام را تولید میکنند؟ به چه صورت؟
- جملات عربی ۸ الی ۹% ابهام تولید می کند.
جواب: باز هم یک ادعای پانترکب بدون ذکر منبع.
- معکوس پذیری ( ترجمه ی کامپیوتری ) کلیه ی زبانها به جز زبان عربی و فارسی امکان پذیر بوده و برای عربی خطای موردی ۴۵ % و برای فارسی ۱۰۰% می باشد. یعنی زبان فارسی را نمی توان با فرمولهای زبان شناسی به زبان دیگری تبدیل کرد.
جواب: لطفا به این آدرس مراجعه نمودهhttp://mydictionary.dyndns.org/dict/index.html و کلمه دلخواه را وارد کرده و منتظر معنی ترکی آن شوید.
حالا از لیست پیشنهاد شده یک کلمه دلخواه را دوباره وارد کرده و منتظر نتیجه بالعکس شوید. تنها ۷ تا ۱۰ درصد کلمات دوباره شناسایی میشوند. این برای هر زبانی عادیست چرا که کلمات معنی جامد و بخصوصی را ندارند. در همه زبانها، درcontext خاصی مفهوم پیدا میکنند. این کاملا برعکس ادعای پانترکان میباشد.
- زبان ترکی را شاهکار زبان توصیف کرده اند که برای ساخت آن از فرمولهای پیچیده ای استفاده شده است . خانم نیکتا هایدن
جواب: این خانم که هستند؟ در کجا هستند؟ در کدام کتاب و در کدام صفحه این کتاب این ادعا را کرده اند؟ پانترک و قبیله گرای گرامی، نام ببر!
هم اینک زبان ترکی عملا در بیشتر پروژه های بین المللی جا باز کرده است. به مطالب زیر که برگرفته ازمجله new science چاپ امریکا و مجلهinternational languages چاپ آلمان است،توجه نمایید:
جواب: کدام شماره و در کدام صفحه؟
مانند این میماند که کسی ادعا کند زبان انگلیسی از کره مریخ سرچشمه میگیرد و آن را در مجله Newsweek نوشته اند. ولی کدام جلد آن؟ کدام صفحه؟ نگارنده آن که بوده؟
- کلیه ی ماهواره های هواشناسی و نظامی اطلاعات خود را به زبان های انگلیسی، فرانسوی و ترکی به پایگاه های زمینی ارسال می کنند.
جواب: زبان رایانه ای تمامی کامپیوترهای دنیا انگلیسی میباشد. بدون زبان انگلیسی نوشتن برنامه ها اصولا امکانپذیر نیست. میتوان در برنامه ها، جملاتی را به زبانهای مختلف گنجاند و یا از خط آن زبان بهره جست. ولی زیر بنای هر برنامه، غیر از انگلیسی چیزی نمیتواند باشد.
به طور مثال، شما که این کلمات را به فارسی در اینترنت میخوانید، نمیتوانید ادعا کنید که اینترنت به زبان فارسیست! این در مورد ماهواره ها نیز صدق میکند. تنها ماهواره ای که ترکی چه چه میزند، باید همان TürkSAT خودمان باشد!
- پیچیده ترین سیستم عامل کامپیوتری ۸ / os2 و معمولی ترین ویندوز زبان ترکی را به عنوان استاندارد و پایه ی فنوتیکی قرار داده است.
جواب: Woody Allen برای انسانهایی، با فقر ذاتی معنوی، که با وارونه نگاهداشتن حقیقت، به زندگی گیاهی خود ادامه میدهند و خود را با دروغ، ارضاء میکنند، یک واژه جالبی را به کار میبرد: استمنای روحی!
پایه فونتیکی کامپیوتر هیچگاه ترکی نمیتواند باشد. زبان ترکی از به کار بردن “فتحه”، “خ”، “ق”، “غ”، “ث”، “تشدید”، “ض” کاملا عاجز است. در ضمن دنیا به ترکیه محدود نمیشود!
در زبان چینی، حروف و کلماتی مانند “文” که در بینی تولید میشود که اصلا روح ترکان از آن خبر ندارد. یا در زبان کره ای ” 공” در حلق تولید میشود. چگونه زبان ترکی پاسخگوی این کلمات است، آن را فقط یک پانترک میداند!
- کلیه ی اطلاعات ارسالی از رادارهای جهان به سه زبان انگلیسی, فرانسوی و ترکی علایم پخش می کند.
جواب: باز هم یک دروغ بیشرمانه دیگر در راستای استمنای روحی پانترکان. آن کارمند ژاپنی رادار را در توکیو در ذهنتان تجسم کنید که با یک خلبان روسی به زبان ترکی اطلاعات رد و بدل میکند.
زبان رادار در تمامی دنیا انگلیسی و در منطقه عضو ناتو، فرانسوی میباشد.
- کلیه سیستم های ایونیکی و الکترونیک هواپیماهای تجارتی از سال ۱۹۹۶ به ۳ زبان انگلیسی،فرانسوی و ترکی در کارخانه بوئینگ آمریکا مجهز می شوند.
جواب: پس با آوردن یک نمونه و یا دادن یک تصویر، ادعای پوچ خود را ثابت کنید. ولی نه تنها الآن، بلکه هیچگاه توانایی آن را نخواهید داشت. ولی دروغ که حناق نیست. پس صلوات بفرستید ای پانترکان!
- و …
به علت زیادی مطالب این مجله زبانهای بین المللی ما فقط بخشی از آن را در اینجا قرار داده ایم.
جواب: خوب است که کم نیاوردید!
مردم ایران انتظار دارند :
فارسی را بعنوان ۳۳ومین لهجه عربی پاس بداریم . ترکی را بعنوان سومین زبان زنده و توانمند دنیا ترک کنیم.
جواب: ادعای جالبیست. راستی اگرحقیقت این است، لهجه ۳۲ عربی کدام است؟ لهجه اول عربی کدام است؟ لهجه دوم و سوم عربی را نام ببرید! اصلا کدام لیست به عربی و لهجه های آن رتبه داده است؟
حالا که به اینجا رسیدیم، ترکی آذربایجانی چندمین لهجه ترکی میباشد؟ ترکی عثمانی (با وجود ۹۰۰۰ کلمه عربی) چندمین لهجه عربی است؟
زبان فارسی برای هر کلمه عربی، معادل فارسی دارد. هرچند که این معادلها کمتر در زبان محاوره ای استفاده میشوند. آیا ترکی برای کلمات خارجی خود معادله دارد؟!!!!!!
راستی رتبه اول لهجه ترکی از آن کیست؟ چرا اتراک در کنفرانسهای خود از مترجم استفاده میکنند؟
فارسی را با ۶۰ میلیون متکلم پاس بداریم ، ترکی را با۳۶۰میلیون متکلم ترک کنیم!!!! آیا این انصاف هست؟
جواب: برای اولین بار در تاریخ اتراک، به سال ۱۹۲۳ یک کشور زبان رسمی خود را ترکی اعلام کرد. صحبت از ترکیه میباشد. این سال، سال پایه گذاری کشور ترکیه بود. تا قبل از آن در عثمانی، زبان رسمی کشور، عربی و زبان هنری آن فارسی بوده. در ضمن زبان رایج کشورهای به اصطلاح ترک زبان، با دیگر کشور ترکزبان همخوانی نداشته و ایشان از مترجم استفاده میکنند! سئوال این است که کدام لهجه ترکی به کدامین کثرت استفاده میشود؟
زبان فارسی نه فقط در ایران، بلکه در افغانستان، ازبکستان، قرقیزستان، هندوستان، تاجیکستان و حتی در پاکستان هم استفاده میشود. فارس زبانان این کشورها نیاز به مترجم ندارند! این به مراتب بیشتر از ۶۰ میلیون ادعای پانترکان است. اصلا سرود ملی پاکستان به زبان فارسیست:
“پاک سرزمین شاد باد
کشور حسین شاد باد
تو نشان عزم عالیشان
ارض پاکستان!
مرکز یقین شاد باد
پاک سرزمین کا نظام
قوت اخوت عوام
قوم ، ملک ، سلطنت
پائندہ تابندہ باد
شاد باد منزل مراد
پرچم ستارہ و هلال
رهبر ترقی و کمال
ترجمان ماضی شان حال
جان استقبال!
سایۂ خدای ذوالجلال”
تا بسوزد هر آن که نتواند دید!
فارسی را با ۲۵۰۰ سال قدمت پاس بداریم ، ترکی را با ۷۲۰۰سال قدمت ترک بکنیم.
جواب: یک سنگ نبشته و یا خط و یا کتاب را از ترکی نام ببرید که قدیمی تر از کتاب چند صد ساله “دده قورقود” باشد. در این کتاب به شهر “استانبول” اشاره میشود. به قلیان کشیدن اشاره میشود. تنباکو را کریستف کلمب ۵۰۰ سال پیش از آمریکا آورد. پس قدمت کتاب از قدمت فتح استانبول به دست عثمانیان بیشتر نیست! آدرس یک صفحه اینترنتی را بیاورید که تصویری از یک نوشته ترکی را دارا باشد. نام یک موزه را ببرید که صاحب یک خط ترکی قبل از ۶۰۰ سال پیش باد. اصلا بگویید که اصلا در کدامین دوره از تاریخ ترکان “خط” داشته اند!!!
فارسی کنونی دنباله خط به اصطلاح کوفی میباشد که با فتح ایران از طریق عراق (به قولی کوفه) به عربستان رفته و با تغییری ناچیز به ایران بازگشت.
فارسی را با ۴۰۰۰واژه اصیل پاس بداریم اما تورکی را با۱۰۰۰۰۰واژه اصیل ترک بکنیم.
جواب: اصلا کدام زبان اصیل در طول تاریخ بشریت دارای ۱۰۰۰۰۰ واژه بوده است؟ انگلیسی و آلمانی و حتی لاتین هم به این مقدار واژه نداشته اند. این زبانها در طول تاریخ، بنا به اقتضای زمانه مجبور به تولید واژه و حتی مجبور به عاریه گرفتن واژه از زبانهای دیگر شدند.
در ضمن در کدامین کتاب لیست خالص واژه های اصیل هر زبان را میتوان یافت؟ در مورد فارسی و ترکی لطفا آدرس بدهید.
فارسی را با ۶۰ تا ۷۰ فعل اصلی پاس بداریم ،تورکی را با۳۵۰۰ فعل اصلی ترک بکنیم.
جواب: این دیگر باید برای پانترکان ساده تر باشد. کدام ۷۰ فعل؟ در کجا نوشته شده؟ این لیست را در کجا میتوان یافت؟
فارسی را با ۳۵۰ فعل غیر اصلی پاس بداریم ، تورکی را با۲۴۰۰۰ فعل غیر اصلی ترک بکنیم.
جواب: میدانید دوستان! زبان شعر و ادب از هندوستان زمان مغول گرفته تا عثمانی چیزی جز فارسی نبوده. چگونه میتوان این به اصطلاح ضعیف را زبان دیوان و دفتر این کشورها نمود، ولی قادر به این نتوان بود که یک بیت به ترکی سرایید. مگر ترکان خود نمیگفتند که برای غزل گفتن غیر از فارسی نتوات به کار برد؟
فارسی را با ۱۱زمان فعلی پاس بداریم، تورکی را با ۴۶ زمان فعلی ترک بکنیم.
جواب: بی اطلاع تر از پانترکان قبیله گرا نتوان یافت. پانترکان باید روزی قبول کنند که میزان درک و شعور ایشان ملاک شعور بشری نیست.
مطلعین میدانند که در زمان آلمانی بیش از ۳ زمان ماضی استفاده نمیشود: ماضی ساده، ماضی نقلی و ماضی بعید.
این توانایی در زبان فارسی به مراتب بیشتر است. حالا کدامین ناآگاه میتواند ادعا کند که زبان آلمانی ناقص است و یا در جهان بردی ندارد؟ مگر نه این است که زبان آلمانی از مهمترین زبانهای زنده دنیاست؟ با اینکه هنوز که هنوز است کسی موفق به نوشتن برنامه زیربنایی کامپیوتری به این زبان نگشته است.
فارسی را که ۷% از کلماتش ریشه دارند پاس بداریم، تورکی را که ۱۰۰%از کلماتش ریشه دارند را ترک بکنیم.
جواب: ریشه کلمه ترکی Ev (خانه) را بنویسید و جایزه بگیرید! در ضمن پان ترکان ادعا دارند که واژه “خانه” نیز ترکیست! خانه در ترکی میشود Ev. از آنجایی که ملت ایران به ترکی آشنایی خاصی ندارد، پانترکان با این ادعاها امید دارند که کسی مچ ایشان را نگیرد.
فارسی را بعنوان زبان اقلیت مردم ایران پاس بداریم، تورکی را بعنوان زبان اکثریت مردم ایران ترک بکنیم.
جواب: زمانی هیتلر برای توجیه حمله خود به چکسلواکی و لهستان، برای الحاق خاک این دو کشور به خاک آلمان، شعار میداد که: هر کجا که آلمانی زندگی کند، آنجا آلمان است.
ترکان قومی مهاجر هستند. در طول ۹۰۰ سال اخیر یا مهاجرت کرده اند و یا با حمله و خونریزی ماندگار شده اند. شکی نیست که در ۹۰۰ سال اخیر غیر از آل بویه، هیچ سلسله ای بر ایران غیر از ترکان حکم نرانده. حتی بزرگان جمهوری اسلامی هم همگی ترک و ترک زبان هستند. اقتصاد، دولت و ارتش در دست ترکان است. ولی ترکان در اقلیت هستند. ایران از معدود کشورهای تاریخ بشریست که در طول ۹۰۰ سال زیر یوغ یک اقلیت اداره شده. چنانکه زبان ترکی فقط میان این اقلیت رواج دارد و زبان دیوانی نیست. چرا که بردی در ایران نداشته و ندارد.
فارسی را با ۶ آوا پاس بداریم ، تورکی را با ۹ آوا ((کاملترین آوای خلقت)) ترک بکنیم.
جواب: این کاملترین آوای خلقت قادر به تلفظ “فتحه” نیست. ترکی آذربایجانی حتی قادر به تلفظ “ک” هم نیست و آن را “چ” تلفظ میکند. یک آذری را به ما نشان بدهید که بدون دانستن زبان فارسی، قادر به تلفظ “ق” و “ث” باشد. اگر فرض را بر این بگیریم که “خلقت” محدود به اتراک میشود، پس این فرضیه درست است! در زبان چینی، حروف و کلماتی مانند “文” که در بینی تولید میشود که اصلا روح ترکان از آن خبر ندارد. یا در زبان کره ای ” 공” در حلق تولید میشود. کدام ترک با کاملترین آوای خلقتش، قادر به تلفظ این آواها میباشد؟
به نظر میرسد که “بلبل” قادر به تولید بیش از ۳۰ آوا میباشد. آیا زبان “بلبلی” بر همه زبانها ارجحیت دارد؟!!
فارسی را بعنوان زبان محلی پاس بداریم ، تورکی را بعنوان زبان بین المللی ترک بکنیم.
جواب: بلی! فارسی زبانیست محلی که فقط در ایران، افغانستان، هندوستان، تاجیکستان، قرقیزستان، ازبکستان و پاکستان صحبت و تدریس میشود.
شما هم یک کنفرانس بین المللی را نام ببرید که نمایندگان آن از قاره های مختلف باهم ترکی صحبت میکنند. راستی کدام لهجه ترکی را؟ ترکان که حتی در یک کنفرانس محلی هم نیاز به “مترجم” زبان ترکی دارند!
در ضمن این چه زبان بین المللی میباشد که واژه ای معادل “فرهنگ” را ندارد؟
طبق تحقیق پروفسور محرم ارگین«Prof. Dr. Muherrem Ergin » استاد زبان وادبیات ترکی در این زبان بیش از ۱۲۰۰۰ کلمه فرانسوی و بیش از ۷۰۰۰ کلمهفارسی و بیش از ۹۰۰۰ کلمه عربی استفاده شده!
لابد به این علت پانترکان زبان ترکی را بین المللی میدانند.
فارسی را بعنوان گلچینی از زبانهای دیگر پاس بداریم ، تورکی را بعنوان شاهکار زبان و ادبیات بشری ترک بکنیم.
جواب: به جواب سئوال قبل نگاه کنید. کدام زبان گلچین زبانهای دیگر است؟
از یک آمریکایی، آلمانی و یا فرانسوی نام یک کتاب ترکی را بپرسید تا ببینید که ترکی کدام کتاب شاهکار ادبی را به “بشریت” هدیه داده است. فکر کنم که او فقط زیر خنده بزند!
فارسی را بخاطر عدم کارائی کامپیوتری پاس بداریم، تورکی را بعنوان استاندارد پایه فونتیکی ویندوز ترک بکنیم.
جواب: یک واژه ترکی را(فقط یک واژه) نام ببرید که در زبان کامپیوتری استفاده میشود. حالا بقیه زبان ترکی را بماند طلبتان.
ترکی از نظر فونتیکی ضعفهای اساسی دارد. مثلا “فتحه” در این زبان وجود ندارد. “خ”، “ق” و “ث” در ترکی قابل بیان نیست. در زبان چینی، حروف و کلماتی مانند “文” که در بینی تولید میشود که اصلا روح ترکان از آن خبر ندارد. یا در زبان کره ای ” 공” در حلق تولید میشود.
در ضمن ازترکی، کدام لهجه فراوان آن منظور است؟ ترکان که حتی برای کنفرانسهای محلی خود هم از مترجم استفاده میکنند! لابد “مایکروسافت” یکبار از فونتیک آذربایجانی و بار دیگر از فونتیک ازبکی بهره میجوید!
فارسی را بعنوان زبان شعر پاس بداریم، تورکی را بعنوان زبان استاندارد ارسال دیتای((data)) رادارهای جهان ترک کنیم.
جواب: زبان data رادارهای جهان “انگلیسی” میباشد. آخر نادانها واژه data خودانگلیسی است! وگرنه از واژه bilgi و یا veri ترکی استفاده میشد و نامش را میگذاشتند “bilgi lisani” که کلمه lisan از اعراب به عاریه گرفته شده (لسان)!!!!!!
فارسی زبان معدودی افغانی و تاجیکی را پاس بداریم، تورکی زبان استاندارد یونسکو در اروپا و آمریکا را ترک بکنیم.
جواب: پانترکان قبیله گرا و نادان نمیدانند که یونسکو زبان استاندارد ندارد، چرا که اهمیت یونسکو در احترام به همه زبانهای دنیا میباشد! ولی در کنفرانسهای یونسکو از انگلیسی بهره میجویند، چراکه در کره زمین زبان انگلیسی در همه مدارس تدریس میشود. یک نشست یونسکو (فقط یک نشست) را نام ببرید که در آن ترکی صحبت شده و همه آن را فهمیده اند. وگرنه ما هم ادعا داریم که نشستهای سازمان ملل به زبان فارسی هستند، چراکه احمدی نژاد در مقابل سازمان ملل، به فارسی سخنرانی کرده است!
فارسی را با ۹۷۰۰۰ عنوان کتاب در دنیا پاس بداریم، تورکی را با۴۵۰۰۰۰ عنوان کتاب در دنیا ترک بکنیم.
جواب: پانترک دیگر نمیگوید که از کجا به این اطلاع دقیق دست یافته است. اصلا این ارقام به کدامین تاریخ منتشر شده اند؟ از آن تاریخ به امروز چند کتاب به این لیست اضافه شده اند؟ در ضمن ۱۰ تا کتاب ترکی را نام ببرید که به بیش از ۲۰ زبان زنده دنیا چاپ شده اند!
در ضمن کتابهای مولانا جلا الدین بلخی که جزو کتب ترکی نیستند. ایشان فارسی گفته و فارسی نوشته و در منطقه ترکزبان ترکیه کنونی فوت کرده.
فارسی را که هرگز خط نگارش نداشته پاس بداریم، تورکی صاحب اولین، دومین و سومین خط بشری را ترک بکنیم.
جواب: اختیار دارید. درست است که خط میخی مبدا خود را در بابل دارد، ولی ایرانیان آن را برای مقاصد خود کاملا تغییر داده و تکمیل کردند. خط کنونی فارسی- عربی هم همان خط کوفی اختراع شده در ایرانی ساسانیست که از راه “کوفه” به همراه بردگان ایرانی به عربستان رفت و با کمی تغییر به ایران بازگشت.
در ضمن شما که آنقدر زرنگ هستید بگویید که اصلا ترکان در طول تاریخ کدام خط را داشتند؟ یک تصویر و یا سنگ نیشته را آدرس دهید. لطفا نقاشی ارائه ندهید که هر ننه قمری قادر به نقاشیست. به ما آدرس اورژینال بدهید.
در ضمن اولین خط ترکی، عربی بوده. دومین خط ترکی سیریلیک روسی بوده و سومین خط ترکی لاتین است که تازه از سال ۱۹۲۳ وارد ترکیه شد؟ اینها که همه اش مال دیگران اسن. ترکان از خود چه دارند؟
مگر زبان رسمی عثمانیان تا سال ۱۹۲۳ عربی نبود؟ در کدام تاریخ بشریت تا تاریخ ۱۹۲۳ کشوری از ترکی به عنوان زبان رسمی استفاده میکرده؟!!!!!
فارسی را با ۳ درجه صفت پاس بداریم ، تورکی را با۵ درجه صفت ترک بکنیم.
جواب: منظور از درجه ۴ یا ۵ چیست؟ “بهترتر”؟ یا “بهترترترین”؟
در ضمن منظور قبیله گرای پانترک کدام لهجه ترکیست؟ استانبولی از ۳ درجه استفاده میکند.
فارسی با شاهنامه ای ملحمه سرا پاس بداریم، تورکی را با دده قورقود حماسه سرا ترک بکنیم.
جواب: کتاب دده قورقود از نظر ادبی یک کتاب بسیار ساده و از دید یک ترک هم یک کتاب غیر ادبیاتی میباشد، چرا که عامیانه نوشته است و کمکی به ادبیات ترکی نکرده. این کتاب بعد از فتح استانبول نوشته شده، چرا که در این کتاب به شهر استانبول اشاره شده. این کتاب را میتوان تا حدی با داستانهای عامیانه “کلیله و دمنه” هندی مقایسه کرد.
مقایسه این کتاب با “شاهنامه” که تاریخ و داستان را به هم می آمیزد و ادبیات زمان خود را به چالش میطلبد، قدری بی انصافیست.
ولی از پانترکان انتظاری جز این نباید داشت. اصلا از خود بپرسیم که چند پانترک قادر به خواندن “شاهنامه” و “دده قورقود” بوده اند! ایشان که سواد ندارند!
فارسی عاری از قوانین آوایی را پاس بداریم، تورکی با قوانین ملودیک بین اصوات و حروف را ترک بکنیم!
جواب: منظور از قوائد ملودیک چیست؟ یعنی میتوان با این زبان زد و رقصید؟ خود ترکان باید قبول کنند که از نظر فونتیک، این زبان پس از زبان عربی، از ناهنجارتین زبانها برای گوش آدمیست. این را از یک خارجی بپرسید.
زبانی که “فتحه” ندارد و بسیاری از حروف را قادر به تلفظ نیست.
[پاسخ]
آراز پاسخ در تاريخ شهریور ۳م, ۱۳۹۰ ۱:۲۷ ق.ظ:
@مهرداد,
خیلی خنده دار بود.
مطالبی رو که هر کدوم رو از یه سایت و کتاب ور داشتی و به غیر از عقاید پان فارسیسمی که چیزی به جز توهین و افترا ندارند رو گذاشتی!
من که به غیر از حرف های توهین آمیز و بی ادبانه , چیزی ندیدم!
شماها میتونید بدون این ها هم حرف بزنید یا نه؟!
[پاسخ]
turk پاسخ در تاريخ شهریور ۵م, ۱۳۹۰ ۱:۱۶ ب.ظ:
@مهرداد, اگه جرات زیادی بهت دست داده یه بار بیا استادیوم سهند(یادگار امام) بهت بگم سیو سومین و اولین لهجه عربی رو نشونت بدم خوبه که زبون آشغالتون رو تو هیچ کجای دنیا بلد نیستند وگرنه ابروی ترکها را به این حرفای خنده دار میبردین- شما برو اون خلیجترو از شیخهای عرب بگیر بعد بیا باهم صحبت کنیم-بهتره بدوننی یک سوم تهران ترک هستند یک سوم هم نمیدونن ترک هستند ویکسوم دیگر هم برادران افغانیتان
[پاسخ]
a پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹م, ۱۳۹۰ ۱:۵۳ ق.ظ:
@turk, اوج وحشی گری تونو به رخ میکشی!
[پاسخ]
ساوالان پاسخ در تاريخ بهمن ۱م, ۱۳۹۰ ۲:۳۸ ب.ظ:
@مهرداد, سلام به همه دوستان & من از شما خواهش میکنم به هیچ قومی توین نکنید حالا که هیچ کس هیچ کتاب و سندی رو قبول نمیکنه بیایین از روی عقل ومنطق بحث کنیم
[پاسخ]
راستی یه چیز دیگه
فقط همین کافیه که بدونیم زبان ترکی رسم الخط نداره که این نشون میده زبان ترکی اساسا یک لحجه بوده باید بدونید رسم الخط فعلی ترکیه برگرفته از حروف لاتین با اضافه کردن اعراب عربی میباشد و قبلا هم یعنی حدود۶۰ سال پیش فارسی مینوشتن که البته خیلی از تلفظ همین حالا نمیتون بنویسن. به نظر من یادگرفتن وبلد بودن زبان ترکی یک مزیت تو تمام دنیا داره اونم اینه که با کارگرهاتون هیچ وقت مشکل پیدا نمیکنید.
[پاسخ]
آراز پاسخ در تاريخ شهریور ۳م, ۱۳۹۰ ۱:۲۰ ق.ظ:
@مهرداد,
۱٫ آره! حتما رسم الخط عربی هم از فارسی گرفته شده دیگه!؟
۲٫ باید ترکی بلد باشی تا بتونی با دانشمندان هسته ای کشورت حرف بزنی- با بزرگترین دانشمندات – بزرگترین قهرمانان جنگ تحمیلی -با بسیاری از شاعرانی که آنها را ایرانی می دانید و ….
۳٫ افغانستان و …. هم که ……
[پاسخ]
تاریخ شما که از هخامنشینیان شروع میشه چرا چرت پرت میگین برین تحقیق کنین که قبل از شما مادانتون کجا بودن.
[پاسخ]
axaarsu پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱م, ۱۳۹۰ ۶:۰۳ ب.ظ:
@axaarsu,
خوب معلومه مادرشون با عرب ها …
[پاسخ]
کرماشان پاسخ در تاريخ دی ۲۴م, ۱۳۹۰ ۳:۰۵ ق.ظ:
@axaarsu, اتفاقا تو تمام کتابهای مرجع تاریخ یکی از راههای حضور ترکها تو ایرانو کنیزان ترکی میدانن که خانواده ها میاوردن.حالا معلوم میشه که با عربا نبودن بلکه …
[پاسخ]
درود بر سرباز میهن پرست مهرداد مبارز
به این پانترک گرگزاده (طبق گفته های ترکها که مادر خود را گرگ خاکستری میدانند ) میگویم که چرا در همه جهان ترکها منفورند ؟
زادگاه قوم ترک در چین در سرزمین اویغورها و در ناحیه ارومچی میباشد بزرگترین حماسه قوم هان نابود ترکهای کاشغر است
در بالکان یانوش هونیادی سردار بزرگ مجار ترکها را نابود کرده و از بالکان بیرون ریخته و این پیروزی همه ساله در ۷ کشور شرق اروپا جشن گرفته میشود
در خاور میانه ملک فیصل هاشمی ترکها را بیرون راند و آنها را در محدوده کوچکی از آناتولی قرار داد که این حرکت باعث استقلال بسیاری از کشورهای عربی شد همه اشعار ملی گرایانه معاصر اعراب برتری عرب بر ترک را نشان میدهد
در یونان ترکها را با جانوران وحشی مقایسه میکنند
در ارمنستان داشناکسیونها دشمن قسم خورده ترکها هستند
در آذربایجان قوم تالشی و قوم لزگی در پی استقلال هستند و در بندر لنکران که دومین شهر بزرگ پس از باکو میباشد کسی جرات حرف زدن به لهجه ترکی را ندارد
در ایران ادبیات حماسی و با شکوه ما حاکی از نبرد های پی در پی با ترکهای شرقی را دارد
در اکثر شهرهای ایران از ترکها متنفرند این را در بازیهای تراکتور سازی به وضوح مشاهده میکنیم
و اما ای پانترک تجزیه طلب برو و در باره لرهای بختیاری مطالعه کن
در بدو تولد نوزادن به جای خواندن قرآن در گوش آنها شاهنامه میخوانند
از کودکی آنها را با تفنگ و اسب آشنا میکنند
به تاریخ باشکوه ایران آریایی عشق ورزیده و به آن تعصب شدید دارند
همین تبریز که در محاصره سپهدار تنکابنی بوده و مردم آن از شدت گرسنگی سگ و گربه میل میکردند به دست سردار اسعد بختیاری آزاد شد
در نبرد با صدام ملعون بیش از ۳۵۰۰۰ نفر از مردم لر در راه ایران عزیز کشته شدند
پس ای پان ترک بدان که جوانان دلیر قوم لرهای بختیاری در آرزوی نبرد تاریخی با گرگزاده های تجزیه طلب است که همچون شیر درنده بر شما کفتاران حمله برد
ما می آییم …………
جاوید باد جوانان پان ایرانیست که در حال نبردند با گرگها
***منم یک میهن پرست***
[پاسخ]
اگر ترکها عقل و خرد داشته باشند پیش خود بگویند چرا سلسله ترکی صفوی زبان رسمیشان پارسی بوده
چرا سلسله ننگین قاجار به پارسی سخن میگفتند
چرا طغرل بیگ سلجوقی که پدر ترکهای آناتولی است زبان رسمی واداری خود را پارسی انتخاب کرد
چرا سلطان محود غزنوی که یک ترک متعصب بوده عاشق زبان و شعر پارسی بوده
چرا سلطان محمد فاتح پادشاه مشهور عثمانی شکست دهنده روم شرقی در حال فتح و شکست بیزانس و گشودن دروازه استانبول (کنستانتینیوس) خود وسربازانش شروع به خواندن اشعار حماسی شاهنامه پارسی کردند
چرا ایلخانان مغول و لشکر اردوزرین آسیای میانه تحت تاثیر شدید فرهنگ ایرانی قرار گرفته و نوروز باستانی را پاس میدارند
چرا مبارزان چچنی که زبانشان ترکی است بر سر دروازه شهر گروزنی اشعار پارسی نوشتند
چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من منتظر یکی از خردمندان ترک هستم که پاسخ مرا بدهد
[پاسخ]
محمد پاسخ در تاريخ دی ۶م, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۶ ب.ظ:
@پسر اهوازی،
سلام دوست عزیز، در ترکی بودن سلسله صفوی اشتباه می کنی. برو تاریخ صفویه رابخون اونا اصالتا کرد بودن از اهالی شنگار کردستان عراق استان اربیل که به دلیل اختلافات مذهبی با عثمانی ها مجبور به کوچ به اردبیل شدند.
[پاسخ]
پسر کوچولو اهوازی برو اول از مادرت بپرس بابای اصلیت کیه یه وقت ترک نباشه ها بعد بیا منتظر خرمدینان باش-فارس ها در ۱۳۰۰سال اونقدر حقارت کشیدند که بعداز سال۱۳۰۰ توسط رضا پهلوی افتادند به جان ترکها-اگه شما نمیتونید ترکها را تحمل کنید اشکال نداره ما میریم ولی اگه فردا کسی مثل صدام اومد خواهر-مادر-زنت رو گرفت و….دیگه ترکهانستند که اونا رو از زیرشکم صدام بکشند بیرون-درضمن اینقدر از روی عقده اذری آذرینکنید ما ترک هستیم-(فارسی سی وسومین گویش زبان عربی)با مدرک اینرو میگم-باید به مهرداد هم بگویم از روی عقده حرف نزن بچه جون اون حرفها سند داره – بالا برین پاین بیاین مپل سگ باید پارس کنید (پارس ها)
[پاسخ]
@ح فارس, mh
[پاسخ]
خیلی دوست دارم با یک دختر ترک آشنا بشم از این آقایون ترکی که پیام میذارن در خواست دارم که اگر میشه خواهر یا مادر یا دختر و یا همسرشون رو فقط یک شب بسپارن به من قول میدم از عقب نزنم که زیاد دردشون نگیره البته پول خوبی میدم ترکها که خوب توی کار خیر دخیلند هم من رو خوشحال میکنند هم اینکه ناموسشون رو میدن به من که ارضا شون کنم و نطفه خودم رو تو رحمشون جاسازی کنم نژادتون تغییر میکنه و دیگه کسی هم به شما نمیگه ترک خر پس منتظر شما میمونم ترکها
[پاسخ]
بهمن تورک پاسخ در تاريخ آبان ۴م, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۵ ب.ظ:
@حسین, هرزادیواهردن بیرزادیواسوخوم
[پاسخ]
شعر تهران و تهرانی استاد شهریار پاسخ در تاريخ آذر ۲۵م, ۱۳۹۰ ۱:۴۷ ق.ظ:
مرگ بر فاشیست (پارس نکن).
[پاسخ]
المیرا پاسخ در تاريخ دی ۶م, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۴ ق.ظ:
@حسین, از اینکه با شما هم وطن هستم متاسفم
امیدوارم روزی چشماتون به دنیای زیبایی که دارین ازش استفاده می کنین و نمی فهمین کجای کارین باز بشه
تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است.
[پاسخ]
با سلام خدمت دوستان!!
تقریبا همه افاضات دوستان!!! را خواندم
اول فوالعاده ناراهت شدم بعد از شدت ناراهتی از ته دل خندیدم.
واقعا خلائق هر چه لائق
دوستان از حکومت ننالین چون نهایت لیاقتمون همین اخوندان.
دم اخوندا گرم که عجب خراشونو شناختن.
نمی دونم دوستان فاضلم چیزی راجع به سوار شدن بر موج عوام یا پوپولیسم یا اوپورتونیست شنیدن یا نه!!!…….
عاقلان دانند.دورود…………..
[پاسخ]
amir پاسخ در تاريخ آبان ۱۵م, ۱۳۹۰ ۹:۵۵ ق.ظ:
@خدایگان بابک,
دمت گرم
خلایق هر چه لایق
[پاسخ]
سلام ،
من نظرات دوستان رو خوندم برام خیلی جالب بود ، ما که هممون تو یه مملکت زندگی میکنیم و با افتخار میگیم ایرانی هستیم و یک ایرانی واسه خودش اصل و نسب داره و به فرهنگ خودمون میبالیم چرا باید اینطوری حرف بزنیم و با این جور حرف زدن ها شخصیت خودمون رو خورد کنیم و پایین بیاریم ، ما ایرانی هستیم و افتخار میکتیم که خودمون صادر کوننده فرهنگیم چرا با این کلمات سبک ایرانی بودن خودمون رو زیر سوال میبریم
با این چیزهایی که من خوندم واقعاً خجالت میکشم که بگم با شما دوستان تو یه مملکت زندگی میکنم . فقط میتونم بگم که خدا بهتون یه عقل بده که بتونین درست فکر کننین تا خوب یاد بگیرین . آمین
[پاسخ]
انی کاظمی پاسخ در تاريخ آذر ۸م, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۲ ق.ظ:
@maria, و شاید تفاوت این سایت با سایت های دیگه همین باشه. ما نظرات رو گذاشتیم تا همه ببینیم که در چه مملکتی هستیم؛ با چه فرهنگ و آداب و رسومی!..
[پاسخ]
maria
1+
واقعا که بعضیها …
[پاسخ]
من که نمی دونم چی به چیه فقط میدونم نادرشاه یه تبر داشته وبعد از حمله به تهران توچادر ریختن و کشتنش و بعد از کشته شدن نادر پسرش کورش به سلتنت می رسه وعربهای بدبخت و کثیف عربستان رو از ایران بیرون میکنه و یک کتیبه به نام خودش مینویسه که حالا تو لندنه ای خاک بر سر ما که کتیبشم نتونستیم نگه داریم.
[پاسخ]
ای بابا این کیهونم که هی میخواد خودشو قاطی میوه ها کنه اره بابا اصلا کوردی همون فارسیه شما هم پسرخاله های کورش هستین و چون از همه بهترین سه تیکه شدین ای داد بابا این کوردا چه قدر خود کمبینی دارن بابا اصلا خدا هم اصالتا کورد بوده یه کم لحجش با کردی شما فرق داره در ضمن تمامی متون به سه زبان زنده دنیا نوشته میشن کردی انگلیسی کردی فرانسه کردی عربی خسته نباشی اینم سندش بگیر ببر قاب کن بزنرو دیوار خونتون در ضمننادر هم با شلوار کردی به جنگ میرفته اینم یه واقعیت کردیه دیگه برو حالشو ببر و کلی ذوق کن واسه خودت
[پاسخ]
کرماشان پاسخ در تاريخ دی ۲۴م, ۱۳۹۰ ۳:۰۸ ق.ظ:
@فربد, چون از همه بهترین سه تیکه شدین
نه ما سه قسمت بازمون جدا شد چون نا لایقی چون اسماعیل ترک صفوی حاکم بر ما بود.
[پاسخ]
harai..ahrai man turkame
[پاسخ]
فقط در بی عقلی و بی مغزی این پانترها همین بس که به رئیس ماساژت های وحشی میگن : تومروس انا-حالا بماند که به تیمور لنگ وحشی با افتخار میگن امیر تیمور !!!!!!!!!!!!!
واقعا این ادمها انسانهای از مخ تعطیلی هستند یه خورده فکر نمی کنند که این زنیکه تومروس کی بود !!!!!!!!! تازه با افتخار هم بهش میگند انا تومروس !!!!!!!!!!!
خوب بهتره بدانیم که این تومروس مثلا انا ملکه ماساژت ها بود و جالبتر میشه که که با خصال ماساژت ها بیشتر اشنا بشیم :
خصال ماساژت ها از دید هرودوت :
متن انگلیسی : TRANSLATED BY George Rawlinson
تاریخ هرودوت –کتاب اول بند ۲۱۵-۲۱۶
In their dress and mode of living the Massagetae resemble the Scythians. They fight both on horse back and on foot, neither method is strange to them: they use bows and lances, but their favourite weapon is the battle-axe. Their arms are all either of gold or brass. For their spear-points and arrow-heads, and for their battle-axes, they make use of brass; for head-gear, belts, and gir dles, of gold. So too with the caparison of their horses, they give them breastplates of brass, but employ gold about the reins, the bit, and the cheek-plates. They use neither iron nor silver, hav ing none in their country; but they have brass and gold in abundance
از حیث لباس و طرز زندگانی ماساژت ها شبیه سکا ها هستند , سواره و پیاده جنگ می کنند , اسلحه انها تیر و کمان و نیزه است معمولا تبری نیز دارند اشیای ان ها از طلا یا مس است ان چه برای نیزه و تیر و تبر لازم است از مس می سازند کلاه , کمر و بند های لباس از طلاست .زره اسب ها را نیز از مس می سازند ولی دهنه اسب را از طلا.نقره و اهن را ابدا استعمال نمی کنند چه این دو فلز را مملکت انها فاقد است ولی مس و طلای زیادی دارند .
The following are some of their customs: Each man has but one wife, yet all the wives are held in common; for this is a custom of the Massagetae and not of the Scythians, as the Greeks wrongly say.
عادات انها از این قرار است : هر چند هر یک از انها زن جداگانه دارند ولی زنان ان ها اشتراکی اند یونانی ها می گویند که این عادت تمام سکاهاست
Human life does not come to its natural close with this people; but when a man grows very old all his kinsfolk collect together and offer him up in sacrifice; offering at the same time some cattle also. After the sacrifice they boil the flesh and feast on it; and those who thus end their days are reckoned the happiest.
ولی حقیقت این است که این عادت اختصاص به ماساژت ها دارد اگر مردی از ماساژت ها بخواهد زنی را ببیند ترکش خود را به ارابه او می اویزد حد زندگانی در نزد انها معین نیست ولی اگر کسی خیلی پیر بود تمام اقربایش جمع شده او را می کشند و در همان وقت چهار پایان مختلف را از حشم خود سر بریده و با گوشت مقتول پخته همگی ان را می خورند این نوع خاتمه عمر را انها فرجام سعیدی می دانند
If a man dies of disease they do not eat him, but bury him in the ground bewailing his ill-fortune that he did not come to be sacrificed. They sow no grain, but live on their herds, and on fish, of which there is great plenty in the Araxes. Milk is what they chiefly drink
اگر شخصی از مرض بمیرد از خوردن گوشت او خودداری کرده میت را دفن می کنند در این مورد تاسف می خورند که این شخص مرد و کشته نشد ماساژت ها بذر نمی افشانند غذای انها گوشت حشم و ماهی است که فراوان از اراکس به دست می اورند مشروب انها شیر است
The only god they worship is the sun, and to him they offer the horse in sacrifice; under the notion of giving to the swiftest of the gods the swiftest of
all mortal creatures
از خدایان فقط افتاب را می پرستند و برای او اسب ها را قربانی می کنند به جهت ان است که می گویند برای سریعترین خدا قربانی سریعترین حیوان مناسب است
[پاسخ]
راستی اقایون توررررک شما که میگن حکیم نظامی گنجوی گفته :
پدر بر پدر مرمرا ترک بود
به فرزانگی هر یکی گرگ بود
ممکنه لطف کنید ادرس این بیت نظامی رو اعلام کنید تا ما هم فیض ببریم !!!!!!!!!!!!!!!
[پاسخ]
هیتاسب پاسخ در تاريخ آبان ۱۱م, ۱۳۹۰ ۵:۰۰ ب.ظ:
درود خدمت بزرگواران من زیاد اهل صحبت و کامنت گذاشتن نیستم اما لازم میدونم سرور خویش را از چنین بزرگمردان زبان شناس که قصد دارند برای اثبات برتری خویش از ناسزا بهره میبرند اعلام کنم.
باید گفته شود که من نیازی به ناسزا گویی وشتم ندارم فقط میخواهم اطلاعاتی را بدهم :
۱٫در جواب دوستی که پارسی را افغانی مینامند:شما عزیز یا تاریخ نخواندهای یا خود را به ندانستن زده ای به طور خلاصه که زبان دری و پشتو ریشه ای از زبان پارسی است که در نتیجه ی ترکیب با مغولی ، روسی و انگلیسی ایجاد شده و با تمام احترام برای این زبان باید بگویم که این زبان ریشه زبان پارسی نیست که ناسزا به آن به زبان پارسی بازگردد همانطور که در تمام دنیا این اتفاق رواج دارد آیا نمونه ای برتر و واضح تر از انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی وجود دارد.
۲٫دوست دیگر زبان ترکی را اصیلتر وقدیمی تر از پارسی می دانستند در حالیکه اگر باز هم به تاریخ رجوع شود خواهید دید که زبان ترکی کنونی در زمان خلفای عباسی هنگامی که مغولان از شرق ایران به غرب آمدن در نتیجه ی تر کیب با زبان پارسی ، عربی و اروپایی ایجاد شد و دوستی که ادعا داشتند در حد نیمی از ایتالیایی ترکی است بای بگویم شما امار را وارونه دیده اید زیرا زبان رومی بسیار کهن تر از این حرفها است و در حدود نیمی از زبان ترکی ایتالیاییست.
۳٫و در آخر باید بگویم که اولین مردمان یکتا پرست ایرانی ها بودند هیچگاه سر در مقابل پلیدی پایین نیاوردند و تا اخرین نفس در مقابل ظلم جنگیدند من کردها،لرها،آذریها،گیلکیهاو…تمام اقوام را میستایم که همواره نام ایران وایرانی را سربلند دانسته اند و این بحث ها را بی نتیجه میدانم چون هرکس که کمی آگاه باشد میداند تمام اینه لهجه ، گویش و گویشهایی از همان زبان اصیل پهلوی است که به خاطر کم دقتی ما رو به فراموشی است واضح است که چه تفکری پشت این بحث هاست و چرا ما کاری کنیم تا کوروش بزرگ از پارس ها بابک خرم دین از آذری ها و فریدون پاک سیرت از کردها جدا شود مگر نخوانده اید که در حمایت بابک خرم دین از شیراز مرکز پارس ها به کمک او شتافته شد. قبول این نکته پارسها و ترکها و اعراب سابقه خصومت های طولانی از قبل تاریخ دارند اما هیچگاه باعث نشده بود که اذری های ایران به خاطر شباهت زبانی با ترکان از آنها حمایت کنند و یا حتی اعراب جنوب ایران….
زنده باد پارس و اذری و کرد و لر و عرب ارمنی و….ایرانی
[پاسخ]
یک ایرانی پاسخ در تاريخ آبان ۱۸م, ۱۳۹۰ ۹:۲۲ ب.ظ:
سلام دوست گرامی
من با دیدگاهتون صد درصد موافقم . لطفا سوء تعبیر نشه من نژادپرست نیستم فقط من مخالف صد درصد جعل تاریخم حالا می خاد از طرف هرکی باشه . چه پارس چه ترک چه کرد چه لر و….. هیچ فرقی برام نداره که چه کسی تاریخ رو جعل می کنه من با تمام وجود و تا نفس در سینه دارم با جعل تاریخ مبارزه خواهم کرد چون این جعل تاریخ رو بر خلاف امنیت ملی کشورم میدونم .
در مورد هموطنان اذربایجانی بحث من اینه که یه عده جاعل تاریخ دارند از احساسات پاکشون سوء استفاده می کنند و برای انها تاریخی دروغین یا تاریخی جدا از سایر ملت ایران در درست کنند .نمونه اش ملکه ای جعلی به نام تومروس که ریس ماساژت ها بود براشون درست کردند که جوان اذربایجانی بدون اینکه بدونه تومروس کی بود به اون میگه تومروس انا (خصال این ماساژت ها که ریس انها همین تومروس بود رو می تونید در تاریخ هرودوت –کتاب اول بند ۲۱۵- ۲۱۶ ببینید) این نمونه ای از جعل تاریخ برای جوانان اذربایجانی است به نظر شما باید با این جماعت چه کرد ؟
دوست گرامی من با این پروژه ملت سازی برای اقوام ایرانی مخالفم ملت پارس ملت کرد ملت لر ملت ترک و …. دیگه چیه ؟در این کشور فقط یک ملت داریم و ان هم ملت بزرگ ایران است
و اما در مورد واژه افغانی بد نیست بدانیم که افغانی کیست ؟
افغانی به اقوام پشتون زبان گفته میشود این اقوام که مسکن اصلی شان در اطراف کوهای سلیمان در پاکستان امروزی بود به تدریج که جمعیتشان زیاد شد با کمک روس و انگلیس بخشهای شرقی خراسان شامل دو ایالت مهم هرات و بلخ و بخشهای شرقی سیستان را به اشغال خود در اوردند و پس از اینکه با بی عرضگی دولت قاجار این بخشهای مهم از ایران جدا شد و اقوام پشتون زبان بر ان مسلط شدند و با توطعه روس و انگلیس کشوری من دراوردی به نام افغانستان ایجاد شد , تمام باشندگان ان اعم از پارس- ترکمن- ازبک- هزاره مجبور شدند بنا به فشار پشتونها خود را افغانی بنامند و اما در مورد افرادی که در کشور ما بنام افغانی نامیدهمیشوند حداقل ۹۵ درصد اینان همان پارسی زبانانی هستند که هویت ایرانی خود را فراموش کرده اند و وظیفه ماست به اینان بفهمانیم که اینان افغانی نیستند و اینان ایرانی هستند.
ای کاش که بیشتر بخوانیم ….
موفق باشید
[پاسخ]
سلام
قصد توهین ندارم
البته ترکهای ایران که اینقدر میگن آذربایجان آذربایجان اول برن با اون معلومات فوق العادشون در مورد اذزبایجان یکم تحقیق کنند که اسم این منطقه از اول آذربایگان بوده است.
واقعا متاسفم برای روانشاد احمد کسروی که اینقدر از شما ها حمایت کرد.
شما الگوتون همون توپال شاه ست که خیلی هم برازندتونه.
[پاسخ]
من فقط یه سوال از دوستان دارم اونایی که به خواسته های ترک ها میگن غیر منطقی از جمله داشتن مدرسه به زبان مادری به این فکر کنن که اگه مجبور باشن مثلا به زبان فرانسوی درس بخونن چقدر میتونن موفق باشن فکر کن تا ۷ سالگی فارسی باشی بعد بخوای به زبان فرانسه درس بخونی شماها نمیتونین درک کنین آموزش و تفهیم مطالب به فارسی برای یک بچه ی ترک چقدر مشکله و در بیشتر مواقع بیشتر مطالب رو متوجه نمیشن یعنی کسی حق نداره علم رو به زبان خودش آموزش ببینه تا از آموزشش لذت ببره و بتونه خودشو به مراتب بالای علمی برسونه؟! مخصوصا این مشکل در روستاهای ما به مراتب بیشتره و باعث ترک تحصیل میشه مگه در آمریکا یا کانادا یا اروپا و یا چین همه از یک نژاد و قومن و همه به یک شکل تعلیم میبینن؟من جدایی طلب نیستم اما میگم ما هم میتونیم کشورو ایالتی کنیم مثل اکثر کشورهای چند ملیتی و در عین حال موفق و میتونیم از چن روش برای آموزش استفاده کنیم خواهر من وقتی پایان نامه ی phd شو در رشته ی داروسازی و گرایش شیمی دارویی مینوشت با اینکه تسلط ۱۰۰% به زبان انگلیسی داشت همش ازین گله میکرد که مجبوره به ترکی فکر کنه و به علت آموزش زبان انگلیسی به واسطه ی فارسی تفکرشو به فارسی ترجمه کنه و بعد اونو به انگلیسی برگردونه شما بگید این انصافه؟باشه زبان رسمی در این حکومت فارسی باشه اما آموزش ما ترکی باشه و در کنارش همانند انگلیسی فارسیروهم تعلیم ببینینم نه اینک کل اموخته هامون به فارسی باشه
[پاسخ]
سلام به همگی، اولا به فرض شما ثابت کردین که اصیل ترین ، چه دردی از جامعه رو دوا می کنه؟دوما هدفتون چیه که به جون هم افتادین؟ سوما اگه میگین جامعه رو فارسا یا ترکا خراب کردن چرا شما کاری نمیکنیددرست شه؟ میگین قدرت دست فلان گروهه؟یا احتمالا اونا نبوغشون زیاد بوده که تونستن قدرتو تو دست بگیرن یا شما خودتون خواستین اینجوری شه یا اصلا حالشو نداشتین یا نه حالشو داشتین ولی کار داشتین. اگه ظلمی بهتون شده چرا حقتونو نمیگیرین ؟ فقط بلدین به همدیگه فحش بدین.
به نظرم خبه یه کم فکر کنین که چرا اینجوری شده که شما اینقدر راحت به همدیگه فحش میدین.
تاریخ خوب وبد زیاد داشته وهنوزم هست و خواهد بود و اینکه وضع شما تواین دوره ها چجوری باشه بستگی به خودتون وتاثیری که رو اطرافیان میدارین داره. هیچی هم با حرف و توهین به دیگران درست نمیشه.
به نظر من خوبه درباره اصالت خودتون تحقیق کنین ولی برا چی می خواین بدونین که اصالتتون چیه؟برا به رخ هم کشیدن؟
هم از داخل هم از خارج همتونو با این اصالتتون به بازی گرفتن و خودشون هر کاری که دلشون بخواد میکنن.
در ضمن با کردا کاری نداشته باشین که کوتا نمیان.
قربان شما یه بشر
[پاسخ]
سلام به همگی، اولا به فرض شما ثابت کردین که اصیل ترین ، چه دردی از جامعه رو دوا می کنه؟دوما هدفتون چیه که به جون هم افتادین؟ سوما اگه میگین جامعه رو فارسا یا ترکا خراب کردن چرا شما کاری نمیکنیددرست شه؟ میگین قدرت دست فلان گروهه؟یا احتمالا اونا نبوغشون زیاد بوده که تونستن قدرتو تو دست بگیرن یا شما خودتون خواستین اینجوری شه یا اصلا حالشو نداشتین یا نه حالشو داشتین ولی کار داشتین. اگه ظلمی بهتون شده چرا حقتونو نمیگیرین ؟ فقط بلدین به همدیگه فحش بدین.
به نظرم خبه یه کم فکر کنین که چرا اینجوری شده که شما اینقدر راحت به همدیگه فحش میدین.
تاریخ خوب وبد زیاد داشته وهنوزم هست و خواهد بود و اینکه وضع شما تواین دوره ها چجوری باشه بستگی به خودتون وتاثیری که رو اطرافیان میدارین داره. هیچی هم با حرف و توهین به دیگران درست نمیشه.
به نظر من خوبه درباره اصالت خودتون تحقیق کنین ولی برا چی می خواین بدونین که اصالتتون چیه؟برا به رخ هم کشیدن؟
هم از داخل هم از خارج همتونو با این اصالتتون به بازی گرفتن و خودشون هر کاری که دلشون بخواد میکنن.
قربان شما یه بشر
[پاسخ]
پیوندهای عاطفی شهریار با مام میهن
یکی از بزرگترین ویژگیهای شهریار که موجب شده آثارش در میان شاعران معاصر از جایگاه ویژهای برخوردار باشد، استقرار او در جایگاه «بزرگترین شاعران دو زبانه تاریخ ادبیات ایران» است. شهریار که از سلسله شاعران فارسیگوی آذربایجان است، به دلیل تسلط ماهرانه به زبان فارسی و پیوند آن با ظرایف آذری، شایسته دریافت این عنوان شده است. در این میان دیوان شهریار منبع مهم و قابلتوجهی برای بازتاب عاطفههای میهنی اوست. شهریار در جای جای آثارش از مام میهن یاد میکند و مقام ایران را گرامی میدارد.
بخش قابل توجهی از سرودههای شهریار، مربوط به آن دسته اشعاری است که در آنها عواطف میهنی و دلدادگی شاعر به ساحت مام میهن متجلی شده است. وطن شاعر (= ایران) در شعر او از جایگاه والایی برخوردار است و اگر چه گستره ارادت غزلسرای معاصر به وطن به سالیان دوره حاکمیت هخامنشیان و کوروش باز میگردد، منتها بخوبی پیداست که علاقه و شیفتگی شهریار به ایران پس از اسلام، بسیار مشعوفانه است. به عبارتی گاهی گذشتههای بسیار دور توجه، شاعر را به خویش میخواند و او را مفتون عظمت و شکوه دوران باستان میسازد، لیکن با یادآوری اینکه ایران با آغوش باز و سویدای دل، دین اسلام را پذیرفت، بر ایرانی و مسلمان بودن خویش میبالد و نیش دوری از آن عظمت ظاهری با مشاهده نوش صبغه اسلامی ایران فراموش میکند.
یک نکته بسیار مهم پیرامون اشعار میهنی شهریار، توجه او به اسلامیت ایران است. به جرأت میتوان گفت وطن در اندیشه شهریار و در وادی شعرهای او، رنگ و بوی کاملا شیعی دارد. در نظام فکری و ادبی شهریار، مذهب ایرانی (= اسلام) و ایران مذهبی (= امالقرای اسلام) از جایگاه ویژهای برخوردار است. پر واضح است که قالب قصیده و مثنوی بیش از ظرف غزل، مجال انعکاس چنین ایدههای اجتماعی را دارد. در شعر شهریار هم، اگر غزل بیش از همه، در خدمت اشعار عاشقانه و گاهی عارفانه او قرار گرفته، این قصیدهها و مثنویهای اوست که منعکسکننده دیدگاههای اجتماعی و گاهی سیاسی او شده است.
شهریار در پاسخ به دعوت یکی از دوستانش که او را برای اقامت در اروپا دعوت میکند، ضمن رد دعوت او، زبان به نصیحت گشوده، میگوید:
جان من بازآ به جای خود که جانان پیش ماسـت/مدعـی آرایش تن میکنــد، جــان پیش ماسـت/ بــا چــراغ علـم راه بتپرسـتـــان میرونـــد/ کعبــه چشـمانداز ما و راه ایمــان پیش ماسـت/ آفتاب حکــمت از مشــرق به مغــرب میرود/ چشمـه زاینـده اشــراق و عرفـان پیش ماسـت (دیوان شهریار، ج۱، ص ۲۹۳)
شاعر شیرینسرای معاصر، در یکی دیگر از قصاید خود با عنوان اتمام حجت ضمن یادآوری لزوم حفظ وحدت ملی ایران، خاطرنشان میسازد که جاودانگی کشور، در طول سدههای پیشین مدیون حفظ معنویت و اتحاد بوده است:
دستی به اتحــاد برآریــد و عـدل و داد/ با دست اتحـــاد تــوان دادِ عـــدل داد/ ایـران به معنــویت جاویــد زنــده بـود/ این زنده مرده است که آن مرده زنـده باد (دیوان، ج ۲، ص ۹۸۱)
وی در جایی دیگر با تأکید بر تلاش جوانان و لزوم «غریدن» آنها، آبادی و عمران وطن را در گرو ایجاد «یک جنبش اساسی» در این کشور میداند:
پیــام من به گــردان و دلیــران/ جوانـان و جوانمــردان ایـــران/ یکی غریدنم باید که چون رعـد/ کند آشفتــه خواب نره شیــران/ یک جنبش پدیــد آیـد اساسی/ در این کشور مدارش با مدیران (دیوان، ج۱، ص ۳۴۴)
سپس ضمن پافشاری بر اینکه پیکار و جانبازی در راه میهن، به آغوش کشیدن عروس فتح را ـ ولو در حال شهادت ـ به دنبال دارد، اظهار میکند که اگر دشمن خون شاعر را بر زمین بریزد، کلمه ایران نقش خواهد بست:
خوشــا پیــکار جانبــازان میهــن/ در آغـوش عروس فتــح، میـــران/ گرم خون ریخت دشمن، شهریـارا/ به خون دانی چه بندم نقش، ایـران (همان، ۳۴۷)
بسیاری از اشارات شهریار به ایران مربوط به آن بخش از شعرهای اوست که به طور مستقیم یا غیرمستقیم، سخن در تکریم و اعزاز آذربایجان ـ که به نظر شاعر جزو لاینفک ایران است ـ میباشد.
آذربایجان در اندیشه شهریار، بسیار مهم است، بههمین دلیل، هر موقع هجومی از جانب دشمن کشور را تهدید کند، این آذربایجان است که باید بیش و پیش از همه خود را آماده دفاع و فداکاری کند.
روز جانبــازیست ای بیچــاره آذربایجــان/ سر تو باشی در میان هر جا که آید پای جان/ هر زیـانی کو قضـا باشــد به ایران عزیــز/ چونتو ایران را سری، بیشت رسد سهمزیان (دیوان، ج۱، ص ۳۵۱)
شهریار آذربایجان را اگرچه بلاگردان ایران و حافظ و پاسدار کاخ استقلال این مرز و بوم میداند، در عین حال اگر انتقادی نیز دارد، آن را به صراحت باز میگوید:
ای بلاگردان ایران سینه زخمی به پیش / تیـر باران بلاباز از تو میجویـد نشـان/ کاخ استقلال ایـران را بلا بارد به ســر / پایدار ای روز بـاران حـواث نــاودان/ دیگرانرا مژده راحت رسد از هر طرف / با تو عرضتسلیت همکسنیارد در میان (دیوان، ج۱، ص ۳۵۲)
شاعر با اشاره به اینکه آذربایجان خاستگاه زرتشت پیامبر است، مردم این دیار را از نژاد آریا میداند و نسبت به اشاعه سخنان تفرقهانگیز که بوی تهدید و تجزیه از آنها به مشام میآید، هشدار میدهد و خطاب به آذربایجان میگوید:
تو همــایون مهـد زرتشتی و فرزندان تو / پــور ایـراننـد و پاکآئیـن نـژاد آریــان/ اختلاف لهجــه ملیـت نزایــد بهـر کس/ ملتـی با یک زبان کمتـر به یـاد آرد زمان/ گر بدین منطق تو را گفتنـد ایرانی نـهای/ صبح را خوانند شام و آسمان را ریسمان (همان)
شهریار شعر فوق را «جوش خون ایرانیت» خویش میداند و میگوید:
این قصیدت را که جوش خون ایرانیت است/ گوهرافشـان خواستم در پای ایــران جــوان/ شهریــارا تا بـود از آب، آتــش را گزنـــد/ بــاد خـاک پـاک ایــران جـوان مهــد امـان (دیوان، ج۱، ص ۳۶۵)
شهریار در شعر بلند «فردوسی» که در بخش «مکتب شهریار» دیوانش درج شده، با بیان اینکه ایران «کشور یادهای یک قوم اصیل» است، عظمت تاریخی سرزمیننمان را یادآور شده میگوید:
در قعر هزار ساله غار قرون/ از کشور یادهای یک قوم اصیل/ کانجا غرق غرور قومیت اوســت/ یک منظره شکوهمندی خفته است/ یک دورنمای دلفروز تاریخ/ ایران قدیم! (دیوان ـ ج۳، ص ۱۱۱۵)
شهریار، فردوسی را پیکره غرور ملیت ایرانی و خلاق غرور قومیت ما میداند و او را فرمانده جنگهای فرهنگی ایرانزمین معرفی میکند:
توفنده از او حمیت و احساسات/ داننده راز انفجار کلمات/ افتاده به روی نقشههای جنگی/ فرمانده جنگهای فرهنگی ماست/ خلاق غرور قومیت ما/ او شاعر ایدهآل ما فردوسی است (دیوان، ج۲، ۱۱۱۶)
قلم فردوسی در نظر شهریار، کار هزاران جنگجو میکند و بدینسان از کاخ بلند فارسی مراقبت میکند:
او شاعر قهرمان ما فردوسی است/ او را قلم آن کرد که شمشیر نکرد…/ او کاخ زبان پارسی کرد بلند…/ او شاعر ایدهآل ما فردوسی است/ تصویر کند عشق و فداکاریها/ والامنشیها و فداکاریها/ تصویر کند مفاخر ایران را… (همان، ص ۱۱۱۸)
و در پایان، چنین عظمت فردوسی و شاهنامه ـ این تاریخ منظوم ایران ـ را یادآور میشود:
دنیا همه یک دهن به پهنای فلک/ بگشوده به اعجاب و به تحسین تمام/ با هر چه زبان و ترجمان دل و جان / در گوش تو با دهان پر میگویند:/ فردوسی و شاهنامه جاویدانند… (همان، ۱۱۲۱)
بخش مهمی از اشعار میهنی و به اصطلاح «ایرانیات شهریار» مربوط به آن شعرهایی است که در ردیف «ادبیات حسرت» میگنجد. شهریار هر کجا از قفقاز و سرزمینهای ایرانی آن سوی ارس که بر اثر بیلیاقتی شاهان ناتوان و در پی انعقاد عهدنامههای سیاه گلستان و ترکمانچای به اشغال روسیه درآمد، سخن به میان میآید، بیاختیار عنان از دست میدهد و زبان اشک و دریغا گویی به تکلم وا میدارد.
اوج «قفقازیه»های شهریار در اشعار ترکی آذری اوست، منتها در شعرهای فارسی نیز به ویژه در مثنوی «افسانه شب» بخش «شبیخون»، شاعر با تصویرآفرینی فوقالعاده قوی، هجوم لشکر روس و دفاع مردم آران را از خاک ایران به نمایش میگذارد، به گونهای که آدمی خیال میکند شهریار درست در شب حمله روس به ایران در صحنه حاضر بوده و آن نبردها را به چشم دیده است.
شهریار با اشاره مستقیم به حملات روس که طی آن ایلات آران، با سلاح سنگ و چوب و بیل و کلنگ در مقابل سپاه تا بن دندان مسلح روس دفاع میکنند، تنها مورخی است که از نقش قهرمانانه زنان آرانی در مبارزه با دشمنان روس سخن میگوید. صاحب این قلب که اندک مطالعهای در زمینه تاریخ هجوم روس به ایران داشته، در کتابهای تاریخی در بیان دفاع زنان ایران در مقابل لشکر تزار سطری ندیده است، جز مثنوی شبیخون شهریار:
دیــده آن سیـل شبیخـون سپاه/ چـون بلایـی کـه ببـارد ناگـاه/ بیسـلاحی ز هنــر داشـته بـاز /دسـت ایـلات رشیــد قفقــاز/ فـوج قــزاق بـه فــرمان تـزار/ رو نهــاده اسـت بـرای تـاتـار/ ایل بیاسلحـه شــایـان دریــغ/ تنبهتن جنگد و با خنجر و تیغ/ آن هجومش همه با توپوتفنگ/ وین دفاعش همه با بیل وکلنگ/ شیـرزنها چـو گـوزن گسـتاخ/ کــه دل شیــر بدرد بـا شـاخ/ بیـل بر دوش به پشت شوهـر/ سینـﺔ عـاج بــدو کـرده سپــر/ دختــران زلف پریشــان از باد/ چون غزالان که رمنـد از صیـاد/متــواری همـه در کوه و کمــر/ سنگ بارنــد عــدو را بر ســر/ مادری نعــش پســر در آغوش/ چنگ در رخ زده و رفته ز هوش/ دختــری ســر به بـر نامـزدش/ همسـری کـرده به خواب ابدش
و سرانجام قفقاز به شیری خوابیده و روس به گرگی درنده شبیه میشود که بر اثر سهلانگاری و خواب بیموقع چوپان بیعرضه (شاهان قاجار)، شیر، اسیر گرگ میشود و قفقاز این چنین از خاک ایران جدا میشود:
گـله گـرگ به مکــر و تزویــر/ شیــر خوابیـده کنـد غافلگیــر/ گـویی آنهـا کـه فـرا میرفتنــد/ گـاه برگشتــه چنیـن میگفتنـد:/ الـوداع ای افــق روشــن و بـاز/ شهــره گهـــواره گیتــی قفقــاز/ ای کـه تا بازپسین تیـر و تفنـگ/ بــود بـا دشمـن ایـرانت جنـگ/ تـا دلیــران تـو در خـون نتپیــد/ پـای دشمن بـه دیـارت نرسیــد/ چـونـی ای کشــور آزاده اسیــر/ چونی ای شیــر ژیان در زنجیــر!
شهریار همچنین در قطعه «شیون شهریور» از زبان خورشید عالمافروز که رخ بر خاک آذرآبادگان سائیده است، از مام میهن اینگونه دلجویی میکند:
ای وطـن آمـده بـودم بـه سـلام نـوروز/ مگــرم کوکـب اقبـال تـو تابــد پیــروز/ آمـدم در پـی آن کوکـب آفـاقافــروز/ لیکاز اینغمکدهرفتمهمهدرد و همهسوز/ دگر ای مادر غمدیـده به خون زیور کـن / جشـن نوروز بهل، شیــون شهریور کـن
در این قطعه شعر، در تبیین منظور شهریار از ماجرای «شهریور» هم میتوان به مساله اشغال ایران توسط متفقین و هم مساله «اعلام موجودیت فرقه دموکرات آذربایجان» که هر دو حرکت اشغالگرایانه در شهریور ماه اتفاق افتاده است، اشاره کرد.۱
او در قطعه دیگری نیز که با عنوان «مهمان شهریور» سروده، به بیرون رفتن قوای اشغالگر شوروی از خاک ایران در سال ۱۳۲۵ اشاره میکند و از خروج «مهمان ناخوانده» شادمانی مینماید:
خوانبهیغما بردهآنناخواندهمهمانمیرود/ آن نمکنشناس بشکسته نمکدان میرود/ از حریـم بوستـان بـاد خـزانی بستـه بار/ یـا سپـاه اجنبـی از خاک ایــران میرود/ قحط و ناامنی و بیماری و فقر آوردهاست/ گو بماند زخم، باز از سینه پیکان میرود (دیوان، ج۱، ص ۲۹۸)
البته احساس وطندوستی و مبارزه با استبداد و خونریزی، در اندیشه شهریار جنبه جهانی دارد و محدود به ایران نیست. قطعه شعرهای قهرمانان لینگراد، پیام به اینشتین، پیام دانوب به جامعه بشر و… بازتاب دیدگاه جهانی شهریار در راستای حس وطنپرستی و ابراز عواطف میهنی است.
در بررسی اشعار میهنی شهریار، اشعار ترکی آذری او نباید فراموش شود. چرا که بخش مهمی از شعرهای او که در مضامین اجتماعی و وطن سروده شده به زبان مادری اوست. یکی از مهمترین سرودههای شهریار اشارتی مستقیم به جدایی سرزمینهای ایرانی قفقاز و تجزیه خاک ایران دارد، قطعه شعری است که خطاب به محمّد راحیم شاعر قفقازی سروده است:
ایگیتلر یوردو قفقازیم، سنه مندن سلام اولسون/ سنیـن عشقینـدن ایراندا، هنوز صبری تالان واردیر/ آنام تبریـز منه گهوار ده سویلردی: یاوریم بیـل!/ سنینقالمیشاوتایدا خال لیتئل لیبیر خالان واردیر/ آراز دشمن الینده بیر قلیچ تک اورتانی کسـدی/ اونون اولادی وارسا بیل، سنی یاده سالان واردیر۲
شهریار در بیت پایانی این غزلواره از اینکه قفقاز اسیر حاکمیت کفر شده، ناراحتی خود را بیان و به شاعران آن سوی ارس توصیه میکند که مراقب مقاصد شوم روسها باشند:
بیزی کفر اهلی استرسه، یکون چاتماق اوچون ایستر/ بیـزه بونلاردان آرتیق قالسـا بیر یرتیق پالان واردیـر۳
شاعر ایران که در شعر دیگری برای سلیمان رستم از شاعران معروف قفقاز سروده، از جدایی برادران ایرانی و اسارت ایرانیان قفقازی در چنگال بیگانگان ناله سر میدهد:
آغ گویر چین نه روا دیر، کی ایشیقلیق قوشو، سنتک/ یاتـا بایقـوش یـوواسینـدا، قـالا خفـاش آر اسینــدا۴(دیوان ترکی شهریار، ص ۸۴)
شهریار در قطعه دیگری که خطاب به یکی از اقوام خود به نام میرابوالفضل حسینی متخلص به «حسرت» که در زمان فروپاشی فرقه دموکرات آذربایجان (۱۳۲۵ شمسی) به همراه عدهای دیگر از ایران متواری شد، سروده، از خوردن فریب شیطان و افتادن در دام تجزیهطلبها و بیگانهگراها بر حذر میدارد و میگوید:
جاهللیقدا تو را دوشـن چـوخ اولار/ مظلوملارین آهی بیـر گون اوخ اولار/ قیـش یاخینلار تور آتانلار یوخ اولار/ ظلمـون دگـر، اورگـی نیـن باشینــا / آوچـی قویـار باش یهـرین قاشینــا/ یازیق جوان شیطانیگورجک چاشار/ یولدان چیخیب بولودلی داغلار آشار/ حقی تاپان خضـر اولی مینلر یاشـار/ نه یاخشی دیـر الله سوزون اینانماق/ بلا لـرده صبــر ائـلهیب، دایانمـاق۵ (دیوان ترکی شهریارـ ص ۵۷)
شهریار ضمن دعوت به بازگشت شاعران و هموطنان فراری برای آمدن به خاک وطن اینچنین در بیت دیگری میگوید:
وطندن آیری دوشـن اولادیم قاییت وطنـه/ قایین کی گوز یولاتیکمیش آنا قایتدی سنه۶ (همان، ص ۹۰)
شهریار همچنین در یک موضعگیری بسیار آگاهانه، در پاسخ به عدهای کمونیست که شاعر بزرگ ایران را از سرودن شعر فارسی بر حذر میداشتند، میگوید:
دنین آذر ائلینین بیر یار الی نیسگیلی یم من/ نیسگیلاولسامداگولومبیر ابدی سویگلییممن/ ائل منی آتسادا اوز گولشنیمین بولبولییم من/ ائلیمین فارسیجادا در دینیسویلر دیلییم من/ ابدیت گولویم من۷(دیوان ترکی شهریار، ص ۷۲)
سخن در این وادی را با بیان مؤخرهای پیرامون اشعار ترکی شهریار به پایان میبریم:
شهریارشناسان معتقدند این شاعر بزرگ زمانی به سرودن شعر ترکی آذری اقدام کرد که به مقام والایی در شاعری دست یافته بود. او را در کشور میشناختند و سخنانش زبان به زبان میگشت.
به گواهی تاریخ زمانی که هنوز مجموعه کمنظیر «حیدربابایه سلام» شهریار و دیگر اشعار ترکی آذری او سروده نشده بود، در مراسم بزرگداشتی که در دانشگاه تبریز برای شهریار برپا شد، دانشجویان و حتی مردم عوام برای دیدن شهریار، سر و دست میشکستند.
دکتر علیاکبر ترابی که تحقیقات ارزندهای در جامعهشناسی شعر شهریار دارد، معتقد است: «دیوان اشعار فارسی شهریار تأمینکننده نخستین مرحله از اشتهار شاعر به عنوان غزلسرایی بزرگ و اشعار حیدربابا فراهم آورنده بلندآوازگی او در نیمه دوم حیات است».۸
روانشاد دکتر محمود پدیده استاد فقید دانشگاه تبریز نیز مینویسد: «شهریار بر خلاف اکثر ترکان پارسیگوی که کاملا ترک بودنشان در شعر محسوس است، چون با اصطلاحات زبان فارسی آشنایی دارد، اگر کسی با او سابقه معرفت نداشته باشد، نسبت ترک بودن به او نخواهد داد…».۹
میتوان چنین نتیجه گرفت که تلاش عدهای در معرفی شهریار بدین صورت که او تنها با سرودن اشعار ترکی به عنوان شاعر بزرگ در کشور مطرح شد، حرکت بیهودهای بیش نیست. یکی از این افراد میگوید: «شهریار را منظومه حیدربابا شهریار کرد. قبل از آن اگر نامی داشت(!) در ردیف چند شاعر خوب زمان بود و عدهای(!) ادبدوستان درکش میکردند و نامش را میبردند. در بین عوام شهرت چندانی نداشت. ولی با انتشار این مجموعه، آتشفشانی شروع به فوران کرد…».۱۰
همین فرد در یک نتیجهگیری ابتدایی دیگری میگوید که منظومه بلند و کمنظیر حیدربابا «به تقاضای عمه و عمهزادگان» شهریار که زبان فارسی نمیدانستند سروده شده است. این فرد میگوید: «منظومهای که برای خاطر فهم عمه و عمهزاده… به زبان محاورهای و ساده و بدون پیرایه سروده شده بود، شاهکاری از آب درآمد…».۱۱
این در حالی است که رویکرد استاد شهریار به شعر ترکی، علیرغم برخی از شاعران چپگرای همدوره وی «به دور از اغراض سیاسی» و اهداف حزبی بود و این گونه است که «طرح حزب کمونیست شوروی برای اعطای جایزده ادبی لنین به شهریار با هوشیاری شاعر با شکست مواجه شد».۱۲ توجه شهریار به عنوان یک ایرانی دوستدار وطن، به شعر ترکی، تنها از راه عشق به احیای زبان مادری بوده است. پس میتوان گفت که چهره ادبی شهریار از دو نیمرخ شعر فارسی و شعر ترکی آذری تشکیل یافته است. هر دو سوی این نیمرخها، صورت زیبا و دلنشین «شهریار ایران» را تشکیل میدهند.
شهریار حتی به حدی مراقب نیفتادن در دام بیگانهگرایان بود که در مصاحبهای میگوید: «لهجه ترکی ما با سایر لهجههای زبان ترکی متفاوت است. من سعی میکنم به لهجه تبریز بنویسم. برخی لغات ترکی هستند که… ترکهای ایران آن را نمیدانند… تا حدی که برایم مقدور است از این لغات استفاده نمیکنم».۱۳
شهریار این مصاحبه را چنین به پایان میبرد: «ترکی، فارسی، عربی هیچیک به تنهایی نمیتوانند وجود داشته باشند. زبانها همه بر یکدیگر وابستهاند و هر یک به نحوی نقصی دارند… مهم این است که نباید تعصب داشت».۱۴
یلدا رنجبر خراسانی
پانوشتها:
یلدا رنجبر خراسانی در بجنورد تولد یافت. وی از دوران نوجوانی با راهیابی به محافل ادبی حوزه خراسان، در مکتب نویسندگان و شاعران بزرگی چون استاد صاحبکار و… به آموزش پرداخت و در تحکیم پایههای شعر و نثر خویش کوشید. رنجبر سال ۱۳۷۹ خورشیدی در دانشگاه تربیت معلم آذربایجان پذیرفته شد و درجه کارشناسی زبان و ادبیات فارسی را اخذ کرد. او در تبریز ماندگار شد و با تألیف مقالات و یادداشتهای ادبی ـ تحقیقی در مطبوعات محلی آذربایجان درخشید. این روزنامهنگار ادبی ـ دینی با حضور در مکتب تبریز، جریان فرهنگ خراسان بزرگ را در آذربایجان پویایی بخشیده و در حال حاضر سرمقالههای دینی قدیمیترین روزنامه آذربایجان «مهد آزادی» را مینویسد. ۱- فرقه دموکرات آذربایجان به دستور استالین و به طور مشترک توسط میرجعفر باقراف و میرجعفر پیشهوری در دوازدهم شهریور ۱۳۲۴ به طور علنی و با انتشار بیانیهای اعلام موجودیت و در ۲۱ آذر ماه همان سال به طور رسمی با افتتاح مجلس به اصطلاح ملی! آغاز به کار کرد. ۲- ای سرزمین قهرمانان، قفقاز سلام بر تو! در عشق تو هنوز بسیاری در ایران سرگردان و پریشانحالند. مادرم تبریز زمانی که من در گهواره بودم، میگفت: فرزندم، بدان که تو در آن سوی ارس خالهای زیبارو داری… ارس چون شمشیری به دست دشمن، میانه ما را برید و از هم جدا کرد. اگر او نیز فرزندانی دارد، بداند که تو نیز در یاد مایی و فراموش نشدهای. ۳- اگر اهل کفر به ما اظهار تمایل کنند، بدان که برای بهرهگیری و نیل به مقاصد شوم خود این کار را میکنند. بدانید که برای ما از اینها بیش از یک پالان کهنه و پاره نخواهد ماند. ۴- ای کبوتر سپید، تو که مرغ روشناییها هستی، چه رواست که در لانه جغد منزل کنی و در میان خفاشان (= زمامداران کمونیست) زندگی نمایی؟ ۵- در جوانی خیلیها به دام میافتند. زمستان از راه میرسد و اثری از گسترنده دام و صیادها نمیماند. یک روز آه و ناله مظلومان به تیری تبدیل میشود و قلب ظالم را نشانه میرود و صیاد سر بر زین مینهد. جوان با دیدن شیطان از راه به در میرود. راه را گم کرده و سر به کوههای مهآلود مینهد. (اشاره به فرار از ایران) هر کس مؤمن به حق شد، عمر جاوید یابد. پس چه بهتر است سخن حق را قبول کنیم و در برابر بلایا صبر نماییم. ۶- ای فرزندی که از دامان مام میهن دور افتادهای، به زادگاهت بازگرد. بازگرد که مادر چشم به راهت نیز بازگشته است. ۷- گفتنی که من حسرت زخمدیده مردم آذربایجانم. اگر حسرت هم باشم ای عزیز، معشوق و عزیز هم هستم. اگر حتی مردم مرا از خود برانند، من بلبل داستانسرای ایرانم. من شاعری هستم که به زبان فارسی نیز دردهای جامعهام را بازگو میکنم. من گل ابدی هستم. ۸- گامی در راستای شهریارشناسی، ص ۱۶٫ ۹- همان، ص ۷۸ ۱۰- همان، ص ۱۵۱ ۱۱- همان، ص ۱۵۰ ۱۲- شهریار و شعر ترکی، علیاصغر شعردوست، ص ۱۰ ۱۳- گفتوگو با شهریار، جمشید علیزاده، ص
[پاسخ]
واقعا متاسفم که بدون مطالعه و صرفا از روی تعصب و اعتماد کورکورانه به عده ای خاص با مطامعی خاص، مرد بزرگی چون کسروی را مورد بی مهری قرار می دهید.
اگر کسروی مطلبی گفته که به هر دلیلی درست یا نادرست باب میل شما نیست لااقل با احترام یادش کنید و منصفانه نقدش.
کافی است چند تا از کتابهای این ابر مرد تاریخ ایران را صرفا مرور مختصری کنید تا ببیینید که چه خدمت بزرگی به فرهنگ ایران کرده و اگر کشته نمیشد شاید وضع ما الان این نبود.
دروازه شهر علم را شک نام است. باورهای خود را از این دروازه بگذرانید.
[پاسخ]
salam man be hame bebenen shoma farsi zaban ha az vojod torka zende ed ??????????????????>>>>>>>>>>>
[پاسخ]
در مورد تاریخ وزبان تاریخدانها و محققین و زبانشناسها نظراتشونو دادن من اهل توهین کردن نیستم با اونایی که به ناموس ترکا توهین میکنن کاری ندارم چون ذات واصالت خودشونو … فقط شما فارسا یا پارسا برین دنبال تاریخی که بیشتر از ۳۰۰۰سال قدمت داشته باشه ما ترکا هم میریم دنبال تاریخی که بیشتر از ۹۰۰۰ سال قدمت داشته باشه
[پاسخ]
درود بر همه آریایی بودن مستلزم ایرانی اصیل بودن نیست مستلزم آریایی اندیشیدنه آریایی نژاد بودن اندیشه کوروش رو زنده نگه دارید به کسی وفا نکرده اول فرهنگ ننگ عرب رو دور کنیم بعد با هم بحث میکنیم اعرا زندگی همه رو سیاه کردن قادسیه در ذهن داشته باشید که اعراب با اسم ایرانی اصلا خوب نیستن و وظیفه همه ایرانیهاست بر علیه عرب بجنگن تا از ننگ قادسیه کم بشه بجنگید با عرب قطعا خدا با شماست. (اهورای پاک نگهدار همه)
[پاسخ]
درود بر همه آریایی بودن مستلزم ایرانی اصیل بودن نیست مستلزم آریایی اندیشیدنه آریایی نژاد بودن اندیشه کوروش رو زنده نگه دارید زورگویی و ناسزا به کسی وفا نکرده اول فرهنگ ننگ عرب رو دور کنیم بعد با هم بحث میکنیم اعراب زندگی همه رو سیاه کردن قادسیه در ذهن داشته باشید که اعراب با اسم ایرانی اصلا خوب نیستن و وظیفه همه ایرانیهاست بر علیه عرب بجنگن تا از ننگ قادسیه کم بشه بجنگید با عرب قطعا خدا با شماست. (اهورای پاک نگهدار همه)
[پاسخ]
قابل توجه پارس لهجه ها
برای اینکه بدانید این لهجه پارسی شما چقدر از بین رفته و مهتاج کلمات عربی شده با خواندن این بند شاید چیزی بفهمید
(باشد که هدایت شوید)
غذا در زبان عربی یعنی پس آب شتر یا همان دستشویی است.
جهت اطلاع بیشتر میتوانید به لغتنامه دهخدا مراجعه کنید.
[پاسخ]
درود به همه ایرانیان
دوستان زبان رسمی بیشتر کشورهای افریقایی فرانسه یا انگلیسیه ولی هیچکدامشون ادعای فرانسوی یا انگلیسی بودن نمی کنند.یک تبعه کنگو خودش رو فرانسه زبان میدونه نه فرانسوی.این هموطنایی که بنام ترک خوانده میشوند یا ایرانیان اجبارن ترک زبان شده اند یا از تخم و تبار همان ترکان مهاجم هستند که دست به کشتار و غارت زدن رسمشان بوده و هست.بنظر من هرکه اصرار به ترک بودن داره بهتره شناسنامه و مدارکش رو تحویل داده و به کشور ترکیه تشریف ببره پیش ابا اجدادش.ضمنن اونجا زبان ترکی رو هم یاد بگیره چون اینی که اینجا بلغور میکنند ترکی نیست.اگه توجه کنید بیشتر از افعال ترکی استفاده میشه.ادعای مظلومیت این بندگان خدا کشته ما رو.خدا شفاتون بده
[پاسخ]
دوستان ببخشید که اینو میگم.ما واقعن ملت بدبختی هستیم چون یه عده دارند هست و نیست ما رو به تاراج میبرند بعد ما نشستیم و با اسامی همچون سورنا -قورنا-یاشار و قرقوز خودمون رو علاف کردیم. فرزندان چنگیز مغول به دموکراسی دست یافتند ما هنوز علاف کوروش و قرقوز و یاشاسین هستیم.ما ملتی هستیم که ۱۴۰۰ سال زدند تو سرمون از بیچاره گی افتادیم به چه کنم چه کنم..ترک و فارس و کرد هستی باش یا نباش بمیر یا بمان .خر یا پروفسور ! وجود داشته باشی حقت رو بگیری انسانی وگرنه همه مون لال بمیریم بهتره.بابت تلخ زبانیم منو ببخشید ولی همه مون خریم که وجود نداریم از حق خودمون دفاع کنیم داریم چرت میگیم….
[پاسخ]
ایرانیان عزیز
واقعا” متاسفم.
متاسفم به خاطر این همه تعصب کورکورانه و این همه بحث و جدل و دشنامی که نثار یکدیگر میکنید.
مردم کشورهای پیشرفته در مورد علم و تکنولوژی روز دنیا صحبت میکنند اونوقت ما …؟
برای سادگی خودمون متاسفم همه ما را سرگرم فحش دادن به هم کردند, دارن سرمایه همین ایران را حیف و میل میکنند و یا به تاراج میبرند.
ای پارسی زبان(ایرانی), که دم از کوروش میزنی. کوروش روی استوانه معروفش چی نوشت؟ مگر نگفت هر کس به هر مذهبی و هر جایی که دوست داره میتونه زندگی کنه؟مگر آرزوش این نبود که نمیخواست پای هیچ بیگانه ای به این سرزمین باز بشه؟
ای ترک زبان(ایرانی),که دم از بابک خرمدین میزنی.مگر بابک نمیخواست دست تمام متجاوزهای بیگانه را از این سرزمین کوتاه کنه و هدفش هم فقط یک ایران آزاد بود.
چرا ما باید مثل… به جون هم بیفتیم وقتی که هیچ هویتی برای ما باقی نمونده؟
افشین های معاصر نمیخوان اسمی از بابک نقل بشه.همونطور که اسم کوروش از کتابهای درسی حذف شد.
عزیزان خاصیت زبان اینه که بر اثر عوامل مختلف تغییر پیدا کنه پس اینقدر توی سر و کله هم نزنید.به همدیگه بد و بیره نگید.سرگرم این کارهای بیهوده نشید. مراقب میهن و ناموس و فرهنگمون باشیم که داره تاراج میشه.
[پاسخ]
همه نژاد های ایران اصالت دارند جز این افغانهای تهران نشین
[پاسخ]
تا زمانیکه بلد نیستید انتقاد کردن را لطفا نظر ندهید؛انتقاد با توهین فرق میکنه ای تاریخدانان پاس،کرد،ترک،لر،عرب،گیلک و….
[پاسخ]
به به بازم بحث قومیتی.
فقط شاهرخ خان که میگی ترکها باید برن ترکیه دراشتباهی فعلا روند طوری هست که ترکیه میاد اینجا نه اینکه ما بریم ترکیه. منتظر باش اگه عمری بیش از ۵۰ سال داشته باشی خواهی دید خودتونو واسه یه امپراطوری دیگه آماده کنین در ضمن استعمارم از همین میترسه که تو ایت منطقه یه قدرت بوجود بیاد و منافعش رو به خطر بندازه واسه همین شما اقلیت ها رو به ما تحمیل کرده شما فکر میکنی فارسی حرف زدن شاهان ترکی و به رسمیت شناخته شدن فارسی طی چند صد سال اخیر از قوی بدونشه نه دکتر جون بیشتر تحقیق کن الته اگه با همین تعصب تحقیق کنی جاهل میمونی. سیاست استعمار اینو ایجاب کرده که یه فرهنگ قلابی بر این منطقه حاکم شه تا نتونه کاری کنه یه کم بیشتر دقت کنی به غیر از زبانی که بلغور میکنین بقیه فرهنگتون ترکی هست هیچ فکر کردین که چرا شباهت شما به ترک ها بیشتر هست تا افغانی ها؟ اینکه شاهان ترک بی عرضه بوده صحیح همین شاه اسماعیل صفوی هم خواهر مادر شمارو گاییده هم مارو یعنی یه فرهنگ و دین و مذهب عربی رو بر ما غالب کرده و باعث شده فرهنگ ترکی ضعیف بشه و همین عامل تحمیل زبان فارسی بر مارو راحت تر کرده . راستی در مورد زبان شناسی هم به رسانه های دنیا مراجعه کنین ببینین کدوم زبان برای مردم دنیا شناخته شده هست. سوار شدن این لهجه ضعیف شما باعث شده ماها رو هم(آذربایجان داخل ایران) مثل شما عرب بشناسن.
در ضمن ما ترک نیستیم ما آذری هستیم عجب جکیه ها. پس چرا موقع توهین ما ترک میشیم جای سواله؟ آذری هم از لهجه های دور فارسیه ولی نمیدونم چرا افعالو قاعده اش و ۹۵ درصد کلماتش عین ترکی هست و هیچ سنخیتی با فارسی نداره در ضمن تعداد کلمات عربی دخیل در فارسی با هیچ بهونه ای قابل توجیه نیست مگه اینکه بگین عربی از فارسی دزدیده که اینم یه جک دیگس
راستی اینا چیزایی بود که در جواب چرندیات شما گفتم وگرنه نظر من اینه که این منطقه کلا زیر استعمار و این بحث ها هم فایده ای نداره در ضمن مشکل اصلی ما نژاد پرستی دینی هست اگه دین و مذهب مثلا و بصورت خیالی فقط یه ماه دست از سر تورک ها برداره یک لحظه هم این برتری فرهنگ شما دووم نمیاره چیزی که ما تورک ها رو خر کرده و به شما ها به این آسونی اجازه داده که به تورک توهین کنین دین و مذهب هست نه چیز دیگه. در ضمن توله های کوروش با شمام اینطور که پیش میره عرصه در آینده نزدیک (شاید ۵۰ سال دیگه) بر شماها تنگ تر خواهد بود خودتونم میدونین که اگه یه بلایی سر این مملکت بیاد دیگه نخ از دست شما خارج میشه این دفعه با دفعه های قبلی خیلی فرق کرده.
[پاسخ]
به آذری بودن و تبریزی بودن و البته ایرانی وآریایی بودن خودم افتخار میکنم !!
تبریزی و کلاً آذری های ایران از اقوام ایرانی هستند این چیزیست ثابت شده !!
از هموطنان جاهلی که فکر میکنند آذری ایرانی از اقوام ترک هست تعجب میکنم این نهایت حماقت است
زبان که نمیتواند دلیل بر تبار یک قوم باشد
اصلاً این همه تفاوت میان زبان آذری و ترکی هست اول بروید زبان ترکی یاد بگیرید بعد بگید آذری و ترکی یکیه که فقط جزئی شباهت داره همین
چرا بین پارس و آذری ها تفاوت میزارید ما همه ایرانی هستیم شما بهتر است این افکار تجیه طلبانتان را جمع کنید که سرتا پا چرت و پرت است
علم ژنتیک ثابت کرده آذری ها آریایی و ایرانیند
شما فکر میکنید که ما میاییم حرف دانشمندان را رها میکنیم و به حرف شما چند تا انسان بدون فکر گوش میدهیم ؟؟ خیر
سخن پایانی :
آذری های ایران از تبار آریایی-ایرانی هست !!
پارس و آذری و سایر اقوام ایرانی همه آریاییند و برادر هم !!
[پاسخ]
مهسا پاسخ در تاريخ دی ۱۱م, ۱۳۹۰ ۲:۱۰ ب.ظ:
@آذری-تبریزی-ایرانی-آریایی,
مرسی عشقم خوب اومدی
[پاسخ]
araz xan پاسخ در تاريخ اسفند ۹م, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۳ ق.ظ:
@آذری-تبریزی-ایرانی-آریا
آقا اینطوری تو نظر تخصصی دادی معلومه تعطیلی هنوز برو لا اقل کتاب همین فاشیست هارو بخون نه کتابهای تورکی رو.برات متاسفم که از تاریخ چیزی نمیدونی
[پاسخ]
تُرکی صِفَت وَفای ما نیست // تُرکانِه سُخن سِزای ما نیست
آن کز نَسَبِ بُلَند زاید// او را سُخن بُلند باید
به نِفرین تُرکان زَبان بَرگُشاد // که بی فِتنِه تُرکی زِ مادَر نَزاد
زِ چینی بِجُز چینِ اَبروُ مَخواه //ندارند پِیمان مردم نِگاه
سُخن راست گُفتند پیشینیان // که عَهد و وَفا نیست در چینیان
همه تَنگ چِشمی پَسندیده اند// فَراخی به چَشمِ کَسان دیده اند
خبر نی که مهر شما کین بُوَد// دل تُرکِ چین پُر خَمُ و چین بُوَد
اگر تُرکِ چینی وَفا داشتی // جهان زیرِ چین قَبا داشتی
هَمه عالم تَن است و ایران دِل // نیست گویندهِ زین سُخن خَجل
چونکه ایران دلِ زمین باشد//دل ز تَن به بود یقین باشد
[پاسخ]
مادر جنده. ترک خر کجا فارسی یکی از لهجه های عربیه کیرم به سوادت. کیرم به مخت. آخه جاکش تو چی از یه زبان میدونی که الکی اینجا کس شعر می نویسی. مادر کونی برو زبان کیریتون همون ترکی رو جمع کن پدرسگ.طبق گفته ی پرفسور محرم ارگین هفت هزار لغت فارسی تو ترکی نه هزار کلمه عربی و دوازده هزار لغت فرانسوی تو این زبون کیریه آخه به چیه این زبان افتخار می کنی. مادر سگ بعد میای میگی فارسی یکی از لهجه های عربیه. خواهر کسته اینقد بودیم که از اون موقعه ای که تو این سرزمین زندگی می کنیم همیشه فارسی زبان رسمی کشور بوده. اینقد بودیم که عربا روی ما حکومت کردن زبان ما به ال ال گفتن نیفتاد. توی خوار کسته چنگیز مادر کونی اومد زبان کس خلیشو به تو داد. طبق این شعر داداشمون که نوشته از نظامی گل گفته به مولا شما همون ترکای سگ صفت تخم حروم چینی هستین. شماهای مادر جنده تنها قوم کثیفی هستین که با هیچ کس نمی سازین. خودتون به درد خودتون میخورین هر چند اینقد وحشی هستین که به خودتونم رحم نمی کنین. خدا به جای اینکه قوم لوط رو نابود کنه. بایستی چوب می کرد تو کون شماها که اینقد آدمای کل خر احمقی هستین. همه ی قومیتای ایران اینقد رو کشور تعصب دارن که همیشه زنده باد ایران رو لباشونه ولی شمای مادر جنده فقط یه چیزی بلدین اونم اینه که به آذربایجان اهمییت میدین کیرم به واژه ی یاشاسین.یاشاسین آذربایجان همون نشاشین به آذربایجان زنده باد ایران بزرگ. مرگ بر ترکیه مادر کسته کیرم به ناموس جمهوری آذربایجان و هر چی ترک مادر کستس.
[پاسخ]
کورد پاسخ در تاريخ آذر ۲۶م, ۱۳۹۰ ۸:۵۵ ب.ظ:
@ضد ترک, هر بژی
[پاسخ]
araz xan پاسخ در تاريخ اسفند ۹م, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۸ ق.ظ:
@ضد ترک,
این ادب یه فارسه.شما یک جمله بنویس بعد ریششو
برو نگاه کن ببین از کجاست.برو ۲تا کتاب زبان شناسی از نویسنده های خارجی بخون ببین الن فارسی عربی هست یا نه.هرچی فحش هم دادی مال خودت.ما مردم با فرهنگ تورک آذربایجان با ادب و متمدنیم
[پاسخ]
آذربای
[پاسخ]
ایران سرای من است.
ترک ، فارس ، عرب ، کرد ، لر ما همه ایرانی هستیم اما من میخواهم به این مسئله بپردازم که چرا آذربایجان و تبریز که به شهر وفا در ایران مشهوره هوس جدایی از ایران را کرد …
لطفا احساسی فکر نکنید و به دقت در این مورد از منابع مطمئن تحقیق کنید.
۱- چرا آذربایجان تجزیه شد ؟
۲-چرا اصل ۱۵ قانون اساسی در قبال حق تدریس زبان مادری هر اقوامی در مدارس شهر خود اجرایی نمی شود؟
۳- چرا حق خواندن و نوشتن به زبان مادری گرفته مشود؟
۴- چرا تبریز شهر اولینهای ایران لقب گرفته ؟
۵- چرا مستند آذربایجان ایران بهشت عدن در رسانه های ایران پخش نشد ( قابل توضیح است این مستند در مورد شروع تمدن بشری که به گفته پرفسور دیوید رول که برگرفته از کتابهای دینی و آسمانی و ۱۰ سال تحقیق به این نتیجه رسیده است که تبریز زادگاه حضرت آدم و حوا بعد از اخراج از بهشت است.
چرا این مستند در ۳۰۰ کشور جهان پخش شد به جز ایران ؟؟؟؟
۶- چرا باید رسانه مثلا ملی توهین به هم وطن خود یعنی آذربایجانی ها را سر لوحه کار خود قرار دهد البته قابل توضیح که این توهین ها در دولت هفتم و هشتم به اوج خو رسیده بود . این توهین ها به جایی کشید که حتی روزنامه ایران به خود جرات داد که دست به چاپ کاریکاتوری کرد که قلب مردم آذربایجان را شکست و آنها را واداشت جز جدایی به چیز دیگری فکر نکنند.
۷- چرا آثار تاریخی آذربایجان را از بین می بردند .
آخرین هم ارک علیشاه تبریز بود که یکی از ارزشمند ترین آثار تاریخی آذربایجان که قرار بود نابود کنند و بجاش یک مصلی در تبریز بزنند.
کجای ایران آثار تاریخی را از بین می برند.
۸- نمی دونم این سوالات را چرا پرسیدم ولی مرگ بر اونایی که به هم وطن خودش خیلنت کنه ؟؟ به نظر من اونا از حیوون هم کثیف ترند …
به امید روزی که همه به زبان و فرهنگ همدیگه احترام بگزارند.سعی در خیانت نباشند………………
[پاسخ]
کرماشان پاسخ در تاريخ دی ۲۴م, ۱۳۹۰ ۱:۱۱ ق.ظ:
@علی, -
۱- چرا آذربایجان تجزیه شد؟به همان دلیلی که خراسان به سه استان تقسیم شد،به همان دلیلی که مازندران به دو استان تقسیم شد.به همون دلیلی که کردها توی چهار استان تقسیم شدن.
-چرا اصل ۱۵ قانون اساسی در قبال حق تدریس زبان مادری هر اقوامی در مدارس شهر خود اجرایی نمی شود؟
تو هیچ جای ایران اجرایی نشده.فکر میکنی ما کردها دلمان نمیخواد تو مدرسه کوردی تدریس بشه.یا لرا یا بلوچا … این شرایط که برا همه هست.
- چرا حق خواندن و نوشتن به زبان مادری گرفته مشود؟
جوابش همون جواب سوال قبلیه.
۴- چرا تبریز شهر اولینهای ایران لقب گرفته ؟
اینو اولین باره میشنوم.عجب؟!!!!
۵-چرا مستند آذربایجان ایران بهشت عدن در رسانه های ایران پخش نشد ( قابل توضیح است این مستند در مورد شروع تمدن بشری که به گفته پرفسور دیوید رول که برگرفته از کتابهای دینی و آسمانی و ۱۰ سال تحقیق به این نتیجه رسیده است که تبریز زادگاه حضرت آدم و حوا بعد از اخراج از بهشت است.
چرا این مستند در ۳۰۰ کشور جهان پخش شد به جز ایران ؟؟؟؟
این ازون حرفا بود تبریز زادگاه آدم ؟؟!!!!!خیلی شوخی مگه آدم زاده شده؟!!شاید باید به عنوان طنز نود شبی هرشب یه تیکه شو پخش میکردن!!
۶- چرا باید رسانه مثلا ملی توهین به هم وطن خود یعنی آذربایجانی ها را سر لوحه کار خود قرار دهد البته قابل توضیح که این توهین ها در دولت هفتم و هشتم به اوج خو رسیده بود . این توهین ها به جایی کشید که حتی روزنامه ایران به خود جرات داد که دست به چاپ کاریکاتوری کرد که قلب مردم آذربایجان را شکست و آنها را واداشت جز جدایی به چیز دیگری فکر نکنند؟
بابا شما دیگه کی هستین. کدام توهین؟شما ها با هوچی گری بزرگش کردین.
- چرا آثار تاریخی آذربایجان را از بین می بردند .
آخرین هم ارک علیشاه تبریز بود که یکی از ارزشمند ترین آثار تاریخی آذربایجان که قرار بود نابود کنند و بجاش یک مصلی در تبریز بزنند.
کجای ایران آثار تاریخی را از بین می برند.
- چرا آثار تاریخی آذربایجان را از بین می بردند .
آخرین هم ارک علیشاه تبریز بود که یکی از ارزشمند ترین آثار تاریخی آذربایجان که قرار بود نابود کنند و بجاش یک مصلی در تبریز بزنند.
کجای ایران آثار تاریخی را از بین می برند.
آخه مسخره ارگ علیشاه مهمتره یا تاق بستان که بر اثر سهل انگاری میراث فرهنگی رطوبت و دود کباب ویرانش کرده یا نگاره ی اردشیر تو کازرون که زدن گرز بدبختو از جاکندن یا ترکهای تخت جمشید؟
- نمی دونم این سوالات را چرا پرسیدم ولی مرگ بر اونایی که به هم وطن خودش خیلنت کنه ؟؟ به نظر من اونا از حیوون هم کثیف ترند …
نمیدونی مرض داری میپرسی.
[پاسخ]
الا ای داور دانا تو میدانی که ایرانی
چه محنتها کشید از دست این تهران و تهرانی
چه طرفی بست از این جمعیت ایران جز پریشانی
چه داند رهبری سر گشته صحرای نادانی
چرا مردی کند دعوی کسی کو کمتر است از زن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
تو ای بیمار نادانی چه هذیان و هدر گفتی
به رشتی کله ماهی خور به طوسی کله خر گفتی
قمی را بد شمردی اصفهانی را بتر گفتی
جوانمردان آذربایجان را ترک خر گفتی
تو را آتش زدند و خود بر آن آتش زدی دامن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
تو اهل پایتختی باید اهل معرفت باشی
به فکر آبرو و افتخار مملکت باشی
چرا بیچاره مشدی و بی تربیت باشی
به نقص من چه خندی خود سراپا منقصت باشی
مرا این بس که میدانم تمیز دوست از دشمن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
گمان کردم که با من همدل و همدین و همدردی
به مردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی
چه گویم بر سرم با ناجوانمردی چه آوردی
اگر میخواستی عیب زبان هم رفع میکردی
ولی ما را ندانستی به خود هم کیش و هم میهن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
به شهریور مه پارین که طیارات با تعجیل
فرو میریخت چون طیر ابابیلم به سر سجیل
چه گویم ای همه ساز تو بی قانون و هردمبیل
تو را یک شب نشد ساز و نوا در رادیو تعطیل
ترا تنبور و تنبک بر فلک میشد مرا شیون
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
بدستم تا سلاحی بود راه دشمنان بستم
عدو را تا که ننشاندم به جای از پای ننشستم
به کام دشمنان آخر گرفتی تیغ از دستم
چنان پیوند بگسستی که پیوستن نیارستم
کنون تنها علی مانده است و حوضش چشم ما روشن!
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
چو استاد دغل سنگ محک بر سکه ما زد
ترا تنها پذیرفت و مرا از امتحان وا زد
سپس در چشم تو تهران به جای مملکت جا زد
چو تهران نیز تنها دید با جمعی به تنها زد
تو این درس خیانت را روان بودی و من کودن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
چو خواهد دشمنی بنیاد قومی را براندازد
نخست آن جمع را از هم پریشان و جدا سازد
چو تنها کرد هریک را به تنهایی بدو تازد
چنان اندازدش از پا که دیگر سر نیفرازد
تو بودی آنکه دشمن را ندانستی فریب و فن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
چرا با دوستدارانت عناد و کین و لج باشد
چرا بیچاره آذربایجان عضو فلج باشد
مگر پنداشتی ایران ز تهران تا کرج باشد
هنوز از ماست ایران را اگر روزی فرج باشد
تو گل را خار میبینی و گلشن را همه گلخن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
تو را تا ترک آذربایجان بود و خراسان بود
کجا بارت بدین سنگینی و کارت بدینسان بود
چه شد کرد و لر و یاغی کزو هر مشکل آسان بود
کجا شد ایل قشقایی کزو دشمن هراسان بود
کنون ای پهلوان پنبه چونی نه تیر ماند و نی جوشن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
کنون گندم نه از سمنان فراز آید نه از زنجان
نه ماهی و برنج از رشت و نی چایی ز لاهیجان
از این قحط و غلا مشکل توانی وارهاندن جان
مگر در قصه ها خوانی حدیث زیره و کرمان
دگر انبانه از گندم تهی شد دیزی از بنشن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
[پاسخ]
شعر تهران و تهرانی استاد شهریار پاسخ در تاريخ آذر ۲۵م, ۱۳۹۰ ۱:۳۸ ق.ظ:
یاشاسین آذربایجان
[پاسخ]
کرماشان پاسخ در تاريخ دی ۲۴م, ۱۳۹۰ ۳:۱۶ ق.ظ:
@شعر تهران و تهرانی استاد شهریار, گوی وه ناوی
[پاسخ]
دوستان عزیز. شما به این سایت اومدید تا تبادل نظر کنید نه فحاشی
اقای انی کاظمی اگه جای شما بودم دراین موارد مداخله نمیکردم.ادم خوب و بد در هر قومی وجود داره.قومها در طول تاریخ اونقدر با هم ادغام شدن که عملا قوم خالصی وجود نداره پس حرف بیخود نزنید.
دوما به این اقایان شوونیسم میگم در طول تاریخ دو بار حکومت مقتدری داشتین که نمیتونم انکارش کنم ولی عاقبت چی شد .هر دوبار نتونستید حد اقل حکومت رو بدین دست هموطنان خودتون هخامنشیان تقدیم کردند به اسکندر مقدونی و ساسانیان به اعراب ولی ما حکومت به دست اجنبیها ندادیم .سوما درمورد زبان و خط اذری رجوع کنید به کتابهای البر ماله-بارتولد-وغیره که معتقدند دنباله زبان و خط مادیها و سومریان است . در اخر از همه ترک نژادان عزیزم درخواست میکنم جوابی برای یاوه گویان بی سواد ندهند چون که خودشون گفتند جواب ابلهان خاموشیست ولی با انهایی که بحث علمی میکنند به صورت مودبانه و علمی وارد بحث شوید از همه شماها متشکرم
[پاسخ]
درود بر ایران بزرگ
به کسانی که خود را ت ر ک میپندارند سفارش میکنم که درباره تاریخ ننگین و خفت بار قوم وحشی هون که نیاکان اصلی ترک و مغول میباشند کمی تحقیق کنید سپس فرمایشات خود را تراوش نمایید !!!
ترک اصیل دارای موهای لخت سیاه و چشمانی تنگ و کشیده صورتی گرد و پهن و قدی کوتاه است که متخصصان علم ژنتیک ترکان را با این مشخصات میشناسند اگر هر کسی که این مشخصات را دارد خود را قطعا ت ر ک بداند اما اگر غیر از این باشد مطمئن باشید که تحت تاثیر زبان ترکی قرار گرفته و به اشتباه خود را ت ر ک میپدارد
در رابطه با زبان شیرین و با شکوه پارسی این نکته را بدانید که ۷ بار مورد تهاجم اقوام وحشی و زبان پلید و زشت انها قرار گرفتیم اما پس از گذشت سالهای تاریک همچون البرز و زاگرس استوار مانده ایم نه زبان ترکی و نه تازی نتوانسته زبان پارسی را ایستا کند هر چند در باروری این زبان شیرین خلل ایجاد شده اما به زودی همه واژگان ترک تازی پالایش خواهد شد …
جاوید باد ایران و همه تیرههای ایرانی
جاوید باد پارس کرد لر بلوچ تالشی و گیلک و مازنی
[پاسخ]
آیسان پاسخ در تاريخ آذر ۳۰م, ۱۳۹۰ ۲:۲۴ ق.ظ:
۲ – اقوام وحشی
یکی دیگر از این تاریخ سرایان هذیان گو، “پراشئک” تاریخ نویس چکی میباشد که ماد ها را بدون ارائه هیچ سند تاریخی، فقط با استناد به اینکه مناطق ماد مرکزی امروزه فارس نشین هستند پس مادها هم هندوایرانی بودند، ( تاریخ دیرین ترکان ایران، ص ۳۹۷) البته این به اصطلاح تاریخ نویس ، اطلاعات غلط خود را راجع به ترکیب ائتنیکی امروزی سرزمین ماد مرکزی ( زنجان، قزوین، همدان و …) را از منابع رسمی دولت شوینیستی فارس تهیه کرده است، ولی بر خلاف این جعلیات ساکنین این مناطق همیشه ترک ها بودند و امروزه نیز اکثریت مطلق جمعیت آنجا ها ترک هستند و فارس و کرد زبان ها از ۷۰ سال پیش به اینور به آنجاها کوچانده شده اند. حالا به فرض محال اگر هم این آمار دولتی صحیح بودند و فرضیه این تاریخنویس، آریاپرست مغرض، با استناد به آن آمار جعلی، درست بود، باید با این نوع نتیجه گیری، قبول کرد که مناطق صدرصد ترکی آذربایجان، مثل تبریز و… ، در طول تاریخ ترک نشین بودند، ولی این به اصطلاح تاریخ نویسان مزدور و مغرض در آنجا نظریه و نوع نتیجه گیری شان یکدفعه تغییر کرده و اعلام می کنند که زبان آنها بعدها عوض شده است. همه این تاریخ نویسان در یک چیز مشترک هستند آنهم ترک ستیزی میباشد که قدرتهای مهم امروزی ( روسیه ، اروپا ، چین و غیره ) به علل سیاسی آن را ترویج میدهند و در این میان حاکمیت های شوینیستی فارس در ایران، پشتون/تاجیک در افغانستان و کردهای بدوی تازه از کوه پایین آمده و غیره، آلت دست، نوکران ناچیز و مجری برنامه های ضد ترکی آن قدرتهای ترک ستیز میباشند و خودشان به تنهایی جرات و قدرت دشمنی با ترکها را هیچوقت نداشته و ندارند.
لازم به ذکر است که، هم تاریخ دانان اروپائی و هم روسی با وجود احساسات ضد ترکی شان، همگی به این حقیقت اعتراف کرده اند که، آریائی ها به هنگام مهاجرت به فلات ایران، موفق به نفوذ به آذربایجان نشدند. حتی
“گیریشمن” پدر تاریخ جعلی فارس ها، در کتاب “تاریخ ایران از آغاز تا اسلام” تمام مناطقی را که آریائی ها در آن سکونت گزیده بودند، تک تک نام برده و هیچکدام آن مناطق داخل ماد – ماننا نبودند. ولی او در چند صفحه بعد در همان کتاب، در تناقض با نوشته چند صفحه پیش خودش، بدون ارایه حتی یک مدرک، امپراطوری ماد را آریائی معرفی میکند. ( تاریخ دیرین ترکان ایران، ذهتابی ص ۴۵۸ )
لازم به ذکر است که در جشنهای کذایی ۲۵۰۰ ساله نیز در سال ۱۳۵۰، پان فارسها فقط به خاطر آنکه امپراطوری ماد، آریایی نبود، روی آن خط کشیده و تاریخ آریایی ها را از هخامنشیان شروع کردند و یادی از مادها نکردند.
تاریخ نویسان فارس و اربابانشان، در روز روشن در مقابل چشمهای ما وجود بیش از ۳۰ میلیون ترک در ایران را کاملأ انکار میکنند، پس نمیتوانند در نوشتن تاریخ چند هزار سال پیش که از چشم ما دور است، صداقت داشته باشند، لذا نوشته های آنان افسانه ای بیش نیست. اقوامی که طبق افسانه های شاهنامه خودشان، هنگام آمدن به ایران، اقوامی کاملا وحشی بودند که بدنشان را با یک تکه پوست پوشانده بودند، و به مرور زمان، لباس پوشیدن، غذا پختن، خواندن و نوشتن و دیگر مظاهر تمدن را از دیوها ( ایلامیان، مادها و … ، یعنی بومیان ایران کنونی ) یاد گرفتند، ( تاریخ دیرین ترکان ایران،ص ۴۰۴) البته که همچون اقوام وحشی نمیتوانستند امپراطوری متمدن ماد را تاسیس کنند، و یا جام زرین ماننایی را که شاهکار هنر بشریت میباشد بسازند ( مراجعه کنید به بخش پیشدادیان در شاهنامه).
اهداف سیاسی این گروه از جعل تاریخ را خلاصه وار اینطور میشود ذکر کرد:
۱- مشروعیت تاریخی بخشیدن به عنصر بدوی به اصطلاح آریایی در ایران
۲- مشروعیت بخشیدن و تقویت حاکمیت کاملا دست نشانده فارس در ایران
۳- از بین بردن هویت تاریخی ترکان در ایران و آسیمیله کردنشان در قوم کذایی فارس
۴- صاحب خانه قلمداد کردن قوم فارس و توجیه ستم ملی و اقتصادی بر علیه ترکان
۵- نابودی شعور ملی ترکی در بین ترکان ایران
یکی از کتابهای جامع در باره مادها، کتاب “تاریخ ماد” به قلم “م . دیاکونوف” روسی میباشد که در زمان دیکتاتوری کومونیسم نوشته شده است و به فارسی نیز ترجمه شده است. با توجه به دشمنی دیرینه روس ها با عنصر ترک ( دولت روسها بر ویرانه های دولت های ترک و در سرزمین های تاریخی ترکها بنا شده است، سرزمینهای آلتین اردو، گوک ترک ها، خزر و…) که همیشه جزوی از سیاست دول روس چه در زمان تزارها، کمونیستها و حالا میباشد لذا تاریخدانان روسی اگر هم دچار احساسات ضد ترکی نباشند، آن آزادی عمل لازم را نداشته و ندارند تا حقایق را بازگو کنند. و به وقایع تاریخی از زاویه دید منافع ملی روس نگاه میکنند.
“دیاکونوف” با توجه به شرایط سخت دیکتاتوری شوروی سابق در نوشته هایش کاملا جانب احتیاط را نگه داشته تا به سرنوشت سیاه تاریخدان و دانشمند بزرگ “آکادئمیک مار” ( که به علت تحقیقات گرانقدرش در باره تاریخ سومر و ماد و اثبات این حقیقت که آنان اجداد ترکان امروزی بودند، از طرف استالین به سیبری تبعید و در آنجا مرد ) گرفتار نشود. در زمانی که “دیاکونوف” تاریخ ماد را می نوشت، در صورت کوچکترین اشاره به تاریخ ترکه، با بر چسب پان ترکیسم به سیبری تبعید میشد. لذا “م . دیاکونوف” کتابش پراز تناقض گویی بوده و به صورت های مختلف میشود آنرا تفسیر کرد ولی با وجود آن اطلاعات زیادی را راجع به ساکنین ماننا – ماد به ما میدهد.
“آکادئمیک مار” زبان شناس و تاریخدان مشهور روسی، کسی است که عمیقترین و علمی ترین تحقیقات را در مورد مادها انجام داد. او با تحقیقات خود به این نتیجه رسید که تحقیقات “اوپرت”، علمی ترین و صحیح ترین اطلاعات را در باره مادها داده بود، لذا تحقیقات خود را بر مبنای یافته ها “اوپرت” قرار داد و آنها را تکمیل کرد. او به این نتیجه رسید که زبان رسمی و رایج در ماد همان زبان ایلامی بود و او از جمله اسناد پیدا شده در آذربایجان به زبان ایلامی، همچنین کتیبه های هخامنشی به زبان ایلامی در ماد را نشان هایی از این حقیقت می دانست.
به عقیده “آکادئمیک مار” کتیبه داریوش در خاک ماد (بیستون، جزوی از خاک ماد بود ) که به سه زبان نوشته شده، زبان ایلامی در آن کتیبه، همان زبان رسمی امپراطوری ماد بود. با توجه به اینکه، ماد مهمترین مملکت امپراطوری هخامنشیان بود، لذا تصور اینکه دولتی اشغالگر در خاک سرزمین اشغال شده کتیبه ای بنویساند، و در آن چیزی به زبان دولتی آن سرزمین آن نوشته نشود، منطقأ قابل قبول نیست. ( تاریخ دیرین ترکان ایران، ص ۴۹۶، ذهتابی ) زبان ایلامی خویشاوند و خیلی نزدیک به زبان قوتتی ها، توروک ها، سابیر ها، هوریها و … ساکن ماننا و ماد مرکزی بود، و رسمیت زبان ایلامی در امپراطوری ماد، آلتائی – ترکی بودن آن امپراطوری را ثابت میکند
[پاسخ]
YASHASIN AZARBAYJAN TURK LARI
AZARBAYJAN ZABAN NIST BALKE YEK GOM AST VA ZABANE AN TORKIST
[پاسخ]
ریشه های تورک ستیزی در ایران
جواب را باید در ۸۰ سال سیستم حاکم شونیسم فارس که ارمغان رژیم پهلوی است جست. شونیسم یعنی اعتقاد به برتری نژادی و یا حقوقی ملتی بر ملت دیگر. با کنار رفتن قاجاریه یا آخرین حکومت ترک در ایران، رژیم نژاد پرست پهلوی با نقاب وحدت ملی ولی در اصل برای خدمت به اربابان خارجی خود تمرکزگرایی (سانترالیسم) افراطی ویکسان سازی اجباری هویتی – فرهنگی کشور کثیرالملله ایران را در دستور کار خود قرار داد. طبق سیستم جدید شونیستی ، ایران یعنی تنها سرزمین ملت فارس و دیگر ملتهای ترک ، کرد ، عرب ، بلوچ ، … باید از صحنه فرهنگی، سیاسی ایران محو می شدند. دلیل استعمارگران خارجی به خصوص انگلیس برای این سیاست نیز ایجاد قدرتی یکپارچه به عنوان سدی در مقابل رقیب استعماری روسیه (که به تازگی سیاستهای ضد سرمایه داری را نیز پیشه کرده بود) وساده کردن بازیهای استعماری خود در منطقه با جایگزینی یک مهره مرکزی به جای چندین کانون قدرت ملی بود. البته دلایل دیگری نیز برای مبارزه با عنصر ترک در این منطقه وجود داشت. اول خاطره تلخ اروپاییان از دولت مقتدر عثمانی و دیگری ترس از پیشرو بودن ملت آذربایجان در حرکات روشنفکری وضد استعماری بود چراکه آذربایجان در آن زمان در نتیجه ارتباط زبانی ملت ترک آذربایجان با آزادیخواهان همزبان خود در آنسوی رود آراز و ترکیه دروازه ورود اندیشه های نو و آزادیخواهی به ایران بود.
این دوران مقارن بود با عصر نظریه های نژاد پرستی به خصوص تئوری ساختگی نژاد برتر آریا در اروپا که دستاویز استثمارگران شده بود. این تئوری های نژاد پرستانه ساخته و پرداخته اروپاییان در ایران منبع الهام و تغذیه برای عده ای روشنفکر جیره خوار دربار پهلوی گشت تا با این رژیم در نابودی ملتهای ایرانی غیر فارس همراه گردند. آنها برای نابودی دیگر ملتها ، یکسان سازی اجباری هویت ملتها را پیشه کرده و زبان و فرهنگ ملتها را مورد حمله قرار دادند. حکومت مرکزی نابودی هویتی ملتها را به نسل کشی ترجیح داد ، هرچند که در مواردی نیز جنایت و خونریزی را نیز بر این ملتها روا داشت.
فعالیتهای شونیستی در این دوران عموما در قالب ایده های پان ایرانیستی صورت می گرفت. پان ایرانیستها طرفدار ایجاد ملت واحد ایرانی از طریق نابودی هویت ملتهای غیر فارس و فارس سازی اجباری آنها هستند. از این رو است که پان ایرانیست ها (=شونیستها) به پان فارس یا پان آریانیسم نیز معروف گشته اند.
مرامنامه شونیسم فارس را می توان درنژاد پرستی آریایی، ترک ستیزی و عرب ستیزی، اسلام ستیزی، باستانگرایی، تبلیغ دین زرتشت خلاصه کرد. اگرچه جرقه های شونیسم فارس قبل از رژیم پهلوی و تحت تاثیر غربیان در ایران زده شده بود ولی ارتقاء آن در حد یک سیاست حکومتی از زمان رضاخان شروع شد. از بنیانگذاران باستانگرایی و شونیسم آریایی نیز می توان از آخوندزاده، جلال الدین میرزای قاجار، میرزا ملکم خان و در نسل بعد، سید حسن تقی زاده ، کاظم زاده ایرانشهر تبریزی، محمود افشار، احمد کسروی، تقی ارانی، ملک الشعرای بهار، رضا زاده شفق، محمدعلی فروغی ، جواد شیخ الاسلام زاده ، یخی زکاء و… نامبرد.
ادامه دارد….
[پاسخ]
ادامه ریشه های تورک ستیزی در ایران
شروع تحقیر ها
مقارن با سرکار آمدن رژیم نژاد پرست پهلوی نوشته زیر در روزنامه سلامت چاپ گیلان درج می گردد: ” مقصد از خلع احمد شاه نه اینکه تبدیل اصول نظام به جمهوریت بود ، نه ، نه ، نعوذ بالله – بلکه تعویض طایفه قلدر آسای قاجاریان ترکی به سلاله طاهره نجیب پهلوی فارسی بود”. [۳۱]
تحقیر ها در این دوره شروع می شود. مستوفی استاندار دست نشانده حکومت پهلوی در آذربایجان از سرشماری در آذربایجان به خر شماری تعبیر می کرد و با جمله معروف خود اندیشه تبعیضگرایانه سیستم نژاد پرست پهلوی نسبت به آذربایجانیها را عیان می سازد:” آذربایجانیها ترکند! یونجه خورده و مشروطیت گرفته اند حالا نیز کاه می خورند و ایران را آباد می سازند”. محمود افشار تئوریسین مزدور دربار که هیچ حقی را برای ترکان کشور قائل نبود و حتی با ۵ دقیقه آموزش زبان ترکی در مدارس و دانشگاهها مخالفت می کرد پیشنهاد مدرسه های مادرانه در آذربایجان را مطرح می کند. جواد شیخ الاسلامی تئوریسین دیگر در تکمیل نظرات محمود افشار طرح جدا کردن اجباری نوزادان شیر خوار آذربایجانی و نگهداری آنها در شیر خوارگاههای مخصوص که تا هفت سالگی تماس با والدینشان نداشته و کلامی از آنها نشنوند تقدیم دیکتاتور زمان خود می کند[۲۰] [۱۴]. محسنی رییس فرهنگ استان آذربایجان می گفت:«هرکس که ترکی حرف می زند، افسار الاغ بسر او بزنید و او را به آخور ببندید…» [۴۰]. ذوقی رییس فرهنگی که بعد از محسنی به آذربایجان آمد، صندوق جریمه ترکی حرف زدن در دبستانها گذاشت تا هر طفل دبستانی آذربایجان که جسارت ورزیده ترکی صحبت کند، جریمه شود.
تئوریسین ترک خودباخته احمد کسروی نیزدر این زمان دست به کار می شود و تئوری ساختگی زبان آذری یا زبان باستانی آذربایجان را ارائه می کند و طبق آن با کشف چند روستای غیر ترک زبان در آذربایجان مدعی می گردد زبان بومی آذربایجان آذری یا لهجه ای از فارسی بوده که در دوران مؤخر در اثر حمله ترکان و مغولان زبان ترکی به آنها تحمیل شده است. این تئوری که به نقد آن خواهیم پرداخت بعدها دستاویز تئوریسینهای مزدور دیگری شده است تا به آن شاخ وبرگ دهند و زبان ترکی را زبان تحمیلی بنامند.
همراستا با این سیاست، جوک سازی علیه ملتهای غیر فارس و ملت ترک شدید تر می گردد. اقدامی که اگرچه در عامه مردم با نیت خاصی انجام نمی پذیرد ولی در پشت پرده حمایت می شود. اقدامی پلید که تا امروز نیز با ظهور دلقکهایی چون ماهی صفت (مستر سین) ادامه پیدا می کند.
شروع تحریفها
همانطور که نوشته شد با ظهور نظریه پردازهای وابسته ای چون کسروی و محمود افشار و شیخ الاسلامی و… تحریفهای تاریخی علیه اقوام غیر فارس و نظریه های نژاد پرستانه به نفع طبقه حاکم و ملت فارس شروع شد. آنان قصد داشتند و دارند چنین تلقین کنند که صاحبین اصلی ایران فقط ملت فارس است و ساکنین این منطقه از دیرباز از نژاد برتر پارس یا آریا بودند و برای توجیه وجود دیگر ملتها در ایران یا زبان آنها را در حد گویش و لهجه فارسی تقلیل می دهند (مانند کردی و لری و بلوچی و حتی بعضاً خود ترکی!) و یا زبان آنها را زبانهایی معرفی می کنند که در اثر حمله خارجیان به مردم منطقه که اصالتا آریایی بودند به آنها تحمیل شده است (مانند زبان ترکی و عربی )! تحریفهای این دوره دو محور عمده داشت ، بزرگنمایی تاریخ و فرهنگ و زبان ملت فارس و خرد کردن هویت دیگر ملتهای ساکن ایران. در راستای اولین محور تئوریها و جعلیات باستانشناسان غربی که در حال کند و کاو تپه های باستانی ایران بودند به داد تئوریسین های شونیست داخلی رسید. آنها قصد داشتند تاریخ ایران را محدود به دوران هخامنشی ، ساسانی و اشکانی کرده و دوران تمدنهای باشکوه ماقبل آن و دوران حکومتهای ترک و اسلامی بعد از آن را کمرنگتر جلوه دهند! به گونه ای مشکوک کوروش و داریوش را تقدیس و پرستش می کردند ! سرمایه های هنگفت جهت بزرگنمایی این برهه از تاریخ ایران تحت نام جشنهای دو هزار و پانصد ساله صرف می شود و حتی مبدا تاریخ نیز به ابتدای حکومت هخامنشیان تغییر داده می شود! شروع به تبلیغ نژاد ساختگی آریا و منزه نشان دادن این نژاد که تا آن تاریخ برای ملتهای ایرانی مجهول بود کردند. از طرفی نیز ترک ستیزی و عرب ستیزی و اسلام ستیزی را در برنامه کار خود قرار دادند. اعراب و ترکان را دشمن ایران و ایرانی و نابود کننده تمدن ایران معرفی کردند! عرب را سوسمار خوار و ترکی را گاه زبان غلامان بدکاره دربار فارسها معرفی کردند و گاه زبان مهاجمین! [۲۲] [۲۶]
منابع
۱۴٫ ۵۷ مین سالگرد ۲۱ آذر، ویژه نامه یول هفته نامه خبری دانشجویان ترک دانشگاه تهران، ۱۸ آذر ۱۳۸۲
۲۰٫ زبان آذربایجان و موقعیت گذشته و کنونی آن در ایران، حسن راشدی ۱۳۸۳
۲۱٫ دوازده قرن سکوت ، اثر ناصر پورپیرار، انتشارات کارنگ ۱۳۸۲www.naria.persianblog.com
22. مجموعه مقالات سایت http://www.tribun.com
26. مجموعه مقالات سایت http://www.durna.info
31. سندی از ظهور شونیسم در ایران ، علی رضا صرافی
[پاسخ]
برو ترکمنستان هر وقت ترکای اونجا رو دیدی قیافه هاشونو خوب نیگا کردی می فهمی زمین تا آسمون با اونا فرق می کنی میگی خدایا شکرت قیافم اینجوری نشد. ترک اصل میخوای یعنی ترکمنستان یعنی مغولستان کشور ترکیه همه که کلا جعلیه همه نژاده توشه از رومی گرفته تا یونانی آخه وقتی نیگاشون می کنی اصلا نژادشون به ترک نمیخوره همه مو زرد چشمای رنگی.
[پاسخ]
هخامنشیان سلسلهای از اقوام وحشی و بیابانگرد به اصطلاح آریایی بودند که توسط جوانکی دزد و فاسدالاخلاق بنام کوروش در سال ۵۵۰ ق.م درایران تاسیس و با حمله اسکندر مقدونی و کشته شدن آخرین پادشاه جنایتکار این سلسله بنام داریوش سوم در سال ۳۳۱ ق.م همچون جرثومههایی از فساد از روی زمین برافتاد و به زباله دانی تاریخ سپرده شد.
اعمال و افکار و حرکات و سکنات این جوانک دزد در دهههای اخیر مورد تقلید و سرمشق و «ایدئولوژی» رژیمی فاسدتر از رژیم هخامنشی گردید و احمقی از حُمقای تاریخ که «عقیده خودبزرگ بینی» داشت خواست کشور ایران را به «دروازههای تمدن بزرگ» برساند، تمدنی که خطوط اصلی آن از «دروازه غار» و «میدان تیر» و «میدان اعدام» تهران میگذشت و به زندانهای «قزل قلعه» و «قزل حصار» و «قصر» منتهی میشد.
«گریمورهای تاریخ شاهنشاهی» از این جوانک دزد و فاسدالاخلاق سعی داشتند چهره «منجی ایران» را ترسیم نمایند غافل از اینکه انوار آفتاب حقیقت از زیر پرده آهنین جهلهای شاهنشاهی نیز گذشته و جهان حقیقت را نور باران کرده و خفاشان شبپرست را مجبور خواهند کرد در مقابل عزم آهنین تاریخ حقیقی این ملت سر خم کرده و بساط شارلاتانی و شاهبازیهای خود را جمع نمایند ولی آنها مزبوحانه میکوشند تا جلو روشنگریهای اصیل تاریخی را با پولهای به غارت برده و با ساختن فیلم چندین میلیون دلاری «کورش کبیر» بگیرند.
این فیلم مضحک که امروزه با همکاری چهار فیلمساز سوئدی و با پشتیبانی و ساپورت کامل«رضا پهلوی» – پالانی سابق- تهیه میشود قرار است بغیر از آمریکا در بیشتر شهرهای بزرگ اروپا از طریق تلویزیون پخش شود.(۱) و هدف از آن «تحریف تاریخ واقعی ایران» و چهره انسانی دادن به جوانکی دزد و فاسدالاخلاق بدخوی و سگ پروردهای است که مورد افتخار «لایقان» خود میباشد و بر جوانان این آب و خاک است که در مقابل تحریفهای این ورشکستهگان به تقصیر «پهلوی گرا» با نوشتن مقالههای روشنگر از متون صحیح یونانی و اسلامی برآیند تا فاجعه «دروازه تمدن بزرگ» بار دیگر گریبانگیر این مردم نشود و بدبختیها و «آریا بازیهای» عاری از مهری از نو تکرار نگردد.
حال با این مقدمه کوتاه در مورد فیلم «کوروش کبیر» – که دهن کجی آشکار به تاریخ واقعی این مردم است – به بررسی سلسله هخامنشی میپردازم تا ریشههای این کج اندیشی نمایان گردد.
«کتزیاس» مورخ و طبیب مشهور یونانی که بمدت ۱۷ سال از سال ۴۱۵ – ۳۹۸ قبل از میلاد «پزشک دربار هخامنشی» بود و حدود ۲۳ جلد کتاب در تاریخ ایران و جهان تالیف کرده است چون خود از نزدیک با خاندان فاسد هخامنشی آشنا بود در حقیقت توانسته پرده از روی بعضی از «اسرار مگوهای» این رژیم فاسد برداشته و بویژه در مورد کوروش به اصطلاح کبیر حقایقی را در حد امکان و موقعیت خویش بیان نماید.
«کتزیاس» بر خلاف بعضی از مولفین جیره خوار و مورخین خیانتکار که سعی در اختفای حقایق تاریخی دارند به صراحت در مورد سر سلسله هخامنشی و حیات کثیف دوره جوانی او مینویسد: «کوروش پسر چوپانی بود…. که از شدت احتیاج مجبور گردید راه زنی پیش گیرد»(۲)
خطیب مشهور جناب «آیت ا…صادق خلخالی» در کتاب «کوروش دروغین و جنایتکار» به استناد این نوشته کتزیاس که مینویسد : «کوروش در ایام جوانی بکارهای پست اشتغال میورزید و از این جهت مکرر تازیانه [می]خورد»(۳) استنباط کرده است که کوروش گاه – گاهی مجبور بود که «لواط بدهد»(۴) او کوروش را جزء آن منحرفین اخلاقی میداند که «در تمام عمر خویش همیشه مبتلا به انحراف اخلاقی بوده و از تن دادن بذلتها که لواط هم جزو آنها است مضایقه نداشتهاند»(۵)
«کتزیاس« که در مدت هفده سال طبابت در دربار هخامنشی به اسرار درونی این سلسله فاسد از نزدیک آگاهی داشت در مورد رابطه خاندان پادشاهی ماد با خاندان کوروش به صراحت مینویسد که برخلاف شایعه پراکنیهای رژیم هخامنشی که میخواهد خود را از اقوام خاندان پادشاهی ماد قلمداد کرده و کوروش را نوه آستیاک جلوه دهد تا تصاحب پادشاهی ماد را «قانونی» جلوه دهد، کوروش با آستیاک – آخرین پادشاه ماد «هیچگونه قرابتی نداشت و از راه حیله و تزویر بمقام سلطنت رسیده بود»(۶)
علاوه بر تاکید بر فاسدالاخلاق بودن کوروش، مورخینی غیر از کتزیاس نیز که قبل از میلاد میزیستند از بخش دیگری از اسرار زندگی کثیف او پرده برداشته و حتی به «سگ پروردگی» کوروش هم اشاره کردهاند.
«تروک پومپه» – مورخ اهل گل (فرانسه) – که معاصر اوگوست امپراتور روم بود (۳۱ ق.م – ۱۴ م
) و چهل و چهار جلد کتاب در تاریخ علم نوشته است که «ژوستن» یا «یوستی نوس» مورخ رومی آنها را خلاصه کرده در کتاب «تاریخ عمومی، کتاب اول، بند۴ » راجع به کودکی کوروش مینویسد که وقتی کوروش را برای به هلاکت رساندن بدست چوپانی سپردند «چوپان، کوروش را در جنگلی گذارد، یک سگ ماده او را شیر میداد و از حیوانات دیگر حفظ میکرد بعد که چوپان دید حیوانی پرستار و پاسبان طفل است حس ترحم بر وی غلبه کرد و بخواهش زنش پسر نوزاد خود را در جنگل گذارد و کوروش را به پسری پذیرفت.»(۷)
ماجرای «سگ پروردگی کوروش» علاوه بر منابع یونانی در منابع قدیم اسلامی نیز تایید و تاکید شده منتهی با توجه به بعد فاصله زمانی از هخامنشیان تا اسلام مفسران اسلامی هسته اصلی زندگی او را در آثار خود حفظ کرده ولی در نام او اختلاطی با سایرین پیش آوردند مثلا «ابوبکر عتیق نیشابوری» معروف به «سورآبادی» مفسر بزرگ اسلام در هزار سال پیش در تفسیر خود به مناسبتی از «کیکوروش» (کی کوروش) نامبرده و می نویسد : «گویند بکودکی بد خو بود مادر وی با وی درماند و دایگان درماندند وی را ببردند در بن درختی بنهادند ماده سگی بدان موضع بچه داشت بچگان را شیر میداد…تا آنکه کودک به شیر سگ برآمد نیکو روی و زیرک و ناپاک [شد]«(۸)
شاید واژه های «نیکوروی» و «ناپاک» به نوعی افاده کننده استنباط جناب «آیت ا…خلخالی» باشد و بنوعی هم افادهگر همین معنی «کتزیاس» – طبیب دربار هخامنشی – باشد که به صراحت مینویسد : «کوروش در ایام جوانی بکارهای پست اشتغال میورزید و از این جهت مکرر تازیانه [می]خورد»(۱۰) البته احتمال اینکه واژه کنایهدار سورآبادی در رابطه با «نیکوروی» بودن کوروش در ارتباط با واژه «کارهای پست» ذکر شده از سوی کتزیاس باشد بعید نیست.
جالب اینکه روایاتی نیز در مورد کوروشی بنام «کوروش سگ دهان» وجود دارد که ارتباط نزدیکی با گفته «ابوبکر عتیق نیشابوری» در مورد «بدخو» بودن «کی کوروش» دارد. این «کوروش سگ دهان»، در واقع اولین حکمران پارسی است که دستور بستن در دانشگاهها و دانشکدهها را صادر کرده و دانشگاه بزرگ حکمت و فلسفه یونان در شهر اوس را بکلی تعطیل کرده از کار انداخته است.
البته لازم به یادآوری ایت که هروردوت – پدر تاریخ – نیز نام مادر کوروش را «سپاکو» (اسپاکو) ذکر کرده که معنی «سگ ماده»(۱۰) دارد و نشان میدهد که روایت «سگ پروردگی کوروش» در آثار هردوت نیز بنوعی منعکس بوده است ولی یکی از مترجمین خوش ذوق ایرانی در ترجمه تاریخ هرودوت که بین «وجدان مترجمی» و «وجدان آریاییگری» قرار گرفته است در صفحه ۴۶ ترجمه خود سپاکو را «که به یونانی کینو میباشد زیرا بزبان مادی کلمه سپاکو یعنی سگ ماده»(۱۱) در صفحه ۵۴ ترجمهاش بناگهان «شرم آریاییگری» بر «وجدان مترجمیاش» غلبه کرده و «کینو» را «گرگ« ترجمه میکنند تا بنماید که «گرگ مادهای او (کوروش) را شیر داد»(۱۲) البته این شعبده بازی و «تبدیل سگ به گرگ» فقط در فاصله هشت صفحه انجام میگیرد نه بیشتر!!
جالب اینکه یکی از مورخین معاصر بعد از ذکر این سه واقعه مربوط به «سگها» مینویسد : «در واقع یک روایتی در باب سگ شیر دادن کی کوروش و اسپاکوی هرودوت و کوروش سگ دهان روزگارهای بعد وجود داشته که با هم تخلیط شده است و چون صحبت ما از جو و نان جو است به گوشتخواران فعلا نمیپردازیم فقط مقصودم اشاره به نام خانوادگی این سگ زادههاست»(۱۳)
به هر حال آنچه از تعابیر و تفاسیر یونانی و اسلامی برمیآید این است که کوروش به اصطلاح کبیر سگ پرورده با هر دوز و کلکی بود امپراتوری ترکان ماد را از پای درآورد و آستیاک آخرین پادشاه ماد را در تبعید کشت.
«کتزیاس» – مورخ و طبیب دربار هخامنشی – در مورد عاقبت کار آستیاک با عنایت به «سگ پروردگی» کوروش مینویسد وقتی که به جستجوی نعش پادشاه ماد در کویری که کوروش دستور داده بود او را در آنجا بکشند برآمدند به واقعهی حیرت آور برخوردند «چیزیکه باعث حیرت شد این بود [که] شیری نعش شاه [ماد] را از درندگان دیگر حفظ کرده بود و وقتیکه فرستادگان سر نعش رسیدند شیر کناره کرده ناپدید گشت نعش شاهرا با احترامات زیاد دفن کردند»(۱۴)
گویا از همان زمان است که ترکان آذربایجان ضربالمثل «ایت سوتو اممیش» (شیر سگ خورده) را بعنوان ناسزا وارد فرهنگ و زبان خود کرده و به افراد پست و فرومایه اطلاق کردهاند.
به هر حال همانطوریکه ورود اولین پادشاه هخامنشی به صحنه تاریخ در ارتباط با سگ و سگ پروردگی آغاز گردید از عجایب تاریخ این که پایان این سلسله ننگین نیز در ارتباط با سگ به پایان رسید. بنابه روایتی وقتی داریوش سوم هخامنشی در جنگ با اسکندر مقدونی در میدان جنگ کشته شد و سربازان پارسی پا به فرار گذاشتند و پیدا کردن جسد پادشاه پارس با مشکل بزرگی مواجه شد چون وسعت میدان جنگ از طرفی و تغییر قیافه کشتهشدگان در اثر ضربات کشنده آلات جنگی و متلاشی شدن قیافهها از طرف دیگر شناسایی اجساد را مشکل کرده بود اسکندر برای پیدا کردن جسد داریوش سوم از مغ ها کمک خواست. مغها که وضعیت بلاتکلیف اسرا و مجروحین و مقتولین خاکسپار نشده را دیدند برای سرعت بخشیدن به پیدا کردن جسد پادشاه هخامنشی به اسکندر گفتند چون شالوده خاندان هخامنشی با «شیر سگ» برآمده و «محافظین» این خاندان «سگان» میباشند لذا هر کجا سگی را دیدید که در بالای سر جسدی پرسه میزند بدانید که جسد متعلق به پادشاه هخامنشی است و بدین ترتیب یونانیان بزودی با همان علایم مذکور جسد داریوش سوم هخامنشی را پیدا کرده پیش اسکندر آوردند.
در روایت دیگری آمده است :
«آخرین فرد سلاله هخامنشی نیز داریوش نامیده میشد : داریوش سوم.
در زمان او ایران از اسکندر شکست خورد. در اول ماه اکیم سال ۳۳۱ [قبل از میلاد] وقتی داریوش سوم شکست خود را از اسکندر مشاهده کرد به تنهایی راه گریز در پیش گرفت. تعقیب بمدت یازده روز ادامه یافت. اسکندر صیح روز یازدهم از دور جسدی مشاهده کرد. در اطراف جسد تنها یک سگ پارس کنان به نگهبانی از آخرین پادشاه پارس مشغول بود و کسی دیگر در اطراف او نبود. این منظره به همان قدر که تاسف آور بود برای امپراتوری ایران نیز فاجعه آمیز بود و عاقبت نکبتبار آن را نشان میداد»(۱۶)
بدین ترتیب یک سلسله که سگ پرورده بودند و تاریخ پر از فجایع جانگداز آنها از بریدن و دریدن و شکنجه و شکستن و فسق و فجور و ظلم و جور بود همچون فیلمی که با «پارس سگی» شروع گردد با زوزه سگی نیز به پایان رسید و از اعمال ننگین آنها سناریویی باقی ماند تا «سگ پرستان شاهپرست» به یاری «توله سگ پهلوی دوم» فیلمی با میلیونها دلار هزینه با نام «کوروش کبیر» بسازند و دهن کجی بیشرمانهای به تاریخ واقعی این مردم شریف بنمایند.
جالب اینکه دو سلسله خالص به اصطلاح «آریایی نیز که خود را دنباله «سگ پروردگان» هخامنشی میدانستند یعنی «ساسانی» و «پهلوی» نیز به همان «آخر و عاقبت سگی» دچار شدند و آنها نیز در ارتباط با سگ تاریخ ایران را از لوث وجود خود پاک کردند.
«حمزه اصفهانی» در کتاب «تاریخ سنی ملوکالارض و الانبیاء» در مورد فرار یزدگرد سوم آخرین پادشاه سیاه پوست!! ساسانی مینویسد که او «آنچه گوهر و زرینه و سیمینه داشت با پسر و زنان خود و حشم خویش برداشت و چون رفت هزار طباخ(آشپز) و هزار سگبان و هزار یوزبان و هزار بازیار همراه داشت»(۱۷)
نویسنده کتاب «آسیای هفت سنگ» با اظهار تعجب از این «عمل سگی یزدگرد» مینویسد : «او رفت و سپاه [ایران] و رستم فرخزاد [(فرمانده سپاه ساسانی در جنگ قادسیه)] و همه ایرانیان را در برابر سپاه عرب، بیپناه و بی استمداد باقی گذاشت من نمیدانم در آن وقت که هواپیما نبود آن همه سگ و سگبان چطور از تیسفون خود را به مرو رساندهاند که سه هزار کیلومتر بیشتر فاصله است»(۱۸)
آخر و عاقبت سلسله پهلوی نیز کمتر از پیشینیان سگیاش نبود. شاه وقتی از پناهندگی به کشورهای مختلف خسته شد و همه کشورها عذرش را خواستند با واسطه «هامیلتون» و به سفارش «کارتر» – رئیس جمهور آمریکا – رئیس جمهور پاناما قبول کرد که شاه به کشور پاناما پناهنده شود. آنها به قدری از عظمت ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی و دیکتاتوری پهلوی در گوش رئیس جمهور پاناما خواندند تا رئیس جمهور پاناما ندیده تحت تاثیر عظمت پادشاه ایران قرار گرفت ولی وقتی شاه را دید به تمسخر در مورد عظمت شاهنشاهی پهلوی به هامیلتون گفته بود «دو هزاروپانصد سال سلطنت [شاهنشاهی] و پنجاه سال سلطنت پهلوی به دوازده نفر آدم و مشتی بار و بندیل و دو سگ منحصر شده » است.(۱۹)
فاعبترو یااوالابصار (عبرت بگیرید ای صاحبان بینش).
پاورقی :
۱- آذربایجان گونشی (خورشید آذربایجان) هفته نامه ادبی، فرهنگی، اجتماعی و تاریخی دانشگاه تبریز، سال اول، شماره چهارم، آذر ۱۳۸۲، ص ۲
۲- ایران باستان یا تاریخ مفصل ایران قدیم، حسن پیرنیا(مشیرالدوله سابق) ، ج اول، چاپ دوم، بیتا، انتشارات ابن سینا و بنگاه دانش، تهران، ص ۲۴۰
۳- همانجا، همان صفحه
۴- کوروش دروغین و جنایتکار، صادق خلخالی، بینا، بیجا، ۱۳۶۰، ص ۲۷ عین واژه مرحوم آیتالله خلخالی در کتاب مورد استناد.
۵- همانجا، ص ۲۸ عین جمله مرحوم و نقل قول مستقیم از ایشان.
۶- ایران باستان، ص ۲۴۰
۷- همانجا، ص ۲۶۲
۸- قصص قرآن مجید، برگرفته از تفسیر ابوبکر عتیق نیشابوری مشهور به سورآبادی متوفی ۴۰۴ ه.ق ، ترجمه دکتر یحیی مهدوی، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۴۷، ص ۲۰۸ و نیز متون تفسیری، دکتر قاسم انصاری،انتشارات دانشگاه پیام نور، چاپ هشتم، دی ماه ۱۳۷۹ ، تهران ، ص ۱۰۱
۹- ایران باستان، ص ۲۴۰
۱۰- تاریخ هرودوت، ترجمه ع. وحید مازندرانی، با مقدمه عباس اقبال،کتابفروشی محمدعلی علمی، تهران ، شهریور ۱۳۲۴، ص ۴۶
۱۱- همانجا، همان صفحه
۱۲- همانجا ، ص ۵۴
۱۳- نون جو و دروغ گو، باستانی پاریزی، دنیای کتاب، تهران، ۱۳۶۲، ص ۱۰۳
۱۴- ایران باستان، ص ۲۴۱
۱۵- زنان فرمانروا در دولتهای اسلامی، خانم پروفسور بحریه اوچوک، ترجمه دکتر محمدتقی امامی،با مقدمه دکتر باستانی پاریزی، انتشارات کوروش، تهران، ص ۵۹
۱۶- ihtilaller ve darbeler tarihi , Çeviren : sabiha bozbağli , istanbul , 1966 , c.1 , s . 19-20
17- حمزه اصفهانی ، به نقل از آسیای هفت سنگ، باستانی پاریزی،انتشارات دنیای کتاب،چاپ پنجم، تهران ص ۴۷۰
۱۸- آسیای هفت سنگ، ص ۴۷۱
۱۹- بحران، نوشته هامیلتون، ص ۲۵۰ به نقل از آسیای هفت سنگ ص ۶۸۰
[پاسخ]
کرماشان پاسخ در تاريخ دی ۲۴م, ۱۳۹۰ ۳:۱۹ ق.ظ:
@فرید۹۵۱, خیلی احمقی
[پاسخ]
« یک فارس با یک نفر ترک دعوا داشت و هرچه فحش از دهانش بیرون آمد به وی گفت ، مرد ترک آرام نشسته بود و چپق خود را میکشید ، سر انجام چوب چپق را با دقت تمام از سر آن جدا کرد – گوئی که میخواست آن را پاک کند – و با چوب آن ضربهای به سر فارس وارد آورد و در حالی که فریاد میکشید کپی اوغلو دو باره سر جای خود قرار گرفت ، به معاینه دسته چپق پرداخت که مبادا زیانی دیده باشد و سپس به کشیدن چپق پرداخت. طوری که گفتی هیچ اتفاقی نیفتاده است. »
(از سفر نامه پولاک پزشک اطریشی ناصرالدین شاه) ….
ترک ستیزی عوامانه نیز که جنگ روانی و مکمل ترک ستیزی سیاسی است از تهران شروع شده و … تا آنجا که شهریار را به سرودن شعر معروف « ایا تهرانیا انصاف میکن… » وا داشته است و نیزدر شکوه از جلوگیری از فرهنگ آذربایجان میگوید:
تهرانین غیرتی یوخ شهریاری ساخلاماغا گلمیشم تبریزه کی یاخشی یامان بللنسین
سعدی نین باغ گلستانی گرک حشره قدر آلماسی سله لنیب خرماسی زنبیللنسین
لعنت او باد خزانه کی نظامی باغینین بیر یاوان گلبسرین قویمادی کاکللنسین
ترجمه:
تهران غیرت آنرا ندارد که شهریار را نکهدارد به تبریز آمده ام تا خوب و بد معلوم شود
باغ گلستان سعدی تا به فیامت باید سیبش آفشانده و خرمایش به زنبیل چیده شود
لعنت به آن باد خزان که نگذاشت یک خیار ساده باغ «نظامی» کاکل در آورد
شعر زیبای محمد بی ریا خطاب به حسن نزیه تبریزی هم که از طریق رادیو تهران آذربایجان را تحقیر میکرد و جواب میگرفت که « گل من اولوم حسن داداش آز بیزه زیرنا چال گوراخ – من بمیرم داش حسن بیا کمتر برای ما سرنا بزن » ، وصف حال آن دوران و جواب به ترک ستیزان است.
حسن نزیه بعد از انقلاب ١٣۵٧ وزیر نفت شد ولی وقتی که خمینی دستورداد صدای اورا قطع کنند ، توانست خود را به بیت شریعتمداری در قم برساند و به آذربایجانیها پناهنده شود.
ترک ستیزی عوامانه بیشتر از طریق جوکهای تحقیر آمیز علیه زبان و فرهنگ ترکها انجام میگیرد و طی پانزده سال گذشته بشدت گسرش یافته است که هر چند وقت یکبار جلسات جوک گوئی به زد خورد بین فارسها با ترکها تبدیل میشود. علت اصلی رشد جوکهائی که برای تحقیر ترکها گفته میشود سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی است که به رشد پدیدههای ضد فرهنگی منجر میشود.
اکنون ترک ستیزی در تهران دامنه وسیع پیداکرده و حتی در مراسم مذهبی نیز خود نمائی میکند. بگفته شاهدان عینی در مراسم مرثیه خوانی ماه محرم که صحنههای جنگ کربلا بصورت تعزیه و نمایشنامه مذهبی اجرا میشود گاها دیده میشود که امام حسین و اطرافیانش فارسی بدون لهجه صحبت میکنند ولی شمر و حرمله با لهجه غلیظ ترکی حرف میزنند. بعضی از نقاشیهای مذهبی ، امامان را بشکل شاهزادگان سفید پوست و کفار را با قیافه ترکی و مغولی با سبیلهای از بناگوش در رفته تصویر میکنند که پلانول پوسترجنگ امامزاده ابراهیم با یک کافر را بعنوان نمونه ضمیمه مقاله خود کرده است .طنز شناسان بیست و دو تم و موضوع کلی برای جوک و لطیفه شناسائی کردهاند که لطیفههای تمام ملل در داخل آن تمها تعریف میشوند. دو تم بزرگ جوک و لطیفه در دنیا سکس و دین است و مخصوصا در محیطهای نظامی اغلب جوک جنسی تعریف میشود. اما در جمهوری اسلامی سکس تابو محسوب میشود و حرف زدن از سکس در جمع ممنوع میباشد و هرگونه سخن خنده دار در باره دین نیز گناه محسوب شده و شدیدان ممنوع است ولی جامعه احتیاج به تفریح و انبساط خاطر دارد و لذا کمدینها و مقلدین و جوک گوها برای خنداندن دیگران و پرکردن برنامه به مسخره کردن ملل غیر فارس میپردازند که در هر جامعهای اختلافات ملی پیشینه طولانی دارد و به اختلافات طایفهای گذشته مربوط میشود که با تکرار شدن ممتد ، بسیار مستهجن و دل آزار میشود. هم اکنون نسلی ازجوک گوها و شومنها در ایران بعمل آمده است که از طریق مسخره کردن ملل غیر فارس نان میخورند.
این نسل از دوران جنگ ایران و عراق شروع به رشد کرده و اکنون در تهران صحنه گردان بر نامههای نمایشی است. در آغاز جنگ دولت روضه خوان و نوحه خوان به جبهه میفرستاد تا شهادت تبلیغ بکنند ولی این عمل روحیه سربازان را خراب میکرد تا اینکه بالاخره مسئولین جنگ متقاعد شدند که سرباز به خنده و شوخی نیاز دارد تا مرگ را فراموس کند و چنین است که بسیج به فرستادن دلقک به جبههها پرداخت و چون میدان عمل آنان با اخلاق خشگ مذهبی مسدود شده بود و حق نداشتند جوک سکسی یا دینی و نیز سیاسی تعریف بکنند ، کارشان به تقلید لهجه غیرفارسها و خنگ و نفهم نشان دادن کسانی که فارسی را مانند تهرانیها صحبت نمیکنند محدود میشد و همین پدیده است که اکنون به نام هنر به یک عمل ضد فرهنگی تبدیل شده است و نه تنها رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی عرصه اصلی این ضدفرهنگ است بلکه صفحات روزنامهها و مجلات را نیز تسخیر کرده است ، کاریکاتور مانا نیستانی هم محصول همین جو مسموم است.
مابین ترک ستیزی سیاسی- استراتژیک و ترک ستیزی عوامانه ، نوع دیگری از ترک ستیزی درمیان بخشی از اهل قلم ایران رایج است که میتوان آنرا ترک ستیزی ناشی از سرگشتگی ایدئولوژیک نامید. این عده خودرا دموکرات و مترقی معرفی میکنند ولی آلوده به تفکرات نژادپرستانه هستند. با حکومت دیکتاتوری مخالفت میکنند و بزندان میروند اما درست مانند دیکتاتورها با ملل غیر فارس برخورد میکنند. خود را جهان وطن و انترناسیونالیست مینامند اما مصداق بارز شوونیسم فارس هستند و در موضع گیریهای سیاسی ، خاک را به مردمی که روی آن خاک زندگی میکنند مقدم میشمارند.
این عده بخاطر مخالفت با دیکتاتوری و سابقه وابستگی به گروههای چپ ، اصطلاحا به روشنفکر معروف شدهاند اما فاقد معیارهای روشنفکری جهان مدرن هستند. شاید هم بخاطر اینکه جامعه ایران هرگز یک جامعه آزاد نبوده لذا نتوانسته است روشنفکران آزاده تولید و تربیت بکند.
تعریف اصطلاحات میهن ، ملت و فرهنگ در نزد این روشنفکران همان تعریفهای رضاشاه و کسانی است که رضاشاه را به سلطنت رسانده بودند.
« چهره ایران معاصر تا حد زیادی نتیجه سیاستهای رضا شاه است.او بر اقلیتهای خود مختار و عشایر چیره شد و آنها را گرد هم آورد تا کشوری واحد با ملتی واحد و زبانی واحد تشکیل دهد.
اساس سیاست رژیم پهلوی برای ادغام اقلیتهای ملی در « ایران پارسی » یکپارچه با مرکزیت سیاسی – اقتصادی تهران ، تخریب پایههای اقتصادی ملل غیر فارس بود. از اینجاست که تهران به بهای ویرانی اقتصاد مناطق ملی نشین به قطب توسعه اقتصادی ایران بدل میشود.
رضا شاه مسئول ایجاد تغییرات زیادی در جامعه ایران است. او به تقلید از آتا تورک به یک سری اصلاحات مدرن دست زد در ضمن با سردادن شعارهای ملی پارسی علیرغم مخالفت مردم ، کوشید عظمت امپراطوری باستان را در عرصه تبلیغات احیا کند. با توجه به اینکه بعضی از روشنفکران حتی درصدر مشروطه نیز تفکرات عظمت طلبانه باستانی داشتند لذا رژیم رضاشاه موفق شد نظر روشنفکران دهه ١٩٣٠ را برای تشکیل خط مشی ایدئولوژیک جلب کند. زیرا با این زمینهها برخی از ارزشهای ایدئولوژیک رژیم با روشنفکران مشترک شده بود.» زبان فارسی هسته ایدئولوژیک رژیم پهلوی و دست آویزی برای تحریک احساسات میهن پرستانه و غرور فرهنگی و در نهایت ابزاری برای تظاهر به یکپارچگی ملی بود. در اینجا و در برخورد با موضوع زبان نیز بار دیگر هماندیشی بنیانی رژیم پهلوی با تمایلات روشنفکران آن زمان آشکار میشود. زبان فارسی از انقلاب مشروطه به بعد بخشی از گفتمان بزرگ هویت یابی ایرانی بود و رژیم پهلوی قصدداشت هویت ملی و بومی غیر فارس زبانان ایران را تغییر دهد و آنان را زیر پرچم فارس گرد آورد بدینجهت آموزش و پرورش عمومی در انحصار زبان فارسی قرار میگیرد وخواندن و نوشتن به زبانهای ملی غیر فارس ممنوع میشود.
بزرگ نمائی عظمت ایران باستان و به عرش اعلا ء بردن زبان فارسی از مشخصات ناسیونالیسم رضا شاهی است که همچنان عدهای از مخالفان آن رژیم نیز همان سیاست را دنبال میکنند و سیاست جمهوری اسلامی هم در عرصه آموزش و پرورش همان سیاست دوران رضاشاه با عناوین اسلامی است. بعنوان مثال زمانی که در دوره ریاست جمهوریهاشمی رفسنجانی روسای کشورهای تازه استقلال یافته آسیای مرکزی به خراسان دعوت شده بودند و رفسنجانی در زیر چادر بزرگی برای آنان سخنرانی میکرد ، گفت که جمهوری اسلامی میخواهد زبان فارسی را زبان سیاسی اسلام بکند و محمد خاتمی رئیس جمهور بعدی نیز بارها گفته است که زبان فارسی و دین اسلام مشترکا هویت ایرانی را میسازند. و این در حالی است که اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی در کنار فارسی ، زبانهای ملی غیر فارس را نیز میپذیرد که البته طی ٢٧ سال گذشته با وجود خواست تمامی ملل غیر فارس ایرانی. این قانون تا کنون اجرا نشده است. اصل ١۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی بشرح زیر است:
« زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ، ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس ، در کنار زبان فارسی آزاد است » در سالهای اخیر ، شروع تحریکات و توهینها از کانالهای دولتی بخاطر اینست که هرچه مردم از مذهب دولتی بیشتر فاصله میگیرند ، حکومت بیشتر به ناسیونالیسم ایرانی متوصل میشود و چون پان ایرانیستها بعنوان مدافع ناسیونالیسم ایرانی و کارشناس مسائل ملی در دستگاههای تبلیغی حکومت بکار گرفته شدهاند لذا خط فکری نژاد پرستانه خود را پیش میبرند و چون معتقد به مستحیل کردن ترکها هستند ، از هر امکانی برای تحقیر و توهین به ترکها استفاده
میکنند و میبینیم که نتیجه عکس میگیرند.
اصلیت ترک بعضی از رهبران جمهوری اسلامی بهانهای است تا ترک ستیزان ادعا بکنند که کارهای کلیدی حکومت در دست ترکهاست. این فقط ظاهر قضیه است و گرنه نظام سیاسی و فرهنگی ایران رسما برپایه زبان فارسی و غیر رسمی کردن سایر زبانها گذاشته شده است و بودن چند غیرفارس در راس امور تغییری در اصل مساله ایجاد نمیکند بعنوان مثال استالین خود گرجی بود ولی در خدمت زبان و فرهنگ روسی قرارگرفته بود و در زمان او، گرجیها بیشتر از هرزمانی آسیمیله شدند و روسها با « کون سیاه » نامیدن گرجیها در دوره استالین ، هم غیر مستقیم مخالفت خودشان را با استالین نشان میدادند و هم گرجیها را تحقیر میکردند.
نتیجه گیری:
قیام خردادماه ١٣٨۵ آذربایجان بار دیکر مساله ملی در ایران را در صدر مباحثات سیاسی قرار داده است. این مباحث هنوز تعمیق نیافته است و از طرف کسانی که مسله ملی در ایران را قبول ندارند و یا معتقدند که آذربایجان مساله ملی ندارد ، پرخاشجویانه و غیر منطقی است اما شروع مساله خود گام بزرگی است که به جلو برداشته شده است. قالبی و کهنه بودن استدلالهای پان ایرانیستها و قضاوت آنان در باره ترکها نشان میدهد که آنها بعد از فروریختن دیوار برلین هیچ خانه تکانی سیاسی – ایدئولوژیک انجام ندادهاند و شکست آنها در هر مباحثه نو محرز است. در مقابل آنها روشنفکران ملل غیر فارس در ایران ، طی دو دهه گذشته بنیانهای اندیشگی خود را باز سازی کرده و تجربیات زیادی از تحولات بین المللی اندوختهاند و میبینیم که سوژههای مدرن مرتبا از طرف اینان مطرح میشودو فعالین جنبشهای ملی ، خطوط قرمزی را که خط تبعیض هستند هر روز در عمل زیر پا میگذارند.
پان ایرانیستها علیرغم اینکه نیروی سرکوب دولتی را همراه خود دارند ، در موضع تدافعی قرار کرفتهاند و پرخاشجویانه برخورد میکنند . اینان اگر همچنان هم موضع با حاکمیت به توهین و تحقیر ملل غیر فارس ادامه بدهند ، آگاهانه یا نا آگاهانه سرنوشت خود را به سرنوشت حکومت گره میزنند و این قمار خطرناکی است.
اینان باید در موضع گیریهایشان دقت بکنند و گرنه آتش به خرمن آرزوهای خودشان میزنند ، مگر نمیبینند که طی یک سال اخیر توهین به ملل غیر فارس سه شورش خونین درایران ایجاد کرده است.
اول نامه توهین آمیز منتسب به معاون اول ریاست جمهوری که در آن خواهان پاسازی قومی در خوزستان شده بود ، اعراب خوزستان را به شورش وا داشت.
بعد از آن توهین به اهل تسنن در سریال امام علی در تلویزیون جمهوری اسلامی ، کردستان و بلوچستان را به طغیان و شورش وا داشت.
و اکنون مقاله و کاریکاتور روزنامه رسمی دولت باعث قیام آذربایجان شده است. با گذشت زمان توهینها علنی و اعتراضات رادیکال تر میشود.
ترکها بخش بزرگی از جمعیت ایران هستند و چگونگی حل مساله ملی در آینده با حرکت آذربایجانیها رقم خواهد خورد چون ایران بدون آذربایجان معنی ندارد و نیروی میلیونی آذربایجان اکنون به میدان آمده است ، نیروی صدها هزار نفری که در قلعه بابک هویت ملی خودرا اعلام میکرد اکنون بطور آشکار موجودیت خود را در شهرها نشان میدهد واین درست عکس نظربرنارد اورکاد است که خیال میکرد با انقلاب اسلامی ، مساله اقلیتهای ملی در ایران برای همیشه حل شده است .ولی وقایع سالهای اخیر بیانگر آنست که:
« آتشفشان خاموش از خواب دیرمان بیدار گشته است ». .. ریشههای ترکستیزی در ایران
ماشااله رزمی
[پاسخ]
کی میگه کوردا نمیتونن دولت تشکیل بدن و چهارتا گوسفند رو سرپرستی کنن
این خبرو ببینید
غارت دفاتر احزاب اسلامگرای کردستان عراق توسط هواداران بارزانی
پس از آنکە مردم تعدادی از شهرهای منطقە کردستان عراق در اعتراض بە افزایش مراکز لهو لعب و عرضە کنندە مشروبات الکلی، تظاهرات اعتراض آمیزی را برگزار کردند، در مقابل طرفداران حزب دمکرات همە دفاتر حزب اتحاد اسلامی در استان دهوک را غارت کردند.
خبرگزاری فارس: غارت دفاتر احزاب اسلامگرای کردستان عراق توسط هواداران بارزانی
بە گزارش خبرنگار خبرگزای فارس در منطقە کردستان عراق، پس از آنکە روز گذشتە مردم تعدادی از شهرهای منطقە کردستان عراق در اعتراض بە افزایش مراکز لهو لعب و عرضە کنندە مشروبات الکلی، تظاهرات اعتراض آمیزی را برگزار کردند و این اماکن را بە آتش کشیدند، در مقابل طرفداران حزب دمکرات کردستان عراق بە ریاست “مسعود بارزانی” همە دفاتر حزب اتحاد اسلامی کردستان و مراکز رادیو و تلویزیون این حزب در استان دهوک را غارت کردند.
بر اساس گزارش های دریافتی، شب گذشتە دفاتر حزب اتحاد اسلامی بدون هیچ بهانەای توسط هواداران حزب دمکرات کردستان عراق در شهرهای دهوک، زاخۆ و سمیل بە آتش کشیدە شد و وسائل آن توسط این افراد غارت شد.
دقایقی پیش حزب اتحاد اسلامی همچنین از انهدام دفاتر رادیو و تلویزیون این حزب در مناطق تحت کنترل حزب مسعود بارزانی خبر داد.
قرار است تا ساعاتی دیگر هر سە حزب اپوزسیون منطقە کردستان عراق با تشکیل جلسەای اضطراری، در بارە این حملە نیروهای هواداران حزب بارزانی، تصمیم گیری کنند.
حالا شما فکر میکنید بعد ۱۰ هزار سال کوردا بتونن یه مزرعه مستقل داشته باشن و فارسارو هم به عنوان سگ نگهبان واسه مزرعه تربیت کنند . باید منتظرباشیم و ببینیم … این دماغ گنده ها چه میکننددددددد
[پاسخ]
کورد پاسخ در تاريخ دی ۹م, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۵ ب.ظ:
@آراز, آخه گمال اقلی؟!مشکلات لانه ی فساد خاورمیانه(ترکیــــــــه)که از این مسائل و درگیری هام گذشته.
[پاسخ]
بوتون تورک میلتی نه تقدیم ادیرم ..
آراز چایی چای اولسون
نه مرز ایران اولسون
سینیق کؤرپو قورولسون
تورکون گؤیلو شاد اولسون
یاشاسین تورک دنیاسی
[پاسخ]
دوستان
آذربایجان ایران ترک نیست !!
خودم آذریم و اهل تبریز هرگز خودم رو ترک نمیدونم !!
ما آریایی هستیم !!
خجالت بکشید مثلاً داریم تو قرن ۲۱ زندگی میکنیم
به جای این اراجیف گوش کنید به دانشمندان ژنتیک که ثابت کرده اند آذری های ایران با دیگر مناطق ایران نژاد مشترکی دارند و آریاییند !!
چرا خودتون رو قول میزنید ؟؟
آخه این ترک ها مگه چی دارن که خودتون رو به خاطرش عذاب میدین ؟؟
آذری یکی از ریشه های زبان پارسی است و ریشه ی پارسی دارد
ایت ترک های لعنتی باعث شدند زبان آذری تحریف بشه وگرنه ریشه ی پارسی دارد
افتخار میکنم ایرانی – آذری و آریاییم
به تاریخ کشورم افتخار میکنم !!
به جای قول زدن خودتون و اراجیف گویی و خیانت به خودتون برید دو کلمه از علم بشنوید
دکتر اشرافیان که خودش یه آذریه گفته آذری ها ترک نیستند حالا شما چی میگید ؟؟
[پاسخ]
araz پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶م, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۲ ب.ظ:
همشهری واقعا برات متاسف هستم
درسته ما همه ایرانی هستیم ولی این درست نیس که به خاطر ایرانی بودن نژاد خودرا انکار کنیم
ما ترک آزربایجانیم نه آزری.
ما ترکها همیشه در تاریخ ایران بودیم و خواهیم بود.
ایران مال همه هستش.مال ترک فارس کرد عرب لر …..
[پاسخ]
بعد دو سال(از یاددداشت قبلی- ۲۸م دی، ۱۳۸۸ ) هنوز هم ملت اینجا به هم بد و بیره می گویند و بر سر برتری قوم و زبانشان با هم گلاویز می شوند.
چه سرنوشتی در انتظار ماست. دوستان عزیز بین شما و جنگ داخلی و برادر کشی چه قدر فاصله است.
فکر می کنید نسل کشی در یوگوسلاوی ریشه اش در کجاست.
همینجا جلوی چشم همه
جمهوری اسلامی که از بین برود ، از اینها که شما می گویید دموکراسی و آزادی درنمی آید .
از اینها فقط یک یوگوسلاوی جدید بیرون می آید
[پاسخ]
تمامی ایرانیان یه ریشه از ملت های ترک – عرب و مغول دارند ودرکنار هم زندگی میکنند اما آنهائی که در زمانهای قدیم از نطفه سربازان مغول و عرب و تورک « مثل تو » از راه تجاوز پدیدار شده اند حال با ملتهای تورک و عرب به مخالفت برخاسته اند البته سربازان تورک بیش از هزار سال حاکم بودند و حرامسراهای عالی داشتند و اگر به عکسهای حرامسرای فتحعلی شاه نگاه کنی حتما عکس مادر بزرگت رو میبینی
[پاسخ]
arya پاسخ در تاريخ اسفند ۹م, ۱۳۹۰ ۱:۳۰ ق.ظ:
@سینا – ل, اتفاقا ورود تورکا به ایران در حدود پنج قرن اول بعد از حمله ی عربا به این صورت بود که کنیزای تورکو کرور کرور میاوردن و همین موجب نابودی بنیان خانواده های ایرانی میشد آره دادا.
[پاسخ]
شعری زیبا از استاد شهریار
بیر قرن ده قارداش دان اوزاخلاشماق اولورموش؟
قارداش دئیه ، بیر عمر ، سوراغلاشماق اولورموش؟
بیردنده ، بو قارداش لا ، قوجاقلاشماق اولورموش؟
بونلار بئله کی عرض ائلدیم ، گلدی و اولدی
من هر نه محال فرض ائله دیم ، گلدی و اولدی
بیز آیریلالی قرن ایدی ، قارداش لاریمیزدان
لش لر کیمی آیری دوشه لی باشلاریمیزدان
اوزموش الی قافقازلی قارین داشلار یمیزدان
گور من نه حال اوللام بو قیزیل گول لری تاپسام
رستم علی اوف تک گول بلبل لری تاپسام
قارداش گوزوم آختارمادا قوی بیر سنی تاپسین
عشقیم ، طیلیسم داغلاری فرهاد کیمی چاپسین
دشمن وار ایسه امجگینی ، تندیره یاپسین
حسرت قالالی بیز سیزه ، بیر قرن یاریمدیر
آغلار گوزوم شاهدی ، شعریم ، سه تاریم دیر
[پاسخ]
…..تمامی ایرانیان یه ژن خوب و بد از ملت های ترک – عرب و مغول دارند ودرکنار هم زندگی میکنند اما آنهائی که در زمانهای قدیم از نطفه سربازان مغول و عرب و تورک از راه تجاوز پدیدار شده اند و پان فارس وآریائی شده اند حال با ملتهای تورک و عرب به مخالفت برخاسته اند البته سربازان تورک بیش از هزار سال حاکم بودند و حرامسراهای عالی داشتند و اگر به عکسهای حرامسرای فتحعلی شاه نگاه کنی حتما عکس مادر بزرگ دشمنان تورک را در البوم قجر می بینند
[پاسخ]
دوباره میسازمت وطن اگر چه با استخوان خویش یک روز خوب میاد که هر چی ترکه با خفت بیرون کنیم بیان خودمون رو برای ان روز اماده کنیم
[پاسخ]
سینا - ل پاسخ در تاريخ دی ۱۵م, ۱۳۹۰ ۱۰:۰۲ ب.ظ:
@لربهمنی,بهمنی تو حیف لر باشی درود برخلق لر… کاسی ها (کاسپی ها) و یا همزبانان ترکان خزر
اخیراً نام کاسی و یا کاسپی در ایران در مرکز توجه قرار گرفته و برای نامیدن دریای خزر که نامی ترکی و برگرفته از نام ترکان خزر می باشد، پیشنهاد گردید. اما در این مورد با در نظر گرفتن غرض ورزی با ترکان منطقه و همچنین تحریف تاریخ منطقه در جهت اهداف استعماری بر علیه ترک ها، برآن شدیم تا در جهت افشاء تحریفات مذکور و همچنین ارائه ی اطلاعات صحیح در مورد کاسی ها تحقیقات مختصری را انجام داده، نظریات و ملاحظات عالمان و محققان امر را در همین مورد برای اطلاع عموم تقدیم نماییم.
کاسی ها طوایف باستانی کوه نشین [بودند] که در سلسله جبال زاگرس در ناحیه ای که لرستان در آن واقع است طی هزاره دوم و اول پیش از میلاد می زیستند.۱ یعنی آنها در جنوب طوایف قوتی و توروک و شمال طوایف عیلام، تقریباً در منطقه ی لرستان امروزی و جنوب همدان زندگی می کردند. “ضمناً آنها از اواسط قرن هیجدهم تا اواسط قرن دوازدهم قبل از میلاد از محل سکونت خود به طرف محل تمدن سومر و اکد حرکت کرده و شهرهای آنها را اشغال نمودند. اما کاسی ها از لحاظ فرهنگی از سومرها و اکدها در سطح پایینی بودند و در مدت حاکمیت ۶۰۰ ساله بر آنها از زبان آنها در نوشتن لوحه های خود استفاده می کردند”.۲
به عقیده ی پژوهشگران، کاسی ها بعدها تحت نام کاسپی در مشرق و جنوب شرقی دریای خزر و دشت مغان در صحنه ی تاریخ ظهور نمودند و در اواخر هزاره اول قبل از میلاد در فرآیند الحاق و هضم طوایف مختلف آلبانی قفقاز در یکدیگر [قسمتی از سرزمین آذربایجان در شمال ارس – از مؤلف] بتدریج از صحنه ی تاریخ محو شدند.۳ در اصل کاسپی از دو جزء “کاس” + پسوند جمع “پی”۴ عبارت می باشد. این قوم که در سواحل دریای خزر زندگی می کردند بعنوان انسانهای ساکن کوهستان سواحل خزر یعنی کاس ها (انسان کاس) نامیده می شدند و با در نظر گرفتن رایج بودن تبدیل حرف “ب” به “پ” در شاخه های ترکی، در اصل کاسپی بصورت کاسبی۵ (کاس + بی) بوده است، که به معنای انسان های کاس و یا کاس ها می باشد. ضمناً پلینی مورخ بزرگ یکی از حاکمان آلبانی قفقاز را کاس می نامید.۶ همچنین استرابون جغرافیدان یونانی محل زندگی کاسپی ها را از آن منطقه ی آلبان [قسمتی از سرزمین آذربایجان در شمال ارس – از مؤلف] ذکر کرده است.۷
معمولاً عالمان و پژوهشگران خارجی بویژه شرقشناسان غربی در زمینه ی تحقیق و بررسی منسوبیت نژادی و زبانی اقوام باستانی منطقه بصورت هدفدار زبان و فرهنگ آنان را با زبان و فرهنگ ملل و اقوام هند و اروپایی مقایسه کرده و خواسته اند به هر قیمتی که شده آنها را به هند و اروپائیان ربط دهند. البته آنها از این اقدام مغرضانه مقاصدی داشته اند و به همین جهت حقایق را قربانی اهداف استعماری خود نموده اند. لذا بعلت عدم ربط همان اقوام باستانی به اقوام هند و اروپائی به نتیجه ای هم نرسیده، نظریات بی ربط و احتمالات جعلی ارائه داده اند. لازم بذکر است که برخی از اینگونه محققان هم در این زمینه بیشتر تحت تأثیر فرضیه ی موهوم آریائیسم که در جهت اهداف استعماری انگلیس و غرب از طرف آنها جعل گردیده، زبان صاحبان تمدن های بشری منطقه را با زبانهایی که در گروه زبانی هند و اروپایی قرار می گیرد، مقایسه می کنند. در حالیکه اگر کمی بدور از القائات غربیان و بدور از هر گونه غرض ورزی در تحقیقات مذکور از زبان های التصاقی منطقه و بویژه زبان ترکی استفاده گردد، کلید بسیاری از ابهامات موجود در این زمینه پیدا می شود.
ضمناً مورد مذکور در زمینه ی تحقیقات مربوط به منشاء و منسوبیت قومی و زبانی کاسی ها هم صادق بوده و پژوهشگران مغرض غربی و خارجی و بعداً ایرانیان ادامه دهنده ی راه اشتباه و مغرضانه ی آنها سعی کرده اند به هر قیمتی که باشد کاسی ها را مرتبط با هند و اروپائیان قلمداد کنند. اما وجود دلایل معتبر در زمینه ی منشاء زبانی و قومی کاسی ها موجبات بی آبروئی آنها گردید. چنانکه دیاکونف در زمینه ی منسوبیت زبانی و قومی کاسی ها می نویسد: “زمانی این عقیده رایج بود که کاسیان هند و اروپایی بوده و یا لااقل چنان روابط و تماس نزدیک با عناصر هند و اروپایی داشتند که زبان و فرهنگ و تمدن ایشان به نحوی مشهود از آن متأثر گشته. ولی مدارکی که به نفع مناسبات هند و اروپایی کاسیان وجود دارد چنان سست است که بالضروره باید کاسیان را یا فاقد رابطه با هند و اروپائیان شمرد و یا غیر مستقیم و بسیار دورادور با عناصر اخیرالذکر مربوط دانست”.۸ در حالیکه عناصر زبانی و نام های پادشاهان، خدایان و غیره ی برجای مانده از کاسیان چنان به زبان ترکی امروزی مطابقت دارد که در اولین مرحله ی تحقیق و بررسی انسان را به شگفت وا می دارد. ضمناً علاوه بر عناصر زبانی و از جمله نام های برجای مانده از کاسی ها که از آرشیوهای اکد بدست آمده فرهنگ، تمدن و طرز زندگی آنها هم شباهت کلی به فرهنگ و تمدن ترکان دارد.
ضمناً جالب است که خود کلمه ی کاسی هم بعنوان نام قوم و یا طایفه در بین ترک ها موجود می باشد. در سیبری و آلتای [محل زندگی ترک های سیبری - از مؤلف] چندین طایفه ی ترک بنام های کاس، کاش و کاچ موجود می باشد.۹ در زبان سامودی “خاکاس” [خاکاس ها ترکان سیبری می باشند که در ولایت خود مختار خاکاسی ساکن هستند – از مؤلف] بصورت “کاس – خاس” به معنای انسان، مرد و آدم بکار می رفت.۱۰ «در قدیم ۶ طایفه از ترکان اویغور، کاس نامیده می شدند. براساس تحقیقات اخیر نام خاکاس از اسم کاس شکل گرفته است. در منابع قدیم چینی هم دولت قرقیزها در آسیای میانه “خا- قاس” [تبدیل حرف “ق” و “ک” به یکدیگر در شاخه های مختلف ترکی از قدیم رایج می باشد – از مؤلف) نامیده می شد. شهر کاشغر واقع در ترکستان چین (ترکستان شرقی) هم در منابع قدیم ترک (نوشته های اویغوری) کاس نامیده می شد… در قرن ۱۷ در منطقه ی اودین سیبری در بین طوایف ترک کارا- کاس، ساریق- کاس و کاش موجود بود.
براساس منابع هیتی ۱۳۰۰ سال قبل از میلاد در شمال آناطولی کاسی ها با نام های مختلف چون قاس، قاسقا، قاشقا و … زندگی می کردند و آنها حتی تا دوره ی بیزانس هم موجودیت خود را حفظ کرده بودند.
در آذربایجان هم به ردپای قوم کاس (کاسی) در عهد هخامنشیان برمی خوریم. براساس منبع تاریخی، شاهان هخامنشی هر چه قدر سعی نمودند تا کاس های ساکن قره داغ را تابع خود نمایند، موفق نشدند».۱۱ همانطور که مشاهده می کنید “کاس” و “کاش” هر دو بعنوان نام قبیله در ترک ها رایج بوده و این مسئله از آن ناشی می گردد که حرف “س” و “ش” در ترکی به همدیگر تبدیل می شوند. مثلاً کلماتی که در آن “ش” بکار رفته در برخی از شاخه های زبان ترکی چون قزاقی با حرف “س” تلفظ می گردد. در ضمن در کلمه ی کاسی هم به این مسئله برمی خوریم. چنانکه حتی کاسی ها در برخی منابع از جمله منابع آشوری بصورت “کاشو”۱۲ ذکر گردیده اند.
لازم بذکر است که در نام های مکان مربوط به قشقائی ها [ترکان قشقائی که در ترکی بصورت قاشقای و یا کاشکای می باشد واز دو جزء “کاش” + “کای” و یا “قای” تشکیل می گردد که “قای” هم طایفه ای از ترکان اوغوز بوده است- از مؤلف] چون کاسکا، کاسسو، کاسولا، کاسیپا، کاسسیا، قازیورا، قازاپا و غیره جزء اصلی کاس موجود می باشد که این مسئله توجه و دقت ب. قروزنی دانشمند چک که برای اولین بار خط هیتی را خواند به خود جلب کرد و وی حرف قاس (کاس) و قاز را در تمامی نام های مکان و قومی موجود در قشقایی (قاشقای)، کاسوق ها، کاسپی ها و قزاقها (کازاق ها) را مشاهده و به آن اعتراف کرد.۱۳ ضمناً نباید از یاد برد که ترکان قشقایی بی ارتباط با کاسی ها نبوده و قرابت زبانی، عینیت نام طایفه و تطابق تقریبی محل زندگی دلیل این مدعاست.
کاسی ها در مدتی که بر بین النهرین حاکم بودند نام های پادشاهان، خدایان و غیره مربوط به کاسی بزبان اکدی در آرشیوهای اکد ثبت شده است. امروزه با خواندن این آرشیوها دسترسی به کلمات کاسی ممکن گردیده است. ضمناً باید خاطر نشان ساخت که علاوه بر نام طایفه ی کاسی و کاسپی که یک نام ترکی می باشد، به این نام طوایف ترک زیادی هم موجود بوده است. نام ها و کلمات مربوط به کاسی ها که از آرشیوهای اکدی خوانده شده، اکثراً در زبان امروزی ترکی معنی دار بوده و بعضی ها حتی امروزه هم در زبان ترکی بکار می رود. اما همانطور که قبلاً اشاره نمودم محققان غربی بدون توجه بزبان ترکی، نام ها و کلمات مذکور را با زبان های هند و اروپایی و غیره مقایسه کرده و نتیجه ای بدست نیاوردند. ما با یک مقایسه ی جزئی بین کلمات کاسی و ترکی این مسئله را به اثبات می رسانیم.بای بک
یکی از نام های مربوط به کاسی ها “کارا- خارداش” می باشد. این کلمه ی مرکب عبارت از “کارا” به معنی بزرگ که امروزه هم در ترکی کاربرد زیادی دارد و “خارداش” و یا قارداش [قارداش، کارداش، کارتاش در اصل یک کلمه است و در لهجه و شاخه های مختلف ترکی به اشکال ذکر شده بکار می رود – از مؤلف] بمعنی برادر است. کورسیی روف مورخ همعصر اسکندر مقدونی می نوشت که در آسیای میانه یکی از حاکمان اسکیت (ترکان اسکیت و یا ساکا) بنام کارتازیس بر اسکندر مقدونی شورید . این اسم در اصل کارتاش می باشد که در یونانی حرف “ز” بعلت عدم وجود حرف “ش” بصورت “ز” نوشته شده و “یس” هم پسوند مربوط به اسم می باشد که در زبان یونانی کابرد دارد. علاوه بر این در قرون وسطی قارداش و کارتاش بعنوان نام موجود بوده۱۴ و در حال حاضر هم نام مرکب “قارداش علی” و غیره در آذربایجان رایج می باشد.
یکی دیگر از اسامی و یا نام طایفه در کاسی ها “کارزی یابکو” بود. این اسم یک اسم مرکب عبارت از “کارزی” و “یابکو” می باشد. جالب است که یابکو در ترکی زیاد بکار رفته و به معنای حاکم و یا بزرگ طایفه می باشد. این کلمه در اوغوزنامه ی رشید الدین مربوط به قرن سیزدهم در شجره نامه ی خانهای اوغوز هم موجود می باشد.۱۵
از دیگر نام های مربوط به کاسی ها می توان به “اولام بوریاش” اشاره کرد. “اولام” در ترکی به معناهای مختلف چاپار، همیشگی، تکیه گاه و پشت و پناه می باشد، همچنین “اولام” در قدیم بصورت نام اشخاص هم در ترک ها بکار رفته است. بوریاش [بوری = گرگ + “آش” مرتبط با توتم گرگ در ترکان می باشد] هم نام خدای کاسی ها بود. در ترکان آسیای میانه در سده ی سیزدهم نام “بوری تای” و در ترکان خراسان در قرون وسطی نام “بوریباش” موجود بوده است. همچنین نام یکی از حاکمان کاسی “اولام خالا” بود.۱۶
یکی از خصوصیات بارز نام های برجای مانده از کاسی وجود پسوند “تاش” و “آش” (تاش بدون “ت” که بعلت راحتی تلفظ و خلاصه شدن کلمه “ت” افتاده است) می باشد. ضمناً در ترکی پسوند “داش” و “تاش” ( این مورد در برخی لهجه های ترکی با “د” و در برخی دیگر با “ت” بکار می رود) به معنای “هم” کاربرد زیادی دارد مانند یولداش (یول + داش) یعنی همراه، آداش (آد + اش) یعنی هم اسم و غیره. قابل ذکر است که در برخی موارد حرف “د” و یا “ت” از اول آن حذف می گردد که در نام های مربوط به کاسی ها هم این مورد مشاهده می گردد. البته این مورد یعنی وجود پسوند مذکور در نام پادشاهان قوتی (کوتی) ساکن آذربایجان که آنها هم التصاقی زبان و ترک بودند، دیده می شود. ا. م. دیاکونوف با اشاره به این مسئله می نویسد: “البته ممکن است که چنین اصطلاحی را کوتیان از کاسیان و یا کاسیان از کوتیان به وام گرفته باشند ولی در عین حال این احتمال نیز وجود دارد که دو گروه قومی مزبور (کاسی و کوتی) از لحاظ زبانی قرابت داشته باشند”.۱۷ از نام های کوتی بعنوان مثال می توان به یارلاقاش، الولومش، اینی باگامش و غیره اشاره کرد. علاوه بر این در نام اشخاص، امروزه هم به همان صورت پسوند داش (و یا تاش) و از این قبیل بکار می رود. بعنوان مثال می توان به توختامیش خان (پادشاه اردوی زرین در دوره ی تیموری)، دنکتاش (رئیس جمهور سابق قبرس شمالی)، تیمورتاش، مهتاش و غیره اشاره کرد.۱۸ همچنین “داش” و یا “تاش” علاوه بر معنای “هم” به معنای “سنگ” هم می باشد که در نام ها بر استحکام و محکمی اشاره دارد.بای بک
از نام های ترکی که دارای پسوند “تاش” بوده همچنین می توان به نام کینگ داش خاقان در ترکان اویغور، یلوی داش (سال وفات ۱۱۴۳ میلادی) حاکم ترکان قاراکیتای در آسیای میانه، آرسلان تاش از امیران ملک شاه (۱۰۳۲-۱۰۱۷ میلادی) سلطان سلجوقی، آلتونتاش در ترکان خزر در قرن سیزدهم، آلتونتاش در منطقه ی بیلگان آذربایجان در قرن دوازده، ارتاش یابقو از نسل سلجوق در قرن یازده، سوتاش از بیگ های اوغوز، خان بویداش از ترکان قزاق در قرن شانزدهم اشاره کرد. همچنین از نام های کاسی که دارای پسوند “تاش” می باشند از جمله می توان به “هاتتاش”، کاراینتاش، کیدین- هوتروتاش، کیک کیورتاش، نامبانیداش، آبیرات تاش، ماروت تاش، اورشی قوروماش، نازی ماراتاش و غیره اشاره کرد.۱۹ در آذربایجان و دیگر کشورهای ترک حتی نام مکان و شهر با پسوند داش و تاش هم وجود دارد که از جمله می توان به دیک داش و آغداش۲۰ در آذربایجان و بنکتاش، تارکتاش، باکاتاش، آلاتاش در ترکان تاتار شبه جزیره ی کریمه اشاره کرد.۲۱
یکی دیگر از نام های مهم کاسی هم “کاداشمان – تورقو” می باشد. کاداش (قاداش) در ترکی به معنای فامیل و منسوب به یک نسل و “مان” هم بصورت پسوند به معنای “بهادر”۲۲ در حال حاضر هم در نام های آذربایجانی چون المان (ال= طایفه + مان)، آتامان (آتا + مان) و غیره بکار می رود. “تورقو” هم به احتمال زیاد حالت کاسی “تورکو”ی امروزی که اشاره بر ترک دارد، بوده است.
از نام های دیگر کاسی “کانداش” (و یا قانداش) می باشد. در ترکی کانداش (کان یعنی خون + داش به معنی هم و کلاً به معنای هم خون) به معنای هم خون و منسوب به یک پدر می باشد.۲۳ همچنین یکی دیگر از نام های کاسی “کارینتاش”۲۴ بود این نام امروزه در بین برخی ترکان از جمله اویغورها به همین شکل کارینتاش (کارین = شکم + تاش یعنی برادر و از یک شکم آمده) بکار می رود و حالت قدیمی کارداش (برادر) می باشد که با مرور زمان “ین” در برخی شاخه ها ترکی افتاده است. اما در حال حاضر در لهجه های مختلف ترکی بصورت های کارینتاش، کارینداش، کارداش و قارداش به معنای برادر بکار می رود. همانطور که قبلاً اشاره کردیم این کلمه در اعصار مختلف بصورت نام شخص در بین ترکان بکار رفته است.
علاوه بر نام هایی که دارای پسوند “تاش” می باشد نام های دیگر کاسی هم چون آتا (پدر)، آنا (مادر)، بوررا آلبان [بورلا خاتون نام ترکی استفاده شده در کتاب دده قورقوت که بصورت بوررا خاتون هم بکار می رود، آلبان هم نام قسمتی از آذربایجان بوده است – از مؤلف]، سیبار (شبیه نام ترکان سوبار)، یابکو و یا یابقو (حاکم، رئیس قبیله) و بوری [گرگ در ترکی که بصورت نام هم بکار رفته و همچنین اشاره بر توتم گرگ در ترکان دارد – از مؤلف] هم ترکی می باشد.۲۵
کسانی که به زبان ترکی و قواعد دستوری این زبان آشنایی دارند از ساختمان نام های مربوط به کاسی ها متوجه می گردند که زبانهای کاسی و ترکی علاوه بر مطابقات و عینیت کلمات و نام ها از لحاظ دستوری هم، همریشه و التصاقی می باشند. قابل ذکر است که “زبان های التصاقی (آگلوتیناتیو) از طریق اضافه شدن پسوند به ریشه شکل می گیرند”۲۶ (کلمات، اسامی و غیره با اضافه شدن به ریشه ایجاد می گردند). با مشاهده و مقایسه ی ساختمان واحد های زبانی دو زبان کاسی و ترکی بر عینیت و شباهت موجود بین آنها پی می بریم.
یکی دیگر از دلایل ترک بودن کاسی ها طرز زندگی آنها و اهلی کردن اسب و همچنین اهمیت این حیوان بعنوان وسیله ی نقلیه در زندگی آنها می باشد. “اما [کاسی ها] بزرگترین تغییری که در زندگی بابلیها ایجاد کردند آوردن اسب بود. تردیدی نیست که این قوم به تربیت اسب عادت داشتند و موفقیت حملات آنها تا حدی زیاد مرهون تحرک فراوان آن بود. اما با آمدن کاسی ها اسب ناگهان در سراسر آسیای غربی بصورت حیوان بارکش سودمندی درآمد… در آن دوره طوایف کاسی، کوچ نشین هایی در نواحی غربی عیلام تشکیل دادند و هنگامی که دسته های کوچک از آنان وارد بابل شدند، تا بعنوان کارگران دروکار استخدام شوند، ابزارهای خود را همراه بردند…”۲۷
در متون کاسی آرشیوهای اکدی، اسامی و نام اسب های مختلف کاسی نیز ذکر گردیده که آنها هم از لحاظ معنا و ساختار دستور زبانی جالب است. در نام یکی از اسب ها به کلمه “آت” برمی خوریم که به معنای اسب در ترکی می باشد. “در رابطه با اسب در متون کاسی با نام های تیمیر- آش، کاشاک تی، بوقاش، کورو- شه بوقاش، آکری- یاش و اصطلاح هام آت- تی برمی خوریم.بای بک
در این متن کلمات دمیر [تیمیر به معنای آهن می باشد که دلالت بر مقومت دارد و در بین ترکهای مختلف به حالتهای مختلف تیمیر و دمیر تلفظ می گردد. از مؤلف]، کاشاک [در ترکی اسبی که در پیشانی خال سفید داشته باشد کاشکا (قاشقا) نامیده می شود و از دو جزء “کاش” بمعنای ابرو و پسوند “کا” می باشد که نشان دهنده سفید پیشانی بودن اسب می باشد. اینگونه پسوندها در ترکی زیاد هست و یکی از مهمترین پسوند ها هم پسوند “آک” می باشد که در کلمه کاسی “کاشاک” بکار رفته است. با در نظر گرفتن عینیت معنای دو کلمه و وجود چنین اسبی می توان “کاشاک” را همان اسب “کاشکا” دانست. چونکه با پسوند “آک” هم اسمی به همان معنای پیشانی سفید می تواند بکار رود- از مؤلف]، بوقاش، کوروک، آیکیر [آیکیر نام نوعی اسب در ترک ها می باشد که به نام اسب آکری شباهت دارد - از مؤلف]، هام و یا خام آت [هام و خام همان خام می باشد که در شاخه های مختلف ترکی به دو حالت ذکر شده بکار می رود و “آت” هم در ترکی به معنای اسب می باشد - از مؤلف] جلب توجه می کند.۲۸
یکی دیگر از دلایل ترک بودن کاسی ها انطباق محل زندگی آنها به محل زندگی ترک ها می باشد. چنانکه پروفسور محمد تقی زهتابی در تاریخ دیرین ترکان ایران با تحقیقات جامع به این نتیجه می رسد که کاسی ها بعد از سقوط دولتشان همچنان در محل زندگی خود ماندند. “آنها در جنوب شرقی لرستان با وجود نفوذ طوایف هند و اروپایی و غلبه ی آنها، در شمال شرقی این استان و در همدان و غرب اسدآباد و همچنین در شهر سونقورو مناطق اطراف و برخی مناطق دیگر [در شهر کرد و دیگر مناطق لرستان- از مؤلف] بعنوان اولاد قدیمی کاسی ها موجودند و زبان ترکی آنها هنوز هم زنده می باشد.”۲۹
با وجود چنین دلایلی معتبر و غیر قابل انکار آیا می توان کاسی ها را اقوامی غیر ترک نامید؟ طبیعتاً اگر بحث غرض ورزی و تحریف تاریخ ملل ترک منطقه در میان نباشد؟
تحقیقات اخیر و بدور از هرگونه غرض ورزی و آریا پرستی هدفدار معجول انگلیسی، نشانگر آنست که ترک ها در منطقه ی بزرگی از آسیا و اروپا از جمله آذربایجان، بین النهرین و کوه های زاگرس و همچنین قسمتهای جنوبشرقی اروپا از چندین هزار سال قبل زندگی می کنند. البته آثار برجای مانده از آنها و همچنین زندگی کنونی ترکها در مناطق مذکور دلیل این مدعاست. چنانکه س. ی. مالوف ادعا می کند که “از رودخانه ی دونای تا مرز چین با احتوای اسکیت ها و سارومات ها طوایف کوچرو اوراسیا ترک زبان بوده اند.”۳۰ طبیعتاً اطراف دریای خزر هم خارج از این منطقه نبوده و هر دو نام ترکی کاسپی و خزر هم از همین رو نام این دریاچه بوده است.
چنانکه امروزه هم ساکنان دورتا دور خزر را با وجود مداخلات ضد ترکی روسیه و ایران، ترک ها تشکیل می دهند. همچنین نام کاسی و یا کاسپی ربطی به نام قزوین ندارد و با وجود آنکه ساکنان این منطقه (قزوین) همیشه ترک ها بودند، چنانکه دانشمند مشهور ترک محمود بن حسین بن محمد کاشغری در کتاب لغات الترک که در قرن یازدهم میلادی برشته ی تحریر درآورده در رابطه با وجه تسمیه ی قزوین می نویسد: قاز نام دختر افراسیاب [حاکم توران که در ترکی آلپ ار تونقا بود – از مؤلف]. و اوست که شهر قزوین را بنا کرده است و اصل آن قازوینی (Qaz oyuni) است یعنی جای بازی قاز. زیرا که او آنجا سکونت داشت و بازی می کرد. و از این معنی است که گروهی قزوین را از حدود سرزمین های ترک شمرده اند.۳۱
——————–
حسن صفری
منابع:
۱- رقیه، بهزادی، قومهای کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران، وزارت امور خارجه، دفتر مطالعات سیاسی، مؤسسه چاپ و انتشارات، تهران، ۱۳۷۳، ص. ۳۲۳
۲-
Firidun Ağasıoğlu, “Azər xalqı (seçmə yazılar), II nəşr, Bakı: Çiraq nəşriyyatı, ۲۰۰۵, s. 143
۳-
“Azərbaycan tarixi” ən qədim zamanlardan XX əsrədək, I cild, redaktor: Z.M.Bünyadov və Y.B.Yusifov, Bakı: Azərbaycan Dövlət nəşriyyat, 1994, s. 85
۴-
Yusif Yusifov, “Qədim Şərq tarixi”, II nışr, Bakı: Çiraq nəşriyyatı, ۲۰۰۵, s. 117
۵-
“Türklər ilkçağ”, Prpf. Dr. Mirfatih Zekiyev, “Ğn ve Orta Asya, Kafkasya, Karadenizin Kuzeyi, İdil-Ural ve Batı Sibiryadakı Eski Türkler, , Kazan Devlet Universitesi – Tataristan, Çeviren: Dildar Atmaca, Türkiyə, s. 429
۶-
“Azərbaycan tarixi” uzaq keçmişdən 1870-ci illərə qədər, redaktor: tarix elmləri doktoru prof. Süleyman
Əliyarlı, Bakı: Azərbaycan nəşriyyatı, ۱۹۹۶, s.
50
۷-
Kamal Əliyev, Fəridə Əliyeva, “Azərbaycan antik dövrü” Bakı: Azərbaycan Dövlət nəşriyyatı, ۱۹۹۷, s. 19
۸- ا. م. دیاکونوف، تاریخ ماد، ترجمه ی کریم کشاورز، انتشارات پیام، تهران ۲۵۳۷، ص. ۱۲۱
۹-
“Azərbaycan tarixi” uzaq keçmişdən 1870-ci illərə qədər, redaktor: tarix elmləri doktoru prof. Süleyman Əliyarlı, Bakı: Azərbaycan nəşriyyatı, ۱۹۹۶, s. 49
۱۰-
Budaq Budaqov, “Türk uluslarının yer yaddaşı” Bakı kril əlifbasında və Təbriz əski əlifbada, 2006, s. 149
۱۱- امید، نیایش، آلتایلاردان سهندیمیزه ( تورک مدنیتلری تاریخی )، جلد ۱، تهران، ،۱۳۸۲ صفحه ۴۸
۱۲-
Balkan Kemal, Kars tarihinin ana hatleri, Türk tarihi kurumu, Cilt XII, Ankara, 1948, s. 48
۱۳-
Firidun Ağasıoğlu, “Azər xalqı (seçmə yazılar), II nəşr, Bakı: Çiraq nəşriyyatı, ۲۰۰۵, s. 61
۱۴-
Qiyasəddin Qeybullayev, “Azərbaycan türklərinin təşəkkülü tarixi”, Bakı: Azərbaycan Dövlət nəşriyatı, ۱۹۹۲, s. 59
۱۵- همان منبع، ص. ۶۳
۱۶- همان منبع، ص. ۵۸
۱۷- ا. م. دیاکونوف، تاریخ ماد، ترجمه ی کریم کشاورز، انتشارات پیام، تهران ۲۵۳۷، ص. ۱۲۵
۱۸- پروفسور دکتر محمد تقی، زهتابی، ایران تورکلرینین اسکی تاریخی، جلد ۱، چاپ سوم، تبریز، انتشاراتی اختر، سال ۱۳۸۱، ص. ۹۱
۱۹-
Qiyasəddin Qeybullayev, “Azərbaycan türklərinin təşəkkülü tarixi”, Bakı: Azərbaycan Dövlət nəşriyatı, ۱۹۹۲, s. 59-60
۲۰-
Tifiq Əhmədov, “Azərbaycan toponimikasının əsasları”, Bakı: Bakı Universiteti nəşriyyatı, ۱۹۹۱, s. 86, 101
۲۱-
Budaq Budaqov, “Türk uluslarının yer yaddaşı” Bakı kril əlifbasında və Təbriz əski əlifbada, 2006, s. 167, 215, 230
۲۲-
Qiyasəddin Qeybullayev, “Azərbaycan türklərinin təşəkkülü tarixi”, Bakı: Azərbaycan Dövlət nəşriyatı, ۱۹۹۲, s. 59
۲۳- همان منبع، ص. ۵۹
۲۴-
Firidun Ağasıoğlu, “Azər xalqı (seçmə yazılar), II nəşr, Bakı: Çiraq nəşriyyatı, ۲۰۰۵, s. 145
۲۵- همان منبع، ۱۴۵
۲۶- علی، داشقین، دیل و دیلچیلیک (زبان و زبان شناسی)، چاپ اول، انتشارات اختر، تبریز، ۱۳۷۸، ص. ۱۱
۲۷- رقیه، بهزادی، قومهای کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران، وزارت امور خارجه، دفتر مطالعات سیاسی، مؤسسه چاپ و انتشارات، تهران، ۱۳۷۳، ص. ۳۲۸
۲۸-
Firidun Ağasıoğlu, “Azər xalqı (seçmə yazılar), II nəşr, Bakı: Çiraq nəşriyyatı, ۲۰۰۵, s. 144
۲۹- پروفسور دکتر محمد تقی، زهتابی، ایران تورکلرینین اسکی تاریخی، جلد ۱، چاپ سوم، تبریز، انتشاراتی اختر، سال ۱۳۸۱، ص. ۹۳
۳۰-
Kamal Əliyev, Fəridə Əliyeva, “Azərbaycan antik dövrü” Bakı: Azərbaycan Dövlət nəşriyyatı, ۱۹۹۷, s. 41
۳۱- محمود بن حسین بن محمد کاشغری، لغات الترک، ترجمه و تنظیم: دکتر سید محمد دبیر سیاقی، ، پژوهشکده ی علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، چاپ و صحافی: چاپخانه ی بهمن ، تهران، چاپ اول پاییز ۱۳۷۵، ص. ۷۳۷
[پاسخ]
الا ای داور دانا تو میدانی که ایرانی
چه منتها کشید از دست این تهران و تهرانی
چه طرفی بست از ین جمعیت ایران جزپریشانی
چه داند رهبری سر گشته صحرای نادانی
چرا مردی کند دعوی کسی کو کمتر است اززن
الا تهرا نیا انصاف میکن خر تویی یامن
تو ای بیمار نادانی چه هذیان و هدرگفتی
برشتی کله ماهی خور بطوسی کله خرگفتی
قمی را بد شمردی اصفهانی را بترگفتی
جوانمردان آذربایجان را ترک خرگفتی
ترا آتش زدند و خود بر آن آتش زدی دامن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن
تو اهل پایتختی باید اهل معرفت باشی
به فکر آبرو و افتخار مملکت باشی
چرا بیچاره مشدی وحشی و بی تربیت باشی
به نقص من چه خندی خود سرا پا منقصت باشی
مرا این بس که میدانم تمیز دوست ازدشمن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن
تو از کنج شیر کش خانه و دکان سیرابی
بجز بد مستی و لاتی و الواطی چه دریابی
در این کولز که ندهندت بجز لیسانس تون تابی
نخواهی بو علی سینا شد و بو نصرفارابی
بگاه ادعا گویی که دیپلم داری ازلندن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن
تو عقل و هوش خود دیدی که در غوغای شهریور
کشیدند از دو سو همسایگان در خاک ما لشکر
به نق و نال هم هر روز حال بد کنی بدتر
کنون ترکیه بین و ناز شست ترکها بنگر
که چون ما ندندبا آن موقعیت از بلاایمن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن
گمان کردم که با من همدل و همدین وهمدردی
بمردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی
چه گویم بر سرم با نا جوانمردی چه آوردی
اگر می خواستی عیب زبان هم رفع میکردی
ولی ما را ندانستی بخود هم کیش و هم میهن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن
تو عقل و هوش خود دیدی که در غوغای شهریور
کشیدند از دو سو همسایگان در خاک ما لشکر
به نق و نال هم هر روز حال بد کنی بدتر
کنون ترکیه بین و تاز شست ترکها بنگر
که چون ما ندندبا آن موقعیت از بلاایمن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن
گمان کردم که با من همدل و همدین وهمدردی
بمردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی
چه گویم بر سرم با نا جوانمردی چه آوردی
اگر میخواستی عیب زبان هم رفع میکردی
ولی ما را ندانستی بخود هم کیش و هم میهن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن
بشهریور مه پارین که طیارات با تعجیل
فرو میریخت چون طیر ابا بیلم بسرسجیل
چه گویم ای همه ساز تو بیقانون و هردمبیل
تو را یکشب نشد ساز و نوا در رادیوتعطیل
ترا تنبور و تنبک بر فلک میشد مرا شیون
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن
بقفقازم برادر خواند با خود مردم قفقاز
چو در ترکیه رفتم وه چه حرمت دیدم واعزاز
بتهران آمدم نشناختی از دشمنانم باز
من آخر سالها سر باز ایران بودم وجانباز
چرا پس روز را شب خوانی و افرشته اهریمن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن
بدستم تا سلاحی بود راه دشمنان بستم
عدو را تا که ننشاندم بجای از پا ی نشستم
بکام دشمنان آخر گرفتی تیغ ازدستم
چنان پیوند بگسستی که پیوستن نیارستم
کنون تنها علی مانده است و حوضش چشم ماروشن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن
چو استاد دغل سنگ محک بر سکه مازد
ترا تنها پذیرفت و مرا از امتحان وا زد
سپس در چشم تو تهران به جای مملکت جازد
چو تهران نیز تنها دید با جمعی به تنهازد
تو این درس خیانت را روان بودی و من کودن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن
چو خواهد دشمنی بنیاد قومی را براندازد
نخست آن جمع را از هم پریشان و جداسازد
چو تنها کرد هر یک را به تنهایی بدوتازد
چنان اندازدش از پا که دیگر سر نیفرازد
تو بودی آنکه دشمن را ندانستی فریب وفن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن
چرا با دوستدارانت عناد و کین و لج باشد
چرا بیچاره آذربایجان عضو فلج باشد
مگر پنداشتی ایران ز تهران تا کرج باشد
هنوز از ماست ایران را اگر روزی فرج باشد
تو گل را خار میبینی و گلشن را همه گلخن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن
تو را تا ترک آذربایجان بود و خراسان بود
کجا بارت بدین سنگینی و کارت بدین سان بود
چه شد کرد و لر یاغی کزو هر مشکل آسان بود
کجا شد ایل قشقایی کزو دشمن هراسان بود
کنون ای پهلوان چونی نه تیری ماند و نی جوشن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن
کنون گندم نه از سمنان فراز آید نه اززنجان
نه ماهی و برنج از رشت و نی چایی زلاهیجان
از این قحط و غلا مشکل توانی وارهاندن جان
مگر در قصه ها خوانی حدیث زیره کرمان
دگر انبانه از گندم تهی شد دیزی ازبنشن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن
+ نوشته شده توسط سینا در ۸۸/۰۱/۲۶ و ساعت ۸:۵۰ بعد از ظهر | نظر بدهید
[پاسخ]
آقا سینا
این رو بدون که اون کسانی که این حرف ها رو میزنند از لحاظ روحی کم دارن چون یکی مثل تو که وقتی به آینه نگاه میکنه عرب میبینه یا مغول میبینه میاد این حرف ها رو به بقیه میزنه تا عقدش خالی بشه برات متاسفم ترک خودتی !!
احتمالاً تو هم از مغول هم از ترک و هم از عرب از هر کدوم یکم داری برا همین اینطور عقدهای هستی
این همه دوستانه سخن میگم از ایران و ایرانی جماعت طرفداری میکنم که یکی جاهل مثل تو بیاد این حرف ها رو بزنه ؟؟ فکر کردی خیلی زرنگی ؟؟
بیسواد !!
[پاسخ]
شاهین پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۸ ب.ظ:
@آذری-تبریزی-ایرانی-آریایی, …نژاد آریا و هخامنشیان
آرتور گوبینو (سفیر فرانسه در ایران) در کتاب “گفتگو در باب نژادهای بشری” (۱۸۵۳-۱۸۵۵) می نویسد:« میان اشراف و مردم عادی، اختلاف نژاد وجود دارد. اشراف اروپایی همه از «نژاد آریایی» یعنی نژادی که بر حسب طبیعت ، برتر ، مسلط و تمدن ساز است ، منشعب میشوند. بنابراین حق حکمرانی و استفاده از امتیازات (نامشروع) را دارند».گوبینو با این تئوری تلاش کرد تا با توسل به افسانه نژاد آریایی و برتری این نژاد ، نابرابری اجتماعی میان طبقه اشراف با سایر طبقات جامعه را توجیه نماید و از ایده او می توان سرنخ علت ابداع افسانه آریا را کشف کرد. [۲۲]
این تئوری پردازی گوبینو و هم مسلکان او مقارن بود با کشف کلمه آریا (به معنی شورش و شورشی و شورش کردن) در کتیبه های هخامنشی و تحریف آن به مفهوم یک نژاد (توسط شارپ و کنت ) و مطرح شدن تئوری زبانهای هندو اروپایی توسط ویلیام جونز (۱۷۸۶). پیوند این تئوری زبانشناسی که خود با اشکالات بنیادی مواجه بود که امروزه بر اکثر زبانشناسان عیان است با ایده برتری نژاد آریایی این نظریه را پیش کشید که متکلمین زبانهای هندو اروپایی از نژاد برتری به نام آریا سرچشمه می گیرند (یعنی معادل قرار دادن مجموعه ژنتیکی و مجموعه زبانی !) و این تئوری قلابی دستاویز استعمارگران گشت تا نسل کشی های قرن بیستم را ترتیب دهند. ناصر پورپیرار تاریخ نویس انقلابی معاصر در سری کتابهای نگاهی به بنیان تاریخ ایران [۲۱] با مدارکی دقیق پرده از یک توطئه تاریخی بر می دارد و تاریخ نویسان و باستان شناسان شونیست ایرانی را که اکثرا هنری جز بازنویسی و تواشیح نویسی تاریخ ساخته و پرداخته غرب را ندارند آنچنان شوکه می کند که در جواب تئوریهای انقلابی او جز بد و بیراه حرفی برای گفتن ندارند! در این کتب جدید الانتشار باستانشناسان و تاریخدانان غربی متهم به جعل تاریخ برای ایران می شوند. طبق تئوری ناصر پورپیرار تاریخدانان غربی با یک سری اقدامات مشکوک و هماهنگ قصد دارند هخامنشیان را از غارت و تجاوزی که منجربه نابودی تمدنهای ایرانی قبل از خود شدند تبرئه کنند. در این کتابها با مدارکی قوی نشان داده می شود که هخامنشیان نه تنها نجات بخش ملتهای منطقه نبودند بلکه حتی در خود کتیبه های هخامنشی دائما به نارضایتیهای ملتهای تحت سلطه هخامنشیان و سرکوبهای وحشیانه توسط این حکومت اشاره شده است. هخامنشیان نه تنها ایرانی الاصل نبودند ، بلکه قومی خونریز بودند که قوم یهود برای نجات اسیران خود در بابل آنها را اجیر کرده بود! آنچه از آن به عنوان قانون حقوق بشر کوروش نام برده می شود نیز چیزی نیست جز حق و حقوقی که برای یهودیان و نه دیگر اقوام قائل بودند. تورات بهترین شاهدی است که از خادمین قوم یهود یعنی کوروش و داریوش سخن می گوید. هخامنشیان با تدبیر و سرمایه یهود سلطه خود را بر دیگر ملتها گسترش می دهند و آنچه امروز همچون تخت جمشید به عنوان شاهکارهای دوران هخامنشی در بوق و کرنا گذاشته می شود حتی به تصریح خود سنگ نبشته های هخامنشی چیزی نیست جز گلچینی از هنر و معماری دیگر ملتها. در این کاخها حتی علامتی را نمی توان یافت که بتوان آن را هنر آریایی یا هخامنشی معرفی کرد. تخت جمشید که بر خرابه های معابد تمدن عظیم ایلامی بنا شده است به نظر می رسد که تقلیدی ناشیانه از دیگر تمدنها و به خصوص معابد یهودی باشد. اما می بینیم که مورخان غربی و اذناب ایرانی آنها سعی در پنهان کردن و حتی تخریب آثار تمدن ایلامی و دیگر تمدنهای نابود شده توسط هخامنشیان را داشته ، در حالیکه قداستی غیر معمول و استثنایی تؤام با افسانه پردازی برای هخامنشیان قائلند. آنها می خواهند ملت فارس را مذبوحانه امتداد نژاد ساختگی آریا و وارثین تاج و تخت هخامنشیان معرفی کنند! غافل از اینکه چنین نیست و ملت فارس نیز باید همپای دیگر ملتها به آتش افکار نژادپرستانه بسوزد و گرفتار مالیخولیای آریاگرایی و باستان پرستی شود! آری این است تمدن با شکوه هخامنشی با نژاد پاک آریاییش! دروغهایی که تاریخ نویسان مزدور غربی برای ما ساخته اند تا ملتهای منطقه را تخدیر کنند و یا به جان همدیگر بیاندازند!
حکومت ظالم هخامنشی با آمدن لشکر نجات بخش اسکندر از صحنه ایران محو می شود و جای خود را به کلنی های دست نشانده یونانی در ایران می دهد که مورخین غربی و نشخوار کنندگان آنها با تحریفات و جعلیات فراوان قصد دارند پادشاهی های اشکانی و ساسانی را در این دوره علم کنند! توضیحات در این موارد بحثی مفصل می طلبد که در این مختصر نمی گنجد و خواننده را مصرانه دعوت به مطالعه تاریخ صحیح ایران باستان می کنیم. [۲۱]
این بود مختصری از تاریخ شروع باستانگرایی و آریا گرایی در ایران، اندیشه ای که رضا شاه را در دوران جنگ جهانی دوم به سمت هیتلر، دیوانه نژاد پرست قرن سوق داد.
[پاسخ]
آقا سینا – ل
ترک خودتی مغول خودتی و عرب هم خودتی !!
احتمالاً وقتی به آینه نگاه میکنی عربی مغولی ترکی چیزی میبینی که اینطوری عقده ای میشی و میای این حرف ها رو میزنی !!
آذری ها از نژاد پاک آریایی هستند
چرا حسودیت میشه ؟؟؟؟
پارس و آذری همشون هم نژاد هستند
ای بیسواد برو یکم سایت ها رو بخون انگلیسی هم اگه بلد باشی . البته اگه بلد باشی !!
چون آدم با سواد این حرف ها رو نمیزنه !!
همنژاد بودن پار و آذری ثابت شده با علم
و تمام !!
[پاسخ]
شاهین پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۳ ب.ظ:
@آذری-تبریزی-ایرانی-آریایی, افسانۀ نژاد آریایی
متن زیر از کتاب ” تحقیقات پیرامون زبان،باستان شناسی،واسطوره هندو-اروپایی ها ؟” (۱) تالیف دکترج.پ.مالوری” بر گزیده شده است. کتاب دارای دوازده فصل است. فصل دوازدهم آن در عین حال نتیجه گیری مولف از تحقیقات خویش است، این فصل شامل دو عنوان می باشد. عنوان آول در بارهء “افسانهء آریایی” است که بنابر تازه بودن اکثر نکات آن خواستم آنرا ترجمه نموده به استفادهء علاقه مندان تقدیم نمایم. مدعی نیستم که ترجمه مبرا از کاستی و کمبودی است مگرمطمئن هستم که ازاصول و قواعد امانت داری تخطی صورت نگرفته است. درجریان ترجمه حین مواجه با مشکلی، از متن ترجمهء تورکی کتاب سود برده ام.” افسانهء آریایی” یکی از تولیدات ذهنی دانشمندان غربی است که از عمر کوتاه و زود گذر آن بیشر از دو قرن نمی گذرد.زبان شناس نامدار جهان ماکس مولر استفاده ازین اصطلاح را برای تعریف و تشریح ” هندو-اروپایی ها” توصیه می کرد بعد از نیم قرن تحقیق و بررسی، نه فقط از نظر خود صرفنظر می کند بلکه مردم شناساناسان را که به این گونه سفسطه ها معتقد بودند شدیدا مورد انتقاد قرار میدهد. دو قرن مجادلات و کشمکش ها ی دانشمندان حوزه های مختلف علوم ( مانند مردم شناسی،زبان شناسی،باستان شناسی)در رابطه به معلوم و مشخص کردن خاستگاهء اولیهء آریایی ها نتایج مطلوب را ببار نیآ ورده است. هر دانشمند محلی را بر گزیده که قابل پذریرش دیگران نبوده است.جذابیت و فریبندگی افسانهء آریایی اخلاف هویت گم کردگان را برای مدتی مسحور و مجذوب خود ساخت.شور شعف و دلباختگی بی حدوحصربه نژاد برتر و خون پاک آریایی، علاوه بر ویرانی ،جان بیشر از پنجاه ملیون انسان را قربانی گرفت. بعداز این همه تلفات مالی و جانی ناشی از اعتقاد به برتری “نژادی آریایی” سرانجام مورد تکفیرولعنت دنیای اکادمیک قرار گرفت. علیرغم انحطاط و ثبوت کامل بی ارزشی آن در غرب،هنوز برخی ها در شرق خوش دارند که خودرا ” آریایی ” بنامند و آریایی بودن را بزگترین افتخار خویش می پندارند. دانشمند ومورخ ایران درصفحه (۱۹) کتاب خویش” بخش اشکانیان،دوازده قرن سکوت” می نویسد که: “…اینکه واژه ی “آری” در کتیبهء بیستون،با معنای شورشی،نا فرمان و عهد شکن آمده است و هیچ معنای قومی و نژادی ندارد…”
ترجمهء زیر شروع کوششی است برای آگاه ساختن آنهایی که هنوز معتقد به افسانه های پوچ و بیهوده مانند “نژاد آریایی” ،”قوم آریایی” ” کشور آریایی” وغیر آن معتقد هستند. زیاد تر ازین شما را در انتظار نگذشته توجهء شما را به متن ترجمه معطوف میدارم.
افسانهء نژاد آریایی
مردم دنیا، بطور کلی ازین مسأله آگاهی دارند که چگونه ناسیونال سوسیالیست ها اندیشهء برتری نژادی را در آلمان پیاده کردند کاملا اشتباه خواهد بود که فقط مشتی از متعصبین و متحجرین نازی را عامل پیدایش مشغلهء مضحک ذهنی با هندو-اروپایی و یا عنوان مشهورتر آنها آریایی،تصور کنیم در حقیقت جاذبه و فریبندگی افسانهء آریایی،بخش بزرگ محیط روشنفکری قرن نزده و اوایل قرن بیستم را مسحور و مجذوب خود ساخته بود.ممکن است به این ادعای هتلر-فقط آریایی ها اساس گذاران تمدن هستند- توجه نکرده به کنار بگذاریم. اما چه عاملی شخصیتی چون و.گوردون چایلد را واداشت که آریایی ها را ” موجدین واقعی تمدن” و ” برخوردار از هوش و استعداد استثنایی” توصیف نماید؟( احتمالا دیدگاه مارکسیستی گوردون چایلد باعث تحیر نویسنده شده باسد! م) پیدایش آریایی آبی چشم و سپید پوست و طلایی مو در اروپای شمالی و اعتقاد و اشتغال ذهنی بر برتری و پاکی نژادی او نتیجهء فعالیت های ذهنی جریان های متعدد روشنفکری بود. بنا به عقیدهء لئون پالیاکوفعشق آتشین و اشتیاق و حسرت تقریبا همگانی مردمان اروپا به مقصد یافتن نسل و نسب درخشان و اجداد صاحب نام و نشان برای خویشتن، علت اصلی ایجاد این کاریکاتور آبی چشم گردید. البته رومی ها می پنداشتند که آنها اخلاف قوم ترووامیباشند. در قرون وسطی اشرافیت اسپانیا فخر میکردند که خون ویسیگوت هادر رگ های بدن شان جریان دارند و این سبب برتری و تفوق آ نها نسبت به مردمان تحت تسلط شان شان میباشد. فرانسوی ها از مرض مزمن اسکیزوفرنی رنج می بردند ومتردد بودند که اخلاف مستقیم کدام قوم هستند،آیا نسب خودرا از گل ها( سلت ها) می گیرند و یا فرانک ها( جرمن ها). برخی انگیس ها از داشتن اجداد مختلط خویش راضی و خوشنود نبودند وضرورت احساس نمودند برای خود اسلاف اشرافی برخوردار ازتاریخ کهن سال فراهم نمایند بدین ملحوظ در جستجو و تلاش یافتن رد پای قبیلهء گم شدهء بنی اسرائیل در سواحل کشور خود برآمدند. شک و تردید آلمان ها در بارهء نیاکان خودکمتراز فرانسوی ها نبودند و آنان ازیک طرف می دیدند که از حیث گذشتهء تاریخی با تاریخ اسلاف مشهورهمسایگان شان یعنی ویسیگوت ها،فرانک ها و انگلوساکسون ها هیچ گونه تمایزی ندارند و از جانبی هم، زمانی تاسیتوس( سناتور و مورخ امپراتوری روم. م) مدعی بود که آلمان ها با هیچ یک از نژاد های دیگر مخلوط نبوده دارای خون خالص وساکنین اصلی اروپای شمالی می باشند که برای تردید و تکذیب آن کوچکترین بینه و برهانی وجود ندارد.ضمنا براساس عقیدهء مرسوم ،آلمان ها از اعقاب و اخلاف اشکناز نواسهء یافث پر زاد وولد می باشند، اشکناز بعدازطی کردن سفر های دورو درازبه اروپای شمالی آمده اقامت اختیارمی کند و سرانجام مردم آلمان را بوجود می آورد. (۲) پیشرفت های محیرالعقول قرون هژدهم و نزدهم عرصه های صنعتی و ذهنی در مناطق آلمانی زبان به این دو باور یعنی کهن سال بودن آنها واقبال فزاینده و روبه صعود شمال را مهر تائید گذاشت.انکشافات متقارن مردم شناسی جسمی و زبان شناسی مقایسوی،هنوز پایه و اساس این عقیده و باور را بیشتر از پیش استوارترو محکم ترساخت.پیشرفت مفهوم نژاد با پیشرفت مردم شناسی جسمی مقارن بود. دانشمندان غربی زمانی، نسل بشر را به نژاد های مختلف تقسیم و در راس همه نژاد ها، نژاد خویش را قرار داده بودند. عقیدهء مسلط حاکی از آن بود که در تاریخ نژاد ها جانشین یکدیگر می شوند و هرنژاد قبل از تحویل اعصاء،برای مدتی صاحب قدرت بوده و سپس به نژاد فعال تر جا خالی می کنند. ازدحام و جنب و جوش در سواحل انگلستان، هالند، جرمنی، واسکاندیناوی و کلوپ های روشنفکری لندن،برلین،وویانا به مردمان منطقه این احساس اطمینان و اعتماد را داده بود که فخرکنند درین نقطهء از جهان نژاد اکتیف و فعال ساکن می باشند.
میزان برتری و ارجحیت شمال می توانست بواسطهء مردم شناسانی که ازقرن نزدهم به این طرف بدون وقفه به سنجش و اندازه گیری ضریب سرانسان ها مصروف بودند، اندازه گیری شود. مردم شناسان مذکوربا تقسیم بندی انسان ها به درازسرها و پهن سرها،نورودیک های شمال را درزمرهء درازسرها و همسایگان جنوب شان را درقطارپهن سرها قرار دادند. جای نهایت تعجب است که این کاریکاتورطلایی مووآبی چشم خیال برانگیزتا سال ۱۸۷۰ توجه مردان جوان را به خود جلب نکرد. تیپ فزیکی نورودیک برتررا علم کشف کرده بود وتازه نوبت زبانشناسی بود که برای او هویت اتنیکی درخشان و دارای ریشهء کهن سال فراهم نمایند. کشف گروه زبانی هندواروپایی و رابطه اش با برخی زبان های آسیایی به این پندارکه همه زبان های جهان منشاء عبری دارد،یک دفعه و برای همیشه ازمیان برداشت. دربراندازی نظریهء غیرقابل تقسیم بودن نژاد بشری نه فقط استثمارگران نقش داشتند،بلکه درین زمینه رول علم نیزبرازنده بود.به تعقیب کشف ادبیات غنی هندوستان و ایران بواسطهء غرب، دانشمندان اروپایی درصدد برآمدند که پل پای نیاکان مشهورمستقل خودرا درفراسوی باغ عدن یعنی آسیای میانه،هندوستان وایران بیابند. اگرچه زمان این کار گذشته بود و هندو-اروپایی و هندو-جرمنیک در اوایل قرن نزدهم ابداع گردیده بود و ماکس مولرو سایر زبانشناسان، استفاده از آریایی را به مقصد تعریف و تشریح هندو-اروپایی توصیه می کردند. پیدایش سفسطهء عجیبی درعرصهء زبان، دلایل بیشتری برای ثبوت برتریت نژاد آریایی فراهم گردید. با توجه به تحقیقات انجام شده پیرامون زبان های جهان،آن هارا به رویت ساختار اصلی کلمات به چند دستهء اصلی( یعنی انفلکتد،آگلوتیناتیف،وانالیتیک) تقسیم کردند. اگرچه تقسیم بندی مذکوراساسا، فقط صبغهء نوع شناسی داشت مگراین تقسیمات را بسیاری به مفهوم مراحل مختلف رشد و تکامل زبانی تعبیرتعبیر می کردند. لسان تک هجایی(آنالیتیک) مانند لسان چینی را از نگاه درجه بندی در قاعده و لسان هندو-اروپایی را دررأ س قرار دادند. گفته می شد که لسان های هندو-اروپایی یا آریایی از حیث رشد وتکامل به آخرین مرحلهء خویش رسیده است.
لاکن،حتی اگر برتری جسمی و زبانی و فرهنگی را زیر نام آریایی جمع کنند باز هم به فقدان عنصر مهم و اساسی مواجه هستند. راجر لاثام برخلاف عقاید بسیار دانشمندان که خاستگاه هندو-اروپایی هارا آسیا می پنداشتند، مدعی شد که اروپا زادگاه اصلی هندو-اروپایی ها می باشد. در سال ۱۸۶۰ بود که تعدادی از دانشمندان به خصوص زبان شناسان به انتشار شک وتردید خویش در بارهء آسیایی بودن هندو-اروپایی ها پرداختند. در سال ۱۸۷۰ لازاروس گایگر ازین نظر که جرمنی را خاستگاه هندو-اروپایی می پناشت،حمایت کرده و این استدلال را مطرح کرد که هندو-اروپایی های واقعی،طلایی مو و سفید پوست بوده باشند. مگر شخص که برای اولین بار این تئوری را توسعه داد،تئودور پوش بود. تئودور پوش در سال ۱۸۷۸ متکی بر نتایج تحقیقات خویش پیرامون منابع تاریخی اقوام مختلف هندو-اروپایی ها،استدلال کرد که آنها معمولا دارای چشمان آبی و موی طلایی میباشند. حتی برهمان های هند نیز نسبت به کاست های پایینی از پوست روشن برخوردار می باشند. هر چند این نظر قبلا توسط “کارنارد-مالت”،مخترع اصطلاح “هند-جرمنیک” مطرح گردیده بود.( برخی منابع دیگر ابداع این اصطلاح را به مستشرق آلمانی بنام” جولیوس وان کلاپ روت” نسبت داده اند.م) ازین می توان نتیجه گرفت که آریایی ها،اصلا دارای چشمان آبی، موی طلایی ، پوست روشن و براساس مدارک مردم شناسی درازسر میباشند. سپس ” تیودور پوش” به جستجوی مرکز تمامی این مشخصات پرداخته و با تعجب کامل اعلام نمود که مرکز نژاد آریایی اروپا بوده و خاستگاه اصلی آن ها باطلاق های اروپای شرقی می باشند. در سال ۱۸۸۳ ” کارل پنکا” نظریهء فوق را به شدت تردید نموده اظهار داشت که محیط زیست نا سالم باطلاق ها نمی تواند زمینهء رشد و پیشرفت نژاد سفید نیرومند و پرانرژی را فراهم کند. او با اتکا روی حوزه های مختلف علوم چون باستان شناسی، زبان شناسی، مردم شناسی،و اسطوره شناسی ثابت کرد که جنوب اسکاندیناوی، خاستگاه اصلی آریایی ها بوده نه منطقهء دیگر. تحقیقات و مطالعات “کارل پنکا” بعد از یک سلسله بحث و جدل ها به زودی و به طور گسترده مورد قبول قرار گرفت. مردم شناسان مشهور مانند ” رادولف ویرچو” و حتی ” تامس هاکسلی” نیز، این نظریه را که آریایی ها اساسا ” نژاد سفید و دراز سر” توصیف می کرد،مورد تائید قرار دادند. هندو شناس بزرگ، ماکس مولر ازینکه به پیدایش این دیوانگی کمک کرده بود،برآشفت و مردم شناسان را که از” نژاد آریایی”، “خون آریایی” ” موی و چشمان آریایی” بحث می کردند به شدت مورد انتقاد قرار داده و کار آنان را به جنون تشبیه کرد. البته این نظر ،زمانی ابراز گردید که کار از کار گذشته بود.
به استثنای اندک کسانی که از ادعای قدیم مبنی برآسیایی بودن هندو-اروپایی ها دفاع می کردند، اکثریت عظیم دانشمندان درین نظر موافق بودند که اروپا،خاستگاه اصلی هندو-اروپایی ها می باشد. بیشترین مباحثات و منازعات روی زادگاه اولیهء هندو-اروپایی ها، بین دو گروه از دانشمندان به میان آمد. به موجب استدلال یکی ازین گروپ،اروپای شمالی خاستگاه اصلی هندو-اروپایی ها می باشد.” گوستاف کوسینا” باستان شناس آلمان و پیروانش و “هرمان هیرت” زبان شناس و بسیاری دیگر،ازین نظر حمایت و پشتیبانی می کردند.برعکس،”اوتوشرادر”،’سیگموند فیست’،’الفانس نهرینگ”،”ییلهلم برندنستین”،” ییلهلم کوپرس” عقیده داشتند که خاستگاه اولیهء هندو-اروپایی ها در یکی ازین دشت ها -اروپا یا آسیا – واقع اند. برخی دیگر موضع گیری میانه را اختیار کردند.و عدهء هم چارهء مضحکی را مطرح نمودند،به طور مثال، چارلز موریس امریکایی،مدعی شد که آریایی ها اولیه ساکنین قفقاز بوده،در همین منطقه،آنها نه فقط لسان خودرا به کمال میرساند بلکه ’ شور و شوق’ خویش را نیز از همسایگان تیره تر جنوبی شان اخذ می دارند.” کوکامانیا بال گنگادار تایلک”اعلام کرد که قطب شمال زادگاه اصلی آریایی می باشد. برای ثبوت نظر خویش،کلیه دلائل ومدارک اساطیری را دریک مونوگراف گردآوری کرد.این نظرغیرقابل باور،حداقل یک حامی پرشور وشوق یافت. این شخص ” جورج بیدن کاپ” بود که با خلاصه نمودن تحقیقت دانشمند هندی،وافزودن مدارک بیشتر به آن،کتاب خودرا منتشر ساخت.
قبل از جنگ به مقایسهء منابع و نشرات زبان شناسی، تا حدودی افسانهء برتری نژادی آریایی درژورنال های مردم شناسی صریحا ملاحظه میگردید.و این یک پدیدهء گسترده بود تا اینکه عواقب بیان سیاسی اش باعث شد که مورد تکفیر و لعنت دنیای اکادمیک قرار گیرد. ختم
۱-In search of the Indo-Europeans Language,Archaeology And Myth
توضیحات: ۲— مشتی از اراجیف،افتراء، یاوه گویی،دروغپردازی،تحقیرو توهین که بنام کتب تاریخی در بارهء برخی اقوام شرق بویژه تورکان بدسترس ما قرار گرفته،تولیدات کثیف و گمراه کنندهء مورخین که اخلاف و بازماندگان همین هویت گم کردگان آواره و مبتلا به مرض وخیم اسکیزوفرنی و جویندگان مایوس قبیلهء گم شدهء بنی اسراییل، می باشند.افسانه بافی ها و دروغ پردازی های حضرات مورخین غربی یکی-دوتا نیست که درینجا به ذکر آن پرداخت بلکه از حساب بیرون است.همه نوشته های آنها درمورد ترکان غرض آلود و آمیخته با تعصب است.مسئولیت هرنویسندهء متعهد و با وجدان است که با افشاء جعلیات و دروغ های مورخین جعل کار،سهم ودین خویش را ادا نمایند.البته،نباید فرموش ویا انکار کرد که مورخین هم موجود بوده و هست که یا از ترس عذاب وجدان و یا غیرقابل کتمان بودن اسناد و مدارک تاریخی، نخواسته ویا نتوانسته علم تاریخ را ملوث نمایند.لاکن تعداد آنها اندک و انگشت شمار اند.
لئون پالیاکوف از قول “ایساک تایلر” مستشرق ا نگلیسی در صفحه (۲۶۶ ) کتاب خویش ” افسانهء آریایی” از منازعات جالب و آموزندهء دانشمندان آلمانی و فرانسوی یعنی که، که را آریایی ساخته اند،یاد می کند که فشردهء ترجمهء آن ازین قرار است: دانشمندان آلمانی ادعا میکردند که آریایی ها اولیه آلمانی ها هستند که از نژاد دراز سر بوده و دارای قامت بلند،چشمان آبی میباشند. همین آلمان ها است که فرانسوی ها و دیگران را آریایی ساخته اند. بر عکس، دانشمندان فرانسوی مدعی بودند که آریایی ها پهن سر بوده و ” گال ها” نماینده اواقعی آریایی های اصیل می باشند و فرانسوی ها، دیگران را به شمول آلمان ها ،آریایی ساخته اند. هر دو طرف ادعا میکردند که نیاکان خود شان از نژاد پاک و خالص آریایی های فاتح بوده اند. منازعات دانشمندان فرانسوی و آلمانی بزرگترین درسی است برای کسانیکه هنوزدر دنیای رویا به سر می برند.
نویسنده: داکتر ج. پ. مالوری
ترجمه و تلخیص: غلام سخی سخا
[پاسخ]
بابک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ (1 week ago) ۵:۳۸ ب.ظ:
@آذری-تبریزی-ایرانی-آریایی,
cherto pert nagoo maro be khodetoon nachasboonid!
[پاسخ]
آقای سینا – ل
ترک خودتی !!
احتمالاً تو آینه نگاه میکنی ترکی مغولی عربی چیزی میبینی اینطوری عقده ای میشی میای این حرف ها رو میزنی
آذری ها از نژاد پاک آریایی هستند
حسودیت نشه !!
ایرانی اصیل هستند
اگه باور نمیکنی برو سایت های خارجی رو در مورد ژنتیک بخون
البته اگه سوادت بکشه D:
[پاسخ]
شاهین پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۱ ب.ظ:
@آذری-تبریزی-ایرانی-آریایی, آریایی – واژه ای موهوم ،نژادی ساختگی، سیاسی استعماری
نژادآریایی،نژادی صرفاًافسانه ای است که بیشتر برای توجیه یک تسلط یا استثمار به کار گرفته است تمام این کوشش دلخراش در ابتدا یک تلاش هویت سازانه از سوی دانشگاه های اروپا بود . آ نها تلاش کردند تا دیرینه خود رابه مرکزی غنی تر ومتمدن تروصل کنند واز آنجا که مشرق زمین به واقع هم ( گهواره تمدن ) وهم مهد اخلاق وسازش وفرهنگ بوده است ، تئوری پردازان نژادی درغرب به منظور تدارک پیشینه درخشان برای خویش ناگزیرچشم به شرق به ویژه سرزمین وسیع وغنی (هندو ستان )دوختند. نخستین بار زبان شناسی به نام ( سر ویلیامز جونز) به سال۱۷۸۶
موضوع زبانهای (هند و اروپایی) را طرح کرد درسال ۱۸۶۱(ماکس مودر)مردمی را که به این زبان” نخ” می گفتند” آریایی” نامید و توضیح داد که آریایی فقط جنبه زبان شنا ختی دارد و به نژاد و خون ربطی ندارد.
از آن زمان تا دو دهه پیش که سرانجام بی حاصلی و نازائی این تلاش بر متعصب ترین پیروان آن نیز آشکار شد .زبان شناسان و باستان شناسان و مردم شناسان که مأمورصورت بندی این قضیه بوده اند،دمی از پژوهش درباره زبان و نژاد هند و اروپایی و اثبات یا َرد نظریه خواستگاه یکسان هندیان و اروپائیان نیاسودند.
بهایی که سر انجام مردم جهان براین توهم نژاد پرستانه عقب افتاده پرداختند، فاجعه بشری جنگ جهانی دوم بود که بر اساس تئوری (باور به تمدن برترهند و اروپایی و نژاد برترآریایی)شکل گرفت. بعد از آن جنگ بود که پیشروترین محققین اروپا و جهان به این تئوری نژاد پرستانه پشت کردند.
قبلا ً آریایی را یک نژاد در نظر می گرفتند و منشأ آنها را گاه شمار دریای سیاه ،گاه میان دانوب و خزرهمین طوربین دریای خزر و اورا ل گاه دره های سیحون وجیحون ، گاه شمال آفریقا و شمال اروپا و….می دانستند.این تناقضات کافی است که پوچی نظریه را بنمایاند.”هوستون استوارت چمبرلن” (۱۹۲۷_۱۸۵۵)یکی از پایه گزاران تفکر آریایی در کتاب خود تحت عنوان “پایه های قرن بیستم “با استفاده ازافسانه آریایی ،به مدح آلمانی هاپرداخت و بر خلاف “دوگوبینو”که آریایی ها رامعادل طبقه اشراف می دانست! او آنها را با ملت آلمان یکی گرفت و کوشید نشان دهداهمیت یک ملت متناسب باخون اصیل آلمانی جمعیت آن است وهمه نوابغ بشریت از آلمانیان بوده اند و از لحاظ فنوتیپی،او آریایی را فردی با کله دراز و موهای بور و چشمانی آبی معرفی کرد.
نژاد آریایی پس از به قدرت رسیدن رضا شاه به ابیات سیا سی ایران وارد شد.این نژاد را غربیان به ایران معرفی کردند غربییان برای حفظ ملل تحت سلطه خود به آنان تلقین می کردند که دوران افتخارات آنها در گذشته قرارداردو ایران یکی از این ملل محکوم و تحت سلطه بود .
روشنفکران از تمدن غرب،نژاد پرستی را به ارمغان آوردند و مروج افکارآریائیسم شدند دول غربی نیز آنان رایاری نمودند . درایران آن روزگار،
برآورده نشدن آرمانهای انقلاب مشروطه وسرخوردگی مردم ، جامعه را با خلاءتئوریکی روبرو کرده بود واین دوران مصادف با اوج گیری فا شیسم اروپایی بود.
از این جهت شکل گیری تعریف و هویت ملی ایرانیان براساس اساطیر شاهنامه ، برتری نژاد موهوم آرییایی وزبان فارسی ، اروپای جنگ جهانی اول تا دوم بود.واقعیت اینکه این هیاهوی باستان پرستی
(آریایی )در عوض غارت منابع ملی ایران ، به ایران پرداخت گردید بنا به شرایط دوران حکومت رضا شاه این نژادبه همراه زبان فارسی مبنای تفکرات پان ایرانیسم و پان فارسیسم گردید. نخستین تشکیل پان فا رسیسم”هیئت میهن پرستان برلین” بود که در مجله کاوه ( ۱۹۱۶ – ۱۹۲۴) افکار
ملی گرایی نژادی-زبانی را به صورت چون محمد علی فروغی ،علامه محمد قزوینی،جمالزاده و … با آن همکاری داشتند وسید حسن تقی زاده در
خاطرات خود به تا مین مالی مجله کاوه ازسوی آلمانی هااشاره دارد: دردوران حاکمیت نازی ها مطبوعات رایگان آریا پرستانه ازآلمان به ایران ارسال می شد وبرخی نویسندگان وتاریخ سازان با الهام از آنها ، به ابداع تاریخی باشکوه اما ساخنگی وموهوم ازایران باستان ، می پرداختند.
در تهران هم زمان با سال انقراض قاجار توسط ” محمود افشار یزدی “مجله” آینده ” هم درتیر ماه ۱۳۰۴ تا سیس گردید . محمود افشار در هند و انگلیس تحصیل نموده ودر سوئیس دکترا گرفته بود وعلی رغم آشنایی با پلورا لیسم فرهنگی موجود درسوئیس، استبداد فرهنگی راه حل مشکل وحدت ایرانی قلمدادنمود.
او درسال ۱۳۰۰ ه.ش” انجمن ایران جوان ” راتاسیس کرد که درآن مشرف الدوله نفیس،اسماعیل مرآت، جواد عامری ،علی اکبر سیاسی واحمد کسروی فعالیت داشتند . ” احمد کسروی ” به تقاضای محمود افشار،قدمت قبایل ترک خوزستان را به قرن پنجم هجری تقلیل داد و زبان آذری دری !!را زبان مادری ترکان ایران معرفی نمود. محمود افشار یزدی راه وحدت ملی ومبارزه با اختلا فات ظاهری رابه صورت زیرپیشنهاد نموده است:
“ترویج زبان و ادبیات فاارسی و تاریخ آریایی به خصوص در مناطق غیر فارسی،کوچاندن ایلات ترک و عرب به مناطق فارسی ،تغییر تقسیمات کشوری ، از بین بردن اسامی ترکی و عربیمکان های جغرافیایی وفارسیزه کردن آنها ممنوعیت استفاده از زبان سایر ملل در ادارات،مدارس؛ارتش و….”همکاری وهم زبانی این افکار با طراحان “اسارت اقتصادی ایران “در عرصه های سیاسی و فرهنگی حیرت انگیز است.
“اردشیر ریپورتر”از زرتشتیان هندوستان درخدمت سرویس جاسوسی انگلیس در هندوستان بود وی در اواخر سلطنت قاجاریه به ایران آمد وساختن “تاریخ دیرین ایران “رااز طرف انگلستان شروع کرد.
اومدرسه علوم سیاسی رادرتهران بنیان نهاد وکرسی” ایران باستان “این مدرسه عهده دار شد و گروه بزرگی ازتحصیل کردگان غرب چون محمود افشار یزدی را به دور خود جمع کرد و موفق به تر ویج عرب ستیزی ، ترک ستیزی و اظهارعجزدر برابر غرب شد.از سوی دیگر او طرح روی کار آوردن یک فرد کاملا مطیع براریکه قدرت ایران را طراحی واجرا نمود. بر این اساس رضا شاه دراکتبر ۱۹۱۷به اردشیر جی ریپورتر معرفی شد و چهار سال تحت کنترل سرمیس جاسوسی اردشیر ریپورتر قرار داشت.
امتیازات مهم رضاشاه برای معرفی به او ؛ نداشتن هیچ نوع گذشته قابل افتخار،نداشتن اصل و نسب روشن ،ظاهر زمخت و خشن و نداشتن سواد!بودو چون سواد لازم را نداشت لازم بود که جلسات توجیحی برای وی برگذار کنند تا اینکه اواعتماد به نفس لازم را کسب کند .اردشیر ریپورتر بنیانگذار ایران نوین تبدیل می نمود . وی در خاطراتش به این امر کاملا اشاره نموده است .رضاشاهی که غیرازقلدری و خشونت چیزی در او دیده نشده بودبه یک باره با گرفتن ژست علمی وبا آموزشهای محمد علی فروغی در نقش نخستین سخنران “هزاره فردوسی “ظاهر شد او دراین سخنرانی عملا به عوامل درباری خود یاد داد که چگونه به تدوین وتئوریزه کردن تصورات شونیستی بپردازند وبه فرضیه پردازی و کتاب سازی علم تاریخ دست بزنند . افکار شوونیستی و ضد ترکی او با اجیر کردن عوامل خارجی مانند گیریشمن فرانسوی،اومستبدآمریکایی و هنینگ انگلیسی برای نگارش تاریخی مجهول تقویت شد.انها بایستی کتاب “شاهنشاهی هخامنشی”را می نگاشتند و کتاب”ایرانازاغاز تا اسلام “را به رشته تحریر در می اورند.پان فارس هاترکهای ایران راتررک زبان می نامندونه تُرک وممعتقدند که آنها قبل ازآمدن مغولانبه ایران به زبان آذری دری!!صحبت می کردندکه لهجه ای اززبان فارسی بودومغولان وسلسله های ترک ،آنان را ترک نمودند !پس اینان فقط ترک زبان هستندورجعت به زبان اصلی فارسی بر آنها فرض است وبااین طرز تلقی ، فرهنگ کشی وستم ملی بر غیر فارس هادر ایران به دلیل بازگشت به اصل نژادی وزبان آریایی توجیح می شود. دراین مورد ” دکتر جواد هئیت ” چنین پاسخ دادند : “… آقایان پان فارس شاید ازلهجه های مختلف ترکی اطلاع چندانی ندارند .
آنها توجیهی برای این امر ندارند که چرامغولان زبان خودرا به ایران وارد نکردند وترکی آذر بایجانی راآوردند وچرا درحالی که این مهاجمان بیشتر
در شرق ایران حکومت کردند، مناطق غربی را ترک زبان نمودند”
در بحث نظریه رجعت به اصالت اریایی ،طبق خود نظریه می توان فارس ها را هم به فارس زبان تقسیم کرد درنظر داشته باشیم که به قول اقای ناتل خانلاری (رئیس فرهنگستان آریامهری فارسی)درکتاب “تعریف هویت ملی ایرانی “،زبان فارسی تا قرن هشتم هجری درایران کنونی تکلم نمی شد وبعدها درایران رایج گشت واین زبان فارسی ربطی به پهلوی باستان ندارد.دراین صورت درنظر بگیرد برای اقایان پان فارسیسم چه فاجعه ای پیش می آمد.اگرفارس زبان هابخواهند به زبان اصلی خود رجعت کنند ،طبق این نظریات اگردراین سلسله مراتب جلوتربرویم دراین صورت بازگشت به “زبان آواها”-ی بشراولیه بدترین راه حل اختلافات زبانی است اما می دانیم که رجعت افراد به زبان باستان و تعیین منشا فقط برای این است که نزاد پرستان،ایرانی را فارس زبان می خوانندواگر هزارویک دلیل مبنی برآریایی نبودن فارس هابیاوریم وبا این که می دانیم نژاد ارایی از
نظر علمی که هیچ پشتوانه ای ندارد ، آنها بازهم حاضر نخواهند بود به زبان اجدادی خود رجوع کنند. بنابه طرح فاشیستی ، پان فارسیسم ایران را کشوری یک دست وهم زبان می خواهد از نظر آقای ” ماهیار نوایی” ، لازمه این امر دایر کردن شهرهایی برای کودکان غیر فارس در آذربایجان است که در این شهرها کودکان ترک را فارس می نمایند: “آغاز کار را،ساختمان زایشگاهی بزرگ وچند کودکستان ودبستان بسنده است ورفته رفته به اقتضای سن کودکان ، دبیرستان ها وآموزشگاه های دیگر بایدبه آنها افزود . به وجود آمدن این گونه شهر ها گذشته از تعمیم وترویج زبان فارسی دارای فوائد بیشمار است “.(کتاب زبان فارسی درآذربایجان ،جلد دوم ،گرد آوری ایرج افشار ) . همچنین دکترشیخ اسلامی درکتاب خود تحت عنوان
” قتل اتابک”، سپردن کودکان غیر فارس به خانواده های فارس جهت تعلیم وتربیت وفراگیری مظاهر فرهنگ ومدنیت را ، راه عملی برای فارسیزه کردن ایران می داند !!!
راه یافتن واژه آریا وآریایی به ادبیات رایج زبان شناسان ومورخان نژاد پرست که تا آن زمان تنها مروج زبان هند واروپایی بودند. به زمان باز خوا نی کامل کتیبه های هخامنشی یعنی میان قرن نوزدهم بازمی گردد که در آن تاریخ ، ” راولی سن ” ترجمه نهایی کتیبه بیستون رامنتشر کرد.
بنابراین از حدود پنجاه سال پیش است که جهان بااین واژه وبااین نژاد برتر موهوم که تنها دلیل برتر شمردن آنها ذکر نامشان ؟ درکتیبه های هخامنشی است،آشنا می گردد . اما به راستی در کتیبه های هخامنشی یعنی زاینده توهمات آریایی درباره قومی به نام آریا چه نوشته شده است بی شک در تنها سند هخامنشی پیش از کتیبه بیستون ، ( یعنی درگل نوشته کورش )کمترین اشاره ای به واژه آریا نمی یابیم و مهمتراز آن درمجموعه کتیبه های بین النهرین وبه زبانهای آشوری،بابلی ومصری نیز ردی از واژه آریا به هیچ مفهومی نیست و نیز در نوشته های ایلامی واوراتوئی هم هرگز به این واژه بر نخورده ایم وازآنها مهمتر پس از زمان خشایار شاه تا قرن پیش به درازای ۲۴۰۰سال،هرگز نشانه ای از این واژه به معنای نژادی آن نیست .
پس در واقع آغاز وهم مرگ این واژه در دوران داریوش وخشایار شاه است.باید پذیرفت که بن واقعی واژه “آری”(آری+یا=آریا)به معنای “شورشی و شرور”است.لغتنامه های “کنت”و”شاپ”نیزواژه آری(ازآری+یا)را”شرور”ترجمه کردند.امامفسران کتیبه ها بدون توجه به این معناکه خود نیز بصورت شرور آورده اند،آنگاه که به گمان خود ممکن دیدند واژه آری را به معنای “قومی”تعبیر کنند،بر روی آن مانور دادند!شارپ و کنت بن”آری” را که خود نیز بمعنای شرور آورده اند،به فراموشی می سپارند و با افزودن وجعل واژه “زبان”در کنار بن “آری” میکوشند که یک “زبان آریائی” در کتیبه خلق کنند!!!
واژه آری حتی در کتیبه های بیستون بمعنای “نافرمان،شرور و شورشگر”آمده است داریوش و خشایار شاه در کتیبه های مذکور خود را چنین معرفی می کنند:”من فلان شاه ،شاه بزرگ،پسر فلان هخامنشی،متجاوز،شورشگر،شرور،فرزندشرور و آورنده رنج و محنت”.بستن چنین القابی به خویشتن برای ترسانیدن مردمی که لجوجانه مقاومت میکردند در اسناد شرق میانه فراوان یافت میشود. از هنگامی که مقاومت های فزاینده اقوام وبومیان در برابر هجومهای متوالی در زمان آشوریان و بابلیان در تاریخ محزراست. بسیاری از سرداران کهن برای ترساندن ملت هایی که تسلط آنان را نمی پذیرفتند ،از اعتراف به رفتارهای سراسر قساوت،توسل به عناوین ترس آور وحتی بستن شاخ حیوانات به سر خود پروا نداشته اند.آنچه را که داریوش در کتیبه بیستون درباره شقاوتهای خود نسبت به سرداران مقاوم و اقوام اسیر می آورد، ادامه همین اعترافات جاری در توسل به سخت گیری و جنایت با هدف منصرف کردن بومیان واقوام از مقاومت است. بنابراین میتوان پذیرفت که داریوش تمام عناوین و القابی را که بومیان منطقه به او بخشیده بودند با خشنودی تمام پذیرفته و با لجاجت تمام تکرار کرده است.
چنین است که حتی در کتیبه های هخامنشی نیز واژه”آری” را با معنای قومی و نژادی نمی یابیم، این واژه لقب تحقیر آمیز دیگری با معنای “شورشی وشرور”است که بومیان ایران کهن به قوم سفاک هخامنشیان بخشیدند تا نهایت نفرت خود را از حضور ویران کننده آنان که عروج شرق میانه را متوقف میکردند برای آیندگان باز گفته باشند.
پس این همه هیاهوی بر سر واژه وقوم وزبان “آریایی” از چه چیز جز توهمات ودروغ پردازی های شرق شناسان مزدور یهود، بر آمده است!؟
آیا نباید اهداف و منافع آنان را در به جان هم انداختن مردم شرق میانه با توسل به چنین مفاخرات احمقانه ساختگی و بی ریشه ، نیک بشناسیم؟!
منابع:
۱- نگاهی نوین به تاریخ دیرین تورکان ایران(محمد رحمانی فر)
۲- هفته نامه نوید آذربایجان
۳- نشریه دانشجویی آراز- دانشگاه تبریز
۴- نشریه دانشجویی ایشیق – دانشگاه علم وصنعت ایران
۵- نشریه دانشجویی باخیش – دانشگاه با هنر کرمان
[پاسخ]
آقای سینا – ل
شما احتمالا وقتی تو آینه نگا میکنی ترکی – مغولی – عربی چیزی میبینی که میای این حرف ها رو میزنی !!
آذری ها از نژاد پاک آریایی هستند
چرا حسودی میکنی ؟؟
اگه سواد انگلیسی داری برو یه نگاه به سایت های علمی در باره ی ژنتیک مردم ایران بنداز میبینی که آذری ها آریای و ایرانی اصیل هستند !!
نمیدونم چرا این پستم مدام ناپدید میشه !!
این چندمین باریه که این نوشته رو میزارم
زنده بار ایران
[پاسخ]
شاهین پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۹ ب.ظ:
@آذری-تبریزی-ایرانی-آریایی, ….حکایت پالان خر و تز نژاد آریا
علیرضا قولونجو
حکایت کرده اند که روزی شاه عباس صفوی و وزیرش با لباس مبدل برای کنترل قصبات می روند و شب را در کاروانسرایی بین راه سر می کنند. سلطان سردش می شود. مدتی مقاومت می کند ولی بعد که تحملش تمام می شود با انگشتش به سمتی اشاره کرده به وزیر می گوید ، آن را بیاور که روی خود بیاندازم. وزیر می گوید ، “سولطانیم! آن که پالان خر است.” سلطان اعتراض می کند که “اسمش را نگفتم خودش را بیاور.”
واقعا هم نیازی به ذکر نام نیست. این خود پالان است که تن سلطان را گرم می کند ، نه اسمش.
امروز که در نتیجه گفتمان ضدنژادپرستی ، “تز نژاد آریا” آبرویی بیشتر از پالان خر ندارد ، عده ای از نئوپان ایرانیست ها همان زرنگی را می کنند که شاه عباس کرد ؛ برآن گشته اند که دیگر آسم “نژاد آریایی” را نیاورند ولی هدفی را که اسلافشان از ابداع این کلمه داشته اند ، یعنی تراشیدن هویت و تاریخ واحد برای تمام ملت های ساکن ایران ، کماکان ، و شاید هم سفت و سخت تر دنبال کنند.
البته این نئوپان ایرانیست ها هنوز در مورد اسم جدید پالان قدیمی به توافق نرسیده اند. زرنگ ها اسمی نیافته اند و زرنگ ترها نام های مختلف پیشنهاد می کنند. پالان اما همان پالان است!
زرنگ ها / نئوپان ایرانیست های با درصد ‘نئو’ ی کمتر
می گویند که اقوام ساکن ایران ریشه نژادی مشترکی دارند ولی آسم این نژاد مشترک “آریایی” نیست.
دکتر مازیار اشرفیان بناب ، یکی از زرنگ ها ، که ادعا می کند روی ساکنان ایران تحقیقات ژنتیکی انجام داده اخیرا به بی بی سی فارسی گفته ، “اکثر ایرانیان ، نژاد آریایی ندارند” و بعد اضافه کرده : “ما به این نتیجه رسیدیم که تمامی اقوام ایرانی ریشه مشترکی دارند. ”
زرنگی شان هم اندازه زرنگی شاه عباس چهارصد سال قبل است ، آن هم به زحمت. به همان روال به نیاوردن اسم بسنده کرده اند. اسم جدیدی ابداع نشده است. پالان هم که همان پالان است.
آقای محقق می گوید که تحقیقات خود را در میان اقوام ساکن مرزهای سیاسی ایران کنونی انجام داده است.
آمان تانریم..!
چه نوابغی بوده اند این امپراطورهای قاجار ، روس ، عثمانی و بریتانیا!
قرن ها قبل ، انگار که از پیشرفت های امروز علم ژنتیک باخبر بوده باشند ، مرزهای ایران کنونی را طوری ترسیم کرده اند که ژن های بیگانه آن طرف رودخانه ها و کوهها و سیم های خاردار بمانند و خلوص این نژاد آریایی سابق و بی نام فعلی را مخدوش نکنند.
زرنگ ترها / ‘نئو’ ترین نئوپان ایرانیست های موجود
نه بر نژاد مشترک بلکه بر هویت مشترک برای ساکنان ایران تأکید ، و زبان فارسی را مهمترین رکن این هویت علمی و تحلیلی طیف معرفی می کنند.
آیت الله خامنه ای رهبر ایران یکی از زرنگ تر هاست. او چند ماه قبل در دیداری با هیأت دولت ، از گفتمان اخیر دولت (احتمالا منظورش فعالیت های اسفندیار رحیم مشائی بوده) در ستایش از پادشاهان ایرانی انتقاد کرده و گفته “اگر قرار است مسئله علاقه به ایران مطرح شود ، یکی از مهمترین راهها ، تحکیم و گسترش زبان و ادبیات فارسی است. ”
زرنگ تری دیگر اسمش دکتر رضا مرادی غیاث آبادی است. از طرفی در رد تز نژاد آریا مصاحبه ها دارد و از طرف دیگر اعتقادش به هویت “ایران زمین” ی را پنهان نمی کند. غیاث آبادی در سایت خود نوشته است :
“پان ترک ها] سردار شجاع ایرانزمین را با آن نام فارسی و آن تاریخ سراسر ایرانی ، به نفع تصورات جدید خود مصادره میکنند. روزی قلابی به نام روز تولد بابک خرمدین در اوایل تیرماه میسازند و در آن روز به قلعه بابک در جنوب شهر کلیبر میروند. در سالی که فرصتی دست داد تا در این جمع شرکت کنم ، آشکارا میدیدم که عشایر شاهسون (ایلسون) که در کنار آنجا چادر زده بودند ، هیچیک از آنان را به چادرهای خود راه نمیدادند و توجهی به آنان نمینمودند. اینست آن هویت ایرانی و آذربایجانی اصیل و کهن که بیدی نیست تا بدین بادهای گذرا بلرزد و موجی نیست که دل بدین خاشاک ببندد. ”
و پالان همچنان همان پالان قدیمی است.
دریافته اند که ، عنوان “نژاد آریا” اکنون به آرمانی که آن را به وجود آورده ضربه می زند. امیدوارند که اصل آرمان با حذف نام همچنان تنور پان ایرانیسم را گرم نگه داشته و به روند حاکم کردن زبان فارسی ادامه دهد.
نژاد آریا یا هویت مشترک “ایران زمین” ی ویا نژاد مشترکی که اسمش دیگر آریایی نیست! هدف ، انکار وجود هویت های مختلف در جغرافیای ایران. پالان همانست ، نه؟
* * * * *
نقل قول ها را در لینک های پایین ببینید :
http://www.bbc.co.uk/persian/science/2011/11/111113_l42_vid_ir_genetic.shtml
http://www.tebyan.net/index.aspx؟pid=178064
http://ghiasabadi.com/pan-turkism.html
2012/1/4 11:24:02
[پاسخ]
شاهین پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۲ ب.ظ:
@آذری-تبریزی-ایرانی-آریایی, …نژاد آریا دروغ بزرگ غربی
پروفسور شاپور رواسانی محقق و پژوهشگر تاریخ و نویسنده کتاب ( اتحاد مردم شرق) درباره نژاد اشاراتی به بی اساس بودن نظریه نژادی دارند به گفته ایشان از نظر زیست شناسی تنها یک نژاد انسانی وجود دارد. از آن گذشته هیچ کتیبه ای را نمی یابیم که در آن از قوم سامی نامی برده شده باشد. این لفظ از زبان شناسی وارد جامعه شناسی شده و اختراعی است که بعدا معلوم شد اصلا مبنای غلط دارد. ولی متاسفانه وارد جامعه شناسی و تاریخ نگاری شد و امروزه عده زیادی از اقوام، سامی صحبت میکنند یا لفظ آریا که به کار برده شده، اصلا به نژاد مربوط نمی شود. اگر شما به نوشته های هرودوت مراجعه کنید، وقتی راجع به لشگر کشی خشایارشاه صحبت می کند، از تعدادی از اقوام نام می برد که یکی از آنها نیز آریاست. بعد این را آورده اند و به عنوان یک نژاد مطرح کرده اند، در حالی که ما اصلا نژادی به نام آریا نداریم.
باستان شناسی در ایران که الآن به طور عمده منتشر می شود یک باستان شناسی سیاسی است. زیرا عده ای حفار که نام خود را باستان شناس گذاشته اند آمده اند و همان فرضیه های نژادی را به اشکال مختلف به عنوان کشفیات باستان شناسی در تالیفات خود منعکس می کنند و ما آنها را ترجمه می کنیم و تحویل روشنفکران ایران می دهیم.
ما خودمان را با تاریخ ایران به آن شکل که واقعیت دارد مشغول نکرده ایم، بلکه ترجمه می کنیم و ترجمه ها هم به طور عمده نادرست و آلوده به اغراض سیاسی است که یکی از آن اغراض مهم، تبلیغ فرضیه های نژادی است ، مثلا در کتاب بیستون، ترجمه فارسی ای که در ایران پخش شد به نقل از داریوش آمده: <>.
من با چند نفر از همکاران در اروپا که به خط میخی آشنایی دارند مکاتبه کردم و از آنها پرسیدم که به نظر شما معنی این کلمه چیست؟ آنها به من پاسخ دادند که این کلمه حداکثر به معنی طایفه و خاندان است و به هیچ وجه معنی نژاد از آن استنباط نمی شود.
پروفسور در یکی از دانشگاه های آلمان صاحب کرسی هستند و با توجه به امکاناتی که آلمان برای استادان صاحب کرسی تدارک دیده، ایشان توانستند تمامی امکانات مورد نیازشان را برای تحقیقاتی با منابع دست اول در اختیار داشته باشند.
البته کافیه یه نگاهی به کاملترین منبع موجود در عالم هستی یعنی قرآن و سنت پیامبر اسلام (ص) بندازیم، خواهیم دید که سالها پیش از این منابع و تحقیقات تنها وجه تمایز انسان ها رو تقوای اونها معرفی کرده اند.
ما چقدر باید کوته فکر باشیم که به دنبال نژاد برای معرفی خودمان و تمایزمان با دیگران بگردیم.
در دنیا نه نژاد سامی نه آریایی و نه ترکی و… وجود نداشته و ندارد.
اختلافاتی که در ظاهر افراد مشاهده می شود می تواند به آب و هوا و غذاهای محل زندگی و هزاران دلیل دیگر مرطبت باشد.
[پاسخ]
شاهین پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۶ ب.ظ:
@آذری-تبریزی-ایرانی-آریایی, جهت مطالعه دوستان نژادپرست . . پیدایش افسانه آریا و آریایی نژاد:
چگونگی پیدایش افسانه آریا برای اولینبار توسط نویسنده فرانسوی (ارتودو گوبینو) در سال (١٨١۶) که هوادار سلطنت قانونی خانواده بوربون ضد آزاد منشی و ضد دموکراسی هست که آزادیخواه معروف آلکسی دوتو کویل هنگامی که وزیر امور خارجه در جمهوری دوم بود وی را در دفتر خود استخدام کرد. گوبینو سپس حرفه دیپلمات پیشه خود کرد. کتاب اساسی وی زیر عنوان گفت و گویی در باب نابرابری نژادهای بشری افسانه آریاییها برای توجیه نابرابری، اجتماعی در درون هر یک از ملتها بکار گرفت. میان اشراف و مردم عادی اختلاف نژادی هست. اشراف اروپایی همه از آریاها یعنی نژادی که بر حسب طبیعت، مسلط و تمدن را او خلق کرده است، منشعب میشوند. برخی از شاگردان گوبینو چون واشردولاپوژ و آمون کوشش کردند تا این نظریهها را از دیدگاه علمی مورد بررسی قرار دهند و بدین منظور از علم آمار بر پایه اندازهگیری جمجمههای انسانی مدد گرفتند. از این جاست که قانون ادعایی جامعهشناسی آمون پایه گرفت که براساس آن درازسران (یعنی آریاییها) در شهرها بیشتر از روستاها هستند. بعدها معلوم شد که این قانون یکسره نادرست است. البته، از دیدگاه زیستشناختی، نژادهایی وجود دارد که از رهگذر توفق آماری برخی از عوامل وراثتی مثل(رنگ پوست، پیچیدگی مو، گروههای خونی و نظایر آن) در میان افراد تشکیلدهنده این نژادها از حیث ژنهای موجود در سلولهای مولد مشخص میشوند.
دومین پایهگذار آریایی گرایی هوستون استیوارات چمبرلن (١٩٢٧ـ١٨۵۵) پسر یک فرمانده نیروی دریایی، دوست و سپس داماد واگنر بیمار عصبی و ستایشگر شیدای ژرمنها (که در سال ١٩١٧، در بحبوحه جنگ به تابعیت آلمان درآمد) است. در سال ١٨٩٩ در اثر عظیم یکهزار و دویست صفحهای خود زیر عنوان پایههای قرن بیستم با استفاده از افسانه مردم آریایی به مدح آلمانیها پرداخت. این نویسنده، بجای اینکه مانند گوبینو آریاییها را با یک طبقه یعنی اریستوکراسی یکی بداند، آنان را با یک ملت یعنی آلمان یکی دانست و چنین نوشت: “تتون روح تمدن است. اهمیت هر ملت به عنوان قدرت زنده امروزی متناسب با خون اصیل آلمانی جمعیت آن است.”
و از سوی دیگر چمبرلن کوشید تا نشان دهد که همه نوابغ عالم بشریت ژول سزار، اسکندر کبیر، جیوتو، لئوناردو داوینچی، گالیله، ولتر و از آلمانیهای باستان بوده است به نظر وی شخص مسیح نیز از آلمانیهای باستان بوده است یعنی آریایی. “هر که ادعا کرده است که مسیح یهودی بوده است یا بلاهت خود را نشان داده و یا اینکه دروغ گفته است مسیح یهودی نبوده است.”
بعدها نهضت ناسیونال سوسیالیست نظرهای چمبرلن را پایه عقاید خود قرار داد و در جهت یک ضد یهودگرایی بیکم و کاست تغییر داد. هیتلر میخواست همه آلمانیها را آریایی به معنی نژادی کلمه یعنی دراز سر، بلند اندام، با موهای روشن و چشمان آبی هستند تعریف کند و این تعریف ناممکن بود، چون رؤسای نازی که هیچکدامشان این کیفیات را از زاویه مبارزه میان این دو نژاد بینند. افسانه نژاد آریایی بدینسان بکار جوانسازی نظریات ضد یهودی آمد. و بعدها باعث کشته شدن شش میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم توسط آریاییها شد(١)
عجیبترین سوءاستفادهای که از کلمه نژاد شده در مورد آریاییهاست این اسم بیش از هر اسم دیگر دارای معنی سیاسی است و مدتی اساس قوه مقننه آلمان به اصطلاح (آریایی) محسوب میشد.
کلمه آریا برای اولین بار از دیدگاه زبانشناسی توسط “سرویلیام جونز” فیلسوف انگلیسی به مغرب آورده شد وی مدتی در هند بسر برده و زبانهای آسیایی خاصه زبان سانسکریت را مطالعه کرده بود. او عنوان آریایی را به این زبانها داد. بعد از او مطالعه مسأله روابط میان زبانها را “شله گل” و “پونسن” در انگلستان زبانشناس جوانی که اصلیت آلمانی داشت به نام “ماکس مولر” از سرگرفت. این تحقیقات نشان داد که میان زبانها که در اروپا به آنها تکلم میشود شباهتهای لغوی موجود است و برای نامگذاری این دو گروه زبان عنوان “آریایی” یا “هندوژرمنی” داد. ظاهراً “ماکس مولر”، نخستین کسی بود که گروه خالق زبانهای “آریایی” را “نژاد آریایی” نام نهاد. وی این گروه را که به وسیله زبانی چنین مؤثر و انعطافپذیر را برای بیان کشف کرده بود قومی برتر شمرد. در سالهای بعد، فرضیههای مربوط به سرزمین ابتدایی اروپاییان توجه بسیاری از مردمشناسان و تاریخدانان را به خود جلب کرد و نظریههایی پدید آمد و هر کس به دفاع یکی از آنها برخاست. سرزمین آریاها را ناحیه بالتیک و آلمان و روسیه و هند و افریقای شمالی و حتی ایران دانستند. بر این عدم اطمینان نسبت به سرزمین اصلی آریاییان عدم اطمینان نسبت به ظاهر جسمی آنان نیز افزوده شد. بنابراین دلایل، ماکس مولر سرانجام قبول کرد که کلمه آریایی را نمیتوان بهکار برد و در انکار کامل عقیده سابق خود دیر کرده بود در این فاصله زمانی مفهوم آریایی را دانشمندان فراوانی دوباره مورد بحث و گفت و گو قرار دادند و نظریه ماکس مولر که نژاد آریایی نژادی اصیل و برتری است مورد تأیید قرار نگرفت چرا که خود ماکس مولر هم به این نتیجه رسیده بود(٢) و با استناد به این گفتههای بزرگان تا به حال هیچ آریایی را در خیابان ندیدهایم. و یا هیچ اسکلتی کشف نشده که ثابت شود که از نژاد اصیل آریایی باشد.
١. موریس دووروژه
٢. اتمر کالاین برگ
* * *
موریس دوورژه جامعه شناس نامدار فرانسوی، مفسر روزنامه پر تیراژ لوموند، استاد جامعه شناسی سیاسی در دانشکده حقوق و علوم اقتصادی پاریس، در کتاب “اصول علم سیاست” خود راجع به نژاد آریایی چنین مینویسد: “گوبینو (اشرافزاده فرانسوی در قرن ١٩) فرضیه تاریخی آگوستین تیری و “افسانه نژاد آریایی” را که در آن ایام در حال رواج بود، در هم آمیخت. در سال ١٧٨٨ زبانشناسی به نام “جونز” که از شباهتهای میان زبانهای سانسکریت، یونانی، لاتینی،آلمانی و سلتی یکه خورده بود فکر کرد که این زبانها ریشه مشترکی دارند. در سال ١٨١٣ “توماس یانگ” این زبان مادر را “هندواروپایی” نامگذاری کرد. پس از این قومی را که به این زبان تکلم میکردند “آریایی” نامیدند و این نامگذاری توسط زبانشناس آلمانی “ماکس مولر” در سال ١٨۶١ رسمیت یافت.
این قوم “فرضی” که بوسیله زبانی که خود نیز فرضی بود تعریف شده بودند، موضوع مطالعه گروهی از دانشمندنمایان قرار میگیرد که میکوشند زادگاه این قوم را معلوم دارند. تناقض میان استنتاجهای آنان، “پوچی” این گفتهها را نمایان میسازد. در سال ١٨۴٠ “پوت” عقیده دارد که آریاییها از دره سیحون و جیحون آمدهاند؛ در ١٨۶٨ “بن فری سرچشمه آنان را از شمال دریای سیاه، میان دانوب و دریای خزر انگاشت؛ در ١٨٧١، “جی. سی. کنوک” اصل آنان را بین دریای شمال و اورال دانست؛ در ١٨٩٠ “دی. سی. برینتون آنان را از اهالی آفریقای شمالی بهحساب آورد[!]؛ در ١٨٩٢ “وی. گوردون چایلد” آریاییها را از روسیه جنوبی شمرد؛ در آغاز قرن بیستم “کی. اف. جوهنسن” مهد آنان را کرانههای بالتیک گرفت؛ در ١٩٢١ “کوسینا” با دقت کمتری آنان را فقط در شمال اروپا جای داد؛ در ١٩٢٢ “پیتر ژیلز مسکن اصلی آنان را مجارستات شمرد و هکذا …
این نژاد آرایایی “موهوم”، مورد استناد” آرتور دو گوبینو”، آریستو کرات هوادار سلطنت قانونی خانواده “ارلئان” (که با مرگ لوئی ١٢ معروف به پدر ملت در سال ١۵١۵ سلطنتشان پایان یافته بود و پس از سقوط ناپلئون توسط لوئی هجدهم دوباره به سلطنت بازگشتند) و مخالف آزادی قرار میگیرد تا امتیازات طبقه اشراف را توجیه، و تضاد میان آنان و تودههای مردم را تبیین کند. به گمان وی اشراف از بازماندگان آریاییها میباشند که تشکیلات سیاسی، اندیشه و هنر، فرهنگ، تمدن و پیشرفت را برای اروپا به ارمغان آوردهاند. مردم عادی بازماندگان اشغالگران ابتدایی اند که بر حسب طبیعت از نژادهای پست اند و هرچه دارند از فاتحان آریایی گرفتهاند، بهطوری که بدون وجود این فاتحان در بربریت زندگی میکردند و …”
در جای دیگری مینویسد: “نظریههای آریایی این مزیت را دارند که در ابهام میمانند و همین امر آنان را از هر گونه بررسی انتقادی در امان میدارد …” ص ٣٠
دو ورژه در مورد نژادهای انسانی مینویسد: “هرگز هیچ زیستشناسی از نژاد آریایی سخن نگفته است.” ص ٣٣
نـوشــته: حسین حسنی
[پاسخ]
ali ghareaghaji پاسخ در تاريخ دی ۲۴م, ۱۳۹۰ ۵:۵۵ ق.ظ:
man ye torkam. mikham begam vaghean brat motoasefam!! ma irani hastimo bedan moftakhar….
[پاسخ]
Dr.Nafisi پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۹۰ ۴:۱۶ ق.ظ:
man bra irano irani motoasefam. man ye balucham. doctoraye falsafe khondam. hameye irano gashtam va bad az phd be khyli keshvarhaye donya raftam…mididam ke hame hesrate tarikho mirase ma iraniha ro mikhoran vali maha chi..!!??? mese sago gorbe oftadim bejune ham!! alan hamin shoma ke dari be tork,fars,kord ya… tohin mikoni, vaghti miri untaraf nega nemikonan ke az che ghovmiyati, faghat toro be esme irani mishnasan va ba in raviye ke amsale bAzi shomaha dar pish grftid ruzberuz etebare irani kamtarokamtar mishe..!!! pas biyayn yad begirim be aghayede ham ehteram bezarim. be gofteye payambare bozorge eslam. melake arzeshe adama taghva va pakiye unhast… be omide ruzhaye ghashangtar tu irane sarafraz. biyayim iIRANo besazim… man hamatuno dust daram. shad bashid hamvatan
[پاسخ]
@سینا – ل,
این منابعی که استفاده کردی ۹۰% مال خود ترکاس.(با احترام به دوستان ترک زبان و عزیز خودم)
خود گویی و خود خندی عجب خ…. هنرمندی!!!!!
تاریخ تورک برکسی پوشیده نیس.قومی بی هویت که در جستجوی تاریخی خیالی و اثبات وجود خود از هیچ دزدی و یا جنایتی ابایی ندارد.
جنایاتی که در زمان ورود تان به این کشور برسر تصاحب خاک داشتید کم از یهودیان اسراییل نبود.
جنایاتی که در حق کردهای ایران وبخصوص ترکیه داشته و دارید برکسی پوشیده نیس (آخرینش کشتار ۱۹ نوجوان بی گناه زیر ۲۰ سال کرد در جنوب شرق ترکیه بخاطر توپ باران روستاهای کردنشین ۳ ژانویه ۲۰۱۲ توسط دولت فاشیستی ترکیه)
کشتار میلیون ها ارمنی بی گناه در شهرهای ارمنستان وترکیه
واین آخری ها هم دزدین بابک از کردها و مولانا جلال الدین بلخی از فارسها
بنظر شما این کارها از یک قوم با اصالت سر میزند؟
تاریخ همواره در مورد انسانها قضاوت کرده و میکند.در ضمن من خر تعصب ترین و متحجر ترین انسانهایی که درعمرم دیده ام بدون شک از ترکها بوده اند.تعصب چیز بدی نیس همه باید نسبت به قوم خود متعصب باشند.اما نژاد پرستی به قیمت له کردن سایر اقوام تعصب نیست.
من چند بار جهت عضویت در هیئت علمی دانشگاههای شمال غرب کشور شرکت کردم.نمیدانستم تاین حد تفکر فاشیستی بین این مردمان ریشه دوانده.به طوری که ۳دانشگاهی که رفتم متاسفانه مسئولین امر “تورک” بودند
جالب است اولین سوالی که ازمن میپرسیدند بجای آنکه بپرسند فوق لیسانس و دکترایت را از کجا گرفته ای یا عنوان پایان نامه و تزت چه بوده این بود “اهل کجایی؟ترکی یا کرد؟؟؟؟؟”
یعنی واقعا این که من کجا بدنیا امده ام یا زبان و نژادم چیست مهمترین مسئله و دغدغه این مصاحبه کنندگان بود؟پس جای سوالات و گپ های علمی و مرتبط کجاست؟
امیدوارم روزی این نوع طرز تفکر نژاد پرستانه از ترک های عزیز دور شود تا بقیه قومیت های ایران رابطه ای صمیمانه تر با آنها برقرار کنند.
[پاسخ]
یکی پاسخ در تاريخ دی ۲۴م, ۱۳۹۰ ۸:۰۴ ب.ظ:
@دیاکو, درود
[پاسخ]
پولاد پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲م, ۱۳۹۰ ۲:۲۲ ق.ظ:
@دیاکو, نواحی با بیشترین جمعیت کرد زبان: اسیا
ترکیه:۱۴ تا ۱۹ میلیون ایران:۶٬۵ تا ۷ میلیون عراق: ۶ تا ۶٬۵ میلیون سوریه: ۲ میلیون آذربایجان:۱۵۰٬۰۰۰ اسرائیل:۱۰۰٬۰۰۰ ارمنستان:۴۵٬۰۰۰
اروپا
آلمان:۵۰۰٬۰۰۰ تا ۸۰۰٬۰۰۰ روسیه:۱۰۰٬۰۰۰ سوئد:۸۰٬۰۰۰ تا ۱۰۰٬۰۰۰ فرانسه:۱۵۰٬۰۰۰٬ انگلستان:۱۰۰٬۰۰۰
کل جمعیت
۲۸ تا۳۶میلیون نفر
منبع :مردم کرد
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
۲ – کردستان ترکیه نام بخش شرقی ترکیه است که ساکنان آن کرد هستند. این منطقه بین ۱۹۰۰۰۰ تا ۲۳۰۰۰۰ کیلومتر مربع، یا نزدیک به یک سوم خاک ترکیه را در بر میگیرد. جمعیت کردهای ترکیه ۱۳٫۸ تا ۱۹٫۲ میلیون تن تخمین زده میشود. ترکیه حدود ۷۶٫۸ میلیون تن (براورد ۲۰۰۹) جمعیت دارد، که حدود ۷۳ تا ۸۰٪ مردم ترک زبان و ۱۸ تا ۲۵٪ نیز کرد هستند.البته این آمار زازاهایا دیلمیها بالغ بر ۳ تا ۴ میلیون نفرند را نیز جزو کردها به شمار آوردهاست.« از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد- کردستان ترکیه»…. ۳ -جمعیت ترکان ایران چقدر است؟
بر اساس اطلاعات منبع زبان شناسی SIL [1] ترکیب جمعیتی ایران در سال ۱۹۹۸ به صورت زیر بوده است:
جمعیت کل ایران بر اساس آمار دولتی ۶۵,۷۵۸,۰۰۰
متکلمین زبان ترکی آذربایجانی
قشقاییها (ترکی آذربایجانی)
متکلمین ترکی خراسانی ( نزدیک به ترکی آذربایجانی)
متکلمین زبان ترکی ترکمنی ۲۳,۵۰۰,۰۰۰
۱,۵۰۰,۰۰۰
۴۰۰,۰۰۰
۲,۰۰۰,۰۰۰
متکلمین زبان فارسی* ۲۲,۰۰۰,۰۰۰
متکلمین زبان لری* ۴,۲۸۰,۰۰۰
متکلمین زبان کردی و کرمانجی* ۳,۴۵۰,۰۰۰
متکلمین زبان گیلکی* ۳,۲۶۵,۰۰۰
متکلمین زبان مازندرانی* ۳,۲۶۵,۰۰۰
متکلمین زبان عربی ۱,۴۰۰,۰۰۰
متکلمین زبان بلوچی* ۸۵۶,۰۰۰
متکلمین زبان تالشی و تاکستانی* ۳۳۲,۰۰۰
متکلمین زبان ارمنی ۱۷۰,۸۰۰
بقیه زبانها ۷۰۰,۰۰۰
۴ – آقای صالحی پیوندهای تاریخی و فرهنگی ترکیه و ایران می تواند یکی از علل نزدیکی ملل ترکیه و ایران شود. علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه ایران :
ما کم و بیش زبان مشترکی داریم، “بیش از ۴۰% مردمان ایران به زبان ترکی صحبت می کنند”
نتیجه : ۱ -با توجه به تمامی امار ۱۸ تا ۲۵٪ جمعیت ترکیه البته این آمار زازاهایا دیلمیها بالغ بر ۳ تا ۴ میلیون نفرند را نیز جزو کردها به شمار آوردهاست و۵ تا ۹ %جمعیت ایران و بعضی امار « زبان کردی و کرمانجی* ۳,۴۵۰,۰۰۰ »کرد است ۲ – حدود ۷۳ تا ۸۰٪ مردم ترکیه و ۴۰ %ایران ترک است ۳ – کل جمعیت کرد زبان جهان به اندازه جمعیت ترک زبان ایران نمی رسد و حالا آزادیهایی که در این دو کشور به ملتهای اقلیت کرد در ترکیه و اکثریت ترک در ایران داده میشود بدون تعصب و شونیسم بازی جواب بدهید.
[پاسخ]
arya پاسخ در تاريخ بهمن ۲۰م, ۱۳۹۰ ۲:۴۱ ق.ظ:
@پولاد, دقیقا منظورت چه بود؟این آمارو از کجات درآوردی؟هر نیمچه تورکیو به تورکا میچسبونی اونوقت وقتی نوبت به جمعیت کردا میرسه میشن ۳,۴۵۰,۰۰۰ ؟ما تو ایران فقط ۵ استان داریم که اکثریتش با کورداس،چه جوری حساب کردی که این رقمو درآوردی؟
[پاسخ]
قارتال پاسخ در تاريخ فروردین ۱۰م, ۱۳۹۱ ۱:۱۰ ب.ظ:
@دیاکو,
بابک ( بای بک یعنی بویوک آتا ، همون پدره بزرگ) که ترک بود ، مولاناهم که از ترکان خوارزمی بود ، ترک ها هم تاریخ هفت هزار ساله دارن و مثل شما بی هویت نیستند ، سومری ها که بانیان تمدن بشری بودند ، ترک بودند و ترکها آذربایجان از نسل سومری ها هستند
[پاسخ]
احد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸م, ۱۳۹۱ (5 days ago) ۳:۰۱ ق.ظ:
@قارتال, انگل تمدن بین النهرینو به یه عده بیابانگرد ول نسبت نده سومری ها به گواهی تمام دانشمندان آریایی بوده اند.
[پاسخ]
سلام این نوشته ها خبر از نگرش این روزهای مردمان مملکتیرو نشان میده که جز جدایی راه دیگری نداره. من در اینجا جا داره به هم وطنانه تورکم در هر جا که هستن اینو بگم با شناختی که از دشمنانمون دارذیم برای نجات جان ملتمان و وجب به وجبه خاک اجدادیمانکه بعضی مهمانان که جا خشک کرده و به رویا رفته اند بجای این بحثها کم ارزش ملتمان را بیدار کنیم تا شاهد سولدوزهاو قره باغها وایروانهاو….. غیره نشویم. حتما دیگر تا حال دوست و دشمن را شناختیم بس آگاه باشید جلوی کسانی که از انسانیت بوی نبرده اند از انسانیت و سند مدرک حرف زدن معنی ندارد ملت تورک چوب سادگیه خود را میخورد. به کسانی که به ملتمان عناوین اجدادشان را نصبت میدهند میگویم با بیدار کردنه ملتمان خیلی زود جواب نامردیتان را خواهیم داد. گواه تاریخمان (میتوانید خودتانرا گول بزنید آقایانه فارس و تازه به دوران رسیدههای کرد)کردها می توانستن کشور شوند و آزاد گردن اما با آغشته کردنه دست کثیفشان به خون تورکها در عراق ودر غرب ایران منتظر مکافات باشند.انشا الله خداوند تورکها را شرمنده و بدهکار دوست و دشمن نکند. آمین_ ما حقمان را گدایی نمکنیم
[پاسخ]
کرماشان پاسخ در تاريخ دی ۲۴م, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۱ ق.ظ:
@آتیلا, کردها می توانستن کشور شوند و آزاد گردن اما با آغشته کردنه دست کثیفشان به خون تورکها در عراق ودر غرب ایران
خودت فهمیدی چه گفتی؟!!!خاکنونو ؟!!آزاد کنین مگه ما مرده باشیم که آذرآبادگان از ایران جداشه شما ها میتانین گورتانه هر جا مخواین گم کنین ولی ما تاریخمان سرزمینمانه نادیده نمیگیریم.
[پاسخ]
دوستان
منم یه آذری و تبریزیم
کی گفته ما ترک هستیم
آخه چرا بهمون مارک تورک میچسبونید مگه ما چه گناهی کردیم ؟؟
اون هایی که آذری هستند وفکر میکنند ترک هستن کور خوانده اند بی جا کردند !! آنها ابلهانی بیش نیستند . حالا چه رئیس دانشگاه باشه یه هرکی میخواد باشه
آقای دیاکو
آذری ها همشون فاشیست و پان ترکی نیستند امثال منم پیدا میشه ما ها آذری هایی هستیم وطن پرست و ناسیونالیس واقعی و به ایران پارسیمان افتخار میکنیم
آذری ها نه نژادشون ترکه نه زبانشون !!!!
به امید نابودی پان ترک
به امید نابودی صهیونیسم و کمونیسم
درود بر ایران پارسی
درود بر کورش کبیر
درود بر آریا و آریایی
پان ترک ها کور خوانده اید !!
تا امثال ما ی آذری هستیم شما هیچ غلطی نمیتوانید بکنید
ما ناسیونال سوسیالیست های قدرتمند شما را یا به راه راست هدایت میکنید یا نابودتان میکنیم .
لیاقتتان همان ترکان زرد پوست و همان گرگ هست
آبروی ما آذری ها را هم بردید با این پانتون
[پاسخ]
شاهین پاسخ در تاريخ دی ۲۵م, ۱۳۹۰ ۳:۰۷ ب.ظ:
@آذری-تبریزی-ایرانی-آریایی, تمامی این درود هایت شایسته یک تبریزی نیست لطفا و لطفا شعئر تورکون دیلی تک سوگلی ایستکلی دیل اولماز … استاد شهریار رو بخوان و مغزت رو از افکار پان فارسیسم بشوی واقعا شهریار زرد پوست است و « لیاقتش؟؟؟ همان ترکان زرد پوست و همان گرگ هست» نژادپرستی زشت ترین و حیوانی ترین صفت پارسی است ..درود بر تمامی رنگین پوستان جهان
[پاسخ]
حمید اسماعیل پور پاسخ در تاريخ دی ۲۷م, ۱۳۹۰ ۷:۳۱ ب.ظ:
@شاهین,
ساقول افندی
[پاسخ]
الهام تبریزی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴م, ۱۳۹۰ ۷:۳۹ ب.ظ:
@شاهین,
)
یعنی چی که ترکا زرد پوستن؟ کجای رنگ پوست ترکا زرده؟ آذربایجان که کلا سفید پوسته و ترکیه ها هم که رنگشون سفیده ولی کمی تیره تر. و برعکس فارسی زبانها هستند که رنگشون رنگ زرده یا زرده سوخته (خودشون چون نمی خوان کم بیارن میگن گندمی و سبزه
[پاسخ]
آتا پاسخ در تاريخ فروردین ۲۶م, ۱۳۹۱ ۸:۳۳ ب.ظ:
@الهام تبریزی, ساغول گوزلیدی
[پاسخ]
قارتال پاسخ در تاريخ فروردین ۱۰م, ۱۳۹۱ ۱:۰۵ ب.ظ:
@آذری-تبریزی-ایرانی-آریایی,
یاواش بالام ، یاواش ، اصلا زبانی به نام آذری وجود نداره ، ما سرزمینمون آذربایجانه و آذری میگن بچه جون ،
[پاسخ]
HƏR KƏS
BİRAZ
TÜRK
51378
دانلود عکس از سرور متفاوت (http://www.irfreeup.com/images/88535909854561416121.jpg)
هر کس کمی تُرک، یک واقعیت علمی انکار ناپذیر، عنوان روزنامه ی مشهور آلمانی ست،با اینکه همگان آلمانی ها را بسیار نژاد پرست می دانند، با این حال بر اساس تحقیقات انسان شناسان و باستان شناسان آلمانی، این مطلب در یکی از روزنامه های معتبر آلمان-کؤلنر اکسپرس- درج گردیده و واقعیت آن به اثبات رسیده است.البته پیش از این نیز زبانشناسان اروپایی۱۷ درصد آلمانی را ترکی اعلام کرده بودند.
یک واقعیت علمی: هر کس کمی تورک است!
تورک بودن مردم ۷۰۰۰ سال قبل از میلاد در کشورهای اروپایی درنتیجۀ مهاجرت کردن برطبق اساسات علمی به اثبات رسید. مهاجرت کشاورزان در سال ۷۰۰۰ پیش از میلاد به آلمان و برخی کشورهای دیگر اروپایی در حال آمدن از خاک آناتولی علما ثابت شده است.
اجداد مردمی که در اروپا در قرن سنگ زندگی میکرند مهاجرت آنان از آناتولی(آنادولو) و شرق میانه صورت گرفته است به اثبات رسید. این مطلب در روزنامۀ آلمانی تحت عنوان “همۀ ما کمی تورک هستیم” به نشر رسید.
به گزارش روزنامۀ آلمانی کولنر اکسپرس Kölner Express تحت عنوان“همه ما کمی تورک هستیم”، انسان شناس پروفسور دوکتر بورگر یواخیم در دانشگاه ماینس Mainz بر اساس نتایج حاصله ازتحقیقات اسکلتهای عصر سنگ از مهاجرت مرد مان آناتولی به اروپا، اثبات علمی این مطلب را نوشته است.
آنان با حیوانات اهلی شان به اروپا مهاجرت کرده اند.
به گفته پروفسور دکتر یواخیم بورگر Prof. Dr. Joachim Burger مردم آناتولی، حیوانات اهلی شان را با خود به اروپا آورده اند و هدف این تحقیقات بررسی چگونه آمدن حیوانات اهلی به اروپا بوده است.
{ پیش از این نیز ترکی بودن ۱۷ درصد زبان آلمانی اثبات شده بوده است.}
گؤن تورک
منبع: گؤنی تؤرکیستان
[پاسخ]
یکی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱م, ۱۳۹۰ ۶:۲۳ ب.ظ:
@شاهین, منبعت هم که ترکیه؟!
[پاسخ]
آنی یا اِنی من یک جا توی این سایت ازت تشکر کرده بودم و الان حرفمو پس میگیرم چون فهمیدم یک شونیسم و پان فارس هستی
من یه آذربایجانی هستم و تووووووووووووووووووورک و اگه سر از تنم جدا کنند بازم تووووووووووووووووورکم و افتخار میکنم که از برترین نژادم (تورک)
من اینجا اعلام میکنم که اگه بندبند استخونامو بشکنن و جدا کنند هیچوقت نمیگم آذری هستم چون بعد از ۵ سال مطالعه شبانه روزی ۱۰۰% مطمعن شدم که آذری زاییده ی تخیلات کسروی هستش و حرف آخر:
آذربایجان ==================تورک
واسلامّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّ
[پاسخ]
زنده باد اذربایجان…زنده باد ایران..زنده باد یاد و نام بابک خرمدین…
[پاسخ]
Ümumi Türk Tarixi (Azerice)
Mesajgöndərən KutluBozkurt tarix Çərşənbə Fev 20, 2008 2:51 pm
ŞəkilOrhun Yazıtlarında qullanılan dil, Türk dilinin və Türk xalqlarının çox əvvələ dayandığını göstermektedir. Hunlar əvvəli Türk toplulukları haqqında,
* Karasuk mədəniyyəti
* Afayesnova mədəniyyəti
* Andrenova mədəniyyəti
* Anav mədəniyyəti
olaraq adlandırılan dört ana bölgədən bəhs edilmekdədir. Ön-Türklər haqqında Şölgentaş, Kurgan, Pazırık kalıntıları bulunmaktadır.
Ön-Türkler Orta Asya’daki iqlim dəyişikler yüzünden yerleşik hayattan, köçmən həyətə geçmek zorunda kalmışlardır. Özlərinə yazlıq və qışlıq bölgeler tayin etmişlerdir. Ön-Türklər ilə ələqalı yapılan araştırmalarda yerleşik mədəniyyətə aid objelere rastlanılmaktadır. Ön-Türkler’de geyik ön plana çıkmaktadır. Türk kavimleri atla göçebe hayata geçtikten sonra tanışmıştır. Ön-Türklərə aid mağara resimlerinde “geyik boynuzu takmış at figürlerine” rastanılmaktadır. Bu durum, Türklerin ata geçiş dönemi yaşadıklarını göstermektedir.
Orta Asya’da görülen iqlim değişiklikleri, Türk kavimlerinin ilk göç hareketlerine sebep olmuştur. Hint yarımadasına, Ortadoğu’ya, Karadeniz’in kuzeyine, Çin’e, Sibirya’nın kuzeyine doğru göçler yaşanmış ve Türk kavimleri oradaki halkların içine karışmışlardır. Göçü tercih etmeyen Türk kavimleri ise Orta Asya’nın değişen koşullarına adapte olmaya çalışmışlardır.
M.Ö. ۴۰۰ yıllarında Saka ya da İskit olarak adlandırılan Qərbi Türkistan və Qara dəniz çevresinde kurulan və Orta Asya’nın daxillərinə doğru uzanan devlete ait buluntularda Türk mədəniyyətini yansıtan objelere rastlanılmaktadır. Bu durum, Sakaları oluşturan xalqın bir kısmının və ya Saka devletinin Türk olduğu yönünde düşüncelere sebep olmaktadır. Tarix bilimcilerin bir kısmı ve Türkolog’lar Sakaların Türk olduğunu ileri sürmektedir. Hun devletinin ise Sakaların çöküntüye geçmesiyle doğu kanadını idare edenlerin ve doğu kanadı xalqlarının kurduğu bir dövlət olduğu görüşünü benimsemektedirler.
16 BOYUK DEVLET:
Böyük Hun İmperiyası M.Ö. ۲۰۴ – M.S. 216
Qərbi Hun İmperiyası M.Ö. ۴۰ – ۲۱۶
Avropa Hun İmperiyası ۳۷۵ – ۴۵۴
Ağ Hun İmperiyası ۴۲۰ – ۵۶۲
Göytürk İmperiyası ۵۵۲ – ۷۴۳
Avropa Avar İmperiyası ۵۶۵ – ۸۰۳
Xəzər xanlığı ۶۵۱ – ۹۸۳
Uyğur Dövləti 744 – ۱۳۳۵
Qaraxanlı dövləti 840 – ۱۲۱۲
Qəznəvilər dövləti 963 – ۱۱۸۳
Böyük Səlcuq imperiyası ۱۰۴۰ – ۱۱۵۷
Xarəzmşahlar dövləti 1157 – ۱۲۳۱
Qızıl Orda dövləti 1227 – ۱۵۰۲
Osmanlı imperiyası ۱۲۹۹ – ۱۹۲۲
Teymur imperiyası ۱۳۷۰ – ۱۵۰۷
Böyük Moğol imperiyası ۱۵۲۶ – ۱۸۵۸
Digər İmperatorluqlar
Şərqi Göytürk imperiyası ۵۸۲ – ۶۳۰
Qərbi Göytürk imperiyası ۵۸۲ – ۶۳۰
İkinci Göytürk imperiyası ۶۸۱ – ۷۴۴
Əyyubilər dövləti 1171 – 1348
Dehli sultanlığı ۱۲۰۶ – ۱۴۱۳
Çağatay dövləti 1227 – 1370
Misir Məmlük dövləti 1250 – 1517
Elxanilər dövləti 1256 – ۱۳۳۶
Səfəvilər dövləti 1501 – 1722
Dövlətlər
Çu Devleti M.Ö. ۱۰۵۰ – ۲۴۹
Kuzey Hun Devleti 48 – 156
Güney Hun Devleti 48 – 216
Asya Avar Devleti 216 – 552
Birinci Chao Hun Devleti 304 – 329
İkinci Chao Hun Devleti 328 – 352
Tabgaç Devleti 386 – 557
Kuzey Liang Hun Devleti 401 – 439
Hsia Hun Devleti 407 – 431
Lov-lan Hun Devleti 442 – 460
Doğu Tabgaç Devleti 534 – 557
Batı Tabgaç Devleti 534 – 557
Dokuz Oğuz Devleti ? – ?
Otuz Oğuz Devleti ? – ?
Onogur Devleti ? – ?
Türgiş Devleti 717 – 766
Karluk Devleti 766 – 1215
Kırgız Devleti 840 – 1207
Tolunğulları ۸۶۸ – ۹۰۵
Sacilər dövləti 879-941
Macarlar Devleti 896 – 955
Kansu Uygur Devleti 905 – 1226
Liang Şa-t’o Türk Devleti 907 – 923
Doğu Türkistan Turfan- Uygur Devleti 911 – 1368
Tana Şa-t’o Türk Devleti 923 – 936
Akşitler 935 – 969
Tsin Şa-t’o Türk Devleti 937 – 946
Oğuz Yabgu Devleti ? – 1000
Doğu Karahanlı Devleti 1042 – 1211
Batı Karahanlı Devleti 1042 – 1212
Fergana Karahanlı Devleti 1042 – 1212
Suriye Selçuklu Devleti 1092 – 1117
Kirman Selçuklu Devleti 1092 – 1187
Türkiye Selçuklu Devleti 1092 – 1307
Irak Selçuklu Devleti 1157 – 1194
Basaraba Türk Devleti 1330 – 1360
Ağqoyunlular 1350 – 1507
Qaraqoyunlular 1380 – 1469
Əfşarlar 1736 – ۱۸۰۲
Qacarlar 1794 – 1925
Anadolu Bəylikləri
Mengüçlü Bəyliyi 1072 – 1277
Çaka Bəyliyi 1081 – 1098
Dilmaçoğulları Bəyliyi 1085 – 1192
Çubukoğulları Bəyliyi 1085 – 1092
Danişməndli Bəyliyi 1092 – 1178
Saltuklu Bəyliyi 1092 – 1202
İnaloğulları Bəyliyi 1098 – 1183
Ahlatşahlar Bəyliyi 1100 – 1207
Artuklu Bəyliyi 1102 – 1408
Erbil Bəyliyi 1146 – 1232
Çobanoğulları Bəyliyi 1227 – 1309
Karamanoğulları Beyliği 1256 – 1483
İnançoğulları Beyliği 1261 – 1368
Sâhipataoğulları Beyliği 1275 – 1342
Pervaneoğulları Beyliği 1277 – 1322
Tacettinoğulları ? – ?
Canikoğulları ? – ?
Menteşeoğulları Beyliği 1280 – 1424
Candaroğulları Beyliği 1299 – 1462
Karesioğulları Beyliği 1297 – 1360
Germiyanoğulları Beyliği 1300 – 1423
Hamitoğulları Beyliği 1301 – 1423
Saruhanoğulları Beyliği 1302 – 1410
Aydınoğulları Beyliği 1308 – 1426
Tekeoğulları Beyliği 1321 – 1390
Ramazanoğulları Beyliği 1325 – 1608
Eretna Bəyliyi 1335 – 1381
Dulkadıroğulları Beyliği 1339 – 1521
Dobruca Türk Beyliği 1354 – 1417
Qazi Bürhanəddin Əhməd Bəyliyi 1381-1398
Eşrefoğulları Beyliği ? – ۱۳۲۶
Berçemeoğulları Beyliği ? – ?
Yarluklular Beyliği ? – ?
Atabəyliklər
Böriler 1117 – 1154
Zengiler 1127 – 1259
Eldənizilər 1136 – 1225
Salgurlular 1147 – 1284
Xanlıqlar
Sibir Hanlığı ۵۱۵ – ۵۷۶
Büyük Bulgarya Hanlığı ۶۳۰ – ۶۶۵
İtil Bulgar Hanlığı ۶۶۵ – ۱۳۹۱
Peçenek Hanlığı ۸۶۰ – ۱۰۹۱
Tuna Bulgar Hanlığı ۹۸۱ – ۸۶۴
Uz Xanlığı ۱۰۰۰ – ۱۰۶۸
Kuman-Kıpçak Hanlığı ۱۰۹۸ – ۱۲۳۹
Şeybani Hanlığı ۱۵۰۶ – ۱۵۹۹
Özbek Hanlığı ۱۴۲۸ – ۱۵۹۹
Kazak Hanlığı ? – ?
Kazan Hanlığı ۱۴۳۷ – ۱۵۵۲
Kırım Hanlığı ۱۴۴۰ – ۱۴۷۵
Kasım Hanlığı ۱۴۴۵ – ۱۶۸۱
Astrahan Hanlığı ۱۴۶۶ – ۱۵۵۴
Nogay Hanlığı ? – ?
Hive Hanlığı ۱۵۱۲ – ۱۹۲۰
Küçüm Sibir Hanlığı ۱۵۵۶ – ۱۶۰۰
Buhara Hanlığı ۱۵۹۹ – ۱۷۸۵
Qarabağ Xanlığı ۱۷۴۸ – ۱۸۰۵
Kaşgar-Turfan Hanlığı ۱۸۰۰ – ۱۸۷۷
Hokand Hanlığı ۱۷۱۰ – ۱۸۷۶
İrəvan Xanlığı ۱۷۸۰ – ۱۸۲۸
Kırgız Hanlığı ۱۸۰۰ – ۱۸۷۶
Kazak Kırgızları Hanlığı ۱۸۰۰ – ۱۸۷۶
Türkmenistan Hanlığı ۱۸۶۰ – ۱۸۸۵
Cümhuriyyətler
Qərbi Trakya Türk Cümhuriyyəti 1913 – 1913
Azərbaycan Demokratik Cümhuriyyəti 1918 – 1920
İdil Ural Devleti 1918 – 1919
Şərqi Türkistan Cümhuriyyəti 1920 – 1925, 1932 – 1934, 1944 – 1949
Tannu Tuva Halk Cümhuriyyəti 1921 – 1944
Hatay Dövləti 1938 – 1939
Cenubi Azərbaycan Muxtar Cümhuriyyəti 1945 – 1946
Günümüz
Cümhurriyyətlər
Türkiyə Respublikası ۱۹۲۳ -…
Şimali Kipr Türk Respublikası ۱۹۸۳ -…
Azərbaycan Respublikası ۱۹۹۱ -…
Qazaxıstan Respublikası ۱۹۹۱ -…
Qırğızıstan Respublikası ۱۹۹۱ -…
Özbəkistan Respublikası ۱۹۹۱ -…
Türkmənistan Respublikası ۱۹۹۱ -…
Muxtar Türk Qurumları
Şərqi Türküstan 1928 -…
Dağıstan 1991 -…
Karaçay 1991 -…
Balkar 1991 -…
Qırım 1991 -…
Tatarıstan 1991 -…
Çuvaşıstan 1991 -…
Başqırdıstan 1991 -…
Saxa Respublikası ۱۹۹۱ -…
Altay Respublikası ۱۹۹۱ -..
Xakasiya 1991 -…
Tuva 1991 -…
Qaraqalpaq 1991 -…
Qaqauz 1991 -…
Taymir 1991 -…
[پاسخ]
Azərbaycan Tarixi
Bunu hamımız bilməliyik!
Azərbaycan sivilizasiyanin ən qədim mərkəzlərindən biri olmaqla zəngin və qədim tarixə malikdir. Min illər ərzində onun ərazisində dünyanın mədəniyyət xəzinəsinə daxil olmuş zəngin mədəni irs yaradılmışdır. Dünyada ən qədim insan məskənlərindən olan Azıx mağarasının , qədim daş dövrünə aid bir sıra insan məskənlərinin kəşfi sübut edir ki, Azərbaycan antropogenez zonasına daxildir, bəşəriyyətin ilkin beşiklərindəndir. Azərbaycanda sivilizasiyanın inkişafının əsas mərhələləri müəyyən edilmişdir. Eramızdan əvvəl III minillikdə burada qəbilələrin formalaşması prosesi getmiş, eramızdan əvvəl I minillikdə isə ilk siyasi qurumlar meydana gəlmişdir. Eramızdan əvvəl IX əsrdə Azərbaycan dövlətçiliyi təşəkkül tapır: yüksək iqtisadi və mədəni səviyyəyə malik Manna çarlığı yaranır. Mannalılar təbiət hadisələrinə, günəşə və aya inanırdılar. Eramızdan əvvəl VI əsrin əvvələrində Manna Midiya dövləti tərəfindən fəth edilmişdir. Bu dövrdə Zərdüştlik rəsmi din idi və onun burada yayılmasının səbəbi öz-özünə yanan neft və qaz mənbələrinin mövcudluğu idi. Antik dövrdə Azərbaycan ərazisində müstəqil dövlətçiliyin bərqərar olmasında Atropatena və Albaniya dövlətləri böyük rol oynamışdılar. Ölkənin adı Atropatena çarı Atropatın adı ilə bağlıdır. Sonralar o dəyişikliklərə uğrayaraq “Azərbaycan” şəklinə düşmüşdür. Atropatenada Azərbaycan xalqının təşəkkülü prosesi başlamışdır. III-V əsrdə Azərbaycan dövləti möhkəmlənir. Azərbaycanda xristianlıq yayılmağa başlayır, Zaqafqaziyada ilk apostol və avtokefal xristian kilsələrindən hesab edilən kilsələr meydana gəlir, mənəvi və dünyəvi mədəniyyət inkişaf edir. VIII əsrin əvvəllərində Azərbaycan ərəblər tərəfindən işğala məruz qaldı və Arran vilayəti adı altında Ərəb Xilafətinin tərkibinə daxil oldu. İslam Azərbaycanda hakim dinə çevrildi. Yəni ənənələr və mədəniyyət təşəkkül tapdı. Orta əsrlərdə Azərbaycanin ərazisində dövlətçilikdə varislik saxlanmaqda idi: Qaraqoyunlu , Ağqoyunlu , Səfəvilər . Azərbaycanın əsrlər boyu yaratdığı mədəniyyət və ədəbiyyat nümunələri həyat eşqi, azadlıq və müstəqillik duyğuları ilə aşılanmışdır. Xalqımızın ” Kitabi Dədə-Qorqud “, ” Koroğlu ” dastanları kimi möhtəşəm sənət abidələri, dünya sivilizasiya tarixində silinməz iz qoymuş Nizami Gəncəvi , Əfzələddin Xaqani , Xətib Təbrizi , Qətran Təbrizi , İmadəddin Nəsimi , Məhəmməd Fuzuli kimi korifeylərinin yaradıcılığı bəşəri ideyaların tərənnümünə, haqqın, ədalətin, humanist ideyaların bərqərar olmasına xidmət etmişdir. Səfiyyəddin Urməvinin , Əcəmi Naxçıvaninin , Sultan Məhəmməd Təbrizinin dünya mədəniyyəti xəzinəsinə verdikləri incilər sənətsevərləri indi də heyran qoyur. Xalqımızın dünya elminə bəxş etdiyi töhfələrlə fəxr etməyə haqqı var. Nəsirrəddin Tusinin , Əbulhəsən Bəhmənyarın , Mirzə Fətəli Axundovun , Abbasqulu ağa Bakıxanovun və digər mütəfəkkirlərin adları dünya elm aləminə yaxşı tanışdır. Cavanşir və Babək kimi sərkərdələrin qəhrəmanlıqları böyük vətənpərvərlik məktəbinə çevrilmiş, Vətənin bütövlüyü, xalqın birliyinin təcəssümü olmuşdur. Məhəmməd Cahan Pəhləvanın , Qızıl Arslanın , Uzun Həsənin , Şah İsmayıl Xətainin və başqa dövlət xadimlərimizin həyat və fəaliyyəti xalqın Vətən sevgisi və dövlətçilik hissini daha da inkişaf etdirmiş, onu həyatın ən vacib, ən ümdə məqsədinə çevirmişdir. Azərbaycanı öz təsir dairəsinə salmaq uğrunda bəzi dövlətlərin rəqabəti XVIII əsrdə ölkədə daxili sabitliyin kəskin şəkildə pozulmasına gətirib çıxardı, nəticədə bir neçə müstəqil və yarımüstəqil dövlət qurumları – xanlıqlar meydana gəldi. XVIII əsrin sonu XIX əsrin əvvəllərində İran, Türkiyə və Rusiya arasında ziddiyətlər güclənməyə başlayır, Azərbaycan uğrunda müharibələr şiddətlənir. 1828-ci ildə Rusiya ilə İran arasında imzalanmış Türkmənçay müqaviləsinə görə Şimali Azərbaycan Rusiyanın, Cənubi Azərbaycan isə İranın tərkibinə daxil olur. XX əsrdə Azərbaycanda faydalı qazıntıların çıxarılması və emal edilməsi ilə bağlı sənayenin müxtəlif sahələri intensiv şəkildə inkişaf edir. Əsrin əvvəlində dünya neftinin yarıdan çoxunu və Rusiya neftinin 95 faizini verməklə Bakı dünyanın neft mərkəzlərindən birinə çevrilmişdi. Mədəni həyatda canlanma hiss edilirdi. Elmin müxtəlif sahələri inkişaf etməyə, qəzet və jurnallar çap olunmağa başladı. Siyasi cəmiyyətlərin, təşkilatların, partiyaların yaradılması demokratik ideyaların inkişafına, azadlıq mübarizəsinin yüksəlişinə zəmin yaradırdı. ۱۹۱۷-ci ildə Rusiyada monarxiyanin süqutu əyalətlərdə azadlıq hərəkatlarının inkişafına əlverişli şərait yaratdı. ۱۹۱۸-ci il mayın 28-də Azərbaycan öz dövlət müstəqilliyini bərpa etdi və Məmməd Əmin Rəsulzadənin başçılığı altında Azərbaycan Xalq Cümhuriyyəti elan edildi. 23 ay yaşadıqdan sonra bu respublika 1920-ci il aprelin 28-də XI rus ordusunun Bakıya daxil olmasi ilə süqut etdi. 1922-ci il dekabr ayından Azərbaycan dövlət atributlarına malik – konstitusiyalı, bayraqlı, himn və gerbli müttəfiq respublika kimi SSRİ -nin tərkibinə daxil edildi. Xalqın uzun sürən azadlıq hərəkatları və SSRİ-nin dağılması nəticəsində ۱۹۹۱-ci il oktyabrın 18-də Azərbaycanın dövlət müstəqilliyi bərpa edildi.
Hal-hazırda müstəqil Azərbaycan Respublikası hər cəhətdən böyük potensiala malik və yüksək inkişafa qadir bir ölkədir.
[پاسخ]
یه ضرب المثل ترکی که میگه نقدر آلا کوپگین جانی ساغدی اوشاق بلگه سیچاجاغ:بیخیال باشین
[پاسخ]
بدون تعصب خوانده شود
عزیز من تحریف تاریخ شنیده بودیم تحریف زبان نشنیده بودیم بابا شما ها هستید که آبروی آذریها رو می برین اگه یک دلیل منطقی داشتید که زبان سومری و نژاد سومری آلتایی بوده بعد بیا اینجا از تاریخ صحبت کن، البته دلیل منطقی منظور دلایلی نژاد پرستانه ای که پان ترکیستها می یارن این روزا و آسمون ریسمون به هم می بافن نیستها.
عزیز من سومریها از اقوام غیر هند و اروپایی و غیر سامب و حتی غیر آلتایی بودن با پوستی تیره که الان در آسیا باقیموندشون دراویدیهای هندن و حتی رد پاشون رو تو اقوام بلوچ ایران هم می شه دید (برآهوییها)
ثانیا اگه می خوای در مورد زبان صحبت کنی یا در مورد نژاد دو تا بحث جداگانه است. تو نقشه ژنتیکی آذریهای ایران از لحاظ ژنتیکی از خیلی از اقوام فارس زبان ایرانی مشخصه های نژاد هند و اروپایی رو حفظ کردن به طوریکه شباهت ژنتیکیشون با اقوام ترک زبان همسایه شون خیلی کمتره (ویکی پدیا- تحقیق دانشگاه استمفورد) کلا ثبات ژنتیکی غرب ایران (کرد، آذری، لر) از شرق ایران (خراسان) بیشتر بوده، حالا اگه هم کسی اینجا ادعای پان ترکیست داشته باشه باید منی باشم که ترک خراسانم
[پاسخ]
حسین پاسخ در تاريخ اسفند ۱۸م, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۵ ق.ظ:
@دارا, سلام لطفآ همیشه خود را دست بالا نگیریدشما برو کتیبه هایی رو که از سومر پیدا شده مطالعه کن و بعدآ ببین چطوری به راحتی ریشه ی زبان ترکی ما در سومر آشکار است گل من چقدر زبان شناسی خوانده ایی که به راحتی میخوایی اصالت یک قوم بزرگ را زیر سوال ببری مهم ریشه ی زبان است اگر اونجوری باشد که تو میگویی یعنی ما فارس آذری شده ایم با این حساب منطقه ایی در آمریکای لاتین است که ریشه ی زبانیش آلتاییک است، باید انگلیسی هایی باشند که ترک شده اند!!!از آن گذشته شماچطوری نقشه ی زنتیکی سومریان و ترکها را دارید و در ضمن بررسی زنتیکی به این وسیعی به این سادگی ها نیست تو فکر میکنی با گفتن چند کلمه مثل پوست تیره و …دلیل فارس بودن ما را میتوانی اثبات کنی اثبات کنی. شمایی که اینهمه تارخ خوانده اید. به من بگویید. چقدر از زنتیک میدانید. من یک دانشجوی روانشناسی هستم و هر قدر هم بیسواد باشم حداقل چند کتاب زنتیک خوانده ام میدانم که بررسی ژنتیک یک مشکل جهانیست و هنوز در خو داین علم اشکالات بنیادین است و در اثبات تنوع اقوام افریقایی مانده است چه برسد به نزاد شناسی دانشگاه استمفورد اگه اونجوری حساب کنیم باید طبق نظریه ناقص تکامل داروین تمام ملتهای جهان را آفریقایی و از نژاد میمون بدانیم .اگر هم اینهمه استدلال غلط باشد به من بگو ما چطوری ترکی حرف میزنیم و با وجودآنهمه ترویج زبان فارسی در طول سالیان دراز این مردم فارس،ترک شده فارس نمیشوند اگر قرار بر بررسی ژنتیکی باشد بایی دانشگاه محترمتان به روستاها و شهر های در افتاده سفر کنند و ببینند که اثری از پارس و هند و… نیست نژاد خالص آنجاست نه دو رگه های ترک وفارسدر ضمن شما نمیتوانید کردهایی را با ما مقایسه کنید که ریشه ی انها به سال هم بر نمیگردد شما برو کتاب “تاریخ دیرینه ی ترکان ایران”که نوشته ی پرفوسور زهتابی است را بخوا ن ترک خراسانی
[پاسخ]
دارا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱م, ۱۳۹۱ ۵:۰۷ ب.ظ:
@حسین,
عزیز من اگه شما سواد روانشناسیتو به رخ من می کشی من پزشکی خوندم که بیشتر در این مورد باید بدونم ولی از این حرفا اگه بگزریم می گن آدم خواب رو می شه بیدار کرد آدمی که خودش رو به خواب زده رو نه. شما مقالات علمی به روز دنیا رو در این مورد قابل قبول نمی دونی و می گی علم ژنتیک پشمه بعدش برای من منبع پرفسور زهتابی می یاری.
در ضمن نقشه ژنتیکی ایران رو تو ویکی پدیا هم حتی می شه پیدا کرد. نکته دوم شما الان خودت نتیجه گرفتی که ریشه کردها به سال هم برنمی گردد یا کسی کمکت کرد، خدمتتون عرض کنم کردهایی که من دیدم یکی از نجیبترین مردمای این مملکتن که اولین حکومت مستقل این مملکت رو درست کردن و حق به گردن این مملکت زیاد دارن.
در ضمن اون آشکار بودن ریشه آلتایی زبان سومری به قول خودت فقط تو سایتها و نوشته هایی که به پان تورکیستها ربط داره “آشکاره” تو بقیه جاها یه تخیله شما یه نوشته مستقل نمی تونی پیدا کنی که حتی به این قضیه اشاره کرده باشه، عزیز من اگه می خوای بدونی این تخیل بهش تا کجا بال و پر داده شده یه مثال دارم برات بدون که ۶۰-۷۰ سال پیش یه سری خرابه ته دریا تو ژاپن پیدا شد همون موقع پروپاگاندای آتاتورک گفت که این قاره آتلانتیس بوده و بومیهاشم همه ترک بودن ولی الان نه تنها فهمیدن که ترک نبودن که آتلانتیس رو هم مطمئن شدن افسانس خلاصه که الان فقط به عنوان یه جک از اون تاریخ سازی یاد می شه.
یه نکته رو هم آخرش اضافه کنم در مورد زبان شناسی الان نزدیک یک میلیارد نفر تو آمریکای جنوبی دارن اسپانیولی حرف میزنن اینا هم حتمن جد اندر جد اسپنیشن دیگه، نه عزیزم زبان تغییر میکنه با حکومتها ولی ژن نه (قابل ذکر هم هست که من کل زبان شناسی رو نفی نمی کنم حتی علاقمند هم هستم به این شاخه از علم و کلی هم کتاب در موردش خوندم ولی منبع فوق العاده ناقصیه در برابر روشهای دیگه).
در ضمن من قصد ندارم اثبات کنم آزریها فارسن ولی اعتقاد دارم از اقوام ایرانین همه ایرانیها فارس نیستن و خواهشا انقد فارس فارس نکنین.
[پاسخ]
eshan پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۶م, ۱۳۹۱ (4 weeks ago) ۳:۴۲ ب.ظ:
@دارا, دوست من من نمیدانم شما با چه فلسفه ی فکری داری حرف میزنی و پیش خودت فکر کردی با چسبوندن اصطلاح پان ترکیسم را که این روزها برای شما ها مد شده و میخواهید هرکس از ماها حرفی بزند که دلیلی برای نا عدالتی حکومت بیاورد به ما بچسبانید وتمام شود . من باهمهی احترامی که به تک تک انسانها قا ئلم باید بگویم که ای حکومت شوئنیزمی است که میخواهد نژاد آریایی کوچنده را بر ما تحمیل کند عزیز من اگر چه شباهت ما آذربایجانی های تر روز به روز چه از لحاظ رنگ پوستو ژن و… شبیهتر میشود به سایر نژادهای ایران ولی باز در مناطق اصیل آذر بایجان اثری از نژاد آریایی نیست . در ضمن با وجود ۹۳ سال فارسی سازی این زبان اصیل ما از بین نرفته شمایی که فورا من را پان ترکیسم نامیدید یک مثال هم از خودتان بشنو جناب کورش (خاخامنشی آنقدر اصیل بود که فقط به مردم بابل لطف کرد و بس این آقای یهود دوست شده نام مردی که در قران آمده و دو شاخ دارد زول قرنین ) قرار نیست شما هر دلیلی که ما بیاوریم به دیده ی تمسخر بنگرید و انگ پان ترکیسمی بزنید در ضمن در باره ی زبان سومریان ترک زبان گفتید برو کتیبه هایی که از این تمدن پیدا شده را ببین خیلی از آداب و فرهنگ ما اذربایجانی ها هنوز که هنوز است مثل سومریان است از الات موسیقی گرفته تا مراسم رقصشان . شمایی که گفتید ژن تغییر نمیکند به من بگو ببینم با صدها سال زندگی در قالب یک واحد مشترک ژنها شبیه هم نمیشوند؟ از آن گذشته ما در ست است که الان در قالب سیاسی ایران زندگی میکنیم ولی نژادمان تر هست .
[پاسخ]
دارا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱م, ۱۳۹۱ ۵:۲۳ ب.ظ:
@حسین,
یه نصیحتی هم دارم برات که هیچ وقت کتابی در مورد تاریخ یه ملت رو از نویسنده ای با همون ملیت نخون که مثل سم می مونه، برای تاریخ ترکها از یه نویسنده ترک نخون برای تاریخ ایران از یه نویسنده ایرانی تا می تونی نخون و همینطور برای بقیه جاها، درباره یه مورد دیگه هم می خوام صحبت کنم اونم نژاد پرستیه
عزیز من نژاد پرستی در هر مدلش از هر تیره و طایفه ای هم احمقانس هم تاثیر هولناکی می تونه داشته باشه، همونطوری که من با آریایی بازی مشکل دارم با پان تورکیسمم مشکل دارم (سه تا genocide فقط با این فلسفه در قرن گزشته شکل گرفته)
ولی این جعل تاریخی که از طرف پان ترکها داره می شه برای منی که از بچگی تاریخ خوندم عذاب آوره. یه مطلب رو به صد تا زبون میخونی ولی اونی که تو ویکی پدیا ترکیه با همشون فرق داره انگار از یه کره دیگه اومده صد تا هم منبع می ده همه منبعها هم ترکین(آدم یاده کارایی که ژورنالای زپرتی برای بالا بردن Impact factor میکنن میوفته).
[پاسخ]
eshan پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۶م, ۱۳۹۱ (4 weeks ago) ۳:۰۶ ب.ظ:
@دارا, @دارا, دوست عزیز از تویی که تاریخ خوندی چرا ان هرف را میزنی من نژاد پرست نیستم و مثل اجداد ترک نژادم همیشه عدالت خواه بوده ام ولی من ان را در نمیکنم که دستندر کاران کشور چرا اسرار بر نژاد واحد میکنند مگر نمیشود با چند نزاد عدالت را برقرار کرد. شاید نقشه ی ژنتیکی ما شباهت هایی به بقیه ی نژادهای ایرانی دارد ولی این نتیجه ی صدها سال زندگی در کنار ه م است من با کمال اطمینان میگویم که ما آذر بایجانی ها قبل از آریایی ها در این مناطق زندگی میکردیم و عدالت حق ماست و ما مردم ترک زبان همیشه دنبال حقمان بود هایم و هستیم .حداقل دیگر در این شکی نیست که حکومت اسلامی حال حاضر میخواهد آریایی سازی کند ولی کورخوانده.
[پاسخ]
دارا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۶م, ۱۳۹۱ (4 weeks ago) ۴:۰۳ ب.ظ:
@eshan,
عزیز من اولا من خودمم ترکم و در منطقه ای زندگی می کنم که ترکها نسبت به آزربایجان در اقلیت قرار می گیرن ولی این بی عدالتیه نژادی که شما می گین رو از طرف مردم که اصلا ندیدم و از طرف دولت هم که با این چگالی بالای دولتمردای ترک تو این جمهوری اسلامی فکر کنم یه افسانه باشه، (در ضمن استان آذربایجان شرقی سال پیش رتبه اول رو تو جذب سرمایه آورد) من تبعیض دینی رو تو ایران قبول دارم ولی تبعیض نژادی اونم در مورد ترکها رو نه. اگه بحثتون زبان مادریه که این یه بحث جداس منم قبول دارم که باید به زبانهای دیگه کشورمون بیشتر اهمیت داده بشه.
فکر هم می کنم که وقتی می گم که من با تحریف تاریخ مشکل دارم یکیش هم همینه که شما داری می گی “من با کمال اطمینان میگمه” قبلا هم گفتم عزیز من توی هیچ منبع معتبری ذکر نشده این حرفای شما.
در ضمن ما یه فرهنگ داریم تو کشورمون به نام فرهنگ ایرانی که بیشتر از ۳-۴ هزار سال قدمت داره و تمام قومیتهای ایرانی به ساختنش از اون موقع تا به الان کمک کردن و متعلق به هیچ طایفه ای نیست و تا به الان از خیلی از حوادث روزگار در امان مونده و می تونی در تمام دنیا بهش افتخار کنی اگه منظورتون از آریایی سازی اینه که فکر کنم لغت درستی رو انتخاب نکردی حتی تا جایی که من دیدم جمهوری اسلامی دشمن اول این فرهنگه نه مبلغش.
تعصب نداشته باش عزیزم تعصب مرگ فکر آزاده.
[پاسخ]
بابک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ (1 week ago) ۵:۴۲ ب.ظ:
@دارا,
azize del be khodet bia ma nemigim az kasi behtarim in amarha hambe darde onayi mikhore ke chapesh kardan man khodam tabriziam be geyr az tiraxtur sazi karkhaneye dolatie dg too tabriz nist . vali esfahan , shiraz, kerman ,mashhad , torki geyrat ashte bash vagarna hici nadari.
دارا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۹۱ (6 days ago) ۹:۳۷ ق.ظ:
@دارا,
بابک جان مجبورم جواب تو اینجا بدم امیدوارم که ببینی (نمی دونم چرا گزینه پاسخ زیر کامنتت فعال نیس)
بابک عزیز اولا تشکر می کنم که در نهایت ادب و آرامش جواب من رو دادی (هر چند که من خودم توی یکی از کامنتهای قبلیم این کار رو نکرده بودم و تند زیانی کرده بودم و الان پشیمونم )
آقا بابک عزیز تو حرفات دو تا نکته هست که می تونم ازشون اشکال بگیرم
اولا میزان تخصیص سرمایه استان آذربایجانه اولا چیزی که به چشم دیدم من بعد از ۱۲-۱۳ سال زندگی تو مشهد با این که دومین شهر بزرگ کشور به حساب میاد، استان آذربایجان و شهر تبریز در این زمینه موفقتر بوده (حتی تعداد کارخونه هایی که منم می شناسم بیشتر بوده به عنوان مثال کارخونه های بزرگی که تو صنعت آب داره) چه برسه به شیراز که اصلا صنعتی به حساب نمیاد (طفلیا شهر گل و بلبلند). در این زمینه فکر کنم فقط اصفهان موفقتر بوده باشه که اونم موقعیت استراتژیکش که دقیقا وسط ایرانه و از همه جا تقریبا یه فاصله داره خیلی در این مورد کمکش کرده. ولی در هر صورت حرف من اینه که دوست من آذربایجان خیلی هم خوب سرمایه جذب می کنه مفت چنگتون هم باشه گوارای وجودتون باشه ولی شما محروم نیستید اون استان کردستانه که محرومش کردن اون استان خوزستانه که محرومه من به عنوان یه ایرانی فارغ از هر تعلق نژادی باید در برابر یک هموطن کرد و یا خوزی یا بلوچ به خاطر این محرومیتها شرمسار باشم ولی امیدوارم که در آینده همه اینها درست شه، و من و امثال تو هم هستیم که اینا رو باید درست کنیم
نکته دوم اینه که به خدا بزرگترین مشکله من با همین کلمه غیرته، آدم می تونه دوست داشته باشه تا حد مرگم یه چیزی رو دوست داشته باشه ولی غیرت و تعصب به اون نداشته باشه عزیزم غیرت چشم آدما رو به واقعیت می بنده باعث می شه برای توجیح کاری که می کنی هزار تا دلیل بیاری، من می تونم واست کلی قوم و قبیله دیگه رو مثال بیارم که از لحاظ میزان غیرت صد برابر شما بودن ولی خودت قضاوت کن که غیرت فرهنگ نمیاره.
یه نکته ای رو هم می خوام اینجا اشاره بکنم، من مادرم اصالتا تبریزیه ولی در یه شهر دیگه در خراسان به دنیا اومده که اونجا هم ترک زبانن به خاطر همین هم همیشه در خانواده مادریه من تبریز و آذربایجان یه شهر مقدس بوده یادم میاد که مادر من با دیدن فیلمایی که لوکیشن داستان تو آذربایجان اشک می ریخت، خود من هم همیشه خودم رو ترک دونستم حتی وقتی به شهری رفتیم که اکثریت کرد بودن و در مجاورت شهر ما بود من به تنهایی تو دبیرستان سر همه این دعواهای قومیتی با همه بحث و حتی بعضی وقتها دعوا می کردم ولی همه اینها گذشت اون بچه های دبیرستانی رو الان می تونم ببخشم چون همه این بحثها اون موقع یه بحث “تین ایجری” بود و اونا هم بچه بودن، اما الان با این بحثهای قومیتی که داره تو آذربایجان عزیز من داره پیش میاد من دارم از کسایی که این بحثا رو می کنن(با این روشهای بی قاعده و توجیهات غیر منصفانه ) می ترسم چه برسه به اونایی که ترک نیستن یا وابستگی به آذربایجان ندارن این هراس و عدم درک متقابل بعدا باعث مشکل بشه خلاصه که این راه قومیت گرایی راه خطرناکیه.
احد پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱م, ۱۳۹۰ ۷:۴۲ ب.ظ:
@دارا, هوکوش
[پاسخ]
باسلام
متاسفانه اکثر دوستان بدون مطالعه وفقط از روی تعصب حرف میزنند ومیدانید که تعصب بیجا زاییده جهل است .فقط شباهت زبانی دلیل این نمیشود که یک قوم با قوم دیگر ارتباط نژادی داشته باشد همه کودکان بجز در چند کشور به مادرانشان ماما میگویند یا در ۱۰ زبان یا بیشتر به پدر اتا یا دادا میگویند اینه دلیل یکی بودن نژادآنها نیست حتی وقتی برخی کلمات مشابه درزبانهای دیگر با یک معنا پیدا شود که میتواند بدلیل مهاجرت .جنگ .و … به آن زبان سرایت کرده باشد دوستانی که در مورد زبان اظهار نظر میفرمایند ابتدا ازخودشان بپرسند آیا ریشه های کلماتی راکه استفاده میکنند را میتوانند تشخیص دهند . درزبان فارسی بیشتر از ۱۰۰ کلمه ترکی وجود دارد ولی این دلیل شباهت ترکی به فارسی نمیشود یا اینکه بسیاری ازکلمات کردی ولری شبیه هم هستند .ازنظر نژادی مردم آذربایجان سفید پوست هستند ولی ترکها ازنژاد زرد . قوم کردهم که درتاریخ ازآنان بنام قوم کردوخ یاد شده است درشمال عراق ساکن بودند میتوانید درکتابهای مورخین یونانی این مطلب را مشاهده کنید درمورد زبانها لطفا با سواد واطلاع کافی صحبت نمایید واز فحاشی بپرهیزید چون فحش دادن دلیل عدم اطلاع وسواد کافی وبی فرهنگی فرد فحاش است که وقتی نمیتواند حرفی را با منطق اثبات کند فحش میدهد .بنده ادعا ندارم تمام مطالب نوشته شده صحیح است واگر اشتباهی باشد عذر میخواهم وازدوستانی که خلاف آن را اثبات کنند بی نهایت متشکروم زکات العلم نشره
به امید خدا با اتحاد وهمدلی وطن خود را آباد کنیم موید باشید.
[پاسخ]
متاسفم واسه اونایی که جز فحش چیزی بلد نیستن.اونا فرهنگ خودشونو و تمدنشو نشون میدن ما ملت تورک آذربایجان با تمدن و با فرهنگ که تاریخ ایران را نوشتیم با ادب هستیم.یاشاسین تورک دیلیم.شهریار میفرماید تورکون دیلی تک سوملی ایستکلی دیل اولماز
[پاسخ]
الهام تبریزی تو کتاب احمد کسروی رو خوندی آذربایجانیها۳۰۰۰ سال قبل آرییها در این منطقه بودن وهستن.این هم از آثار بدت آمده از مسجد کبود تبرز وکتاب پروفسور ذهتابی .سرداری نیا .رییس نیا میه
[پاسخ]
a پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲م, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۹ ب.ظ:
@araz xan, مسجد کبود؟؟؟۱۵۰۰ قبل از پیدایش اسلام؟؟؟؟؟؟
[پاسخ]
ازکجادانلودکنم
[پاسخ]
درود برهمه.
داداش” انی” راست میگه ولی اول جواب ” آرش “رو میدم !
رفیق تمام جهان به” بهشت “چی میگن؟؟؟
Paradis میگن مگه نه؟ می دونستی این همون اسمیه که کوروش رو
باغهای خودش گذاشته بود”"پردیس”". تازه این کلمه ی اصیل پارسی
در قرآن به شکل “فردوس” اومده.
من قبلا تو نظر دهی خودم چند کلمه ی اصیل پارسی که تو قرآن هم
اومده رو اشاره کردم. بیشتر از ۱۰۰ کلمه پارسی تو قرآنه.
اما یه سوال! ترک زبانها به” بابا نوئل” و ” آدم برفی” به صورت جداگانه
چی میگن؟ یعنی:
بابا نوئل ؟
آدم برفی؟
بدرود خردمند و خرد ورز باشید.
[پاسخ]
اولا بعضی از این آدمای مسخره ای که میان به عنوان تورک و فارس و … میان و نظر میذارن و به هم وطناشون توهین میکنن یه عدهشون تو خود هم زبوناشون به آدمم حسابشون نمیکنن چونکه منطقشون فحاشیه،یه عده هم که روی سخنم با اوناست از کوره در میرن و از روی عصبانیت یه چیزایی مینویسن. در ایران ما ایران بزرگ (منظورم این ایران کوچیک امروزی نیستا !منظور حوزه تمدنی و فرهنگی ایرانه)در شکل گیری تمدن چند هزارساله ش همه ی اقوامش نقش پررنگی دارن.اون دوستی که به خودش اجازه میده و به هم وطنای تورکمون توهین میکنه آیا از نقش شاه عباس کبیر در احیای نام ایران و رسوم باستانی ما اطلاعی داره؟آیا میدونه که این مرد بزرگ چقدر به برپایی اعیاد باستانی ما اهتمام داشته؟!از دلاوری نادر چی؟من تعجب میکنم که بعضیا وقتی درباره نادر حرف میزنن انگار درمورد یه بیگانه صحبت میکنن نه یک قهرمان ملی!کسانی که تاریخ مطالعه کرده باشند میدانند که نادر چه کورد بوده باشد چه تورک یک رویا و هدف را دنبال میکرده عظمت ایران.یا اون عزیز که کوردها را مهاجر میخوانی آیا از سابقه ی چند هزارساله تمدنی این مردم اطلاع داری؟چگونه است این امکانو واسه کوردها مقدور میدونی که مهاجر باشن ولی وقتی کسی این مطلبو به شما نسبت میده برافروخته میشید.خلاصه اینکه یکم خجالت خوب چیزیه والا.از نظراتتون که معلومه که اهل مطالعه تاریخ نیستین و اگه یکی یکم حوصله کنه n تا ایراد میشه از بحثا درآورد پس بهتر نیست یا اطلاعاتتمونو بالا ببریم یا این بحثا رو به اهلش بسپریم؟
[پاسخ]
دوستان اذری زبان توجه کنید
زبان اذری با ترکی خیلی تفاوت دارد زبانی باستانی که مردمانش نیز اریایی اند چرا خودتونوبه ترکها می چسپونید این جوری مجبور می شیم شما رو عمو زاده ی مغولها خطاب کنیم . با ورود ترکها به ایران از دوره سامانیان بعدها غزنویان وخوارزمشاهان وبعدها مغولان وتا قاجاریه که ایران را به باد دادند دولتهای ترک نشین غرب ایران واذر ابادگان را مرکز حکومت قرارده لذا زبان اذری به فراموشی سپرده شده ومردم زبان فرمانروایان را پذیرفتند. احتمالا زبان باستانی اذری ها خویشاوندی نزدیکی با فارسی وکردی داشته است. چنانکه امروزه اذریها از لحاظ ژنتیکی فنوتیپ ایرانی دارند تا ترکی. اصلا خیلی از اذریهای امروزی کرد بوده وامروزه اذری سخن می گویند (نمونه ایل شاهسون اردبیل ) لب کلام اینکه ایرانی بودن و ترک بودن با هم جمع نمی شوند وبیگانه بودن زبان ترکی بدیهی است . لذا اینقدر ادعای ترک بودن وطرفداری از این زبان تحمیلی نکنید. اصلا زبان ترکی هر چه باشد وبه فرض شما بهتر و قدیمی تر ورایج تر از فارسی هم باشدباز هم بیگانه است والسلام
[پاسخ]
میگم این تورک که میگین تو جیب جا میشه ؟
[پاسخ]
فارس زبانان عزیز…. یادتون نره که افرادی مثل ستار خان در گذشته و شهید باکری در زمان معاصر آذری بودندواز ناموس شما با جان بر کفی دفاع کردند.
[پاسخ]
دارا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱م, ۱۳۹۱ ۵:۴۰ ب.ظ:
@ترکم ترک آذربایجان,
عزیز من ما چه مدلی بگیم در بست مخلص آذریهای عزیزمون هم هستیم حتی اگه اونایی هم که اون بالا نوشتی نبودن ما باز هم مخلصشون هستیم ولی مشکل بحث پان تورکیسمه که کاریشم نمی شه کرد، عزیزم نژادپرستی در هر مدلیش اشتباهه اگه یه به قول تو فارس زبان هم بیاد و آریایی بودن و به رخ بکشه (هر چند اعتقاد من بدونه هیچگونه تعصب قومیتی بر اینه که آزریها هم ژنتیکن هند و اروپایی هستند) اونم خریت می کنه اگه یه کسی دیگه هم بیاد و با فلسفه پان ترکیسم رو واقعیتها رو ماله بکشه و تاریخ جعل بکنه اونم ظلم می کنه به خودش و اون مملکت.
[پاسخ]
یادتون نره که افرادی مثل ستار خان در گذشته و شهید باکری در زمان معاصر آذری بودندواز ناموس شما با جان بر کفی دفاع کردند.
[پاسخ]
با سلام
خدمت تمام ایرانیان عزیز بویژه هموطنان آذری عزیز متاسفانه ترکان عثمانی با جعل تاریخ میخواهند همان بلایی که سر ارامنه وکردها اوردند سر اهالی عزیز اذربایجان (آتروپاد/آذرآبادگان)که دارای تمدن هفت هزارساله هستند نیز بیاورند یادمان نرود بیش از ۳۰۰ هزارنفر از اهالی آذربایجان و آران و نخجوان در زمان صفویه و حدود یک و نیم میلیون نفر از ارامنه در جریان پاکسازی نژادی توسط ترکان عثمانی قتل عام شدند و کردهای انجا پس از آزار و اذیت فراوان هم اکنون ترک های کوهستانی خطاب میشوند و ترکها هویت انها مخدوش نموده و انها از کلیه حقوق خود حتی برگزاری جشن نوروز محروم نموده اند رهبر کردها هم اکنون زندانی حبس ابد ترکها است مزید اطلاع دوستان آذری کردستان ترکیه همان دیاربکر ایران بودکه در زمان صفویه به ناحق توسط عبدالحمید عثمانی از ایران جدا شد ترکان عثمانی همچون مغولان و تیموریان قومی مهاجر هستند و فاقد تاریخ و پیشینه فرهنگی میباشند انها با اشغال اناتولی و سرزمین ها ارامنه و کردها و آسوری ها ویونانی ها و بلغارها و با کشتار وغارت و کوچاندن سایر اقوام بر ترکیه امروزی بقیمت درد و رنج و قتل عام سایر قومیت ها مسلط شدندو چون اصل و نسب و پیشینه فرهنگی ندارند با جعل تاریخ و مصادره شخصیت های فرهنگی و ادبی و تاریخی و تقلید مطلق و کور کورانه از فرهنگ اروپا سعی دارند خود را بعنوان یک کشور اروپایی جا بیندازند انها مولوی که ایرانی (بلخ قدیم ) و ملانصرالدین را که از اهالی بخارا میباشد و حتی بابانویل را که اصالتا یونانی است ترک ملقب نموده و اهل ترکیه میپندارند
ترک ها که فاقد خط و اصالت فرهنگی و ادبیات بودند در دوره اتاتورک به رضا شاه پیشنهاد کردند تو هم بیا مثل ما خط پارسی را به لاتین تغییر بده رضاشاه زیرکانه به اتاتورک جواب داد در ان صورت جواب فردوسی و حافظ و سعدی و خیام را چه بدهم؟(یعنی ملت ایران که مانند شما عثمانی ها فافد پشتوانه فرهنگی و هویت تاریخی نیست که براحتی پشت پا به هویت ملی خودش بزند!!)
-بارها آذربایجان توسط ترکان بخاک و خون کشیده شده و بسیاری از شهرها سوزانده و غارت شدچندین بار تبریز و ارومیه به اشغال انها درامد که با مقاومت دلیرانه مردم غیور آذربایجان اشغال گران ترک به خاک عثمانی عقب نشینی کردند در جنگ چالدران و سایر جنگ های دوره شاه اسماعیل و شاه طهماسب و شاه عباس ترکان عثمانی از کشتار مردم آذربایجان و چپاول و غارت شهرها بویژه تبریز و ارومیه خوداری نکردند و سرانجام شاه عباس همانند نادرشاه توانست انها را بهمت مردم غیور آذربایجان و سپاهیان شاهسون و قزلباش و گیل و دیلم و بختیاری سرجای خود بنشاند -
هموطنان آذری با اینکه در زبانشان در حدود ۷۰درصد از لغات ترکی استفاده میکنند و دستور زبانشان با کمی تغییر ترکی است اما اصل و نسب و تبار ترکی ندارند و ایرانی و از قوم ماد محسوب میشوند و در حقیقت آذری ها و کردها از اصیل ترین نژادهای آریایی هستند ایا میشود مردمی را صرفا بخاطر زبانی که استعمال کنند از جنس همان زبان محسوب نمود؟در انصورت برزیلی ها باید پرتغالی باشند و کل امریکای جنوبی و کشور مکزیک (آزتکها)را باید اسپانیولی حساب کرد و یا بومیان الجزایر و مصرو لیبی و تونس و مراکش و سودان راازنژادعرب بحساب اورد؟در انصورت تکلیف هفت هزار سال سابقه فرهنگی و تمدنی آذربایجان چه میشود ایا باید انها را بدور ریخت یا با جعل تاریخ مردم را برای مدت کوتاهی فریب داد؟ایا زرتشت هم که زاده آذربایجان است ترک بوده و یا کتاب اوستا و گاتها به زبان ترکی نوشته شده؟آیا بابک قهرمان ملی ایران هم ترک بوده و به زبان ترکی گویش میکرده(بابک کلمه ای پهلوی که در ضمن نام بنیانگزار سلسه ساسانیان نیز بوده و بابک بزبان فهلوی گویش داشته )مگر شیخ صفی الدین اردبیلی که ایران بوسیله نوادگان ایشان یکپارچه شد بزبان فهلوی یا همان پهلوی صحبت نمیکرد ؟خوشبختانه اشعار ایشان موجود است
-اما در مورد زبان پارسی که عامل وحدت ایران و زبان ارتباطی سرزمین باستانی ایران از هند تا اناتولی و از یمن تا آسیای مرکزی بوده همین قدر بگویم که تمام پادشاهان ترک زبان منجمله سلطان محمود غزنوی و سلجوقیان و غزنویان و مغولان و تیمور یان و افشاریان و صفویان و قاجاریه به این زبان صحبت و مراوده میکردند حتی در دربار عثمانی هم از زبان پارسی استفاده میشده و نامه های سلاطین عثمانی به پادشاهان صفوی بزبان پارسی بود زبان پارسی زبان وحدت است نه تفرقه/ مگر ایرانیان بکمک زبان پارسی و بهمت فردوسی در مقابل قوم خونخوار و بی فرهنگ تازی (عرب جاهلی ان دوره ) ایستادگی نکردند مگر همین مردم آذربایجان نبودند که بکمک بابک و مازیار امدند و حماسه هاافریدند و تن به ذلت عرب ندادند و با اینکه آذربایجان مهریه زبیده همسر هارون الرشید بود همچنان ایرانی ماندند چرا سعی میشود با جعل و دروغ فارسیست و پان فارسیست اختراع شود ؟ کدام ستم فارس؟ مگر ما در ایران فعلی فارس هم داریم ؟مگر تکلم به زبان پارسی باعث ایجادقومیت میشود بنده گیلکم و زبان مادری ام گیلکی و به این زبان عشق میورزم اما برای ایجاد ارتباط با سایر اقوام ایران به زبان پارسی صحبت میکنم همانطوریکه با مردم سایر ممالک به زبان انگلیسی تکلم میکنم و ایا ایرادی از این بابت به زبان پارسی که چندین قرن قدمت داشته و پیشینه فرهنگی ایرانیان را تشکیل میدهد وارد است ؟ایا باید عقده ها و کمبودها و مشکلات مان را متوجه زبان پارسی در درجه اول و سپس ایران کنیم؟ در ایران مشکلات زیادی وجود دارد و مختص قوم خاصی نیست مگر بنده بعنوان یک گیلک و سایرین بعنوان لر و بختیاری و کردو بلوچ و آذری و هموطن عرب و مازنی و تالش کم مشکلات داریم ایا زبان پارسی و یا ملیت ایرانی من باعث این مشکلات بوده و یا مسایل دیگر که همه کم و بیش در انها مشترک هستیم؟بهتر است به نظر استاد شهریار در مورد زبان پارسی مراجعه کنیم
-آیا ننگ نیست بابک خرمدین را که از نوک پا تا فرق سر ایرانی بوده و در راه نجات ایران جانش را قهرمانه فدا کرده یا کوراوغلو را ترکهای ترکیه مصادره کنند و پرچم سرخ ترکیه را با دستهای خود بر فرازقلعه بابک به اهتزاز در بیاوریم ؟
-ایران متعلق به تمام ایرانیان است بنابراین هموطنان عزیزآذری و کرد نه تنها مالک آذربایجان و کردستان هستند بلکه تمام ایران به انها تعلق دارد و دارای حقوق لازم باید باشند چه کسی از زبان شیرین آذری و کردی خوشش نمیاید ؟تمام مردم ایران عاشق فرهنگ و موسیقی بکر آذربایجان هستند وتکلم و اموزش و انتشار کتاب و روزنامه به این زبان و توسعه صنعتی و رفاه انجا و همه جای ایران خواست قلبی کلیه ایرانیان است باور کنید وقتی شعر حیدر بابا چه به زبان اصلی و چه بزبان پارسی خوانده میشود اشک در چشمانم جمع میشود بویژه هنگامیکه به زبان اذری انرا گوش میکنم همینطورترانه های زنده یاد رشید بهبودف /اعتراف میکنم فرهنگ و موسیقی و سنتها و هنر آذربایجان واقعا عالی و بکر و متحیر کننده است بویزه سنت های نوروز و عاشیق ها
-جوک هایی که در مورد اقوام ایرانی بوِیژه اقوام اثر گذار در تاریخ مانند آذری و گیلک و لر توسط بیگانگان ساخته شده واقعا آذر دهنده است و متاسفانه برخی ناآگاهانه (حتی توسط هموطنانی که پدر و اجداشان آذری و گیلک و لر هستند !)با تقلید لهجه و تعریف جوک(در مورد گیلک ها که متاسفانه جوک های فوق العاده رکیکی ساخته میشود )ناخودآگاه زمینه اختلافات را فراهم میکنند که من در این موارد انها را به شعر هوشیارانه شهریار (الا تهرانیا )ارجاع میدهم و ذره ای از علاقه ام به سرزمین مادری ام ایران و زبان پارسی کاسته نمیشود و مروج این جوکها را انگلیسی ها و عربها و پان ترکهای عثمانی میدانم
- بعنوان یکی از اقوام ایران سخنی با هموطنان با انصاف و غیرتمند آذری دارم ایا فکر نمیکنید برخلاف انچه تبلیغ میشود پاره ای از این هموطنان آذری هستند که نسبت به سایر اقوام ایرانی تبعیض قایل میشوند بعنوان مثال هموطنان آذری یا ترک زبان در همه جای ایران میتوانند زندگی و کسب کار نمایند الان بسیاری از این عزیزان در استان گیلان و مازندران منجمله انزلی و تالش و آستارا و رشت و رامسر و قایم شهر و گلوگاه وساری آزادانه و بدون کمترین مشکلی به کار و کسب و زندگی به همان زبان خودشان مشغول هستند و حتی با مردم انجا وصلت نیز مینمایند انصافا مردم گیلان و مازندران هم میتوانند به همین راحتی وآزادی در تبریز زندگی و کسب و کار نمایند؟چندین سال قبل بنده شخصا بدلیل اینکه بزبان پارسی صحبت میکردم و علیرغم علاقه ام قادر به تکلم به آذری نبودم مورد بی اعتناییو کم لطفی برخی فروشندگان تبریزی قرار گرفتم البته الان اوضاع بسیار بهتر و تقریبا عادی شده و مشکلی وجود ندارد
- بهتر است بدلیل حفظ اصالت و هویت مردم آذربایجان و رسوخ تفکر و سنت ها و اعتقادات چندین هزار ساله آذری در زبان ترکی مورد استفاده و استعاره ها و ضرب المثل ها و کلمات پلوی و اذری مورد استعمال ,زبان مردم آذربایجان را اذری بخوانیم نه ترکی .ازاین طریق جلوی استفاده پان ترکیسم های فاشیست هم گرفته میشود (پان و شوونیسم و نژادپرستی ذاتا مذموم و خطرناک است)
به امید ایرانی آباد و آزاد آذربایجانی سرفراز و الحاق دوباره سرزمین های جدا شده توسط روسها به مام میهن و اذربایجان عزیز(ایران شمالی شامل آران و نخجوان)
[پاسخ]
دارا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۶م, ۱۳۹۱ (4 weeks ago) ۲:۵۵ ق.ظ:
@شهروند گیلان,
زنده باشی گیله مرد
زیبا نوشتی، ارزشش رو داشت که انقد براش وقت گذاشتی.
[پاسخ]
بابک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ (1 week ago) ۵:۴۹ ب.ظ:
@شهروند گیلان,
oonayi ke tooye jange jahanie koshte shodan azerbayjani naboodan aramanei boodan ke roosie tooye mantageye azerbayjan eskan dade bood darzemn boro tarikh bekhoon va dagig bekhoon kosht shodehaye armani lbe 800 hezar nafar ham nemiresan ke 3 ta ragam voojood dare yeki 250hezar va yeki 470hezar va yeki 720hezar ke age 720 hezar nafar ro begirim bazam nesfe amare 1.5milyoonie to nemishe .boro tarikh bekhoon bad bia fashiste .
[پاسخ]
ایرانی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۹۱ (6 days ago) ۵:۰۵ ب.ظ:
@شهروند گیلان,
جانا سخن از زبان ما می گویی.
[پاسخ]
بقول زنده یادصادق هدایت متاسفانه قبلا میخواستند به هر طریق ممکن
ما را عرب جلوه دهند و هویت ملی مان را مسخ کنند حالا هم پان ترکهای عثمانی میخواهند هموطنان آذربایجان را با انهمه مستندات تاریخی ترک جلوه دهند کار بجایی رسیده که خشک شدن دریاچه ارومیه را که باعث ناراحتی تمام مردم ایران شده را هم بقول خودشان کار فارسها میدانن(حالا کاری نداریم که در ایران قومیتی بنام فارس اصلا وجود خارجی ندارد ) (خیلی ببخشید بقول هدایت در دوره های تاریخی مختلف میخواستند کاری کنند که ایرانیان ته عربها و سپس ترکها و در اخر انگلیسی ها را لیس بزنند )مثل روز روشن است تمام این تبلیغات برای ایجاد تفرقه در اقوام ایرانی(کرد/بلوچ/خوزستان/لر/گیلک/آذری/خراسانی/ترکمن/اسوری/ارمنی و….)بخاطر این است که عربها و ترکان عثمانی و انگلیسی ها از ایجاد ایران بزرگ و اتحاد اقوام ایرانی که هریک بطریقی ناجوانمردانه از پاره میهن جدا شدند بشدت در هراس هستند البته این اتحاد سرانجام بدلیل هویت تاریخی و اشترکات فراوان و ریشه های تاریخی عمیق اتفاق خواهد افتاد و اولین انهم الحاق دوباره ایران شمالی(آران و نخجوان )به مام وطن خواهد بود اگر در ابتدای استقلال جمهوریهای تازه استقلال یافته سیاست درستی اتخاذ میشد تا اکنون این الحاق صورت گرفته بود و خودم شاهد بودم که مردم انسوی ارس با چه اشیاقی شنا کنان وارد خاک ایران میشدند و با شنیدن نام ایران و آذربایجان و ستارخان به گریه میافتادند انشاا.. بکوری چشم ترکهای عثمانی ایران شمالی بزودی به سرزمین مادری اش ایران و خاک مقدس آذربایجان ملحق خواهد شد
[پاسخ]
قول زنده یادصادق هدایت متاسفانه قبلا میخواستند به هر طریق ممکن
ما را عرب جلوه دهند و هویت ملی مان را مسخ کنند حالا هم پان ترکهای عثمانی میخواهند هموطنان آذربایجان را با انهمه مستندات تاریخی ترک جلوه دهند کار بجایی رسیده که خشک شدن دریاچه ارومیه را که باعث ناراحتی تمام مردم ایران شده را هم بقول خودشان کار فارسها میدانن(حالا کاری نداریم که در ایران قومیتی بنام فارس اصلا وجود خارجی ندارد ) (خیلی ببخشید بقول هدایت در دوره های تاریخی مختلف میخواستند کاری کنند که ایرانیان ته عربها و سپس ترکها و در اخر انگلیسی ها را لیس بزنند )مثل روز روشن است تمام این تبلیغات برای ایجاد تفرقه در اقوام ایرانی(کرد/بلوچ/خوزستان/لر/گیلک/آذری/خراسانی/ترکمن/اسوری/ارمنی و….)بخاطر این است که عربها و ترکان عثمانی و انگلیسی ها از ایجاد ایران بزرگ و اتحاد اقوام ایرانی که هریک بطریقی ناجوانمردانه از پاره میهن جدا شدند بشدت در هراس هستند البته این اتحاد سرانجام بدلیل هویت تاریخی و اشترکات فراوان و ریشه های تاریخی عمیق اتفاق خواهد افتاد و اولین انهم الحاق دوباره ایران شمالی(آران و نخجوان )به مام وطن خواهد بود اگر در ابتدای استقلال جمهوریهای تازه استقلال یافته سیاست درستی اتخاذ میشد تا اکنون این الحاق صورت گرفته بود و خودم شاهد بودم که مردم انسوی ارس با چه اشیاقی شنا کنان وارد خاک ایران میشدند و با شنیدن نام ایران و آذربایجان و ستارخان به گریه میافتادند انشاا.. بکوری چشم ترکهای عثمانی ایران شمالی بزودی به سرزمین مادری اش ایران و خاک مقدس آذربایجان ملحق خواهد شد
[پاسخ]
[پاسخ]
با عرض سلام
خاک بر سر منه انسانه ۲۰ هزار ساله که هنوز گیر تعصبای اینجوریم
بوس
[پاسخ]
من نمی خوام از خودم چیزی بگم به این آدرس ی سری بزنید!!! خیلی چیزا گفته درباره ی آذربایجان!!! نمیدونم درسته یا نه شما بگید لطفا!!!؟؟؟
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%A2%D8%B0%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C
[پاسخ]
تاریخچه هفت هزار ساله زبان ترکی در آذربایجان
چندی قبل مقالهای تحت عنوان زبان فارسی و گویش آذری در آخرین شماره نشریه دانشجویی مبین (شماره ششم – اسفند ۱۳۸۰ ) به چاپ رسید که سراسر تحریف واقعیت و توهین به زبان و فرهنگ ملت آذربایجان بود که احساسات قشر طالب علم و دانش دانشگاه را جریحه دار نمود. لذا با اینکه تحریفات نام برده در حد نوشتن جوابیه نمیباشد، ولی به منظور آگاهی افکار عمومی دانشجویان تصمیم به تنظیم نوشتهای که هماکنون در خدمتتان میباشد گرفتیم. در ابتدا قبل از شروع بررسی تاریخی ترکی بودن زبان مردم آذربایجان از حداقل هفت هزار سال قبل تا به امروز سخنی چند با نویسندة محترم داریم.
نویسندة گرامی اطلاعات نادرستی که جنابعالی سعی در تلقین آنها به خواننده دارید به پیرو سیاستهای شونیستی و پان فاریستی رژیم پهلوی میباشد، که بعد از انقلاب اسلامی دیگر جایی در سیاستهای کلی مملکت و نیز افکار عمومی ندارد . بنابراین جنابعالی میتوانید از منابع بیطرف و بیغرض که بعد از انقلاب به چاپ رسیده برای پی بردن به واقعیاتهای تاریخی استفاده نمایید.
همانطور که رهبر معظم انقلاب، جناب آیت ا… خامنهای در سفر اخیر خود به استان اردبیل بیان داشتند رمز وحدت ملی ایران نه زبان فارسی بلکه دین مبین اسلام میباشد، و لذا در گفتار و نوشتارهای خود این بیانات را مد نظر داشته باشید و سعی در پیاده نمودن سیاستهای فرسودة رژیم پهلوی نفرمایید.
همچنین توجه جنابعالی و امثالهم به این آیه از قرآن بسیار ضروری میباشد: «و من ایاته خلق السموات و الارض و اختلاف السنتکم و الوانکم ان فی ذالک لایات للعالمین» (سوره روم آیه ۲۲)
ترجمه: از نشانههای او (خداوند) است، آفرینش زمین و آسمان و اختلاف زبانها و نژادها است، اینها آیات خداوند را برای انسان روشن میسازد.
اما زبان مورد ادعائی نویسنده مقاله عنوان شده، وسایر منابع وابسته به شوونیسم که هیچگونه وجود خارجی ندارد و لازم به ذکر است که این زبان اختراع جاسوس و عامل انگلیسی در ایران (احمد کسروی) میباشد، که ایشان نیم زبانهای تاتی و تالشی موجود در بعضی از روستاهای منطقه مرند را که متکلمین آن حتی به چند هزار نفر هم نمیرسد را به عنوان زبان آذری تلقی کرده که گویا زبان باستانی آذربایجان نیز بوده.البته این ادعاها به هیچ گونه پایگاه علمی وابسته نیست، چرا که کسی از گرامر، قواعد، دستورزبان،صرف و نحو زبانی جعلی بنام آذری اطلاعی ندارد و قواعد آنرا تدوین نکرده از تاریخ رونق و ادامة حیات آن و کاربرد و قلمرو نفوذ ادعائی آن، فولکلور، داستان، افسانه و آثار برگزیدة نظم و نثر یا … اثری ملموس ارائه نشده، از نقش زبان ادعائی (آذری) در ادبیات فارسی و زبان ترکی و زبانهای دیگر، ماقبل و مابعد آن چیزی در بین نیست و اگر واقعاً هست در کجا تدریس میشود؟ کسی تا حال آنرا یاد نگرفته و کسی یاد نداده و اگر وجود داشت، در هفتاد سال گذشته بدون شک در دانشکدههای ادبیات خود، جزء دروس اجباری تدریس، و جزء مواد درسی مؤسسات عالی یا در برنامه درسی دبیرستانها قرار میگرفت.۱
همچنین زبان ترکی که به ادعای نویسنده در زمان صفویه به میان آمده (یعنی که به قول ایشان سابقاً وجود نداشته) هم قبل و هم بعد از صفویه آثار ارجمندی بر جای گذاشته است که تعداد آنها بالغ بر صدها کتاب، رساله و اثر علمی، ادبی، فلسفی، شعر، نظم و نثر میباشد که بعضی از آثار ماقبلی صفوی عبارتند از: قوتاد، قوبیلیک، نهج الفرادیس، عتبه الحقایق، صحاحالعجم، اغوزنامه، دیوان الغات الترک محمود کاشغری و صدها اثر دیگر که طبعاً برای نوشتن آنها پشتوانه ادبی هزاران ساله لازم است که با فرض آذری بودن ترکان آذربایجان نمیتوان کتابهای خلق الساعه نوشت.
اما جالبتر اینکه حتی یک کتاب یا دیوان به زبان آذری وجود ندارد.۲ ولی استحکام زبان ترکی تا آنجاست که توانست زبان عربی را که جزو زبانهای با قاعده و گستردة دنیاست پس از حملة اعراب در آذربایجان، منزوی و مستحیل کند چنانچه زبان عربی وارد آذربایجان نشده و ادامه حیات نداده است.۳
همچنین نویسندة محترم مقالة نام برده و مدافعان زبان آذری، گاه سلجوقیان، گاه غزنویان، گاه مغولها و گاه صفویان را موجب تُرک شدن ترکهای آذربایجان میدانند. اما کسی که کمترین اطلاعی از تاریخ داشته باشد، به خوبی میداندکه مغولها از چین تا غرب آفریقا و از سیبری تا اقیانوس هند را تحت حکومت داشتند و خانهای مغول بر تمام آسیای میانه و هندوستان و ایران حکمرانی میکردند پس چرا مردم سایر مناطق غیر ترک زبان را ترک نکردهاند؟
سلجوقیان، غزنویان، اتابکان، صفویان و مغولها که همگی ترک بودند در سایر نقاط ایران بیش از آذربایجان حکومت کردهاند و پایتخت دیرپای صفویان و سلجوقیان، اصفهان بوده و شهرهای تبریز ، مراغه و اردبیل کمتر به عنوان پایتخت حکومتهای فوق بوده اما چرا در این بین فقط مردم آذربایجان ترک شده ولی مثلاً مردم اصفهان ترک نشدهاند و چگونه بعد از هفتاد سال تبلیغات با استفاده از بیتالمال و وسایل ارتباطی پیشرفته و آموزش اجباری فارسی، ترکهای آذربایجان فارس نشدهاند، اما در زمان فلان شاه، باعدم وجود حتی یک صدم از این امکانات مردم غیر ترک یکباره ترک شدهاند؟ و چرا اینگونه افراد در بررسی زبان مردم آذربایجان از زبان حداقل بیست و پنج میلیون آذربایجانی تُرک، چشم پوشی نموده و به گویش چند هزار نفر به لهجههای تاتی و هرزنی پناه میبرند؟
اما به منظور بررسی زبان آذربایجان در طول تاریخ، در ابتدا به بررسی تاریخ اقوام و حکومتهایی که در آذربایجان بودهاند میپردازیم. در مورد ملتهایی که قبلاً در آذربایجان زیستهاند میتوان به سومئرها، ایلامیها، هوریها، آراتتاها، کاسسیها، قوتتیها، لولوبیها، اورارتوها، ایشغوزها (ایسکیتها)، مانناها، گیلزانها، کاسپیها و … اشاره کرد که زبان تمامی آنها التصاقی و جزو خانوادة زبانهای ترکی بوده.۴ از این میان سومئریها، ایلامیها و هوریها اقوامی بودند که اولین تمدنها و مدنیّتها را روی زمین بنا نهادند.
با توجه به کتب ارزشمندی چون کتابهای پییئرآمیه، دکتر ضیاء صدر، پروفسور دکتر زهتابی و … میتوان به صراحت گفت که آذربایجان از حدود هفت هزار سال قبل جایگاه تمدنهای نامبرده میباشد.در این مورد نیز چندی پیش یک هیأت باستانشناسی آمریکایی – ایرانی در تپة حسنلو به کشفهای ارزشمندی دست یافتند. رهبر این هیأت (رائبرت دالسون) بعد از تحقیقات فراوان، تاریخ این منطقه را به ده دوره تقسیم کرد که اولین دوره حدود ۶۰۰۰ سال قبل از میلاد و چهارمین دوره مربوط به ۱۳۰۰ سال قبل از میلاد تا ۸۰۰ سال قبل از میلاد میباشد. که اولین دوره مربوط به هوریها و آخرین دوره مربوط به مانناها میباشد.۵
۱ – جایگاه اصلی هوریها در هزاره ۳ و ۴ (۶۰۰ سال قبل) در آذربایجان و مناطقی از قسمتهای شمالی زاگرس و کوههای توروس بود.۶ همچنین از ربع سوم هزارة قبل از میلاد (۲۴۰۰ سال قبل از میلاد) سند نوشتهای بدست آمده که با الفبای اککد و به زبان التصاقی هوری بوده که این سند متعلق به یکی از پادشاهان هوری بنام تیشاری میباشد و نیز نام یکی دیگر از پادشاهان هوریها به نام ساشانار که در ۱۴۵۰ سال قبل از میلاد حکومت میکرده نیز معلوم است.۷
۲ – کاسسیها: درست است که کاسسیها در آذربایجان نبودند ولی در همسایگی آنها میزیستند. و تقریباً ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد مابین ایلام و مناطقی از آذربایجان ساکن بودند۸ و به دلیل همزبانی و ارتباط سیاسی، فرهنگی، اجتماعی تاثیر زیادی در تاریخ آذربایجان داشتهاند.
۳ – قوتتیها در ۲۸۰۰ سال قبل از میلاد و لولوبیها ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد در شرق و جنوب دریاچه ارومیه و قزوین و همدان ساکن بوده و حکومت کردهاند.۹
۴ – اورارتوها ۱۰۰۰ سال قبل از میلاد در آناتولی و پیرامون دریاچه وان و کوههای زاگرس و اطراف دریاچه ارومیه و شهرهای ماکو و نخجوان امروزی صاحب تمدن بودهاند.۱۰
۵ – در اوایل عصر ۱۹ قبل از میلاد، قبایل مانناها با به هم پیوستن، دولت بزرگی در آذربایجان به وجود آورده و حکومت کردهاند.۱۱
۶ – مادها که اولادهای قوتتیها و لولوبیها بودند ۶۷۰ سال قبل از میلاد با اعتلاف با مانناها حکومتی قدرتمند به وجود آوردند که همدان، اراک، ساوه، زرند، سونقور، کاشان، قم ، قزوین ، زنجان و … تحت حاکمیت آنها بوده.۱۲
واما در مورد زبان، همچنین ارتباط زبانی مادها و سومئرها دیاکونوف در فصل ۴۲ کتاب خود مینویسد که در لیست نامهای شاهان ماد یعنی قوتتیها، به نامهایی بر میخوریم که در لیست نام شاهان سومئر میباشد.
از دیگر همسایگان مادها که همزمان با آنها بوده و زبان هردوی آنها از یک خانواده میباشد میتوان به ایشغوزها اشاره کرد که در قرنهای ۷ و ۸ قبل از میلاد در قسمتهایی از آذربایجان زندگی کردهاند.
برخلاف آنچه که امروز شایع شده مادها نوة یک قبیلة منفرد بودند که به اصطلاح از سایر آریائیها جدا شده و در آذربایجان ساکن شدهاند و نه به رغم عقیدة شایع، دایر بر اینکه منابع مربوط به تاریخ ماد فوق العاده ناچیز است، منابع آشوری از قرن هفتم تا قرن نهم قبل از میلاد نه تنها برای احیای تاریخ باستان آذربایجان کافی است بلکه جزئیات مهمی را نیز روشن میسازد. با تغییر و تحولات در اوضاع سیاسی آنروزگار در آذربایجان، هفت قبیله آذربایجان باستان که قبلاً جزو اتحادیه ماننا و اورارتووساکایی بودند اتحادیهای تشکیل دادند که بعدها یونانیان باستان آنها را میدیا آنچه ما، ماد مینامیم نامیدند، این قبایل را هرودوت تاریخ نگار یونانی چنین نام میبرد:
۲ – پارتلاکئنوی Parelakenoi
1 – بوآسای Bousai
4 – مغ Magai
3 – آستروخات Stroukhotes
6 – آری زانتوی Ariazantoi
5 – بودیو Boudioi
7 – ماد Mid
و نیز مطالعه نامهای شهرها و ولایات ماد نشان میدهد که آنان آریایی نیستند.
بعد از آشنایی با تعدادی از اقوام و حکومتهای آذربایجان، اینک به بررسی نوع زبان آنها میپردازیم.
طبق تقسیم بندی متخصصان زبانشناس، کل زبانهای موجود در دنیا به سه شاخه تقسیم بندی میشود:۱۳
۱ – زبانهای التصاقی که تمام زبانهای مربوطه به خانواده زبان ترکی در این شاخه قرار دارند.
۲ – زبانهای تحلیلی که از مهمترین زبان این شاخه میتوان به زبان عربی اشاره کرد (با توجه به این که فارسی نیز سی و سومین لهجه زبان عربی میباشد بنابراین فارسی نیز در این شاخه قرار دارد.)۱۴
۳ – زبانهای هجایی که از شاخصترین زبانهای این شاخه نیز میتوان به زبان چینی اشاره کرد.
حال با توجه به این تقسیمبندی و با توجه به اسناد تاریخی و علمی به بررسی نوع زبان اقوام ساکن در آذربایجان میپردازیم.
طبق تحقیقات هومئل زبانهای ایلام وسومئر از یک پایه و جزو زبانهای اورال- آلتایی (التصاقی) میباشد. ۱۵زبانهای هوری و لولوبی نیز نه، تحلیلی و نه هجایی بوده، بلکه آنهانیز جزو زبانهای التصاقی میباشند.۱۶
همچنین طبق نظریه ماراک دئمیکین (آکادئمیکین) زبان کاسسیها، ایلامیها، قوتتیها، مادها و مانناها نیز التصاقی بود.۱۷
زبانهای قوتتیها، لولوبیها همانند بوده و با زبانهای اورارتوها و هوریها خویشاوند میباشند.۱۸
همچنین اپرت باستان شناس فرانسوی نیز بر ترکی (التصاقی) آلتایی بودن زبان مادها اشاره میکند. در جایی دیگر دیاکونوف مینویسد زبان اشکانیان نیز همانند زبان مادها و از خانوادة زبانهای التصاقی بوده۱۹ که در صورت مقایسه تحقیقات اپرت و دیاکونوف میتوان به ترک بودن اشکانیان نیز پی برد. بدین ترتیب است که از ۷۰۰۰ سال تا ۲۵۰۰ سال قبل یعنی مدت ۴۵۰۰ سال به طور مطلق در منطقه جغرافیایی آذربایجان تنها و تنها اقوام التصاقی زبان (ترک) زندگی و حکومت کردهاند . همچنین اگر تاریخ بعد از ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد را بررسی کنیم باز آذربایجان در بیشتر مقاطع تاریخی مستقل از حکومتهای دیگر منطقه بوده، به طوریکه در زمان هخامنشیان آذربایجان در مقابل آریاییها سرفرود نیاورده و تا سرنگونی این حکومت، تمام فرهنگها و آداب و سنن و زبان خود را حفظ کرده همچنین در تایید گفتة بالا میتوان به کشته شدن کورش، شاه هخامنشیان توسط ملکه آذربایجان (تومروس) اشاره کرد.۲۰
در زمان سلوکیان نیز کل آذربایجان مستقل از حکومت سلوکیان بوده و اسکندر نتوانست آذربایجان را به تصرف درآورد.۲۱و در این مورد استرابو جغرافیدان یونانی مینویسد: در زمان حمله اسکندر، سرداری بنام آتوروپات آذربایجان را از چنگ اندازی اسکــندر محفوظ نگهداشت.۲۲
در زمان ساسانیان نیز آذربایجان مستقل بوده و حتی بعد از شاپور دوم، ساسانیان با هیتیها (هیاطله) پیمان اتحاد بستند تا در شمالغرب با روم بجنگد.۲۳ بعد از اسلام نیز ترکان اغوز که شمشیر اسلام نامیده میشدهاند، در آذربایجان حکومت قدرتمندی بنا کرده و با ملازگرد مبارزه کرده و توسط آلپ ارسلان ضربه سنگینی به آنها واردآوردند. بعد از اغوزها نیز حکومتهایی که در آذربایجان و گاهی در مناطقی از ایران حکومت میکردهاند. از جمله غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، مغولها، اتابکیان، تاتارها، آققویونلوها، قرهقویونلوها، صفویان، افشاریان و قاجارها تماماً ترک زبان (التصاقی) میباشند.
در مورد ترکی بودن زبان مردم آذربایجان اسناد و مدارک بسیار زیادی موجود است، مثلاً: دیونیوس پریگت جغرافینگار و شاعر یونانی صدة چهار میلادی ترک زبانان را ساکن اصلی این منطقه میداند و نیز محمد عوفی در ذکر خلافت عمربن عبدالعزیز که از سال ۹۹ تا ۱۰۱ هجری ادامه داشت، از قیام بیست هزار ترک آذربایجانی سخن میگوید.
همچنین اخبار موثّق عبیدبنشریعه جرهومی که شخص معمّر و محترم در دربار اموی بوده در حضور معاویه سخن میگوید: (آذربایجان از سرزمین ترکان است) و این خبر را طبری و به نقل از او بلعمی و حمزة اصفهانی و ابن اثیر در کتابهای تاریخ بلعمی، تاریخ طبری، تاریخ پیامبران و الکامل گزارش کردهاند که از متون معتبر اسلامی به شمار میروند.
از دیگر محققانی که آذربایجان را به عنوان سرزمین ترکها نام میبرند میتوان : ژ . اوپر، قرتیز هومئل، ا . م . محمد اوف، ت . حاجی یف، گ . ا . ملیکشویلی، ع . دمیرچیزاده، تیمور پیر هاشمی، یامپولسکی، ی . ک . یوسفاف، یومینوس ، وروشل گوگازیان. زکی ولید دوغان، پروفسور دکتر محمد تقی زهتابی و دهها محقق و دانشمند را نام برد.
در این میان بهتر است به نظر یامپولسکی نیز اشاره کرد که میگوید: ترکها در اطراف دریاچه ارومیه زندگی میکنند و آشوریها آنها را توروک türük (یامون توروک به معنی ترکهای نیرومند) نام بردهاند و در سنگ نوشتههای اورارتوئی هم سخن از قومی بنام توریخی رفته که در آذربایجان میزیستند. (اوایل هزارة قبل از میلاد) و میگوید توروکها یا توریخیها همان ترکها هستند.
بهر حال ترک بودن ملت آذربایجان از هزاران سال قبل بر همه کس مسلّم میباشد و دیگر نیاز به توضیح اضافی احساس نمیشود ولی در مورد سابقة تاریخی خود فارسها کمی توضیح را لازم دیدیم:
برخی از نسب شناسان، فارسها را از نسل «فارس بن یا سور بن نوح» و بعضی دیگر آنها را از فرزندان «فارس بن یوسف بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم» و بعضی دیگر از نسل «فرزندان یسراسود پسر سام پسر نوح» و بعضی از نسل اسماعیل میدانند. واژه فارس در زبان عربی به معنی سوارکار بوده و غیاث الدین رامپوری در غیاث اللغات همین معنی را فارس دانسته همچنین به عقیده غیاث الدین رامپوری فارسها از نسل «پارس پسر پهلو بن سام بن نوح » هستند.۲۴
مسعودی در کتاب «مروج الذهب » در مورد نسب فارسها مینویسد «فارس» از فرزندان ارم بن افخشد بن سام بن نوح بوده که او چند ده پسر آورد که همگی سوارکار بودند و چون سوار را بعربی فارس گفتند این قوم را نیز به انتساب فروسیت و سوارکاری فارس نامیدند.همچنین در جایی دیگر خطان بن معلی فارس ] درشعری[ در این باب میگوید: سبب ما بود که فارسان را فارس گفتند و سواران و سالخوردگانی که بروز تاخت و تاز، چون گوی بدور هم میپیچیدند از ما بودند.
مسعودی در ادامة بحث خود در مورد اصل ونسب فارسها مینویسد : بیشتر حکمای عرب از تیرة نزّار بن محمد چنین گویند و در مورد آغازنسب مطابق آن رفتار کنند و تعدادی از ایرانیان نیز پیرو این باشند و انکار آن نکنند۲۵٫ پس چنانکه از مستندات فوق بر میآید و بسیاری از ایرانیان نیز پیرو این باشند و انکار آن نکنند. فارسها از نسل اعراب میباشند و نیز چنانچه میدانیم حضرت ابراهیم(ع) فرزندان بسیاری داشت که حضرت اسحاق(ع) و حضرت اسماعیل(ع) از همه معروفترند، بر طبق نظر بعضی از نسب شناسان، فارسها از نسل «حضرت اسماعیل(ع) » هستند و در این مورد میگویند که وقتی سارا زن حضرت ابراهیم(ع)کنیز خود هاجر را به ابراهیم بخشید از هاجر فرزندی بنام اسماعیل متولد شد و چون سارا به آن رشک میورزید لذا حضرت ابراهیم(ع) او را به سرزمین مکه فرستاد و در همین مکه بود که حضرت اسماعیل(ع) با زنی از قوم بنی جرهم ازدواج کرد و نسل فارسها از او پدید آمد.۲۶
همچنین در این مورد میتوان با توجه به آثار مکتوب دانشمندان ایرانی فارس، زبان واقعی قوم فارس را که زبان اکنون آنها نیز منشعب از آن است را تشخیص داد. ما در اینجا به تعدادی از آنها اشاره میکنیم: «سیبویه (دایرة المعارف بریتانیکا جلد۱ ، ص ۴۶۱ ) ، طبری – تاریخ نگار (بریتانیکا ج ۱ ،ص ۵۹۴ ) فارابی فیلسوف (بریتانیکا، ج ۹ ، ص ۶۵) ، ابن قتیبه (بریتانیکا ج ۱۱ ص ۱۰۲۱ ) ، ابوالفرج اصفهانی (بریتانیکا، ج۱ ، ص ۵۶ ) ابو معشر بلخی (امریکانا، جلد ۱ ص ۳۴۰ ) جابر (بریتانیکا، ج ۱ ، ص ۴۶) فارابی (گرانلاروس ج ۱ ، ص ۹۰۲ )رازی (گراندلاروس) و ... لازم به ذکر است که تألیفات تمامی این دانشمندان به زبان عربی میباشد که حتی در دانشنامههای نام برده، خود دانشمندان نیز به عنوان عرب شناخته شدهاند.۲۷
با توجه به اسنادی که از تعداد کمی از آنها در این مقاله استفاده شده، بهتر است نویسندة محترم تاریخ فارسها را با دیدی بدون تعصب و بدور از هر گونه گرایش پانفارسیستی مورد ملاحظه قرار داده و ایرانی بودن را نه با معیار فارس بودن بلکه با معیار اسلام بسنجند، همچنین یادآوری کوچکی به نویسندة محترم داریم و آن اینکه با توجه به مقالة ایشان که در قسمتی از آن نوشتهاند: ] با توجه به نژاد مردم آذربایجان به راحتی میتوان نوع زبان آنها را نیز تعیین کرد[ بهتر است در نظر داشته باشند که بهیچوجه نژاد یک ملت نشانگر زبان خاصی برای آن ملت نیست، چرا که در آن صورت در دنیا فقط چند زبان وجود داشت، نه هزاران زبان زندة کنونی و از بین رفته قبلی ، و نیز در قسمتی دیگر از مقاله ایشان به آمدن ترکان به این مناطق در قرون پنجم هجری اشاره میکنند که تعجب خواننده را برمیانگیزد، چرا که در آن صورت دروغ بودن شاهنامه فردوسی که سراسر توهین به ترکها است آشکار میشود. همچنین نویسندة محترم مطالب زیر را نیز در خاطر داشته باشند که یکی از نامدارترین جاسوسان بریتانیا در ایران که بانی و یکی از دست اندرکاران فعال تاریخ پانفارسیسم میباشد شاپور . جی . رپورتر است که با توجه به اسناد و مدارک موجود در آرشیو مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، میتوانید به حمایت انگلیسیها و اروپاییها نه از پان ترکیستها، بلکه از پانفارسیستها پی ببرید.۲۸ در ضمن نویسندة محترم، پانفارسیسم را نیز در لیست پانهایی که تشکیل دادهاند، قرار دهند.
منابع
۱ – نقدی بر کتاب زبان آذری نوشته دکتر جواد هیئت
۲ – نقدی بر کتاب زبان آذری نوشته دکتر جواد هیئت
۳ – سلماس در مسیر تاریخ ده هزار ساله – توحید ملک زاده.
۴ – تاریخ دیرین ترکان ایران – پروفسور دکتر زهتابی و تاریخ ایلام – پی یئر آمیه (ترجمه شیرین بیانی) صفحات ۳ ، ۵۰ ، ۵۱ ،۶۰، ۶۶ .
۵ – آذربایجان در سیر تاریخ – صفحه ۲۶۲ – تاریخ دیرین ترکان ایران – پرفسور زهتابی .
۶ – تاریخ دیرین ترکان ایران – پروفسور دکتر زهتابی صفحه ۹۴ .
۷ – تاریخ دیرین ترکان ایران – پروفسور دکتر زهتابی صفحه۹۵ .
۸ – تاریخ ماد- دیاکونوف صفحه ۱۰۰ .
۹ – تاریخ ماد – دیاکونوف صفحه ۲۱۰ .
۱۰ – تاریخ دیرین ترکان ایران- پروفسور دکتر زهتابی.
۱۱ – تاریخ آذربایجان – آ.ن قلی اوف صفحه ۱۷ .
۱۲ – تاریخ دیرین ترکان ایران- پروفسور دکتر زهتابی صفحه۲۶۴ .
۱۳ – زبان ترکی و لهجههای آن – دکتر جواد هیئت صفحه ۲۵ .
۱۴ – تحقیقات سازمان یونسکو در مورد زبانهای دنیا – هفته نامه امید زنجان چهارشنبه ۲۰ خرداد ۷۸ شماره ۲۸۶ صفحه ۳ .
۱۵ – سیری در تاریخ زبان و لهجههای ترکی دکتر جواد هیئت صفحه ۲۱ .
۱۶ – تاریخ ماد – دیاکونوف صفحه ۱۰۱ .
۱۷ – تاریخ دیرین ترکان ایران – پروفسور دکتر زهتابی صفحه۲۵۴ .
۱۸ – تاریخ ماد – دیاکونوف صفحه ۹۹ – و تاریخ دیرین ترکان ایران صفحه ۹۵ .
۱۹ – اشکانیان – دیاکونوف، ترجمه کشاورز صفحه ۱۱۶ .
۲۰ – ایران باستان – پیرنیا جلد یک صفحه ۴۵۲ – ۴۴۹ و تاریخ دیرین ترکان ایران – صفحه ۶۳۷ .
۲۱ – اشکانیان – دیاکونوف صفحه ۸ .
۲۲ – تاریخ ارومیه – احمد کاویانپور ص ۵۵ – ۵۴ .
۲۳ – تاریخ اجتماعی ایران – مرتضی راوندی صفحه ۶۱۶ – ۶۱۱ .
۲۴ – غیاث اللغات- صفحه ۶۳۳ .
۲۵ – مروج الذهب- جلد اول صفحه ۲۳۱ .
۲۶ – تاریخ گزیده حمد ا… مستوفی به اهتمام دکتر عبدالحسین نوابی – موسسه انتشارات امیر کبیر، تهران ۱۳۶۶ صفحه ۳۰ .
۲۷ – روزنامه جام جم – صفحه ۷ – پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۸۱ / سال سوم / شماره ۵۸۶ .
۲۸ – نشریه بهار – شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۷۹٫
[پاسخ]
هموطنان، با احترام برخورد کنیم، اما هیچ یک اجازه نمیدهیم حتی یک وجب از ایران عزیز جدا شود
[پاسخ]
سلام
[پاسخ]
به نظر من مردم ایران احساساتی هستند تامنطقی اینکه کدام قوم بردیگری برتری دارد سوالی است که جواب ان راباید ازکسی پرسید که همه قومها اذری وفارس وکرد وعرب …ان فرد را باورداشته باشند وان کسی نیست جز خدا وخدا در قران کریم میفرماید هیچ قومی برقوم دیگری برتری ندارد مگر در پرهیزگاری ولی اگر بخواهیم ازلحاظ تاریخی ومنطقی بررسی کنیم باتوجه به اینکه بیش از۵۰درصد جمعیت ایران را اذری هاتشکیل میدهند نتیجه میگیریم که اذریها تاریخچه ای طولانی تراز سایر قومیت ها دارند واین درحالیه که کشور اذربایجان از ایران جدا شده یعنی …
[پاسخ]
bebinid chera harfe moft mizanin, man ye torkam va chizi be name azery sakhteye daste hamin farsaye fashiste k eftekhareshoon koroshie ke bad az khoonrizihaye ziad tooye(araz) aras koshtimesh ta donya az daste kesafat kariaye in adame khoonkhar rahat she , ,koorosh bad az hamle be babel va shekast dadane babelia nemidoonam che karayi kard vali midoonam adami ke ba koshto koshtar be hookoomat reside ba khaleye khodesh ejdevaj karde va har ruz be ye gesmat khavare miane hamle karde va adamaye besiari ro koshte ta inke dahanesho tooye aras…kardim o koshtimesh, fekr mikar azerbayjan ham mesle bagie jahast , sanian berin bebinid gable 100 sal ke yahoodia vasatoon tarikh sakhtan va gabre madare soleyman ro be name koorosh jal kardan gabre koorosh koja bood , va nagashihayi az sare borideye korosh dar tashte por az khone sarbazane khodesh dar hoozoore tomroos khanoom malakeye azerbayjan ro bebinid . dar zemn agaye fogelisans ,zabane torki ye zabane eltesagie va . . .to foge lisanset ke harfaye ahmad kasravi ro mikhooni.sanian shoma ke zaboon nadarin lahjeye sio sevom arabi ro darin bayad injoori harf bezanin, khosh bashid , va ta omr darin hasrate dashtane zaboon ro bokhorin.darzemn gabele tavajohe oon khanoom ke gome soomer , soka , manna , rishashoon ba zabane ma yekie boro dorosto hesabi tarikh bekhooon bad zer bezan. akharesham inke ma khodemoon ro bartar azkasi nemidoonim o torkim ke to irane va be iran tasob dare vali aval be azerbayjan tasob darim mesle mehdi bakeri, . ….
[پاسخ]
مسعود اکبری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ (1 week ago) ۱۰:۴۵ ب.ظ:
درود @بابک,
از زبان فارسی برای فرستادن دیدگاه استفاده کنید
[پاسخ]
در حالی که آمریکا در سایه اتحاد ایالات مختلف توانست بدون پشتوانه تاریخی به چنین هیمنه ای دست یابد، آنجا که اروپاییها که پس از دو جنگ ویرانگر و خانمانسوز چاره درد خود را در اتحاد یافتند، شیخ نشینهای حاشیه جنوب خلیج همیشه فارس در سایه اتحاد به شوکت، احترام و شکوفایی اقتصادی دست یافتند، من یکی که متوجه نمی شوم زدن بعضی حرفها و تفاخر به نسب و نیا و نبش قبر برخی وقایع تاریخی کدام درد هموطن آذری یا کرد یا بلوچ یا عرب یا ترکمن مرا درمان خواهد کرد؟! الا اینکه بعضیها بوی کباب به دماغشان خورده باشد و بخواهند از نمد تفرقه برای خود کلاهی بدوزند!!! خواب دیده اند خیر باشد. عوامل تفرقه زا و متوهم جایی در بین آحاد ملت از آذری و فارس و غیره ندارند. من اهل نیشابورم و به قول شما فارس و همسرم (که به او صمیمانه عشق می ورزم) آذری است. با کمک او توانسته ام آذری بیاموزم(به بقیه هم توصیه می کنم این زبان را بیاموزند خیلی شیرین است). هر دوی ما نزد فامیل یکدیگر بسیار عزیز و محترم هستیم. حاصل زندگی ۲۵ ساله ما سه فرزند است که به ترتیب متولد گرگان، اهواز و کرمانشاه هستند و الان هم ساکن تهرانیم. ذره ای از این چیزهایی که بعضی ها افاضه کرده اند وجود خارجی ندارد. اصلا این چیزها را که می خوانم حال بدی بهم دست می دهد. مگر آذری و غیر آذری داریم؟! مگر زمان جنگ را فراموش کرده ایم که چگونه دلاوران آذری در کنار بقیه غیورمردان این سرزمین دهان دشمن را پر از خاک کردند؟!
من همانقدر به بابک افتخار می کنم که به ابومسلم.
فردوسی همانقدر برایم عزیز است که نظامی گنجوی. آقایان دست بردارید. بعضی حرفهایتان بوی خون و توحش می دهد و تداعی کننده صحنه های مشمئز کننده و فجیع وقایع صربستان و بوسنی و کرواسی است. آیا غیر از این است که همه این مردمان در کنار یکدیگر با صلح و صفا می زیستند ولی یک عده آدم تشنه قدرت با برخ کشیدن اختلافات کهنه کاری کردند که همسایه به خان و مان و جان و ناموس همسایه اش رحم نکرد؟! اگر مسلمانید بدانید که این تفاخرات بر خلاف تعالیم الهی اسلام است (حتی زرتم المقابر) و و اگر ذره ای حب وطن داشته باشید بدایند که برباد دهنده ملک و ملت.
بیایید دست در دست هم نهیم به مهر، میهن خویش را کنیم آبا.د
[پاسخ]
سلام عزیزان چه ترک و چه فارس
انصاف بدهید که ترکها از قبل تر ها در ایران بوده اند و دلایل زیادی هم در این خصوص است که اکثرا به جز یهودی زده ها به آن اذعان دارند. متاسفانه از زمان رضاخان علیه ترکها جوسازی شدید شد و جک ها هم از آن زمان رایج شد البته به سایر قومیت ها هم توهین می شود هم در روزنامه ها و هم در کتابها. ما پان نیستیم برادر فارسی زبان که خود را فهیم میدانی و طالب آزادی هستی اما مغایر با آزادی حرف میزنی، بدان که هر ملتی به زبان خودش ارزش قایل هست، ترکها هیچ موقع برای خودشان تاریخ سازی نکرده اند چون نیازی به این کار ندیده اند، اما در زمان پهلوی ما شاهد تاریخ سازی به کمک یهودی ها بوده ایم و الا قبل از آن ما کتابهایی نداریم که درباره ماد و کوروش و… با این طمطراق سخن گفته باشند. ناصر پورپیرار یک فارسی زبان است ولی حرفهایی زده که شما را به حرفهای او ارجاع می دهم. در کتاب چنین گفت زرتشت هم اطلاعاتی در باب زادگاه زردشت آمده است هرچند خودم به اینها استناد نمیکنم. برادر فارسی زبان ما همه از یک سرزمین بوده ایم، ترکها با فارسها تعامل داشته اند، اگر ترکها مهمان بوده اند پس چرا مناطق خوش آب و هوا دستشان است؟ تا الان هم کسی نگفته که ما این مناطق را غصب کرده ایم! چون ما ایرانی و مادی هستیم اگر ماد ها فارس بوده اند لزومی نداشت که قوم دیگری به اسم پارس ظهور کند!عزیزان من علیه قومیتی حمله نکنید، جک نسازید. ما ترکها تاریخ ایران را در دست داشته ایم و همه سلسله ها ترک بوده اند، کسی که مخ نظامی سیاسی و اقتصادی نداشته باشد نمی تواند سلطنت را به دست بگیرد. همه هجمه ها علیه ترکها سیاست است. حالا نمیدانم از داخل هدایت می شود یا از خارج. سارکوزی ازین که ترکیه به اتحادیه اروپا بپیوندد به شدت واهمه داشت، ناپلئون در مورد ترکها حرفهای جالبی دارد. اگر اصفهانی ها به شهرشان می نازند اون شهر رو شاه عباس براشون ساخته با معمارانی که از جلفا به اونجا آومدن. نور چشمان من، بدون مطالعه علیه قومی به پا نخیزید. امیدوارم صادقانه با این مباحث برخورد کنید. ایران همیشه سرفراز باد
[پاسخ]
فارس ها هیچ افتخار تاریخی ندارند تنها چیزی هم که از تمدن دارند ساخته دست ترک هاست نمونه اش اصفهان و تهران و مشهد و…(در دوره های سلجوقی و صفوی و افشار و…) است کلا معماری ایران بعد از اسلام برخاسته از اذربایجان است(کتاب معماری ایران نوشته محمدکریم پیرنیا وتمامی کتاب های درسی معماری) ومعماری و تمدن فارس ها قبل از اسلام چیزی جز تقلید از قومیت های دیگه مثل بابلی ها و مصری ها و رومی ها نبوده (شعارشان .تقلید درست بهتر ازابتکار بد. می باشد).
فارس ها خودشان را فرزندان کورش میدانند در حالی که فرزند کورش کمبوجیه بود که برادرش بردیا را کشت و با خواهر بزرگش رکسانا ازدواج کرد و او را درحالی که حامله بود کشت و با خواهر کوچش آتوسا نیز ازدواج کرد. کلا ازدواج خواهر و برادر در ایران باستان فارس ها امری عادی بوده (هرودوت وکتابهای تاریخ؛ توصیه میکنم نظر دیگر تاریخدان ها را در مورد وحشی گری های شاهان هخامنشی بخوانید).
از سه کشور فارسی زبان ایران و افغانستان و تاجیکستان دو تاشون جزئ کشورهای محور شرارت و حامی تروریست هستند و منشا تولید و توزیع مواد مخدر. کل دنیا را ناامن کردند
شکی نیست که آذربایجان سر ایران و مهد علم و ادب(اونهایی که کمی تحصیلات دارن می فهمن) بوده و هست که در دو نظام حکومتی قبلی ناشناخته مونده از لحاظ ادب که بیش از ۴۰۰ شاعر و عارف در مقبرتالشعرای تبریز در حاک اند(نمونه اش نظامی و اعتصامی پدران شعر مناظره ایران می باشند) از لحاظ روشنفکری دروازه ورود روشنفکری به ایران بوده(مهندس بازرگان و ارانی و تقی زاده و باغچه بان و…که بزرگان روشن فکری ایرانند) همین الان تبریز طبق آمار سازمان بهداشت جهانی سالم ترین و امن ترین شهر ایران میباشد . کلا شهرهای ترک نشین جرم و جنایت کمتری دارند(آمار قوه قضائیه و روزنامه ها) . از لحاظ صنعت و تجارت و ارتباطات هم اگر کمی خبرداشته باشید به جایگاه ممتاز آذربایجان و تبریز هم پی می برید(مثلا آذربایجان برای ۴امین سال پی درپی در جذب سرمایه های خارجی رتبه اول ایران راداره و از لحاظ سرمایه گذاری بخش خصوصی هم همینطور)
[پاسخ]
نقدی بر علی اکبر رائفی پور!
یازار : SAVAŞ
http://azerbaycan.arzublog.com/post-14999.html
شاید این روزها در بازار داغ روشن فکرها برخی اسامی برایتان آشنا باشد، از جمله این اسامی شخصی است به نام علی اکبر رائفی پور که ظاهرا با سخنرانی هایش در مورد شیطان پرستی و فراماسونری و … معروف شده است. خود من تا چند روز قبل نه ایشان را می شناختم و نه سخنرانی های ایشان را شنیده بودم.
اما اخیرا در وبلاگ یکی از دوستان کلیپی از این شخص به اصطلاح روشن فکر دیدم که که در قالب سخنرانی در مورد فراماسونری افکار نژاد پرستانه و فاشیستی خود را به شنوندگان دیکته می کند؛ ایشان در این سخنرانی هویت ۳۵ میلیون ترک ایرانی را بدون هیچ سند و مدرکی زیر سوال می برد.
حتما ویدئوی سخنرانی نژاپرستانه ی عی اکبر رائفی پور را مشاهده کنید.
http://www.aparat.com/v/b4fda13184e80a58eb1388a0847dfbd520152
اما در پاسخ به ایشان تک تک جملاتی که در این کلیپ می فرمایند را بدون یک کلمه سانسور نوشته و پاسخ ایشان را در زیر آن قید می کنیم. عین سخنرانی ایشان با فونت سیاه و بولد و پاسخشان فونت ریز و قهوه ای:
یکی از نشانه های اصلی که به منزله نمایاندن فراماسونری هست علامت هورن هند کورناتوئه؛ دست شاخدار که به این شکل می گیرن دست همدیگه؛
تا این قسمت بحث ایشون فراماسونری هست و قابل تقدیر، اما از این به بعد مقدمه چینی های ایشون شروع میشه.
البته اینجا عرض کنم هر گردی گردو نیست! چون این الان در بین ترکها به عنوان نماد ترک ها هم جا افتاده، به عنوان بوزقورد؛ اما نوک انگشتان این شکلی اما رعایت نمی کنن، این طوری می گیرن! اونها دو دست می گیرن، اینها یه دست می گیرن!
میزان مطالعه و تحقیق ایشان از همین جمله ایشان قابل فهم است، چرا که تفاوت این علامت و نماد بؤزقورد از زمین تا آسمان است. و در عکسهای زیر می توانید تفاوتهای این دو را به خوبی درک کنید. البته علاوه بر تفاوتهای آشکار در شکل ظاهری این دو نماد، تفاوتهای دیگری هم وجود دارد از جمله فلسفه وجودی و نحوه شکل گیری این علامتها و محل استفاده و دلیل استفاده از این نمادها که جلوتر اشاره می کنم.
به عنوان مثال، یک تفاوت بسیار مهم و کلیدی فلسفه وجودی این دو نماد می باشد. بوزقورد نماد گرگ خاکستری هست که طبق افسانه های ترکها موجب احیای نسل ترکها شد و در واقع نماد زندگی دوباره می باشد. حال آنکه هورند هند نماد دجال یا شیطان و در واقع مرگ می باشد. حال با کدام منطقی می توان قبول کرد که هورند هند و بوزقورد یکی هستند چرا که برای این کار باید قبول کنیم که مرگ و زندگی یکی هستند.
نماد بوزقورد اخیرا به عنوان نماد تورکها استفاده نمی شود؛ هزاران سال قدمت این نماد با تاریخ ترکها گره خورده و با یک تحقیق کوتاه می توان به قدمت آن پی برد؛ حال چگونه می توان این نماد هزارات ساله را با نماد هورند هندی که از قرن ۱۶ و ۱۷ و پس از دوران اصلاحات در اروپا ایجاد شده اند، مقایسه کرد؟؟!
نماد بؤزقورد نشانگر گوشها و سر گرگ خاکستری که در اساطیر تورکان اغوز حیوان مقدسی می باشد و موجب احیای نسل تورکان اغوز شده، است اما نماد هورند هند نشان دهنده شاخهای بز است که ماسونها بز را نماد شیطان یا دجال می دانند.
بعد دلیل داره دیگه؛ مثلا اگه یه نفر بره آذربایجان یا ترکیه اینجوری بکنه، احتمال فراماسونری بودنش نیست. اما اگه یه نفر تو یه خواست دیگه ای که هیچ ارتباطی با آذری ها و ترک ها نداره بیاد این نماد رو استفاده بکنه خوب این بودار میشه ماجرا!
تفاوت دیگر این دو نماد مکان و دلیل استفاده از این دو نماد هست؛ نماد هورند هند بیشتر برای شناسایی افراد این گروهها استفاده میشه اما این جریان در مورد بوزقورد برقرار نیست و فلسفه این نماد به گونه ای است که لازم نیست در خیابان و برای شناسایی این نماد به کار برده بشه؛ ایشون در صورت تمایل می تونن اینو توی آذربایجان یا ترکیه امتحان کنند .
خدمتتون عرض کنم که اصلا خود این نماد هم توسط فراماسونرها گنجانده شده به عنوان نشان و نماد ترکها!
و اینجا دوباره عمق تحقیقات ایشون مشخص میشه و من مجبورم حرفم رو تکرار بکنم که نماد هورند هند طی قرون ۱۶ و ۱۷ ابداع شده و به عنوان نماد ماسونها استفاده شده در حالی که نماد بوزقورد در بین ترکان هزاران سال قدمت دارد و به زمان اولین اجداد تورکان اغوز میرسه! و تورکها از هزاران سال پیش از این نماد استفاده می کردند.
علامت بوزقورد میدونم که حالا برمی گرده به اون ماجرای گرگ خاکستری؛ بوز میشه یخ دیگه؛ درسته؟ گرگ یخی یا گرگ خاکستری، مثلا رنگ یخ مد نظره که طبق افسانه های ترک ها می دونید که ما ایرانی ها…
اولا اگر ایشان می دانستند که این نماد به ماجرای گرگ خاکستری برمیگرده ادعا نمیکردند که ماسونها این رو بین تورکها جا انداختند اما ثانیا میزان آگاهی و مطالعه ایشان یک بار دیگه اینجا مشخص میشود که برای سخنرانی به این مهمی فرق بؤز(خاکستری) رو با بوز(یخ) نفهمیده اند و حتی آنقدر سواد نداشته اند که بفهمند چرا می گویند خاکستری نه یخی! و به جای فهمیدن این موضوع، برای گرگ یخی که خودشان درست کردند فلسفه هم درست کردند که منظور رنگ یخه!!!
اما ایشان از آنجایی که در این مورد اطلاعاتی ندارند با زیرکی تمام موضوع رو عوض می کنند. به آخر جمله ایشان توجه کنید که چطور تو سخنرانی یه تیکه میندازند و مثل آب خوردن موضوع رو عوض می کنن! در این مورد همه ما باید پیش ایشان یک دوره ببینیم!
اینو من همین اول عرض کنم که، این شبهه رو برطرف کنم، خودمم خداییش نمیدونم چرا کسی نمیگه اینو تو مملکت ما، یعنی برا خودمم سواله! یه همچین چیزی رو نمیگن، نمیدونم دلیلش چیه؟؟!! ترکها هیچ نسبتی و هیچ ربطی به آذری ها ندارند، کمپلت باید اینها رو جدا کرد؛ ترکها نسبشون قطعا میرسه به چینی ها و مغول ها اما آذری ها نسب کاملا ایرانی دارن!
ظاهرا ایشان ترفندهای سخنرانی رو خوب بلدن و علاوه بر عوض کردن موضوع، مقدمه چینی رو هم خوب بلدن!
اما در جواب ایشان باید گفت که مطمئنا ایشان در ایران زندگی نمی کنن! چون در تمام رژیم شوونیستی پهلوی این حرفهای بی پایه و اساس رو می گفتن و پان ایرانیستها قصد دارن عقاید خودشون رو به دیگران تحمیل کنند. اما این که چرا این حرف ها رو به صورت رسمی اعلام نمی کنند تا خیال امثال ایشان راحت بشه واضحه! دلیلش اینه که عکس این مطلب اثبات شده و ترکهای آذربایجانی ۱۰۰ درصد هند-اروپایی نیستند که اگر غیر از این بود تا به حال هزار بار به صورت رسمی اعلام می کردند. تنها چیزی که ایرانیها را به هم پیوند میده اسلامه و لا غیر!
در مورد نسب ترکها هم که از اطلاعات تکمیلی ایشان بهره مند شدیم. نسب تورکها به مغولها نمیرسه اما تورکها و مغولها و ژاپنی ها و کره ای ها و فنلاندیها و مجارها و …. از یک ریشه هستند، از نژاد آلتای! در ضمن چینی ها هیچ نسبتی با تورکها یا مغول ها ندارند و امپراطوری های ترک همواره با چینی ها درگیر بودند.
اما ادعای ایشون مبنی بر ربط نداشتن ترکها و آذری ها به هم در واقع توهین به مردم آذربایجانه. مردم آذربایجان آنقدر درک و فهم دارند که اصل و نسب خودشون رو بشناسن و مطمئنا به توضیحات من و شما نیاز ندارند. همانطور که نظامی شاعر بزرگ آذربایجان گفته:
پدر در پدر مر مرا ترک بود
که هر یک به نیرو یکی گرگ بود
اصلا حضرت زرتشت یکی از روایتی که وجود داره در آذربایجان محشور شده، به رسالت رسیده! خدمتتون عرض بکنم که قله سبلان اگه برید بالای قله سبلان اونجا یه سنگی هست میگن حضرت زرتشت اومده اینجا چلّه نشینی کرده و به رسالت رسیده! یا اردبیلی ها آب سبلان رو آب مقدسی می دونند، چشمه های سبلان رو!
نام اصلی و ترکی سبلان یعنی ساوالان(که در زمان رژیم پهلوی عوض شده) دقیقا اشاره به محشور شدن حضرت زرتشت داره!
ساو: وحی
آلان: گیرنده، دریافت کننده
ساوالان: یعنی وحی گیرنده که منظور دریافت وحی حضرت زرتشت در این قله است و اصلا به خاطر حضرت زرتشت به این قله میگن ساوالان یا سبلان شما! و مقدس بودن آب سبلان و سنگ و اینها مربوط به همینه!
اما اینها چه ربطی به تورک نبودن آذری ها داره؟؟؟!!!
اصلا آذربایجان: آتروپاتگان؛ سرزمین آتش! کاملا ایرانی!
منظور ایشان از ایرانی آریاییه! مثلا قصد دارن افکار پان ایرانیستیشون رو پشت کلمه ایران قایم کنند. و باز هم اطلاعات ناقص ایشان؛ آتروپاتگان به معنی سرزمین آتش نیست بلکه آتروپاتگان نام سردار آذربایجانی است که در زمان حمله اسکندر به مقابله برخاست و اجازه نداد اسکندر چند روز بیشتر آذربایجان رو اشغال کنه! کلمه ای که ایشان مد نظر دارند آذربادگان هست که در زبان پهلوی به معنی سرزمین آتش است.
اما ایشون وجه تسمیه سوم آذربایجان رو فراموش کردن، آذربایجان یا همون آذربایگان یه کلمه کاملا ترکی هست.
آذ: در لغت به معنی اغور و نیت خیر و نام طایفه ای تورک زبان نیز بوده است.
ار: دارای منشا تورکی و به معنی فرد، انسان، مرد و جوان مرد است.
بای: بی، بیک، بیگ، بگ، به معنی توانگر، رئیس قبیله، حاکم، ….
گان: در زبان های تورکی با قبول تغییرات آوایی دارای معانی زیادی چون پدر، خاقان و … می شود.
آذر= آذ+ار، در زبان تورکی به معنای مبارک و میمون و نیز سرخ گون است.
اکنون با توجه به مراتب مذکور، آذربایگان بنا به دریافت “سیدوف” به معنی “پدر توانگر انسان آذ” و به عبارت دیگر به معنی “پدر توانگر مبارک” می باشد.
و نامهای تورکی دیگر موجود در این مناطق که سابقه ای چندین هزار ساله دارن گواه تورک نشین بودن این مناطقه!
اما بعدها بر اثر حمله ترکها و مغول زبان خودشون رو غالب کردن، زبان آذری متفاوت از زبان ترکی است! الان در نزدیکی خلخال و هرزند مرند هنوز به زبان آذری کلماتی وجود داره، دارند صحبت می کنند وگرنه متاسفانه کاملا از بین رفته!
و بالاخره مشخص شد که ایشون این حرفهارو از کجا می زنن و منبعشون چیه!! “رساله آذری یا زبان باستان آذربایجان” نوشته احمد کسروی تبریزی!
در مورد این شخص در ادامه حرف می زنیم اما چند سوال از این جناب به اصطلاح روشن فکر:
اگه مغول ها زبان ما رو عوض کردن پس چرا به ما زبان مغولی یاد ندادن؟ یا اصلا چرا فقط به آذربایجانی ها تورکی یاد دادن نه به بقیه مردم ایران؟مغولها که کل ایرانو اشغال کرده بودن!
اگه ما به زور ترکهای سلجوقی و صفوی تورک شدیم باز همان سوال پیش میاد! چرا فقط زبان مردم آذربایجان رو عوض کردن و به ما تورکی یاد دادن؟ اونها که پایتختشون آذربایجان نبود؟ مثلا چرا زبون اصفهانی ها رو عوض نکردن و به اونا تورکی یاد ندادن؟
اینها سوالاتی هستند که خود احمد کسروی هم هیچگاه جواب آنها را نداد. اما در مورد احمد کسروی تبریزی! خود فروخته ای که با همین کتاب مشهور شد و در دربار رژیم پهلوی صاحب مقام شد. معروفترین فردی که مروج نظریه زبان آذری دری و نژاد به اصطلاح پاک آریایی در ایران می باشد احمد کسروی است . این فرد سوابق بسیاری در اسلام ستیزی و شیعه ستیزی دارد و بسیاری او را جاسوس انگلیس و از تفرقه اندازان میان مسلمانان بشمار می آورند ایشان دینی بنام پاک دینی که آمیخته ای از آیین مجوس و اسلام و نظریات خود بنا نهاده و ادعای پیامبر نموده و کتاب بنیاد ورجاوند را نعوذبالله همسنگ قران دانسته اند وی از نظر بسیاری از دانشمندان اسلامی فردی فاسد و خائن بشمار می رفت و در نهایت به دست دو برادر به نامهای علی و حسین امامی از اعضای حزب فدائیان اسلام با ضربات چاقو کشته شد و جسد او به قبرستان شهر راه داده نشد و در شمال تهران و در مرداب دره شمران دفن شد.
امام خمینی(ره) رهبر کبیر انقلاب اسلامی که نه ترک بود و نه تجزیه طلب، کسروی را« فردی فتنه انگیز ابله و بیخرد و بیچاره و تهی مغز و گزاف گوی روشن و دروغ پرداز آشکار»۱ معرفی نموده و در قسمتی از کتاب کشف الاسرار او را کاسه لیس استعمار گران و دشمن دین و استقلال کشور دانسته و می فرمایند: :«استعمارگران نقشه های خود را با بعضی در میان گذاشتند وآن کس که با تمام مقاصد آنها همراه شد دیکتاتوری بیهوش رضاخان بود شما و آن ارباب بیخرد افیونی شما ته مانده کاسه آنها را می لیسیدو بدون آنکه اصلا قوه تمیز داشته باشید بر ضد دین و کشور و استقلال مملکت کتابچه های ننگین خود را پخش می کنید »۲ونیزمی فرمایند:«شما در یک کتابچه چندصفحه اینقدر خیانت مرتکب شدید ودروغپردازیها کردید حق ندارید وظیفه برای هیچ کس تعیین کنید شما خود قاچاق هستید و در حزب جنایتکاران در شمارید »۳همچنین امام او را جزو«افسار گسیخته هایی که بیخردانه و کور کورانه سینه دین و کشور را می زنند»۴ می دانند و می فرمایند:«قانون اسلام خون شما را هدر می کند و دست دزدی شما را کوتاه میکند»۵ و درباره دعوت او به باستان گرایی نیز می نویسند:« این نویسنده بیخرد در کمال بیشرمی از آئین خود بدین پاک نام می برد با آنکه سوابق آن مرد ابله در تبریزو تهران در دست است وآنها که اورا میشناسند به نا پاکی و خلاف عفت میشناسند چنین عنصری که خود ناپاکترین عناصر است می خواهد مردم را به آئین ناپاک که آئین زرتشت موهوم است دعوت کند »۶ در مورد ناپاکی وفساد اخلاقی کسروی قابل ذکر است که او خود دریکی از کتابهایش صریحا به استعمال تریاک اعتراف می کند۷٫
۱ـامام و روحانیت مجموعه دیدگاهها و سخنان امام در باره روحانیت ـگرد آوری دفتر سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ـ۱۳۶۲ه. ش ص ۲۲
۲ـ امام و روحانیت مجموعه دیدگاهها و سخنان امام در باره روحانیت ـگرد آوری دفتر سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ـ۱۳۶۲ه. ش ص ۳۳
۳ـ همان منبع ص۲۹
۴ـ همان منبع ص۲۴
۵ـ همان منبع ص۲۹
۶ـ همان منبع ص۲۲
۷ـ احمد کسروی،زندگانی من،چرا از عدلیه بیرون آمدم،صفحه ۴۴۶ و ۴۴۷
حال به نظر نمی رسد چنین شخصی منبع و مدرک موثق و معتبری باشد.
بیشترین تناقض گویی کسروی در این کتاب ۵۶ صفحه ای این است که با استناد به ۴ روستای غیر تورک زبان در اطراف مرند که هنگام حمله انوشیروان به آذربایجان به عوامل نظامی به آن منطقه آورده شده بودند، مردم آذربایجان را برخلاف نوشته های پیشین خود مانند تاریخ ۱۸ ساله آذربایجان یا مقالاتی که در روزنامه های سوری مانند حبل المتین و العرفان می نوشت، آذری معرفی می کنه و عنوان می کنه که بعد از حمله مغول و حکومت های سلجوقیان و صفوی زبان خود را تغییر داده اند. کسروی و دوستانش علاوه بر اینکه به سوالات بالا جواب ندادند طی مراسمی در ۲۶ آذر اقدام به سوزاندن هزاران جلد کتاب ترکی کردند.
اما از نگاه زبان شناسی کاملا میشه ریشه یابی کرد؛ مثلا شما عنایت داشته باشید شعر مولانا رو، مولانا خطاب به شمس تبریزی میگه که :
که شمس الدین تبریزی*****بفرماید مرا بوری
مرا گوید بیا بوری*****که من باغم تو زنبوری
که تا خونت عسل گردد*****که تا مومت شود نوری
ببین یعنی آذری ها به جای کلمه گَل از چی استفاده می کردن؟ از بوری یعنی بیا! و این بوری در بقیه لهجه های ایرانی هم وجود داره، وره در کردی به همون معنای بیا و برو استفاده میشه؛ درسته؟ و خیلی کلمات دیگه که ثابت شدست.
راجع به شعر ایشان اول باید بگویند که به چه دلیل این کلمه را با زبانهای هند-اروپایی ریشه یابی کردند؟ ثانیا باید بفرمایند که از کجا فهمیدند معنی این کلمه میشود “بیا”؟ و ثالثا شباهت بوری با وره چیست؟؟؟؟
اما از دیدگاه زبان شناسی بوری کلمه ای است کاملا ترکی.
بوری: بوریی بوروی شکل قدیمی واژه بویور به معنی بفرمایید!
بوری: واژه بوری یا بورا به معنی اینجا!
اگر ایشون اطلاعاتشون رو کمی بالا می بردن می فهمیدن که در زبان ترکی برای مهمان از گل استفاده نمی کنن؛ میگن “بویور”.
و ایشان باید به این سوال هم پاسخ دهند که اگر یک بیت شعر می تواند دلیل منطقی برای این ادعا باشد پس با هزاران هزار بیت شعر ترکی نظامی و فضولی و نسیمی و … ترک نشین بودن این مناطق مشخص می شود.
و درباره خیلی کلمات دیگه که ثابت شده است:
برای چه کسی ثابت شده است؟ برای ایشان؟برای امثال کسروی و تقی زاده و پیر نیا؟
از دیدگاه زبان شناسی صرف کلمه مطرح نیست، مثلا من الان دارم میگم سلام! آقا این عربه! چون داره میگه سلام حتما این عربه! نه کی گفته؟!!
در اینجا خود ایشان حرف قبلیشونو در مورد بوری و شعر مولانا نقض می کنند!
من باید از دیدگاه زبان شناسانه نگاه بکنم:مثال واستون می زنم؛ مثلا انگلیسی ها چی رو نماد سفیدی می دونن؟ برف رو؟ قند رو؟ چی رو نماد زیبایی می دونن؟ ماه رو؟ مثل ماه زیبا؟ مثل گل زیبا؟ مثل غزال زیبا؟ چی رو نماد زیبایی می دونن؟ خوب الان شما بیاید نگاه بکنید آذری های ما و بقیه اقوام ایرانی ثابته، یکسانه! یعنی حتی اگه زبان ترکی رو یاد گرفته، هنوز هم ماه رو نماد زیبایی می دونه! فقط به جای ماه داره میگه آی! و دلایل خیلی زیادی هست، حتما بهتون میگم مطالعه بفرمایید!
اما از این دیدگاه زبان شناسی ابتدا باید گفت که این مسئله به محیط پیرامون مردم بستگی دارد نه نژاد آنها! هر قومی از پدیده ها یا اشکالی که در محیط پیرامونش وجود دارد و نسبت به آنها احساس مثبتی دارد برای هر ویژگی یا حالتی برای خود نمادهایی بر می گزیند و با گذشت زمان این نمادها معنای عمیقتر و کلی تری پیدا می کنند. پس نمادهای یک ملت به محیط پیرامون آن ملت بستگی دارد نه نژاد و نسب آنها!!
اما اگر از همین دیدگاه بررسی شود اتفاقا آذری ها با تورکها شباهت و نزدیکی بیشتری دارند، اول در مورد اینکه چرا آذری ها ماه رو نماد زیبایی می دونن ایشان باید مطالعاتشان را افزایش دهند. ماه و ستاره(آی اولدوز) نماد مشترک تورکهای تمام دنیاست و در پرچمهای هر هفت کشور ترک قرقیزستان و قزاقستان و اوزبکستان و تورکمنستان و ترکیه و قبرس شمالی و آذربایجان و ۱۳ جمهوری خودمختار ترک نماد ماه ستاره را به وضوح می توان دید و همینطور تورکهای ایران ماه ستاره را نماد خود و نماد زیبایی می دانند.
دقیقا به همین دلیل است که نماد اصلی “جهان تورک” با ماه ستاره درست شده است. دلیل اینکه در پرچمهای کشورهای عربی غرب آسیا و غرب خاور میانه و شمال آفریقا(لیبی و الجزایر و تونس و …) نماد ماه ستاره وجود دارد این است که امپراطوری عثمانی قرنها در این مناطق حکومت می کرد و این نمادها آثار امپراطوری عثمانی در این مناطق است. همینطور کشورهای آسیای شرقی و شمال شرقی و آسیای مرکزی(مالزی و پاکستان و …) به دلیل امپراطوری های هون و سلجوقی!
اما متاسفانه الان دستهایی تو کاره که آذربایجان رو تجزیه بکنه که با جمهوری آذربایجان یه کشوری بشه و همین نماد رو (بوزقورد) الان پیرن عثمان کردن! میگن که نماد ترکهاست و فلان و …! اصلا هیچ ربطی نداره! این که چرا گفته نمیشه واقعا واسه من جای سواله! این غفلته؟! عمده؟! چیه؟! نمیدونم! که ان شا الله غفلت باشه!
و همین جا مشخصه که هدف ایشون از این سخنرانی به اسلام یا فراماسونری ربطی نداره و اهداف دیگه ای رو دنبال می کنن.
بؤلوم : یازیلار(مقاله لر) ۱۳۹۰٫۴٫۳۰
[پاسخ]